شکرانه‌ي سلامت …

سميه 6 ساله يكي از كودكانی است كه  براي درمان به اروميه آمده است. او و پدرش اكنون در مركز اقامتي ـ درماني شماره يك اقامت دارند. سميه مبتلا به سرطان خون بوده و از روستايي كوچك در اطراف شهرستان پلدشت از توابع ماكو در آذربايجان غربي، براي درمان به اروميه آمده است. سميه پس از فوت مادرش در تصادف سال گذشته، نگهداري و مراقبت از خواهر دو ساله اش را هم برعهده دارد. مشکلی که سمیه و پدرش با آن روبرو هستند، اقامت در اروميه است ، زيرا بچه‌هاي بيمار در طول مدت راديوتراپي و شيمي‌درماني بستري نمي‌شوند و فقط بايستي به بيمارستان مراجعه و بعد از دريافت پروتكل درماني آن‌جا را ترك كنند. سميه و پدرش و بسیاری دیگر از مراجعه‌کنندگان، با کم‌ترین امکانات، روزهاي متمادي درمان را روي چمن حياط بيمارستان‌ها سپري مي‌كنند.

اين در حالي است كه بچه ها بايد در طول دوره شيمي‌درماني، غذاي مناسب بخورند و استراحت كافي داشته باشند تا سال‌های درمان طولاني مدت سرطان را به سلامت سپري كنند. این کودکان با تحمل درد ناشی از بیماری، از استان‌هاي مجاور يا مناطق مرزي و محروم براي درمان به آذربايجان غربي مراجعه مي‌كنند؛ زيرا این تنها مركز درماني تخصصي سرطان در اروميه واقع است. آن‌ها چشم به راه كمك هاي شما براي تكميل هر چه سريع تر اين مركز هستند …

به امید روزی که هيچ كودك بيماري  بعلت فقر از دارو و درمان كافي محروم نشود و  درد نكشد.+

شما هم‌وطنان عزیز  می‌توانید برای پرداخت کمک جهت مشارکت در ساخت مرکز اقامتی ـ درمانی کودکان سرطانی در ارومیه از طریق این لینک اقدام فرمایید.

پ.ن. آشنايي با بنياد کودک هم از برکات گودر براي من بود …

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴1)

“من تازه در دوران فوتبال‌ام 10 ساله شده‌ام و مي‌دانم فوتبال چطور است. نااميد نمي‌شوم. يك روز از من تعريف مي‌كردند و حالا بد مي‌گويند. در فوتبال نظرات متفاوتي وجود دارد؛ اما من ياد گرفته‌ام كه متعادل باشم و ارزش‌هاي خود را مي‌دانم. براي من، مهم‌ترين چالش بازگشت به سطح‌ام در ميلان است. مي‌خواهم به همه نشان دهم كه چه توانايي‌هايي دارم.” (کاکا در مورد خودش؛ اين‌جا)

هيچ وقت از خودتان نااميد نشويد. ارزش‌ خودتان را براي دنياي اطراف‌تان (خانواده، دوستان، محيط کار و …) کشف کنيد. در روزهاي سخت، با تکيه بر همين ارزش‌مندي‌ها است که مي‌توانيد خودتان را به تلاش براي رسيدن روزهاي به‌تر قانع کنيد …

لینک‌های هفته (60)

گوگل اين هفته دو خبر عجيب و براي ما ايراني‌ها بسيار مهم اعلام کرد: پایان همیشگی برای سرویس گوگل BUZZ و تغییرات جدید گوگل ریدر و اتصال با گوگل پلاس. حذف ويژگي‌هاي اجتماعي گودر هم از آن خبرهاي بدي بود که طبق معمول اين روزها براي‌مان عادي شده‌اند … در مورد گودر و ماجراهياي‌اش فردا مطلب جداگانه‌اي مي‌نويسم. در هر حال علت تأخير اين پست افسردگي ناشي از تعطيلي گودر بود!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید گودر گزاره‌ها را دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.

جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مرگ ستیو جابز و مساله عدم امنیت (بهرام شاکرين؛ ابديت) (به‌ترين نوشته‌ي هفته براي من)

روی زندگی‌ات کار کن (نوشته‌ي عالي رضا بهرامي عزيز که به من هم لطف داشته!)

درباره گواهی PSM (نادر خرمي‌راد)

در انتظار خوشبختی (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

یک اینفوگرافیک زیبا برای اطلاع از روش استخدام در گوگل (مصطفي لامعي؛ iClub)

زن و مرد بودن را کنار بگذاریم! و در این یک سال یاد گرفتم که … (از وبلاگ همينا که لازمه سابگرد تأسيس‌شون را تبريک مجدد بگم)

۵ سؤال مهمی که بعد از شکست باید از خود بپرسید (امير مهراني؛ The Coach)

“من اشتباه کردم” (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد)

فرهنگ سازمانی و مدیریت پروژه (بهاره حسيني؛ The Notes)

روابط غیر رسمی در مذاکرات رسمی! (يادداشت‌هاي روزانه‌ي يک مدير)

ادغام و تمليك (4) – حاكميت شركت‌ها و ادغام و تمليك (مطلب مهمان) (احسان اردستاني؛ ويترين افکار کن)

برنامه‌ريزي جابز براي 4 سال آينده اپل (سطح تفکر استراتژيک مديرعامل!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

اشتراک یک تجربه: چگونه در ایران از فروشگاه کتاب کیندل، خرید کنیم؟ (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

تعداد وب سایت‌های موجود در اینترنت (مجيد نصيري‌نژاد؛ در جستجوي علم)

جعبه‌ي آبی (جادي در نارنجي) (خيلي جالب!)

چه بر سر آی‌فون ۵ آمد؟ (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

گوگل چقدر از محل «اندروید» درآمد دارد؟ (دکتر علي رضا مجيدي؛ يک پزشک)

تعطیلات ایرانیان در Google Calendar (وبلاگ رسمي گوگل به زبان فارسي)

KDE پانزدهمین سالگردش را جشن می‌گیرد و اوبونتو ۷ ساله شد!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (40)

“تفاوت بین پیروزی و شکست در چنین دیداری می‌تواند یک اشتباه کوچک یا یک لحظه از دست دادن تمرکز باشد. این برای دو تیم بسیار مهم است که شیوه‌ي مناسبی را برای این دیدار انتخاب کنند. این به این مسئله بستگی دارد که شما به توانایی‌های خودتان اطمینان داشته باشید یا از اینکه دچار اشتباه شوید، بترسید.” (جيوواني تراپاتوني در مورد فينال ليگ قهرمانان بين بارسا و من يو؛ اين‌جا)

بدون شرح. 🙂

چند نکته‌ي بي‌ربط!

يک: دومين دوره‌ي “کارگاه اصول موفقیت در رزومه‌نویسی و مصاحبه‌های شغلی” با تدريس دوست عزيزم مهندس شهرام کريمي پنج‌شنبه‌‌ي اين هفته توسط “مديران ايران” برگزار خواهد شد. با توجه به تجربه‌ي تقريبا ده ساله‌ي شهرام در زمينه‌ي برگزاري مصاحبه‌هاي شغلي و استخدام افراد  در تعدادي از شرکت‌هاي بزرگ دولتي، اگر دنبال ياد گرفتن اصول رزومه‌نويسي و شرکت در مصاحبه‌ي شغلي هستيد، توصيه مي‌کنم در اين کارگاه شرکت کنيد. هزينه‌اش هم انصافا مناسب است و تضمين مي‌کنم ارزش‌اش را دارد! براي اطلاعات بيش‌تر لطفا تشريف ببريد اين‌جا.

دو: بالاخره چاپ هم شديم! هفته‌اي که گذشت دو نوشته‌ي من در نشريات چاپي کشور منتشر شد. اولي با عنوان “ما کار و انديشه با هم هستيم هميشه!”با موضوع گام‌هايي که بايد براي کار پيدا کردن طي شود، در بخش سبک زندگي و صفحات 38 و 39 همشهري جوان اين هفته (شماره‌ي 331 به‌تاريخ شنبه 23 مهر 1390) چاپ شد. مطلب دوم هم که در واقع اين پست قبلي گزاره‌ها بود، در صفحه‌ي مديران روزنامه‌ي دنياي اقتصاد دوشنبه 25 مهر چاپ شد.

سه: همينا يک ساله شد! در اين فضاي کسب و کار و جامعه‌ي مردسالار ما، صرف راه انداختن يک کسب و کار اينترنتي توسط چهار دختر جوان، واقعا دست‌مريزاد دارد. چه برسد به اين‌که اين دوستان خوب، در کارشان موفقيت نسبي هم کسب کرده‌اند و روز به روز هم بيش‌تر از قبل، پيش مي‌روند. يک سالگي همينا را به اين دوستان به‌ويژه خانم فرهادي و و خانم جم که افتخار آشنايي با آن‌ها را از نزديک داشته‌ام، تبريک عرض مي‌کنم و براي‌شان آرزوي موفقيت‌هاي بيش‌تر را دارم.

چهار: وبلاگ ابديت را خيلي خيلي اتفاقي کشف کردم. نويسنده‌اش آقاي بهرام شاکرين فيزيک و فلسفه خوانده است (و چه کسي است که از هم زيستي و نزديکي اين دو رشته‌ي علمي باخبر نباشد!) آقاي شاکرين چند روز پيش پستي نوشت در نقد نوع نگاه ما ايراني‌ها به استيو جابز پس از مرگ‌اش با عنوان مرگ ستیو جابز و مساله‌ي عدم امنیت. خلاصه‌ي حرف ايشان اين است که: “استيو جابزي که ما شناختيم” با “استيو جابزي که بود” متفاوت است. چراي‌اش را در وبلاگ خود ايشان بخوانيد. من فقط يک نکته اضافه مي‌کنم که در نگاه به زندگي و مرگ استيو جابز در اين روزها، تمام تمرکز روي ستايش يا نقد کارهايي بود که جابز براي زندگي ديگران انجام داد. بدين ترتيب، کارهاي بزرگي که آقاي جابز براي زندگي خودش کرد، از ديد خيلي از ما پنهان ماند. احتمالا خيلي از ما سخنراني معروف جابز در دانشگاه استنفورد را هم با اين هدف خوانديم که بفهميم چطور مي‌شود شرکت‌هاي معظمي مثل پيکسار و اپل را ساخت! خلاصه کنم: موفقيت اصلي استيو جابز، ايجاد و توسعه‌ي اپل و آي‌فون و آي‌پد و آي‌پاد يا پيکسار نبود! موفقيت اصلي آقاي جابز، ساختن زندگي رؤيايي خودش بود. او براي ساختن اين زندگي، دنياي اطراف‌اش را آن‌طور که مي‌خواست تغيير داد!

پنج: شيفته‌ي اجراي بي‌نظير مرغ سحر استاد شجريان در کنسرت پاريس امسال شدم! تنوع رنگ‌بندي سازها و صداي هميشه زنده‌ي استاد و البته صداي زيباي مژگان شجريان، اين قطعه را براي من به يکي از به‌ترين اجراهاي مرغ سحر تبديل کرد. از اين‌جا دانلودش کنيد.

گزارش اختصاصي گزاره‌ها از جي‌تکس 2011

امسال به لطف خبررساني به‌موقع دوست خوبم ميلاد اسلامي‌زاد عزيز، به بازديد نمايشگاه جي‌تکس رفتم. صرف حضور در يک محيط بين‌المللي به اندازه‌ي خودش جذاب است و اگر بشود در اين محيط، با روندهاي بازار جهاني هم مواجه شد که چه به‌تر! و البته اين سفر به‌عنوان اولين سفر خارج از کشور هم در جاي خودش جذاب و هيجان‌انگيز بود.

متأسفانه در اين چند روز گزارش‌هايي که از جي‌تکس خواندم من را مطمئن کرد ما هر چقدر خبرنگارهاي فناوري خوبي داريم، در زمينه‌ي مديريت آي‌تي اصلا خبرنگار نداريم! اين‌که در خبرهاي مخابره شده از يک سو از عدم ارايه‌ي گجت‌ها و محصولات جديد در جي‌تکس در برابر نمايشگاه‌هاي مشابه گلايه مي‌شنويم و از سوي ديگر، اخبار عرضه‌ي محصولات جديد را مي‌خوانيم (!!!) براي من که امسال خودم نمايشگاه را از نزديک ديدم، بسيار جالب بود.

بنابراين در اين يادداشت مختصر، هدف‌ام اشاره به برخي نکات مهم نمايشگاه جي‌تکس امسال است که من ديدم و در اخبار منتشر شده در رسانه‌هاي ايراني خيلي به آن‌ها توجه نشده است.

خوب حاضريد؟ اين شما و اين هم گزارش اختصاصي گزاره‌ها از نمايشگاه جي‌تکس امسال:

براي ورود به نمايشگاه لازم بود ثبت‌نام کنيم. فرم ثبت‌نام شامل اطلاعات شخصي و اطلاعات محل کار و سمت فرد در آن‌جا بود (و پسرک آمريکايي که مسئول ورود اطلاعات در سيستم رايانه‌اي نمايشگاه بود من را کشت تا درست واردشان بکند!) البته اطلاعات بانمک ديگري هم در اين فرم بايد وارد مي‌شد؛ از جمله: هتل محل اقامت، مدت اقامت در دوبي و ايرلاين مورد نظر! ورود به نمايشگاه جي‌تکس البته برخلاف خيلي از نمايشگاه‌هاي وطني پولي بود.

و بعد هم نمايشگاه و بخش‌هاي مختلف آن:

خوب عکاسي فعلا کافي است و بهتر است به‌صورت مختصر و مفيد بنويسم چه ديدم:

1- جي‌تکس اصولا نمايشگاهي است براي نمايش محصولات و راه‌حل‌هاي مورد نياز کسب و کارها و نه نمايشگاهي براي عموم مردم. اين برداشت من از گردش‌ام در نمايشگاه بود. به‌ويژه اين‌که يک نمايشگاه جانبي با نام جي‌تکس شاپرز هم در نقطه‌ي ديگري از دوبي در حال برگزاري بود که در آن‌جا واردکننده‌هاي اماراتي انواع گجت‌ها و محصولات فناوري اعم از آي‌پد و آي‌فون و گالاکسي تبلت و پرينتر و موس و تلويزيون سه بعدي و … را مي‌فروختند. در نمايشگاه اصلي چيزي براي فروش وجود نداشت و حتا در اغلب غرفه‌ها، قبل از دريافت بروشورها و اقلام تبليغاتي بايد يا فرمي را پر مي‌کرديد يا بيزينس کارت‌تان را تحويل مسئول غرفه مي‌داديد! من در گزارش‌هاي خبرنگاران فناوري اطلاعات ايراني نديدم که متوجه اين موضوع شده باشند.

2- اصولا در اين نمايشگاه شرکت‌هاي فناوري معروف به‌صورت مستقيم شرکت نکرده بودند. حتا در بخش محصولات سخت‌افزاري و به‌ويژه شبکه که تقريبا مي‌شد لوگوي اغلب شرکت‌هاي معروف را ديد، نمايندگان شرکا و دفاتر محلي شرکت‌ها در نمايشگاه حضور داشتند. اين مسئله البته احتمالا ريشه در همان ماهيت بيزينس ـ محور بودن نمايشگاه جي‌تکس به‌عنوان هاب منطقه‌اي آي‌تي دارد.

3- به‌دليل عدم تخصص و علاقه بخش سخت‌افزار و شبکه را خيلي نگشتم! بنابراين نظري در مورد اين بخش ندارم. فقط اپسون يک پروژکتور معرفي کرده بود که تصوير را روي ميز و وايت‌بورد تمايش مي‌داد و تعاملي بود؛ يعني مي‌توانستيد روي ميز با ماژيک (!) نوري بنويسيد و روي تصوير نوشته‌ي شما نمايش داده شود!

4- در بخش نرم‌افزار اصولا چيزي به‌نام نرم‌افزار وجود نداشت و تمام غرفه‌ها، ارايه‌کننده‌ي راه‌حل‌هاي (Solutions) آي‌تي براي کسب و کارها بودند. در اين بخش چيزي که زياد ديده مي‌شد، استارت ـ آپ‌هاي هندي و اماراتي و عربستاني بودند. البته حضور کشورهايي مثل استراليا و کشورهاي شرق اروپا هم قابل‌توجه بود. راه‌حل‌هاي بسيار جالبي را در اين بخش ديدم؛ از جمله يک سايت که به‌صورت ويزارد و قدم به قدم، شما را تا توليد اپليکيشن‌هاي موبايل کسب و کارتان پيش مي‌برد و خروجي IOS و اندرويد و بلک‌بري و … را به‌صورت هم‌زمان توليد مي‌کرد و تحويل‌تان مي‌داد! يا يک شرکت هندي که راه‌حل جامع استخدام را به‌صورت آن‌لاين ارايه مي‌داد. يک ERP اماراتي هم بود که ويژگي‌هاي بسيار جالبي داشت و مسئول غرفه‌اش مي‌گفت ما در بازار امارات نفر اول هستيم. راست و دروغ‌اش گردن خودش!

5- کلا جاي شرکت‌هاي مشاور آي‌تي در نمايشگاه بسيار خالي بود؛ هر چند چشم‌مان به جمال غرفه‌ي اکسنچر عزيز روشن شد و عرض ارادت گذري داشتيم خدمت‌شان!

6- جي‌تکس براي من مشخص کرد که در حال حاضر دو حوزه در مديريت آي‌تي براي کسب و کارها داغ و مهم‌اند: کاربردهاي مختلف رايانش ابري (Cloud Computing) و توسعه‌ي اپليکيشن‌هاي موبايل براي کسب و کارها. اين حوزه‌ها دو بخش اصلي جداگانه را در يک سالن بسيار بزرگ جي‌تکس به خود اختصاص داده بودند. خوب البته براي ما شايد خيلي مهم نباشد؛ چون مربوط به چيزهايي است که خوش‌بختانه حتا زيرساخت‌هاي اوليه‌ي ارايه‌ي خدمات مربوط به آن‌ها را در ايران نداريم!

7- اسم دو غول نرم‌افزاري در جاي‌جاي نمايشگاه ديده مي‌شد؛ هر چند وقتي به غرفه‌هاي زرق و بر‌ق‌دارشان رسيديم فهميديم که باز هم شرکاي‌شان در نمايشگاه هستند نه خودشان. مايکروسافت و اوراکل نمايشگاه امسال را در قبضه‌ي خودشان داشتند. مايکروسافت که همه جاي نمايشگاه را پر کرده بود از ساک‌هاي دستي با نشان آفيس 365 و اوراکل هم که در ورودي سالن محل استقرار غرفه‌هاي‌اش يک ماگ بسيار بسيار زيبا به بازديدکنندگان هديه مي‌داد!

8- بخش دولت الکترونيک نمايشگاه بسيار بخش جذابي بود. برخي دولت‌ها در اين بخش خدمات الکترونيک و کارهايي که براي توسعه‌ي آي‌تي در دولت‌داري انجام داده‌اند را ارايه کرده بودند. در اين بخش غرفه‌هاي بحرين و امارات جالب بودند. هر وزارت‌خانه‌ي امارات غرفه‌ي جداگانه‌اي در نمايشگاه داشت و به‌تفصيل فعاليت‌هاي خودش را در زمينه‌ي دولت الکترونيک عرضه مي‌کرد. البته در همين بخش در غرفه‌ي برخي کشورها (از جمله آمريکا) به‌جاي دولت‌‌ها، شرکت‌‌هاي خصوصي حضور داشتند که راه‌حل‌هاي دولت الکترونيک ارايه مي‌کردند.

9- و حضور ايراني‌ها … من نفهميدم اين دوستان محترمي که زيارت‌شان کرديم براي چه حضور داشتند. اما جدا از اين شرکت‌ها که حداقل با پرچم ايران در نمايشگاه حاضر بودند، مشاهده‌ي چند شرکت ايراني که با پوشش نام‌هاي صوري ترک و اماراتي در نمايشگاه حضور داشتند براي من بسيار عجيب بود!

10- حضور در نمايشگاه جي‌تکس و جي‌تکس شاپرز براي دانش‌آموزان نيم‌بها بود. در جي‌تکس شاپرز نوگلان اماراتي حضور چشم‌گيري داشتند؛ اما خوش‌بختانه در نمايشگاه اصلي احتمالا به‌دليل تخصصصي بودن، خيلي نبودند!

11- در صحبت با غرفه‌داران شرکت‌هاي مختلف، متوجه شدم آن‌ها چه علاقه‌ي شديدي به حضور در بازار ايران دارند. اما تأسف‌بار اين‌که همه بلافاصله اشاره مي‌کردند به‌دليل تحريم‌هاي بانکي امکان کار کردن با ايران را ندارند.

و براي حسن ختام دو عکس ديگر تقديم خوانندگان عزيز گزاره‌ها:

يکي روبات‌هاي پر سر و صدا و بانمک و رقصنده‌ي (!) اينتل در جي‌تکس شاپرز:

و ديگري يادمان استيو جابز فقيد در باز هم جي‌تکس شاپرز:

چيزي ديگر نمي‌توانم اضافه کنم جز اين آرزو که روزي امکان برگزاري چنين نمايشگاهي را در کشور عزيزمان ايران داشته باشيم.

تعداد “من” گفتن‌تان چه چيز درباره‌ي شما مي‌گويد؟

واقعا بعضي از تحقيقات را وقتي مي‌بينم شگفت‌زده مي‌شوم که چقدر آدم‌ها به نکات ريز توجه مي‌کنند و براي آن‌‌ها الگو درست مي‌کنند! پروفسور جيمز پنه‌بيکر استاد دانشگاه تگزاس در اين زمينه تحقيق کرده که نرخ به کار بردن کلمه‌ي “من” در زمان حرف زدن، چه چيزهايي را نشان مي‌دهد؟ بدون هيچ شرح و تفصيلي خلاصه‌ي نتايج اين تحقيق را بخوانيد:

  1. افرادي که نرخ “من” گفتن‌شان بالاتر است، معمولا افرادي د‌ل‌پذير، گرم و باصداقت هستند. در مقابل افرادي که کم‌تر “من”گو هستند، اعتماد به‌نفس بالايي دارند.
  2. در يک رابطه‌ي دو نفره، کسي که دست بالا را در رابطه داشته باشد کم‌تر “من” را به‌کار مي‌برد و برعکس!
  3. افراد راست‌گو معمولا بيش‌تر از دروغ‌گوها “من” را به‌کار مي‌برند. چون دروغ‌گوها دارند از “منِ” واقعي‌شان دور مي‌شوند!

اين تازه تنها بخشي از تحقيقات گسترده‌ي دکتر پنه‌بيکر در مورد چيزهايي که مي‌توان از تکرار واژه‌ها در حرف‌هاي آدم‌ها فهميد است. نتايج تحقيقات او در کتابي با عنوان “زندگي پنهان ضميرها: واژه‌‌گان ما در موردمان چه مي‌گويند؟” منتشر شده است.

منبع

خروج از نسخه موبایل