وقتی کارتان خودش دارد سخن میگوید، بهتر است مزاحمش نشوید!
هنری کیسر
وقتی کارتان خودش دارد سخن میگوید، بهتر است مزاحمش نشوید!
هنری کیسر
“مورینیو و ونگر با هم متفاوت هستند ولی یک وجه مشترک میان این دو وجود دارد: هر دو از باختن متنفر هستند و به نظرم، این محرک اصلی برای موفقیت های هر دو نفر است؛ چرا که اگر تعهد و عطش برای کسب موفقیت نداشته باشید و همینطور برای فرار از شکست، هر کاری نکنید، نمیتوانید خیلی دوام بیاورید.” (پیتر چک؛ اینجا)
پیتر چک با داشتن تجربهی همکاری با هر دو مربی بزرگ روزگار ما، خیلی خلاصه گفته است که “عطش بردن” و “تسلیم نشدن” در کنار “تلاش دائمی” خلاصهی راز موفقیت تمام انسانهای بزرگ تاریخ بوده است. 🙂
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
۱۸ عادت مخرب که موفقیت شما را به تاخیر میاندازند! (شبکه)
عادت آدم های غمگین و چگونگی اجتناب از آن ها
چگونه هوش هیجانی را افزایش دهیم (آکادمی تفکر)
لطفا با یک دست چند هندوانه برندارید
مدیریت کسبوکار:
رهبری استراتژیک اصیل در سازمان؛ پیشنهادی مفهومی به علاقهمندان جنبههای شناختی استراتژی (دکتر بابک علوی)
تیمها برای شکست از این ۱۰ نکته غفلت کنند! (شبکه)
چگونه بدون هیچ هزینهای از کارکنان خود قدردانی کنیم؟
هماندیشی روش واقعی ارتقای عملکرد کارکنان (البته فکر میکنم واژهی همدلی را باید در این مقاله جایگزین هماندیشی کرد!)
نوآوری، تجاریسازی و تحلیل و توسعهی کسبوکار:
آشنایی با تکنیک ایده یابی و حل مساله اسکمپر (۱۰۰۱ بوم)
ارزش گذاری مشتریان برای تعیین قیمت
چرا تجربه مشتری اهمیت دارد / آشنایی با سفر مشتری
شکنندگی مدیریت عقلایی بدون خلاقیت
توازن بین استقلال داخلی و پاسخگویی کارمندان
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
دو مسیر پویایی کسبوکار ایران
فناوری، رسانههای اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:
جدال خبرگزاریها با رسانههای نو
دیجیتالسازی و اثر آن بر عملکرد اقتصادی
هوش مصنوعی زمینهساز بازتعریف اصول مدیریتی
سرویسهای مالی تنها شروعی برای استفاده واقعی از بلاکچین است (کوینایران)
بیتو دنیای من آبستن ویرانیهاست
شانههایم گسل درد و پریشانیهاست …
***
عشق یعنی که بباری به گل و سنگ و علف
عاشقِ محض شدن، عادتِ بارانیهاست …
***
رفتنت درد عجیبی است که در جانم ریخت
رفتنت عاقبتش بیسروسامانیهاست!
پشت کردی به من و پشت به دنیا کردم
این غمانگیزترین معنی حیرانیهاست …
هادی نژادهاشمی
“اصلا ساده نیست که با تیمی مثل ویارئال در این تورنمنت شرکت کرده و به مرحلهی نیمهنهایی برسی یا با این تیم تا مرحله یک چهارم نهایی پیش بروی. این اتفاقی است که با مالاگا هم رخ داد و ما با هم تا مرحله یک چهارم پایانی رسیدیم. فکر میکنم که مهمترین نکته این است که بازیکنان را به این درک برسانیم که قابلیت و تواناییاش را دارند و این اعتماد بهنفس را در خودشان حس کنند که میتوانند مقابل تیمهایی در حد و اندازههای خودشان رقابت کنند و تمام مسائل تاکتیکی را در نظر داشته باشند.” (مانوئل پلگرینی؛ اینجا)
استاد پلگریتی به نکتهی جالبی اشاره کرده است. معمولا تمامی توجه و سرمایهگذاری استراتژیستها، رهبران سازمانی و مدیران روی طراحی روش رقابت، تأمین منابع مورد نیاز برای رقابت کردن و در نهایت وارد گودِ میدان رقابت شدن است. اما واقعیت این است که تا زمانی که تکتک اعضای سازمان به این باور نرسند که میتوانند با رقبا وارد رقابت شوند، پیروزی آنچنان هم که فکر میکنیم وابسته به اقدامات صحیح مدیریتی نیست. 🙂 بنابراین در زمان طراحی استراتژی حتما لازم است مدیران ظرفیت و توانمندی ذهنی نیروهای سازمان را برای رقابت با رقبا بسنجند و در زمان اجرای استراتژی نیز در کنار پرداختن به سایر اقدامات استراتژیک، به تقویت این باور ذهنی توجه کافی داشته باشند. شاید لازم باشد پیش از هر چیز مدیران سازمان باور کنند که توان رقابتپذیری ذهنی سازمان، یک عامل تأثیرگذار جدی روی مزیت رقابتی است.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
در مصاحبه شغلی چه سؤالاتی از کارفرما بپرسیم؟
۱۰ عادت مؤثر رفتاری افراد بسیار موفق (دیجیاتو)
۱۴ راه دور کردن انرژی منفی از اطرافتان (بازده)
۶ فایده علمی سر رفتن حوصله (بازده)
۱۳ راه آسان برای داشتن انگیزه در کار و زندگی (بازده)
مدیریت کسبوکار:
چرا مدیران باید زمان بیشتری را به مربیگری اختصاص دهند؟
پنج توصیه برای رسیدن به تصمیمات شغلی معقول
ساختار و وظیفه یا چابکی؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)
در شروع کار از شکست خوردن نترسید
واکاوی چارچوبهای ساختار سازمانی همسو با استراتژی
نوآوری، تجاریسازی و تحلیل و توسعهی کسبوکار:
نقش مهم داده در به نتیجه رسیدن ایدههای جدید
چرا برای برندسازی خودمان را به دردسر بیندازیم؟
بداههپردازی چگونه میتواند از ما بازاریابان بهتری بسازد
تفکر طراحی یک استراتژی برای نوآوری
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
چرا ایجاد کسبوکارهای کوچک و متوسط سخت است؟
آشنایی با ۱۰ قانون بنیادین اقتصاد برای حل بحرانها
چیز دیگر – نگاهی فلسفی به انتخاب ترامپ
کاهش نرخ سود منتفی شد/ تغییر بهره بانکی، بعد از انتخابات ۹۶
فناوری، رسانههای اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:
آیا کسبوکارهای کوچک باید بازاریابی دیجیتال را برونسپاری کنند؟ (فرنیان)
پنج روند اصلی اینترنت اشیا در سال ۲۰۱۷ و اینترنت اشیا: بازاری با ارزش حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان
وابستگی به هوش مصنوعی فاجعه است
اولین تراکنش بانکی بینالمللی با تکنولوژی مشابه بیتکوین به انجام رسید (دیجیاتو)
هرگز نمیتوانید برای آینده براساس گذشته برنامهریزی کنید.
ادموند برک
ـ “همیشه میدانستم که، یک: میخواهم نویسنده شوم. و دو: اگر در انجام کاری مصر شوید، دیر یا زود به دستش خواهید آورد. این دقیقا ماهیت اصرار و پافشاری و مقدار معینی استعداد است. بدون استعداد از پس هیچ کاری برنخواهید آمد، اما بدون عزم راسخ قادر به انجام هیچ کاری نیستید. یکبار با سال بلو در اینباره گفتوگو کردم. داشتیم بهطور کلی راجع به نویسندگی و چاپ و موضوعات مرتبط صحبت میکردیم. او گفت که مقدار معینی استعداد لازمه کار است. تمام افراد بیرون از اینجا که استعداد ندارند، سخت تلاش میکنند و نتیجهای نمیگیرند. باید نوعی از استعداد را داشته باشی، اما بعد از آن، شخصیت مهم است. گفتم «منظورت از شخصیت چیست؟» تبسمی کرد و هیچوقت پاسخم را نداد. از آن به بعد بقیه عمرم برای یافتن اینکه منظور او در آن شب چه بود، گذشت. و به این رسیدم که شخصیت همتراز عزم راسخ است. که اگر از تسلیمشدن پرهیز کنید، بازی تمام نمیشود. میدانید، در هرچه که در زندگی انجام دادم موفقیت بزرگی کسب کرده بودم، تا زمانیکه تصمیم گرفتم یک نویسنده شوم. دانشآموز خوبی بودم، سرباز خوبی بودم. یک روز هم موفق به اتمام یک بخش با یک ضربه در گلف شدم. دقیقا مثل «بیلی فیلان» امتیاز ۲۹۹ را کسب کردم. روزنامهنگار بسیار خوبی بودم. هرچه که میخواستم در خبرنگاری انجام دهم، در رابطه با کارم، دقیقا سر جای خودش قرار میگرفت. بنابراین سردرنمیآوردم چرا در کار خبرنگاری موفق بودم و در رماننویسی و داستان کوتاه نه؛ هُنری بس پیچیده است: پیچیده در فهم اینکه تلاش به بیرونتراویدن چه چیزی در خیال و زندگی خود دارید.
ـ “گمان میکنم جهانبینیام از زمانیکه کتاب نوشتم، تغییر کرد. این یک اکتشاف است. تنها چیزی که برای من بسیار جالب است هنگامی است که خود را غافلگیر میکنم. نوشتن چیزی وقتی که دقیقا بدانی چه چیزی دارد اتفاق میافتد بسیار ملالتآور است. به همین خاطر رمان از خبرنگاری برای من بسیار حائز اهمیتتر بود. تنها راهی بود که میتوانستید نمایشنامه را طولانیتر، خندهدارتر یا حیرتآور کنید.”
(از مصاحبه با ویلیام جوزف کندی؛ نویسندهی معاصر آمریکایی؛ اینجا)
“فوتبال ورزشی است که بر مبنای نظرات افراد استوار است. بعضیها اعتقاد ویژهای به من دارند و برخیها هم فکر میکنند من بازیکن خوبی نیستم. متأسفانه نظر یکی از مربیان تیم نسبت به من مثبت نبود و به همین خاطر من باید به دنبال باشگاهی میگشتم که در آن مربی به من اعتقاد داشته باشد و من بتوانم به آن تیم کمک کنم. من باید همیشه پیشرفت کنم چرا که هنوز در حال یادگیری هستم. این موضوع به خاطر تغییر همیشگی فوتبال است. من دوست دارم پیشرفت کنم و از این چالش استقبال میکنم. میخواهم تا زمانی که ازلحاظ فیزیکی شرایطش را دارم، پیشرفت کنم.
دروغ نمیگویم: من پیشنهادهایی از ۲۵ باشگاه مختلف نداشتم. تورینو پیشنهاد جذابی داشت و پیوستن به سری آ هیجانانگیز بود. با توجه به این موضوع و شرایط من، قطعاً تصمیم خوبی گرفتم. موضوع، اتخاذ تصمیمات شجاعانه نیست بلکه هدف این است که تصمیمی بگیرید که با آن احساس راحتی کنید. با توجه به گزینههای موجود، بهترین انتخابم همین بود و احساس کردم از پس آن برمیآیم. من فارغ از هر اتفاقی که در آینده رخ دهد، نهایت تلاشم را برای این باشگاه به کار خواهم بست. (جو هارت؛ اینجا)
شاید کمتر کسی فکر میکرد با ورود پپ گواردیولا به منسیتی، جو هارت ستارهی درخشان سالهای اخیر دروازهی سیتی مجبور به ترک تیم شود. اما پپ بهطرز عجیبی هارت را کنار گذاشت؛ هر چند که در طول فصل، شاهکارهای گزینهی جایگزین پپ یعنی کلودیو براوو ثابت کرد که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده است. از آغاز اختلافات تا جدایی هارت و پیوستنش به تورینو، چیزی که برای من جذاب بود، رفتار کاملا حرفهای هارت در مواجهه با سرمربیش بود. او نهتنها اعتراضی نکرد که تلاش کرد تا نظر مربی را عوض کند. اما در هر حال پپ تصمیمش را گرفته بود و هارت را کنار گذاشت (مشابه همین اتفاق برای یحیی توره که سابقهی اختلاف قبلی با پپ در بارسا داشت هم پیش آمد. اما او توانست نظر پپ را عوض کند.)
روزهای پایانی سال است. خیلی از ما از محل کارمان راضی نیستیم و شاید به تغییر آن میاندیشیم. حرفهای جو هارت در کنار رفتار حرفهایش الگوی بسیار خوبی است از اینکه چگونه تصمیم تغییر محل کار را بگیریم. هارت به سه سؤال کلیدی اشاره میکند که لازم است از خودمان بپرسیم:
اول: آیا مدیران سازمان به من اعتقاد دارند؟ هارت تا آخرین لحظه برای تغییر نظر مربیش تلاش کرد. آیا ما هم تا آخرین نفس برای تغییر وضعیتمان در سازمان یا نظر مدیران سازمان در مورد خودمان تلاش کردهایم؟ واقعیت این است که در اغلب مواردی که من دیدهام، جایگاه و وضعیت نامناسب فرد در سازمان، بیشتر از هر چیز نشأت گرفته از ضعفهای خود او بوده است تا دیگر عوامل. قبل از تصمیم برای جدا شدن از محل کارتان مطمئن شوید که فرد توانمندی هستید که توانایی رقابت با همصنفان خود را دارید. من معتقدم آدمها در سازمانها عمری دارند؛ بنابراین لطفا از این هم اطمینان حاصل کنید که برای تغییر جایگاهتان در سازمان هر کاری را که میشده انجام دادید و عمرتان در این سازمان بهپایان رسیده است (فراموش نکنید که عواملِ منجر به تصمیم برای تغییر محل کار میتوانند بسیار متنوعتر از اینها باشند. اما در نهایت همگی به همین دو سؤال میانجامند.)
دوم: آیا قصد پیشرفت دارید؟ خیلی وقتها ما تنها هدفمان از تغییر محل کار صرفا تغییر در حقوق و دستمزدمان است. این البته در ذات خود بد نیست؛ اما تجربه نشان داده که بهتر است تنها عامل تصمیمگیری نباشد. بنابراین پیش از تصمیم به تغییر محل کار، مطمئن شوید که تعریف مشخصی از پیشرفت و تصویر روشنی از رؤیاهای شغلیتان دارید که طبیعتا باید محل کار بعدیتان تا حدودی آنها را برآورده سازد.
سوم: آیا با این تصمیم راحت هستید؟ طبیعتا تغییر کار بسیار سختی است. و باز هم طبیعتا ترک جایی که به آن عادت کردهایم ـ با وجود تمامی سختیهایی که در آنجا متحمل میشویم ـ بسیار سختتر (من که روز آخر گریه کردم!) با این حال در نهایت شما دارید یک تصمیم میگیرید و باید تبعات آن را در نظر بگیرید. آیا بعدها از این تصمیم پشیمان خواهید شد؟ آیا پذیرش نتایج این تصمیم ـ حتی شکست ـ برایتان راحت خواهد بود؟
پاسخ صادقانه به این سه سؤال میتواند تصویر روشنتری از ماهیت تصمیم به تغییر محل کار را پیش روی شما قرار دهد.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
به مسیر شغلی خود راهبردی فکر کنید
۷ شیوهی مؤثر برای اینکه بدون مبالغه از موفقیتهای فردی خود صحبت کنید (زومیت)
استراتژی ساده استیو جابز برای رسیدن به خواستهها
مغز چگونه مانع دستیابی انسان به موفقیت میشود؟ (دیجیاتو)
ویژگی سازمانهایی با ماسک قهرمانی
ماندگاری مدیران با پرهیز از عوامل بیانگیزگی
مدیریت هلو (کارلوس اسلیم البته!)
ویژگیهای مشترک سخنرانیهای رهبران سازمانی بزرگ
نوآوری، تجاریسازی و تحلیل و توسعهی کسبوکار:
دنیای چابک – چگونه چشمانداز و استراتژی محصول ایجاد کنیم؟
مشتری چه میخواهد؟ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی)
۵ مدل نوآوری برای آینده کسبوکار (بازده)
پنج آموزه جاودان از بیل گیتس اندی گرو و استیو جابز
تفاوت قیمتگذاری آنلاین در برابر قیمتگذاری داخل فروشگاه
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
ایمانیراد: آیا ترامپ میتواند اقتصاد ایران را محدود کند؟
فناوری، رسانههای اجتماعی و بازاریابی دیجیتال:
اگر به دنبال بازار پر سودی هستید از اینترنت اشیا غافل نشوید (شبکه)
کلاود مارکتینگ و نقش آن در رونق کسبوکارها
اقتصاد ۱۶۶میلیارد دلاری اپلیکیشنها
سرمایهگذاری گسترده گوگل، مایکروسافت و فیسبوک در هوش مصنوعی (زومیت)
چرا کاربران دیگر تمایلی به خرید ساعتهای هوشمند ندارند؟ (دیجیاتو)