پيتر سيمز اينجا در تچ کرانچ مقالهي بسيار جالب و جذابي نوشته در مورد اينکه ايدههاي ميليون دلاري از کجا پيدا ميشوند. اين مقاله اينقدر جذاب است که من ترجيح دادم کامل ترجمهاش نکنم تا خودتان تشريف ببريد و مطالعهاش کنيد. اما براي آنها که حوصله يا وقتاش را ندارند؛ نکات مهم اين مقاله از اين قرار است:
- هيچ کارآفرين موفقي با يک ايدهي بزرگ شروع نميکند؛ بلکه با ايدههاي معمولي و براي حل مسائل پيشپاافتادهي موجودِ پيش رو شروع بهکار ميکند. در حين همين فرايند حل مسئله است که کارآفرينان ايدهي بزرگشان را کشف ميکنند. مثال جذاب: پروژهي سرگئي برين و لاري پيچ، طراحي يک سيستم جستجو براي کتابخانهي دانشگاه استانفورد بود؛ نه يک موتور جستجوي جهاني به نام گوگل!
- تقريبا هر جا کسي با ايدهي بزرگي شروع کرده شکست خورده؛ مثال واضحاش: گوگل ويو! اگر اين طور نبود که همه موفق ميشدند. بيل هيولت يکي از دو بنيانگذار HP کشف کرده که از هر 100 ايدهي خوب HP، تنها 6 ايده تبديل به پيشرفتهاي اساسي ميشوند!
اين، يکي از جذابترين مقالاتي بوده است که در زمينهي نوآوري و کارآفريني خواندهام. من خودم هميشه به دنبال يک ايدهي بسيار عالي و الماس نشان براي کارآفرين شدن بودهام؛ ظاهرا اشکالام همين بوده که هنوز به جايي نرسيدهام!

