مدل کسب و کار به‌عنوان یک استراتژی رقابتی

مدل کسب و کار یکی از مفاهیم پایه‌ای مطرح در کارآفرینی و راه‌اندازی کسب و کارهای جدید است (اگر نمی‌دانید مدل کسب و کار چیست، لطفا این نوشته را مطالعه کنید.) اما معمولا در مدیریت کسب و کارهای‌مان تنها یک بار و آن هم در زمان تهیه‌ی طرح کسب و کار (این‌جا را ببینید) و صرفا برای تکمیل طرح کسب و کارمان جهت ارائه‌ی آن به سرمایه‌گذاران احتمالی به آن توجه می‌کنیم. اما امروزه در دنیایی که از عصر رقابت به عصر فرارقابت پا گذاشته‌ایم، بنگاه‌های اقتصادی باید در تک‌تک اجزای سازنده‌ی کسب و کارشان، رقابت‌پذیر باشند.

بیایید کمی دقیق‌تر به ماجرا نگاه کنیم: دنياي امروز، دنياي رقابت فشرده و پيچيده براي دستيابي به مشتريان بالقوه و فروش محصولات و خدمات به آن‌ها است. در دهه‌ي اخير به‌دليل افزايش شديد تأمين‌کنندگان محصولات و خدمات ـ به‌ويژه در صنايع داراي محصولات مصرفي ـ ابزارهاي رقابتي گذشته، تبديل به ابزارهايي ناکارآمد شده‌اند. بنابراين ديگر شرکت‌ها نمي‌توانند صرفا به مزيت‌هاي رقابتي چون تأکيد بر کيفيت يا استفاده روش‌هاي سنتي بازاريابي و فروش بسنده کنند. دنياي مدرن با ظهور ابزارها و مفاهيم متحول‌کننده‌اي هم‌چون اينترنت، نيازمند رويکردها و نگاه‌هاي جديدي براي رقابت است. يکي از اين ابزارهاي جديد، مدل کسب و کار است.

مدل کسب و کار روش انجام يک کسب و کار مشخص است؛ به‌شکلي که با در پيش گرفتن اين راه و روش، کسب و کار بتواند ضمن حداکثرسازي بهره‌وري تا حد ممکن و البته حفظ بقاي خود، سودآوري هم داشته باشد. مي‌توان گفت مدل کسب و کار، روشي است که به‌کمک آن، ضمن تعيين روش طراحي و توليد محصول يا خدمت کسب و کار، ساز و کار تبديل به آن خروجي‌هاي اقتصادي مانند ارزش افزوده‌ي يک کسب و کار و سود آن مشخص مي‌شود. به‌صورت سنتي مدل کسب و کار، تنها تشريح‌کننده‌ي روش کسب درآمد بنگاه در يک صنعت خاص بوده است. اما در دنياي امروز وقتي سخن از مدل کسب و کار به‌ميان مي‌آيد، توليد درآمد تنها يکي از اجزاي يک مدل کسب و کار است و در نتيجه براي طراحي يک مدل کسب و کار بايد به اجزاي ديگر آن ـ که مشخص‌کننده‌ي ساز و کار عملکرد يک کسب و کار در دنياي واقعي هستند ـ نيز توجه کافي شود. اين نگاه جامع‌نگرانه به مفهوم سنتي مدل کسب و کار، رويکرد جديدي به تعريف و طراحي کسب و کار است. بنابراين اگر چه مدل کسب و کار از ابتدايي‌ترين روزهاي پديد آمدن مبادله و تجارت همراه بشر بوده است، اما نگاه به آن به‌عنوان ابزاري استراتژيک براي رقابت ـ که تمامي ابعاد کسب و کار را در بر مي‌گيرد ـ نگاهي است جديد که در سال‌هاي اخير مور توجه کارآفرينان، مالکان کسب و کارها و متخصصان کسب و کار قرار گرفته است.

اهميت اين نگاه جديد به مدل کسب و کار تا آن‌جاست که در سال‌هاي اخير بسياري از کسب و کارها به‌دليل مدل کسب و کار خلاقانه و متمايزکننده‌شان به رشدي خارق‌العاده در مدت زماني کوتاه دست يافته‌اند. کسب و کارهايي مانند آمازون و گوگل، نمونه‌ي بارز کسب و کارهايي هستند که به‌دليل مدل نوآورانه‌ي کسب و کارشان به موفقيت‌هاي عظيم امروزي‌شان دست يافته‌اند.

نکته‌ی جالب ماجرا این‌جاست که “مدل کسب و کار” تا آخرین روز زندگی کسب و کار همراه آن است؛ اما می‌تواند تغییر داده شود و بازطراحی شود. شما می‌توانید با ایجاد یک تغییر کوچک در مدل کسب و کارتان، در مقایسه با رقبای‌تان برای خودتان یک مزیت رقابتی بیافرینید. مثلا یک شرکت پیمانکاری با تغییر نوع شیوه‌ی تعاملات مالی خود با کارفرماها (و البته ایجاد تغییرات لازم در قراردادهای مربوطه) توانست در یک بازار در حال رکود، ظرفیت‌های جدید انجام پروژه‌ برای خودش ایجاد کند.

آیا تا به حال به مدل کسب و کارتان به‌عنوان یک استراتژی رقابتی فکر کرده‌اید؟ از خودتان سه سؤال زیر را بپرسید:

1- مدل کسب و کار من واقعا چیست؟ کسب و کار من چطور کار می‌کند؟ من چطور پول در می‌آورم؟

2- مدل کسب و کار رقبای من یا مدل کسب و کار رایج در این صنعت چیست؟

3- من چه بخشی از مدل کسب و کارم را به چه شکل تغییر بدهم تا از دیگران متمایز باشم؟

حتی اگر پاسخ سؤال سوم را هم پیدا نکنید، پرسیدن این سؤالات باعث می‌شود تا درک به‌تری از کسب و کار خود و صنعت فعالیت خود داشته باشید و داشتن این درک باعث خواهد شد تا در بلندمدت، تصمیمات درست‌تری بگیرید که باعث موفقیت هر چه بیش‌تر کسب و کار شما خواهد شد.

2 comments

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *