چرا درآمد زنان هنوز از مردان كم‌تر است؟

از سال‌ها قبل موضوع تبعيض نسبت به زنان در محيط كار ـ به‌ويژه در زمينه‌ي حقوق و دست‌مزد ـ براي من بسيار مهم بوده است. اولين باري كه با اين موضوع مواجه شدم، زماني بود كه خواهران عزيزم تازه شاغل شده‌ بودند و من ـ كه هنوز دانش‌جوي كارشناسي بودم ـ مي‌ديدم با وجود دانش و تخصص بالا و تلاش زيادي كه مي‌كنند، چقدر حقوق پاييني در قياس با هم‌تايان مردشان دريافت مي‌كنند و اين تازه جداست از مشكلات ديگري كه براي زنان در تمامي دنيا وجود دارد. وقتي خودم شاغل شدم هم كه با وضوح با اين ماجرا مواجه شدم و مي‌ديدم چقدر راحت توانايي‌ها و تجربيات يك هم‌كار خانم من نسبت به همكار مردِ ضعيف‌ترش ناديده گرفته مي‌شود.

در همين راستا بود كه چند وقت پيش مقاله‌اي را با عنوان جنسيت نبايد مهم باشد ولي هنوز هست در اين زمينه ترجمه كردم. در آن مقاله شواهدي در مورد شكاف قابل ملاحظه‌ي جنصيتي ميان مردان و زنان در محيط‌هاي كاري ارائه شده بود. اخيرا اين مقاله‌ي سايت مدرسه‌ي مديريت وارتون دانشگاه پنسيلوانيا را ديدم كه با رويكرد جالبي علت وجود اين تبعيض را در حوزه‌ي درآمد بررسي كرده بود. بنابراين در اين پست خلاصه‌اي از مقاله‌ي ماتيو بديول و ركسانا باربالسكو را براي‌تان مي‌نويسم:

1- فرض اصلي نويسندگان اين بوده كه علت اصلي عدم حضور زنان در شغل‌هاي پردرآمد در قياس با زنان اين است كه زنان براي اين شغل‌ها درخواست كار ارائه نمي‌دهند. آن‌ها اين فرضيه را در عمل به اين شكل مي‌آزمايند: از تعدادي زن و مرد كه قرار بود وارد يك دوره‌ي يك ساله‌ي MBA شوند، پرسيدند قصد دارند بعد از فارغ‌التحصيلي در چه شغلي مشغول به‌كار شوند؟ اين سؤال در سه مرحله‌ي ديگر هم از افراد پرسيده مي‌شود: بلافاصله بعد از فارغ‌التحصيلي، بعد از ارسال درخواست كار براي كارفرماها و در نهايت پس از پذيرفته شدن و شروع به‌كار در يك شغل مشخص. اگر چه در ابتداي شروع به تحصيل در دوره‌ي MBA ميزان اطمينان زنان و مردان نسبت به موفقيت در گرفتن شغل دل‌خواه‌شان مساوي بود (به‌استثناي فعاليت در زمينه‌ي بانكداري سرمايه‌اي)، در نهايت فرضيه‌ي تحقيق تأييد مي‌شود.

2- نويسندگان براي تببين علل وقوع چنين وضعيتي مدلي طراحي مي‌كنند كه شامل سه عامل تأثيرگذار بر تصميم متقاضيان براي ارائه‌ي درخواست كار مربوط به يك حوزه‌ي كاري است. اين سه عامل عبارتند از:

الف ـ ترجيحات متقاضي در زمينه‌ي آن‌چه از شغل‌ش مي‌خواهد (مثلا حقوق مكفي، انعطاف‌پذيري و …)؛

ب ـ تعريف و ديدگاه سنتي جامعه در مورد ويژگي‌هاي فرد شاغل يك شغل مشخص؛

ج ـ ميزان اطمينان فرد نسبت به موفقيت در آن شغل.

طبق تحليل آن‌ها سه عامل مذكور به‌ شكل زير روي تصميم زنان براي عدم ارسال درخواست كار مربوط به مشاغل پردرآمد تأثيرگذار است:

الف ـ ترجيحات: زنان اغلب مشاغلي را ترجيح مي‌دهند كه در آن‌ها توازن ميان زندگي شغلي و شخصي وجود داشته باشد. بنابراين آن‌ها براي فعاليت در وال‌استريت و شركت‌هاي مشاوره (كه با استرس و حجم بالاي كار و حتي سفرهاي طولاني‌مدت همراه هستند) تمايلي نشان نمي‌دهند.

ب ـ تعريف از شاغل: به‌صورت سنتي بسياري از صنايع، مردانه محسوب مي‌شوند و در نتيجه زنان براي كار در آن‌‌ها درخواست كار نمي‌دهند و به‌سراغ صنايعي مي‌روند كه از گذشته زنان، بيش‌تر در آن صنايع مشغول به‌كار بوده‌اند.

ج ـ احتمال موفقيت: زنان فكر مي‌كنند در گرفتن شغل در مشاغلي مانند بانكداري سرمايه‌اي موفق نخواهند شد. بنابراين اصلا براي اين مشاغل اقدام نمي‌كنند (اين در حالي است كه پروفسور بيدول مي‌گويد زناني كه اقدام مي‌كنند به‌اندازه‌ي مردان موفق‌اند!)

3- نكته‌ي جالب اين‌جاست كه اگر چه قوانيني وجود دارند كه شركت‌هاي فعال در صنايع پردآمد را به استخدام زنان ملزم مي‌كنند، اما اين قوانين شركت‌ها را به گماشتن زنان در مشاغل پردآمد يا ارتقاي زنان به پست‌هاي رده‌ي بالاي سازماني مجبور نمي‌كنند!

4- نكته‌ي جالب ديگر اين است كه سازمان‌هاي فعال در صنايعي كه زنان در آن‌ها كم‌تر به‌كار مشغول‌اند، به‌دليل كم بودن حضور زنان در سازمان خود، تمايلي به تغيير دادن خود به‌شكلي كه با اولويت‌هاي شغلي زنان سازگار شوند، ندارند.

5- نويسندگان تأكيد دارند كه نتايج تحقيق آن‌ها بر گروهي محدود از افراد بامهارت و دانش‌آموخته‌ي MBA تأكيد دارد و براي تأييد كامل نظريه‌ي آن‌ها لازم است تحقيقات بيش‌تري صورت پذيرد.

6- نكته‌ي آخر هم اين‌كه مردان معمولا هيچ گزينه‌اي جز داشتن بالاترين درآمد ممكن را ندارند. اما براي زنان لزوما اين‌طور نيست.

پ.ن. این مطلب قبلا در “سایت زنان و قوانین در جوامع مسلمان” این‌جا منتشر شده است.

آيا کار بر زندگي شما مسلط شده است؟

نويسنده: جيل کورکيندل / مترجم: علي نعمتي شهاب

وقتي چند سال پيش يک شرکت بزرگ را براي راه‌اندازي کسب و کار خودم ترک کردم، تصور يک زندگي ساده و مؤثر را داشتم که در آن پروژه‌هاي جديد و اقدامات تغيير زمان کم‌تري را از من خواهند گرفت. من مي‌توانستم تصميم بگيرم دوست دارم چقدر کار کنم و ضرورتا همين طور در مورد اين‌که چه کارهايي را دوست ندارم انجام دهم. براي اولين بار در زندگي‌ام من مي‌توانستم از تصميم‌گيري در مورد اين‌که چه کاري را چه موقعي انجام دهم، لذت ببرم.

مدتي بعد با واقعيت روبرو شدم. وقتي شما يک کسب و کار کوچک را شروع مي‌کنيد، مجبوريد ساعت‌هايي زيادي را براي راه‌اندازي آن کار کنيد. بازاريابي، اداره‌ و توسعه‌ي کسب و کار همگي به اندازه‌ي خود انجام کار زمان مي‌برند و شما هر کاري را که پيشنهاد شود را قبول مي‌کنيد. من بدترين رئيس خودم شده بودم که اهداف غيرواقعي تعيين مي‌کردم، مدام پروژه‌هاي جديد شروع مي‌کردم و فهرست‌هاي طولاني کارهاي در دست اقدام (To-Do List) مي‌نوشتم. سپس به خودم دستور مي‌دادم که: “کار را انجام بده!”؛ چيزي که بايد اغلب در نقاط دورافتاده‌ي دور دنيا انجام مي‌شد، پروژه‌هاي بلند مدت را توسعه مي‌داد و به‌عنوان يک کسب و کار موفق در خانه ادامه مي‌يافت.

من متوجه شدم که دارم ساعت‌هاي زيادي کار مي‌کنم، بسيار به نقاط دور سفر مي‌کنم و در آخر هفته‌ها هم کار مي‌کنم؛ بدون اين‌که حتي بتوانم به فعاليت‌هاي روزانه‌ام برسم. پروژه‌هاي بلند که ديگر به کنار! زمان من ناپديد مي‌شد، زندگي شخصي من در درجه‌ي دوم اهميت قرار گرفته بود و من گاهي اوقات از شدت استرس و فشار کاري ناخوش مي‌شدم. مشخص بود يک جاي کار اشکال دارد.

يکي از جنبه‌هاي مورد علاقه‌ي مربي‌گري براي من حجم زياد مطالبي است که مي‌توانيد در کار کردن با ديگران در مورد خودتان ياد بگيريد. بسياري از مديران ارشدي که من مربي‌شان بوده‌ام با مشکلاتي همانند من روبرو بودند؛ البته در سطحي بسيار وسيع‌تر: آن‌ها زير فشار دائمي اضافه‌کاري و استرس ناشي از فناوري جديد، جهاني‌سازي، تقاضا براي نوآوري و کاهش نيروي انساني بودند. فراتر از اين‌ مشکلات، بسياري از آن‌ها مجبور بودند در يک سازمان داراي ساختار ماتريسي کار کنند؛ چيزي که به اين معنا بود که آن‌ها بايد در برابر بيش از يک رئيس پاسخ‌گو مي‌بودند. به‌علاوه از آن‌ها خواسته مي‌شد نتايج بيش‌تري را به صورت کاراتر، سريع‌تر و با نيروي انساني کم‌تر به دست آورند.

در بسياري از نقش‌هاي شرکتي، اين هدف با دادن کارهاي بيش‌تر به افراد با قابليت بالا به دست مي‌آيد؛ کاري که به استرس و خستگي و دل‌زدگي و اخراج مديران داراي کارايي کم‌تر منجر مي‌شود. اغلب مديران ارشدي که من مربي‌گري‌شان را کرده‌ام به اندازه‌ي دو مدير ارشد تمام وقت کار مي‌کنند. اندرو را در نظر بگيريد: مدير ارشد مالي (CFO) يک خرده‌فروشي بريتانيايي که اخيرا به پست مدير ارشد عملياتي (COO) ارتقا يافته است. از او خواسته شده هم‌زمان هر دو شغل را تا زماني در سال آينده که يک جانشين براي پست مدير ارشد مالي تعيين شود، داشته باشد. او معاوني دارد که فردي بسيار بي‌تجربه در نقش مدير ارشد مالي است؛ چيزي که به معناي زمان‌هاي اضافه کاري بسيار طولاني براي اندرو و داشتن تشويش دايمي در مورد اين‌که هيچ يک از دو کار درست انجام نشوند، است. اندرو مي‌گويد کيفيت کار او به دليل گسترده بودن توجه او به جنبه‌هاي گوناگون مسائل شرکت، تحت تأثير منفي قرار گرفته است. و زماني که او خسته مي‌شود؛ گه‌گاه با ترسي فلج‌کننده روبرو مي‌شود که نکند کاري به‌شکل وحشت‌ناکي اشتباه پيش برود!

البته چنين موقعيتي در بلند مدت ناپايدار است. اگر اندرو به تلاش براي انجام هر دو نقش ادامه دهد؛ خستگي او افزايش خواهد يافت و او در خطر ترک شغل‌اش و از آن بدتر از دست رفتن سلامتي‌اش قرار خواهد گرفت (حتي اگر اين خطر در حد خستگي و دل‌زدگي باشد.) براي شرکت او اين ريسک وجود دارد ‌که اندرو احساس کند اين فشار کاري ارزش‌اش را ندارد و در نتيجه تصميم بگيرد آن‌جا را ترک کند و کاري پيدا کند که شرايط بهتري داشته باشد،.

خوب اگر در شرايطي مثل اندرو قرار داشتيد و اگر در سازماني کار مي‌کنيد که کار زياد در آن تبديل به نرم و ارزش شده است، چه بايد بکنيد؟ يا احتمالا اگر مثل من کارآفريني هستيد که بدترين رئيس خود شده‌ايد و خود را به تاراج زندگي‌تان تهديد مي‌کنيد، بايد چه کنيد؟

من سه گام فوري را به شما پيشنهاد مي‌کنم؛ گام‌هايي که بايد به شکلي انجام شوند تا زندگي کاري شما به سامان درآيد:

1. زمان‌‌تان را بي‌رحمانه مديريت کنيد و اولويت‌هاي روشني مشخص کنيد: اين اغلب براي مديران ارشد يک الهام است که تحليل کنند زمان‌شان در طول هفته دقيقا در کجا صرف مي‌شود؛ در جلسات بي‌نتيجه، با اعضاي متقاضي تيم، دنبال کردن رئيس يا خيره شدن به فهرستِ در حال رشدي از فعاليت‌ها. بنابراين مشخص کنيد چقدر زمان براي کارتان لازم داريد (من پيشنهاد مي‌کنم يک سقف بين 50 تا 55 ساعت را تعيين کنيد) و سپس اين زمان‌ها را همان‌طور که پول‌تان را مديريت مي‌کنيد مديريت کنيد: آن‌ها را هدر ندهيد!

کارهاي واقعا ضروري که بايد انجام شوند و چيزهاي مهم براي خودتان در بلند مدت را در نظر بگيريد. استراتژي‌تان را با دقت بررسي کنيد و اهميت استراتژيک اهداف، فعاليت‌ها و پروژه‌ها را مشخص کنيد و ضروري‌ترين موارد را تعيين کنيد. انرژي خود را بر اين موارد متمرکز کنيد و مطمئن شويد که به صورت منظم زمان کافي را براي تفکر دقيق در مورد استراتژي‌ و کارهايي که انجام مي‌دهيد، کنار گذاشته‌ايد. زماني را هم براي تجديد انرژي در نظر بگيريد.

2. وقتي اولويت‌هاي‌تان را مشخص کرديد و تصميم گرفتيد کجا زمان‌تان را صرف کنيد، فهرستي از کارهايي که مي‌توانيد حذف کنيد، تهيه کنيد. مديران ارشد در درست کردن فهرست کارهاي لازم‌الاجرا و طراحي پروژه‌هايي جديد و تعيين ابتکارات لازم عالي هستند؛ اما از اين پس کارهايي که نبايد انجام دهيد را فهرست کنيد. اقدامات اغلب در مسائل و فرايندها گير مي‌کنند يا مديران ارشد نمي‌توانند اجازه بدهند به دليل سرمايه‌بري بالاي آن‌ها ادامه يابند. بنابراين باز هم بي‌رحم باشيد: براي خودتان روشن کنيد که متوقف کردن پروژه‌ها به معناي شکست شخصي نيست؛ اين کار تنها کنار گذاشتن پروژه‌هاي هدردهنده‌ي انرژي است: يعني کنار گذاشتن پروژه‌ها و ابتکارات قديمي که به هيچ جايي ختم نمي‌شوند و تلاش براي تمرکز بر پروژه‌هايي که نتيجه‌بخش هستند.

اگر نمي‌توانيد تصميم بگيريد، از همکاران‌تان بپرسيد ادامه‌ي چه پروژه يا ابتکار و اقدامي هدردهنده‌ي زمان است و آن‌ها بدون ترديد فهرستي را جلوي شما خواهند گذاشت. اگر ترديد داريد خودتان را مجبور کنيد تا حداقل يک پروژه را در زماني که تصميم گرفتيد پروژه‌ي جديدي شروع کنيد، کنار بگذاريد. حواس‌تان به خطر کار زياده از حد باشد: انرژي يک منبع محدود است و شما بايد از آن‌ به ‌درستي بهره بگيريد.

3. همواره دو اصل بالا را به رئيس‌تان ـ يا خودتان ـ يادآوري کنيد تا مطمئن شويد انجام اقدامات و ابتکارات بي‌پايان را در سر نمي‌پروراند و انرژي‌تان را بر پروژه‌هاي کليدي متمرکز کرده‌ است. اگر رئيس شما در تعيين اولويت‌ها ضعف دارد، پيش از آغاز صرف زمان روي يک پروژه‌ي جديد مطمئن شويد او واقعا به آن متعهد است. يکي از مشتريان من روش مؤثري براي مديريت رئيسي که به صورت دايمي ايده‌هاي جديد و ابتکارات او را رد مي‌کرد داشت: او تنها به درخواست‌هاي رئيس‌اش وقتي پاسخ مي‌داد که آن‌ها را سه بار تکرار مي‌کرد؛ چرا که مي‌دانست تنها درخواست‌هاي مهم به بار سوم مي‌رسند.

منبع

لینک‌های هفته (۱۱1)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

در خيانت نرخ ساعتي (محمد حسين واقف؛ شاهد قدسي) (نقد دوست خوبم بر اين پست گزاره‌ها)

20 اصول قیمت‌گذاری پروژه برای فری‌لنسرها (فرزاد محسن‌وند؛ وب‌‌هاب) (اين يكي هم مطلبي ديگر مربوط به همون مطلب من)

برنامه 5 ساله کاری (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) 

چه زمانی برای هنرمند شدن مناسب است؟ (رضا بهرامي‌نژاد)

مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار:

آجر به آجر (رضا بهرامي‌نژاد) (عااااالي! به‌ترين مطلب هفته)

آیپالس 19: گپی با اسد صفری موسس اسکرام ایران (آي‌كلاب) (به‌به!) 

درخت مسئله: آزمون فرضیه به شیوه مکنزی (ابراهيم حيدري)

تفاوت و رابطه تجربه کاربری و کاربردپذیری (اسما كروبي؛ آي‌كلاب)

ICB چیه؟ (نادر خرمي‌راد) 

۳ دلیل ابتدایی شکست پروژه (مهدي عامري؛ PMPlus) 

بازاریابی به اندازه (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد) 

محافظت از دارایی‌های سازمانی با کمی دقّت و کمی تکنیک (محسن احمدي، گاه‌نوشته‌ها) 

بازسازی روحیۀ کارکنان (محمد سالاري) 

Evernote به کارکنانش بابت تمیز و مرتب شدن خانه‌هایشان، پول می‌پردازد! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

زمانی برای طراحی ریسپانسیو (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) 

مشکلی وجود دارد: کمتر کسی می‌داند که ویندوز آر تی دقیقاً چیست (نارنجي) 

ماریسا مه‌یر اولین خرید خود در یاهو را انجام داد (وبلاگينا) 

در کنفرانس امشب اپل چه گذشت؟ (آي‌كلاب)

سامسونگ خبر قطع همکاری با شرکت اپل را تکذیب کرد (فارنت) 

گوشی‌ها چگونه هوشمند شدند؟ (زوميت) 

نسخه نهایی وب اپس آفیس، حالا روی اسکای درایو مایکروسافت (وبلاگينا)

نوار کاست، آینده ذخیره‌سازی اطلاعات حجیم (نارنجي)

کسپرسکی سیستم‌عامل اختصاصی خود را می‌سازد 

اينترنت ما را كند ذهن مي‌كند (با تشكر)

شبكه‌هاي اجتماعي:

بهترین اپلیکشن‌های رسانه‌های اجتماعی (آمنه رضا؛ رسانه‌هاي اجتماعي) 

مغز عصر سنگی در جهان مدرن رسانه‌های اجتماعی » رسانه‌های امروز (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز) 

صنعت فاوا در ايران:

بخش خصوصی زمینه را برای ارائه سرویس‌ها و خدمات محتوا محور فراهم کند (درباره‌ي توسعه‌ي خدمات ارزش افزوده‌ي موبايل در ايران)

آن سوی ويروس شعله 

ظرفیت اینترنت کشور افزایش یافت

اپراتور اول و دوم فعلا نمی‌توانند خدمات 3G بدهند (اپراتور اول و دوم نسل سوم نمي‌خوان ارائه بدند كه!) 

برترین شهروند دنیای دیجیتال انتخاب می‌شود

اقتصاد:

از پیش‌بینی‌های کینز: هفته‌ای فقط 15 ساعت کار (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

اقتصاد؛ علم سرمایه‌داری (كافه اقتصاد)

يادداشت درباره نوبل اقتصاد 2012؛ تئوری بازی‌ها، برای بازی نیست! (پويا جبل‌عاملي) 

اقتصاد آنلاین – متوسط درآمد ایرانیان اعلام شد 

اقتصاد آنلاین – پیش‌بینی روند نرخ بیکاری ایران 

وضعیت اقتصادی آمریکا در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری

توافق نهایی رهبران اروپایی برای تشکیل اتحادیه بانکی مشترک + فیلم

قیمت جهانی نفت بار دیگر کاهش یافت

چگونه دست‌مزدمان را به‌عنوان يك فريلنسر محاسبه كنيم؟

يكي از مشكلات اساسي ما ـ به‌ويژه وقتي براي خودمان كار مي‌كنيم؛ اعم از مشاور، توسعه‌دهنده، طراح، گرافيست و … ـ محاسبه‌ي حقوق و دست‌مزدي است كه براي كار كردن بايد از سازمان‌هاي طرف حساب‌مان دريافت كنيم. بارها و بارها ديده‌ام كه چه از طرف فردي كه با يك سازمان كار مي‌كند و چه از طرف خود كارفرما، اشتباهات وحشتناكي در اين زمينه صورت گرفته و به‌  دل‌خوري طرفين منجر شده است. بنابراين شايد يك سؤال خوب اين باشد كه اصلا چطور بايد دست‌مزدمان را به‌عنوان فريلنسر محاسبه كنيم!؟ در اين پست قصد دارم به اين سؤال پاسخ بدهم. در اين زمينه اصولا چند روش وجود دارد:

1- ببينيد حقوق ماهانه‌‌ي شما با توجه به سوابق‌تان بايد چقدر باشد (مثلا فرض كنيم يك ميليون تومان.) بعد ببينيد چند روز با سازمان كارفرما كار داريد. فرض كنيم مجموعا هر ماه حدود 10 روز در سازمان حضور داريد. حالا اگر فرض كنيم در ماه حدود بيست روز كاري داشته باشيم، شما نصف اين ميزان كار مي‌كنيد. بنابراين مي‌شود گفت كه شما مي‌توانيد عددي نصف كل دريافتي‌تان را به‌عنوان حقوق پايه به سازمان پيشنهاد كنيد. به اين عدد چيزي بين 20 تا 40 درصد به‌عنوان سربار بابت حق بيمه و ماليات و رفت و آمد و … افزوده مي‌شود. 

2- يك عدد مشخص را به‌عنوان دستمزد روزانه‌تان مشخص كنيد (مثلا همان يك ميليون تومان تقسيم بر بيست روز كاري ماه كه مي‌شود روزي تقريبا 50 هزار تومان) و به سازمان بگوييد براساس تعداد روزهايي كه در سازمان حضور داريد به شما پرداخت داشته باشند. البته در اين حالت چون مبلغ حقوق ثابت نيست، باز بايد يك ضريب سربار همانند حالت يك در نظر گرفته شود.

3- مثل راه شماره‌ي دو؛ فقط محاسبات براساس تعداد ساعات كاري‌تان در طول ماه. در اين حالت ابتدا بايد دستمزد ساعتي‌تان را حساب كنيد. براي اين منظور به‌ترين كار اين است كه حقوق ماهانه‌تان را بر عدد 180 (با فرض بيست روز كاري در ماه ضرب‌در 9 ساعت كار روزانه براساس قانون كار) تقسيم كنيد تا دست‌مزد ماهانه‌تان پيدا شود (كه با فرض يك ميليون تومان حقوق ماهانه تقريبا مي‌شود ساعتي شش هزار تومان.) فقط قبل از اعلام اين عدد به كارفرما حواس‌تان باشد كه در اين حالت آن ضريب سربار (20 تا 40 درصدي) را بايد به عدد ساعتي‌تان اضافه كنيد. بنابراين عددي كه به كارفرما اعلام مي‌كنيد عددي بين حدود 7 تا 9 هزار تومان خواهد بود.

4- يك راه خيلي خيلي ساده‌تر هم وجود دارد: به اين فكر كنيد چه مبلغي شما را از كار كردن براي سازمان راضي مي‌كند. به‌صورت شهودي يك مبلغ را مشخص كنيد و بعد سعي كنيد از راه‌هاي سه گانه بالا براي‌ش توجيه پيدا كنيد. فكر مي‌كنم اين راه مؤثرترين راه هم باشد و رضايت بيش‌تري هم در نهايت از نتيجه‌اش خواهيد داشت.

براي محاسبه‌ي رقم انجام يك پروژه هم مي‌توانيد از همين روش‌ها استفاده كنيد و فقط درصد معقولي سود (بين 5 تا 20 درصد بسته به شرايط) را هم به ضريب سربارتان اضافه كنيد.

اما يك سؤال مهم‌تر اين است كه حقوق يك ماهه‌مان را از كجا پيدا كنيم!؟ قطعا نمي‌شود دقيق كار كرد, اما چند راه براي اين كار وجود دارد:

1. اگر در حوزه‌ي آي‌تي كار مي‌كنيد به‌ترين و معتبرترين مرجع قابل استناد، استاندارد سازمان نظام صنفي رايانه‌اي كشور است.

2. در هر حوزه‌اي كه كار كنيد احتمالا دوستاني داريد كه در حال كار كردن به‌صورت تمام‌وقت باشند. مي‌توانيد از دوستان‌تان بپرسيد كه حدود حقوق و دست‌مزدشان چقدر است (و حواس‌تان باشد كه از آن‌ها بخواهيد به شما يك دامنه يا Range بدهند. حقوق طرف را مستقيم نپرسيد.)

3. اگر آدم باتجربه‌اي در حوزه‌ي كاري خودتان مي‌شناسيد (مخصوصا اگر طرف مدير پروژه يا صاحب شركت باشد) از او بخواهيد در مورد حقوق ماهانه‌ي شما قضاوت كند.

4. اگر مي‌توانيد مدير منابع انساني يك شركت فعال در حوزه‌ي كاري خودتان را گير بياوريد و از او كمك بخواهيد.

5. اگر راه‌هاي بالا جواب نداد سعي كنيد در چند مصاحبه‌ي استخدامي شركت كنيد و تا مرحله‌ي محاسبه‌ي حقوق و دست‌مزد پيش برويد! 😉

راه ديگري مي‌شناسيد بنويسيد تا من هم ياد بگيرم. 🙂

پيشنهاد مي‌كنم در راستاي اين مطلب حتما نوشته‌ي فرزاد (اين‌جا) و محمد (اين‌جا) را هم بخوانيد.

پ.ن. متأسفانه در ايران به‌شدت هر دو طرف كاركنان و كارفرمايان از نبودن سايتي مانند Payscale دارند متضرر مي‌شوند. البته در ايران بعيد مي‌دانم بخش خصوصي بتواند چنين سايتي را راه بياندازد. اين كار قطعا يكي از وظايف وزارت محترم كار، تعاون و رفاه اجتماعي است. كاش كسي پيش‌قدم شود و اين كار بسيار ضروري را شروع كند.

لینک‌های هفته (۱10)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

اخلاقیات بیچاره رو انگول نکنیم دوستان (جادي؛ كي‌بورد آزاد) (عاااااااااالي!)

شما نمره A خواهید گرفت! (منصور شیرزاد؛ گزيده سازماني) (خيلي عاااالي!)

12 دروغی که دیگر به خود نگویید! (دگرش) (عاللللللللللي!)

نیاز به آموزش و پرورش (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد) 

ديدار آشنا (محسن صحراگرد؛ تجربه) 

خودخواهی احساس شادی ایجاد می‌کند 

بی‌خوابی در شب به حافظه آسیب می‌رساند 

افسردگی؛ شایع‌ترین اختلال روانی

زمان‌های مفید برای خوردن و خوابیدن/ صبح بهترین زمان برای کارهای فکری

مدیریت، کارآفرینی و تحلیل کسب و کار:

اشتباهات ما در دو سال گذشته … (به‌مناسبت دو سالگی همینا) (وبلاگ همينا)

برای افزایش فروش؛ مغز خزنده‌ی مشتریان را بیدار کنید (استاد پرويز درگي) 

چندی از آموزه‌های یک برگ درخت برای رهبران (استاد پرويز درگي) 

اخلاق حرفه‌ای در مدیریت پروژه (محسن احمدي؛ گاه‌نوشته‌ها) 

ارزيابي شاخصه هاي رفتاري (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

یک پرده از نمایش اسکرام (اسد صفري؛ دنياي چابك) 

چرا نوکیا میـگو را رها و ویندوز فون را بغل کرد؟ (نارنجي) 

در آغوش گرفتن تغییرات با XP – بخش اول (سوماموس) 

فاز چهارم راه‌اندازی کسب و کار اینترنتی ـ قسمت اول (تامین منابع و تجهیزات) (سيد رضا علوي؛ فارسي‌بيز) 

چشم‌انداز بلندمدت گوگل: تصاحب تمام نمایشگرها (نارنجي)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

یوتیوب به تلویزیون حمله می‌کند 

مردی که با جعل عکس نکسوس ایکس سونی، خیلی‌ها را سر کار گذاشت! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

گوگل در صدر لیست بهترین شرکت‌ها برای مهندسین نرم‌افزار (زوميت) 

آیا آمازون می‌خواهد “نوشتن” را هم مانند “خواندن” تغییر دهد؟ (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز) 

پنج امکانی که گوشی‌های پانزده سال پیش نداشتند (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي)

8 تفاوت ویندوز 8 نسبت به ویندوزهای قبلی (احسان طريقت؛ iClub) و قیمت و بسته بندی Windows 8 مشخص شد

چگونه اطلاعات یک هارد دیسک خراب را بازیابی کنیم؟ (احسان طريقت؛ iClub)

همیشه نوآوری‌ها در آی‌فون نیست!  (وب‌شهر) 

یک سوم جهان به اینترنت دسترسی دارند 

نقش خدمات ارزش افزوده در بازار ۳۱ میلیارد دلاری M2M 

شبكه‌هاي اجتماعي:

۱۰ واقعیت شگفت‌انگیز درباره فعالیت رسانه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۲ (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي) 

امنیت کاربران بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان افزایش می‌بابد 

صنعت فاوا در ايران:

گفت‌و‌گو با مديرعامل سازمان IT شهرداري تهران: هزار نقطه تهران زیر چتر WiFi شهرداری 

IPTV اولويت جديد شوراي عالي فضاي مجازي و امضاي قرارداد ارائه خدمات تلويزيون تعاملي 

کاهش 80 درصدی واردات لپ‌تاپ 

پروژه مطالعاتی ارائه نسل چهارم موبایل در کشور کلید خورد 

3 هزار کارگاه اینترنتی در کشور فعالند

اقتصاد:

برنده نوبل اقتصاد ۲۰۱۲ کیست؟ 

سیاست کنترل جمعیت کماکان قابل دفاع است (علي سرزعيم؛ دوست‌دار سقراط) 

دولت باهوش، بانک مرکزی باهوش‌تر (حجت قندي؛ اقتصادانه)

آمارهای اقتصادی پشت دیوار بلند بانک مرکزی 

درآمد ۲۰ هزار میلیارد تومانی دولت از محل فروش ارز به نرخ آزاد

تأثیر ICT بر رشد اقتصادی کشورها

دو سالگي “همينا”: در ستايش زيبايي يك انتخاب درست

امروز 27 مهر دو سالگي همينا است. كسب و كاري كه دقيقا دو سال پيش توسط چهار دختر جوان به‌راه افتاد و خوش‌حال‌م اين روزها هر روز جلوتر از روز گذشته است. كاش مي‌توانستم احساس امروز اين دوستان خوبم ـ خانم‌ها پريا فرهادي، زينب جم، ريحانه نظري و سمانه سلطاني ـ را حس كنم: حس غرور و شادي از انجام كاري بزرگ كه بسياري از افراد باسابقه و با توان مالي بالا هم در آن درمانده شده‌اند.

سه نكته تجربه‌ي “همينا” را براي من بسيار ارزش‌مند كرده است:

1. تجربه‌ي يك انتخاب درست. زماني كه وقت انتخاب شغل فرا مي‌رسد معمولا و عموما اولين و آخرين انتخاب همه‌ي ما كار كردن براي ديگران است. در به‌ترين حالت‌ش به هر دري مي‌زنيم تا بتوانيم جايي مشغول كار شويم و در بدترين حالت‌ش گوشه‌اي مي‌نشينيم تا كسي براي‌مان كاري كند و به جايي معرفي شويم. گزينه‌ي انتخاب راه انداختن يك كسب و كار براي خودمان گزينه‌اي نيست كه به اين راحتي‌ها به ذهن‌مان برسد. “ما كه پول و سرمايه و ارتباطات نداريم. هيچ كس هم ما را نمي‌شناسد. بنابراين هر چقدر هم ايده‌مان عالي باشد به هيچ نتيجه‌اي نخواهيم رسيد!” و خب طبيعتا چنين تفكري، اين نكته‌ي كليدي را از ياد ما مي‌برد كه تقريبا هيچ كدام از صاحبان برندهاي بزرگ خارجي و حتا داخلي هم از ابتدا سرمايه و ارتباطات و شهرت نداشتند؛ بلكه با ايده‌ي عالي‌شان و البته تلاش و ريسك‌پذيري‌ توانستند “نداشته‌ها” را تبديل به “داشته‌ها” كنند. اين نكته‌ي كليدي، اصلي‌ترين تفاوت تمامي كارآفرينان موفق با افرادي است كه به كارمندي براي ديگران اكتفا كرده‌اند. جالب است كه هيچ يك از اين سه عامل، بيروني و عارضي نيستند: آن‌ها نيروهايي دروني هستند كه بايد توسط خود فرد كشف شوند. اما كشف كردنِ صرفِ آن‌ها هم باعث موفقيت نمي‌شود؛ در نهايت همه چيز وابسته است به يك “انتخاب.” و اگر اين انتخاب، درست باشد در اين‌صورت است كه موفقيت از احتمال به‌در مي‌آيد و تبديل به امري قطعي مي‌شود.

2. در فضاي كاري مسموم و مردسالار كشور ما، من هميشه دوستان خانم‌‌م را براي تلاش‌شان جهت اثبات توانايي‌ها‌ي‌شان مي‌ستايم و تشويق‌شان مي‌كنم به پيش رفتن هر چه بيش‌تر. اين‌كه چند دختر جوان و نسبتا بي‌تجربه در چنين فضايي كسب و كار خودشان را به راه انداخته و موفق شده‌اند، چيزي در حد شاه‌كار است.

3. اگر چه شروع كردن بسيار مشكل است؛ اما تاب آوردن و ادامه دادن از آن بسيار مشكل‌تر است و ارزش‌مندتر. و به همين دليل است كه من كار دوستان‌م در همينا را كار بسيار بزرگي مي‌دانم.

به‌اميد تبديل شدن همينا و تمامي كسب و كارهاي جوانان ايراني به برندهاي بزرگ داخلي و جهاني. 🙂 دو سالگي همينا مبارك.

پ.ن. يادداشت خود همينايي‌ها و يادداشت مجيد آواژ عزيز را هم در اين مورد بخوانيد.

مقاله‌ي هفته (19): 5 خطا در طراحي محصولات

استيو كودي اين‌جا روي سايت اينك‌دات‌كام درباره‌ي 5 خطا در طراحي محصولات نوشته است. براساس نوشته‌ي كودي 5 خطاي رايج در طراحي محصولات وجود دارد. من اين 5 خطا را در قالب 5 سؤال كليدي خلاصه مي‌كنم:

1- اگر اين محصول، نسخه‌ي به‌بود يافته‌ي محصول از پيش موجودي است؛ آيا مطمئنيد نسخه‌ي قبلي را واقعن مردم دوست داشته‌اند؟

2- آيا همه‌‌ي اعضاي سازمان، همه‌ي نظرات مشتري را مي‌دانند؟ (مثلا آيا شكايت‌هاي مشتريان از واحد بازاريابي و فروش به واحد طراحي منتقل شده؟)

3- آيا اگر خودتان جاي مشتري بوديد، اين محصول را مي‌خريديد؟ (با كفش‌هاي مشتري راه برويم!)

4- آيا سياست‌هاي سازماني باعث ايجاد مشكل در محصول نمي‌شوند؟ (مثلا متوسط سن مشتريان‌ محصول به‌صورت نسبي بالا رفته و واحد بازاريابي قصد دارد شيوه‌ي تبليغ‌ش را عوض كند. اما مدير سازمان مي‌گويد: “اين مسئله به شما ربطي نداره!”)

5- آيا مطمئنيد از اطلاعات و داده‌هاي موجود درباره‌ي مشتري استفاده‌ي اثربخش مي‌كنيد؟ (لزوما همه‌ي اطلاعات موجود را كه نبايد استفاده كرد! مثلا در مقاله اشاره شده كه شركتي براي يك دختر خانم دبيرستاني كه بدون اطلاع خانواده‌اش باردار شده بود، تبليغات لباس نوزاد را به آدرس منزل‌شان پست كرد …)

لینک‌های هفته (۱۰9)

یک هفته‌ی فرا پربار و بسیار ارزش‌مند. ممنون از همه‌ی دوستان که حسابی هیجان‌زده‌ام کردند. 🙂 و ببخشيد بابت تأخير زياد …

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

تصوير ديروز،‌ واقعيت امروز (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (عاااالللی!)

فریم‌ورک تعاملات – قسمت اول (بهروز بختياري؛ مهندسي نرم‌افزار) (معرف مختصر و مفيد مدل DISC. عالي!)

مسئله خودت را بهینه کن! (ابراهيم حيدري) (نكته‌ي بسيار مهمي نوشته ابراهيم. اولين اصل حل مسئله همينه!)

نه فیتته، نه بردار!! (منصور شيرزاد؛ سراپاگوش) (خاطره‌اي از دكتر خليلي استاد بسيار عزيز استراتژي‌مون!!!)

10 چیزی که شما باید در زندگی‌تان تجربه کنید! (مهدي عبدي؛ هدهدان) 

ده راهکار برای آنکه باهوش‌تر باشیم و باهوش به نظر برسیم! (زوميت) 

چگونه جلوی چک کردن دائمی پست الکترونیک خود را بگیریم؟

ارتباط جایزه نوبل و خوردن شکلات/ تأثیر شکلات در افزایش قدرت مغز 🙂 

ایسنا – مغز، افراد مورد تنفر را چگونه می‌بیند؟ 

کشف راز طول عمر/ پیر شدن چگونه اتفاق می‌افتد 

مديريت، كارآفريني و تحليل كسب و كار:

سه آزمون برای اندازه‌گیری تحقق اهداف (محمد سالاري) (به‌ترين و عالي‌ترين مطلب اين هفته! استثنايي!)

فروش به ناخودآگاه (استاد پرويز درگي) (عاااااااااااالي!)

سؤال رؤیایی مصاحبه‌های استخدامی (افشين دبيري؛ مديريت منابع انساني) 

اجایل فقط اسکرام نیست (اسد صفري؛ دنياي چابك)

چگونه مشتری را بشناسید و او را به دام اندازید؟ (مهدي عبدي؛ هدهدان)

 یادداشتی از دانیال سعد: نکات مثبت استارت‌آپ‌ویکند تهران چه بود؟ (iClub) (دانيال سعد مدير گروه كلاسور؛ برگزيده‌ي سوم اولين استارت‌آپ‌ويكند تهران)

چو نیک بنگری … (مجيد آواژ؛ روزنوشت‌هاي بهساد)

توسعه نرم افزار چابک: کسب و کار نوآوری – بخش سوم و آخر (سماموس) 

نبرد استراتژی‌ها و نگرش‌ها در بازار تلفن هوشمند و تبلت: قسمت دوم، چرا آیفون یا آیپد ثمره نگرش و استراتژی اپل هستند (زوميت)

پول تنها عامل ایجاد انگیزه برای ستاره‌های تیم نیست (محمد سالاري)

نگاه متفاوت آمازون به سوددهی و کسب درآمد (نارنجي) (جف بزوس رسما استراتژي اصلي آمازون را اعلام كرد!)

کمپین ۱.۵ میلیارد دلاری مایکروسافت برای تبلیغات ویندوز ۸ (وبلاگينا) (گران‌ترين كمپين تبليغاتي تاريخ!)

ایسنا – چرا گاهی از کارمندان خوب رفتاری نادرست سر می‌زند؟ 

دنیای نوین کسب و کار – خطرات پیش روی مدیران کسب‌وکارهای فردا

ایسنا – استاندارد در ایران 52 ساله شد 

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

نه! کامپیوترهای دسکتاپ هرگز نمی‌میرند! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

نوکیا یا اندروید؛ کدام‌یک بیشتر به دیگری نیاز دارد؟ (علي ارغوان؛ يك پزشك) 

چگونه اطلاعات مربوط به خودتان را از نتایج جستجوی گوگل حذف کنید؟ (شاهوار)

آیا نوکیا می‌تواند برنده جنگ جهانی سرویس نقشه‌ها باشد!؟ (فارنت)

آیا می‌دانید چه کسی «دکمه ESC» را ابداع کرد؟ (فارنت)

ThinkPad بیست ساله شد: چطور جعبه سیاه IBM، صنعت لپ‌تاپ را تعریف کرد (زوميت) 

رشد ۲۲ درصدی سرمایه‌گذاری روی مراکز داده در سال ۲۰۱۲

دوربین‌ موبایل محبوب‌تر از دوربین عکاسی 

همکاری شرکت‌های بزرگ در راه‌اندازی یک سایت برای استانداردهای وب 

آفیس 2013 تا نوامبر در دسترس حرفه‌ای‌ها و مایکروسافت در سال آینده، آفیس ۲۰۱۳ را برای اندروید و iOS ارائه می‌کند (زوميت)

روان‌شناسی اشتراک‌گذاری‌های آن‌لاین (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز) (عاااااااااااااالي!)

انواع رسانه‌های اجتماعی (اینفوگرافی) (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي) 

تحلیل شبکه‌های اجتماعی. بخش سوم: تویئتر، BigBird و میت رامنی و تحلیل شبکه‌های اجتماعی. بخش چهارم: مناظره معاون اول رئیس جمهور (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

صنعت فاوا در ايران:

خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) – نشر دیجیتال بسترهای مطالعه مفيد و هدفمند را فراهم می‌كند (گزارش ميزگردي در مورد چالش‌هاي نشر ديجيتال در ايران با حضور من و دوستان‌م در نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال)

استفاده از VPN رتبه سایت‌های ایرانی را كاهش داد 

سخنان وزير ارتباطات در نماز جمعه تهران و وزير ارتباطات: اينترنت ملی ربطی به فيلترينگ ندارد

اقتصاد:

۵ میلیارد دلارتقلبي در بازار ایران (يك گزارش بسيار مهم. حتما بخوانيد.) 

تصمیمات احمقانه ارزی-1 و تصمیمات احمقانه ارزی-2 و تصمیمات احمقانه ارزی-3 (حجت قندي؛ اقتصادانه)

چه کنیم با بازار ارز؟ (مجله‌ي اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)   

«بیماری» خانه‌های خالی (مجله‌ي اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)   

گزارشی از یک مقاله، نوشته‌ی ابهیجیت بنرجی (كافه اقتصاد) (مقاله‌اي درباره‌ي معضلات تأمين مالي در اقتصادهاي در حال توسعه)

سیاست‌های ناسازگار …! (تحليل اقتصادي)

گزارش صندوق بین المللی پول: رشد اقتصادی ایران منفی 9 دهم درصد/ سال بعد به بالای صفر می رسد 

اقتصاد آنلاین – اولویت‌بندی‌ 10 گانه ارزی تغییر کرد 

اقتصاد آنلاین – رضایت 63 درصد ایرانیان از زندگی 🙂 (البته با مرور اين خبرها مي‌فهميد چرا: تولید خودرو 66 درصد کاهش یافت / افزایش ۵۰ درصدی بلیت هواپیما تا دو هفته آینده / نرخ ارز و نفت در بودجه92 هنوز مشخص نیست)

اقتصاد آنلاین – آگهی استخدام رئیس کل بانک مرکزی بريتانيا در اکونومیست 

دنیای نوین کسب و کار – گوگل بانک می‌زند

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۸7)

“شما نمی‌توانید به فوتبال ایمان نداشته باشید. معجزه همیشه می‌تواند اتفاق بیفتد. این ثابت شده است. من واقع‌گرایانه و با صداقت صحبت می‌کنم. در حال حاضر، ما یکی از مدعیان قهرمانی در جام جهانی نیستیم. اما این به این معنا نیست که ایمان‌تان را از دست بدهید و برای بهتر شدن کار نکنید. ما باید تلاش کنیم و از اشتباهات‌مان در تورنمنت‌های گذشته درس بگیریم. این تیم شانس زیادی برای بهتر شدن دارد؛ با بازیکنان باتجربه‌ای که در اختیار دارد و همین‌طور بازیکنانی که در آینده به تیم ملحق خواهند شد. ما باید به خودمان باور داشته باشیم.” (استيون جرارد در مورد شانس انگليس براي قهرماني در جام جهاني 2014 برزيل؛ اين‌جا)

جرارد به‌زيبايي هر چه تمام‌تر مي‌گويد: شما شانس موفقيت داريد؛ چون مي‌توانيد به‌تر از امروز بشويد. بنابراين در مورد احتمال موفقيت در آينده براساس وضعيت امروز يا ديروزتان قضاوت نكنيد! خودتان را باور داشته باشيد. شما مي‌توانيد! 🙂

مقاله‌ی هفته (۱8): 3 اصل طراحي مدل كسب و كار در استارت‌آپ‌هاي عصر اجتماعات آن‌لاين

خانم نيلوفر مركنت يك استراتژيست توسعه‌ي كسب و كار در عصر اجتماعات آن‌لاين است. ايشان در زمينه‌ي ايجاد و توسعه‌ي كسب و كارهاي اجتماعي مي‌نويسد، تدريس مي‌كند و مشاوره مي‌دهد. براي من كه حوزه‌ي تخصص ايشان بسيار جالب است!

خانم مركنت اين‌جا 3 اصل طراحي مدل كسب و كار در استارت‌آپ‌هاي عصر اجتماعات آن‌لاين را توضيح داده‌اند. اين 3 اصل ساده اما جذاب و مؤثر را با هم مرور مي‌كنيم:

1- اصل اول ـ سرعت: هميشه مهم‌ترين ابزار انگيزشي يك كارآفرين ـ براي جلب نظر سرمايه‌گذاران، هم‌كاران و … ـ جهت راه‌اندازي يك كسب و كار جديد، پول است. اما در دنياي جديد، شما لازم نيست بر پول تكيه كنيد. به‌جاي آن به‌سادگي مي‌توانيد روي اهداف و مقاصدتان تكيه كنيد. آدم‌هايي را بيابيد كه با شما رؤياي مشتركي دارند!

2- اصل دوم ـ جريان: اجتماعات آن‌لاين امكان مشاركت همه را در ساختن و توسعه‌ي يك كسب و كار جديد فراهم مي‌آورد. وقتي مقصدتان هم مشخص بشود، آن‌وقت مي‌توانيد به اين فكر كنيد كه چگونه مي‌توانيد به‌كمك اين خرده ـ جامعه‌هاي آن‌لاين، كسب و كار جديدتان را بسازيد و توسعه دهيد. چند مثال جالب در اين زمينه: جامعه‌ي هواداران يك چيز (عكاسي، غذا، كتاب يا هر چيز ديگر) مي‌توانند به طراحي محصولات و خدمات جديد كمك كنند. جامعه‌ي افرادي كه مقصد يكساني دارند با اشتياق كامل در ساختن يك چيز جديد مشاركت مي‌كنند (ويكي‌پديا اين‌گونه ايجاد شد!) جامعه‌ي آدم‌هاي باتجربه به شما كمك مي‌كنند تا از تخصص‌شان براي ارائه‌ي خدمات جديد استفاده كنيد (مثلا فروم‌هاي مربوط به توليدكنندگان محصولات فناوري را ببينيد!) جامعه‌ي افراد وابسته از نظر عقائد، احساس يا هر چيز انساني ديگر هم به‌اشتراك‌گذاري اطلاعات، محصولات و ايده‌ها مي‌انجامند (فيس‌بوك!) اين‌ها تنها چند نمونه‌ي اصلي بودند. به‌دنبال مدل خودتان ـ با اقتباس از اين مدل‌ها يا ايجاد مدل‌هاي جديد ـ براي مشاركت دادن گروه‌هاي دور و برتان در ساختن و توسعه‌ي كسب و كار خود باشيد.

3- اصل سوم ـ انعطاف‌پذيري: اين روزها همه از اصل تفويض اختيار سخن مي‌گويند؛ اما كم‌تر كسي است كه باورش را به‌عمل در مي‌آورد. همين تمركز در تصميم‌گيري است كه باعث مي‌شود “طراحان” (يا همان استراتژيست‌ها) از “مجريان” جدا باشند. فاصله‌ي ميان “برنامه” و “اجرا” كه يكي از مهم‌ترين موضوعات تحقيق در علم مديريت اين روزهاست؛ ريشه در همين موضوع تمركز در تصميم‌گيري دارد. بنابراين در عمل هر تصميمي را كه مي‌شود به كاركنان، جامعه‌ي همكارتان و ساير ذي‌نفعان كسب و كار خود واگذار كنيد و بر روي كليدي‌ترين تصميمات ـ تصميماتي كه جز شما كسي نمي‌تواند بگيرد ـ متمركز شويد.

سرعت، جريان و انعطاف‌پذيري. به مدل كسب و كارتان نگاهي دوباره بياندازيد!

خروج از نسخه موبایل