رويکرد بنياد کيفيت و بهره‌وري آمريکا به پروژه‌هاي بهينه‌کاوي

بهينه‌کاوي (Benchmarking) از آن مفاهيمي است که در سال‌هاي اخير در ايران و پروژه‌هاي مشاوره مديريت و آي‌تي بسيار مد شده است. بهينه‌کاوي عموما براي اين انجام مي‌شود که ببينم کساني که کسب و کاري مثل ما دارند و چه کارهايي را به چه شکل و با چه ابزارهايي (به‌ويژه ابزارهاي فناوري اطلاعات) انجام مي‌دهند. وقتي کار به صورت مقايسه‌ي چند سازمان مشابه انجام شود، مي‌توانيم از اعتبار “بهينه بودن” راه‌کارهاي شناسايي شده اطمينان بيش‌تري حاصل کنيم. الگوبرداري مي‌تواند ما را مطمئن کند که داريم درست عمل مي‌کنيم يا اگر نه، به کجا بايد “چنين شتابان” برسيم!
راه‌نماهاي بسياري براي انجام پروژه‌هاي بهينه‌کاوي هم تدوين شده است که شايد بعدا بعضي‌هاي‌اش را اين‌جا گذاشتم. عجالتا اين پست در مورد ويدئوي ضبط شده‌ي وبيناري (نوعي ويدئو کنفرانس تحت وب) است که رويکرد بنياد کيفيت و بهره‌وري آمريکا (APQC) را به پروژه‌هاي بهينه‌کاوي نشان مي‌دهد.
يکي از حوزه‌‌هاي تحقيقاتي اصلي اين بنياد، بهبود رويکردها، روش‌ها و ابزارهاي انجام بهينه‌کاوي است که البته به ماهيت وجودي آن بر مي‌گردد: فلسفه‌ي اصلي رويکردهاي مختلف کيفيت، بهبود مستمر در حوزه‌هاي مختلف کاري سازمان است. APQC به‌عنوان مرکز کيفيت و بهره‌وري آمريکا به دنبال جمع‌آوري و مستندسازي و اشاعه‌ي همه‌ي آن چيزي است که در شرکت‌هاي برتر دنيا براي بهبود مستمر انجام مي‌شود؛ و خوب اين چيزي نيست جز استفاده از بهينه‌کاوي! به همين دليل است که اين بنياد بخشي از فعاليت‌هاي‌اش را به پژوهش در زمينه‌ي بهبود خود بهينه‌کاوي اختصاص داده است.
در روزهاي آخر سال 2009 ميلادي،  APQC نتايج تحقيقات خود را در اين زمينه در قالب وبيناري ارايه کرد؛ وبيناري که به نوعي بهينه‌کاوي پروژه‌هاي بهينه‌کاوي است! اين وبينار را از اين‌جا دانلود کنيد.

درسي براي برنامه‌ريزي

يکي از دوستان اي‌ميلي براي‌ من فرستاده بود با موضوع مديريت زمان. نکات جالبي در اين اي‌ميل وجود داشت؛ اما يک نکته‌اش براي من خيلي جالب بود. نکته‌اي که مي‌تواند فراتر از مديريت زمان در برنامه‌ريزي براي هر کاري مورد استفاده قرار بگيرد: وقتي داريد برنامه‌ريزي مي‌کنيد هدف‌تان را جلوي چشم‌تان بگذاريد و همه بلاهايي که ممکن است در مسير دستيابي به هدف‌تان بر سر شما بيايد، همه‌ي محدوديت‌هايي که ممکن است با آن‌ها مواجه شويد و همه‌ي ريسک‌هاي پيش رو را در نظر بگيريد. بعد کارتان را بر اين اساس برنامه‌‌ريزي کنيد. خوبي اين روش اين است که در عمل احتمالا اغلب آن محدوديت‌ها را نخواهيد داشت و در نتيجه پروژه يا کارتان خيلي به‌تر از پيش‌بيني‌تان انجام مي‌شود و چون پيش‌بيني همه‌ي اتفاقات بد را کرده‌ايد راه‌کار حل آن‌ها را هم دم دست داريد. خوب وقتي اين طوري باشد، طبيعي است که شما هم خوشحال مي‌شويد و انگيزه‌ي انجام کارتان افزايش مي يابد!

البته در عمل به نظرم انجام اين کار بسيار مشکل است؛ ولي خوب امتحان کردن‌اش خيلي ضرري ندارد.