هميشه خواستهام کسي بشوم؛ اما انگار بايد کمي آرزويام را خاصتر ميکردم!
جين واگنر
هميشه خواستهام کسي بشوم؛ اما انگار بايد کمي آرزويام را خاصتر ميکردم!
جين واگنر
“خود تورس بهتر شده است؟ فکر نمیکنم. موضوع این است که فکر نمیکنم که تورس بتواند بهتر شود. ایبراهیموویچ هم بهتر نشده. او همان بازیکن سابق است و در بود یا نبود اتوئو یک جور بازی میکند. میتوانی تغییراتی داشته باشی و از اشتباهاتات بکاهی؛ ولی چطور میتوانی بهتر شوی؟” (گفتگوي روزنامهي مارکا با فرناندو تورس؛ اينجا)
درس اين شماره اين است: حتما لازم نيست براي واقعا بهتر شدن تلاش کنيد. همين که بتوانيد تعداد اشتباهاتتان را کاهش دهيد يعني بهتر شدن!
اولين درس بازاريابي، شناخت آميختهي بازاريابي يا همان 4Ps معروف است: Product (محصول)، Price (قيمت)، Place (موضعدهي) و Promotion (ترويج.) اين مدل ساده و کاربردي، بنياديترين مبحث بازاريابي است که يادم هست آقاي دکتر روستا استاد بازاريابي ما هم روياش تأکيد زيادي داشتند.
اتفاقي به اين مطلب برخوردم که اين مدل را براي مشاورهي مديريت سفارشيسازي کرده است. مدل آميختهي مشاوره (Consulting Mix) که يعني 4 دليل بنيادين استفادهي سازمانها از مشاوران:
جالب بود!
هر کسي استعدادي دارد؛ چيزي که کمياب است شجاعت دنبال کردن آن استعداد تا رسيدن به فضاي سياهي است که آن استعداد آدم را بدانجا راهنمايي ميکند.
اريکا يونگ
موضوع تحليل اطلاعات (Analytic) از آن موضوعات جذابي است که دارد اين روزها به لطف تمرکز استاد معروف مدرسهي مديريت هاروارد يعني توماس داونپورت بر اين موضوع در دنيا بهشدت مورد توجه قرار ميگيرد و کاربردهاياش نيز در عمل گستردهتر ميشوند. امواج اين تغيير دارد کمکم به کشور ما هم ميرسد و به نظر ميرسد جديدترين مد مديريت و آيتي که در سالهاي آتي در ايران شدت مورد توجه خواهد بود، همين موضوع باشد.
به دليل اهميت و جديد بودن اين موضوع، مقالهي اين هفته اختصاص دارد به مروري اجمالي بر اينکه تحليل اطلاعات چيست و چطور بايد اجرايي شود. در هفتههاي بعد به مرور مقالاتي از خود داونپورت هم در اين زمينه خواهيم پرداخت. داونپورت حرفهاياش را در دو کتابي هم که در اين زمينه نوشته شرح و بسط داده است. مقالهي اين هفته از نگاهي کليتر و اجراييتر به پيادهسازي سيستم تحليل اطلاعات در سازمان و جنبههاي آن نگريسته است.
بنابراين با هم نگاهي مياندازيم به مقالهي جيم فريس؛ مدير خدمات مشاورهي کسب و کار جهاني SAS (که احتمالا معروفترين تأمينکنندهي نرمافزارهاي تحليل اطلاعات در جهان است):
اين مقالهي جذاب و خواندني و نسبتا طولانيِ 20 صفحهاي را از اينجا دانلود کنيد (براي اينکه بيشتر ترغيبتان کنم به ديدن اصل مقاله، اين مقاله کلي نمودار و شکل جذاب دارد که بايد ببينيد!)
پ.ن. از شيوهي پيشنهادي آقاي فريس، براي طراحي و پيادهسازي سيستمهاي مديريتي در سازمان هم ميتوان الگوهاي خوبي گرفت. من حال ندارم بنويسمشان؛ ولي خوب، ميدانم که خوانندگان باهوشي دارم!
نويسنده: هايدي گرانت هالوورسون/ مترجم: علي نعمتي شهاب
يک ماه از سال جديد هم به سرعت در حال گذشتن و تمام شدن است. اهداف سال جديدتان در چه حالاند؟ احتمالا آن طوري که دوست داشتيد پيش نرفتهاند. اگر اينگونه است، شما تنها نيستيد. در واقع مطالعات بسياري نشان دادهاند که بيش از نيمي از افرادي که تصميماتي براي سال جديد گرفتهاند، آنها را در ميانهي راه شکستهاند.
ايجاد تغييرات واقعي ميتواند مشکل باشد و همين موضوع، انگيزهاي است براي آغاز کاهش دادن انتظارات يا کنار گذاشتن کامل اهداف. اما ناراحت نباشيد، هنوز براي فشردن کليد ريست و دوباره حمله کردن به اهداف دير نشده است؛ اما اين بار بايد مجهزتر باشيد.
اغلب ما سرزنشهايمان را براي شکست بر نقاط اشتباهي متمرکز ميکنيم. معتقديم که استعداد يا عزم راسخي نداشتيم يا از يک توانايي ذاتي لازم براي دستيابي به هدفمان بهرهمند نبوديم. اما اولين چيزي که با مطالعهي عوامل موفقيت در زندگي ياد ميگيريد اين است که تواناييهاي ذاتي (البته اگر اصلا چنين چيزي وجود داشته باشد!) در مورد شانس شما براي موفقيت در دستيابي به هدفتان هيچ نميگويند. تحقيق من در کنار نتايج چند دهه تحقيق در مورد انگيزش تصوير متفاوتي را ترسيم ميکند: در حقيقت مثل بسياري ديگر از جنبههاي زندگي همه چيز به استراتژي برميگردد.
در اينجا دو استراتژي که به صورت عملي مورد آزمون قرار گرفتهاند و ميتوانند باعث شوند يک سال نااميدکنندهي ديگر با عملي شدن همان تغييرات اساسي که به دنبالشان ميگرديد به سالي پربار تبديل شود، بررسي ميشوند:
1- تعيين اهداف خاص نه؛ اهداف کاملا خاص تعريف کنيد: وقتي آدمها اهدافشان را براي من تعريف ميکنند من چيزهايي مثل اينکه “ميخوام بيشتر کار کنم”، “غذاي سالمتري بخورم”، “کمتر خرج کنم و بيشتر پسانداز” و مانند اينها را ميشنوم. در جواب اين حرفها من ميگويم: “اوکي، خوب موفقيت برات چطوري تعريف ميشه؟ از کجا ميفهمي به هدفات رسيدي؟” اغلب اين سؤال با سکوتي طولاني، سردرگمي و پاسخي مثل “راستاش واقعا در اين مورد فکر نکردم” همراه ميشود.
زمان گذاشتن براي تعريف و نوشتن دقيق آنچه ميخواهيد به آن برسيد احتمال راضي شدن به کمتر و توجيه خودتان با گفتن اينکه “همين هم خوبه” را کاهش ميدهد. “هزاران مطالعه نشان دادهاند که خاص کردن هر چه بيشتر اهداف، يکي از اثربخشترين گامها براي دستيابي به هر هدفي است.”
به جاي “سخت کار کردن”، يک هدف بلند مدت را در نظر بگيريد ـ مثل “افزايش حقوق بهاندازهي حداقل … دلار” يا “رسيدن به ردهي … سازماني در ارتقاي شغلي.” همچنين جزييات گامهاي ويژهي ميان مدتي که براي رسيدن به آن نقطه لازم است را تعيين کنيد. آيا مديرتان از شما خواسته در حوزههاي فني خاصي خودتان را بهبود بدهيد؟ آيا خبر داريد که برخي مسائل در روابط بين انساني شما را از پيشرفت بازداشته است؟ اگر ميدانيد بايد بهتر ارتباط برقرار کنيد، هدف خاص خودتان را چيزي مثل “با دقت گوش کردن بدون قطع کردن صحبت طرف مقابل” تعيين کنيد.
وقتي چيزي را که براياش تلاش ميکنيد مبهم باشد، استفاده از اين روش آسان وقتي خسته و دلسرد و افسرده شدهايد، بسيار انگيزشبخش است. اما خودتان را با اين افسانه نفريبيد که اگر هدف مشخصي را تعيين کرديد، يا به آن ميرسيد و يا نه. اگر نرسيديد، چارهاي نداريد جز اينکه آنقدر روي آن موضوع کار کنيد تا موفق شويد.
2- دربارهي آنچه که ميخواهيد و چيزهايي که بين شما و آن فاصله مياندازند بيانديشيد: در ذهنتان تا نقطهي مطلوب برويد و برگرديد! اين استراتژي مقايسهي ذهني ناميده ميشود و به صورت خلاصه شامل خوشبينانه فکر کردن دربارهي جنبههاي شگفتانگيز دستيابي به هدفتان در عين واقعي فکر کردن دربارهي اينکه چگونه ميخواهيد به آن نقطه برسيد، است.
اول تصور کنيد در زمان دستيابي به هدفتان چه احساسي خواهيد داشت. تا جايي که ميشود آن را در ذهنتان روشن و روشنتر تصوير کنيد. سپس متوجه موانعي شويد که در بين راه به آنها برخواهيد خورد. مثلا اگر دوست داريد شغلي بهتر و با درآمد بالاتر به دست آوريد، بايد با تخيل دربارهي احساس غرور و لذتي که از پذيرفتن يک پيشنهاد شغلي فوقالعاده از سازماني برجسته به شما دست ميدهد شروع کنيد. سپس ميتوانيد دربارهي چيزهايي که بين شما و آن پيشنهاد مطبوع فاصله انداختهاند فکر کنيد؛ مثلا: کانديداهاي برجستهي ديگري که براي آن شغل درخواست ميدهند. آيا توجه به اين موضوع باعث نميشود که شما روزمهتان را کمي بهبود بدهيد؟
اين کار تجربهي لزوم اقدام ناميده ميشود ـ حالتي روانشناختي که براي دستيابي به هدف مورد نياز است. خيالپردازي در مورد اينکه گرفتن آن شغل چقدر خوب خواهد بود ميتواند خيلي لذتبخش باشد؛ اما شما را به سر منزل مقصود نميرساند. تکنيک مقايسهي ذهني آرزوها و خيالات شما را با متمرکز کردنتان بر آنچه براي رسيدن به آنها مورد نياز است، به واقعيت تبديل ميکند.
در تحقيقاتي که توسط من و همکارانام انجام شده ـ از بررسي نوجوانان 15 سالهاي که در طول تابستان خودشان را براي امتحان PSAT آماده ميکنند تا کارکنان واحد منابع انساني که براي مديريت بهتر زمانشان تلاش ميکنند و از افراد مجردي که براي يافتن همسر تلاش ميکنند تا پرستاران کودکان که ميکوشند با والدين بچهها ارتباط بهتري برقرار کنند ـ نتايج هميشه مشابه بودهاند. استفاده از تکنيک مقايسهي ذهني به شکل قابل اطميناني به تلاشها، انرژي و برنامهريزي بيشتر و دستيابي بهتر به اهداف ميانجامد. صرف چند دقيقه براي رفت و برگشت ذهني بين آيندهي مورد نظرتان و وضعيت امروزتان و موانعي که بايد براي رسيدن به نقطهي مطلوب پشت سر بگذاريد، به شما کمک ميکند تا به شفافيت و انگيزهي لازم براي موفقيت دست يابيد.
پ.ن. امسال پستهاي ثابت هفتگي گزارهها اين طوري خواهد بود: شنبهها يک مطلب ترجمه، يکشنبهها مقالهي هفته، سهشنبهها مشاورهي مديريت و جمعهها لينکهاي هفته.
لينکهاي تعطيلات! 🙂 گزارهها از امشب به روال سابقاش برميگردد.
پیش از شروع سه نکته:
با این توضیحات لینکهای هفته را مرور میکنیم:
مديريت:
جشن گرفتن به افتخار شکستها (احمد شريفي)
تا حالا کوه رفتی؟ (همينا)
بعضی از مهمترین رویداد های بازاریابی ایران در سالی که گذشت (استاد پرويز درگي)
اخلاق حرفهای مدیریت پروژه (وبلاگ درسهاي آموخته؛ صادق روزبهي)
انرژي، راز موفقيت برندها (“اعتبار و آبروي برند، برندهاي با انرژي بالا در مصرفكنندگان احساس تمايل و هيجان ايجاد ميكنند. مصرفكنندگان احساس ميكنند اين برندها با سرعت بيشتري حركت ميكنند، به دوردستها خواهند رفت، كاربرديترند و مناسب نياز آنها هستند. در اين تحقيق الگوي مشخصي بين برندهاي با انرژي به دست آمد. برندهايي كه انرژي بيشتري دارند متقابلا مصرفكنندگان نسبت به آنها، توجه، وفاداري، كشش قيمتي پايين دارند و ارزش بيشتري از آنها درك ميكنند.” عالي!!! انرژي گرفتم با خوندن اين مقاله!)
چگونه حجم کاری را سازماندهی کرده و زمان بیشتری در روز داشته باشیم (” یک کلید اساسی در مدیریت زمان آن است که امور مهم، همیشه فوری نیستند و امر فوری همیشه مهم نیستند. توانایی در تشخیصاين دو مساله از یکدیگر، موضوع مهمي در مدیریت زمان است.”)
آنچه که از رهبران تجاری چین میتوان آموخت (“چینیها از واژهای برای تجارت استفاده ميکنند که شامل دو کلمه میباشد و به معنی «ایجاد معنای جدید» است. طبق نظر مدیرانی که با آنها مصاحبه شد، تجارت با دیدن آنچه که هست و ميتواند باشد آغاز میشود. در آيینه، چه تصویری از خودم میبینم و چطور ممکن است اين تصویر را به طور متفاوتی ببینم و در مورد چه مسائلی اطلاع ندارم؟” عاليييي!)
تقسيم شرکتهای بزرگ؛ چرا؟ (چرا شرکتهاي بزرگ به شرکتهاي کوچکتر تقسيم ميشوند!؟ جالب!)
مديريت منابع انساني ایجاد انگیزه در کارمندان
چگونه میتوان کارمندان را خوشحال کرد؟
راهکارهای عملی برای ارتباط با تیمهای کاری
منابعی برای آَشنایی با روش مرور و ارزیابی مقالات حوزه مدیریت و منابعی برای نوشتن صحیح مقاله (وبلاگ دانشجویان و دانش آموختگان رشته های مدیریت و اقتصاد در دانشگاه های اروپایی)
At home or office, Accenture employees embrace the “workplace of the future” (دورکاري در اکسنچر!!!)
Salaries for EMBAs Up (خوب بهسلامتي MBA هم که داريم ميشيم!)
فناوري اطلاعات:
سرویس Google Music به مرحله تست رسید (مهرداد نايب عزيز که خوشحالام در تعطيلات آنلاين بود و ويزويز را هم بهروز کرد)
«پلاس وان» کن مرا! (سرويس جديد گوگل)، مشهور شدن از فرط بد بودن، یوتیوب باز هم ستاره ساخت! و Color، اپلیکیشنی که اشتراک عکس را متحول میکند! (دکتر عليرضا مجيدي؛ يک پزشک)
از چارلی شین تا کیهان کلهر (تأثير شبکههاي اجتماعي بر زندگي سلبريتيها و ارتباطات اجتماعي!) (علي دادپي)
15 نفر از مهمترین زنان تاریخ تکنولوژی
تست سرعت مرورگرها و نتایج آنها روی نمودار (کروم 11 اول و اوپرا دوم! باز بگيد فايرفاکس) و در روز جهانی بکآپ چگونه از اطلاعات خود پشتیبان بگیریم؟ (وبلاگينا)
افزایش سرمایهگذاری در حوزهی IT در جهان
داشتن فضای بیشتر در ابرها با آمازون (ورود آمازون به ارايهي سرويس فضاي ذخيرهسازي مجاني!) (وبلاگ ماني)
تغییر کاربرد ابزارهای CRM توسط شبکههای اجتماعی
جایگاه واقعی ویکیپدیا در بین دانشگاهیان چیست؟ (جالب!)
فوربس معرفی کرد: ثروتمندترین مردان تکنولوژی دنیا
پرداخت از طریق تلفن همراه يك، دو، سه…پرداخت (گزارشي جالب دربارهي مفاهيم، کاربردها و روشهاي موبايل بانکينگ)
رشد 54 درصدی استفاده از خدمات بانکداری موبایلی در فصل پایانی 2010
پیامک و عکاسی محبوبترین امکانات موبایل هستند
در سال 2015:آندروید اول ،ویندوز فون دوم و آیفون سوم
مرور اینترنت در اندروید 52درصد سریعتر از آیفون!
گوگل به عنوان ارزشمندترین نشان تجاری جهان در سال ۲۰۱۱ شناخته شد
اپل از HP و IBM هم بزرگتر ميشود
موتورولا سیستمعامل موبایلی مبتنی بر اینترنت تولید میکند
مدرسه کالو کوچک نبود اما رسانهایترین هست
موبایل ایرانی 41 درصد مشترکان کمتر از نیم ساعت از تلفن همراه استفاده میکنند
تعداد کاربران شبکه متخصصین linked.in از یکصد میلیون گذشت
پروژهی جدید Mashable، به دیوار ملحق شو
30 میلیارد هرزنامه در جهان، هر روز فقط توسط 2 نفر ارسال میشد!
اقتصاد:
مکانیسمهای غارت منابع نفتی و تکفرزندی، پسانداز و رشد (دربارهي تأثير سياست تکفرزندي در توسعهي بازار مالي چين) (حامد قدوسي)
آمار یا آرزو و مردی که سنگاپور را ساخت (اين مطلب را خوانديد؛ حتما جملهي آخرش را هزار بار بخوانيد …) (حجت قندي)
این شیخ قطری به چه می اندیشد؟، دعوت به رشته اقتصاد؟ (علي سرزعيم ميگويد که کسي بايد اقتصاد بخواند که واقعا به تئوري و علوم انساني علاقه داشته باشد؛ والا برويد فاينانس و امثالهم را بخوانيد.) و توطئه و زیرآبزنی در سیاست: یک تحلیل اقتصادی (عالي!!!) (علي سرزعيم)
نرخ سود بانكي 11 درصد شد (فقط تأسف. همين.)
جزئیات بخشنامه دستمزد سال 90 کارگران (فرمول افزايش حقوق امسال. بسيار مهم!)
نگاهی به جهتگيري بودجه ۹۰: شوک هزینهای برای خروج از رکود
هزار میلیارد دلار سود ناآرامیها برای اوپک
نیاز به مطالعه بیشتر درباره اقتصاد مدیریت (“متوسط کیفیت مدیریت فعالیتهای تولیدی یک کشور رابطه نزدیک با بهرهوری نیروی کار دارد – منظور از بهرهوری نیروی کار تولید سرانه هر کارگر به ازای هر ساعت است. بهرهوری نیروی کار خود به تنهایی خیلی از شکافها میان کشورهای فقیر و غنی را توضیح میدهد. آنطور که فن رینن میگوید تولید ماهانه یک کارگر تانزانیایی معمولی به اندازه تولید روزانه یک کارگر معمولی آمریکا است، حتی وقتی که هر دو تجهیزات یکسانی هم در اختیار دارند.” معلوم شد چرا مديريت در ايران اينقدر ضعيفه …)
مشكل رفتار متقلبانه از اطلاعات نامتقارن تا عقبماندگی اقتصادی (بلايي که تقلب بر سر اقتصاد ميآورد)
چطور نظام آموزشی فقرا را ناامید میکند (“باهوشترین کودکان 22 ماهه که والدینشان کارگر بودهاند، قبل از رسیدن به سن هفت یا ده سالگی از کندذهنترین بچههای 22 ماهه که والدینشان مشاغل حرفهای و مدیریتی داشتهاند با اختلاف زیادی عقب میمانند.” :()
جامعهشناسی، روانشناسی و کار حرفهای:
نفوذ در دیگران(5) (احسان نصيري)
تاثیر گفتگوی دوستانه در سلامت مغز
پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمیشناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیشتر.
پ.ن.۲. اگر دوست داشتید توئیتر گزارهها را برای دیدن ایدهها و حال و احوال روزانهی من و گودر گزارهها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روانشناسی و جامعهشناسی (و گاهی هم که خیلی هیجانزده میشوم، علم و طنز و چیزهای دیگر!) دنبال کنید.
… با سرسختي مقاومت ميکرد. عاشق سرنوشت خود بود و در سير خود به سوي تباهي شرف و زيبايي ميديد.
لطفا حرف مرا بد تعبير نکنيد. گفتم عاشق سرنوشت خود بود، نه عاشق خود. اينها دو چيز بسيار متفاوتاند. زندگياش هويت جداگانهاي يافته و به تعقيب هدفهاي خود پرداخته بود، که از اهداف ميرک [خودش!] جدا بود. وقتي ميگويم زندگياش به سرنوشتاش بدل شده بود، مقصودم همين است.
سرنوشت بر آن نبود که حتي انگشتي براي کمک به ميرک بلند کند (براي شادي، ايمني، روحيهي خوش يا سلامت او.) حال آنکه ميرک آماده بود هر کاري براي سرنوشت خود بکند (براي جلال، وضوح، زيبايي، بهنجاري و اهميت آن.)خود را مسئول سرنوشت خود ميدانست؛ اما سرنوشت مسئوليتي نسبت به او حس نميکرد …
(از: کلاه کلمنتيس؛ ميلان کوندرا؛ ترجمه: احمد ميرعلايي؛ نشر باغ نو؛ صص 85-84)
تو همه درين تکاپو
که حضورِ زندگي نيست
به غيرِ آرزوها
و به راهِ آرزوها،
همه عمر،
جستجوها!
استاد محمد رضا شفيعي کدکني
چند سال پيش که روزنامهي جام جم تازه درآمده بود، صفحهاي داشت با عنوان بوق اشغال که مصاحبه با نويسندگان و هنرمندان و ديگر قشرهاي فرهيختهي جامعه بود. بعدها اين مصاحبههاي جالب در قالب کتابي هم با همين نام چاپ شد. از اين کتاب کلي يادداشت دارم که متأسفانه ننوشتهام کدامشان متعلق به مصاحبه با کيست و کتاباش را هم متأسفانهتر انفاق کردم به کس ديگري! هر از چند گاهي بخشي از اين يادداشتها را اينجا مينويسم. اين هم اوليهاياش:
ـ آخرين بار کي از خودتان بدتان آمد؟ وقتي از ديگري بدم آمد!
ـ پيغامتان براي انسانهاي هزارهي سوم؟ زندگي را ادامه دهيد.
ـ تصميمتان در لحظههاي نااميدي: تصميم نگرفتن …