اين هم بخشهايي از گفتگوي اميد روحاني با عباس کيارستمي دربارهي رونوشت برابر اصل:
ـ تراژدي سرنوشت بشر است … اين تراژدي بشري است که آدمها همديگر را نميفهمند و وقتي از دست ميدهند باز معناياش اين نيست که فهميدهاند بلکه ميکوشند از دست دادهها را دوباره به دست بياورند. مثل قماربازي که در يک کازينو ميبازد اما ادامه ميدهد چون تلاش ميکند باختاش را جبران کند و به همين دليل دوباره از دست ميدهد و اين يک بار اتفاق نميافتد … تراژدي سرنوشت بشري است، بشر کاري نميتواند بکند. اگر نشانهي بدبيني مفرط من نباشد، دارم ميگويم که محتوم است. فهم اينکه ناگزير يا محتوم است گاهي کمک ميکند که مصايب آن را بهتر تحمل کنيم …
ـ ميکوشم از از هر حدس و گمان و آيندهنگري فرار کنم. به فردا فکر نميکنم. رؤيابافي نميکنم. به دليل شرايط سنيمان البته ميطلبد که کمي رؤيابافي کنيم چون من، دست کم، آدم گذشته نيستم. گذشته را که گذشته ميدانم و حال را هم که داريم از دست ميدهيم، بنابراين، واقعيت اين است که تنها چيزي که برايمان ميماند همين آينده است، رؤياست …
