
“فقط میخواهم که مردم من را یک فوتبالیست سختکوش بدانند. کسی که عاشق این ورزش بود و هر زمان که وارد زمین میشد، تمام تلاشش را به کار میگرفت. چون من خودم با این حس وارد زمین چمن میشدم و تا پایان عمر فوتبالیام هم همینطور بودم. من همیشه تمام تلاشم را برای تیم به کار میگرفتم. فکر میکنم که در طول سالهای گذشته، در زندگیام و درکارنامه ورزشیام، مردم به مسائل مختلفی توجه کردهاند و گاهی وقتها آنچه در زمین کسب کردهام، زیر سایهي مسائل دیگری قرار گرفته. شاید من گفتم که این مرا اذیت نمیکرده؛ ولی واقعا از این بابت اذیت شدهام و در نهایت، من فوتبالیستی هستم که برای برخی از بزرگترین باشگاههای دنیا بازی کردهام و درکنار برخی از بهترین بازیکنان دنیا توپ زدهام و زیر نظر بزرگترین و بهترین سرمربیان دنیا فوتبال بازی کردهام و تقریبا تمام افتخارات ممکن را کسب کردهام.
قطعا این ناراحتکننده است که برخی از مردم راجع به مسائل دیگری فکر میکنند. حالا با اتمام عمر ورزشیام، به عقب نگاه میکنم و با خودم میگویم:«من تقریبا تمام افتخارات ممکن را با هر باشگاهی که در آن توپ زدهام، کسب کردهام … 115 بازی ملی برای تیم ملی کشورم انجام دادهام و دوبار پشت سر بزرگترین فوتبالیستهای دنیا، در رده دوم جایزه بهترین بازیکن فوتبال سال دنیا قرار گرفتهام و از این بابت احساس غرور میکنم.»” (ديويد بكهام در مورد خداحافظياش از فوتبال؛ اينجا)
قسمتي كه توپر كردهام را چند بار بخوانيد. يكي از بزرگترين فوتباليستهاي تاريخ، ميگويد كه تمام هدفاش در فوتبال، بيشتر تلاش كردن بوده است! اما نكتهاي كه بكهام در ادامه اشاره كرده بهنظرم مهمتر است: موفقيت، لزوما رسيدن به يك دستاورد عجيب و غريب و جلو زدن از ديگران نيست. خيلي وقتها دوم شدن و سوم شدن، از اول شدن لذتبخشتر است! بنابراين، از موفقيتهايت ـ هر چند كوچك باشند ـ حسابي لذت ببر. وقتي به آخر مسير رسيدي، مجموع همان موفقيتهاي كوچك، ميشوند يك لذت بزرگ!
