لینک‌های هفته (28)

هفت ماه تمام و آغازي ديگر در خانه‌اي جديد! لينک‌هاي دو هفته‌ي اخير را در اين پست مرور مي‌کنيم (ببخشيد خيلي زياده. مال دو هفته است!)

پیش از شروع سه نکته:

  1. لینک‌هایی که به نظرم باید حتما و تحت هر شرایطی خوانده بشوند را با رنگ قرمز از سایر لینک‌ها متمایز می‌کنم.
  2. برای دیدن لینک‌های کلیه‌ی قسمت‌های قبل، می‌توانید به این‌جا مراجعه بفرمایید.
  3. این مجموعه پست‌ها در حکم یک دفترچه‌ی یادداشت مطالب مهم برای من هستند. اگر لینک اخبار را هم می‌گذارم، برای این است که به نظرم برخی اخبار حداقل تیترشان باید توسط کسانی که در حوزه مشاور‌ه‌ی مدیریت و آی‌تی فعال هستند، دیده شوند. بنابراین اگر تعداد لینک‌ها زیاد هستند، اولا ببخشید و ثانیا این‌که حداقل به تیترها نگاهی بیاندازید؛ ضرر نمی‌کنید!

با این توضیحات لینک‌های هفته را مرور می‌کنیم:

مديريت:

امير مهراني اين دو هفته سه پست مهمان از دکتر مجيد تهراني داشت درباره‌ي ماليه‌ي فناوري اطلاعات در ايران: پست مهمان:‌رفتار مالی کارآفرین به زبان خودمانی-مقدمه و پست مهمان: انواع مدل‌های کسب و کار IT در ایران و جریان نقدینگی هر کدام – قسمت اول و پست مهمان:‌ سوگیری‌های شناختی و معرفی آنها (۲۰ سوگیری منتخب) – قسمت دوم

پست مهمان: معرفی کتاب ۹۷ نکته که هر برنامه نویسی باید بداند و اهداف برای سال جدید (امير مهراني)

کی وقت می کنم مدیریت پروژه یاد بگیرم؟ و تغییر باید فرهنگی باشد نه ابزاری و چگونه تغییر را فرهنگی کنیم؟ (مهدي عرب عامري)

اجرای استراتژی (احسان اردستاني)

ابزارهای ارائه (نوشته‌ي مختصر و مفيد علي سرزعيم درباره‌ي ابزارهاي ارايه‌ در دنياي مدرن‌تر!) و برخی مشکلات ما در روابط جمعی (البته در دنيايي که اينترنت اختراع شده است!؛ باز هم از علي سرزعيم)

پنج روش موثر در خودکشی شغلی در یک شرکت خصوصی! (علي واحد در وبلاگ رادمان؛ تکبير ويژه به‌ويژه براي مورد دوم‌اش!)

گواهی Agile از PMI و آیین نامه اخلاق حرفه ای PMI (نادر خرمي‌راد)

priming (تأثير احساسات لحظه‌اي بر تصميم‌گيري؛ از دکتر نويد عزيز!)

پول نقد بدهیم یا غیرنقد؟ (محمد رضا فرهادي‌پور در مورد شيوه‌ي پرداخت مزايا در سازمان‌ها. پرداخت نقدي ظاهرا براي سازمان‌ها بهينه‌تر است.)

مدیریت و نوآوری (مديريتِ نوآوري عنوان دقيق‌تري است براي اين مقاله‌ي خواندني!)

تجزیه و تحلیل مشتری به عنوان یک مزیت رقابتی پدیدار شده است

طراحی مجدد سازمان از طرح تا عمل (خلاصه‌اي از نتايج پژوهش مک‌کنزي در مورد بازطراحي سازمان)

سوء استفاده از دسترسی به‌اينترنت در محل کار (پيشنهاداتي به مديران در اين زمينه. حرف اصلي مقاله اين است: اگر استفاده‌ي غيرمرتبط از اينترنت بهره‌وري آن آدم را پايين نياورد يا آن آدم حجم کارش کم است و يا کارش درست است!)

شيوه تفكر پيتر دراكر (زير سؤال بردن پيش‌فرض‌ها!)

تبلیغات بی‌ثمر (اشتباهات تبليغاتي)

گفت‌وگوي رودر رو با فيليپ كاتلر، پدر بازاريابي نوين هر آنچه مي‌خواهيد درباره بازاريابي بدانيد بخش اول و بخش دوم

فناوري اطلاعات:

در همایش معرفی آی‌پد ۲، چه گذشت؟ و گوگل و کار دشوار بودن به‌روز بودن برای یک شهروند ایرانی (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

اینترنت و فناوری نوین…بودن یا نبودن (گلايه‌اي از سرعت اينترنت در کشور از آقاي مجيد آواژ عزيز که همين‌جا اعلام موافقت با تک‌تک واژه‌هاي‌اش را مي‌کنم!)

دیگر نمی خواهم برنامه بنویسم! (مشکلات برنامه‌نويسان گل اين ممکلت … :()

انقلاب‌های بدون رهبر در عصر ارتباطات (آيدين کسايي)

عوامل موثر بر خریدهای اینترنتی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی (وبلاگ همينا)

موبایل، فراتر از موبایل (خدمات ارزش افزوده‌ي موبايل چيستند!؟) و آیپد یعنی حس برتر! (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

بازهم فن آوری اطلاعات سبز (علي مرجائي)

نگاهی به کسب‌وکارهاي اینترنتی در ایران هنوز در ابتدای راه (نکته‌ي جالب و عجيب: “50 درصد از هزینه کالا در کشور به خاطر هزینه توزیع است!!!” ببينيد تجارت الکترونيک مي‌تواند چقدر خريد را ارزان‌تر بکند.)

اتصال دائم به اینترنت با تلفنهای هوشمند/ کاهش چشمگیر شکاف دیجیتالی

سرعت اینترنت هر ایرانی تا 5 سال دیگر/ سوییچهای نسل سوم موبایل روشن شد و جزئیات شبکه ملی دیتا / ارائه سرویس صوت و تصویر بلادرنگ و سند جامع دولت الکترونیک نهایی شد/ جزئیات اجرای دولت الکترونیک (باور کنيم!؟)

IPv6 گامی بزرگ به سوی اینترنت آزاد

آیا شیوه نوشتن تغییر خواهد کرد؟ صنعت نشر در اقتصاد مدرن

سبیت ۲۰۱۱؛ نمایشگاهی برای نوآوری‌های دیجیتال در جهان (“نقش خریداران در سال‌های اخیر به دلیل گسترش اینترنت تحول بزرگی پیدا کرده است. خریدار دیگر در انتهای چرخه تولید قرار ندارد و خود به بخشی از زنجیره تولید تبدیل شده است.”)

فوربس معرفی کرد سریع‌ترین و موفق‌ترین شرکت‌هاي تکنولوژی جهان

بهترین بازیگران دیجیتال در بازار سهام شش غول (مقايسه‌ي تغييرات قيمت سهام شش شرکت بزرگ فناوري؛ از جمله اپل و گوگل و مايکروسافت در سال 2010)

سکان اپل، پر افتخارترین شرکت رایانه ای جهان به دست یک ایرانی می افتد؟ (سينا تمدن!؟ بحث جالبي است: تمدن در زمينه‌ي بازاريابي و بيزينس‌مني ميراث‌دار جابز است و جاناتان ايو در زمينه‌ي فني. جابز هر دو ويژگي را خودش به تنهايي دارد!)

با کنار کشیدن مجلس سرعت اینترنت خانگی همچنان 128 کیلوبیت باقی مي‌ماند!

تبلت های اندرویدی، کابوسی برای اپل

5 دلیل برای آن‌که تب‌لت بخرید!

نگاهی به زندگی استیو جابز (بازگشت غيرت‌مندانه‌ي استيو را تبريک عرض مي‌کنم به عاشقان‌اش!)

جدول محبوب ترین شرکتهای دنیا / اپل اول شد؛ گوگل در تعقیب اپل

آی‌تی و درآمد 2.4 تريليون دلاري

ارزش فیس‌بوک ۶۵ میلیارد دلار ارزیابی شد و ورود ۲۰۰ میلیون کاربر به فیس‌بوک از طریق تلفن همراه

علاقه ۷۲ درصدي مردم انگليس به خريد اينترنتي

آمارهاي استفاده از ابزارهاي فناوري توسط آمريکايي‌ها

کارشناسان پیش‌بینی کرده‌اند رونق بازار جهانی تبلت‌ها در نیمه دوم سال 2011

رشد 13 درصدی دولت الکترونیک در اروپا/ ارائه آنلاین 82 درصد از خدمات عمومی

پرسرعت‌ترين مرورگر اينترنتي تلفن همراه مشخص شد (مرورگر آي‌فون و آي‌پد!)

افزایش 60 برابری سرعت ذخیره اطلاعات (با نرم‌افزار طراحي شده توسط مايکروسافت!)

آیا صرف پرداخت پول برای مالکیت ابزارهای الکترونیکی کافی است؟ (بحثي بسيار جالب!)

یک سوم کاربران موبایل بازی می‌کنند

اینترنت یک گیگابیت بر ثانیه‌ای برای کره‌ای‌ها (کشوره دارند!؟ اينترنته دارند!؟)

اقتصاد:

تحليل فضاي كسب و كار ايران (براساس شاخص «انجام کار» بانک جهاني. خواندن اين گزارش بسيار واجب است!)

بهبود وضعیت تحصیلی و کاری بانوان (پويان مشايخ)

لیبی و بازار نفت (حامد قدوسي که اين روزها کم‌تر فعال است در نوشتن!؟)

اقتصاددان جوان ايراني در گفت‌وگو با «دنياي اقتصاد» كارآمدترين روش، پرداخت نقدي به خانوارها است (گفتگو با حجت قندي در مورد هدف‌مندي يارانه‌ها؛ منطق اقتصادي حرف‌هاي‌اش را مي‌پذيرم، اما منطق اجرايي‌ پيشنهادات‌اش را نه!)

منافع دانشگاه‌ها و دانشجويان دكترا همراستا نيست آیا گرفتن دکترا وقت تلف کردن است؟ (نظر من بله بود؛ اين تحليل اقتصادي بهم ثابت کرد نظرم درست بوده!)

هشدار: ترجیحات ذهنی هستند (بسيار بسيار خواندني!)

گزينه‌هاي زيادي پيش روي افراد است نقش محرك‌ها در خلق پيامد‌هاي ناخواسته (مثل بالايي!)

رونمایی اولیه از بسته پولی 90 نرخ سود عقود مبادله‌ای تثبیت مي‌شود (بانک مرکزي مستقلي که داريم …)

اجراي طرح مديريت ارتباط با واحدهاي صنعتي (مرکز اطلاعات صنعتي ايران؛ رؤيا يا واقعيت!؟)

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

چرا زاویه دید مهم است؟! (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

تسکین از راه مقایسه مشکلات خود با دیگران

لبخند تصنعی در محیط کار بهره وری را کاهش می‌دهد

شوخی کردن نشانه قدرت‌طلبی است (“تحقیقات نشان می‌دهد معمولاً زنان از شوخی کردن برای افزایش و بهبود ارتباطات اجتماعی خود استفاده می‌کنند در حالی که مردان از شوخی کردن برای پوشاندن ناکامی‌ها و ضعف‌های خود استفاده می‌کنند. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد هر دو جنس از این ابزار برای کنترل کردن دیگران و تحکیم قدرت مدیریت و رهبری خود بهره می‌گیرند.”)

مهارت‌هاي مذاكره زبان بدن در مصاحبه‌هاي شغلي ـ 1 و مهارت‌هاي مذاكره زبان بدن در مصاحبه‌هاي شغلي ـ 2

وقتی سر آدم شلوغ است، زمان واقعا کش می‌آید!

چگونه بفهمیم شخصی به حرف‌های ما گوش می‌دهد؟

توصیه به آقایان: مرموز باشید تا جذاب‌تر به‌نظر برسید!

راز هایی برای زندگی شاد

پ.ن. ۱. لطفا اگر وبلاگی، پستی یا مطلبی را من ندیده بودم یا نمی‌شناسم، کامنت بگذارید و معرفی بفرمایید برای یادگیری بیش‌تر.

پ.ن.۲٫ اگر دوست داشتید توئیتر گزاره‌ها را برای دیدن ایده‌ها و حال و احوال روزانه‌ی من و گودر گزاره‌ها را برای دیدن متن کامل این مطالب و سایر مقالات و اخبار مربوط به مدیریت، مشاوره، فناوری اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی (و گاهی هم که خیلی هیجان‌زده می‌شوم، علم!) دنبال کنید.

راه خاص موفقيت در حل مسئله‌تان را بيابيد!

“لينكلن الكتريك شركتي است كه موفقيت زيادي را در استفاده از پرداخت به ازاي هر قطعه توليد‌شده (به جاي پرداخت به ازاي هر ساعت كار) جهت تحريك كار‌گراني كه دستگاه‌هاي جوش قوس الكتريكي مي‌ساختند، تجربه كرده بود. پرداخت انگيزشي به كارگران خط توليد حقيقتا آن قدر خوب جواب داد كه بنگاه دامنه اين سياست را با پرداخت به منشي‌ها بر پايه تعداد دفعات فشار دادن صفحه كليد کامپیوتر گسترده‌تر كرد. دست آخر مديران بنگاه متوجه شدند كه يكي از منشي‌ها ساعت ناهار خود را به فشار دادن پيوسته يك كليد مي‌گذرانده است!!!” اين‌جا

متأسفانه نه مي‌شود موفقيت را کپي پيست کرد و نه راه‌ رسيدن به آن را! اما خوب اغلب ما چه در زندگي شخصي‌مان و چه در محل کارمان به‌ويژه وقتي در جايگاه مديريت قرار مي‌گيريم، اين اصل ساده را فراموش مي‌کنيم.

اين خودش هنري است: پيدا کردن راه خاص موفقيت در هر موقعيت!

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (11)

“ما نگران تکرار اتفاقات دیدار با پرتغال هستیم. می‌خواهیم بازیکنان به دعوت شدنشان احترام بگذارند. این روتین نیست. ما باید عالی بازی کنیم، پیروز شویم و بهترین تصویر ممکن را بسازیم.” (اسپانيا چهار هيچ به پرتغال باخت!) اين‌جا

اين‌ جملات پاسخ ويسنته دل‌بوسکه سرمربي موفق تيم ملي اسپانيا به همتاي مادريدي‌اش يعني خوزه مورينيو هستند که از او خواسته بود به بازيکنان اصلي تيم در بازي‌هاي دوستانه استراحت بدهد. دل‌بوسکه به درستي دست روي نقطه‌ي حساسي براي يک تيم (بخوانيد سازمان) موفق گذاشته است: “تصوير (Image).” موضوع تصويرسازي در مباحث مختلفي از علم مديريت مطرح شده است؛ از جمله در برنامه‌ريزي استراتژيک که تصوير بخشي از رسالت (Mission) سازمان محسوب مي‌شود (ديگران ما را به‌عنوان يک سازمان چه کاره ببينند!؟)، در بحث مديريت استراتژيک براي رقابت به‌عنوان يک مزيت رقابتي (موفقيت‌هاي قبلي ما و شناخته شدن‌مان به‌عنوان يک سازمان موفق مي‌تواند روي ديگران چه رقبا و مشتريان تأثيراتي به نفع ما بگذارد) يا در بازاريابي و برندسازي (از جمله پرسنال برندينگ) که در آن مي‌خواهيم خودمان کاري کنيم که ديگران آن طوري که ما مي‌خواهيم و با آن تصوير مطلوبي که در ذهن ما هست، بشناسندمان.

اما فقط ساخت تصوير نيست که مهم است. حرف دل‌بوسکه از جهت ديگري نيز بسيار جالب است: او مي‌گويد ما به‌عنوان قهرمان جهان نبايد بگذاريم که تصوير باشکوهي که از ما در ذهن ديگران ايجاد شده، مخدوش شود. ما بايد همان تيم بزرگ و برنده‌اي که به آن شهره شده‌ايم، باقي بمانيم.

بنابراين درس اين شماره اين است: ساختن يک تصوير مناسب و متناسب از خودتان در ذهن ديگران بسيار مهم است؛ اما حفظ آن تصوير و مراقبت براي مخدوش نشدن آن اهميت بسيار بيش‌تري دارد!

پ.ن. فعلا دارم با نصب وردپرس روي هاست کلنجار مي‌روم (يا شايد هم وردپرس با من کلنجار مي‌رود!) بنابراين فعلا گزاره‌ها همين‌جا به روز مي‌شود و لطفا از گودر بخوانيدش تا من و سرور هاست‌ام با هم دوست شويم! فيد گزاره‌ها

لينک‌هاي هفته (27)

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينک‌هاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

افسار نقاط ضعف خود را در دست بگیرید! و انتخاب رشته پیشرفته (امير مهراني)

طرح یک پرسش:آیا می شود وضعیت IT را در ایران پیش بینی کرد؟ (آقاي علي واحد در وبلاگ رادمان؛ در رابطه با پست چند پيش‌بيني در مورد وضعيت IT در سال 2011 گزاره‌ها)

مطلبی درباره رزومه نویسی (نادر خرمي‌راد)

جلسات ارائه سیستم (آقاي مجيد آواژ؛ ما هم در کار مشاوره از اين مشکلات کم نداريم …)

هفت راز تحول سازمانی در عصر نوین و چرا برای موفقیت در فروش، فقط داشتن مهارت کافی نیست. (استاد پرويز درگي)

آیا مي‌توان از درگیری در محیط کار سود برد؟ مزایا و معایب درگیری کارکنان (دو نوع درگيري داريم: 1- درگيري ساختاري که قابل حل است؛ 2- درگيري شخصي که بايد به نوع اول تبديل شود تا حل شود.)

تاثير هيجان‌ها بر موفقيت‌هاي تجاري (بسيار جالب!)

سه راهکار برای ایجاد تیم‌هاي رده بالاي بهتر

مشتري‌مداري رضایت مشتری = صرف زمان یا پول‌؟ (در بازاريابي تأکيد بر زمان مهم‌تر از پول است!)

آیا واقعا مي‌توان در هنگام خواب درآمد کسب كرد؟ (درباره‌ي راه‌اندازي و کسب درآمد از يک وب‌سايت)

پولدارترین مردان جهان در سال 2011 (بيل گيتس بالاخره دوم شد!)

فهرست 100 شرکت برتر جهان در سال 2010 (به انتخاب فوربس)

آموزش دروس رشته مدیریت (معرفي منابعي براي طراحي دوره‌هاي آموزشي مديريت)

Social Media for Your Job Search: 12 Key Takeaways (خيلي از کارفرماهاي احتمالي، اول به صفحات ما در شبکه‌هاي اجتماعي مراجعه مي‌کنند و بعد به خودمان!)

5 طرح راهبردی در حوزه انرژی تدوین مي‌شود (پروژه‌ي عظيمي است. کي داره انجامش مي‌ده!؟ چرا فراخوان مناقصه نداشته؟)

فناوري اطلاعات:

اچ تی سی هم وارد دنیای تبلت‌ها شد! (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

آیا استیو جابز فقط شش هفته تا مرگ فاصله دارد؟ (اميدوارم جواب‌اش خير باشد …)

پنجره‌های مایکروسافت به سوی نوکیا باز شدند (جزييات اتحاد استراتژيک نوکيا و مايکروسافت که احتمال شکست‌اش به نظرم بالاست و نوکيا ريسک بزرگي کرد؛ آن هم فقط به اين دليل که استفان الاپ مديرعامل جديد نوکيا قبلا کارمند استيو بالمر بوده است!)

نوکيا پايان عمر سيستم عامل سيمبين را رقم زد (مرتبط با خبر بالايي)

گزارش تصویری/ 7 سالی که بر فیس‌بوک گذشت! (تاريخ‌چه‌ي مخصر فيس‌بوک)

تحليل‌هاي IDC از عملكرد سال 2010 اوج سرمایه گذاری در صنعت IT

تغيير رفتار هكرها حمله به افراد به جاي شبكه (پس مواظب باشيد!)

ديتا سنتر چيست؟

روند تصدیق دو مرحله ای گوگل برای همه حسابها فعال شد

بزرگان سرعت در اينترنت (استوني پنجمين سرعت بالاي اينترنت را در دنيا دارد!!!)

آمار کاربران اینترنت در ایران/ اینترنت پرسرعت تنها برای 700 هزار نفر! (فاجعه هم بالاتر …)

نيم‌نگاه اپل به خريد سامسونگ!!! (اعلام مخالفت مي‌کنم با هر گونه انحصار! نکنيد آقا جان!)

پیش بینی غلبه گوشی های آندروئیدی بر آیفون (إن‌شاءالله :))

سهم مشارکت زنان در نوشتن مطالب ویکی پدیا 13 درصد است

“آی- فن 4” بهترین تلفن همراه هوشمند سال شد

رقابت انسان و هوش مصنوعی/ مسابقه اطلاعات عمومی میان رایانه و انسان (رقابت واتسون ابررايانه‌ي IBM با دو شرکت‌کننده‌ي برتر يک مسابقه‌ي معلومات عمومي تلويزيوني)

تبیین استراتژی دراز مدت توییتردر سال 2011

فروش اینترنتی در ایران، به لوازم آرایشی و بدلیجات محدود شده است

با راه‌اندازي يك سامانه خرید الکترونیکی خريد تجهيزات نفتي كنترل مي‌شود

درآمد 500 میلیارد دلاری از موبایل تا 2015

راه اندازی فاز اول شبکه ملی دیتا/ افزایش پهنای باند اینترنت

در کشور 20هزار كيلومتر توسعه فيبر نوري خواهيم داشت

50 گیگا بایت پهنای باند اينترنت کشور

40 درصد مردم سر رایانه خود داد می زنند! (D:)

وقتی در اینترنت زلزله می آید/ پخش اخبار وبلاگی مانند امواج زمین لرزه (الگوي پخش امواج وبلاگي با زمين‌لرزه يکسان است!!!)

سهم ۲۳ درصدی شبکه‌های اجتماعی از وقت‌گذرانی‌های اینترنتی

اقتصاد:

300 شركت برتر سال 1388 معرفي شد غول‌هاي اقتصاد ايران

باورهای نادرست اقتصادی:کاهش ارزش پول (نرخ مبادله ارز) باعث تورم می‌شود (دولت ايران به اين بهانه با افزايش نرخ ارز مخالفت مي‌کند و صادرکنندگان کشور را بدبخت کرده!)

معرفی کتاب «قیمت‌ها همه جا حضور دارند» (هر چيزي قيمتي دارد و قيمت، نشان‌گر حرکت بازار است. ادوارد پورتر نويسنده‌ي اين کتاب به خوبي اين را نشان داده. به شدت توصيه مي‌کنم خواندن‌اش را.)

چرا مردم از تورم بدشان می‌آید؟ (جالب)

پيش‌بيني رييس‌كل از نرخ تورم امسال و سال 90 (نکته‌ي جالب اين‌که در همين يک هفته سه خبر مختلف در مورد نرخ بهره‌ي سال آينده اعلام شده است! علما مي‌دانند که نرخ بهره مهم‌ترين شاخص تصميم‌گيري اقتصادي براي کسب و کارداران است.)

فرمول جديد تعيين اجاره‌بها (قانون معروف صدي سه در اجاره شد صدي دو)

قیمتی سنگین برای ورود به داووس (هزينه‌هاي شرکت در اجلاس داووس! خوب شد ميلياردر نشديما!)

چند حقیقت در مورد رشد اقتصادی

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

به نظر خودت تو می‌تونی موفق بشی؟ (محمد نصيري عزيز)

چگونه از چشم‌ها در مقابل رایانه محافظت کنیم؟

منطقه اصلی اضطراب در مغز شناسایی شد

ایجاد کلاه متفکری که صاحب خود را خلاق می کند! (استراليائه دارند؟)

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (10)

مورینیو: امیدوار بودم که در فینال به بارسا بخوریم!

اين همه از پپ درس مديريتي گرفتيم؛ يک بار هم از خوزه مورينيو بگيريم! مختصر و مفيد: وقتي مي‌خواهيد براي خودتان و سازمان‌تان چشم‌انداز تعيين کنيد و هدف بگذاريد، اصلا به مسيري که بايد طي کنيد فکر نکنيد. چشم‌انداز به سادگي جايي است که قرار است در پايان مسير آن‌جا باشيد؛ مسير رسيدن به چشم‌انداز را بعدا بايد خودتان بسازيد! فقط يادتان نرود که دستورالعمل پپ گوارديولا را براي هدف‌گذاري يادتان نرود: چشم‌انداز و هدف‌تان بايد قابل دست‌يابي باشند.

 

4 پيشنهاد براي افزايش بهره‌وري کارهاي مبتني بر اطلاعات

اين روزها در عصري زندگي مي‌کنيم که “کار دانشي” يا “کار مبتني بر اطلاعات” دارد به شکل غالب کار براي آدم‌ها تبديل مي‌شود. کار بسياري از ما بدون دسترسي به اطلاعات لازم يا گردش اطلاعات درون سازمان عملا اثربخشي و حتي بهره‌وري لازم را نخواهد داشت. از آن طرف يک اشکال عمده هم در اين عصر حجم عظيم اطلاعاتي است که بايد توسط هر يک از ما مديريت شوند و مديريت آن‌ها چندان آسان نيست. در هر حال وجود ابزارهاي مبتني بر فناوري اطلاعات هم خبر خوشي است تا بتوانيم هم به “مزيت اطلاعات” دست يابيم و هم مشکل “بمباران اطلاعاتي” را حل کنيم! چگونه؟ اين، يکي از پاسخ‌ها به اين سؤال است:

سه پژوهش‌گر مدرسه‌ي مديريت اسلوان دانشگاه MIT، که چند سالي است در زمينه‌ي راه‌هاي افزايش بهره‌وري با کمک IT کار مي‌کنند، براساس تحقيقات‌شان 4 راه براي افزايش کارهاي مبتني بر اطلاعات ارايه کرده‌اند:

  1. در شبکه‌ي کاري خود يک “مرکز جمع‌آوري و انتشار اطلاعات” باشيد و فهرست ارتباطي خود را متنوع سازيد: زياد اي‌ميل زدن به دوستان و همکاران‌ و دريافت اي‌ميل از آ‌ن‌ها يکي از نشانه‌هاي بهره‌وري بالاست. اما در اين‌جا ارتباط با ديگران و داد و ستد اطلاعات با آن‌ها است که بهره‌وري را بالا مي‌برد؛ نه ارتباط داشتن صرف!
  2. اي‌ميل‌هاي‌تان را مختصر و مفيد بنويسيد: اي‌ميل‌هاي ساده و کوتاه و متمرکز بر موضوع اصلي جواب‌هاي سريع‌تري نسبت به اي‌ميل‌هاي طولاني و پرحاشيه دريافت مي‌کنند و اين سرعت بالاتر در دريافت جواب، رمزي ديگر براي افزايش بهره‌وري است. (قبل‌تر هم نوشته بودم: رزومه‌ نوشتن مهم است؛ به شرط شبکه‌سازي!)
  3. از فناوري براي انجام چند کار به صورت هم‌زمان (Multitasking) استفاده کنيد: البته بايد حواس‌تان باشد که چند کاره بودن حتي با کمک فناوري هم يک سطح بهينه دارد که از آن بالاتر، بهره‌وري پايين مي‌آيد.
  4. کارهاي ساده‌ي اطلاعاتي را به زيردستان واگذار کنيد و از سيستم‌هاي پشتيبان تصميم استفاده کنيد: بگذاريد کارهايي که وقت ارزش‌مند شما را تلف مي‌کنند زيردستان‌تان يا ابزارهاي IT انجام دهند. به جاي اين کارها دنبال منابع جديد اطلاعات تخصصي بگرديد؛ چيزي که مزيت رقابتي اصلي يک دانش‌کار (Knowledge Worker) است.

پ.ن. ناگفته پيداست که يک تا سه در زندگي شخصي‌مان هم کاربرد دارند.

منبع

لينک‌هاي هفته (26)

آخر هفته‌ي بسيار بسيار شلوغي از نظر کاري داشتم؛ بنابراين پست لينک‌هاي هفته متأسفانه به شنبه شب منتقل شد!

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينک‌هاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

گردشگري (منظور صنعت‌اش است البته!) و پاداش بهره وري (احسان اردستاني)

اعتبار استاد بودن (حامد قدوسي عزيز که بالاخره از آپلود کردن نوشته‌هاي قديمي‌اش فارغ شد و پست جديد نوشت!)

معرفی کتاب:‌رمز موفقیت ایرانیان در آمریکا و ۵۰ سال تا اولین نقاشی (امير مهراني)

بازیگر، چگونه با تحریم ها بر ایران از گوگل کسب درآمد کنم؟، زندگی یک بوم نقاشی سفید است،بخش اول و زندگی یک بوم نقاشی سفید است، داستان دو مرید (مايا؛ کسب و کار اينترنتي)

شکست بخورید، اما دست از مبارزه نکشید! (وبلاگ همينا)

مسير حرفه‌اي شانسي (آيدين کسائي)

صحبت خودمونی، درباره رزومه فرستادن… (نادر خرمي‌راد)

کنترل وسوسه‌های فردی در راستای ایجاد تیم قوی برای داشتن سازمان تندآموز و امنیت شغلی در سازمان‌های پیشرو وجود ندارد! (خواندن دومي واجب عيني است!) (استاد پرويز درگي)

مقاله به مثابه کامنت (نويد غفارزادگان)

تحقیق و توسعه و مسئولیت اجتماعی و این عطش لعنتی دانلود (رضا قرباني)

مشکل کجاست؟ و مشکل کجاست ؟ 2 (دومي جالب‌تره؛ مخصوصا مثالي که از اپل مي‌زنه در مورد اين‌که آدم‌ها را به اين باور مي‌رساند که مشکلي وجود داشته که با محصولات اپل حل شده!!!) (علي مرجائي)

سحرخیز واقعا کامرواست (البته در تحقيقي که در اين مطلب در موردش توضيح داده شده به اين نتيجه رسيدند که بعضي‌ها ذاتا مغزشون شب‌کاره!!!)

به مديران توصيه مي‌شود مانند مهندسان بياندیشید

7 راه براى کسب پول در سال 2011

چرا مدیران عامل به ندرت اخراج می‌شوند؟ (نکات جالبي داره اين مقاله)

Trustworthy Brands: Technology Companies Gain Ground; Banks Hit Rock Bottom on Vault’s CSR Blog (برند مورد اعتماد يعني چي؟ چطور ايجاد مي‌شه؟ چه نتايجي خواهد داشت؟ گزارشي بسيار جذاب و خواندني. شديدا توصيه مي‌کنم خواندن‌اش را.)

How Much Does an MBA Impact Earning Power? (جالبه!)

Future of the MBA: Will Harvard Business School’s New Curriculum Lead Change on Wall Street?

فناوري اطلاعات:

«زوم»:‌ تبلتی که به ۱۹۸۴ اپل پایان خواهد داد! و با کمک مایکروسافت دنیا را پر از برچسب‌های رنگی اطلاعاتی کنید! (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

بهترین ایده‌های الهام بخش اپل (مهرداد نايب)

4 امكان جدید در جی میل

انسان در هر روز به اندازه 174 روزنامه اطلاعات کسب می‌کند

رشد چشمگیر بازار نرم‌افزارهای مدیریت رایانش ابری تا سال 2015

شرکت‌ها از نرم افزارهای متن باز استقبال می‌کنند

آی پی‌های نسخه 4 تمام شد

دامنه‌هاي جديد به زودي مي‌آيند

50 درصد از کاربران از طریق وای فای به شبکه متصل می شوند

با رشد بازار موبایل‌های هوشمند معرفی شدند برترین تولیدکنندگان موبایل

امپراتوری کامپيوترهای شخصی به پايان رسيد

یک چهارم درآمدهای مایکروسافت از فروش آفیس 2010 تامین می‌شود (گاو شيرده BCG يعني اين!!!)

فوربس معرفی کرد ماندني‌ترين شرکت‌­های تکنولوژی دنیا

با پیشنهاد ۱۰ بیلیون دلار سرویس میکروبلاگ تویتر هم فروشنده شد!

احتمال رویگردانی نوکیا از سیمبیان (مديرعامل جديدشون را از مايکروسافت آوردند؛ چرا نروند سراغ ويندوز فون!؟)

ارسال 75 هزار تقاضاي شغل به گوگل ظرف مدت يك هفته

بزرگ‌ترین اپراتورهای دنیا را بشناسید

هر روز 300هزار گوشی با سیستم‌عامل آندروید فعال می‌شوند

چطور می‌شود اینترنت را خاموش کرد؟

ابلاغ سند جامع دولت الکترونیک به همه دستگاهها/ اجرای سند تا پایان سال

صدور بيش از 14 ميليون کارت برای مشتريان بانک ها در يک سال

لايحه تشکيل سازمان پست ازسوي رييس‌جمهور تقديم مجلس شد (رگولاتور پست)

اقتصاد:

تحلیلی جالب از مشارکت زنان در بازار کار در خاورمیانه (عالي!!!) (علي سرزعيم)

تبعات مثبت آزادسازی سود بانکی (پويان مشايخ)

کتاب یوبل چه می‌گوید؟ زیاد آزاد بودن به صلاح ما نیست (در دفاع از محدوديت در آزادي! البته حرف‌اش معقوله و من مي‌پذيرم.)

واردات کشور در ۵ سال گذشته ۵۳ درصد افزایش یافته است

دستورالعمل ضد دامپینگ اجرایی می‌شود (در ايران!!!)

100 شرکت برتر ايران به انتخاب سازمان مديريت صنعتي روز 24 بهمن معرفی مي‌شوند

اقتصاد مصر: بدون تحلیل و اهمیت ماشین در سبد مصرفی خانوار (محمد رضا فرهادي‌پور)

کتاب نظريه‌ اقتصاد كلان به بازار مي‌آيد (ترجمه‌ي کتاب معروف اقتصاد کلان گريگوري منکيو)

نسل جديد قراردادهاي نفتي؛ به زودي (EPCF!)

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

“کارمندان بوفالویی” – “کارمندان غازی”

چرا شمردن بیشتر از 4 سخت است؟

طول واژگان به بار اطلاعاتی آنها وابسته است

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (9)

“آیا حس مشابهی با آن فصل که توانستید سه جام قهرمانی کسب کنید دارید؟

نه. اولا به این خاطر که در صد سال اخیر این اتفاق تنها یک بار رخ داد و نمی توان پس از دو سال بخواهیم که این افتخار تکرار شود. به بازیکنان  هم گفته‌ام که صحبت‌های احمقانه‌ای که در مورد جام‌های سه گانه و این مسائل می‌شود را فراموش کنند. وقتی که در ذهن‌ات اهداف بلند بالایی داری، خیلی بد است. باید به اهداف قابل دسترس بیاندیشی!” (اين‌جا)

باز هم پپ گوارديولاي بزرگ. من شخصا فکر مي‌کنم اين گوارديولا مي‌تواند براي خودش جک ولشي از آب در بيايد و چند سال ديگر، بنشيند به نوشتن کتاب و سخنراني در مورد اصول مديريت و ره‌بري و حسابي پول دربياورد. حالا تا آن موقع ما هم از ايده‌هاي مديريتي پپ استفاده مي‌کنيم!

دو درس ديگر از اين جملات گهربار استاد پپ:

  1. پيروزي گذشته ربطي به پيروزي فردا (و حتا امروز) ندارد!
  2. براي موفق شدن، هدف‌هاي در دسترس براي خودتان تعيين کنيد (يعني همان حرف A يا معيار Attainable مدل هدف‌گذاري SMART)

10 پيامد احتمالي خروج استيو جابز از اپل

يکي دو هفته پيش بود که استيو جابز اعلام کرد براي مدت نامشخصي به مرخصي استعلاجي مي‌رود. چه کسي است که نداند اپل يعني استيو جابز و بدون او حتا تصور داشتن اپل جذاب و پيش‌روي امروز هم مشکل به نظر مي‌رسد. بنابراين اين نگراني اساسي وجود دارد که اگر مرخصي جابز دايمي شود و او ديگر مديرعامل اپل نباشد، چه اتفاقي روي خواهد داد؟ با هم نگاهي بياندازيم به 10 پيامد احتمالي خروج استيو جابز از اپل:

1. سقوط قيمت سهام اپل: در وال استريت همه استيو جابز را به‌عنوان به‌ترين کسي که مي‌تواند اپل را هدايت کند، قبول دارند. اما اگر جابز برود چه اتفاقي رخ مي‌دهد؟ آيا بازار صبر مي‌کند تا جانشين او نشان دهد که مردِ اين کار هست يا نه؟ به هر حال ممکن است به مديرعامل جديد اين فرصت از جانب بازار سهام داده نشود!

2. از دست دادن چشم‌انداز (Vision): چشم‌انداز اپل، داشتن نوآوري و کيفيت در کنار هم است؛ چشم‌اندازي که جابز آن را شکل داده و کم‌تر شرکتي در آمريکا مي‌تواند به گرد آن برسد. جابز هميشه مي‌داند که از اپل چه مي‌خواهد و هيچ وقت تمرکزش را از دست نمي‌دهد. آيا مديرعامل بعدي خواهد توانست اين چشم‌انداز سودآور اپل را حفظ کند؟

3. از دست دادن فرهنگ سازماني: براي دست يابي به چشم‌انداز تعريف شده، بايد فرهنگ سازماني خاصي هم ايجاد شود؛ چيزي که جابز آن را هم در اپل به خوبي جا انداخته است:  نوآوري در طراحي با قيمت بالا! هميشه تغيير در مديريت ارشد با وارد شدن گروهي از ارزش‌ها و هنجارهاي فرهنگي جديد براي سازمان همراه است: آيا اپل فرهنگ متمايزش را از دست خواهد داد؟

4. چالش در پيدا کردن مديرعامل جديد: هدايت اپل به‌عنوان يکي از شناخته‌ شدن‌ترين و مورد احترام‌ترين شرکت‌هاي دنيا، کار ساده‌اي نيست. آيا اتفاقي که در بار اول خروج جابز از اپل رخ داد (يعني سقوط آزاد اپل تا زمان بازگشت جابز) دوباره به وقوع خواهد پيوست؟ آيا هيأت مديره مي‌تواند فرد شايسته‌اي را براي پست مديرعاملي بيابد؟

5. يافتن ره‌بر آينده‌ي شرکت: جابز فقط مديرعامل نيست؛ او ره‌بر و منبع الهام شرکت به‌ويژه در مباحث مربوط به طراحي و توسعه ي محصولات جديد محسوب مي‌شود. استيو جابز بعدي اپل چه کسي خواهد بود؟ تيم کوک جانشين فعلي جابز يا کسي ديگر؟ آيا اين فرد الان دارد در اپل کار مي‌کند؟

6. از دست رفتن سهم بازار مکينتاش: اگر چه جابز استراتژي اصلي‌اش را بر توسعه و فروش محصولات مبتني بر iOS گذاشته، اما از حفظ و ارتقاي جايگاه مکينتاش در بازار فروش رايانه‌هاي شخصي هم غافل نبوده و به خوبي اين کار را هم انجام داده است. اگر مديرعامل بعدي توانايي‌هاي جابز را نداشته باشد؛ ممکن است تمام زحمات جابز در اين زمينه بر باد برود!

7. گم کردن مسير توسعه‌ي iPhone: اين احتمالا بدترين نتيجه براي طرف‌داران اپل خواهد بود! جابز مفهوم آي‌فون را به‌عنوان تلفن هوش‌مند نسل جديد تعريف کرد و اين‌که مسير توسعه‌ي آينده‌ي آي‌فون چه خواهد بود و اين محصول به چه چيزي نياز دارد و به چيزي نه، داخل مغز او است! با رقابت شديدي که اين روزها در بازار تلفن‌هاي هوش‌مند به‌وجود آمده و رشد خزنده‌ و عجيب و غريب اندرويد در اين بازار، آيا آي‌فون مي‌تواند در برابر رقبا دوام بياورد؟ آيا مديرعامل بعدي هم خواهد توانست آي‌فون را در جايگاه کنوني‌اش حفظ کند؟

8. تغييرات مديريتي شديد: هميشه تغيير مديريت ارشد با تغييرات مديريتي در سطوح پايين‌تر همراه خواهد بود. بعضي‌ها مي‌روند و کسان ديگري مي‌آيند. سؤال: آيا تيم مديريتي جديد و اين آدم‌هاي تازه وارد به اپل، مي‌توانند اين شرکت را به‌خوبي تيم مديريتي اسيتو جابز اداره کنند؟

9. پايان عصر پنهان‌کاري: يکي از عناصر اصلي موفقيت استيو جابز، پنهان‌کاري کامل اوست. معمولا ساير شرکت‌ها در دوره‌ي طراحي، از اعلام ويژگي‌هاي محصولات جديد خودشان به بازار به‌عنوان يک ابزار بازاريابي براي آماده کردن بازار جهت پذيرش محصول جديد استفاده مي‌کنند. اما جابز با پنهان کردن چيزهاي جديدي که قرار است به بازار عرضه کند، توانسته است جذابيت عجيب و غريب محصولات جديد اپل را براي آدم‌ها ايجاد کند. در واقع، جابز آدم‌ها را تشنه نگه مي‌دارد تا سرِ چشمه و در راه حتا يک کلمه هم در مورد ميزان فاصله با چشمه و ميزان گوارايي و خنکي آب چشمه حرف نمي‌زند! اين موضوع هم البته جزو توانايي‌هاي خاص جابز است که ممکن است جانشين او، آن‌ را نداشته باشد!

10. هيچ تغييري رخ ندهد! به هر حال اين حالت هم ممکن است رخ بدهد! شايد جابز توانسته باشد الگوي مديريت و ره‌بري خود را در اپل نهادينه کرده باشد. تيم مديريتي کنوني هم که مدت‌ها با وي کار کرده‌اند. اگر اين اتفاقات افتاده باشد؛ خوش به حال مديرعامل آينده‌ي اپل!

اين مطلب ترجمه‌ي آزادي است از اين مقاله.

از شکست سيستم تا «نبوغ سيستم»!

اين ترم آخري در دانشگاه درس مديريت ريسک داشتيم. يکي از مباحث درس، تئوري‌هاي ريسک بود که در اين بخش 12 تئوري مطرح شده در اين زمينه (که اغلب‌شان هم صبغه‌ي فلسفي داشتند) بررسي شدند. يکي از اين تئوري‌ها اما براي من به‌عنوان يک تحليل‌گر سيستم جذاب بود: تئوري شکست سيستمي. طبق اين تئوري، هيچ سيستمي کامل نيست و در نتيجه سيستم‌ها به صورت بالقوه در خطر شکست قرار دارند. و خوب اين متصديان سيستم‌ها هستند که بايد ضمن آگاهي از زمينه‌هاي بالقوه‌ي شکست سيستم‌شان، ارزيابي دقيقي از ميزان ريسک موجود داشته باشند. يک مثال جذاب ولي ناراحت‌کننده در اين زمينه هم هم مطرح است: فاجعه‌ي انفجار شاتل چلنجر روي سکوي پرتاب در سال 1986. فاجعه‌ي چلنجر محصول دست کم گرفته شدن خوردگي موجود در اتصالات نگه‌دارنده‌ي سپرهاي محافظ حرارتي شاتل چلنجر بود. مهندسان مي‌دانستند که اين اتصالات دچار خوردگي شده‌اند؛ اما خوب شايد اين طوري فکر مي‌کردند: “اين دفعه را هم جواب مي‌ده. وقتي برگشت درست‌اش مي‌کنيم …” اما خوب متأسفانه حتا رفتني هم در کار نبود! تأسف بيش‌تر تکرار اين حادثه براي شاتل کلمبيا بود که در سال 2003 رخ داد. بنابراين سيستم به صورت ذاتي متضمن مقداري ريسک است و چگونگي محاسبه و کاهش اين ريسک است که مهم است! خوب آيا راهي هست براي مقابله با اين ريسک‌هاي بالقوه؟ شايد.

چند روز پيش داشتم ويژه‌نامه‌ي مجله‌ي فيلم براي روز ملي سينما (شهريور امسال) را مي‌خواندم که بخشي از آن در مورد نظام استوديويي در روزهاي ابتدايي هاليوود بود. يک جايي از مقاله اين جملات جالب آمده: “آندره بازن [منتقد معروف فرانسوي و از پايه‌گذاران مجله‌ي مشهور کايه‌دو سينما] نظام استوديويي را به رودي آرام تشبيه کرد که هميشه جاري است. او اين نظام را نه نتيجه‌ي خلاقيت اين شخص يا آن فيلم‌ساز، بلکه حاصل «نبوغ سيستم» مي‌دانست.” نبوغ سيستم؛ چقدر جذاب! خوب اين “سيستم نابغه” چطور سامان يافته بود؟ نويسنده‌ي مقاله‌ي مجله‌ي فيلم آقاي احسان خوش‌بخت اين مسئله را مديون ايجاد گروهي از ساختارها دانسته‌اند: مديريتي ديکتاتورمآب اما خلاق (احتمالا چيزي شبيه همين استيو جابز محبوب اين روزها) و نگاه به فيلم به‌عنوان يک محصول و تلاش براي استانداردسازي ساخت و ارايه‌ي آن. اين دومي بحث مفصلي دارد؛ اما اين ساختارها در نظام استوديويي به‌عنوان چارچوب‌هاي انجام کار تثبيت شده بودند:

  • تقسيم کار شديد و کاملا تخصصي
  • تعريف و تثبيت قوانين ژانر
  • تقسيم‌بندي دقيق بازار از نظر ژانرها و جغرافياي آمريکا
  • تقسيم‌بندي فيلم‌ها براساس دو معيار ژانر و هزينه‌هاي توليد و تدوين پورتفوليوي سالانه براساس اين دو معيار در کنار توجه به وضعيت تقاضاي بازار و البته بودجه‌ي در دسترس!
  • متنوع‌سازي پورتفوليوي محصولات در عين تمرکز بر مزيت رقابتي (يعني هر استوديو هر ساله تعداد مشخصي فيلم درام و ملودرام و ترسناک و جنگي و … مي‌ساخت؛ اما در عين حال هر استوديو در يک يا دو ژانر تخصص ويژه داشت. مثلا تخصص مترو گلدوين مير فيلم‌هاي موزيکال بود.)
  • تيم‌هاي ثابت فيلم‌سازي (يعني از کارگردان تا آبدارچي ثابت!)
  • بهره‌گيري از مصالح و مواد ثابت (از جمله دکورها، لباس‌ها و …)
  • برنامه‌ريزي و کنترل پروژه‌ي دقيق (حالا نه به مفهوم علمي امروزي)
  • داشتن يک طراح هنري براي طراحي دقيق فيلم قبل از آغاز توليد (بسيار جالب‌ اين‌که قبل از ساخت فيلم دکوپاژ يعني ساختار اجزاي صحنه و نسبت آن‌ها با دوربين هم مشخص مي‌شد!) تا هزينه‌هاي کار تا حد امکان کنترل شوند!
  • پرورش ستاره‌ها و عقد قراردادهاي طولاني مدت با آن‌ها (مديريت استعدادهاي اين روزها!)
  • متمرکز شدن در هاليوود براي کاهش هزينه‌ها و ايجاد برند منطقه‌اي (سيليکون‌ولي بوده براي خودش هاليوود آن زمان)
  • و …

ترديدي نيست که اين سيستم هم بارها و بارها شکست را تجربه کرد؛ اما نبوغ سيستم که بر اين اصل اساسي متکي بود که «هر چيزي تا زماني که مي‌شود ازش پول درآورد ارزشمند است» (کاري با اخلاقي بودن يا نبودن‌اش ندارم؛ اما اگر دقت کنيد به خوبي اساس مدل ماتريس BCG را در اين گزاره مي‌بينيد!) باعث موفقيت‌هاي هر روز بيش‌تر از ديروز شد. نشانه‌اش ادامه يافتن همين ساختار تا امروز در هاليوود است. در واقع مي‌خواهم بگويم: اگر در سطح بهينه‌اي يک سيستم را ساختاربندي و استاندارد بکنيد، خطاها و زمينه‌هاي شکست تا حدود زيادي مجال بروز نخواهند يافت (مگر در شرايط خاص که اشتباهات انساني يا تغييرات محيطي يا رخ‌دادهاي پيش‌بيني نشده باعث پديد آمدن شکست شوند!)

شايد مثال جالب ديگري در زمينه‌ي مقايسه‌ي شکست سيستم با نبوغ سيستم، غرق شدن کشتي تايتانيک به دليل اشتباه سيستمي در طراحي و ساخت‌اش در برابر فيلم معروف جيمز کامرون باشد که تا همين پارسال و قبل از آواتار پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينما بود!

حالا احتمالا مهم‌ترين سؤال پيدا کردن سطح بهينه‌ي ساختارسازي و استاندارد کردن است. چيزي که حدس مي‌زنم براي‌اش راه‌حل سيستمي وجود نداشته باشد و تنها به تجربه تکيه داشته باشد.