دكتر طبيبيان (3)

“هر وقت كسي براي حل يك مشكل گفت بايد “فرهنگ‌سازي” كرد بدانيد كه يا نمي‌داند علت ايجاد آن مشكل چيست يا اين‌كه بي‌سواد است!”

اين روزها كه درباره اصلاح الگوي مصرف زياد مي‌شنويم بايد فرهنگ‌سازي شود اين جمله مدام در ذهن‌ام است. جالب اين‌جا است كه سياست اصلي يكي از شركت‌هاي مهم و مؤثر در اين زمينه هم فرهنگ‌سازي است (با تبليغات تلويزيوني‌شان) و نه اصلاح قيمت محصول خود كه البته وقتي قيمت‌گذاري دست خود اين شركت نيست طبيعي است.

دكتر طبيبيان (1)

يادم هست وقتي به دوست عزيزم علي سرزعيم گفتم كه قرار است با دكتر طبيبيان يك درس اقتصاد خرد بگذرانم به من گفت كه در كلاس ايشان، پيش از درس اقتصاد بايد شيوه فكر كردن و استدلال كردن را ياد گرفت. الان كه چهار جلسه از كلاس گذشته كاملا منظور آقاي سرزعيم را متوجه شده‌ام.

آقاي دكتر از همان اول به ما گفتند كه مي‌خواهم شيوه ساختن يك تئوري و استفاده از آن براي استدلال كردن را به شما ياد بدهم. تا اين‌جا دكتر به ما ياد داده‌اند كه چگونه تئوري توليد را از بنيادهاي رياضي‌اش بسازيم و چگونه از مباني تئوريك براي تحليل مسائل دنياي واقعي بهره بگيريم. نكته جالب‌اش اين‌جا است كه در همين چند جلسه من فهميده‌ام خيلي از مسائل واقعي اقتصاد را كه قبلا فكر مي‌كرده‌ام جزو مسائل اقتصاد كلان هستند را به راحتي مي‌شود با تئوري‌هاي اقتصاد خرد توضيح داد و حل كرد. مثلا اين‌كه چرا كالاها در ايران و در آستانه عيد و سال جديد گران مي‌شوند ولي در خارج از كشور مثلا در شب كريسمس و به‌ويژه در ايام عيد شكرگذاري قيمت‌ها كاهش مي‌يابند؟ اين مسئله را مي‌شود اين طور توجيه كرد كه:

1. در كشورهاي توسعه يافته ورود به بازار و توليد محصول بسيار راحت‌تر است و موانع زيادي وجود ندارد. وقتي تقاضا نزديك مناسبت‌ها افزايش مي يابد انگيزه توليدكنندگان و در نتيجه توليد و عرضه هم سريعا بالا مي‌رود. نتيجه طبيعي اين اتفاق هم پايين آمدن قيمت‌ها است.

2. در ايران دولت دو روز پيش اعلام كرد قيمت 2000 قلم كالا را در عيد كنترل مي‌كند. نتيجه‌ چيست؟ با ثابت ماندن يا كاهش قيمت‌ها‌ اين پيام به توليدكنندگان داده مي‌شود كه توليد را افزايش ندهيد! خوب نتيجه طبيعي اين يكي هم كاهش عرضه و افزايش قيمت‌ها است.

دكتر بعد از توضيح دادن اين مسئله يك جمله طلايي هم در مورد يكي از كليشه‌هاي معروف اقتصاد ايران گفتند و آن هم اين‌كه: نگوئيد تئوري‌هاي اقتصاد در ايران كار نمي‌كنند. اتفاقا تئوري‌هاي اقتصاد در ايران كار مي‌كنند، ولي چون ما بلد نيستيم از آن‌ها استفاده كنيم عليه ما كار مي‌كنند!

باز هم از كلاس عالي اقتصادمان خواهم نوشت.

اين نظرسنجي را در مورد وضعيت کنوني و تغييرات ساعات فراغت و ساعات کار برادران و خواهران متعهد آمريکايي از دست ندهيد. چند نکته واقعا جالب‌اش براي من:

1- بيش‌ترين زمان فراغت آمريکايي‌ها (تقريبا يک سوم زمان فراغت) به مطالعه مي‌گذرد. جالب‌تر از آن نرخ تغييرات اين شاخص در طول 10 سال است که تقريبا ثابت است و کم و زياد شدن‌اش در حدود يکي دو درصد!

2- هر آمريکايي به صورت متوسط 5 ساعت در هفته بيش‌تر از من و شمايي که طبق قانون کار 45 ساعت در هفته کار مي‌کنيم، کار مي‌کند و احتمالا غر هم نمي‌زند چقدر زياد است خسته شدم!

بقيه‌اش را هم خودتان ببينيد. جالب است.

دراکر (2)

پيتر دراكر: عمر نظام‌هاي اعتقادي بيش‌تر از عمر باورها است.

جايي مي‌خواندم كه خيلي اوقات يك انديشه كه براي سال‌ها غير قابل قبول بوده، كنار گذاشته شده و حتي كسي از آن خبر نداشته به يك باره در قالب ديگري ظاهر مي‌شود و مورد قبول عمومي قرار مي‌گيرد. در واقع تناسخ انديشه‌ها درست است و وجود دارد. اين جمله دراكر به شكلي بسيار مختصر اين نكته را بيان مي‌كند. باور چيزي است كه براي انسان شناخته شده و منشأ عمل است. با كمي فكر به درستي اين جمله پي مي‌بريم. مثال روشن‌اش را در مكاتب اقتصادي مي‌بينيم. در حالي كه در يك دوره حدودا 50 ساله بعد از بحران 1930 تفكرات جان مينارد كينز و مكتبش به شدت در سطح جهان پرطرفدار بود، امروز كم‌تر كسي است كه از دخالت دولت در اقتصاد دفاع كند. اما هنوز مكتب ”كينزي” هنوز زنده است و نفس مي‌كشد و طرفداران كمي هم ندارد. اين روزها با پديد آمدن بحران مالي جهان دوباره داريم مي‌بينيم که افکار کينز در حال زنده شدن هستند و دولت باراک اوباما هم برخلاف تبليغات انتخاباتي‌اش در حال افزايش دخالت دولت در اقتصاد است. در داخل کشور خودمان هم که برادران اقتصاددان نهادگرا سال‌ها است دارند همين حرف‌ها را مي‌زنند.