روش‌هاي محاسبه‌ي قيمت پروژه‌های مشاوره‌ی مدیریت

يکي از مشکلات اساسي در پروژه‌هاي مشاوره به‌دليل ماهيت نسبتا غيرملموس آن‌ها، روش محاسبه‌ي هزينه‌ي اين پروژه‌ها است. دستاورد پروژه‌هاي مشاوره‌ي مديريت، عموما از نوع نرم‌افزاري و فکرافزاري است و در نتيجه، نمي‌توان از روش‌هاي معمول محاسبه‌ي قيمت تمام شده براي برآورد هزينه‌ي آن‌ها استفاده کرد. هم‌چنين لازم است ارزش بالاي دانش تخصصي که مشاور در طول دوره‌ي فعاليت خود به‌دست آورده و آن را در قالب فعاليت‌هاي پروژه به کارفرما منتقل مي‌کند نيز بايد به‌نوعي در محاسبه‌ي هزينه‌ي پروژه در نظر گرفته شود. در اين بخش به‌صورت مختصر به روش‌هاي محاسبه‌ي قيمت پروژه‌هاي مشاوره اشاره مي‌شود. گفتني است که برخي از اين روش‌ها در حال حاضر در ايران معمول‌اند و برخي از آن‌ها نيز نسبتا جديدند و استفاده از ‌آن‌ها به مشاورين و کارفرمايان پيشنهاد مي‌شود.

به‌صورت کلي ساختار هزينه‌اي خدمات مشاور در حالت کلي مي‌تواند به يکي از اشکال زير باشد:

  • دريافت هزينه براساس کارکرد ساعتي يا مبتني بر زمان: اين روش پرکاربردترين شکل محاسبه‌ي هزينه‌هاي مشاوره است. در اين حالت هزينه‌ي کلي خدمات عبارت است از حاصل‌ضرب دستمزد ساعتي / زماني (مثلا روزانه يا ماهانه‌ي) نيروي انساني درگير در پروژه در تعداد ساعات / ميزان زمان برآورد شده براي انجام پروژه. به‌علاوه‌ي هزينه‌هاي سربار مشاور (مثل هزينه‌ها‌ي بيمه و ماليات، رفت و آمد و …)؛
  • دريافت هزينه‌ي ثابت: در اين روش يک مبلغ کلي براي ارايه‌ي خدمات مشاوره و فارغ از ميزان ساعات صرف شده براي انجام پروژه در نظر گرفته مي‌شود.
  • دريافت سرجمع هزينه‌ها: اين روش ترکيب دو روش هزينه براساس زمان و هزينه‌ي ثابت است. در اين حالت مشتري براساس کارکرد زماني هزينه‌ها را پرداخت مي‌کند؛ اما کل هزينه‌ها نمي‌تواند از يک مبلغ کلي بالاتر رود. اين روش براي اعتمادسازي نزد مشتريان و هم‌چنين صرفه‌جويي در هزينه‌هاي مشتري به‌کار مي‌رود.
  • دريافت هزينه‌ها به‌صورت مشروط: در اين روش مشاور هزينه‌ي خدمات مشاوره را در صورت موفق بودن پروژه يا ارايه‌ي نتايج مورد انتظار از مشتري دريافت مي‌کند. اين روش در مشاوره‌ي تأمين سرمايه‌ به‌کار مي‌رود.
  • هزينه‌ي نگهداشت مشاور: در اين روش مشتري يک هزينه‌ي کلي را براي آماده نگه‌ داشتن مشاور براي ارايه‌ي خدمات پرداخت مي‌کند. اين هزينه بدون توجه به استفاده‌ يا عدم استفاده‌ي مشتري از خدمات پرداخت مي‌شود. اين روش زماني به‌کار مي‌رود که مشاور بخواهد گروهي از خدمات را براساس هزينه‌ي ثابت در يک دوره‌ي زماني مشخص به مشتري ارايه کند.
  • دريافت سهام: در اين روش مشاور در ازاي ارايه‌ي خدمات مشاور در کسب و کار مشتري شريک مي‌شود. اين روش عموما در ارايه‌ي مشاوره به بنگاه‌هاي تازه تأسيس يا در حال سقوط به‌کار مي‌رود و باعث ايجاد روابط درازمدت ميان دو بنگاه مي‌شود.
  • پرداخت با تأخير: وقتي مشتري نقدينگي لازم را براي پرداخت هزينه‌هاي پروژه نداشته باشد از اين روش استفاده مي‌شود. در اين روش پس از يک دوره‌ي زماني مشخص مشتري بايد هزينه‌ها را به‌علاوه‌ي سود آن‌ها (براساس نرخ بهره‌ي بازار در زمان مذاکره يا نرخ بهره‌ي روز بانکي) پرداخت نمايد.
  • هزينه‌ي وفاداري: اين روش وقتي استفاده مي‌شود که مشاور گروهي از خدمات مشخص‌نشده از قبل را در طي يک دوره‌ي زماني به مشتري ارايه مي‌کند. در اين روش به‌عنوان مثال يک تا سه درصد از فروش خالص در يک بازه‌ي زماني سه تا پنج ساله بنگاه مشتري به مشاور پرداخت مي‌شود.

در هر حال نقش تجربه و بهینه‌کاوی و مهم‌تر از آن استراتژی مشاور برای همکاری با کارفرما را نباید هرگز فراموش کرد. قیمت انجام پروژه خروجی نظر کارشناسی مشاور است و نه لزوما نتیجه‌ی فرمول‌های محاسباتی. در مورد استراتژی‌های قیمت‌دهی مشاوران مدیریت در آینده‌ی نزدیک خواهم نوشت.

پ.ن. اگر کمی دقت کنید می‌بینید که عموم مشاوران و آزادکاران (فریلنسرها) هم می‌توانند از این روش‌ها برای محاسبه‌ی قیمت پروژه‌های خود استفاده کنند.

برقراري روابط اثربخش با مشتريان صنعت مشاوره (بخش سوم)

بعد از تعريف روابط با مشتريان در صنعت مشاوره و بررسي دو نوع از روابط ميان مشاوران و مشتريان‌شان، در بخش پاياني مقاله نوع سوم روابط را بررسي مي‌كنيم.

روابط مبتني بر اعتماد

همکاري متقابل و به‌اشتراک‌گذاري دانش “اعتماد” را ايجاد مي‌کنند. اعتماد مشتري به مشاور مهم‌ترين و حياتي‌ترين عامل مؤثر بر موفقيت روابط ميان مشتري و مشاور است. تا زماني که اعتماد ايجاد نشود، دامنه‌ي مسائلي که براي حل به مشاور داده مي‌شود و هم‌چنين ميزان همکاري باو کاملا محدود خواهد بود. به‌صورت کلي فرايند مشاوره بايد با “روابط مبتني بر خدمات پيشنهادي مشاور” آغاز شود، با “روابط مبتني بر نياز مشتري” ادامه يابد و سرانجام به “روابط مبتني بر اعتماد متقابل” بيانجامد. جلب اعتماد مشتري در مراحل ابتدايي پروژه نه ممکن و نه منطقي است. اعتماد بايد به‌تدريج جلب شود و اين بدان معناست که مشتري بايد متقاعد شود که مشاور شايسته‌ي اعتماد است و به اين اعتماد خيانت نمي‌کند. به اين نکته توجه کنيد که اعتماد کردن به يک مشاور براي يک مشتري در عين حال يک ريسک شخصي نيز محسوب مي‌شود.

بنابراين تلاش براي جلب اعتماد مديران سازمان مشتري اگر چه بسيار مشکل است؛ اما به امتحان کردن‌اش مي‌ارزد. جلب اعتماد باعث ناپديد شدن بسياري از محدوديت‌هاي پيشين و البته بهبود اثربخشي روابط همکاري و انتقال دانش مي‌شود.

مشاوران امين عموما ويژگي‌هاي زير را دارند:

  • بر روي مشتري تمرکز مي‌کنند نه خودشان (با خوب گوش دادن به حرف‌هاي مشتري بدون پيش‌قضاوت، هدايت مشتري بدون سخن گفتن، با نگاه به مشتري به‌عنوان يک همسفر و البته با کنار گذاشتن تمايلات شخصي خود.)
  • بر شخصيت فردي مشتري تمرکز مي‌کنند و نه پست سازماني او.
  • معتقدند که تمرکز بر فرايند شناخت و حل مسئله، مهم‌تر از داشتن دانش فني و تخصصي است.
  • به‌صورت خودجوش به‌ افزايش توان رقابتي مشتري و بهبود ارايه‌ي خدمات به او تمايل دارند.
  • هميشه بر برداشتن درست گام بعدي تمرکز دارند و نه نتايجي که انتظار مي‌رود که بايد به‌دست آيند.
  • متدولوژي‌ها، مدل‌ها، تکنيک‌ها و فرايندها را ابزاري براي رسيدن به يک هدف غايي مشخص مي‌دانند. بنابراين اگر آن‌ها براي اين منظور به‌کار آيند مفيدند. اثربخشي آن‌ها براي مشتري اهميت دارد. در غير اين صورت کنار گذاشته مي‌شوند.
  • باور دارند که موفقيت در روابط با مشتري وابستگي تامّي به کيفيت تجربه‌ي مشتري دارد. بنابراين با مشتري در تماس هستند و به مشتريان کمک مي‌کنند تا تصميم مي‌گيرند؛ نه اين‌که به‌جاي آن‌ها تصميم بگيرند.
  • معتقدند که فروش و خدمت‌دهي هر دو جنبه‌هاي مختلفي از حرفه‌اي بودن هستند. ماهيت وجودي آن‌ها کمک به مشتري براي حل مسائل‌اش است.

قراردادهاي پروژه‌هاي مشاوره‌ي مديريت

پس از موفقيت در فرايند انتخاب مشاور و پيش از شروع پروژه، لازم است از نظر حقوقي بين طرفين قرارداد اجراي پروژه منعقد شود. اين قرارداد، مبنايي را براي همکاري بين طرفين قرارداد فراهم مي‌آورد و نيازها، انتظارات و منافع طرفين قرارداد و روش‌هاي احتمالي تغيير يا اصلاح آن‌ها در طول زمان قرارداد را ارائه مي‌کند.

قرارداد مشاوره يک سند رسمي است و در نتيجه بايد با قوانين و مقررات جاري کشور کشور هماهنگي کامل داشته باشد. به‌همين دليل توصيه مي‌شود قراردادهاي مشاوره پيش از رسميت بخشي و امضا توسط طرفين، توسط مشاوران حقوقي مجرب طرفين که ترجيحا داراي تخصص در زمينه‌ي قراردادهاي مشاوره باشند، بازبيني، اصلاح و تأييد ‌شود.

قرارداد مشاوره علاوه بر کاربرد حقوقي، به‌عنوان مرجعي براي ايجاد ادراک مشترک از موضوع و محدوده‌ي پروژه ميان مشاور و مشتري به‌کار مي‌رود. در قرارداد پروژه حداقل فعاليت‌هاي مورد نياز براي اجراي پروژه همراه با محصولات و نتايج کليدي پروژه و زمان‌بندي انجام فعاليت‌ها مشخص مي‌شوند. بنابراين توجه به تدقيق کامل انتظارات و تعهدات فني و غيرفني طرفين در قرارداد براي تسهيل روند اجراي پروژه بسيار کليدي است.

يک قرارداد مشاوره شامل بخش‌هاي زير است:

  • طرفين قرارداد (مشتري و مشاور)؛
  • محدوده‌ي پروژه (اهداف، شرح کلي و فعاليت‌هاي لازم‌الاجرا)؛
  • زمان شروع و خاتمه؛
  • خروجي‌ها و دستاوردهاي پروژه (گزارش‌ها، مستندات، طرح‌ها، نمودارها و …) که بايد توسط مشاور به مشتري تحويل داده شوند؛
  • آورده‌هاي هر يک از طرفين پروژه؛
  • مسئوليت‌هاي هر يک از طرفين پروژه؛
  • شرايط هر يک از طرفين پروژه؛
  • هزينه‌هاي پروژه؛
  • شرايط و رويه‌ي پرداخت صورت‌حساب‌ها؛
  • مسئوليت‌‌هاي حرفه‌‌اي طرفين (محرمانگي، تعارض منافع و …)؛
  • شرايط کپي‌رايت؛
  • شرايط استفاده از پيمانکاران دست دوم؛
  • شرايط و روش بازنگري يا تغيير قرارداد؛
  • شرايط فسخ / خاتمه‌ي قرارداد از سوي هر يک از طرفين؛
  • روش حل اختلافات؛
  • امضاي طرفين و تاريخ.

قراردادهاي مشاوره داراي سه شکل کلي هستند:

الف ـ توافق شفاهي

اين شکل از قرارداد در حالتي که شرايط زير وجود داشته باشند، مناسب است:

  • مشتري و مشاور از نظر تجربه‌ي حرفه‌اي بالغ باشند؛
  • مشتري و مشاور يکديگر را به‌صورت کامل بشناسند و به همديگر اعتماد کامل داشته باشند؛
  • مشتري و مشاور با شرايط کسب و کار يکديگر آشنايي کامل داشته باشند؛
  • پروژه‌ي مورد نظر کوتاه‌مدت يا بسيار ساده باشد.

ب ـ توافق‌نامه

توافق‌نامه يک شکل بسيار معمول قراردادهاي مشاوره است. در بسياري کشورها، توافق‌نامه يک ابزار حقوقي مناسب با جزئيات متناسب با شرايط قراردادهاي مشاوره است. توافق‌نامه يک سند رسمي است که مشتري براي مشاور ارسال مي‌کند. اين نامه شامل اعلام پذيرفته شدن پروپوزال مشاور (با تغيير / بدون تغيير) و تعيين نقاط زماني شروع و پايان پروژه است. هر گونه تغييري در پروپوزال مشاور در اين نامه به‌صورت دقيق و روشن تشريح مي‌شود. اين سند توسط مشاور هم به‌عنوان تعهد وي به پذيرش شرايط انجام پروژه امضا مي‌شود و سپس يک نسخه از اين سند در اختيار هر يک از طرفين قرار مي‌گيرد.

ج ـ قرارداد مکتوب

قرارداد مکتوب مشاوره يک سند کاملا رسمي است که عموما توسط يک مرجع حقوقي تهيه مي‌شود. قرارداد مکتوب عموما وقتي استفاده مي‌شود که مشتري بخشي از يک سيستم بروکراتيک (مثلا دولت يا بنگاه‌هاي چندمليتي) باشد و يا يکي از شرايط زير وجود داشته باشد:

  • پروژه‌ي مورد نظر پروژه‌ي بسيار بزرگ يا پيچيده باشد؛
  • هزينه‌ي انجام پروژه بسيار زياد باشد؛
  • شرايط مالي يا غيرمالي طرفين بسيار گسترده باشند.

بدون توجه به نوع قرارداد مورد استفاده، قرارداد مشاوره بايد شرايط انجام پروژه و هم‌چنين شرايط فسخ يا اصلاح قرارداد را در بر داشته باشد.

بخش مالي قرارداد

يکي از مهم‌ترين بخش‌هاي قراردادهاي مشاوره، بخش مالي است که عموما حساسيت‌هاي زيادي را در طرفين قرارداد مشاوره برمي‌انگيزد. در اين بخش حق‌الزحمه ي مشاور براي انجام پروژه‌ مشاوره و روش پرداخت آن به‌صورت دقيق تعيين مي‌شود. بخش مالي قرارداد شامل زيربخش‌هاي زير است:

  • هزينه‌ي کلي انجام پروژه؛
  • تعهدات و شرايط مالي خاص طرفين قرارداد (از جمله شامل: مبلغ و روش ارائه‌ي ضمانت‌نامه‌‌ي حسن انجام کار توسط مشاور)؛
  • روش پرداخت (مبلغ پيش‌پرداخت، مبلغ پرداختي پس از پايان هر فاز از پروژه، مبلغ حسن انجام کار مشاور.)
  • روش محاسبه و دريافت جرايم تأخير از سوي طرفين؛
  • شيوه‌ و مسئوليت پرداخت کسورات قانوني (شامل: بيمه، ماليات و ماليات ارزش افزوده) مرتبط با موضوع قرارداد.

چه کارفرما هستید و چه مشاور مدیریت، آگاهی از ساختار قرارداد و اصول عقد قراردادهای مشاوره‌ی مدیریت می‌تواند برای شما مفید باشد.

پ.ن. این متن براساس تحقیقات و تجارب یک مشاور مدیریت به‌نگارش درآمده و هیچ‌گونه ادعایی از زاویه‌ی دید حقوقی در مورد موضوع قراردادهای مشاوره‌ی مدیریت ندارد.

برقراري روابط اثربخش با مشتريان صنعت مشاوره (بخش دوم)

در بخش اول اين مقاله توضيحات مقدماتي در مورد اهميت و چگونگي روابط مشاوران با مشتريان خود ارائه شد. گفتيم سه نوع روابط ميان مشاوران و مشتريان‌شان مي‌تواند وجود داشته باشد. در بخش دوم، دو نوع از روابط با مشتريان صنعت مشاوره را بررسي مي‌كنيم و نوع سوم را در بخش بعدي بررسي خواهيم كرد.

روابط همکاري متقابل

بدون روابط همکاري متقابل، هيچ مشاوره‌ي اثربخشي اتفاق تخواهد افتاد. بسياري از مشتريان اهميت مشارکت فعال در پروژه را درک نمي‌کنند. در اغلب موارد علت اين امر، سوء‌برداشت‌هاي مشتريان از مفهوم مشارکت فعال در طي فرايند اجراي پروژه‌ي مشاوره رخ دهند. برقراري روابط همکاري متقابل اثربخش نيازمند شناخت اين سؤء‌برداشت‌ها و تلاش براي رفع آن‌ها و ايجاد ذهنيت درست نسبت به مسئله‌ي مشارکت مشتري خدمات مشاوره در فرايند ارايه‌ي آن‌‌ها است.

اغلب مشتريان تصور مي‌‌کنند که با مشارکت فعال در پروژه، آن‌‌ها خود کاري را که مشاور براي انجام آن مبلغ قابل توجهي دريافت مي‌کند را انجام مي‌دهند. ضرب‌المثل معروفي هم در اين زمينه وجود دارد: “مشاور کسي که است ساعت شما را باز مي‌کند و بعد به شما مي‌گويد ساعت چند است. مشاور بايد براي چنين واکنشي از سوي مشتري آماده باشد. معمولا مي‌شود ميزان تمايل مشتري را به مشارکت و همکاري را در فاز شناخت وضع موجود و جمع‌آوري اطلاعات سنجيد. مقاومت مشتري در برابر مشاور در زمينه‌ي ارايه‌ي اطلاعات مورد نياز مشاور يک نشانه‌ي بارز از اين معضل است.

در هر حال اين مسئله موضوعي جدي در ارتباط ميان مشتري و مشاور و يکي از کليدي‌ترين عوامل مؤثر بر موفقيت يا شکست پروژه‌هاي مشاوره است. هيچ راه‌حل از پيش تعيين شده‌اي براي اين مسئله وجود ندارد. پيش از هر چيز مشاور بايد در مرحله‌ي مذاکرات اوليه‌ي پيش از از عقد قرارداد مشتري را در مورد فرايند پروژه‌ي مشاوره و لزوم همکاري کامل مشتري براي موفقيت اين فرايند توجيه کند. در طول زمان اجراي پروژه مشاور بايد براساس تجربيات گذشته‌ي خود و با در نظر گرفتن شرايط خاص مشتري، با بيان دلايل لزوم مشارکت فعال مشتري در پروژه،‌ منافع حاصل از مشارکت مشتري، توجيه مشتري در مورد نقش او در پروژه و البته تأکيد بر ضررهاي عدم مشارکت فعال از جانب مشتري، به‌صورت تدريجي تلاش کند تا مشتري را با خود همراه و او را به مشارکت هر چه بيش‌‌تر در پروژه تشويق نمايد. ضمن اين‌که در اين‌جا نبايد نقش ايجاد اعتماد نسبت به مشاور در مشتري را دست کم گرفت. هر چه اين اعتماد در زمان اجراي پروژه زودتر حاصل شود، احتمال موفقيت پروژه نيز بالاتر خواهد رفت.

روابط مبتني بر تبادل دانش تخصصي

يکي از دلايل اصلي به‌کارگيري مشاوران، انتقال دانش تخصصي به درون سازمان مشتري است؛ هر چند اين رابطه دو طرفه است و مشاور نيز با انجام پروژه براي مشتري، دانش تخصصي خود را عميق‌تر نموده و توسعه مي‌دهد. اما با وجود اهميت اين رابطه، در عمل در اغلب اوقات تنها به لزوم انتقال دانش تخصصي در متن قرارداد اشاره مي‌شود و در طول پروژه اتفاق خاصي رخ نمي‌دهد.

براي حل اين مشکل و برقراري ارتباط دانشي اثربخش، هر دو طرف مشتري و مشاور بايد در کنار هم براي توسعه‌ي دانش تخصصي مورد نياز براي حل مسئله‌ي موضوع پروژه گام به گام در کنار يکديگر پيش بروند. اين مسئله با ايجاد روابط مؤثر همکاري متقابل در ارتباط تنگاتنگ است و در نتيجه موفقيت در ايجاد اين نوع روابط، پيش‌نياز ايجاد روابط اثربخش جهت تبادل دانش تخصصي است. در عين حال آگاهي از فرايندها، روش‌ها و ابزارهاي خلق و انتقال دانش و پيش‌‌ران‌ها و عوامل اثرگذار بر آن‌ها در کنار تخصيص زمان و منابع کافي براي موفقيت در اين زمينه ضروري است.

(ادامه دارد …)

برقراري روابط اثربخش با مشتريان صنعت مشاوره (بخش اول)

براي موفقيت يک پروژه‌ي مشاوره لازم است تا مشاور، مشتري واقعي پروژه را پيدا کند و با او ارتباط مناسب و اثربخش برقرار کند و تلاش کند نيازهاي او را پاسخ بدهد. اما روابط ميان مشتري و مشاور شامل چه حوزه‌‌هايي هستند؟

روابط مشاور و مشتري عموما در حوزه‌هاي زير رخ مي‌دهند:

  • مذاکرات اوليه و آشنايي: اين همان مرحله‌اي است که به‌صورت مفصل در بخش قبل تشريح شد.
  • تنظيم و عقد قرارداد و برقراري ارتباط مؤثر: اين مرحل شامل مواردي هم‌چون: ارايه‌ي پيشنهاد فني (پروپوزال) و پيشنهاد قيمت توسط مشاور به مشتري و انجام مذاکرات تکميلي تا حصول توافق ميان طرفين و عقد قرارداد است.
  • تعيين مسائل با استفاده از تحليل‌‌هاي تشخيصي: اين مرحله شامل شناخت تفصيلي مسئله‌اي است که پروژه براي حل آن تعريف شده و سپس توسعه‌‌ي راه‌حل براي آن است.
  • هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي براي اقدامات اجرايي: در اين مرحله اقدامات اجرايي لازم براي پياده‌سازي راه‌حل تدوين شده تعيين و براي اجراي آن‌ها برنامه‌ريزي مي‌شود.
  • انجام اقدامات اجرايي و دريافت بازخورد: در اين مرحله به‌صورت انتخابي و در صورت درخواست مشتري، مشاور به مشتري در پياده‌سازي راه‌حل پيشنهادي کمک مي‌کند و براساس نتايج به‌‌دست آمده راه‌حل پيشنهادي يا اقدامات اجرايي تدوين شده را اصلاح مي‌کند.
  • به‌پايان رساندن قرارداد: در اين مرحله پس از انجام کليه‌ي تعهدات طرفين و توافق نهايي در مورد پايان پروژه، قرارداد به پايان مي‌رسد.

در هر يک از مراحل مذکور روابط مشاور و مشتري از نظر شکلي و محتوايي مي‌توانند به دسته‌بندي‌هاي مشخصي تقسيم شوند. برقراري اثربخش هر يک از اين نوع روابط، ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. انواع روابط مشتري ـ مشاور عبارتند از:

  • همكاري متقابل؛
  • تبادل دانش تخصصي؛
  • مبتني بر اعتماد.

مورد اول و دوم در بخش دوم مقاله و مورد سوم در بخش سوم مقاله در هفته‌هاي آتي ارائه مي‌شوند.

(ادامه دارد …)

خلاصه‌ي تاريخ مشاوره‌ي مديريت

اشاره: از همان روزهاي اول راه‌اندازي گزاره‌ها بخش مشاوره‌ي مديريت به‌دليل علائق شخصي و تخصصي من، يكي از بخش‌هاي اصلي اين‌جا بود. بيش از يك سال است به‌دليل مسائل مختلفي كه شرح آن‌ها از حوصله‌ي اين‌جا خارج است، انتشار پست‌هايي در اين زمينه متوقف شده بود. اما با توجه به نيازي كه هم‌چنان به‌ محتوا در اين حوزه وجود دارد و با در نظر داشتن حجم بالايي از محتواي تخصصي در اين حوزه كه قبلا براي چندين پروژه‌ي پژوهشي تدوين كرده‌ام، از اين هفته مجددا بخش مشاوره‌ي مديريت در گزاره‌ها شب‌هاي سه‌شنبه‌ كليد مي‌خورد. در اين بخش تلاش مي‌كنم مطالبي متنوع و جذاب و البته كاربردي منتشر كنم. سعي خواهم كرد در اين مطالب به تخصص‌م تحليل كسب و كار نيز كه اين روزها هم‌چنان از نظر محتواي فارسي بسيار مظلوم است نيز بپردازم.

فكر كردم شايد بد نباشد اين مجموعه مطالب را با تاريخ‌چه‌ي مختصر مشاوره‌ي مديريت آغاز كنيم:

يک مرور مختصر بر تاريخچه‌ي مشاوره‌ي مديريت باعث مي‌شود تا درک بهتري نسبت به ماهيت اين صنعت و روندي را که براي توسعه تا امروز طي کرده، به‌دست بيايد. ريشه‌هاي اوليه‌ي پديده‌‌اي به‌نام مشاوره‌ي مديريت به زمان انقلاب صنعتي باز مي‌گردد. زماني که ابداع “کارخانه‌ي مدرن” و تحولات اجتماعي و نهادي پديد آمده در سازمان، توسعه و بهبود زندگي بشر در دنياي مدرن را پايه گذاشت. مشاوره‌ي مديريت هم از زماني که عام‌سازي و سازماندهي تجارب مديريتي براي دانشمندان و علاقه‌مندان اين حوزه از علوم بشري امکان‌پذير شد، به‌وجود آمد. در واقع در روزهاي آغازين پديد آمدن علم مديريت، هدف پيشگامان اين علم کشف و تشريح و اعمال روش‌ها و اصولي بود که مي‌توانستند در همه‌ي سازمان‌ها و موقعيت‌ها به‌کار گرفته شوند. در مقابل کارآفرينان و صاحبان صنايع نيز مشتاقانه به‌دنبال روش‌ها و رويکردهاي نويني مي‌گشتند که بتوانند بهره‌وري کارگاه و کارخانه و نيروي کار خود را افزايش دهند. بدين ترتيب با پيوند نيازها و علايق اين دو گروه، مشاوره‌ي مديريت متولد شد.

جدول زير به‌صورت خلاصه روندهاي تاريخي توسعه‌ي صنعت مشاوره‌ي مديريت را نمايش مي‌دهد:

عوامل مؤثر بر موفقيت بنگاه‌هاي مشاوره در صنعت مشاوره (1)

صنعت مشاوره نيز مانند همه‌ي صنايع ديگر شامل مجموعه‌اي از بنگاه‌ها است که تلاش مي‌کنند تا در رقابت با يکديگر، سهم بيش‌تري از بازار و پروژ‌ه‌هاي موجود در آن را به‌دست بياورند. علاوه بر بنگاه‌هاي موجود به‌دليل جذابيت‌هاي ذاتي صنعت مشاوره هر ساله بنگاه‌هاي بسيار ديگري نيز وارد اين صنعت مي‌شوند. اما با وجود اين رقابت شديد، بخش اعظمي از بازار صنعت مشاوره در اختيار چند بنگاه‌ محدود قرار مي‌گيرد و بسياري از بنگاه‌هاي تازه‌وارد نيز عملا با شکست در رقابت با بازي‌گران برتر بازار، مجبور به ترک صحنه مي‌شوند. چه چيزي باعث برتري بنگاه‌هاي برتر در برابر ديگران مي‌شود؟ چرا برخي از بنگاه‌‌هاي مشاور تا اين حد موفق‌اند؟ چه چيزي باعث برنده شدن آن‌ها در رقابت با ديگران مي‌شود؟

پيش از پاسخ‌گويي به اين پرسش‌ها بايد توجه شود که صنعت مشاوره، يک کسب و کار پروژه ـ محور است. بنابراين عوامل موفقيت بنگاه‌هاي مشاور نيز با اجراي موفق پروژه‌ها داراي ارتباطي نزديک هستند. با توجه به این نکته‌ی کلیدی در اين پست 5 عامل کليدي موفقيت بنگاه‌هاي مشاور در صنعت مشاوره بررسي مي‌شوند و در پست هفته‌ی آینده هم 5 عامل دیگر بررسی می‌شوند.

تدارکات پروژه

آغاز مناسب پروژه از همان ابتدا براي موفقيت در اجراي پروژه‌ها مهم است. شکست در جذب نيروي انساني مناسب براي اجراي پروژه‌، وادار کردن مشتري به انجام تعهدات خود و درست جا انداختن پروژه در سازمان کارفرما شکست در اجراي پروژه را کليد مي‌زند. مشاوران موفق مي‌دانند که موفقيت در بلندمدت وابستگي تامي به درست برداشتن گام‌هاي ابتدايي دارد.

تيم‌سازي و کار تيمي

درک پويايي‌هاي تيمي ـ شامل شکل‌دهي و توسعه‌ي تيم‌ها و اين‌که چگونه مي‌توان به‌سرعت آن‌ها را به بالاترين سطح عملکرد رساند ـ يکي از نشانه‌هاي يک مشاور مديريت موفق است. داشتن يک مدير پروژه‌ي خوب ـ کسي که مسئول ايجاد احترام و درک متقابل ميان مشاور و کارفرما است ـ براي موفقيت يک پروژه حياتي است. شفافيت در مورد نقش و وظايف هر يک از دو طرف مي‌تواند باعث شود تا طرفين پروژه درکي يکسان نسبت به وضعيت پروژه پيدا کنند.

روابط بين‌فردي

ايجاد مداوم روابط جديد با کساني که درون بنگاه مشاور نيستند (مشتريان کنوني و بالقوه، همکاران، اساتيد دانشگاه و پژوهش‌‌گران و …)، يکي از کليدي‌ترين عوامل موفقيت يک بنگاه مشاوره است. مشاوران خوب روابط نزديک را در همان گام‌هاي ابتدايي ايجاد مي‌کنند، باعث جلب احترام طرف مقابل مي‌شوند، هميشه به‌دنبال متقاعد کردن ديگران هستند و اعتماد ايجاد مي‌کنند.

توانايي‌ کشف و حل مسائل

هر پروژه‌ي مشاوره در واقع تلاشي است براي حل يک مسئله‌ي مديريتي يا سازماني مشتري. بنابراين مشاوراني موفق هستند که بتوانند مسائل کارفرما را به‌درستي تشخيص دهند و پس از تحليل و ريشه‌يابي دقيق مسائل کشف شده، راه‌حل‌هاي مناسب، کاربردي و اثربخشي را متناسب با شرايط سازمان مشتري براي حل آن‌ها پيشنهاد دهند. مهارت کشف و حل مسئله براساس ويژگي‌هاي خاص هر مشتري، يکي از مزيت‌هاي رقابتي مشاوران در دنياي امروز است.

انتقال دانش

اين روزها يکي از مهم‌ترين دلايل استخدام مشاوران، انتقال دانش تخصصي آن‌ها به‌درون سازمان مشتري است. روزهايي که مشاوران مي‌توانستند با ارايه‌ي محدود منابع دانشي و مهارت‌هاي تخصصي خود به کارفرما، او را وادار به تعريف پروژه‌هاي بسيار کنند سپري شده است. امروزه مشتريان انتظار دارند تا دانش، تجربيات تخصصي و محصولات پروژه به‌عنوان دارايي‌هاي ناملموس مشتري در هر گام توسط مشاور در اختيارشان قرار بگيرد. مشاوران موفق نه تنها دانش تخصصي را به مشتريان منتقل مي‌کنند؛ بلکه روشي را توسعه مي‌دهند و پياده‌سازي مي‌کنند که به‌کمک آن مديران و کارکنان سازمان مشتري بتوانند از مزاياي دانش تخصصي انتقال يافته در آينده نيز به بهترين شکل ممکن بهره‌برداري کنند.

پ.ن. این پست، برگرفته است از نتایج پروژه‌ی پژوهشی با عنوان “مشاوره‌ی مدیریت در جهان” که در تابستان سال 1390 به‌سفارش سازمان مدیریت صنعتی انجام دادم. مقاله‌ای با همین عنوان در شماره‌ی 251 ماه‌نامه‌ی تدبیر به‌قلم من منتشر شده است.

6 پيش‌بيني براي بازار مشاوره در سال 2011

دنبال کردن اخبار بازار مشاوره‌ي مديريت در سطح جهان براي من جذابيت بسياري دارد. بعدتر در پستي مستقل به منابع خبري که مي‌توانيد از آن‌ها اين اخبار را دنبال کنيد اشاره خواهم کرد. در اين پست به 6 پيش‌بيني در مورد وضعيت بازار مشاوره در سال 2011 مي‌پردازيم:

  1. درخواست خدمات مشاوره از سوي بخش خصوصي به سودآوري آن‌ها بستگي دارد (البته جز در مواردي که قرار است بازسازماندهي يا بازمهندسي سازمان اتفاق بيفتد.) با خروج نسبي اقتصاد جهان از رکود در سال 2011، پيش‌بيني مي‌شود که حجم پروژه‌هاي مشاوره‌ براي بخش خصوصي افزايش يابد. البته صنايع زير احتمالا اوضاع به‌تري در اين زمينه خواهند داشت: انرژي و خدمات عمومي (Utilities)، کارخانه‌هاي توليدي، شرکت‌هاي مخابراتي، رسانه‌ها و شرکت‌هاي سرگرمي‌ساز و احتمالا خرده‌فروشي‌ها.
  2. هر چند در بازار داغ سياست، پروژه‌هاي مشاوره پول ـ تلف‌کن (!) محسوب مي‌شوند؛ اما پروژه‌هاي تغيير ساختار بخش دولتي يا کاهش‌دهنده‌ي هزينه‌ها اين روزها براي بخش دولتي از هر زماني واجب‌ترند. بنابراين حجم پروژه‌ها در حوزه‌ي دولت و بخش عمومي هم افزايش خواهند يافت؛ البته فقط حجم‌اش نه پول‌اش!
  3. پيش‌بيني مي‌شود که درآمد کلي صنعت مشاوره بين 5 تا 6 درصد افزايش يابد.
  4. فشارها براي کاهش هزينه‌هاي مشاوره هم‌چنان ادامه خواهند يافت؛ هر چند کم‌تر از پارسال. احتمالا تنها در حوزه‌ي خدمات مالي اين فشارها تا حدود زيادي کاهش خواهند يافت. به همين دليل است که سودآوري صنعت مشاوره به افزايش تعداد روزهايي که پروژه وجود دارد (کو پروژه!؟) وابسته مي‌شود؛ بنابراين حجم پروژه‌هاي مشاوره افزايش خواهد يافت. بنابراين بازاريابي در صنعت مشاوره در سال پيشِ رو، از اهميتي استراتژيک برخوردار خواهد بود.
  5. فقط درآمد مشاوراني افزايش خواهد يافت که کارفرماي‌شان را عوض کنند. اوضاع مالي صنعت بسيار خراب است؛ بنابراين دستمزدها و مزايايي که چند سال است ثابت مانده‌اند تغيير چنداني نخواهند کرد. اما همان طور که در پيش‌بيني‌هاي قبلي ديديد، رقابت در صنعت مشاوره با توجه به رکود آن افزايش خواهد يافت؛ بنابراين جذب مشاوران متخصص به يک سلاح استراتژيک شرکت‌هاي مشاوره در اين رقابت تبديل خواهد شد. به همين دليل است که احتمالا مشاوراني که بخواهند کارشان را عوض کنند، مي‌توانند دستمزدهاي‌شان را افزايش دهند. افزايش شديد نرخ استخدام شرکت‌هاي بزرگ مشاوره تا حدودي نشان‌دهنده‌ي همين موضوع است. و به همين دليل است که در سوي مقابل، حفظ نيروي انساني متخصص در سازمان، براي شرکت‌هاي مشاوره حياتي است.
  6. در پيش‌بيني شماره‌ي 5 به اين پيش‌بيني اشاره شد: اوضاع استخدام در صنعت مشاوره بهبود چشم‌گيري خواهد يافت. البته براي مشاوران متخصص نه آدم‌هاي تازه‌کار و کارشناسان بي‌تخصص همه فن حريف!

پ.ن. 2 و 4 و 5 با شرايط بازار مشاوره در ايران هم مشابهت دارند. مشاوران ايراني لازم است به اين سه پيش‌بيني توجه عميقي بکنند.

منبع