همانطور در پست لينکهاي هفتهي شمارهي 8 قبلا اطلاعرساني کرده بودم، امروز يعني روز 15 اکتبر، روزي است که در آن قرار است وبلاگنويسان جهان براي جلب توجه جهان به اهميت تأمين آب آشاميدني سالم براي همهي انسانهاي روي کرهي زمين، در وبلاگشان بنويسند. من هم براي شرکت در اين برنامه ثبتنام کرده بودم که بر اين اساس در اين مورد مينويسم.
با وجود اينکه اين روز، براي يادآوري وضعيت ناسالم آب در سراسر دنيا است؛ اما من نميتوانم محروميتهايي را که با چشمهاي خودم در کشور ديدهام فراموش کنم و به سراغ محروميتهاي مردم ديگر نقاط جهان بروم. چند تصوير تلخ از اين محروميتها که با چشمهاي خودم ديدهام:
- دوران کودکي و نوجواني در همين کرج؛ بيخ گوش تهران: آب سد کرج به هيچ خانهاي در شهر کرج نميرسد؛ چون تهرانيها واجبترند! در 24 ساعت مجموعا 6 ساعت آب وصل است و خانههاي نقلي محل، اگر تانکر نداشته باشند در طول روز در تشنگيِ آب ميسوزند.
- سال 1383 ـ سفر اول به خوزستان: آب آشاميدني سالم در تقريبا هيچ نقطهاي از استان خوزستان وجود ندارد. مجبوريم از آب تانکرها و آب معدني استفاده کنيم.
- سال 1384 ـ سفر به چهار محال و بختياري: از رود زيباي زايندهرود که سرچشمهاش در اين استان است، حتي يک قطره آب هم به مردم محروم اين استان نميرسد؛ چون اينجا اصفهانيها واجبترند!
- سال 1387 ـ سفر به خراسان شمالي: شهر سرخس که در مجاورت يکي از بزرگترين پالايشگاههاي گاز کشور (خانگيران) واقع شده، آب آشاميدني سالم ندارد!
- سال 1389 ـ سفر دوم به خوزستان: اين بار فقط خرمشهر و آبادان را ميبينيم؛ وضعيت آب همان است که بود. ميگويند قرار است به زودي سيستم آب لولهکشي شهر براي چندمين بار افتتاح شود …
هر وقت در رفت و آمد در شهر تهران، جايي ميبينم که مردم با آب لولهکشِ تصفيه شده در حال آبياري باغچههايشان يا شستن خودروهايشان هستند (حالا کارهايي مثل پر کردن استخر را که همه ميشنويم قلم گرفتم)، به ياد همين تصاوير دردناک ميافتم. اين، براي من هميشه يک دغدغهي جدي بوده که چرا مايي که از اين نعمت برخورداريم، ذرهاي به اين فکر نميکنيم که براي برخي ديگر از هموطنان عزيزمان، همين قطرات به ظاهر بيارزش آب، حکم کيميا را دارند …
اين يادداشت به دنبال يادآوري مسئوليت اخلاقي تک تک ما در برابر دسترسي به نعمتي به نام آب آشاميدني سالم است. همهي ما مسئوليم تا جايي که ميتوانيم:
اولا: در مصرف آبِ تصفيه شده صرفهجويي کنيم. با توجه به هزينهي هنگفتي که براي تصفيهي آب صرف ميشود، صرفهجويي بنده و شما باعث ميشود که با کاهش هزينهها، منابع مالي لازم براي پروژههاي آبرساني در نقاط مختلف کشور فراهم شود (حالا گيرم که عملا اين اتفاق نيفتد؛ وظيفهي اخلاقي ما که ساقط نميشود!)
ثانيا : اگر توان تأثيرگذاري داريم (چه بر دولت و چه بر مردم) براي انجام پروژههاي آبرساني در نقاط محروم کشور تلاش کنيم.
ثالثا: هر از چند گاهي در مورد موضوعاتي مثل همين دسترسي به آب سالم که بر حيات جمعي ما تأثيرگذار است، در وبلاگهايمان يا گودرمان مطلب بنويسيم و در اختيار سايرين بگذاريم.
از ماه آينده، پروژهاي با شرکت آبفاي کشور خواهيم داشت که شايد در طي آن، بتوانم در زمينهي آب يادداشتهاي تکميلي بنويسم.
اين پست را با آرزوي دور نبودن روزي که دسترسي به آب آشاميدني سالم بهعنوان يکي از حقوق اوليهي هر انسان، براي هيچ انساني در سطح کرهي خاکي آرزو نباشد، به پايان ميبرم.

متشکرم.
سلام
در بین این چند وبلاگ فارسی که در مورد این روز و موضوع نوشته بودند بدون اقراق شما از همه زیباتر و تاثیر گذار تر توضیح داده بودید،ممنون
منم سعی خودم رو کردم