“او (فرگوسن) هميشه انگيزه من در فوتبال بوده است. من هميشه گفته ام يكي از دلايلي كه به انگليس آمدم و مربي چلسي شدم او بود.
سرمربي رئال مادريد افزود: اشتياق او براي فوتبال مسري است، مدل مربي گري او الگويي براي هر مربي فوتبال در دنيا است. هنگامي كه شما درباره سر الكس فرگوسن فكر مي كنيد دو چيز به ذهنتان مي رسد: او بينظير و موفق است.
مورينيو دوازدهمين قهرماني منچستريونايتد با هدايت فرگوسن را ‘دستاوردي افسانهاي ‘ توصيف كرد و گفت: هيچ نشانهاي از فروكش كردن عطش و اشتياق او براي موفقيت ديده نميشود. هر بار كه او يك جام را تصاحب مي كند اشتياقش براي قهرمانيهاي بعدي بيشتر ميشود.
سرمربي سابق چلسي گفت: او زندگي ميكند براي اين كه پيروز شود. تقاضا نميكند ولي انتظار دارد بازيكناناش هم همين اشتياق را در زمين پياده كنند.” (خوزه مورينيو در توصيف سر الکس فرگوسن؛ اينجا)
قصد تفسير نوشتن بر توصيف فوقالعادهي آقاي مثلا خاص را از پيرمرد دوستداشتني اولدترافورد ندارم. بخوانيد، لذت ببريد و ياد بگيريد. فقط ميخواهم نکتهاي را اضافه کنم: هميشه برايام انگيزهي تمام نشدني فرگوسن جالب و جذاب بوده است. طرفدار يونايتد شدن من دو دليل اصلي داشت: سر الکس و اريک کانتونا. مدتها به دنبال اين بودم تا راز اين عطش هميشگي سر الکس را به موفقيت کشف کنم. و خوب فکر ميکنم کشفاش کردم: وقتي شما موفق ميشويد، احساس موفقيت آنقدر لذتبخش و شاديآفرين است که تمام سعيتان را بهکار ميگيريد تا دوباره به آن موفقيت برسيد. دائمي کردن لذت بودن در قلّه، راز انگيزهي بيپايان سر الکس فرگوسن است.
