يازده ميان‌بر پنهان در دستيابي به اهداف

نويسنده: جرمي دين؛ ترجمه‌ي: علي نعمتي شهاب

همه‌ي ما با نقاط قوت و ضعف فرايند هدف‌گذاري آشناييم. ما بايد اهداف خاص و چالش‌انگيز تعيين کنيم، از ابزار پاداش‌دهي استفاده کنيم، روند پيش‌رفت را ثبت کنيم و به‌صورت آشکار از خودمان تعهد نشان دهيم.

پس چرا هم‌چنان شکست مي‌خوريم؟

تحقيقات روان‌شناختي به ما نشان مي‌دهند ذهنيت‌هاي ما چرا و چگونه مي‌توانند در دستيابي‌ به اهداف‌‌مان به ما کمک کنند:

1- خيال‌پردازي مثبت را کنار بگذاريد.

بزرگ‌ترين دشمن هر هدفي توهمات مثبت است. تحقيقات انجام شده روي موضوع خيال‌پردازي، نشان مي‌دهد که خيالات مثبت با شکست در کار پيدا کردن، دوست‌‌يابي، گذراندن امتحان يا حتي پشت سر گذاشتن عمل جراحي مرتبط‌اند. کساني که منفي خيال‌‌بافي مي‌کنند، نتايج به‌تري به‌دست مي‌آورند. بنابراين لطفا از آينده‌‌اي که نيامده با خيال راحت لذت نبريد تا به آن‌جا برسيد.

2- خودتان را متعهد کنيد.

علت دست نيافتن به اهداف‌مان، کمبود تعهد است. يکي از تکنيک‌هاي قدرتمند روان‌شناسي براي افزايش تعهد، تقابل ذهني است. اين تکنيک شامل لذت بردن از يک خيال زيبا و سپس خالي کردن يک سطل واقعيت سرد روي آن است. اين کار مشکل است؛ اما تحقيقات نشان مي‌دهند که در عمل واقعا کار مي‌کند.

3- شروع کنيد!

مي‌توانيد از اثر زايگارنيک براي کشاندن خود به‌سوي هدف‌هاي‌تان استفاده کنيد. يک روان‌شناس روس به نام بلوما زايگارنيک اشاره کرده که پيش‌خدمت‌ها تنها سفارش‌هايي را به ياد مي‌آورند که در حال سرو شدن هستند. وقتي سفارش‌ها به مشتريان تحويل داده مي‌شوند؛ از ذهن آن‌ها پاک مي‌شوند.

اثر زايگارنيک به ما مي‌آموزد که يک سلاح خوب براي جلوگيري از به‌تعويق انداختن کارها، شروع کردن از جايي است … هر جايي. برداشتن آن گام اول مي‌تواند به‌تنهايي تفاوت ميان شکست و پيروزي را رقم بزند. وقتي شروع به‌کار کرديد، هدف در ذهن‌تان ماندگار مي‌شود.

4- فرايند را تصور کنيد نه نتيجه را!

همه‌ي ما مستعد سفسطه‌ي برنامه‌ريزي هستيم: اين‌که انديشه به‌نرمي بر همه‌ي موانع چيره خواهد شد (و البته مي‌دانيم که به‌سختي چنين اتفاقي مي‌افتد.) به‌ جاي آن، تصور فرايند دستيابي به هدف‌تان به شما کمک مي‌کند تا بر گام‌هايي که بايد برداريد، متمرکز شويد. اين کار هم‌چنين به کاهش نگراني و تشويش نيز کمک مي‌کند.

5- از اثر جهنمي بپرهيزيد.

وقتي هدف‌مان را گم مي‌کنيم، به‌خوبي مي‌توانيم به دام اثر جهنمي بيافتيم. افرادي که از محدوديت کالري رژيم غذايي‌شان فراتر رفته‌اند، به‌خوبي با آن آشنا هستند. با اين استدلال که “ديگر وقت‌اش گذشته”، اين افراد فکر مي‌کنند “در چه جهنمي بودم!” و در نتيجه شروع مي‌کنند به خوردن حجم زيادي از غذاهاي نامناسب.

اهدافي که در برابر اثر جهنمي آسب‌پذيرند، معمولا اهداف کوتاه‌مدت و بازدارنده هستند (وقتي قصد داريد کاري را متوقف کنيد.) مي‌توان با تعيين اهداف بلند دتي که به به‌دست آوردن چيزي مي‌انجام‌اند، از اين اثر اجتناب کرد.

6- تنبلي را کنار بگذاريد.

وقتي اهدافي سخت را در نظر داريم و نمي‌دانيم که “آيا به زحمت‌‌اش ‌مي‌ارزد؟”، معمولا تصميم براي به‌تعويق انداختن کار به‌آرامي و پنهاني به ما نزديک مي‌شود. در چنين شرايطي نکته‌ي کليدي فراموش کردن هدف و پنهان کردن جزئيات است. سرتان را پايين بندازيد و از فرجه‌هاي زماني خودساخته استفاده کنيد.

7- نقطه‌ي تمرکز را عوض کنيد.

نمي‌توانيد راه پيش روي‌تان را هميشه با سر پايين طي کنيد و گم نشويد. در بلندمدت، کليد دستيابي به هدف تغيير تمرکز ميان هدف نهايي به کاري است که همين الان در حال انجام آن هستيد. تحقيقات پيشنهاد کرده‌اند که در زمان ارزيابي پيش‌رفت ـ به‌ويژه ارزيابي چند وظيفه‌ي سخت ـ به‌ترين روش متمرکز ماندن بر روي وظايف است. اما وقتي وظايف ساده‌اند يا هدف، دست‌يافتني است، به‌تر است روي هدف نهايي تمرکز شود.

8- از رفتار روبات ـ مانند بپرهيزيد.

اغلب رفتار ما شبيه روبات‌ها است. ما کارها را واقعا نه از روي انديشه و تفکر که برحسب عادت يا کپي‌برداري ناگاهانه از ديگران انجام مي‌دهيم. اين نوع رفتار کردن مي‌تواند دشمن بزرگ هدف‌ ما باشد. از خودتان بپرسيد آيا کارهايي که انجام مي‌دهيد، واقعا شما را به هدف‌تان نزديک مي‌کند؟

9- هدف را فراموش کنيد؛ نيت چيست؟

اهداف اغلب در خدمت نيت‌هاي بنيادين ما هستند و بايد هم باشند. اما يک جنبه‌ي تاريک هم در هدف‌گذاري وجود دارد. وقتي اهداف بسيار خاص‌اند، چسبيدن به آن‌ها آسان است؛ وقتي اهداف بسياري وجود دارند، اهداف غيرمهم و راحت نسبت به اهداف حياتي اما سخت اولويت‌ بيش‌تري مي‌يابند و وقتي اهداف بسيار کوتاه‌مدت‌اند، تفکر کوتاه‌مدت را تشويق مي‌کنند. هدف‌گذاري اشتباه انگيزه را از بين مي‌برد و مي‌تواند حتي باعث رفتارهاي غيراخلاقي شود. به ذهن‌تان بسپريد که هميشه اول بايد به کل هدف نگريست.

10- بدانيد چه زماني بايد توقف کنيد.

برخي اوقات مسئله آغاز کردن نيست؛ بلکه درک اين است که چه زماني بايد ايستاد. روان‌شناسان دريافته‌اند که هزينه‌هاي سوخته مي‌توانند باعث شوند تا ما کارهاي عجيبي انجام دهيم. “هزينه‌هاي سوخته” به تلاش يا پولي اشاره دارند که در راه دستيابي به هدف‌مان پرداخته‌ايم. بنابراين حتي زماني که طرح‌‌مان شکست مي‌خورد، به حرکت براساس آن ادامه مي‌دهيم.

تحقيقات نشان داده‌اند که هر چه انسان‌ها روي هدفي سرمايه‌گذاري کنند، احتمال بيش‌تري مي‌دهند که موفق شوند ـ بدون اين‌که اين خيال‌پردازي ربطي به موفقيت واقعي داشته باشد. بدانيد که چه زماني بايد سکان قايق را بچرخانيد که در غير اين‌ صورت، افسار اسب مرده‌اي را در دست خواهيد داشت.

11- نقشه‌هاي اگر ـ آن‌گاه داشته باشيد.

همه‌ي اين تحقيقات نشان‌گر اهميت خود کنترلي در دستيابي به هدف هستند. متأسفانه همان‌طور که همه مي‌دانيم، کنترل کردن خود مي‌تواند بسيار مشکل باشد. يک استراتژي که توسط بسياري از تحقيقات توصيه شده، داشتن نقشه‌هاي اگر ـ آن‌گاه است. شما به‌سادگي جزئيات کارهايي را که بايد در يک موقعيت خاص انجام دهيد، مشخص مي‌کنيد. اين کار اگر چه آسان به‌نظر مي‌رسد؛ اما اغلب ترجيح مي‌دهيم بدون داشتن نقشه پرواز کنيم. نقشه‌هاي اگر ـ آن‌گاه با کمي ابتکار مي‌توانند براي غلبه بر تمام موانعي که پيش از اين به آن‌ها اشاره شد به‌کار گرفته شوند.

منبع

رفتي سفر چه آروم نگفتي ياري داري …

يک صبح گرم تابستان: چهار پنج سال‌ بيش‌تر ندارم. رفته‌ايم به باغ “آقاجان” تا بزرگ‌ترها انگور بچينند. منِ هنوز کوچولو هم از آن‌جايي که احساس مي‌کنم بزرگ شده‌ام و مي‌خواهم به بزرگ‌ترها کمک کنم، مي‌روم سراغ يکي از بوته‌هاي مو و دست‌م را دراز مي‌کنم تا يک خوشه‌ي بزرگ و طلايي را بچينم که … خبر نداشته‌ام که دست‌م را در لانه‌ي زنبورها فرو کردم! داد و فريادم که به آسمان رفت، “آقاجان” را ديدم که دوان دوان خودش را به من رساند. دست‌م را گرفت و سريع جاي نيش زنبور را با گِل پوشاند. بعد دست‌م را بوسيد: “ناراحت نباش بابا. زودِ زود خوب مي‌شي.” من داشتم از پشت شيشه‌ي تار اشک‌ها، لبخند مهربان‌ش را مي‌ديدم و آرام مي‌شدم …

******

بيست و دو سال بعد؛ يک صبح سرد پاييزي: رفته‌ام به ديدن‌ش. مدت‌ها است بيماري امان “آقاجان” را بريده است. امروز ولي انگار در خوابي آسوده است. عميق اما آرام نفس مي‌کشد. بدن نحيف‌ و رنجورش دل آدم را مي‌لرزاند. مادرم مي‌گويد: “آقاجان ببين علي اومده اين‌جا شما رو ببينه. بيدار شو.” چشمان‌ش شايد براي کسري از ثانيه باز مي‌شود و برقي از سر رضايت و شادي در آن‌ها مي‌بينم. دست‌هاي مهربان‌ش را مي‌بوسم: “ناراحت نباش بابا. زودِ زود خوب مي‌شي.” در همين حال دارم از پشت شيشه‌ي تار اشک‌ها، صورت مهربان‌ش را مي‌بينم (و چه مي‌دانستم اين آخرين بار است …)

******

فردا شب همان روز: تا ديروقت جلسه داشته‌ام و تازه رسيده‌ام خانه. دارم استراحت مي‌کنم که ناگهان حال‌م به‌شدت منقلب مي‌شود. چند دقيقه بعد “مامان‌جان” تماس مي‌گيرند: “آقاجان براي هميشه خوب شد …”

******

اين يادداشت بايد خيلي زودتر از اين‌ها نوشته مي‌شد. به دلايلي مجبور بودم ماجرا را مسکوت نگه دارم تا به امروز. با اشک‌هايي از ته دل اين پست را به ياد لبخند مهربان‌ش تقديم مي‌کنم به “آقاجان” عزيز و مهربان‌م؛ دوست‌داشتني‌ترين بابابزرگ دنيا.

پ.ن. عنوان اين پست، مصرعي است از ترانه‌ي غم دوري آلبوم بي‌واژه‌ي محمد اصفهاني که اين روزها زياد گوش مي‌دهم‌ش …

لینک‌های هفته (۷1)

خوب اين بار تأخير نداشتيم! يک علت‌اش کم‌لينک بودن اين هفته بود! 🙂

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

هشت مرحله‌ي حل نظام‌مند مشکلات!

هدیه‌ي مطلوب بستگی به این دارد که از چه کسی دریافت شود  

مدیریت و کارآفرینی:

استرس‌های خارج از سازمان (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (زندگي کاريه داريم!؟)

در باب استعفای کاری (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) 

مشارکت برای رفع مشکل (يادداشت‌هاي روزانه‌ي يک مدير)

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

یوتیوب در سال ۲۰۱۱ (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

شش دليل براي قطع نشدن اينترنت بين‌الملل (وب‌شهر) (اين هفته با توجه به اختلالات اينترنتي، ترس از اينترنت ملي! فراگير شد. براي رفع نگراني، اين‌ تحليل جالب را که من هم با آن موافق‌م بخوانيد.)

قابلیت مخفی مانده‌ي ویندوز 7 به نام GodMode (دنياي فناوري اطلاعات) (ترفند عاااالي!)

رايانش ابري هنوز با موانعي براي گزينش روبه‌روست

حمله‌های هدفمند، جنگ سایبری و تهدیدهای تلفن همراه در سال 2012

رکورد تازه ویکی‌پدیا در جذب کمک مالی: بیست میلیون دلار در دو ماه 

اندروید و iOS رکورد دانلود برنامه در طول یک هفته را شکستند! (فارنت)

وضعيت دسترسي به اينترنت در سال 89: 11 ميليون نفر كاربر اينترنت؛ دسترسي 84.9 درصد از طريق دايل‌آپ! (از واژه‌ي فاجعه بالاتر سراغ داريد!؟)

پربازديدترين سايت‌هاي ایرانی و خارجی در سال 2011 (با تبريک به تارنماي پيوندها!)

وزير ارتباطات: حل سرعت اینترنت با اینترنت ملی/ اینترنت دو مگابیتی برای کاربران کشور 

انواع گيک!‏ (يک کاريکاتور واقعا بانمک!)

ترافیک 3.5 برابری پست ایران در منطقه/ رتبه‌ي جهانی ایران در حوزه پست

بیش از 227 هزار دامنه در کشور ثبت شده است / تقاضا برای دامنه‌ي فارسی ایران چشم‌گیر نیست (نگران نباش تو اينترنت ملي چاره‌اي ندارند جز اين‌که تقاضاي اينو بدن!)

اقتصاد:

اين هفته قيمت دلار حسابي سوار آسان‌سور شد! دو تحليل خواندني حامد و صادق را در اين زمينه بخوانيد حتما.

مدلی برای درک تحولات بازار ارز: نسخه 1.4 (حامد قدوسي؛ يک ليوان چاي داغ)

دلار به کجا می‌رود؟ (صادق الحسيني؛ کاتالاکسي)

هزینه واقعی تحریم (علی دادپی؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)

هر ایرانی 2.1 کارت بانک دارد /کدام بانک بیش‌ترین کارت بانک را صادر کرده است؟

در ستايش خاکستري بودن!

وقتي کسي “من” را مي‌بيند يا وقتي اسم “من” شنيده يا خوانده مي‌شود، آن کسي که در ذهن ديگران مي‌آيد، “منِ” واقعي نيست. اين “من” تنها تصويري است از وجود واقعي من که در ذهن ديگران ايجاد شده است. همان “هر کسي از ظن خود شد يار من” مولانا.

همه‌ي ما دوست داريم اين تصوير، زيبا و پرنقش و نگار باشد. دوست داريم که شيشه‌ي اين قاب عکسِ ذهني، تميز و بدون خش باشد. دوست داريم که با زيبايي تصويرِ ذهني، در قلب ديگران ماندگار شويم. براي همين است که هميشه همراه با انجام کارهاي خوب و نيک براي خودمان و ديگران و نمايش نقاط قوت‌مان، سعي مي‌کنيم تا کارهاي بد و نقاط ضعف‌مان را از ديگران بپوشانيم. خيلي وقت‌ها هم ماجرا دروغ گفتن نيست؛ تنها همه‌ي راست را نمي‌گوييم!

در مقدمه‌ي کتاب زندگي‌نامه‌ي رسمي استيو جابز، والتر ايساکسون مي‌نويسد که در تمامي دوره‌ي تأليف کتاب جابز و همسرش لورن بر اين نکته تأکيد داشته‌اند که در کنار کارهاي بزرگ جابز نبايد نقاط تاريک و اشتباهات جابز فراموش شود. جابز معتقد بود که بايد تصوير ماندگار او، تصوير يک انسانِ معمولي باشد: انساني خاکستري با همان نقاط قوت و ضعفي که ديگران دارند. اين نکته را که خواندم، چند روزي ذهن‌م به اين مشغول بود که چرا جابز تا اين حد بر اين موضوع تأکيد کرده بود. و دست آخر فهميدم:

در يک نگاه کلان، ارزش هر کاري نسبي است و در قياس با ساير کارها سنجيده مي‌شود (بحث‌م فلسفي و اخلاقي نيست.) از هر کار بزرگي، هميشه کارهاي بزرگ‌تري وجود دارند و برعکس؛ زشت‌تر از هر کار زشتي هم حتما وجود دارد. خوبي در برابر بدي است که معنادار است و زيبايي کارهاي  بزرگ و و موفقيت‌آميز، در کنار اشتباهات و شکست‌ها است که آشکار مي‌شود. جابز همين را مي‌خواست نشان دهد: اين‌که چگونه يک آدم معمولي با وجود تمام محدوديت‌ها و ضعف‌ها‌ي‌ش، مي‌تواند تبديل به انساني خارق‌العاده و موفق شود.

البته خوب اين نکته به آن معنا هم نيست که پرده‌پوشي لازم نيست و بايد يک تصوير کاملا واقعي از خودمان در ذهن ديگران بسازيم. حتما يک نقطه‌ي بهينه در اين تصويرسازي براي هر انسان وجود دارد؛ نقطه‌اي که آدم لازم نباشد در آن با تأسف به قول ابوالفضل بيهقي در دل بگويد: و من اين همه نيستم!

لینک‌های هفته (70)

باز هم تأخير که حتمن علت‌ش را مي‌دانيد: لطف حضرات در قطع کردن دسترسي به تمامي سرويس‌هاي اينترنتي از جمله همين گودر بي‌خاصيتي که تنها کاري که مي‌شود با آن کرد، مرور همين فيدهاي لينک‌هاي هفته است!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مديريت انرژي كاري (وفا کماليان؛ رفتار سازماني و کاربرد آن در مديريت)

نكته‌اي در مورد 360 درجه (وفا کماليان؛ رفتار سازماني و کاربرد آن در مديريت)

آخرش همه‌مون معمولی می‌شیم (توصيه مي‌کنم بخوانيد و سکوت …)

سلامتي شما به خوش‌بيني‌تان بستگي دارد

مديريت و کارآفريني:

خلاقیت با طعم سالسا (عاااالي! به‌ترين مطلب هفته براي من!) (زينب جم؛ وبلاگ همينا)

آروزهای بزرگ (اين هم يک مطلب عاالي از امير مهراني؛ The Coach)

بی‌خیال شرکت زدن بشوید (نقدي دقيق بر مهم‌ترين علت کارآفريني در ايران!) (يادداشت‌هاي يک مدير که چند هفته‌اي نبودند و خوش‌حال‌م دوباره نوشتن را از سر گرفتند.)

سه گروه از کارکنان که بدون درنگ اخراج‌شان کنید  (يادداشت‌هاي يک مدير) (عاااالي!)

یکپارچگی رویکرد و عمل در منابع انسانی (شهرام کريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

تغییر در بازار عرضه نیروی انسانی (تحليل جالب شهرام کريمي در مورد آينده‌ي بازار کار در ايران در يادداشت‌هاي صنايعي)

پرسيدن در مصاحبه هاي استخدامي (وفا کماليان؛ رفتار سازماني و کاربرد آن در مديريت)

در ادامه‌ي پرونده‌ي ويژه‌ي هفته‌ي قبلقیمت‌گذاری نرم‌افزار- جمع بندی (علي واحد؛ وبلاگ رادمان) و استراتژی‌های قیمت‌گذاری نرم‌افزار  (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌های بهساد)

تيم كوك كيست؟ (مقاله‌ي جالبي از مجله‌ي شبکه در مورد تيم کوک؛ جانشين استيو جابز افسانه‌اي در اپل)

 فروشگاه‌هاي الكترونيكي موظف به اخذ نماد الكترونيكي هستند (در راستاي تسهيل فضاي کسب و کار بايد مجوز کسب از نيروي انتظامي بگيرند!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

آینده اینترنت بدون وب (محسن عظيمي؛ نويسنده‌ي مهمان يک پزشک)

ویندوز: فاجعه یا شاهکار؟ (وب‌شهر)

ده دلیل برای برتری کروم بر فایرفاکس (وب‌شهر)

میانگین حجم صفحات وب ۱ مگابایت است (وبلاگينا)

برترین‌های دنیای دیجیتال در سال ۲۰۱۱ (مجله‌ي اينترنتي گويا آي‌تي) (البته برترين سايت‌هاي اينترنتي عنوان به‌تري است!)

گوگل 3.7 میلیون ابزار اندرویدی در کریسمس فعال کرد، اما هنوز اپل جلوتر است (زوميت)

سامسونگ هنوز در بازار تلفن حکمرانی می کند ولی رشد اپل بیشتر است (زوميت)

محبوب‌ترين برند اينترنتي به نام گوگل رقم خورد (شاخص ارزيابي، ميزان بازديد از وب‌سايت!)

اوراکل پیشتاز بازار 18.2 میلیارد دلاری نرم افزارهای مدیریت ارتباط با مشتری

کاربران اینترنت ۳۵ میلیارد دلار صرف خریدهای کریسمس کردند

رشد 2.3 درصدی شبکه جهانی اینترنت در سه ماهه سوم سال 2011 (شاخص ارزيابي، تعداد دامنه‌هاي ثبت شده است.)

 مایکروسافت در حال کار بر روی شبکه اجتماعی مخصوص دانش‌آموزان است (زوميت) (البته در متن خبر نوشته شده دانش‌جويان!)

اقتصاد:

استونی چگونه معجزه اقتصادی خلق کرد (به‌ترين مطلب اقتصادي هفته براي من. واقعن معجزه کردند …)

 شفافیت در ایران و در جوامع توسعه یافته (حرف خيلي حساب حجت قندي در اقتصادانه)

بهره دستوری بانکی و نرخ ارز و طلا (معمولا يکي از دم‌دستي‌ترين راه‌کارهاي پيشنهادي براي کاهش نقدينگي و تورم در ايران، افزايش نرخ سود بانکي دانسته مي‌شود. حامد قدوسي در يک ليوان چاي داغ‌ش نقد جالب و جانانه‌اي دارد به اين تحليل‌ها.)

یک سالگی طرح هدف‌مندی یارانه‌ها (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

ما ایرانی‌ها همه اکونومیست کامل هستیم! (کافه اقتصاد)

ترکیه و تله درآمد متوسط (صادق الحسيني در کاتالاکسي نکته‌ي جالب و عجيبي در مورد اقتصاد ترکيه نوشته.)

نابرابری در آمریکا: نظم‌های آماری (اين هم خيلي جالبه!) (کافه اقتصاد)

حرفه‌اي‌ها (2)

“يکي از مهم‌ترين جنبه‌هاي زندگي هر کسي اين است که شانس نقش بسيار مهمي در تعيين مسير او دارد. براي من شگفت‌آور است که شانس چه نقش بزرگي مي‌تواند در زندگي آدم‌ها داشته باشد … من آدم بااستعدادي هستم؛ اما خوش‌شانسي‌ام را ناديده نمي‌گيرم. فکر مي‌کنم دليلي دارد که شانس به خيلي‌ها رو نمي‌کند؛ آن‌ها زمينه را براي شانس آوردن فراهم نمي‌کنند!

“آدم چه مي‌تواند بخواهد بيش‌تر از خود کار، که فوق‌العاده است، که درآمد خوبي دارد و لذت‌بخش است و بيمه‌ي پزشکي درجه‌ يکي هم از اتحاديه مي‌گيرد. يعني خداي من آدم ديگر چي مي‌خواهد؟”

(سيدني لومت فقيد و بزرگ به‌ نقل از يادنامه‌اش در مجله‌ي فيلم؛ شماره‌ي 429؛ مرداد 1390)

عکس از اين‌جا

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (50)

“برای موفقیت‌های ناپولی حد و مرزی وجود ندارد. ما تمام تلاش‌مان را در سری آ، لیگ قهرمانان اروپا و کوپا ایتالیا انجام خواهیم داد.” (ادينسون کاواني؛ اين‌جا)

وقتي راهِ رفتن مشخص است؛ موفقيت يعني هر چقدر بيش‌تر جلو رفتن در مسيرِ پيش رو!