خوانندگان قدیمیتر گزارهها مجموعه پستهای “مشاهدهگر” را به خاطر دارند. در این پستها تصویری را با هم میدیدیم و سعی میکردیم روایتمان را از این تصویر بنویسیم. بعد از مدتها تعطیلی، تصمیم گرفتم این پستها را دوباره شروع کنم و بدین ترتیب از این پس هر هفته، یکشنبهها صبح را با “مشاهدهگر” آغاز میکنیم و البته در این شروع دوباره، کاریکاتور در میان پستها نقش عمدهای خواهد داشت. بنابراین این شما و این هم اولین مشاهدهگر سری جدید:
مشاهدهگر (۲8)
13 comments
دیدگاهتان را بنویسید
آشنایی با گزارهها و نویسندهاش
ـ اینجا دفترچهی یادداشت آنلاین یک جوان (!؟) سابق و حالا ۴۰ ساله است که بعد از خواندن یک رشتهی مهندسی، پاسخ سؤالهای بی پایانش در زمینهی بنیادهای زندگی را در علمی بهنام «مدیریت» کشف کرد! جوانی که مدیریت را علم میداند و میخواهد علاقهی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند! دوست دارید در مورد من و موضوعات وبلاگام بیشتر بدانید؟ پس لطفا تشریف ببرید اینجا.
ـ من «تحلیلگر کسبوکار / وبلاگنویس / مشاهدهگرِ دنیای کسبوکار، فناوری دیجیتال و رسانه / عاشق فوتبال و ادبیات / کتابخوان و دانشآموز مدرسهی زندگی» هستم (هر چند این آخری یعنی دانشآموزْ ماندن همیشگی را بیشتر از هر چیزی دوست دارم.) هدف از راهاندازی «گزارهها» این بوده که دانش و تجربیات و مطالعاتم در حوزههای مشاورهی مدیریت، تحلیل و توسعهی کسبوکار و موضوعات وابسته از جمله مدیریت آیتی و در اختیار جامعهی بزرگ مخاطبانم بگذارم. ضمنا در اینجا دربارهی موضوعات دیگری چون: توسعهی مهارتهای شغلی و حرفهای و موضوعات و دغدغههای شخصی من در مورد زندگی و دنیا هم چیزهایی میخوانید. اگر فکر میکنید میتوانم کمکتان کنم، برای اطلاع از داستان زندگی حرفهای، تخصص و سوابق و کمکهای احتمالی من و شیوهی ارتباطگیری، میتوانید برگهی دربارهی نویسندهی گزارهها و درخواست مشاوره و همکاری را مشاهده فرمایید.
ـ در نهایت اینکه هیچ انتظاری ندارم که شما با من کاملا موافق باشید. نوشتههای «گزارهها» زاویهی دید من را به مسائل نشان میدهند و همانطور که نام اینجا نشان میدهد «گزاره» هستند، یعنی میتوانند درست باشند یا نه. ناگفته نماند که منطق گزارهای من کاملا فازی است: من جز خدا هیچ چیز را مطلق نمیدانم؛ به ویژه وقتی بحث برداشت انسانی مطرح است.
دستهها
لینکدونی گزارهها
- تیم کوک اپل را به شرکتی ۴ تریلیون دلاری تبدیل کرد؛ اما بزرگترین نقطه قوت او به پاشنه آشیلش بدل شد ـ یک پزشک
- کلیک و تایپ کارکنان، خوراک مدلهای هوش مصنوعی متا میشود - پیوست
- فشار پکن، متا را مجبور به لغو خرید «مانوس» میکند ـ پیوست
- هنر سکوت؛ چگونه در اوج مشاجره بر اعصاب خود مسلط شویم و پیروز میدان باشیم؟ | یک پزشک
- طوفان ۱۰ میلیاردی در RWA؛ چرا نهادهای مالی به اوراق خزانه توکنیزه شده پناه بردند؟ ـ میهن بلاکچین
- مایکروسافت از Copilot Tasks رونمایی کرد: هوش مصنوعی که کارهای روزمره را مدیریت میکند ـ دیجیاتو
- گزارش گوگل: تنها ۵ درصد کارکنان «سواد واقعی هوش مصنوعی» دارند ـ پیوست
- مایکروسافت از آرشیو ۱۰ هزار ساله روی شیشه رونمایی کرد ـ پیوست
- قرارداد چند ساله اوپنایآی با چهار غول مشاوره جهان برای افزایش نفوذ سازمانی ـ پیوست
- تحول در بهرهوری اداری؛ هوش مصنوعی Claude Cowork به گوگل درایو و جیمیل متصل شد ـ دیجیاتو
- ضربه متا به سلطه انویدیا با قرارداد فروش تراشهی هوش مصنوعی به متا ـ عصر ارتباط
- گوگل از AI Professional Certificate برای آموزش مهارتهای هوش مصنوعی رونمایی کرد ـ دیجیاتو
- اختراع انقلابی برنده نوبل: تولید روزانه هزار لیتر آب شیرین از هوا بدون نیاز به برق - زومیت
- ۶٫۸ میلیارد نفر حتی یکبار هم از هوش مصنوعی استفاده نکردهاند - زومیت
- وظیفه مهم مدیران در عصر هوش مصنوعی؛ چگونه باید وظایف جدیدی برای کارکنان تعریف کرد؟ ـ دیجیاتو


شرطی شدن ، روزمرگی ،عدم شناخت توانایی های خود و انفعال
چه تفسيرهاي جالبي!
عادت…
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید/قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید…بهار
با اینکه آزادی ولی در بندی …
که گر ما خرد داشتیم
کجا این سرانجام بد داشتیم؟
من معمولا نظر نمینویسم ولی:
همیشه یادمان باشد؛ تیره روزی هایی را که به سختی آنها را شکست دادیم. مانند پادتن های بدن که وقتی بیماری را شکست میدهند ، ان را به خاطر می سپارند تا در مواجه بعدی بازهم پیروز باشند.
وقتی شکست هایمان را به خاطر بسپاریم ، مطمئنا در مشکل و جنگی دیگر ، قدرتمندتر ظاهر می شویم و دشمنی که میشناسیم را بهتر شکست خواهیم داد!
گاهی باید تمام گذشته ها را ریخت و رفت …
این تصویر نشانگر گذشته هاییست که نمی توان فراموش کرد ، باری که هموراه بر دوش می ماند.
سلام
فکر میکنم نشانه تفکری است که دوست دارد نشان دهد از قفس خود بیرون آمده، اما قفس را همیشه با خود حمل میکند تا هر جا مورد تهدید واقع شد، داخل آن برود.
داخل آن برود تا خود را در مقابل مسئولیتی که داشته، یا کاری که کرده، یا هر چیزی که هنوز هم مثل زمانیکه در قفس بود، آن را تهدید میداند، از خودش محافظت کند.
به قول آقای مهرانی تغییر از زمانی شروع میشود که ما واقعاً تغییر را شروع کنیم. (نقل به مضمون)، یعنی آن قفس را بگذاریم و رو به جلو برویم.
نگاه دیگری هم میتوان داشت:
این موجود، نمیخواهد از قفسش جدا شود، اما جایی هم که بوده دیگر جای خوبی نبوده، حالا ناچار ر پی یک جابجایی کوچک است، میرود جایی بهتر، بساطش را پهن کند و دوباره در قفس عزیزش ساکن شود. درست مثل سیزده به در ها که آدم دائم جابجا میشود:-)
سربلند باشید
من یاد لاکپشت میوفتم که وزن سنگین خونه اش رو همیشه تحمل میکنه مبادا یه وقت بدونه خونه بمونه، کلا اهل ریسک نیست این موجود
ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم!:)
قفس به دوش
شایدم بشه گفت خانه به دوش اگه مثل حلزون این قفس رو خانه خودش بدونه
با سلام به نظر من نماد موجودی است که گرچه به صورت ظاهری آزاد است اما اسیر گذشته اش است وهنوز از قفس گذشته هایش بیرون نیامده ایت