قبلا پستي داشتم با اين عنوان که: حرفهاي بودن يعني چه؟ در ادامهي آن پست، در اين پست 7 عادت افراد حرفهاي را مرور ميکنيم:
- کسب و بهروزرساني دانش تخصصي به صورت مداوم: انتظار ميرود حرفهايها دانش و تخصص بالايي داشته باشند. آيا آنهايي که بهروز هستند با آنهايي که بهروز نيستند، برابرند!؟
- شرکت در دورههاي آموزشي رسمي و غيررسمي: بهروز رساندن خود تنها با کتاب و مقاله و کيس خواندن که حاصل نميشود. خيلي وقتها لازم است براي قرار گرفتن در جريان آخرين پيشرفتهاي مربوط به حوزهي کاريتان در دورههاي آموزشي مختلف رسمي و غيررسمي شرکت کنيد. البته طبعا نبايد منتظر سازمانتان باشيد؛ خودتان دست بهکار شويد!
- مسئوليتپذيري: حرفهايها قابل اعتماد هستند و سطوح بالايي از مسئوليتپذيري را در سازمان از خود نشان ميدهند. حرفهايها آنقدر کيفيت کاريشان بالا است که عملکرد ضعيف آنها روي موفقيت کل سازمان ـ و نه فقط خود آنها ـ تأثيرگذار است.
- داشتن حس مالکيت نسبت به کار: حرفهايها نسبت به کارشان احساس مالکيت و غرور ميکنند. آنها نه فقط براي رسيدن به استانداردهاي سازماني، بلکه براي دستيابي به استانداردهايي که غرورشان تعيين کرده کار ميکنند. حرفهايها طوري کار ميکنند که انگار دارند براي خودشان کار ميکنند.
- شبکهسازي در خارج سازمان: حرفهايها ميدانند که کار آنها به درون سازمان منحصر نيشود. آنها اهميت روابط حرفهاي در خارج سازمان را درک ميکنند.
- رعايت استانداردهاي اخلاقي و درستي: حرفهايها در چارچوب استانداردهاي اخلاقي حرکت ميکنند. آنها شمّ قوي براي تشخيص درستي از نادرستي دارند. درستي حرفهايها به آنها اجازه ميدهد مجموعهاي از ارزشها را براي چگونه انجام دادن کارشان تعيين کنند. درستي آنها باعث ميشود مديران و ديگران به حرفهايها اعتماد کنند. آنها ميگويند که چه کاري را انجام خواهند داد و همان را انجام خواهند داد.
- رعايت استانداردهاي عملکردي: حرفهايها از خودشان و ديگران انتظارات سطح بالايي دارند. آنها مصمماند تا حد امکان کارهاي درست را به شکل درست انجام دهند. انجام دادن درست کار براي يک حرفهاي مهمتر از مجموع ساعاتي است که روي تايم شيت کاري او ثبت ميشود. يک آدم واقعا حرفهاي از عملکرد ضعيف ناراضي ميشود. پول ممکن است مهم باشد؛ اما مهمترين انگيزهي پشت کارهاي فوقالعادهي حرفهايها نيست!
پ.ن. خوشحالام که حداقل روي کاغذ، اين عادتها را دارم! 🙂

خیلی جالب و مفید بود اما به نظرم این اشتباه است که: “حرفهایها آنقدر کیفیت کاریشان بالا است که عملکرد ضعیف آنها روی موفقیت کل سازمان ـ و نه فقط خود آنها ـ تأثیرگذار است.”
ممنونم ازتون. 🙂
فکر کنم براتون جالب باشه:
Six Common Misperceptions about Teamwork
http://blogs.hbr.org/cs/2011/06/six_common_misperceptions_abou.html