زندگی منهای روزمرگی (2)

“هر دو خوب مي‌دانستند چطور جنس “شانس‌”شان در طول سال‌ها، بي سر و صدا، عوض شده. شانس ديگر نه به پول ربط داشت، نه به موفقيت، نه به سلامتي، نه به “آينده” ـ از هر جنسي. فرق اصلي‌ش همين بود. حالا “شانس” فقط به زمان حال مربوط مي‌شد. به تداوم بخشيدن‌ش. در واقع، به درك كردن‌ش، لذت‌بردن‌ش.” (خواب خوب بهشت؛ سام شپارد؛ ترجمه‌: امير مهدي حقيقت؛ نشر ماهي؛ ص 150)

پ.ن. در میان مشکلات بشری، یکی از بزرگ‌ترین‌ها درد روزمرگی و بطالت است. این مجموعه پست‌ها، در تلاش است تا نگاهی داشته باشد به روش‌های گذران به‌تر و لذت‌بخش‌تر لحظات ملال‌آور زندگی و کار.

2 comments

  1. مولوی هم همین را می گوید:
    هست هشياري ، زِ يـادِ مـامَضي ماضي و مستقبلت ، پرده ي خدا

    آتش اندر زن به هردو ، تابه كي پرگره باشي ازاين هردو ، چو نَي؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *