بهترين تجارب براي موفقيت کسب و کارهای کوچک

POSTER_20B

ايجاد کسب و کار کوچک‌مان يک شبه ممکن نيست. بايد خون دل خورد و دود چراغ و قدم به قدم پيش رفت تا به نتيجه‌ رسيد. براي اين منظور بياييد کسب و کار کوچک‌مان را همانند يک موجود زنده ببينيم؛ موجودي که روزي به‌دنيا مي‌آيد، رشد مي‌کند و توسعه مي‌يابد، چند سالي “عمر” مي‌کند و متأسفانه روزي ديگر اين دنياي فاني را ترک مي‌کند. تا اين‌جا بحث ما در مورد به‌دنيا آوردن اين کسب و کار و رشد دادن آن صحبت کرديم. گام‌هاي مختلفي که لازم است انجام بدهيم تا کسب و کارمان راه بيفتد را بررسي کرديم. حالا کسب و کارمان به موفقيت نسبي دست يافته و وقت آن رسيده که در مورد مديريت کسب و کار صحبت کنيم. سؤال اصلي اين است چه کنيم که کسب و کارمان موفق بماند؟

بسيار ديده شده که کارآفرينان، در شروع يک کسب و کار خوب شروع مي‌کنند و به موفقيت‌هاي بسياري هم دست مي‌يابند. اما در ادامه دچار مشکل مي‌شوند و شکست مي‌خورند. به‌عنوان مثال از بين 100 شرکت اول آمريکا در اوايل دهه‌ي 1990، اين روزها شايد حدود 20 شرکت هم‌چنان در فهرست شرکت اول باقي مانده‌اند. چرا اين اتفاق مي‌افتد؟

مهم‌ترين دليل اين مسئله اين است که اين افراد تنها به راه‌اندازي کسب و کارشان فکر کرده‌اند و نه به بعد از آن. تبديل شدن به يک کارآفرين موفق تنها شامل مرحله‌ي راه‌اندازي کسب و کار نيست. اگر چه يک شروع خوب مي‌تواند در موفقيت کسب و کار بسيار تأثيرگذار باشد، اما اصل کار بعد از ورود محصول يا خدمت به بازار آغاز مي‌شود: جايي که مشتري بايد متقاعد شود محصول يا خدمت اين کسب و کار جديد به نيازي از او پاسخ مي‌دهد، از محصولات و خدمات مشابه بهتر است و البته به قيمت‌ش مي‌ارزد. رقبا هم که بي‌کار ننشسته‌اند؛ هدف آن‌ها هم همين‌ است. از همه بدتر اين‌که زماني که ايده‌ي نويي به بازار عرضه مي‌شود، موج کپي‌برداري‌ها هم شروع مي‌شود و باعث مي‌شود کارآفريني که ايده‌ي اوليه متعلق به او بوده است تحت فشارهاي رقابتي بسيار وحشتناکي قرار بگيرد. موضوع ديگر کنترل هزينه‌ها از زمان‌ راه‌اندازي يک کسب و کار تا زمان رسيدن کسب و کار به نقطه‌ي سر به سر (که بين چند ماه تا چند سال طول مي‌کشد) است. همه‌ي اين مثال‌ها اهميت بسيار بالاي داشتن دانش و مهارت “مديريت” را براي کارآفرينان نشان مي‌دهند.

حالا فرض کنيم که اين مشکلات هم براي کسب و کار اين مشکلات هم پيش نيايد و کسب و کار موفق باشد. اين موفقيت نسبي، به‌تدريج باعث پيش آمدن آفت ديگري مي‌شود. در ادبيات علمي کارآفريني بحثي به‌نام تله‌ي بنيان‌گذار وجود دارد. ماجرا از اين قرار است که بعد از راه‌اندازي و موفقيت يک کسب و کار جديد، بنيان‌گذار به کسب و کار خود دل‌بستگي عاطفي پيدا مي‌کند. از طرف ديگر چون اقدامات قبلي او منجر به موفقيت کسب و کارش شده، تصور مي‌‌کند با ادامه‌ي همان کارهاي قبل مي‌تواند موفقيت را حفظ کند. به اين اضافه کنيد اين‌ را که اهميت “مديريت” کسب و کار بعد از راه‌اندازي دست کم گرفته مي‌شود. بنابراين پس از راه‌اندازي موفق کسب و کار، براي حفظ موفقيت و رشد و توسعه‌ي بيش‌تر کسب و کارمان، بايد به‌عنوان يک کارآفرين اصول مديريت را بياموزيم. براي موفقيت کسب و کارها نمي‌شود نسخه‌ي جامعي پيچيد. هر کسب و کار برحسب شرايط داخلي و محيط بيروني خودش بايد عوامل موفقيت خاص خودش را کشف کند. با اين حال مي‌توان گفت رعايت اصول زير در موفقيت يک کسب و کار کوچک تأثير اساسي دارند:

  • تلاش کنيد براي آينده حتما برنامه‌ريزي کنيد.
  • دقيقا براساس برنامه‌ها پيش برويد.
  • اجراي برنامه‌ها را کنترل کنيد. هر جا در اجرا از برنامه‌ها منحرف شديد سريعا دست به اقدامات اصلاحي بزنيد.
  • در انجام کارها سازماندهي و نظم داشته باشيد.
  • انعطاف‌پذير باشيد و با تغيير شرايط، برنامه‌ها و اقدامات اجرايي خودتان را هم اصلاح کنيد.
  • دائما دست به نوآوري بزنيد، محصولات و خدمات‌تان را بهبود ببخشيد يا محصولات خدمات جديدي را براساس نياز مشتريان به بازار عرضه کنيد.
  • هزينه‌هاي‌تان را کنترل کنيد و مواظب باشيد که هزينه‌هاي‌تان از درآمدهاي‌تان فراتر نرود.
  • نيروي انساني باکيفيت را مطابق با نيازهاي کسب و کارتان استخدام کنيد و حواس‌تان به انگيزش و آموزش متناسب آن‌ها باشد.

مهم‌ترين اصل: محصولات و خدمات خودتان را نسبت به موارد مشابه متمايز کنيد. براي غلبه بر رقباي‌تان بايد “مزيت رقابتي” داشته باشيد.

مقاله‌ی هفته (۳4): هفت عادت صاحبان برجسته‌ی کسب و کارهای کوچک

ترجمه: علي نعمتي شهاب

زماني که به‌ بازيگران فعال در هر صنعتي نگاه کنيم، عموما تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها عملکردي فراتر از حد معمول ديگران دارند. دقيقا چه چيزي باعث مي‌شود آن‌ها از از ديگران موفق‌تر باشند؟ در اغلب موارد، آن چيزي که اين کسب و کارها را از ديگران متمايز مي‌کند، کارهايي است که مدير آن‌ها براي هدايت کسب و کارش انجام مي‌دهد. بديهي است که تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار برجسته بسيار مشکل است؛ چون هيچ دستورالعمل مخفي براي آن وجود ندارد. اما اگر يک روش تضميني براي تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار کوچک موفق وجود داشته باشد؛ بدون شک شامل 7 مورد زير خواهد بود:

1- آن‌ها مراقب خودشان هستند: صاحبان هوشمند کسب و کار، مي‌دانند که عقل سالم در بدن سالم است. بنابراين به خوردن غذاي سالم توجه زيادي دارند و زمان کافي را هم براي تحرک فيزيکي در نظر مي‌گيرند. آن‌‌چه توسط بازنده‌گان دنياي کسب‌وکار، زياده‌روي محسوب مي‌شود؛ براي مديران زيرک، ابزاري است براي نگهداري حياتي‌ترين ابزارشان: ذهن‌شان.

2-  آن‌ها خارج از کسب و کارشان هم زندگي دارند: صرف زمان بيش از حد براي تمرکز روي يکي از علاقه‌مندي‌ها اغلب به اصطکاک ميان ديوارهاي ذهن مي‌انجامد (و مي‌دانيد که اصطکاک چقدر دردناک است! م.) پيش بردن متوازن جريان زندگي ـ يعني کنار گذاشتن زماني براي پرداختن به علائق غيرکاري ـ به‌معناي قرار دادن خودتان در معرض انگيزش‌هاي متنوع ذهني است (که نمي‌دانيد کدام‌شان ممکن است يک ايده‌ي بزرگ را در ذهن شما جرقه بزند) و به ذهن کاري شما هم استراحتي که پيش از تمرکز دوباره به آن نيازمند است را مي‌دهد.

3- آن‌ها چشم به آينده دارند: مديران برتر کسب و کارهاي کوچک، رهبران بزرگي نيز هستند. يک رهبر بزرگ بودن، نيازمند داشتن تفکري به‌اندازه‌ي کافي ژرف‌انديش و رو به آينده است که بتواند خودش را به نقطه‌اي فراتر از دنباله‌روي از کسب و کارهاي اثبات شده و روندهاي بازار برساند. بهترين مديران کسب و کارهاي کوچک همواره ـ حتي در مسيرهاي کوتاه و گام‌هاي کوچک ـ افرادي پيش‌گام هستند و اغلب، در طول مسير کارشان چشمان‌شان را براي يافتن روش‌هاي جديدي براي دستيابي به نتايج باز نگاه مي‌دارند. منظور اين است: شانس‌ها را بقاپيد؛ اما حواس‌تان باشد که اگر تنها يک عامل براي اداره‌ي موفق يک کسب و کار کوچک وجود داشته باشد، همان اصل معروف “خواستن توانستن است” خواهد بود.

4- آن‌ها منظم هستند: بعضي وقت‌ها داشتن ذهني مملو از ايده‌هاي نوآورانه‌ي کسب و کار مي‌تواند به پريشاني ذهني بيانجامد. تفاوت ميان افراد باهوشي که در اداره‌ي اثربخش کسب و کار خودشان نيز درمي‌مانند با کساني که کنترل صنعت خودشان را به‌دست مي‌گيرند، در داشتن ايده‌هاي عالي نيست؛ بلکه در اين است که افراد دسته‌ي دوم به‌اندازه‌ي کافي منظم هستند تا دنبال اجراي اين ايده‌ها را بگيرند. تدوين و رعايت يک برنامه‌ي زمان‌بندي دقيق براي برگزاري جلسات، دستيابي به فرجه‌هاي زماني و اجراي طرح کسب و کار، همان چيزي است که شما را از ديگر صاحبان کسب و کارهاي کوچک متمايز مي‌کند؛ کساني که بي‌نظمي آن‌ها را کور کرده است.

5- آن‌ها روابط را رشد مي‌دهند: زماني که از بيرون به مديريت يک شرکت نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم گير افتادن در کارهاي روزمره آن‌قدر آسان است که ممکن است حتي باعث شود سرتان را از روي ميزتان بلند نکنيد. اهميت اختصاص دادن زماني براي در ارتباط بودن با ديگران و داشتن تعاملات و بده‌بستان‌هاي حساب شده با مشتريان و اتحاديه‌هاي حرفه‌اي صنعت خودتان نمي‌تواند ارزش‌گذاري شود.

6- آن‌ها تصميم‌گيري مي‌کنند: مديران کسب و کارهاي کوچک بايد قاطع باشند. اين امر، انتخابي نيست. درگير هر کاري باشيد ـ از مديريت عمليات روزمره‌ي کسب و کار تا انتخاب اعضاي هيأت مديره ـ شغل شما به‌عنوان مدير کسب و کار، راهبري و هدايت شرکت‌تان است؛ چيزي که معناي‌اش اين است: ترديد در تصميم‌گيري کار نمي‌کند. توانايي تصميم‌گيري به صورت مستقيم با حس اعتماد به‌نفس شما در ارتباط است؛ بنابراين اگر درگير موقعيتي شديد که نمي‌توانيد تصميم بگيريد، ابتدا به خودتان يادآوري کنيد که شما در آن حوزه يک متخصص برجسته هستيد و بعد به شهود خودتان اعتماد کنيد. اگر تصميم خاص روي ميز شما به بخش‌هايي از کسب و کارتان مربوط است که تخصصي در آن‌ها نداريد، تصميمي که بايد بگيريد، انتخاب مشاوري است که از شما در آن زمينه آگاهي بيش‌تري دارد.

7- آن‌ها چربي‌هاي اضافي را مي‌سوزانند: مالکان فعال کسب و کارها کساني هستند که به‌صورت دائمي در حال ارزيابي بخش‌هاي مختلف کسب و کارشان هستند: کدام بخش مي‌تواند ساده‌تر و سرراست‌تر شود؛ از جمله اين‌که کدام تأمين‌کننده يا فروشنده‌ي مواد اوليه و تجهيزات را مي‌شود کنار گذاشت تا جا براي تأمين‌کنندگان بهتر باز شود يا کدام کارها را مي‌شود به کارهاي کوچک و ساده‌تري شکست. دانستن اين‌که چگونه زمان، نيروي انساني و منابع مالي شرکت‌تان در سازمان توزيع مي‌شود ـ و توجه دائمي به اثربخش نگاه داشتن اين توزيع منابع تا حد امکان ـ يکي از مهم‌ترين ابزارهاي مديران کسب و کارهاي کوچک براي برنده شدن در بازار رقابتي است.

منبع

مقاله‌ی هفته (32): 10 روش براي ساختن يك كسب و كار برجسته

نوشته: کلي ريچاردسون / ترجمه: علي نعمتي شهاب

اگر مي‌خواهيد کسب و کار شما مشتريان بيش‌تري به‌دست بياورد، لازم است به چشم مردم بياييد. بنابراين نه‌تنها بايد در جايي که مشتريان‌تان حضور دارند به‌سراغ آن‌ها برويد؛ بلکه بايد به آن‌ها ثابت کنيد شايسته‌ي بذل توجه آن‌ها و پولي که به‌سختي به‌دست آورده‌اند، هستيد. در اين مقاله 10 روش خلاقانه که به کسب و کار شما براي اثبات برتری در مقایسه با رقباي‌تان کمک مي‌کنند، ارائه مي‌شوند:

1- محصول بي‌همتا: اگر محصولي بي‌همتا داشته باشيد که مشتريان شما نتوانند آن را در جايي ديگر بيابند، خود را از رقباي‌تان متمايز ساخته‌ايد. البته لازم نيست همه‌ي محصولات‌تان از اين نوع باشند؛ اما داشتن يک يا دو نوع محصول متمايز براي کسب و کار شما مفيد خواهد بود. روي پيامي که به مشتريان‌تان مي‌دهيد تمرکز کنيد تا به آن‌ها نشان دهيد واقعا چه چيزي محصولات شما را متمايز مي‌کند.

2- یک بازار گوشه‌ای (Niche Market) ایجاد کنید: فروشگاه‌هاي تخصصي به شما کمک مي‌کنند تا متمايز شويد؛ چرا که مشتريان‌تان متوجه خواهند شد که شما تنها يک کار را به بهترين شکل ممکن نجام مي‌دهيد. بازارهاي گوشه‌اي اغلب اوقات با قيمت‌هاي بالاتر همراه‌اند و در نتيجه باعث افزايش سودآوري شما هم مي‌شوند. اغلب افراد دوست دارند اندکی پول بيش‌تری بپردازند تا دقيقا همان چيزي را دريافت کنند که مي‌خواهند.

3- خودتان راه‌حل باشيد: آيا مشتريان شما مسئله‌اي دارند؟ به آن‌ها بگوييد که چگونه مي‌توانيد اين مسئله را حل کنيد. مطمئن شويد که هر آن‌چيزي را که باعث تمايز شما مي‌شود را در تبليغات‌تان گنجانده‌اید تا مشتريان بالقو‌ه‌تان متوجه آن‌ها شوند. بر ارزش‌‌هاي پيشنهادي‌تان به مشتري متمرکز شويد و مشتریان‌تان را نسبت به ارزش‌مند بودن آن‌ها متقاعد سازيد.

4- نيازي را کشف کنيد: اگر راه‌حلي نداريد که شما را از رقبا متمايز کند، نيازي را بيابيد که مي‌توانيد به آن پاسخ مناسبي بدهيد. سپس بازار رقابت‌تان را بررسي کنيد: آيا به اين نياز پاسخي داده شده است؟ اگر نه، شايد شما بتوانيد راه‌حلي براي آن بيابيد!

5- محصولات ترويجي: به مشتريان‌تان هداياي تشکرآميز کوچک اهدا کنيد. به آن‌ها چيزي بدهيد که از آن استفاده کنند و بدين ترتيب با نام و نشان کسب و کار شما آشنا شوند. نوشت‌افزار و دفترچه‌هاي هدیه اغلب، هدايايي دلچسب و مناسب‌اند. زماني که کسب و کارتان در مراسمي شرکت دارد، لباس‌هايي با نشان شرکت خودتان تهيه کنيد و در اختيار مردم بگذاريد. اگر برنامه در فضاي باز برگزار مي‌شود، از عينک آفتابي يا ليوان‌هاي چای با طراحي زيبا استفاده کنيد. مردم غنيمت‌هاي رايگان را دوست دارند و اين، روشي عالي براي ترفيع جايگاه نشان تجاري شماست.

6- ارزش: آيا ترجيح مي‌دهيد در برابر هزينه‌ي ثابت، چيز بيش‌تري به مشتريان‌تان ارائه کنيد؟ تا وقتي اين موضوع را به مشتريان‌تان نگوييد، آن‌ها از این ارزش افزوده‌ی محصول یا خدمت شما باخبر نخواهند بود. کارزار تبليغاتي را راه بياندازيد که به مشتريان‌تان در مورد طولاني‌تر بودن ضمانت محصول توسط شما، استفاده‌ي شما از مواد اوليه‌‌ی مرغوب يا سرعت تحويل بالاي سفارش‌ها اطلاعاتي بدهد. کشف کنيد شما دقيقا چه ارزشي را براي مشتریان‌تان به ارمغان مي‌آوريد. اين کار باعث مي‌شود تا کسب و کار شما از هر رقيب ديگري متمايز شود و بدين ترتيب مشتريان فراواني را به خود جلب کند.

7- خدمات: آوازه‌ي سرويس‌دهي عالي به مشتريان، دهان به دهان ميان دوستان و آشنايان مي‌گردد. با مشتريان‌تان به‌درستي رفتار کنيد تا آن‌ها هم به اطرافيان‌شان بگويند که به‌سراغ شما بيايند. اين کار خيلي زود به درآمد و فروش بيش‌تر خواهد انجاميد.

8- پيشنهادات: اغلب انسان‌ها دوست دارند در مخارج‌شان صرفه‌جويي کنند؛ بنابراين به آن‌ها تخفيفات مختلفي پيشنهاد کنيد. مي‌توانید يک کوپن تخفيف را روي رسيد خريدشان بچسبانيد يا از ايميل يا سايت‌تان جهت ارسال کوپن‌هاي تخفيف براي مشتريان‌تان استفاده کنيد. هر چقدر پيشنهاد تخفيف شما خاص‌تر باشد، به‌يادماندني‌تر و مؤثرتر خواهد بود. مثلا: به‌جاي ارائه‌ي يک واحد محصول به‌ازاي 10 بار خريد، همين کار را براي تعداد خريدي با عدد فرد مثلا 9 بار انجام دهيد. درصد تخفيف مشخصی را براي خريداراني در نظر بگيريد که به فروشگاه شما مراجعه مي‌کنند و جمله‌اي را که در محل مشخصي از سايت‌تان نوشته شده است، براي شما تکرار مي‌کنند.

9- گارانتي: اگر کارتان را تضمين مي‌کنيد، لازم است با قدرت تمام اين موضوع را به مشتريان‌تان اعلام کنيد تا آن‌ها از سپردن کسب و کارشان به‌دست شما احساس آرامش کنند. شرايط گارانتي را از طريق چاپ روي صورت‌حساب يا ساير مستندات قابل ارائه به مشتريان جاري يا بالقوه‌تان اطلاع‌رساني کنيد.

10- به همه بگوييد که شما متفاوتيد: پس از اين‌که يکي يا چند راه از ميان راه‌هاي ارائه شده در اين مقاله را براي متمايز ساختن کسب و کارتان انتخاب کرديد، لازم است اين موضوع را به مشتريان‌تان اعلام کنيد. از اين روش‌هاي متمايزسازي در برنامه‌هاي بازاريابي و تبليغات‌تان استفاده کنيد تا مشتريان‌ احتمالي نيز شرکت شما را بيش‌تر بشناسند و از اين‌که چگونه کمک‌شان خواهيد کرد درک عميق‌تري کسب کنند.

متمايز ساختن خود از رقباي‌تان ارتباط نزديکي با برند شما دارد. برند شما، شخصيت خاص کسب و کار شما است و لازم است بازتابنده‌ي اين باشد که ماهيت کسب و کار شما چيست و چگونه کار مي‌کند. زماني که مشتريان‌تان درک کنند که شرکت شما در چه چيزهايي از ديگر متفاوت است، احتمال بيش‌تري مي‌رود که پول‌شان را در بار بعدي که قصد خريد محصول يا خدمتي داشته باشند، براي شما خرج کنند!

درس‌هايي از شرکت سافت‌تک

پارسال پست مهماني با عنوان “درس‌هایی از شرکت Infosys” براي وبلاگ امير مهراني نوشته بودم که به بررسي علل موفقيت شرکت اينفوسيس هند مي‌پرداخت. شرکت اينفوسيس يکي از بزرگ‌ترين مشاوران مديريت آي‌تي در جهان است. نکته‌ي کليدي در آن پست اين بود که اينفوسيس به‌عنوان يک شرکت هندي چطور توانسته در بازار فناوري سطح جهاني ـ و به‌ويژه آمريکا ـ خودش را مطرح کند.

چند روز پيش مصاحبه‌‌اي خواندم از بني لوپز مدير ارشد جهاني‌سازي (Chief Globalization Officer!)‌ شرکت مکزيکي سافت‌تک. شرکتي با قدمتي 29 ساله (تأسيس 1982) که ارايه‌کننده‌ي راه‌حل‌هاي فرايندي مبتني فناوري اطلاعات در سطح جهاني است. اين شرکت بيش از 6000 نفر پرسنل دارد که در 30 دفتر اين شرکت در نقاط مختلف آمريکاي شمالي، آمريکاي لاتين، اروپا و آسيا مشغول به‌کارند. سافت‌تک 9 مرکز خدمات جهاني در مکزيک، چين، برزيل، آرژانتين و اسپانيا دارد.

خدمات سافت‌تک را در شکل زير مشاهده مي‌کنيد:

در مصاحبه‌اي که بالاتر به آن اشاره کردم، آقاي لوپز به برخي استراتژي‌هاي اين شرکت براي رقابت در بازار جهاني اشاره مي‌کند. بد نيست نگاهي بندازيم به آن‌ها:

1- استراتژي ورود به بازار: سافت‌تک در بازاري ـ برون‌سپاري فرايندها در آمريکا ـ فعاليت‌ مي‌کند که هندي‌ها با قيمت‌هاي پايين‌شان به‌شدت آن را در اختيار گرفته‌اند. يعني استراتژي “ره‌بري هزينه‌ي” پورتر غيرقابل دست‌يابي است و در نتيجه بايد لزوما روي استراتژي “تمايز” تمرکز کرد. سافت‌تک چطور بايد اين کار را مي‌کرد؟ آن‌ها براي اين کار اصطلاحي را ابداع کردند به‌نام “برون‌سپاري به نزديک” (Near-Shoring.) آن‌ها روي صنايعي تمرکز کردند که در آن‌ها برون‌سپاري فرايندها و ارايه‌ي راه‌حل‌هاي آي‌تي مستلزم همکاري نزديک ميان بنگاه مشتري خدمات با بنگاه تأمين‌کننده‌ي خدمات بود. مکزيک از لحاظ جغرافيايي به آمريکا چسبيده؛ بنابراين در هر زمان امکان برگزاري جلسات رو در رو يا بازديد از محل شرکت براي مشتري وجود دارد. در هر حال منظور اين است که مهم است استراتژي ورود به بازارتان را درست انتخاب کنيد.

2- ارزش افزوده براي مشتريان، مزيت رقابتي سافت‌تک: استراتژي رقابت ـ يا در واقع مزيت رقابتي ـ سافت‌تک داشتن تخصص در سطح جهان با مهارت بومي‌سازي و نگاه محلي به مسائل است:

  • توليد راه‌حل‌ها، خدمات و فرايندهاي اين شرکت کاملا متمرکزند.
  • دفاتر اين شرکت در نقاط مختلف جهان، راه‌حل‌هاي سطح جهاني را با توجه به شرايط و ويژگي‌هاي خاص هر کشور / منطقه و براي مسائل يک مشتري خاص بازطراحي و سفارشي‌سازي مي‌کنند.

سافت‌تک با اين رويکرد مدعي است مي‌تواند در بازارهاي محلي با شرکت‌هاي معظمي مثل IBM رقابت کند. بنابراين مهم است معلوم باشد شرکت شما چه ارزش افزوده‌اي براي مشتري در قياس با ديگران توليد مي‌کند. اين ساده‌ترين تعريف مزيت رقابتي است!

3- ارزش‌آفريني براي کل بازار، استراتژي توسعه‌ي خدمات سافت‌تک: مدل خدماتي سافت‌تک بسيار جالب است. آن‌ها در صنايع مختلف خدمات خود را ارايه مي‌دهند؛ اما واحدهاي خدماتي آن به‌صورت کارکردي و تخصصي طراحي شده‌اند. علت چيست؟ وقتي يک واحد تخصصي به‌ صنايع مختلف خدمات خود را ارايه مي‌کند، مي‌تواند نيازها و مشکلاتي را که در يک صنعت مشاهده کرده و براي‌شان راه‌حل ارايه داده را به‌عنوان خدمات جديد به صنايع ديگر هم ارايه کند! (با توجه به گستره‌ي جهاني عمليات شرکت، واقعا راه‌کار هوش‌مندانه‌اي است!) اما در عين حال در سافت‌تک براي انتقال تجارب بين واحدهاي تخصصي مختلف هم مکانيسم‌هاي طراحي شده است. به‌ اين ترتيب در صورت امکان براي نيازها / مشکلات شناسايي شده در هر بخش تخصصي، راه‌حل‌هاي جامع فرابخشي طراحي مي‌شود. بنابراين حواس‌تان باشد توسعه‌ي محصولات / خدمات شرکت هم به استراتژي و فرايندهاي خاص خودش نياز دارد.

4- کشف ارزش افزوده‌ي هر بخش براي شرکت: آقاي لوپز در جاي جاي مصاحبه بارها بر کشف کردن ارزش افزوده‌‌اي که هر بخش از شرکت (در واقع هر يک از دفاتر اين شرکت در کشورهاي مختلف) مي‌تواند توليد کند، تأکيد دارد. منظور اين است که مثلا برزيلي‌‌ها و مکزيکي‌ها هر يک در ارايه‌ي چه خدماتي مهارت دارند. البته اين در سطح يک شرکت جهاني است؛ اما در سطح هر شرکت يا سازماني کشف اين‌که هر بخش در چه کاري مهارت بيش‌تري دارد، مي‌تواند براي سازمان‌دهي شرکت و فرايندها و خدمات‌اش بسيار مفيد باشد.

5- درک عميق شرايط خاص محيط کسب و کار هر کشور: آقاي لوپز مثال‌هايي از شرايط محيط پيراموني کسب و کار شرکت سافت‌تک (مثلا قوانين و مقررات صادرات خدمات) در کشورهاي مکزيک و برزيل مي‌‌آورد. در هر صورت هر شرکت براي موفقيت، بايد درک عميقي از آن‌چه در واقعيت اتفاق مي‌افتد (و نه لزوما آن‌چه ظاهرا به‌نظر مي‌رسد!) داشته باشد.

6- کشف و مديريت ريسک‌هاي کسب و کار و ريسک‌هاي فناوري براي موفقيت حياتي است: فکر اين يکي از همه براي ما ملموس‌تر باشد؛ چون هر روز در زندگي فردي‌مان داريم تجربه‌اش مي‌کنيم!

به‌نظرم رويکردهاي مديريتي سافت‌تک در شرايط امروزي ايران، دست‌يافتني‌تر و ملموس‌ترند تا درس‌هاي اينفوسيس!