گزارهها (۱۸7)
آدم بااستعداد هدفي را ميزند که هيچ کس نميتواند؛ اما آدم باهوش هدفي را ميزند که هيچ کس نميبيند!
آرتور شوپنهاور
آدم بااستعداد هدفي را ميزند که هيچ کس نميتواند؛ اما آدم باهوش هدفي را ميزند که هيچ کس نميبيند!
آرتور شوپنهاور

زمانى بر مردم خواهد آمد كه در آن عافيت ده جزء است كه 9 جزء آن در كنارهگيرى از مردم و يك جزء آن در خاموشى است.
امام رضا (ع)
سالروز شهادت هشتمین ستارهی آسمان دلها تسلیت باد. التماس دعا با دلی تنگ برای عطر خوش حرم زیبایش …

ایمان دو نیمه است: نیمی در صبر و نیمی در شکرگزاری.
رسول گرامی اسلام (ص)
رحلت پیامبر اکرم (ص) ـ که این روزها مهربانیش بیش از هر زمان دیگری گمشدهی ما انسانهای این دنیای خاکی است ـ و شهادت فرزند مظلومش امام حسن مجتبی (ع) تسلیت باد. التماس دعا.

هر که خدا را آنگونه که سزاوار اوست بندگی کند، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.
امام حسین (ع)
اربعین حسینی (ع) بر عاشقان و سوگواران “سفینهی نجات” تسلیت باد. التماس دعا.

علیرضا خمسه از آن دست بازیگرانی است که از او خاطرات شیرینی بهخاطر داریم. از “هشیار و بیدار” تا “پایتخت” بر ما هم همانند این کمدین مونقرهای این روزها هم عمری گذشته است … حرفهای علیرضا خمسه در مصاحبه با روزنامهی “بهار” بسیار خواندنی هستند:
ـ چطور این روحیه کودکانه و شادمانی را در خودتان زنده نگه داشتهاید؟ آیا راهکار خاصی وجود دارد؟
زنده نگه داشتن این حس نیاز به یک جهانبینی و نگرش دارد و آن چیزی جز امید به تغییر و اصلاح، امید به حاکمیت خیر و خیرخواهی و امید به آینده نیست.
ـ کدام عامل باعث شد تا بتوانید دنیای کودک و نوجوانان را درک کنید؟ حرفه بازیگریتان به شما کمک کرد یا تحصیلاتتان در زمینه روانشناسی؟
این مسئله به شناخت بازمیگردد. شما میتوانید یک پزشک باشید، اما از جهان کودکان شناخت درستی داشته باشید و اگر یک رفتگر یا آهنگر هم باشید، همین شناخت را داشته باشید. درعینحال میتوانید یک روانشناس یا بازیگر باشید، اما شناختی از دنیای کودکان نداشته باشید. از طرفی این درک از امید به آینده و سازندگی شکل میگیرد و کسانی که به ساختن روزهای بهتر رسیدهاند بهاین شناخت رسیدهاند. این شناخت یعنی درک ضرورت آینده.
ـ چطور در اجرای نقشهایتان خلاقانه و ایدهپردازانه عمل میکنید و به آنها بعد میدهید؟
ارائه ایده متناسب با هر نقش یعنی حضور شش دانگ داشتن سر کار. وقتی شما سر کار حضور تام و تمام دارید، جسم و روح و خلاقیتتان هم دراختیارکار قرار میگیرد. خیلی از همکارهای ما فقط چند دانگ از حضورشان را با خود سر کار میآورند. نسل جدید بهدلیل غیبت آموزش اینگونه عمل میکنند و متاسفانه انضباط در کار به نسل بعد منتقل نشده است. آن چیزی که ما قدیمیترها بهعنوان یک اصل در تئاتر آموختیم.
ـ خود شما کدام نقشتان را بیشتر دوست دارید و در ذهنتان باقی مانده است؟
من خیلی در گذشته یا آینده سیر نمیکنم. من مثل بچهها درحال به سر میبرم و بر این اساس، آن کاری را که درحالحاضر انجام میدهم بیشتر دوست دارم.

“سلمان” آژانس شیشهای حالا با گذر سالها امروز برای خودش یک کارگردان و بازیگر حرفهای است. حرفهای خواندنی بهروز شعیبی در مصاحبه با روزنامهی اعتماد ایدههای جذابی در زمینهی کار حرفهای دارد:
“من خودم تلاشم اين بوده است كه اينها هيچوقت شبيه هم نباشند اما هركدام از اين فيلمها را بگوييد يا كارگردانش، كارگردان خوبي است يا تهيهكنندهاش، تهيهكننده خوبي است يا فيلمنامه خوبش است در نتيجه من بعد از اين مرحله خيلي به اين فكر نكردم كه حالا من دارم تكرار ميشوم يا نميشوم به اين فكر كردم كه فرصت كار كردن با يك مجموعه خوب را از دست ندهم.”
“بازيگر كسي است كه پشت بازيهايش قايم ميشود، ديده نميشود اما كارگردان نميتواند خودش را پنهان كند. يعني خودش هركاري كند از فيلمش بيرون ميزند. يعني به هر حال آن تفكر اصلي كه دارد، اعتقاداتي كه دارد آن فكر اصلي كه دارد عيان ميشود. يك بخشي تكنيكي است و يك بخشي محتوايي، اما مرتب نقد ميكنند كه مثلا چرا اين را در فيلمت قرار دادي؟ متاسفانه اين مساله در ماجراي نقد ما بسيار زياد شده است.”
“واقعيتش اين است هيچوقت مسئلهی سينما براي من تفريح نبوده است. يعني حتي به عنوان بازيگر سر يك فيلمي نرفتم كه مثلا حالا از فضايش لذت ببرم و يك آرامشي داشته باشم. چون نميتوانم. به هر حال بازيگري كارش كمتر است به نسبت كارگرداني. در كارگرداني قبل و بعد از همه با گروه درگير هستي و تا زمان نمايش فيلم به لحاظ ذهني هم درگير هستي. بهخاطر همين بازيگري هم هيچوقت تفريح برايم نشده است.”
“من فكر ميكنم مهمترين مشكل ما براي حرفهاي محتواييمان نشناختن ابزار است. اگر ابزارمان را با تمام ابعاد و مختصاتش بشناسيم ديگر ميدانيم حرفمان را در فيلمنامه بايد چگونه تغيير دهيم، با چه جنسي و با چه ريتمي اجرا شود، آن اجرا با چه بازيگراني و در چه نوع ساختاري در چگونه سينمايي بايد باشد و …”

ای جوهر سرداری سرهای بریده
وی اصل نمیرندگی نسلِ نمیران
خرگاه تو میسوخت در اندیشهی تاریخ
هربار که آتش زده شد بیشهی شیران …
***
وان روز که با بیرقی از یک تن بیسر
تا شام شدی قافلهسالار اسیران …
زندهیاد حسین منزوی
تاسوعا و عاشورای حسینی (ع) تسلیت باد. التماس دعا.
پ.ن. عنوان پست هم برگرفته از بیتی دیگر از همین غزل حسین منزوی است.

کامبیز درمبخش یکی از جذابترین هنرمندان این سرزمین است. “داستانهای دیدنی” را حتما در همشهری داستان دو سال اخیر دیدهاید. تعریف کردن یک قصهی کوتاهِ جذاب، مهربان و پرمعنا با چند خط ساده از هر کسی برنمیآید! ایدههای استاد در زمینهی کار حرفهای در مصاحبه با روزنامهی شرق مثل آثار هنریاش جذاباند:
“ریشه اصلی تمام هنرها در خلاقیت است. در فیلم کوتاه، انیمیشن و داستان کوتاه هم کار کردهام …”
“هنرمند امروزی مثل معمار است که یک کار گروهی را رهبری میکند. این روزها نقاشی بهتنهایی جذابیتی ندارد.”
“خیلیها میگویند این همه کار را چگونه انجام میدهی؟ برای خودم هم عجیب است. در واقع حرفهایبودنم به من کمک میکند؛ اینکه سالها یک مطبوعاتی بودم و به آن افتخار میکنم. من از ١٤ سالگی در مطبوعات بودم و موفقیتم در استمرار، خلاقیت و پژوهش است. نکته دیگر اینکه معروفبودن هنرمند بهمعنای پولدار بودنش نیست. دغدغه زندگی و احتیاج داشتن، وسیلهای برای کارکردن میشود تا خرج اجاره خانهات را در بیاوری و بتوانی فعالیتهای دیگری انجام دهی.“
“اگر امروزه بخواهید در خارج از ایران کار جذابی انجام دهید باید یک کار خارقالعاده ارائه دهید. خوب و عالی دیگر آنجا مفهومی ندارد. شما باید کاری نشان دهید که انقلابی در آن باشد.”

ای بندگان خدا! به نادانیهای خود تکیه مکنید …
مولا علی (ع) ـ خطبهی 105 نهجالبلاغه
عید سعید غدیر خم مبارک!

در این دنیای پر از نامهربانی، امید ظهور “یار غایب از نظر” دلمان را آرام میکند. عیدتان مبارک. به امید داشتن توفیق دیدار روی مهربانش.