مقاله‌ی هفته (۳8): چگونه با حفظ معنای زندگی‌تان، کسب و کارتان را بزرگ‌تر سازید

نويسنده:کارا مورفي / مترجم: علي نعمتي شهاب

در اين مقاله دو خانم کارآفرين موفق درباره‌ي اصول موفقيت‌شان در توسعه‌ي کسب و کار خود توضيح مي‌دهند:

سه عامل پيشران ارزش‌آفرين براي توسعه‌ي کسب و کار شما

نينا کافمن بعد از تحصيل در رشته‌ي حقوق، چند سالي را در يک مؤسسه‌ي حقوقي بزرگ کار کرد. بعد از چندين سال تجربه اندوزي، سرانجام روزي فرا رسيد که او تصميم گرفت تا با کمک يکي از همکاران‌اش بنگاه حقوقي خودش را راه‌اندازي بکند. کافمن بعد از مدتي او متوجه شد که روابط تجاري نيز مانند روابط بين‌فردي همواره به‌خوبي پيش نمي‌روند. او با همکارش دچار اختلاف شده بود و هيچ راهي جز تعطيلي آن مؤسسه‌ي حقوقي و شروع از ابتدا وجود نداشت.

اجبار به شروع دوباره و از دست رفتن 6 سال زمان که صرف مؤسسه‌ي قبلي شده بود، موجب شد تا او تأملي در کار خود داشته باشد. او متوجه شد که آموزش سنتي و تجربه‌ي کاري به او ياد داده چگونه کارمند خوبي باشد، نه اين‌که چگونه يک کسب و کار را اداره کند. براي رشد دادن کسب و کاري که بتواند توسعه و گسترش پيدا کند، لازم است رو به جلو فکر کنيد.

او تجربه‌‌اي را که از آموخته‌هاي‌اش به‌دست آورد در قالب معادله‌ي زير خلاصه کرده است:

ارزش محصول / خدمت = جريان مستمر درآمد + قابليت اهرمي + قابل آموختن

در ادامه هر يک از اجزاي سه گانه‌ي سمت چپ معادله‌ي فوق شرح داده مي‌شوند:

1- قابل آموختن: مجبور نيستيد در کسب و کار يا شرکت‌تان دست به هر کاري بزنيد تا به موفقيت برسيد. در حيقيت، احتمالا نمي‌توانيد کسب و کارتان را از هر راهي رشد و توسعه‌ دهيد. بنابراين مطمئن شويد که ماهيت و ويژگي‌ها و کارکردهاي محصولات و خدمات‌ شما به‌حدي قابل آموزش هستند که بتوانيد اطلاعات و مهارت‌هاي مربوط به آن‌ها را به کارکنان‌تان بياموزيد. فعاليت‌ها را هر جا که ممکن است خودکار کنيد. شما نه مجبوريد و نه مجازيد که هر کاري بکنيد تا کسب و کارتان رشد پيدا کند.

2- قابليت اهرمي: خودتان و کسب و کارتان را در جايگاهي قرار بدهيد که بتوايند موفق شويد. اين جايگاه البته به بازار گوشه‌اي که انتخاب مي‌کنيد و اين‌که چگونه محصول يا خدمت‌تان مي‌تواني به نيازهاي مشتريان در آن بازار پاسخ بدهد، وابسته است. زماني ارشميدس گفت: “جايي براي ايستادن به من بدهيد تا زمين را جابه‌جا کنم.” کافمن به ضرورت ارتباط برقرار کردن با بازگيران قدرتمند بازار براي افزايش احتمال موفقيت‌ نيز معتقد است. بنابراين با ديگر کسب و کارها و شرکت‌هايي که مي‌توانند شما را به بازار هدف‌ و مخاطبان‌تان بهتر معرفي کنند و باعث ايجاد پايداري در کسب و کارتان شوند، روابط مناسبي را برقرار کنيد.

3- جريان مستمر درآمد: سرانجام اين‌که براي تدوام موفقيت‌، کسب و کار شما بايد درآمد قانوني و متناسبي را ايجاد کند تا امکان ادامه‌ي حضور شما و کارکنان‌تان در اين کسب و کار تضمين شود. حتي اگر درخشان‌ترين ايده‌ي دنيا را داشته باشيد، اگر آن ايده نتواند جريان درآمدي ثابت و قابل پيش‌بيني ايجاد کند، به دردسر خواهيد افتاد. به‌روشي کار کنيد که مطمئن‌تان کند مي‌توانيد به کسب و کارتان ادامه دهيد.

طي کردن اين سه گام به شما اين اطمينان را مي‌دهد که کسب و کار شما آن‌قدر ارزشمند است که بقا و رشد پيدا کند.

خانم کافمن معتقد است: “کسب و کار شما بايد از زندگي شخصي شما حمايت کند؛ نه اين‌که آن را اداره کند.”

4 گام براي اجراي ايده‌ي کسب و کاري‌تان

موفقيت سارا فرزام در کارآفريني حاصل پشتکار، نوآوري و يادگيري دائمي او بوده است. او کلاس‌هاي موسيقي دو زبانه‌ي خود را از تدريس براي سه کودک (که دو تا از آن‌ها کودکان خواهرش بودند)، آغاز کرد. امروزه هر هفته در کلاس‌هاي مؤسسه‌ي آموزشي او در شهر نيويورک بيش از 1700 نوآموز کودک شرکت مي‌کنند. فرزام اصول موفقيت خود را به شکل زير ارائه کرده است:

1- چرخ را دوباره اختراع نکنيد: هر چيزي که کار مي‌کند را بگيريد و گسترش بدهيد. سارا کلاس‌هاي موسيقي موفق قبلي و آموزش‌هاي خصوصي را ديد و به اين فکر کرد چگونه مي‌تواند آن‌ها را طوري بهبود دهد که سبک جديد آموزشي او بتواند ارزش بيش‌تري را براي مخاطب هدف ايجاد کند. بنابراين او زبان دوم ـ مهارتي که بسياري از والدين تمايل دارند کودک‌شان از سنين پايين آن را بياموزد ـ را با آموزش موسيقي ترکيب کرد.

2- بدانيد که چه زماني بايد تغيير ايجاد کنيد: هيچ چيزي دقيقا به‌همان شکل که برنامه‌ريزي شده پيش نمي‌رود. اين‌که چگونه به موانع طول مسير واکنش نشان مي‌دهيد، کليد موفقيت در حرکت رو به جلو است. از هر راهي که مي‌توانيد براي اين منظور بهره‌ بگيريد؛ حتي اگر به‌قيمت حرکت در يک مسير جديد باشد. زماني که کودکان پيش‌دبستاني يا دبستاني از خانم فرزام خواستند تا کلاس موسيقي خود را در کلاس آن‌ها برگزار کند، او دچار ترديد شد. اما پس از اندکي اندييشيدن، او متوجه شد که اين امر باعث ايجاد يک جريان مستمر درآمدي مي‌شود که مي‌تواند به گسترش دامنه‌ي مخاطبان و مدل کسب و کار او بيانجامد.

3- چه خدمت ديگري مي‌توانيد به مشتري‌تان ارائه دهيد؟ گاهي اوقات چشم‌انداز شما بسيار محدود است. برگزاري جشن‌هاي اولد و کلاس‌هاي خصوصي بخشي از طرح کسب و کار خانم فرزام نبودند؛ اما بعد از دريافت درخواست‌هاي بسيار از والدين کودکان او تصميم به ارائه‌ي اين خدمات گرفت. اگر فرصتي در بازار برگزاري جشن‌هاي تولد وجود داشت که به آن پاسخ مناسبي داده نشده بود، شانس خوبي براي او وجود داشت که برند و کسب و کار خودش را در اين حوزه جا بياندازد.

4- از هر چيزي که داريد استفاده کنيد: در ابتدا خانم فرزام نمي‌توانست يک تيم بازاريابي استخدام کند يا براي ضبط موسيقي‌هاي‌اش يک استوديو بيابد. اما او توانست با تهاتر خدمات با ديگران به منابع مورد نيازش دست پيدا کند.

خانم فرزام نماد واقعي پشتکار و ابتکار است. او به خودش و ايده‌ي تجاري‌اش باور دارد و براي تحقق آن به‌سختي کار مي‌کند.

منبع

2 comments

  1. در متن اشاره شده خانم فرزام کارشان را کوچک آغاز کرده‌اند و با تجربه کردن به کسب و کاری بزرگ رسیده‌اند. بنابراین نکته‌ی شما کاملا درست است. 🙂

  2. اینکه فرمودین سارا فرزام چرخ را دوباره اختراع نکرد، حرف ساده ای هست اما در عمل خیلی سخت است، چرا که نمی شود در هر صنعتی بدون تجربه قبلی، یک گام به پیش رفت، باید در اون صنعت/کسب و کار تجربه داشت و سپس یک گام به جلو رفت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *