کتاب‌های الکترونیک گزاره‌ها (5): MBA به‌زبان خودمانی!

اين روزها MBA يکي از پرطرفدارترين و داغ‌ترين رشته‌هاي مقطع کارشناسي ارشد در ايران است. جذابيت‌هاي ذاتي اين رشته درکنار وضعيت نسبتا مناسب و رو به رشد بازار کار اين رشته در کشور موجب علاقه‌ي بسيار زياد نسل جوان و تازه فارغ‌التحصيل کشور به اين رشته شده است. بسياري از فارغ‌التحصيلان مقطع کارشناسي در کشور (به‌ويژه در رشته‌هاي مهندسي و علوم پايه) MBA را کليد ورود به بازار کار، ادامه تحصيل در مقاطع بالاتر و موفقيت در اين زمينه مي‌دانند. از سوي ديگر بسياري از مديران کشور ـ که اغلب مهندساني برجسته هستند ـ هم راه‌حل مشکلات خود را در اداره‌ي سازمان تحت مديريت‌شان را در MBA مي‌جويند. اين روزها به غير از دوره‌هاي MBA دانشگاهي و آکادميک، حجم انبوه تبليغات دوره‌هاي آزاد MBA نيز به‌شدت جلب توجه مي‌کند. در ميان اين همه علاقه و هياهو چيزي که چندان مورد توجه قرار نمي‌گيرد، ماهيت وجودي رشته‌ي MBA و البته اين نکته‌ي کليدي است که MBA راه‌حل مشکلات زندگي شغلي و شخصي ما نيست و قبل از انتخاب تحصيل در اين رشته، بايد به نکات متعددي توجه کرد. ضمنا در عمل بسياري از دانشجويان MBA، در تحصيل در اين رشته هدف‌گذاري مناسبي ندارند و در نتيجه، در پايان دوران تحصيل‌شان به دستاوردهاي چندان زيادي در اين زمينه نمي‌رسند.

بر این اساس در کتاب الکترونیکی جدید گزاره‌ها با عنوان “MBA به‌زبان خودمانی” تلاش کرده‌ام تا به همه‌ي مباحث و موضوعاتي که براي انتخاب تحصيل در دوره‌ي MBA و سپس تحصيل در اين رشته نياز داريد، به‌زباني ساده و مختصر و مفيد بپردازم. در اين نوشته‌ها تلاش کرده‌ام نگاهي جامع‌نگرانه‌ و کاربردي به موضوع تحصيل در MBA داشته باشم، به تحليل و تصحيح پيش‌نيازها و پيش‌فرض‌هاي درست و نادرستي که در ذهن افراد در اين زمينه وجود دارد (و در ايميل‌ها و مشاوره‌هاي حضوري و تلفني بارها با‌ آن‌ها مواجه شدم) بپردازم و البته راه‌حل‌هاي پيشنهادي‌ام براي حل مشکلات معمول در تصميم‌گيري در زمينه‌ي ادامه تحصيل در مورد MBA را نيز ارائه کنم.

این کتاب به‌عنوان عيدي گزاره‌ها به‌مناسبت 17 ربيع‌الاول سالروز ميلاد رسول گرامي اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) در اختيار شماست! “MBA به‌زبان خودمانی” را می‌توانید از این‌جا به‌صورت مستقیم دانلود کنید.

عیدتان هم مبارک!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱3): دربی تهران و فراموشی این‌که “تنها بی‌پروایان پایدارند!”

در ابتدا لازم است پیشاپیش ولادت پربرکت پیام‌بر نور و رحمت حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق (ع) را تبریک عرض کنم و این نوید را بدهم که فردا یکشنبه، منتظر عیدی گزاره‌ها به این مناسبت باشید!

اما بعد: امروز همانند تمامی روزهای بعد از دربی تهران در یکی دو سال اخیر، بحث روز فوتبال‌دوستان بازی بسیار ضعیف دو تیم در این بازی سابقا حساس بود. بازی که تنها در آن، صحنه‌های خشونت به‌سبک فیلم‌های گلادیاتوری را می‌شد و دید و خبری از فوتبال نبود! این بازی از نظر فنی کم‌ارزش‌تر از آن بود که درباره‌اش حرف بزنیم و بنویسیم؛ اما حیفم آمد این چند جمله را به‌عنوان یک هوادار قدیمی (البته به‌نسبت سنم!) استقلال ننویسم:

1- تیم‌های ورزشی هم همانند سایر کسب و کارها، دارای “مشتری (= هوداران)” و “برند” هستند. هویت برند دو تیم استقلال و پرسپولیس در طول چند ده سال براساس دو عامل شکل گرفته است: قهرمانی‌های آن‌ها و تعارض‌شان با تیم رقیب. هر دو عامل در شکل‌گیری برند این دو تیم و هویت هواداران بسیار محبوب مهم‌اند. شاید بد نباشد، مدیران محترم هر دو تیم ـ که اخیرا از حضور کم تماشاگران در ورزشگاه گلایه‌مند بوده‌اند ـ به این سؤال هم فکر کنند که چه بلایی بر سر هویت برند تیم خود آورده‌اند؟ پاسخ را در مصاحبه‌های بعد بازی تماشاگران می‌توانید به‌خوبی پیدا می‌کنید.

2- رقابت میان استقلال و پرسپولیس، رقابت دو “تیم” است نه “افراد”! حال بنگرید به بازی‌های سال‌های اخیر که در آن‌ها همیشه تقابل مدیران عامل و مربیان و بازی‌کنان این دو تیم مهم بوده است! فقط نگاهی بیاندازید به “بازی” کل‌کل‌های بازوهای رسانه‌ای دو باشگاه در طول هفته‌ی پیش و “فیلم‌بازی” حضور مدیران عامل دو تیم در تمرین تیم رقیب در روز قبل از بازی.

3- نکته‌ی جالب بازی‌های اخیر دربی این است که مربی محترم استقلال تنها به فکر حفظ برند شخصی خودش (یک مربی همیشه برنده‌ی جام و البته نبازنده در دربی!) است و از آن طرف، مربی پرسپولیس (چه پارسال که یحیی بود و چه امسال که علی دایی است) تنها به فکر “بردن به هر قیمتی” برای اثبات این‌که مربی بزرگی است. نتیجه؟ بازی سرد و بی‌روح و فراموش شدنی …

اما همه‌ی این‌ها را گفتم تا به یک نکته‌ی کلیدی برسم: اصل ماجرا، در این‌جاست که همه‌ی این حضرات مدیر و مربی و بازیکن، جاودانگی شخص خودشان را با سرک کشیدن در تابلوی درخشان این دو تیم بزرگ می‌طلبند. حالا انگار مهم هم تنها نتیجه است و نه مسیری که با تیم آن را طی می‌کنند! انگار بهشت جاودانگی را به بهای بردن جام ـ و اگر شد بردن زورکی تیم خریف! ـ می‌دهند و بس، و کیفیت فوتبال تیم‌ها و احساس غروری که منِ تماشاگر از بازی تیم‌ام باید به‌دست بیاورم، ذره‌ای ارزش ندارد! این همان “تجربه‌ی مشتری” از تعامل با “برند” محبوب خود است. برند بسیار ارزشمندی که به رایگان به‌دست اعضای فعلی این دو تیم رسیده و انگار اصلا تاریخ و هویت این دو باشگاه برای آن‌ها مهم نیست! وقتی در مباحث برندینگ، از بحث “تجربه‌ی مشتری” سخن می‌گوییم، آیا باشگاه‌های ورزشی بزرگ ما نباید به فکر حفظ برندهای دوست‌داشتنی و محبوب‌شان باشند؟

شاید بد نباشد حداقل استقلالی‌ها، تیم 16 سال پیش استقلال را به‌یاد بیاورند. تیمی که بدون هیچ ستاره‌ی شاخصی جز مربی محبوب‌اش ـ ناصر خان حجازی ـ تمام غول‌های آسیا را با قدرت اراده و البته شجاعت کشت؛ اما در فینال آسیا در تهران باخت! برای من هنوز با فاصله‌ی بسیار آن تیم محبوب‌ترین تیم تاریخ استقلال است. حجازی برای استقلال جام‌های زیادی نبرد و البته، هیچ‌گاه هم در دربی برنده نشد؛ اما اسطوره‌ی فراموش‌نشدنی تیم ما بود، هست و خواهد بود. اما چرا؟

جدا از شخصیت واقعا کاریزماتیک زنده‌یاد حجازی، مقایسه‌ی آن سال درخشان استقلال “ناصر حجازی” با استقلال امروزی، مرا به یاد عنوان کتاب معروف اندرو گروو (مدیرعامل سابق اینتل) می‌اندازد (که در عنوان این پست به آن اشاره کردم.) این مقایسه و علت جاودانگی تیم حجازی در برابر این استقلال نادوست‌داشتنی (!) را با کمک “گزاره‌”ی آقای گروو می‌توان در یک جمله خلاصه کرد. تک‌جمله‌ای که معتقدم (و تجربه کردم) اساس موفقیت‌های درخشان هر فرد و کسب و کاری در طول دوران حیات خود است: آینده‌ از آن کسانی است که شجاعت قرار دادن خود در معرض باخت و البته باختن را دارند!

(منبع کاریکاتور: ایسنا)

لینک‌های هفته (۱۷3)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. در صورت علاقه می‌توانید مجله‌ی فلیپ‌بوردی “طراحی و توسعه‌ی کسب و کار” و “متخصص حرفه‌ای” را نیز مشترک شوید و لینک‌های منتخب هفته‌ی من از اخبار و مقالات دنیای وب فارسی را در طول هفته و زودتر از جمعه، در فلیپ‌بوردتان مطالعه کنید!
  5. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  6. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

فرهنگ فراموش شد‌ه‌ی پیکان (امیر مهرانی؛ The Coach) (عاااااااااالی! به‌ترین مطلب هفته!)

کم اظهاری (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

گام‌هایی برای رسیدن به استقلال مالی، گام دوم ردیابی انرژی زندگی (محمدجواد محبی؛ یک ریال)

چگونه از کابوس کارهای نیمه‌تمام رها شویم؟

چطور انگیزه خود را بالا نگه داریم؟

چگونه خوش‌بینی خود را افزایش دهیم؟

مدیریت کسب و کار:

ترویج خوش‌قولی در تلویزیون! (افشین دبیری؛ در نقد مدیریت منابع انسانی)

شباهت باغبانی با اداره یک کسب‌و کار (استاد پرویز درگی)

انتقادهای مشاور(مربی) را به گوش جان بشنویم (محمد سالاری)

سازمان فرعونی! (مسعود بینش؛ چیز دیگر)

عشق باعث می‌شود کارکنان عملکرد بهتری داشته باشند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

آیا گوگل آینده خود را در گوگل پلاس می‌بیند؟ | یک پزشک (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

علم و فناوری:

اتفاق عجیبی که هنگام دعا خواندن در مغز انسانها می‌افتد

عمر طولانی می‌خواهید؟ مصرف انرژی خود را کاهش دهید

یاهو https را برای ایمیل فعال کرد

رسانه‌های اجتماعی:

استفاده از اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و اجتماعی 203 درصد در سال 2013 رشد داشت | رسانه‌های اجتماعی

فاوای ایرانی:

اقتصاد آنلاین – ایرانی‌ها در گوگل چه جستجو کردند؟

مشاهده آمار تمام وب‌سایت تجاری ایران در سایت اینماد (وبنا)

تفاهمات جدید در کمیته فیل.تر.ینگ

پلیس فتا 80 درصد جرایم را کشف می‌کند و پلیس فتا وارد حریم خصوصی نمی‌شود

اقتصاد:

مسیر سخت تک‌نرخی شدن ارز | سایت طلا (به‌روایت دکتر نیلی)

اقتصاد آنلاین – پیشنهاد صالحی‌اصفهانی به دولت روحانی

اقتصاد آنلاین – نگاهی به مشاغل پردرآمد در ایران +جدول

حقوق تا ۱ میلیون تومان از مالیات معاف می‌شود

وضعیت نقدینگی موسسات اعتباری و نقش آنها در نقدینگی کل

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – باارزش‌ترین برندهای دنیا در سال 2013

رشد منفی ۱.۵ درصد اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۳

بانک جهانی پیش‌بینی نسبت به رشد اقتصادی جهان را افزایش داد | سایت طلا

70 درصد معاملات بورس آنلاین است

فاوا در ایران و جهان:

یک گزارش آماری از اپلیکیشن‌های موبایل در ایران (وبنا)

افت جهانی درآمد اپراتورها از خدمات ارزش افزوده

51 درصد ایمیل‌ها در دستگاه‌های موبایلی باز می‌شوند – ایستنا

خودتان استراتژیست باشید!

قبلا در مورد استراتژی زیاد نوشته‌ام. شما هم حتما این واژه را زیاد شنیده‌اید. استراتژی به ما کمک می‌کند تا بدانيم که هستيم، قرار است به‌کجا برسيم و چگونه به آن‌جا برسيم. استراتژي در عین حال ابزار “رقابت” است. در هر کسب و کاري هميشه رقباي بالفعل و بالقوه‌اي وجود دارند که کسب و کار ما را به‌شدت تهديد مي‌کنند. لازم است که از قبل طرح و نقشه‌ي مشخصي را براي رقابت با اين رقبا وجود داشته باشد. استراتژي همان طرح و نقشه‌‌ي رقابت است (این‌جا کامل‌تر توضیح داده‌ام.)

اما استراتژی مثل بسیاری دیگر از حوزه‌های مدیریت، جایی است که در آن حرف زیاد است و عمل اندک. اگر از هر کسی بخواهید می‌تواند ساعت‌ها در مورد استراتژی برای شما سخن بگوید؛ اما اگر از او بخواهید برای شرکت شما راه‌حل استراتژیکی ارائه کند، معمولا جز حرف‌های کلی و غیراجرایی چیزی نمی‌تواند به شما ارائه کند. در طول دوران کارم به‌عنوان یک مشاور طراحی و اجرای استراتژی، متوجه شده‌ام که بهترین روش برای تدوین استراتژی، کمک به مدیران کسب و کارها برای تدوین استراتژی توسط خودشان است. مدیران کسب و کارها، معمولا خودشان بهترین و عمیق‌ترین دیدگاه ممکن را به کسب و کار و صنعت حل فعالیت خودشان دارند. هر مدیری به‌ترین استراتژیست کسب و کار خودش است. اما معمولا مشکل مدیران این‌جاست که چگونه می‌توان این اطلاعات گسترده و عمیق را در کنار هم گذاشت و به استراتژی مناسبی برای شرکت مورد نظر رسید.

روشی که من در عمل به‌کار گرفتم پرسیدن تعدادی سؤال استراتژیک از مدیران کسب و کارها بود. من از مدیران می‌خواهم که به این سؤال‌ها عمیقا فکر کنند. در این پست از شما هم می‌خواهم زمان مناسبی را برای فکر کردن انتخاب کنید و به سؤالات زیر عمیقا بیاندیشید:

  1. شرکت شما چرا به این دنیا پا گذاشت؟ (یا به‌عبارت دیگر چرا تأسیس شد؟)
  2. شرکت شما چه ويژگي‌هايي دارد که آن را از شرکت‌هاي رقيب متمايز مي‌کند؟
  3. شرکت شما چه محصولات و خدماتي ارائه مي‌کند؟ چه محصولات و خدماتي مي‌توانند به‌عنوان مکمل خدمات کنوني يا حتي به‌عنوان خدمات مستقل و جديد به مشتريان ارائه شوند؟
  4. شرکت شما اکنون در چه حوزه‌هايي از بازار فعال است؟ (به‌عنوان مثال: جوانان یا ) فکر مي‌کنيد شرکت لازم است در چه حوزه‌هاي جديدي ورود پيدا کند؟ در چه حوزه‌هايي از بازار بايد حجم فعاليت‌ها کاهش يابند؟
  5. موقعيت ايده‌آل شرکت شما در 3 تا 5 سال آينده (مثلا در زمينه‌ي تعداد و حجم ريالي فروش یا درآمد پروژه‌ها، حوزه‌هاي کسب و کار و تعداد مشتريان و درآمد هر حوزه) با در نظر گرفتن شرايط موجود کجا است؟ اگر بخواهيم رؤيايي و بدون در نظر گرفتن شرايط موجود فکر کنيم پاسخ اين سؤال چه تغييري مي‌کند؟
  6. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه نقاط مثبتي و مزيت‌هايي را در شرکت خود مشاهده مي‌کنيد؟ چه چيزهايي نبايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال حسن شهرت در ميان مشتريان در کميت و کيفيت محصولات و خدمات)
  7. به‌عنوان مدير ارشد شرکت، چه مشکلاتي را در اين شرکت مي‌بينيد؟ از چه چيزهايي ناراضي هستيد که بايد تغيير کنند؟ (به‌عنوان مثال ضعف مهارتي نيروي انساني)
  8. با توجه به تجارب و ديدگاه‌‌هاي کارشناسي‌تان چه فرصت‌ها و نقاط اميدوارکننده‌اي در بازارهای فعالیت‌تان وجود دارند که شرکت شما مي‌تواند از آن‌ها استفاده کند؟ (به‌عنوان مثال: فعالیت در یک شهرستان جدید یا ارائه‌ی خدمتی با قیمت پایین‌تر از رقبا.)
  9. از نظر شما عمده‌ترين مشکلات صنعت فعالیت‌تان و مشکلات اقتصاد کلان کشور که بر کسب و کار شرکت شما تأثير منفي جدي دارند يا ممکن است در آينده داشته باشند کدام‌اند؟ (به‌عنوان مثال نرخ تورم بالا یا تغییرات شدید نرخ ارز)

پاسخ این سؤالات را لازم نیست حتی به‌صورت مکتوب دربیاورید. اما دانستن پاسخ این سؤالات باعث می‌شود تا بتوانید در عمل، تصمیماتی درست‌تر، جامع‌نگر و با دید بلندمدت‌ بگیرید که موفقیت کسب و کار شما را تضمین خواهند کرد.

نباید فراموش کنید که شما به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای برای طراحی استراتژی فردی و شغلی‌تان هم می‌توانید از خودتان همین سؤالات را بپرسید. فقط کافی است به‌جای واژه‌ی “شرکت”، واژه‌ی “من” را در سؤالات 9 گانه‌ی بالا جایگزین کنید.

و نکته‌ی پایانی: هنر یک مشاور طراحی و توسعه‌ی کسب و کار، پرسیدن این سؤالات از شما و تسریع و تسهیل مسیر حرکت شما برای رسیدن به پاسخ آن‌ها است. مشاور کسب و کار به شما کمک می‌کند تا ابعاد مختلف هر سؤال را به‌تر درک کنید و البته بتوانید به‌جای اختراع دوباره‌ی چرخ، از تجربیات مثبت یا منفی دیگران و موفقیت‌ها و شکست‌های آن‌ها، الگو بگیرید تا بتوانید مسیر توسعه‌ی استراتژیک ویژه‌ و اختصاصی کسب و کارتان / حرفه‌تان را به‌درستی طراحی کنید. بنابراین مشاور کسب و کار، پزشک نیست که برای شما نسخه‌‌ی موفقیت بپیچد. مشاور کسب و کار حتی جادوگر شهر اوز هم نیست که برای هر مشکل شما یک راه‌حل جادویی داشته باشد. مشاور کسب و کار همانند یک دوست هم‌فکر است که با شما مسیر حرکت را آغاز می‌کند، با شما برای دیدن افق مطلوب و فردای دوست‌داشتنی تلاش می‌کند و بعد، دست در دست‌تان می‌گذارد و شما را تا رسیدن به مقصد همراهی می‌کند. بنابراین با کمک مشاور کسب و کار، شما خودتان مسیر موفقیت‌تان را انتخاب می‌کنید، برای رسیدن به اهداف‌تان توان‌مند می‌شوید و سرانجام با تکیه بر قدرتِ حسِ خوب‌تان، مسیری لذت‌بخش را تا رسیدن به موفقیت تجربه می‌کنید.

اگر نیاز به هم‌فکری استراتژیک در مورد کسب و کار / مسیر شغلی حرفه‌‌ای‌تان داشتید، می‌توانید با من تماس بگیرید.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱2): شایستگی‌های اصلي شما کدام‌اند؟

“در دنیای فوتبال کسی به تو چیزی نمی‌دهد، اگر بتوانی برتری جزئی و کوچکی هم داشته باشی، باید سعی کنی که به آن دست بیابی و از آن بهترین بهره را ببری.” (دن دیه‌گو مارادونا؛ این‌جا)

دن دیه‌گو ـ بزرگ‌ترین بازی‌کن تاریخ فوتبال از نظر من ـ در یک جمله، مهم‌ترین عامل موفقیت را در در دنیای کسب و کار و البته دنیای حرفه‌ای‌ها تعریف کرده است: “شایستگی!” (Competence) به شایستگی دو نوع نگاه می‌توان داشت: 

نگاه اول، نگاهی کلی است و در هر محیطی (رقابتی یا غیررقابتی) قابل تعریف است. از این زاویه‌ی دید، شایستگی یعنی هر چیزی که از یک  کسب و کار / من به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای انتظار می‌رود بتوانم انجام دهم. شایستگی در این نگاه، سطح استاندارد و حداقلی از عملکرد را در نظر می‌گیرد. معمولا در حوزه‌ی مدیریت منابع انسانی و برای تعریف شغل و ارزیابی عملکرد، شایستگی از این نظر تعریف می‌شود. در کسب و کار هم می‌توان آن را به‌همین شکل تعریف کرد: حداقلی از کارکردها / ویژگی‌هایی که از محصول / خدمت یک کسب و کار انتظار تحقق آن می‌رود.

نگاه دوم اما خاص محیط‌های رقایتی است. در این حالت، شایستگی یک قابلیت یا مهارت (عامل درونی) یا دارایی (عامل بیرونی) است که:

1- کاملا متعلق به خود ما باشد و بتوانیم در عمل از آن در میدان رقابت بهره ببریم؛

2- برای من نسبت به رقیب‌ام مزیت یا تمایز ایجاد کند (یعنی باعث می‌شود مشتری من را انتخاب کند نه رقیب‌م را!)

3- به‌راحتی / به‌سرعت قابل تقلید یا به‌دست آوردن نباشد (و در نتیجه بتوان در بلندمدت روی آن حساب کرد.)

نگاه دوم به شایستگی، نگاهی استراتژیک است. از این نگاه، شایستگی ـ یا به‌عبارت به‌تر شایستگی اصلی / هسته‌‌ای (Core Competency)، کلید اصلی موفقیت در رقابت محسوب می‌شود. من با کمک شایستگی‌های‌ام می‌توانم خودم را در دید مشتری متمایز کنم و او را وادار به انتخاب خودم کنم.

توجه کنید که مفاهیم استراتژیک را می‌توان در هر دو سطح فردی و سازمانی به‌کار گرفت. بنابراین شایستگی اصلی را می‌توان به دو شکل نگاه کرد:

ـ من به‌عنوان یک متخصص حرفه‌ای، چه مهارت‌هایی دارم که من را از دیگر متخصصان حرفه‌ای متمایز می‌کند؟ مثلا فرق من به‌عنوان یک تحلیل‌گر کسب و کار با سایر تحلیل‌گران کسب و کار در چیست؟ خودم فکر می‌کنم تنوع و عمق تجربیات‌م در تحلیل کسب و کارها و البته به‌روز بودن دانش تخصصی‌ام. توجه کنید که این زاویه‌ی دید هم به‌عنوان فریلنس و در رقابت با سایر فریلنسرها معنادار است و هم در سازمان و در مقایسه‌ی میان من و همکاران‌م (در دومی، مشتری مدیر من یا سازمان محل کار من است.)

ـ کسب و کار / محصول / خدمت من چه چیزهایی دارد که رقبا ندارند؟

اما هنوز یک چیز دیگر کم است: شایستگی وقتی مزیت محسوب می‌شود و وقتی واقعا “به‌درد می‌خورد” که به یک یا چند نیاز مشتری پیوند بخورد. بنابراین حتی اگر من منحصر به‌فردترین شایستگی تاریخ بشر را هم داشته باشم؛ اما این شایستگی خریداری نداشته باشد؛ عملا نمی‌توانم از این شایستگی استفاده کنم. بنابراین به‌صورت خلاصه باید بگوییم: یکی از کلیدهای اصلی موفقیت در دنیای کسب و کار / دنیای حرفه‌ای‌ها، کشف شایستگی‌های منحصر به‌فردی هستیم که به نیازهای مشتری، پاسخی متمایز بدهند. پاسخی که مشتری تمایل داشته باشد هزینه‌ی آن را بپردازد (هزینه هم که صرفا از جنس پول نیست؛ مثلا عشق مردم را به برند اپل ببينيد!)

اما برگردیم به جمله‌ی شگفت‌انگیز دن دیه‌گو؛ جادوی کلام استاد در این است که همان تعریف دو پاراگراف بالاتر من را با یک ایده‌ی بسیار ساده خلاصه کرده است: از شایستگی‌های برای برنده شدن استفاده کن!

مهارت اصلی مارادونا، دریبل زدن بود و نتیجه‌ی استفاده از آن، قهرمانی آرژانتین دوست‌داشتنی در جام جهانی 1986! باز هم می‌بینیم که عامل اصلی موفقیت، کشف و استفاده از مهم‌ترین شایستگی‌ها است.

حالا شما به این پرسش پاسخ بدهید که شایستگی‌های اصلی شما کدام‌اند؟ نگران هم نباشید؛ برای کشف شایستگی‌ها و تعريف درست آن‌ها به‌شكلي كه مشتري خريدارشان باشد، در هر دو حوزه‌ی فردی و کسب و کار مدل‌هایی وجود دارند که به‌تدریج آن‌ها را با هم مرور خواهیم کرد. 🙂

پ.ن. از این هفته، پست‌های فوتبالی گزاره‌ها را شنبه‌ها بخوانید.

زندگی جای دیگری است یا چطور یاد گرفتم دوباره زندگی کنم!

آرامش مدام نیز گاهی کسل‌کننده است. گاهی توفان لازم است! (نیچه)

حدودا 5 ماهی هست که با سؤالات ویران‌کننده‌ی یک دوست بزرگ‌تر و بزرگوار، در گیر و دار بازسازی و بازتعریف بنیادهای زندگی‌ام هستم. 5 ماه بسیار سخت؛ اما مهم برای آینده و حتی امروز. این روزها که فکر می‌کنم تا حدودی به نتیجه‌گیری نهایی نزدیک شده‌ام، بد ندیدم کمی در مورد تحلیل‌های این چند ماهم بنویسم. شاید برای شما هم مفید باشد. در طول این چند ماه به‌نتایج زیر رسیده‌ام:

1- از روزی که مشغول به کار شدم، هشت سال و اندی می‌گذرد. در طول این سال‌ها، تجربیات گوناگونی را داشته‌ام: از کارمندی و کار کارشناسی گرفته مدیریت و انجام پروژه‌های شخصی. حوزه‌های کاری من هم بسیار متنوع بوده‌اند؛ از استراتژی گرفته تا طرح جامع آی‌تی و حوزه‌های متعدد دیگر. اما واقعا من ـ به‌عنوان فردی که مدام از اهمیت داشتن تخصص صحبت می‌کنم ـ تخصصم چیست؟

به این سؤال ماه‌ها فکر کردم. واقعیت این است که اصل تخصص من “تحلیل کسب و کار” به‌معنای کاملا کلاسیک آن است. اما به‌دلیل علاقه‌ام به تجربه کردن، حوزه‌های مختلف بسیار زیاد دیگری را هم آزموده‌ام. تحلیل کسب و کار، خیلی خلاصه یعنی کشف و تعریف سیستماتیک مسائل کسب و کاری و طراحی راه‌حل برای آن‌ها. فرق‌اش با مشاوره‌ی مدیریت این است که کار تحلیلی، کار گِل است و کار مشاوره، کار دل! بنابراین در مسیر شغلی‌ام، دوباره به سمت تحلیل کسب و کار برگشتم و درگیر یکی دو پروژه‌ی بزرگ مرتبط با تخصصم شدم. 🙂

اما هنوز این وسط چیزی کم بود: علاقه‌ی من به ایجاد یک نقطه‌ی اثر واقعی از خودم و البته علاقه‌ام به استراتژی، تفکر طراحی، ساختن ابزارهای تحلیلی و البته مهارت‌آموزی! (خود ماهیت کار مشاوره‌ی مدیریت را فراموش نکنید!) بنابراین تخصصم در تحلیل کسب و کار را با این مجموعه‌ی متنوع از علائق، تجربیات و تحقیقات و مطالعات‌ام ترکیب کردم و نتیجه‌ی آن، “چارچوب طراحی و توسعه‌ی کسب و کار و مسیر شغلی حرفه‌ای” شد که از این پس در گزاره‌ها به‌تدریج آن را معرفی خواهم کرد. این چارچوب، از این پس مبنای اصلی فعالیت‌های مشاوره‌ی مستقل من خواهد بود. در این مدل با هم گذشته و امروز کسب و کارمان (و خودمان به‌عنوان یک مدیر / متخصص حرفه‌ای) را تحلیل می‌کنیم، فردا و آینده‌ی مطلوب را کشف می‌کنیم، استراتژی و مسیر رسیدن به هدف را طراحی می‌کنیم و در نهایت خودمان (و همکاران‌مان در سازمان) را با مجموعه‌ای از مهارت‌های لازم برای رسیدن به هدف‌ها مجهز خواهیم کرد.

در واقع خیلی خلاصه من به شما کمک خواهم کرد تا از سرگردانی‌تان بین گذشته و امروز و فردا رهایی پیدا کنید و جهت حرکت و ابزارها و مهارت‌های لازم برای حرکت را به‌دست آورید.

2- در سال‌های اخیر، رسانه‌های اجتماعی نقش پررنگی را در زندگی روزمره‌ی ما بازی کرده‌اند. ما هر روز وقت بسیار زیادی را در این رسانه‌ها می‌گذرانیم. از زاویه‌ی دید حرفه‌ای (و با کنار گذاشتن علایق شخصی به ارتباط با دیگران) شاید مزیت اصلی این رسانه‌ها کمک به شبکه‌سازی با دیگران باشد؛ اما آیا به اثرات تخریب‌گر این رسانه‌ها هم فکر می‌کنیم؟ من در چند ماه اخیر متوجه شده‌ام که این رسانه‌ها چند اثر منفی روی من و زندگی‌ام گذاشته‌اند:

  • بی‌حوصلگی: رسانه‌های اجتماعی، به‌دلیل ماهیت مینیمال و سرعت بالای انتقال محتوای‌شان، ذهن مرا کاملا قطعه‌قطعه کرده‌اند و در نتیجه دیگر حوصله‌ی هیچ کار جدی و حجیم را ندارم. در واقع، “تمرکز فکری” از زندگی من رخت بربسته است! 🙁
  • زمان‌بر بودن: رسانه‌های اجتماعی به‌لحاظ ماهوی می‌طلبند که در آن‌ها حضور دائمی داشت تا نکند محتوایی را از دوست خوبی از دست بدهی! اما یک سؤال: چقدر زمان برای چه نتیجه‌ای؟ آیا لذت بردن از تعامل با دیگران (و گذاشتن نام شبکه‌سازی روی آن!) تنها خاصیت رسانه‌های اجتماعی است؟
  • جدایی از لذت‌های اصیل و تجربه‌ی واقعی زندگی: بگذارید این یکی را با کشف‌های‌م در زندگی چند هفته‌ی اخیرم توضیح بدهم. لذت گذراندن زمان با خانواده، لذت کتاب خواندن، لذت فیلم دیدن و لذت تعامل با آدم‌های دنیای واقعی ـ آن بیرون جایی که خبری از رسانه‌های اجتماعی نیست ـ لذتی است که من تازه بعد از چند سال گذاشتن زمان زیاد برای رسانه‌های اجتماعی و غفلت از لذت‌های واقعی زندگی (روی چند سال کاملا تأکید دارم!) دوباره کشف‌شان کرده‌ام و دیگر به‌سادگی از دست‌شان نخواهم داد!

حتی در همین دنیای مجازی هم “گزاره‌ها” در یکی دو سال اخیر قربانی حضور من در رسانه‌های اجتماعی شده بود. با محاسبه‌ی یک ROI (نرخ بازگشت سرمایه) ساده متوجه شدم که “گزاره‌ها” در زندگی من اثرگذارتر است. در این‌جا سرمایه‌ی مصرف شده “زمان” است و نرخ بهره، “اعتبار” کسب شده. بنابراین ترجیحم بازگشت به گزاره‌ها و انتخاب استراتژی “حضور صرف” در رسانه‌های اجتماعی شد. در واقع در زندگی جدیدم رسانه‌های اجتماعی برای من تنها رسانه‌‌هایی برای اطلاع‌رسانی در مورد فعالیت‌های‌ام و تعامل با مخاطبانم هستند و گزاره‌ها، محل اصلی زندگی مجازی خواهد بود. و البته در رویکرد جدیدم، برخلاف گذشته “گزاره‌ها” هویت اصلی برند من نیست؛ بلکه بخش مهمی از برند شخصی من ـ علی نعمتی شهاب به‌عنوان مشاور تحلیل، طراحی و توسعه‌ی کسب و کار” خواهد بود. بنابراین با من و البته “گزاره‌ها” و برنامه‌‌های جدیدش همراه باشید. 🙂

3- هاروکی موراکامی عزیز جایی در کتاب بی‌نظیر کافکا در کرانه گفته که: “از توفان که درآمدی، دیگر همان آدمی نخواهی بود که به توفان پا نهادی. معنی توفان همین است.” آری. معنی توفان زندگی امسال من همین بود: این‌جا، جای من نیست. زندگی جای دیگری است. فقط کافی است شجاعت ورود به توفان را داشته باشی!

لینک‌های هفته (۱۷2)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. در صورت علاقه می‌توانید مجله‌ی فلیپ‌بوردی “طراحی و توسعه‌ی کسب و کار” و “متخصص حرفه‌ای” را نیز مشترک شوید و لینک‌های منتخب هفته‌ی من از اخبار و مقالات دنیای وب فارسی را در طول هفته و زودتر از جمعه، در فلیپ‌بوردتان مطالعه کنید! 🙂
  5. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  6. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

 

پایان عصر استریوتایپ در ارتباطات انسانی | روزنوشت‌های محمدرضا شعبانعلی و استریوتایپ “ما ایرانی‌ها…” (امیر مهرانی؛ The Coach) (این دو نوشته را بخوانید حتما. به‌ترین مطالب هفته!)

گام‌هایی برای رسیدن به استقلال مالی، گام اول آشتی با گذشته (محمدجواد محبی؛ یک ریال)

چرا “پس‌انداز” نمی‌کنیم؟! | سایت طلا

بازی؛ نیاز چهار فصل زندگی (تأیید می‌شود!)

ویژگی‌های آدم‌هایی که بدبخت هستند!

مدیریت کسب و کار:

تشابه رابطه کاری و خانوادگی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

درس‌های تجارت از خلافکاران (استاد پرویز درگی)

برگزاری آزمون PRINCE2 Foundation در ایران (به‌همت نادر خرمی راد عزیز)

از تنازع سازنده استقبال کنیم (محمد سالاری)

۱۰ تاکتیک غیرمعمول برای تقویت خدمات به مشتری – ایستنا

شركت‌هاي دانش‌بنيان از پرداخت ماليات معاف شدند

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

براساس نتایج نظرسنجی فارستر، مایکروسافت بهترین برند ارائه‌‌کننده‌ی محصولات و سرویس‌های عرصه‌ی فناوری در ایالات متحده است – زومیت

علم و فناوری:

شب‌هایی که دیگر هیچ وقت کاملا تاریک نیستند‌- یکی از خطرهای پنهان فناوری برای سلامتی ما (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

قاب دانش – وبلاگ رسمی Google به زبان فارسی

10 پیش‌بینی برای دنیای فناوری اطلاعات در سال 2014

همه تغییرات بدن هنگام کتاب خواندن

ایسنا – ورزشکاران از افراد کم‌تحرک خلاق‌ترند

فناوری همراه:

‫نسخه الکترونیک مجلات را در گردسوز بخوانید (عاااااااااااالی! یک آرزوی قدیمی من محقق شد!)

خداحافظی رسمی نوکیا با سیمبین

اینتل، اندروید و ویندوز را یکی می‌کند – ایستنا

طرح محرمانه مایکروسافت: خودتان اندروید یا ویندوز فون را برای نصب بر روی گوشی انتخاب کنید! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران:

ارائه 39 فونت فارسی استانداردسازی شده توسط شورای عالی اطلاع‌رسانی (تمام فونت‌های معروف و پراستفاده هستند!)

بازنگری مجوزهای صادر شده در فضای مجازی/ در صدور مجوز برای اپراتورها ورود نمی‌کنیم

وزیر ارتباطات از واگذاری مجوز 3G در مرداد آینده به تمام اپراتورها و صدور پروانه 4G در نیمه دوم ۹۳ خبر داد

جهانگرد دبیر شورای عالی IT شد

اقتصاد:

توصیه های کاندیدای ایرانی نوبل برای اقتصاد ایران و پروفسور پسران:توقعات مردم با امکانات ایران همخوانی ندارد/ نرخ ارز به تعادل رسید/عقبگرد هدفمندی

تراکنش‌ الکترونیکی از توسعه زیرساخت‌ جلو زده است

سیف خبر داد:آغاز گشایش ارزی از ۲ هفته آینده/نقدینگی ۵۳۰ هزار میلیارد تومان شد

ابلاغ رسمی لغو پیمان‌سازی ارزی و معافیت مالیاتی صادرکنندگان

تسهیلات ساخت و خرید مسکن 35 میلیون تومان شد/۵۰ میلیون برای زوج‌هایی که از امروز ازدواج کنند و اقتصاد آنلاین – چشم‌انداز بازار مسکن در سال 93

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

رشد 5.5 درصدی تجارت خارجی ایران در سال 2014 | سایت طلا

اقتصاد آنلاین – تاز‌ه‌ترین متوسط درآمد و هزینه ایرانیان

فاوا در ایران و جهان:

در سال 2014 هزینه‌های فناوری در جهان به 2.22 تریلیون دلار می‌رسد و پیش‌‏بینی متفاوت گارتنر از بازار IT در سال ۲۰۱۴ – ایستنا

گزارش جامع بیزینس‌مانیتور از بازار تلفن همراه ایران: همراه اول 43.8 و ایرانسل 41.5 میلیون مشترک دارد

ایرانی‌ها پارسال 1/8 میلیارد دلار گوشی خریدند 

تلفن همراه منحصربفردترين سيستم در بانكداري الكترونيك

۷۰ درصد هک‌های سال گذشته، بانکی بود

در برنامه‌ریزی چه چیزهايی را باید پیش‌بینی کرد؟

برنامه، ابزاري است براي رسيدن به اهداف سازمان در آينده. با توجه به اين‌که برنامه به آينده مرتبط است و آينده امري است مجهول، بايد براي نوشتن برنامه، آينده را پيش‌بيني نمود. اما شما در جايگاه يك مدير براي برنامه‌ريزي كسب و كارتان، بايد به چه موضوعاتي توجه كنيد؟ به‌عبارت به‌تر، ابعاد پيش‌بيني آينده براي نوشتن يک برنامه‌ي جامع چه چيزهايي هستند؟ تجربه‌ي من از سال‌ها همكاري با مديران در سطوح مختلف سازماني و با سطوح تجربيات متفاوت نشان مي‌دهد كه معمولا مديران در برنامه‌ريزي تنها به يك يا دو عامل مهم توجه مي‌كنند. اين در حالي است كه در بسياري از مواقع، دليل شكست برنامه‌ها در اجرا، همين عدم توجه به ساير عوامل تأثيرگذار در تحقق يك برنامه است.

پيشنهاد من به شما اين است كه براي نوشتن يك برنامه‌ي مؤثر حتما به شش سؤال زير فكر كنيد:

  1. چه کاري قرار است انجام شود؟ فعاليت‌هاي لازم براي تحقق هدف کدام‌اند؟ چه فعاليت‌هايي براي اجراي هدف پيش‌بيني مي‌شوند؟
  2. هر يك از اين كارها به چه روشي بايد انجام شوند؟‌ روش انجام هر يک از اين فعاليت‌ها بايد چگونه باشد؟ (پيش‌بيني روش‌هاي انجام کار)
  3. هر كاري بايد در چه زماني انجام شود؟ هر يک از فعاليت‌ها چه زماني را به خود اختصاص مي‌دهند؟ (پيش‌بيني زماني برنامه)
  4. هر كار در چه جايي انجام شود؟ فعاليت‌هاي برنامه در چه محل و مکاني عملي مي‌شوند؟ (پيش‌بيني موقعيت مکاني برنامه)
  5. اين كارها با چه سازمان‌دهي اجرايي مي‌شوند؟‍ فعاليت‌هاي برنامه به کمک چه تشکيلاتي عملي خواهند بود؟ (پيش‌بيني سازمان و تشکيلات مورد نياز)
  6. هر كار نيازمند چه منابعي است؟ تحقق هدف، نيازمند چه منابعي اعم از انساني، مالي، ابزارو تجهيزات و … است؟ (پيش‌بيني منابع مورد نياز)

لازم نيست در برنامه‌تان حتما به‌شكل دقيق هر يك از موارد شش گانه‌ي فوق را پيش‌بيني كنيد. نكته‌ي مهم و كليدي اين است كه نبايد در برنامه‌ريزي از ساير ابعاد تأثيرگذار غافل شويد. از جمله اين‌كه در برنامه‌ريزي سالانه براي توسعه‌ي كسب و كارتان، بايد علاوه بر توجه به استراتژي‌ها و اقدامات لازم براي تحقق اين هدف، لازم است ميزان منابع مورد نياز و در دسترس بودن آن‌ها را نيز بررسي كنيد (مثلا آيا من با بودجه‌‌ي 5 ميليون توماني تبليغات براي يك سال، مي‌توانم در تلويزيون تبليغ كنم؟)

فكر كردن به اين سؤالات در زمان برنامه‌ريزي، مي‌تواند باعث شود تا برنامه‌ي شما واقعي‌تر تهيه شده و در نتيجه در عمل موفق‌تر باشد. 🙂

چرا مدل کسب و کارم را باید مستند کنم و چگونه؟

پيش از اين براي‌تان گفته‌ام كه “مدل کسب و کار” يك ابزار مناسب براي سازماني است كه مي‌خواهد به صورت مؤثر و هدفمند تغيير و رشد كند. مدل کسب و کار در عين حال يكي از ابزارهاي اصلي در طراحي و تحليل يک کسب و کار است؛ يعني مي‌تواند هم براي طراحي يک کسب و کار جديد و هم براي تحليل يک کسب و کار موجود به‌کار رود. مدل‌هاي كسب و كار معمولا ذهني هستند. يعني اگر از هر صاحب كسب و كاري بپرسيك، خيلي سريع و در چند جمله براي ما مدل كسب و كارشان را شرح مي‌دهند. اين، البته اصلا بد نيست و شايد براي بسياري از كسب و كارهاي موفق (مخصوصا كسب و كارهاي خرد) نيازي هم به داشتن يك مدل كسب و كار مفصل نباشد.

اما من مي‌خواهم به شما پيشنهاد كنم كه تلاش كنيد مدل كسب و كارتان را تا حد امكان مستند كنيد. داشتن یک مدل کسب و کار مستند می‌تواند به‌دلایل زیر برای کسب و کار شما مفید باشد:

  1. براي درک بهتر ساز و کارهاي کسب و کار موجود: مدل‌ها مي‌توانند با فراهم کردن يک تصور واضح از نقش‌ها و وظايف افراد در کل سازمان، براي آموزش آن‌ها به‌کار گرفته شوند. اين مدل‌ها ممکن است در سازمان‌هاس وظيفه‌گرا و هم در سازمان‌هاي فرايندگرا استفاده شوند.
  2. مدل‌ها مي‌توانند به‌عنوان پايه‌اي براي بهبود عمليات و ساختار کسب و کار جاري به‌کار گرفته شوند: مدل‌ها تغييرات لازم در کسب و کار جاري براي پياده‌سازي مدل کسب و کار اصلاح شده را شناسايي مي‌‌کنند.
  3. نمايش به‌تر نوآوري‌هاي كسب و كار: مدل‌ها مي‌توانند براي نشان دادن ساختار يک کسب و کار جديد و نوآورانه به‌کار روند.
  4. تجربه‌ي مفاهيم کسب و کار جديد و يا کپي يا مطالعه کردن مفاهيم به‌کار گرفته شده توسط شرکت‌هاي رقيب: براي مثال سنجش و اعمال نتايج مثبت مقايسه‌ها روي سطوح مدل‌سازي مي‌تواند با استفاده از مدل‌هاي کسب و کار صورت پذيرد. مدل ايجاد شده مي‌تواند به‌عنوان يک پيش‌نويس براي توسعه‌ي احتمالي کسب و کار در نظر گرفته شود. مدل ايجاد شده مکن است ايده‌ي جديدي باشد يا ممکن است مزاياي يک فناوري جديد مثل اينترنت را در بر داشته باشد.
  5. شناسايي فرصت‌هاي برون‌سپاري: عناصري از کسب و کار که جزيي از هسته‌ي کار شما به حساب نمي‌آيند و در اختيار تأمين‌کنندگان خارج از سيستم مي‌توانند قرار بگيرند، توسط مدل‌ها شناسايي مي‌شوند. مدل‌ها توسط تأمين‌کنندگان به‌عنوان مشخص‌هاي نيازها و خواسته‌ها تلقي مي‌شوند.

نوشتن و مستندسازي البته در حالت كلي هم دو فايده‌ي جدي دارند:

1- باعث مي‌شود تفكرات شما از ذهن‌تان بيرون بيايند و در نتيجه، بتوانيد به‌تر آن‌ها را تحليل كنيد و مهم‌تر اين‌كه فراموش‌شان نكنيد!

2- مبنايي براي گفتگو با ذي‌نفعان مختلف يك كسب و كار فراهم مي‌آورند.

اما شايد اين سؤال پيش بيايد كه من چگونه مي‌توانم مدل كسب و كار خودم را مستند كنم. براي اين كار روش‌هاي گوناگوني وجود دارد؛ اما به‌ترين روش در اين زمينه كمك گرفتن از ابزار “بوم مدل كسب و كار” كه برگرفته از كتاب عالي “خلق مدل كسب و كار” است. بوم مدل كسب و كار را در شكل زير مشاهده مي‌كنيد:

براساس چارچوب “بوم مدل كسب و كار” ـ كه اوستروالدر و پيگنيور در کتاب خلق مدل کسب و کار معرفي كرده‌اند ـ هر مدل کسب و کار کامل و عالي شامل 9 بخش زير است:

  1. ارزش‌هاي مشتري: محصول يا خدمت اين کسب و کار، قرار است به چه مشکل يا نيازي از مشتري پاسخ بدهد؟ مشتري چرا بايد اين محصول يا خدمت را بخرد؟
  2. تعيين بازار هدف: مشتريان اين کسب و کار دقيقا چه کساني هستند؟ براي اين‌که به اين سؤال جواب دقيقي داده شود، مي‌توان مشتريان را براساس سن، جنسيت، محل زندگي، نوع خريد (دائمي يا گذري)، ميزان درآمد و چيزهايي شبيه اين‌ها مشتريان طبقه‌بندي کرد.
  3. تدوين طرح بازاريابي و فروش: در اين‌جا بايد مشخص شود که از چه روش‌هاي بازاريابي و تبليغاتي استفاده مي‌کنيد و هم‌چنين چطور کالا يا خدمت‌ به‌دست مشتري مي‌رسد.
  4. تدوين طرح ارتباط با مشتري: چگونه ارتباطي که در بخش قبلي با مشتري ساخته شده است حفظ و تقويت مي‌شود و توسعه مي‌يابد؟ مثلا مي‌توان براي مشتريان‌ اصلي و کليدي تخفيف يا جوايزي در نظر گرفت و با برخورد خوب آن‌ها را به خريد مجدد وادار کرد.
  5. تدوين مدل کسب درآمد: در اين‌جا تمامي منابع درآمدي احتمالي کسب و کار فهرست مي‌شوند (فروش محصول اصلي، محصولات جانبي، خدمات پس از فروش، به‌روزرساني و ارتقاي محصول و …) و البته مشخص مي‌شود مشتريان چگونه براي محصول / خدمت اين کسب و کار، پول پرداخت خواهند کرد؟ (هر بار خريد، به‌صورت هفتگي يا ماهانه، اشتراک يا …)
  6. منابع کليدي: براي توليد و توزيع و فروش محصول به چه منابعي (اعم از: مالي، مواد اوليه، تجهيزات، ماشين‌آلات و …) نياز است؟
  7. فعاليت‌هاي کليدي: براي توليد و توزيع و فروش محصول دقيقا بايد چه کارهايي انجام شوند؟ (مثلا: طراحي محصول، بسته‌بندي و توزيع بين خرده‌فروش‌ها)
  8. شرکاي کليدي: براي کسب درآمد به‌کمک چه کساني نياز است؟ (مثلا: طراح محصول، بازارياب و ويزتور، فروشنده و …)
  9. ساختار هزينه‌‌ها: هر يک از بخش‌هاي توليد و توزيع و فروش محصول شامل چه هزينه‌هايي هستند؟

اين نگاه به كسب و كار، نگاهي جديد و جامع‌نگرانه است. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم ابعاد مختلف كسب و كارمان و ارتباطات آن‌ها را با يكديگر كشف كنيم. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم ريشه‌هاي اصلي مشكلات سازماني‌مان را تشخيص بدهيم. به‌كمك اين مدل مي‌توانيم كسب و كارمان و ارتباطات آن با دنياي واقعي را به‌تر تحليل كنيم. 

دوست داريد مدل كسب و كار خودتان را تهيه كنيد؟ همين حالا دست به كار شويد. تمپليت مدل كسب و كار را از اين‌جا دانلود كنيد و تلاش كنيد مدل كسب و كارتان را طراحي كنيد. اگر نيازي به‌كمك يا راه‌نمايي داشتيد هم با من تماس بگيريد. 🙂

لینک‌های هفته (۱۷1)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (دیگ ریدر به‌ توصیه‌ی من!) دنبال کنید (به‌یاد زنده‌یاد گودر!)
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. برای مطالعه‌ی منتخبی از به‌ترین و مهم‌ترین اخبار و مقالات انگلیسی که مطالعه می‌کنم، از این‌جا مجله‌ی گزاره‌ها در فلیپورد را مطالعه کنید و اگر دوست داشتید مشترک آن شوید!
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

نقشه‌برداری از احساسات: سیاهی اندوه و تحقیر، روشنای شادی و عشق! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

شبکه‌های اجتماعی جای اورسن ولز نیست! (رضا قربانی؛ مدیر رسانه) (به نکاتی که رضا نوشته از زاویه‌ی دید شبکه‌سازی حرفه‌ای توجه کنید!)

راهنمایی برای برنامه نویس‌های آینده که می خوان زبونشون رو انتخاب کنن (جادی؛ کی‌برد آزاد) (کلی نکته‌ی مربوط به انتخاب تخصص در این نوشته هست؛ از دست‌ش ندید!)

مارشال: افراد موفق بدون موبایل به جلسات کاری می‌روند

5 عامل اصلی ایجاد احساسات منفی

کتاب خوب بخوانید تا مغزتان بهتر کار کند

مدیریت کسب و کار:

۲ اشتباه رایج در مورد مدیریت پرتفولیو (نادر خرمی راد) (عاااااااااااااااااااااااااااالی!)

آدم‌های سخت (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

یک فنجان قهوه با مشاور مدیریت: نقش عارضه‌یابی در مشاوره (علی‌رضا نخجوانی) (تبریک به علی‌رضا برای شروع به نوشتن در حوزه‌ی مشاوره‌ی مدیریت.)

سازمان رؤیاها و شاخص دریمز (Dreams) در سازمان‌ها (استاد پرویز درگی)

برای نوآوری بر دو نوع آموزش سرمایه گذاری کنید (محمد سالاری)

مدیریت و اقتصاد فاوا:

پیش‌بینی IBM برای پنج سال آینده جهان

مهم ترین رویدادهای فاوا در سال 2013

تغییر الگوی اشتغال در صنعت IT – ایستنا

نیمه سیاه شهر استارت‌آپ‌ها

علم و فناوری:

نه! فناوری نه مجرم است، نه منجی! | یک پزشک (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (عااااالی! به‌ترین مطلب هفته.)

لینوس تروالدز، تولدت مبارک | گیک آزاد

فناوری‌های تخیلی که قرار است در سال ۲۰۱۴ به واقعیت بپیوندند | یک پزشک

فناوری همراه:

ايتنا – آیا اندروید از روی iOS کپی شده است؟

سامسونگ گوشی‌های هوشمند را به کنسول بازی تبدیل می‌کند – ایستنا

رسانه‌های اجتماعی:

شبکه‌های اجتماعی به مثابه یک جهان موازی: داده‌ها چه می‌گویند؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

موفق‌ترین برندهای سال 2013 در رسانه‌های اجتماعی

اینستاگرام، پادشاه قلمرو کسب‌و‌کار | رسانه‌های اجتماعی

صنعت فاوا در ایران:

مصوبات شورای عالی فضای مجازی

انتصاب اعضای صاحب نظر کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات

استفاده خانوارها و افراد از فناوری اطلاعات آمارگیری می‌شود

تنظیم مقررات برای استفاده از شبکه‌های اجتماعی (امیدوارم با قانون‌مند شدن شبکه‌های اجتماعی، اتفاقات خوبی در انتظار این حوزه باشد.)

اقتصاد:

هدف‌مندسازی یارانه‌ها: دهک‌های بی محک (کافه اقتصاد)

اقتصاد آنلاین – آیا “Bitcoin” جای طلا را می‌گیرد؟

معاملات تمامی بورس‌ها روی یک سامانه ممکن شد

اقتصاد آنلاین – نرخ‌های مالیاتی درسال93 افزایش نمی‌یابد

آمار و اطلاعات:

کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – 100هزار میلیارد تومان نقدینگی گمشده

اقتصاد آنلاین – سپرده‌ ‌176هزار میلیاردی مردم در بانک‌ها

25 درصد اقتصاد ایران مالیات نمی‌دهند | سایت طلا 

افزایش چک‌های برگشتی در میانه پاییز

فاوا در ایران و جهان:

اینترنت گابن و اتیوپی برتر از ایران

واردات موبایل 33درصد کاهش یافت

بیزینس مانیتور: ضریب نفوذ رایتل تا ۲۰۱۷ به ۴۰ درصد می‌رسد 

بیزینس‌مانیتور: ایرانسل تنها اپراتور ایران است که ARPU خود را اعلام می‌کند

بیزینس مانیتور: ضریب نفوذ تلفن ثابت در ایران به 38.4 درصد رسید/پیشبینی رشد ناچیز تا 2017 – ایستنا

75 درصد ایرانی‌ها گوشی زیر نیم‌میلیون می‌خرند

خروج از نسخه موبایل