نشستهام و دارم فهرست مقالات کنفرانس بينالمللي فناوري اطلاعات را ميبينم و افسوس ميخورم به حال جامعه علمي اين کشور. متأسفانه بايد اين کليشه را تکرار کرد که ما مدام از توليد علم و پيشرفت علمي سخن ميگوييم و وقتي پاي عمل ميرسد …
در فهرست مقالات اين کنفرانس نکات جالب و در عين حال تأسفبرانگيزي به چشم ميخورد:
1. وفور تحقيقات غيرکاربردي و بدون ارزش افزوده و بعضا غلط (نمونه: “راهکارهاي اصلاح الگوي مصرف در استفاده از اينترنت در سطح ملي” يا “تحليل صنعت نرمافزارهاي متنباز در ايران با استفاده از مدل پنج نيروي پورتر”)
2. ترکيبهاي عجيب و غريب مدلها و تئوريها که نتيجهاي جز پيچيدگي بيثمر ندارند (نمونه: “ارائه چهارچوب تلفيقي BSC و EFQM جهت ارزيابي دانش سازماني”)
3. ارايه کارهاي پيش پا افتاده و بسيار مقدماتي بهعنوان مقاله و تحقيق (طراحي پورتال تداركات الكترونيكي بر اساس زبان مدلسازي يكپارچه)
و بسياري موارد ديگر از اين دست.
در سالهاي اخير تلاش کردهام هميشه کنفرانسهاي علمي مرتبط با حوزه کاري و درسيام ـ فناوري اطلاعات و مديريت ـ را دنبال کنم (البته به دليل اشکالاتي مثل موارد سه گانه مذکور هيچ وقت هم در اين کنفرانسها شرکت نميکنم که وقت و پول و عمرم را تلف کنم!) و متأسفانه تا به امروز مقاله قابل توجهي را هم در اين کنفرانسها نديدهام که واقعا چيزي را به دانش و تجربه من اضافه کند.
هدف از برگزاري اين کنفرانسها چيست؟ تشويق پژوهش؟ به اشتراکگذاري دانش؟ نمايش پيشرفت علمي کشور؟ آشنايي مديران با تحولات روز؟ ارتقاي رتبه علمي پژوهشگران د انشگاهي؟ يا صرف مقاله دادن و کنفرانس برگزار کردن؟ متأسفانه کنفرانسهاي ما قرار است ترکيبي از همه اين هدفها را کنار هم ارايه بدهند و خوب نتيجهاش هم معلوم است. چيزي که من از بررسيهايام روي کنفرانسهاي بينالمللي غيرايراني متوجه شدهام اين است که کنفرانس علمي فقط هدفاش به اشتراکگذاري دانش ميان پژوهشگران است و بس.
کنفرانسعلمي جاي ياد گرفتن و آشنا شدن مديران با مفاهيم علمي نيست و جاي کلاس درس را نميگيرد. کنفرانس علمي جاي آدمهاي ضعيفي نيست که از عهده انجام دادن کوچکترين کار عملي و حتي نظري بر نميآيند و به دليل ساختار بيمار کنفرانسهاي علمي ايراني، دهها مقاله را در رزومهشان رديف ميکنند و ادعاي پژوهشگر بودن را دارند. کنفرانس علمي جاي کپي پيست کردن و به هم چسباندن چند تا مقاله و حداکثر مباحث چند تا کتاب کنار هم نيست (چيزي که متأسفانه شايد حدود 90 درصد مقالات را در بر بگيرد.) کنفرانس علمي جاي ارايه مطالب و مدلهاي عجيب و غريب و غلط نيست! (يکي از دوستان که الان دارد در خارج از کشور دکتراي فناوري اطلاعات ميخواند به من ميگفت که الان متوجه شده است که مدل پاياننامه کارشناسي ارشدش در ايران که براساساش يک مقاله هم در يکي از کنفرانسهاي بينالمللي ايراني ارايه داده، کاملا غلط است!) و بسياري موارد ديگر …
اين را هم بگويم که تابستان امسال من در يک کنفرانس علمي داخلي با يک مقاله شرکت کردم که البته به مرحله ارايه شفاهي نرسيد و تنها در کتاب کنفرانس چاپ شد. ديدن مقاله چاپ شده آدم حسابي کيف دارد؛ هر چند که الان به اين فکر ميکنم که کيفيت واقعي آن مقاله از نظر علمي شايد فرقي با مقالات اين کنفرانس بينالمللي نداشت و کاش، صبر ميکردم و در اين کنفرانس شرکت ميکردم!!!
از شوخي گذشته اگر واقعا ميخواهيد پژوهش جدي بکنيد، ژورنالها و کنفرانسهاي داخلي را بيخيال شويد. با اين وضعيت تأسفبار تنها راه سنجش عيار واقعي يک پژوهشگر تلاش براي چاپ مقاله در يک ژورنال معتبر است (البته نه لزوما ISIهاي مورد تأييد وزارت علوم ايران که هر روز بيشتر از ديروز اعتبار خودشان و فرايند داوريشان معلوم ميشود!) البته اگر هدف واقعيتان کار علمي است و نه صرف مقاله دادن، لذت بردن از چاپ آن و صد البته پز دادن!

در حال حاضر، اين موضوع عادي شده و من تعجب ميكنم كه شما و من تعجب كرديم از اين موضوع؛ در واقع هدف مقاله دادنه و نه حل مشكل يا ارائه روشهاي نوين و از اين حرفها…
باور كن