حکمتها (4)
قلب، کتاب چشم است … (هر چه چشم ببيند لاجرم در دل نشيند!)
حکمت 409 ـ نهجالبلاغه
قلب، کتاب چشم است … (هر چه چشم ببيند لاجرم در دل نشيند!)
حکمت 409 ـ نهجالبلاغه
با درد خود بساز، همان سان که او با تو ميسازد!
حکمت 27 ـ نهجالبلاغه
از آنچه پديد نيامده مپرس، که آنچه پديد آمده براي سرگرمي تو کافي است …
حکمت 364 ـ نهجالبلاغه
اگر به آنچه ميخواستي نرسيدي، از آنچه هستي نگران نباش!
حکمت 69 ـ نهجالبلاغه
پ.ن. فردا شب 19 ماه مبارک، شب ضربت خوردن مولا علي (ع) و اولين شب قدر است. اين چند شب، سعي ميکنم که هر شب يکي از حکمتهاي مولا را انتخاب کنم و اينجا بنويسم. پيشاپيش التماس دعا.
آدمهاي غمگين، خودخواه، بدجنس و بي انصافند و کمتر از ديوانهها قادر به تفهيم و تفاهم يکديگرند. غم، هيچگاه بشر را متحد نميسازد؛ بشر را به نفاق وا ميدارد. و اگر به خيال کسي ميرسد که اتحاد بشر با تعميم اندوه و غم امکانپذير است؛ اشتباه ميکند. در دنياي مردمان غمگين نسبت به مردمان خوش و راضي، ستمها و جورهاي بيشتري روي ميدهد.
آنتوان چخوف
آينده متعلق به کساني است که به زيبايي رؤياهاي خويش باور دارند …
النور روزولت
دنياي غيرممکنها نام مخصوصي دارد که به آن اميد ميگوييم!
يوستين گرودر؛ دختر پرتقالي
پ.ن.1. اين کتاب را توصيه ميکنم حتما بخوانيد؛ داستاني است بسيار بسيار زيبا، جذاب و پرمعنا.
پ.ن.2. اين 199مين پست گزارهها بود. براي پست 200ام ايدهاي دارم که فردا خواهيد ديد.
پوسيدگي هر تمدن، خود را با علائم غريبي نشان ميدهد: مثلا در اين حقيقت که ديوارهاي سنگي زندان، براي حفاظت جامعه از شر زنداني نيست، بلکه براي حفاظت زنداني از شر جامعه است!
آرتور کوستلر؛ گفتگو با مرگ
اين برعهدهي ما است که مبارزه کنيم، پايداري کنيم، تاب بياوريم و ـ اگر بتوانيم ـ باقي بمانيم.
ويليام فاکنر