درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (6)

باز هم باختيم؛ آن جايي که نبايد. حقيقتا هر چقدر تيم ملي فوتبال در بازي‌هاي مرحله‌ي مقدماتي خوب بود و ما را به پايان انتظار 35 ساله‌مان اميدوار کرد؛ در بازي ديشب دوباره هماني شديم که مي‌بايد مي‌بوديم (ببينيد يادداشت طنز من را با عنوان با دل شير؛ چرا که نه؟ در سايت گل‌آقا؛ به‌ويژه بندهاي دو و سه و چهارش را.) و اين شکست باعث شد تا ياد اين بيفتم که سال‌هاست داريم در اين فوتبال در سطح بين‌المللي شکست مي‌خوريم و ديگر براي‌مان عادي شده: در همين دو روز دوباره همه‌ي اتفاقاتي که هميشه افتاده دارد مي‌افتد: متهم کردن سرمربي به بي‌کفايتي، متهم کردن بازي‌کنان به بي‌غيرتي، تأکيد بر شناسايي علل حذف تيم ملي با کار کارشناسي و … کارهاي بي‌نتيجه و کاملا تخريب‌گرانه‌‌اي که سال‌هاست دارند تکرار مي‌شوند و خوب اثربخشي‌شان کاملا از اين شکست‌هاي پياپي فوتبال‌مان مشخص است! راست‌اش من از اين دو ماجراها مي‌خواهم دو تا درس فوتبالي جديد براي کسب و کار بگيرم:

  • شکست خوردن پلي است به سوي موفقيت تا وقتي که شکست خوردن براي‌تان عادي نشده باشد! (اين بار هم باختيم، مثل دفعات قبل … نهايت‌اش اين است که بگيم: ايشالا دفعات بعد!!! اين‌که نشد برخورد سيستمي با شکست.)
  • اين شيوه‌ي برخورد شما با شکست است که سازنده‌ي راه موفقيت آينده است (چيزي که ما هرگز بلد نبوديم و نيستيم و در بند قبل به آن اشاره کردم: برخورد سيستمي و البته خلاقانه با شکست. چرايي‌ اين موضوع، دلايل خاص خودش را دارد که شايد يک روزي در موردش نوشتم.)

مقاله‌ي هفته (3): 10 معيار خلاقانه‌ي ارزيابي عملکرد سازمان

سنجش عملکرد سازمان با معيارهاي معمولي که همه مي‌شناسند که کاري ندارد! البته منظورم اين نيست که کاري ندارد! منظورم اين است که پرداختن به سنجش چيزهايي که همه مي سنجند که براي شما مزيتي در رقابت به همراه نمي‌آورد. بنابراين مهم است که سازمان در سيستم ارزيابي عملکردش هم خلاقانه عمل کند؛ يعني معيارهايي را بسنجد و به‌بود بدهد که حتا به فکر بقيه هم نمي‌رسند! مارک گراهام برون در مقاله‌ي اين هفته از 10 معيار ارزيابي خلاقانه‌ي ارزيابي عملکرد سازمان که در سازمان‌هاي دولتي و خصوصي مشاهده کرده است سخن مي‌گويد. اين 10 معيار ارزيابي عملکرد براي سازمان‌هاي نوين عبارتند از:

  1. اثربخشي ارتباطات؛
  2. روابط با مشتري؛
  3. رضايت کارکنان؛
  4. تصوير برند؛
  5. شاخص انحراف (اين عاليه: چقدر کارکنان اون کاري را که براش استخدام شدند انجام مي‌دهند!)
  6. شاخص اعتماد (ذي‌نفعان دروني و بيروني) به ره‌بران
  7. اذيت کردن مشتري! (مثلا مشتري چقدر براي پيدا کردن اطلاعات لازم روي وب سايت ما سر کار مي‌رود!؟)
  8. شاخص عملکرد تأمين‌کنندگان / شرکا (مثلا کار کردن باهاشون چقدر راحته)
  9. شاخص مديريت پروژه (شامل 4 زيرشاخص: عملکرد بودجه‌اي/  هزينه‌اي، زمان‌بندي، کيفيت / عملکرد، نوآوري)
  10. سرمايه‌ي نامشهود

جزييات را در اين مقاله که مي‌توانيد از اين‌جا دانلود کنيد مطالعه بفرماييد.

لينک‌هاي هفته (23)

پيش از شروع سه نکته:

  1. لينک‌هايي که به نظرم بايد حتما و تحت هر شرايطي خوانده بشوند را با رنگ قرمز از ساير لينک‌ها متمايز مي‌کنم.
  2. براي ديدن لينک‌هاي کليه‌ي قسمت‌هاي قبل، مي‌توانيد به اين‌جا مراجعه بفرماييد.
  3. اين مجموعه پست‌ها در حکم يک دفترچه‌ي يادداشت مطالب مهم براي من هستند. اگر لينک اخبار را هم مي‌گذارم، براي اين است که به نظرم برخي اخبار حداقل تيترشان بايد توسط کساني که در حوزه مشاور‌ه‌ي مديريت و آي‌تي فعال هستند، ديده شوند. بنابراين اگر تعداد لينک‌ها زياد هستند، اولا ببخشيد و ثانيا اين‌که حداقل به تيترها نگاهي بياندازيد؛ ضرر نمي‌کنيد!

با اين توضيحات لينکهاي هفته را مرور مي‌کنيم:

مديريت:

میزان حقوق یک فرد تازه کار (من هم بارها با جماعت متوهمي که امير در اين يادداشت گفته روبرو شده‌ام. بخوانيدش!) و ۴ نکته برای کسب درآمد بهتر در اولین تجربه کاری (جواناتن تازه‌کار واجب است اين را بخوانند!) (امير مهراني)

اگر واقعا دنبال مشتري هستيد، فرق نمي‌كند پيتزا بپزيد يا مغازه‌دار باشيد (آيدين کسايي)

راهنمایی برای تهیه منشور پروژه و شناسایی ذینفعان پروژه چرا و چگونه

تأثیر حرف اول نام خانوادگی بر شوق خرید! (نکته‌ي بانمک بازاريابي در يک پزشک: دکتر علي رضا مجيدي)

پیاده‌سازی و کنترل عملیات بازاریابی و دکتر محجوب، چهارراه علم، و سمینارهای بازاریابی شرکت TMBA در دانشگاه صنعتی شریف (از استاد پرويز درگي؛ اين مطلب مربوط به سخنراني دکتر محجوب را حتما بخوانيد!)

چگونه یک سخنران مصنوعی نباشیم؟

آغاز يك كسب‌وكار (بخش اول) و آغاز يك كسب‌وكار

آشنايي با مشاغل آمريكا و آشنایی با مشاغل مدیریتی در آمريكا (کار هم‌کلاسي خوب ما خانم ابوالحسن‌لو)

راه‌حل «بازاريابی اجتماعی» برای خروج از تله‌ فقر (قسمت ششم) ارزيابی و انتخاب اولویت‌های بازار هدف و راه‌حل «بازاریابی اجتماعی» برای خروج از تله فقر (قسمت هفتم) ارزیابی و انتخاب اولویت‌های بازار هدف

اخلاق در سازمان‌ها (نکته‌ي حساسي که اغلب بهش توجه نمي‌کنيم: بنيان اداره‌ي اخلاقي سازمان.)

فناوري اطلاعات:

دسترسی به اندروید مارکت بدون دردسر و محدودیت (من تازه گوشي اندرويدي خريدم؛ برم از اين پست عالي مهرداد نايب استفاده کنم! شمام بيايين …)

اینترنت در سال 2010 (مطلب بسيار خواندني آقاي جواد افتاده)

گفت وگوي خودماني با يك مهندس ارشد مايكروسافت: هميشه مطمئنم كه مديرم بيشتر از من مي داند (بسيار بسيار عالي و خواندني!)

بنیانگذار ویکی پدیا: قدرت ماورایی من خوابیدن است / پیش بینی آینده ویکی پدیا

ميلياردرها جوان‌ترین میلیاردر جهان، اعجوبه ای که مردم دنیا را به هم پیوند داد (بله؛ مارک زوکربرگ را مي‌گويد!)

8 ژوئن IPv6 رسما آزمایش می شود

درآمد 1.86 ميليارد دلاري فيس بوك از تبليغات

شخصيت شناسی از طريق توييتر (بگو چي توئيت مي‌کني تا بگويم کيستي؟ :))

مديرعامل شركت مخابرات ايران خبر داد تعرفه مخابرات افزايش پيدا مي‌كند

گوگل سه سرویس خود را روی آی‌پی‌های ایران گشود (مرورگر کروم، نرم‌افزار نقشه گوگل ارث و نرم افزار پیکاسا)

جنگ مایکروسافت با اپل بر سر نام«App Store»! (دعواي دو انحصارگر خيلي بانمکه!)

A fresh wind for offshoring infrastructure management (افزايش برون‌سپاري سرويس‌هاي زيرساختي IT سازمان‌ها به لطف فناوري مجازي‌سازي)

IT Heads Admit They Are Not Spending Enough on Innovation CIO.com (آينده‌ي IT، سرمايه‌گذاري بر روي استفاده از آن براي نوآوري است به جاي به‌کارگيري صرف آن در عمليات روزمره.)

ERP Investments to Slow in 2011 CIO.com (خريد ERP جديد کاهش مي‌يابد؛ اما بازار خدمات پشتيباني‌اش حالا حالاها داغ است. اوراکل هم قرار است يک سولوشن جديد و جامع را به زودي ارايه کند.)

No IT Budget? Workers Bring Their Own Tech CIO.com (پول خريد تجهيزات جديد را نداريد؟ بگذاريد ملت خودشان تجهيزات‌شان را بخرند؛ يعني اجازه بدهيد از آي‌فون‌ها، بلک‌بري‌ها، آي‌پدها و نت‌بوک‌هاي شخصي‌شان سر کار استفاده کنند!)

اقتصاد:

در تونس چه می گذرد؟ (مقاله‌ي عالي صادق الحسيني عزيز که اميدوارم زود به زود بنويسه!)

اقتصاد در زندگي واقعي: ارتباط فرهنگ و اقتصاد و اقتصاد در زندگي واقعي بررسي‌های اقتصادي به کمک وزنه و خط‌کش (دومي خواندني و بي‌نظير؛ دوستان تپل و قد بلند وز يبا حتما بخونند تا اعتماد به نفس‌شون بيش‌تر بشه …)

كسب‌وكارهاي بزرگ در خدمت مردم سرمایه‌داری و پیشرفت انسان (“آزادی رقابت به این معنا نیست که شما با صرف تقلید يا کپی‌برداری از دیگران می‌توانید موفق شوید. همان طور که آزادی مطبوعات هم به این معنا نیست که می‌توانید مطالبی که دیگران نوشته‌اند را بردارید و به نام خودتان چاپ کنید. این آزادی یعنی که شما حق نوشتن مطالب متفاوت را دارید. آزادی رقابت درباره خطوط آهن، به این معناست که شما آزادید چیزی اختراع کنید يا کاری انجام دهید که حمل‌و‌نقل ریلی را به چالش کشیده و حاشیه انتفاع آنها را محدود سازد. در ايالات متحده رقابت با خط آهن – در قالب اتوبوس، اتومبیل، کامیون، هواپیما و غیره – باعث شده که شرکت‌های حمل‌و‌نقلی ریلی در زمینه جابه‌جایی مسافران به شدت در مضیقه قرار گرفته و حتی کاملا شکست بخورند.پیشرفت سرمایه‌داری یعنی اینکه هر کس آزاد است تا به دیگران بهتر و ارزان‌تر خدمت کند.”) (عالي از ميزس بزرگ!)

آیا اقتصاد علم است؟ (“با وجود احتمال خلط میان علم اقتصاد و علم طبیعی ما از واژه «علم» استفاده می‌کنیم تا بر این نکته مهم تاکید کنیم که قواعد اقتصاد، عینی است. وقتی سیاستمداران آموزه‌های علم اقتصاد را نادیده می‌گیرند، برنامه‌های آنها ره به تباهی می‌برد (تصور کنید که ناسا قواعد فیزیک را نادیده بگیرد!)”)

آزادی و برنامه‌ریزی (باز هم از ميزس: اشتباه بودن برنامه‌ريزي مرکزي به اين معنا نيست که در اقتصاد آزاد، برنامه‌ريزي فردي براي خود هم غلط باشد!)

جنگ راه رهایی از رکود نيست؟ (“مشکل اقتصاد در واقع سخت بودن ایجاد هماهنگی بین تولید‌کننده و مصرف‌کننده است. این هماهنگی زمانی محقق می‌شود که تولید‌کننده با استفاده از ارزشمندترین منابع موجود، کالای مورد تقاضای مصرف‌کننده را تولید کند. به همین دلیل است که ساخت یک کانال با استفاده از یک بولدوزر و چند راننده ثروت سازتر از ساخت همان کانال با استفاده از میلیون‌ها انسان به کمک قاشق است؛ اگرچه روش دوم اشتغال بیشتری ایجاد می‌کند.”)

در گزارش «بانك جهاني» منعكس شد: روايت خارجي از اقتصاد ايران

جامعه‌شناسي، روان‌شناسي و کار حرفه‌اي:

اصل صد به صفر در روابط انساني

چرا ثروتمند نمی‌شوید ؟

حالا زمان رسیدن به هدف است!

پ.ن. 1. لطفا اگر وبلاگي، پستي يا مطلبي را من نديده بودم يا نمي‌شناسم، کامنت بگذاريد و معرفي بفرماييد براي يادگيري بيش‌تر.

پ.ن.2. اگر دوست داشتيد توئيتر گزاره‌ها را براي ديدن ايده‌ها و حال و احوال روزانه‌ي من و گودر گزاره‌ها را براي ديدن متن کامل اين مطالب و ساير مقالات و اخبار مربوط به مديريت، مشاوره، فناوري اطلاعات و البته اقتصاد، روان‌شناسي و جامعه‌شناسي (و گاهي هم که خيلي هيجان‌زده مي‌شوم، علم!) دنبال کنيد.

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (5)

ژاوي هرناندز، محبوب‌ترين بازي‌کن جهان براي من و يکي از جادوگران بارساي رؤيايي امروز، چند هفته پيش رکورد بيش‌ترين تعداد بازي براي بارسلونا را شکست. يوهان کرويف بزرگ، اسطوره‌ي باشگاه کاتالان در مطلبي در ستايش ژاوي به همين مناسبت که اين‌جا در سايت گل فارسي ترجمه شده، درس ديگري را به همه‌ي ما در زندگي‌ سازماني‌مان داده است:

راز ستاره‌ شدن در سازمان‌تان اين است: داشتن ثبات و داشتن قدرت ره‌بري!

6 پيش‌بيني براي بازار مشاوره در سال 2011

دنبال کردن اخبار بازار مشاوره‌ي مديريت در سطح جهان براي من جذابيت بسياري دارد. بعدتر در پستي مستقل به منابع خبري که مي‌توانيد از آن‌ها اين اخبار را دنبال کنيد اشاره خواهم کرد. در اين پست به 6 پيش‌بيني در مورد وضعيت بازار مشاوره در سال 2011 مي‌پردازيم:

  1. درخواست خدمات مشاوره از سوي بخش خصوصي به سودآوري آن‌ها بستگي دارد (البته جز در مواردي که قرار است بازسازماندهي يا بازمهندسي سازمان اتفاق بيفتد.) با خروج نسبي اقتصاد جهان از رکود در سال 2011، پيش‌بيني مي‌شود که حجم پروژه‌هاي مشاوره‌ براي بخش خصوصي افزايش يابد. البته صنايع زير احتمالا اوضاع به‌تري در اين زمينه خواهند داشت: انرژي و خدمات عمومي (Utilities)، کارخانه‌هاي توليدي، شرکت‌هاي مخابراتي، رسانه‌ها و شرکت‌هاي سرگرمي‌ساز و احتمالا خرده‌فروشي‌ها.
  2. هر چند در بازار داغ سياست، پروژه‌هاي مشاوره پول ـ تلف‌کن (!) محسوب مي‌شوند؛ اما پروژه‌هاي تغيير ساختار بخش دولتي يا کاهش‌دهنده‌ي هزينه‌ها اين روزها براي بخش دولتي از هر زماني واجب‌ترند. بنابراين حجم پروژه‌ها در حوزه‌ي دولت و بخش عمومي هم افزايش خواهند يافت؛ البته فقط حجم‌اش نه پول‌اش!
  3. پيش‌بيني مي‌شود که درآمد کلي صنعت مشاوره بين 5 تا 6 درصد افزايش يابد.
  4. فشارها براي کاهش هزينه‌هاي مشاوره هم‌چنان ادامه خواهند يافت؛ هر چند کم‌تر از پارسال. احتمالا تنها در حوزه‌ي خدمات مالي اين فشارها تا حدود زيادي کاهش خواهند يافت. به همين دليل است که سودآوري صنعت مشاوره به افزايش تعداد روزهايي که پروژه وجود دارد (کو پروژه!؟) وابسته مي‌شود؛ بنابراين حجم پروژه‌هاي مشاوره افزايش خواهد يافت. بنابراين بازاريابي در صنعت مشاوره در سال پيشِ رو، از اهميتي استراتژيک برخوردار خواهد بود.
  5. فقط درآمد مشاوراني افزايش خواهد يافت که کارفرماي‌شان را عوض کنند. اوضاع مالي صنعت بسيار خراب است؛ بنابراين دستمزدها و مزايايي که چند سال است ثابت مانده‌اند تغيير چنداني نخواهند کرد. اما همان طور که در پيش‌بيني‌هاي قبلي ديديد، رقابت در صنعت مشاوره با توجه به رکود آن افزايش خواهد يافت؛ بنابراين جذب مشاوران متخصص به يک سلاح استراتژيک شرکت‌هاي مشاوره در اين رقابت تبديل خواهد شد. به همين دليل است که احتمالا مشاوراني که بخواهند کارشان را عوض کنند، مي‌توانند دستمزدهاي‌شان را افزايش دهند. افزايش شديد نرخ استخدام شرکت‌هاي بزرگ مشاوره تا حدودي نشان‌دهنده‌ي همين موضوع است. و به همين دليل است که در سوي مقابل، حفظ نيروي انساني متخصص در سازمان، براي شرکت‌هاي مشاوره حياتي است.
  6. در پيش‌بيني شماره‌ي 5 به اين پيش‌بيني اشاره شد: اوضاع استخدام در صنعت مشاوره بهبود چشم‌گيري خواهد يافت. البته براي مشاوران متخصص نه آدم‌هاي تازه‌کار و کارشناسان بي‌تخصص همه فن حريف!

پ.ن. 2 و 4 و 5 با شرايط بازار مشاوره در ايران هم مشابهت دارند. مشاوران ايراني لازم است به اين سه پيش‌بيني توجه عميقي بکنند.

منبع

معرفي ابزار (1): Mind Mapper

از اين به بعد هر از چند گاهي ابزارهاي به درد بخوري را که براي کار مشاوره به ذهنم مي‌رسد و استفاده مي‌کنم، معرفي خواهم کرد. اولين ابزار، نرم‌افزاري است براي کار جالبي به نام ترسيم نقشه‌هاي ذهني که امير مهراني کامل در موردش توضيح داده. به صورت خلاصه، نقشه‌ي ابزاري است سيستمي که به شما اجازه مي‌دهد به افکار و ايده‌هاي خود نظم بدهيد. نقشه‌ي ذهني حول يک ايده‌ي مرکزي شکل مي‌گيرد. مثال بارزش فرايند حل مسئله در حوزه‌ي مشاوره است. شما مسئله‌اي داريد که مي‌خواهيد حل‌اش کنيد؛ ايده‌ها يا سناريوهاي حل مسئله در اطراف اين ايده‌ي مرکزي قرار مي‌گيرند. يک کاربرد ديگرش در ثبت ايده‌ها در هنگام برگزاري جلسات توفان مغزي است. در هر حال ترسيم نقشه‌هاي ذهني براي نظم‌دهي به افکارتان و توليد ايده‌ي جديد بسيار مجرب است!

براي ترسيم نقشه‌هاي ذهني ابزارهاي مختلفي وجود دارد؛ از ابزارهاي آن‌لاين تا آف‌لاين. در سطح جهان و در ايران، شناخته شده‌ترين ابزار براي اين کار نرم‌افزار Mindjet Mind Manager است. مايند منيجر نرم‌افزار بسيار خوبي است؛ اما يک ايراد اساسي دارد و آن هم عدم پتشيباني از زبان فارسي است.

مدت‌ها دنبال راه‌حل اين مشکل مي‌گشتم تا اين‌که اين نرم‌افزار جايگزين را پيدا کردم. Mind Mapper حتا از مايند منيجر نرم‌افزار به‌تري است؛ کتابخانه‌ي بسيار کاملي از آيکون‌ها و نمودارهاي مربوطه داره. از نظر گرافيکي به‌تر از مايند منيجره. مي‌تونه خروجي به ورد و اکسل و پاورپوينت و … براتون درست کنه. مثلا يک کاربرد جالب‌اش اينه که شما در جلسه‌ي توفان فکري، ايده‌ها را ثبت کنيد و بعد بلافاصله خروجي پاورپوينت‌اش را بگيريد و براي همه پرزنت کنيد و باعث شويد دهان همه‌ي آن‌ها از تعجب باز شود! 🙂

نسخه‌ي کرک شده‌ي اين نرم‌افزار عالي را از اين‌جا با حجم حدود 40 مگابايت به صورت مستقيم دانلود کنيد.

ايده‌هاي هفته‌ (3)

اين هم ايده‌هاي اين هفته:

  • انواع شکست‌ها در سازمان‌ها: آزمايش‌هاي ناموفق، شکست‌هاي سيستمي، انحراف از فرايندها، استانداردها و چارچوب‌ها.
  • صحت يک موضوع با داشتن سه ويژگي حاصل مي‌شود: صدق، قابليت اعتماد يا پايايي (Reliability) و اعتبار يا روايي (Validity).
  • استراتژي فقط به بهره‌گيري از نقاط قوت سازمان براي دست‌يابي به پيروزي نمي‌پردازد؛ يادمان نرود که بخشي از کار استراتژي‌ها پوشش نقاط ضعف سازمان است!

پ.ن. پست مقاله‌ي هفته احتمالا فردا صبح منتشر مي‌شود.

خروج از نسخه موبایل