نوارهاي گم‌شده‌ي استيو جابز

اگر نمايش‌نامه‌ي زندگي استيو جابز به‌عنوان يک اپرا به‌روي صحنه بيايد، يك تراژدي در سه پرده خواهد بود. سه پرده‌اي که نام‌هاي‌شان احتمالا چيزي شبيه اين‌ها است: پرده‌ي اول ـ بنيان‌گذاري اپل و ابداع صنعت رايانه‌هاي شخصي. پرده‌ي دوم: سال‌هاي وحشت‌آور. و پرده‌ي آخر: بازگشت باشکوه و مرگ تراژيک.

پرده‌ي اول يک کمدي گزنده درباره‌ي بي‌باکي نوابغ و جسارت جابز جوان است که به‌سرعت تبديل به ماجرايي غم‌ناک مي‌شود؛ جايي که قهرمان جوان ما از قلمرو خويش بيرون رانده مي‌شود. پرده‌ي آخر متني کاملا طعنه‌‌آميز درباره‌ي بازگشت يک ستاره‌ي راک آشنا و كچل دنياي فناوري پيش‌رفته براي تحول اپل ـ حتي فراتر از انتظارات دست بالاي خودش ـ است. ستاره‌اي كه ناگهان به‌شکلي کشنده بيمار مي‌شود و سپس به‌آرامي و به‌شکلي دردناک از صحنه محو مي‌شود ـ آن هم در حالي که مخلوق‌ش به‌شکلي معجزه‌آسا تبديل به بزرگ‌ترين مولد نيروي دنياي فناوري ديجيتال شده است. هر دو پرده‌، داستان قهرماني رذل را روايت مي‌کنند. داستاني كه همانند آثار شکسپير با موج‌هاي ژرف احساسات ارزش‌مند پايان مي‌يابد.

اما پرده‌ي دوم ـ سال‌هاي وحشت‌آور ـ مي‌تواند کاملا نوا و روح متفاوتي داشته باشد. در واقع روح اصلي حاکم بر اين پرده آن‌چه از عنوان‌ش برمي‌آيد ـ سال‌هاي وحشت‌آور كه يک اصطلاح رايج در ميان روزنامه‌نگاران و شرح‌حال‌نويسان براي توصيف زندگي جابز در دوري او از اپل بين سال 1985 تا 1996 است ـ را نقض مي‌كند؛ چرا که اين دوره تنها دوره‌ي معنادار زندگي جابز در کوپرتينو بوده است. در واقع اين بخش مياني محوري‌ترين بخش زندگي جابز ـ و احتمالا شادمانه‌ترين بخش آن ـ بوده است. او بالاخره در جايي اقامت گزيد، ازدواج کرد و خانواده‌اي پيدا کرد. او ارزش بردباري را درک کرد و مهارت تظاهر به آن را در زماني که از دست‌ش مي‌داد به‌دست آورد. مهم‌تر از همه همکاري او با دو شرکتي که ره‌بري‌شان را در آن دوره در دست داشت ـ يعني نکست و پيکسار ـ او را تبديل به انسان و ره‌بري کرد که اپل را پس از بازگشت‌ش به غيرقابل‌باورترين سطح ممکن موفقيت رساند.

در واقع آن‌چه در نگاه اول در مورد اين هيپي پابرهنه که پس از اخراج از کالج ريد به سواري مجاني در هندوستان روي آورده بود شگفت‌انگيز است، همين دوره‌ي زماني مياني است که براي استيو جابز همانند تحصيل در يک مدرسه‌ي مديريت عمل کرد. به‌بيان ديگر او در اين دوره رشد يافت. به‌سرعت و در تمامي جنبه‌هاي وجودي‌ش. اين پرده‌ي مياني با اندکي دستکاري حتي مي‌تواند طرح اوليه‌اي براي يک فيلم آينده‌ي پيکسار باشد. اين دوره کاملا در چارچوب شعاري که جان لستر تمامي موفقيت‌هاي استوديو ـ از داستان اسباب‌بازي تا بالا ـ را به آن منتسب مي‌داند، مي‌گنجد: “آن مي‌تواند درباره‌ي اين باشد که چطور شخصيت اصلي براي بهتر شدن متحول مي‌شود …”

اين بخشي است از ترجمه‌ي گزارش استثنايي برنت شلندر ـ روزنامه‌نگار و از دوستان نزديك جابز ـ در مورد روزهاي دوري جابز از اپل و درس‌هايي كه جابز از راه‌اندازي نكست و پيكسار و زندگي در اين دوران به‌دست آورد. شلندر اين گزارش را براي شماره‌ي مي 2012 مجله‌ي فست‌كمپاني (اين‌جا) براساس مصاحبه‌هاي مفصلي كه با جابز در اوايل دهه‌ي 1990 انجام داده ـ و وجود آن‌ها را هم فراموش كرده بوده ـ نوشته است. شلندر بعد از سال‌ها كمي پس از مرگ جابز، به‌صورت اتفاقي نوارهاي‌ اين مصاحبه‌ها را در انبار منزل‌ش پيدا مي‌كند و اين آغاز ماجرايي است كه به نوشتن اين گزارش ختم مي‌شود.

اين گزارش جذاب، انرژي‌بخش و خواندني را براي مجله‌ي پنجره‌ي خلاقيت ترجمه كرده‌ام كه در شماره‌ي خرداد 1391 اين نشريه (صفحات 74 تا 78) چاپ شده است. متن‌ كامل‌ش را در ماه‌هاي آينده همين‌جا در گزاره‌ها در چند قسمت منتشر خواهم كرد. فكر مي‌كنم هم خود گزارش بسيار عالي است (5-6 بار تا حالا اين گزارش را كامل خوانده‌ام و هر بار نكته‌ي تازه‌اي در آن كشف كرده‌ام) و هم از نظر خودم اين به‌ترين ترجمه‌‌ام تا به‌امروز است! 😉 بنابراين يا در مجله‌ي پنجره‌ي خلاقيت اين ماه بخوانيدش يا منتظر باشيد تا يكي دو ماه ديگر كه همين‌جا منتشرش خواهم كرد. 🙂

لینک‌های هفته (۸9)

لازم است ابتدا يك نكته را خدمت دوستان و خوانندگان محترم گزاره‌ها عرض بكنم. حدودا دو هفته است كه به‌دليل گرفتگي شديد عضلات پشت و گردن و درد شديدي كه داشتم، نشستن پشت لپ‌تاپ براي‌م مشكل شده است. پست‌هايي كه در اين يكي دو هفته منتشر شده‌اند هم از بخش پيش‌نويس منتشر شده‌اند. بنابراين بابت تأخير به‌وجود آمده در پاسخ‌گويي به اي‌ميل‌ها، نظرات و سؤالات‌ شما عذرخواهي مي‌كنم. اميدوارم حالا كه به‌تر شده‌ام‌، بتوانم به‌سرعت عقب‌ماندگي‌ها را جبران كنم. 🙂

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

قدرت درون‌گراها (امير مهراني؛ The Coach) (عااااااااالي!)

انتقاد از خود راز بهتر کردن خود است (دنياي GIS)

هنگام نشستن روی صندلی، کتف‌تان را به صندلی بچسبانید (جدي بگيريد لطفا كه مثل من گرفتار نشيد!)

چگونه در طول ساعات کاری سرحال بمانیم؟ (عالي!)

فعالیت ذهنی درد جسمی را از بین می‌برد

در موقعیت‌های استرسی مردان ریسک‌پذیر‌ و زنان محتاط‌ می‌شوند

مديريت و كارآفريني:

سوئيشرت زاكربرگ و كاپشن احمدي‌نژاد (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك) (توصيه مي‌كنم بخونيدش :))

ده نکته از هزاران نکته قابل توجه جوانان در توفیق کسب‌وکار (استاد پرويز درگي) (عااااالي!)

ظهور و مرگ استارت‌آپ‌ها در ايران (اسلايدهاي جالب محسن ملايري عزيز كه حتمن ببينيد!)

رهنمودهایی از اصل پارتو در مدیریت و رهبری (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (شهرام هم پس از مدتي غيب برگشت!)

نیازهای آموزشی (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

چگونه متقاضیان استخدام را استخدام نکنیم؟ (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك) (خيلي خوش‌حال‌م نيام عزيز دوباره جدي فعال شده!)

غذا دادن به کودک- ۳- غذای خوب! (علي واحد؛ وبلاگ رادمان)

چقدر از جایگاه شغلی که دارید رضایت دارید؟ (Baseline.ir)

ویروس نظام پیشنهادها (افشين دبيري؛ مديريت منابع انساني) (اين ويروسي كه آقاي دبيري نوشته تمامي حوزه‌هاي مشاوره در ايران را آلوده كرده … كاش بزرگان همتي بكنند.)

Essential Documents to Manage Your Projects

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

خودتان را در گوگل بهتر نشان دهيد (خواندن اين پست عالي محمد رضا محمدعلي براي وبلاگ‌نويس‌ها واجب عيني است!)

10 عامل برای موفقیت یک سرویس اینترنتی یا اپلیکیشن- از فراموش شدن یأس‌آور تا پیروزی به مانند «اینستاگرام‌»‌! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (اين پست ) (عااااااالي!)

بیش‌ترین بازدیدکنندگان وبلاگ شما، بلاگرند لطفا خوب وبلاگ‌نویسی کنید (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي) (عالي!)

مسئله دشوار آی‌فون پنج: ۱۶ به ۹ بودن ابعاد آی‌فون جدید و «دیتر رمز»، الهام‌بخش و پدر معنوی طراحی محصولات اپل (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (اين دو پست دكتر مجيدي در مورد فلسفه‌ي طراحي است. از دست‌شان ندهيد!)

فعالیت شبکه اجتماعی مایکروسافت در سکوت آغاز شد (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي)

اهداف مایکروسافت از ویندوز 8 چیست؟ (زوميت)

جایزه وبی در دستان برندگان جا گرفت

تا 5 سال دیگر آندروید همچنان رایگان است (با تعهد گوگل به چين در اين زمينه، موتورولا رسما مال گوگل شد!)

کروم محبوبترین مرورگر دنیا شد

اینفورما از رشد ۱۰برابری ترافیک اطلاعات موبایلی تا ۲۰۱۶ خبر داد

The End Of ERP (اين مقاله‌ي فوربس عاليه!!!)

Google’s Android doesn’t infringe Oracle’s patents, jury decides (خبري كه هنوز به وبلاگ‌هاي فناوري فارسي نرسيده انگار. گوگل تقريبا در دادگاه برابر اوراكل برنده شد!)

صنعت فاوا در ايران:

ماجراي حمله DDOS به بلاگفا

تخصيص 40 ميلياردتومان به ديتاسنترها

ایران در انتهای جدول تجارت الکترونیکی

آخرین وضعیت ثبت دامنه‌های اینترنتی/ الزام برای استفاده از دامنه کشوری

حمله سایبری به وزارت نفت به طور كامل شناسایی شد (براي همين اينترنت وزارت نفت قطع شده! :))

شبكه‌هاي اجتماعي:

Yahoo’s Axis And The New Search Wars (سيستم جديد و عجيب و غريب جستجوي ياهو!)

Facebook Releases New Instagram-Style Photo App for iPhone

Why an “Instagram for video” is unlikely to happen

اقتصاد:

آیا واردات از چین این قدر بد است؟ (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

نتایج هدفمندی یارانه‌ها را دریابید (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

مشکل اصلی تحریم نفتی (حجت قندي؛ اقتصادانه)

رشد خوب ترکیه به رغم بحران اروپا (حجت قندي؛ اقتصادانه)

Hope and Poverty (از وبلاگ فريكونوميكس)

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (5): چه اطلاعاتی باید داشته باشیم؟

خوب کم‌کم کلیات در حال تمام شدن هستند و داریم وارد موضوعات اصلی مربوط به توسعه‌ی کسب و کارهای کوچک می‌شویم. این هفته درباره‌ی موضوعی حرف می‌زنیم که از نظر من در این سلسله درس‌‌ها مهم‌ترین موضوع است: برای راه‌اندازی کسب و کار کوچک‌مان باید چه اطلاعاتی داشته باشیم؟ این سؤال بسیار مهم و کلیدی است. من غالبا در مباحث مربوط به کسب و کارهای کوچک، دیده‌ام که به این موضوع توجه نمی‌شود و یکی از اصلی‌ترین دلایل شروع کردن به نوشتن این سلسله درس‌ها تأکید بر اهمیت این موضوع بود که: برای راه‌اندازی یک کسب و کار کوچک، تنها به اطلاعات بازار و مشتریان نیاز نداریم! موضوعات بسیار زیاد دیگری هستند که باید به آن‌ها فکر کنیم.

اما این اطلاعات حیاتی که این‌قدر درباره‌شان صحبت می‌کنیم چیستند؟ در مطالعات یک پروژه‌ی پژوهشی که سال گذشته برای یک نهاد دولتی در زمینه‌ی سیاست‌گذاری دولت برای حمایت از کسب و کارهای کوچک انجام دادیم، به مدل زیر برای مطالعه‌ی وضعیت یک کسب و کار کوچک در چارچوب تعاملات‌ش با محیط پیرامونی آن دست یافتیم:

این مدل تمامی اطلاعاتی که برای توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک باید آن‌ها را در اختیار داشت نشان می‌دهد و در آن تنها به محیط بیرونی بنگاه اکتفا نشده؛ بلکه مهم‌ترین عواملی که در درون بنگاه هم باید مورد توجه مالک بنگاه باشند در نظر گرفته شده است.

خیلی ساده و مختصر و مفید این مدل دارد به ما می‌گوید که: یک کسب و کار در یک نگاه کلان هم‌چون فرایندی است که در آن تعدادی ورودی به محصولات / خدمات مورد انتظار مشتریان تبدیل می‌شوند. در این فرایند ما با عوامل زیر سر و کار داریم:

الف ـ ورودي‌هاي صنعت: طبق الگوي فرايندي هر صنعت، يک سيستم باز است که براي توليد محصولات يا عرضه‌ي خدمات خود نيازمند گروهي از ورودي‌ها است که بايد طي فرايندهاي دروني بنگاه‌هاي فعال در سطح صنعت پردازش و تبديل شوند. هر صنعت بسته به نوع فرايند و تابع توليد آن، داراي ورودي‌هاي خاص خودش است. در یک نگاه کلی می‌توان ورودی‌های صنعت را در چهار دسته‌ی نیروی انسانی (متخصصان، کارکنان و …)، منابع (منابع مالی ـ همان پول خودمون! ـ، مواد اولیه و …)، فناوری (هم فناوری سخت مثل ماشین‌آلات و دستگاه‌ها و هم فناوری نرم مانند نرم‌افزارها و پلت‌فرم‌های نرم‌افزاری) و دانش و اطلاعات (شامل: دانش فنی Know How، دانش مدیریت و کارآفرینی و اطلاعات و آمار صنعت مورد نظر.)

ب ـ فرايند پردازش صنعت: بنگاه‌هاي کوچک و متوسط صنعت فاوا با دريافت ورودي‌ها مذکور و ترکيب و به‌کارگيري و پردازش آن‌ها در قالب مدل کسب و کار خود، محصولات و خدمات فاوا را به مشتريان عرضه و از اين راه کسب درآمد مي‌کنند. فرايند پردازش در سطح هر صنعت خود شامل سه بخش است:

1- محيط کسب و کار: منظور از محيط کسب و کار، وضعيت محيط اقتصادي کلان کشور و عوامل تأثيرگذار بر همه‌ي کسب و کارها بدون در نظر گرفتن صنعت و حوزه‌ي فعاليت آن‌ها است. در این‌جا وضعیت کلی اقتصاد کشور (نرخ رشد اقتصادی، نرخ بی‌کاری، نرخ تورم، وضعیت رکود در اقتصاد و …)، فرایندهای راه‌اندازی و مدیریت کسب و کار و تجاری‌سازی ایده‌ها و … بررسی می‌شوند. همین‌جا باید اشاره کنم یک منبع خوب اطلاعاتی در این زمینه گزارش Doing business iran بانک جهانی است که هر ساله براساس خوداظهاری نهادهای سیاست‌گذار اقتصادی کشورمان تهیه می‌شود. در زبان فارسی هم این سایت به اطلاع‌رسانی در مورد این موضوع براساس اقدامات انجام شده توسط دولت جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد که منبع بسیار مهم و قابل توجهی است.

2- محيط خاص صنعت مورد نظر: هر بنگاه علاوه بر فعاليت بر بستر محيط کسب و کار کلان کشور، در محيط خاص صنعت خود نيز فعاليت دارد. در اين‌جا مسئله‌ي اصلي، تحليل نوع حوزه‌هاي فعاليت‌ اصلي در سطح صنعت است. در حال حاضر در کشور در صنعت مورد نظر چه بنگاه‌هایی فعال‌اند؟ کدام محصولات و خدمات در حال حاضر ارائه می‌شوند و کدام‌ حوزه‌ها توجهي نشده است که می‌شود به آن‌ها وارد شد؟ جایگاه ایده‌ی نو یا ایده‌ی بهینه‌ساز ما در این صنعت در کجاست؟ و سؤالاتی دیگر از این دست.

3- بنگاه: سطح بنگاه، خردترين سطح تحليل در نگرش به صنعت است. در نگرش به بنگاه از اين زاويه‌ي ديد، هدف تعيين عوامل دروني است که بر توان بنگاه براي حضور و رقابت در صنعت اثرگذارند. برای تعیین مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار می‌توان از مدل سه عاملي: منابع انساني (چه مهارت‌های فنی / مدیریتی / بازاریابی و … در سازمان مورد نیاز است؟)، فرايندها (در سازمان کارها ـ مثلا طراحی محصول، بازاریابی، فروش و … ـ به چه ترتیبی انجام می‌شوند و مسئول‌شان کیست؟) و فناوري (به چه فناوری‌ها و ابزارهای فناورانه‌ای نیازمندیم؟ تا چه حد لازم است از فناوری پیش‌رفته استفاده کنیم؟ و …) استفاده کرد.

ج ـ بازارها: محصولات و خدمات بنگاه‌ کوچک ما بايد توسط مشتريان خريداري شوند. در واقع بدون وجود مشتري، وجود يک بنگاه معنادار نخواهد بود. از يک زاويه‌ي ديد کلان، مي‌توان مشتريان را به سه‌ دسته‌ي: مشتريان بخش دولتي، مشتريان بخش خصوصي و مشتريان خارجي تقسيم‌ کرد.

د ـ قوانین و مقررات: تمامی سه بخش فوق بر بستر قوانین و مقررات کشوری انجام می‌شوند؛ از جذب نیروی انسانی و منابع مالی و خرید مواد اولیه گرفته تا فروش محصولات در داخل و خارج کشور. قوانین و مقررات سه تأثیر کلی بر کسب و کار کوچک شما دارند:

1- ایجاد محدودیت: مثلا خرید و فروش برخی کالاها در کشور ممنوع است.

2- رسمیت بخشیدن به کسب و کار: مثلا شما برای راه‌اندازی کسب و کارتان باید شرکت‌تان را ثبت رسمی کنید و در اداره‌ی مالیات و بیمه پرونده درست کنید.

3- حمایت‌گر و تسهیل‌کننده: دولت برای توسعه‌ی کسب و کارهای کوچک قوانین و مقررات حمایتی و تسهیل‌کننده‌ای دارد که با آگاهی از آن‌ها می‌توانید خیلی از کارهای به‌ظاهر سخت (مثلا تأمین منابع مالی، تجهیزات مورد نیاز و …) را راحت‌تر انجام دهید!

هر کدام از حوزه‌هایی که به آن‌ها اشاره کردیم، آن‌قدر گسترده‌اند و آن‌قدر ریزه‌کاری دارند که در چند پست کوتاه وبلاگی نمی‌شود به آن‌ها پرداخت. تمام هدف من در این‌جا نشان دادن این موضوع به کارآفرینان امروزی و آینده است که برای راه‌اندازی و توسعه‌ی کسب و کار تنها آشنایی با روال وام دادن فلان بانک و نوشتن طرح تجاری کفایت نمی‌کند. شما باید در هنگام طرح‌ریزی کسب و کارتان به تمامی حوزه‌های بالا حداقل فکر کنید و چه به‌تر که در موردشان تحقیق کنید و اطلاعات لازم را جمع‌آوری کنید.  البته براساس طرح درس‌مان در درس‌های آینده به برخی از این موضوعات (از جمله فرایندهای داخلی بنگاه) خواهیم پرداخت. من هم سعی می‌کنم در آینده‌ی نزدیک منابعی را برای آشنایی با جزئیات این حوزه‌ها و روش‌ها و ابزارهای مطالعه و تحلیل آن‌ها معرفی کنم.

پایان درس پنجم. هفته‌ی آینده به موضوع بسیار جذاب “ایده‌پردازی” که اولین گام عملی در راه‌اندازی کسب و کار کوچک ماست خواهم پرداخت.

پ.ن. علاقه‌مندان استراتژی و تحلیل کسب و کار هم به این مدل توجه بسیار کنند که برای تحلیل محيط رقابتي مدل بسيار جالبي است. 🙂

لینک‌های هفته (۸8)

شد 22 ماه! و چقدر هم پرلینک بود این هفته …

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها   را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

آدم بی‌پا و دیگران (به‌ترین مطلب هفته! روایت امید و ممکن کردن ناممکن‌ها …) (علی دادپی؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)

نه قانون موفقیت از نگاه دنیل آمن (این هم دومین مطلب عالی هفته!) (زینب جم؛ همینا)

کاری کنید دیگران دوست داشته باشند برای شما کاری کنند! (الهام اعتدالی؛ تجربه‌ها و ترجمه‌ها) (کشف این هفته!)

تعصب (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

بیماری عقیده‌پرستی (این سخنرانی عالی استاد مصطفی ملکیان عزیز را بخوانید و برای سلامتی‌شان دعا کنید …)

نکته 234: پنج وضعیت بدنی بی‌دردسر که موجب پرورش تفکر خلاق می‌شوند (جالب!) (سی‌صد و شصت نکته (کاربردی) در تفکر)

پنج روش کنترل ترس برای یک سخنرانی عمومی (مفید!) (مهران نصر؛ رسانه‌های امروز)

باز هم شوخی با مدل های یکپارچه! (این هم روایت خوش‌بختی در زندگی مشترک براساس مدل‌های منابع انسانی!) (افشین دبیری؛ مدیریت منابع انسانی)

نكاتی ساده برای داشتن محیط كاری مطلوب (مهم‌ترین مطلب هفته برای من! خواهش می‌کنم جدی بگیرید. من یک هفته است از شدت درد گردن و کتف از کار و زندگی افتادم …)

تنهايي مشكل كوچكي نيست اما راه‌حل دارد (واقعا!؟ :دی)

 مدیریت و کارآفرینی:

هزينه‌هاي استخدام و وجه دیگر هزینه‌های استخدام (آقای وفا کمالیان عزیز در وبلاگ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت مباحث مفیدی را در مورد استخدام شروع کرده‌اند و دارند به هر دو طرف استخدام‌کننده و استخدام‌شونده توجه می‌کنند. بسیار عالی!)

در جستجوی کار و نیروی کار (امیر مهرانی؛ The Coach) و هنجارهای کاری جامعه و دیگر مسائل (افشار محبی) و درس برای کار یا درس برای درس؟ (در ادامه‌ی مباحث مطرح شده در این پست من. آقای محبی زحمت کشیده‌اند و لینک‌های مطالبی که در این زمینه نوشته شده‌اند را هم جمع‌آوری کرده‌اند.)

مؤلفه‌های مدیریت پروژه (علی واحد؛ وبلاگ رادمان)

تغییر هنجارهای کاری جامعه – این‌بار اخلاق (این بحث جالب آقای آواژ عزیز را در روزنوشت‌های بهساد دنبال کنید حتمن!)

ایراد زیاد بودن شناوری چیه؟ (نادر خرمی‌راد)

معاشرت نمائید چون برادران و معامله کنید چون بیگانگان (علی رضا عباسی؛ مثل هیچ‌کس …)

هنر مشاوره گرفتن (محمد سالاری)

کلید موفقیت در بازاریابی: با مشتریان‌تان درددل کنید! (نویسنده‌ی مهمان وبلاگ یک پزشک)

Arianna Huffington On The Rise Of Empathy In America

رسانه‌های اجتماعی:

فراخوان ارسال مقاله به همایش روز رسانه های اجتماعی آغاز شد

توییتر و انقلاب مصر (نیام یراقی؛ یادداشت‌های مدیریت ریسک) (نتیجه‌ی این تحقیق، خیلی خیلی جالبه!)

میزان تأثیرگذاری تبلیغات در فیسبوک (نیام یراقی؛ یادداشت‌های مدیریت ریسک)

معروف‌ شدن در فيس‌بوك پولي شد

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

با نمودارهای دانش، جستجوی گوگل هوشمندتر می‌شود (دکتر علی رضا مجیدی؛ یک پزشک)

دشواری‌های توسعه اپلیکیشن برای اندروید – چندپارگی اندروید (دکتر علی رضا مجیدی؛ یک پزشک)

بینگ با جستجو بر اساس تجربیات شخصی و شبکه‌های اجتماعی از راه می‌رسد (وبلاگینا)

برنامه‌نویسان گوگل از چه سیستم‌عاملی بهره می‌برند؟ (مامبوجامبو)

گوگل سفر خیالی ارسال یک ایمیل را به تصویر کشید (وبلاگینا)

ویکیپدیا: اگر در سایت ما آگهی می‌بینید ، سیستم شما ویروسی است (سعید امیرلو؛ وب‌بلاگ فارسی)

واحد IT سازمان‌ها مدیر زن نمی‌خواهد

انتشار 6 ميليون ويروس در 3 ماه

اعتماد به فناوری‌ پردازش ابری در حال افزایش است

 صنعت فاوا در ایران:

آخرین وضعیت سند جامع فناوری اطلاعات کشور (خبرگزاری مهر)

گردش مالی حوزهICT دو برابر شد (بنا به ادعای آقای وزیر!)

برگزيدگان دومين جشنواره فاوا

نتایج ارزیابی اولین دوره جایزه ملی کیفیت ICT مشخص شد

بودجه توسعه خدمات الکترونیکی کشور 134 میلیارد ریال اعلام شد

اقتصاد:

سه تجربه ساده و یک سئوال (سؤال‌ جذاب نیام یراقی در یادداشت‌های مدیریت ریسک در مورد کوتاه‌مدت بودن ما ایرانیان …)

می‏سی‏سی‏پی (رابطه‌ی اقتصاد و فرهنگ و شاید هم برعکس‌ش در نمونه‌ی فقیرترین ایالت آمریکا) (وبلاگ خانه‌ی دوست کجاست)

چالش‌های جدید مدل اروپایی (علی دادپی)

عوام‌گرایی معمول چپ‌گراها (پویان مشایخ؛ خاکریز اقتصاد)

خودتان را برای مطالعات بومی توسعه آماده کنید (پیشنهاد حامد قدوسی در یک لیوان چای داغ به محققان جوان اقتصاد در ایران)

درباره افزایش نابرابری (قسمت آخر) (کافه‌ی اقتصاد)

سود و زیان یارانه هدفمند در گفتگوي روزنامه شرق با محسن رناني: قسمت اول و قسمت دوم

اگر فریدمن بود درباره بحران اروپا چه می گفت؟ (حجت قندی؛ اقتصادانه)

شاخص اقتصاد دانش و رتبه ایران (افشین دبیری؛ مدیریت منابع انسانی)

بودجه 566 هزار میلیارد تومانی روی میز دولت رفت

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (4): نوآوري


نوآوري تفاوت يک رهبر با يک پيرو را بازتاب مي‌دهد.

استيو جابز

خوب طبيعتا اين پست بايد ديشب نوشته مي‌شد؛ اما دچار يك سري مشكلات جسمي عجيب و غريب شده‌ام كه نشستن و نوشتن را براي‌م سخت كرده … البته الان به‌ترم و اميدوارم به‌زودي سلامت كامل‌م را به‌دست بياورم.

برويم سراغ درس اين هفته: موضوع جذاب نوآوري كه همه بارها و بارها در موردش شنيده‌ايم و خوانده‌ايم و نتيجه‌ي “نوآوري‌” را در قالب محصولات شركت‌هايي مثل اپل و گوگل لمس كرده‌ايم. اما اين “نوآوري” اصلا يعني چه؟

واژه‌ي Innovation يا همان نوآوري خودمان، ريشه در كلمات لاتين in و novare دارد و معناي لغوي‌ش اين است: “ساختن چيزي جديد براي ايجاد تغيير.” اين كاري است كه همه از پس‌ش برمي‌آيند: هر كسي بالاخره رؤياها و خلاقيت‌هاي خاص خودش را دارد. و به‌همين دليل است كه از روز اولي كه بشر پا به كر‌ه‌ي خاكي گذاشت، نوآوري جزوي از زندگي روزمره محسوب شده است: اجداد غارنشين ما هم نوآوري‌هاي فراواني داشته‌اند! (كشف آتش، روش‌هاي شكار، ساخت ابزارهاي دستي، كشف روش‌هاي كشاورزي و … باز هم بگم!؟) حتا عده‌اي مي‌گويند كه علت بقاي انسان‌ها در طول تاريخ، نوآوري بوده است …

ولي نوآوري واقعا چيست؟ يك ايده‌ي جديد؟ يك محصول بسيار عالي مثل محصولات اپل؟ چيزي كه ما را از رقبا متمايز كند؟ چيزي كه حسابي پول‌ساز باشد؟ چيزي كه دنيا را زير و رو كند؟ نوآوري همه‌ي اين‌ها هست و هيچ كدام هم نيست. تعريف علمي نوآوري عبارت است از: “برداشت و درکي جديد از يک ايده، عمل يا يک شي توسط يک فرد يا گروه مشخص به‌دست آيد.” فقط توجه كنيد كه اين “تازگي” و به عبارت ديگر “نو بودن” الزاما به‌معني ايجاد دانش جديدي نيست؛ بلکه مي‌تواند ناشي از به‌کارگيري کاراتر و پيشرفته‌تر دانش موجود يا اصلاح و تعديل آن باشد. بنابراين نوآوري هميشه ساخت چيزهاي جديد نيست. نوآوري مي‌تواند به‌سادگي به‌تر كردن وضعيت موجود باشد.

نوآوري ايده‌پردازي صرف هم نيست. اين ايده تا به‌عمل درنيايد به هيچ دردي نمي‌خورد. ديديم كه نوآوري در لغت به‌معناي “ساختن” است. بنابراين بايد ببينيم كه نوآوري در عمل چطور اتفاق مي‌افتد. مثل بسياري از مفاهيم دنياي علم، نوآوري هم يك فرايند است. از جايي آغاز مي‌شود و با طي تعدادي گام پي در پي به‌ نقطه‌اي ختم مي‌شود. فرايند نوآوري را در شكل زير مي‌بينيد:

مي‌بينيد كه نوآوري در دو عنصر ايده و اجرا تشكيل شده است و بدون هيچ كدام از آن‌ها كامل نيست! بنابراين براي نوآوري لازم است هم يك ايده‌ي عالي داشته باشيد (دقت كنيد نگفتيم ايده‌ي جديد) و هم آن را عالي اجرا كنيد. براي همين است كه در داستان زندگي جابز مي‌بينيم كه خيلي وقت‌ها او ايده‌هاي عالي ديگران را مي‌ربود، آن‌ها را عالي پياده مي‌كرد و يك محصول استثنايي تحويل جامعه مي‌داد. خيلي از ايده‌هاي جابز جديد نبودند؛ اجراي عالي او بود كه باعث موفقيت‌ش مي‌شد.

اما اهداف نوآوري براي بنگاه كوچك ما چه چيزهايي هستند؟ چرا بايد نوآوري داشته باشيم؟ پاسخ اين سؤال‌ها را خودتان به‌تر از من مي‌دانيد: در هر بازاري كه بنگاه كوچك‌م را راه انداخته‌ام تعدادي رقيب دارم. براي رقابت با آن‌ها من بايد خودم را از آن‌ها متمايز كنم. دو راه پيش رو دارم: قيمت پايين‌تر يا محصول متفاوت. نوآوري مي‌شود ساختن همان محصول متفاوت!

نوآوري يك شكل مشخص ندارد و مي‌‌تواند انواع مختلفي داشته باشد. فهرستي از انواع نوآوري را با هم مرور كنيم:

1. نوآوري تدريجي در محصول (مدل‌هاي جديد گوشي‌هاي موبايل نوكيا) در برابر نوآوري راديكال در محصول (آي‌فون اپل!)

2. نوآوري تدريجي در مدل كسب و كار (انواع روش‌هاي تبليغاتي گوگل كه در نهايت به ادسنس تبديل شدند) در برابر نوآوري راديكال در مدل كسب و كار (آي‌تونز اپل كه مدل كسب درآمد صنعت موسيقي را تغيير داد!)

3. نوآوري تدريجي در بازار (كاهش تدريجي قيمت سيم‌كارت‌هاي همراه اول در سال‌هاي دورتر) در برابر نوآوري راديكال در بازار (سيم‌‌كارت‌هاي ايرانسل كه موبايل را براي همه قابل دسترسي كرد!)

4. نوآوري تدريجي در فرايند (تلفن‌بانك) در برابر نوآوري راديكال در فرايند (بانك‌داري آن‌لاين.)

و در پايان اين پست كمي هم درباره‌ي فرايند تجاري‌سازي نوآوري‌ها: هدف هر نوآوري عرضه‌ي محصولي به بازار (كه لزوما محصول جديد نيست) است كه مشتري داشته باشد (كه اين مشتري هم لزوما بابت نوآوري پول نمي‌دهد!) بنابراين در پي فرايند نوآوري كه به محصول ختم مي‌شود، بايد فرايند ديگري هم وجود داشته باشد كه محصول را در اختيار مشتري نهايي بگذارد. اين فرايند همان فرايند “بازاريابي” است. فعلا در همين حد حواس‌تان باشد كه بازاريابي معادل تبليغات يا فروش نيست و چيزي بسيار فراتر از آن است. بازاريابي كه از كشف نياز مشتري شروع مي‌شود با تصميمات استراتژيكي مثل: “زمان عرضه‌ي محصول به بازار” و “بازارها و گروه مشتريان هدف” ادامه مي‌يابد و در نهايت به تبليغات و فروش ختم مي‌شود. البته باز هم همه‌ي ماجرا اين نيست! در درس پانزدهم به‌شكل مفصل به موضوع بازاريابي و فروش خواهيم پرداخت.

پايان درس چهارم. هفته‌ي آينده به يكي از مهم‌ترين مباحث مطرح در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازيم: به چه اطلاعاتي نياز داريم!؟

عكس آقاي جابز از اين‌جا و ساير عكس‌ها از اين‌جا و اين‌جا

لینک‌های هفته (۸7)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

اين هفته آقاي آواژ در پست: تغییر هنجارهای کاری جامعه در مورد تفاوت‌ ذهنيت‌ نسل خودشان با نسل ما نوشتند. بعد آقاي كماليان در ادامه‌ي آن پست این‌جا  فراخوانی دادند و از نیروهای جوانی که تازه قصد دارند وارد بازار کار شوند خواستند تا بگویند چه انتظاری از سازمانی که قرار است در آن کار کنند دارند. بحث جالبی پای اين دو مطلب شکل گرفته که توصیه می‌کنم حتمن آن‌ها را دنبال کنید. دوست داشتيد پست پاسخ به فراخوان “دعوت از نیروهای آماده به کار”: دو گانه‌ی “انتظار” و “توهم”! من و پست Code First: حقوق انسانی یک برنامه‌نویس شاهين كياست را هم ببينيد.

نکته 236: پل عشق، چگونگی ارتباط افکار و احساسات (سي‌صد و شصت نکته (کاربردی) در تفکر) (عاااااالي! به‌ترين مطلب هفته از نظر من!)

آدم خوب-آدم بد (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط) (حسابي ذهن‌م مشغول اين نوشته شده …)

شجاعت تغییر جهت (مهرداد جوان؛ علم آن‌لاين) (كشف اين هفته!)

اول شاخ غول را بشکنید! (شاهين شاكري؛ مديران ايران)

رازداری، کارهای روزمره را سخت‌تر می‌کند (راست مي‌گه!)

11 توصیه برای رضایت مندی از زندگی (عالي!)

یک ساعت دویدن در هفته شش سال عمر متوسط را افزایش می‌دهد (خبرگزاري مهر)

فکر کردن به مرگ کیفیت زندگی را بهبود می‌بخشد (خبر خوبيه پس براي ماها!)

مدیریت و کارآفرینی:

رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت – هزينه هاي ماندن يا رفتن؟ (اين نوشته‌ي آقاي وفا كماليان عزيز را هرگز نبايد از دست بديد!)

دوران تحصیل زمان خوبی برای کارآفرینی اینترنتی است؟ (سید رضا علوی؛ فارسی‌بیز)

طرز فکر شرکت‌های درحال تغییر در مورد بانوان و نتایج تحقیقات 4 ساله‌ي شرکت مکنزی در مورد نقش بانوان در مدارج بالای سازمان‌ها (محمد سالاري) (جالب!)

قانون برد – برد (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

قلب اسکرام (اسد صفري؛ دنياي چابك)

سرگذشت مشهورترین میلیاردرهای جهان ; استیو بالمر ; کارمند میلیاردر (دنياي فناوري اطلاعات) (من بيش‌تر از قبل مطمئن شدم اين بالمر خوش‌شانس‌ترين مدير دنياي فناوري است!)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

پنج اشتباه ناموجه در ارتباط با تکنولوژی (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

۱۰۰ شهری که بیشترین سرعت اینترنت را دارند (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

۹۹ درصد سود بازار تلفن همراه در جیب اپل و سامسونگ! (فارنت)

شکست تجاری اندروید برای گوگل در سال 2010 (زوميت) (در اين خبر اطلاعات جالبي در مورد دعواي حقوقي اوراكل با اپل وجود داره)

سرویس ترجمه گوگل، پرکارترین مترجم تاریخ!

فشار برای بررسی سوابق مدیرعامل ياهو (كردان ياهو :))

72 شبکه تجاری LTE تاکنون راه‌اندازی شده است

شبكه‌هاي اجتماعي:

فیس‌بوک اپ‌سنتر خود را معرفی کرد (زوميت)

صنعت فاوا در ایران:

آخرین آمار کاربران اینترنت در ایران/ دسترسی 334 دانشگاه به اینترنت

مدیرعامل خدمات انفورماتیک: ۶۰ درصد تراکنش‌های بانکی کشور الکترونیکی است!

 شبکه اختصاصی مخابراتی بانکی کشور تاسیس شد

شوراي رقابت توسعه اينترنت توسط مخابرات را محدود كرد

دولتي‌ها ملزم به استفاده از IR. شدند

ممنوعيت جديد در استفاده از ايميل‌ خارجي (به‌دستور وزير ICT، بانك‌ها و مخابرات حق ارسال اطلاعات شخصي بنده و شما را به جي‌ميل‌مان ندارند!)

اقتصاد:

معرفی و نقدی بر کتاب مایکل سندل: پول چه چیزهایی را نمی‌تواند بخرد؟ (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

ریسک بالا عامل تهدید کننده اقتصاد (پويان مشايخ؛ خاكريز اقتصاد)

اقتصاد درمان، رشته‌ای جذاب و رو به پیشرفت (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

نحوه ادامه فعاليت بانك تات (مملكته داريم!؟)

ایران، دارای بالاترین ریسک پو‌لشویی در جهان (خسته نباشيم!)

خروج 770 میلیارد دلار ارز از کشور طی 31 سال (!!!)

بانک ملی: برای پاک‌سازی اسکناس‌ها بیش از ۷۰۰ میلیون تومان هزینه کردیم

3 كلمه براي شكست خوردن!

جفري جيمز اين‌جا به نكته‌ي جالبي اشاره كرده است. او مي‌گويد آدم‌هاي مستعدِ شكست خوردن، معمولا وقتي مي‌خواهند كاري را شروع كنند مي‌گويند: “من تلاش‌م‌ را مي‌كنم … (I will Try)” (حالا در فارسي شد چهار كلمه براي اين حرف ربط؛ به بزرگ‌واري خودتان ببخشيد!) آقاي جيمز معتقد است كه اين آدم‌ها با گفتن اين جمله مجوز شكست خوردن‌شان را صادر مي‌كنند: “اونا وقتي شكست خوردن به خودشون مي‌گن: «خوبي‌ش اينه كه من حداقل، تلاش خودم را كردم.»” آيا اين چيزي جز يك بهانه است؟

بنابراين به‌جاي گفتن “من تلاش‌م‌ را مي‌كنم!” بگوييد: “من اين كار را انجام خواهم داد” يا از آن به‌تر: “من بايد اين كار را انجام بدهم!”

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (3): مراحل توسعه‌ی کسب و کار کوچک

توسعه‌ي كسب و كار كوچك يك شبه ممكن نيست. بايد خون دل خورد و دود چراغ. بايد قدم به قدم پيش رفت تا به نتيجه‌ رسيد. اين هفته مي‌خواهيم درباره‌ي اين‌كه يك كسب و كار كوچك چه مراحلي را براي رشد و توسعه‌ طي مي‌كند صحبت كنيم.

اهداف يا انگيزه‌هاي كارآفرينان از ايجاد کسب و کار خودشان “سودآوري” و “رشد” است. رشد کسب و کار يک فرايند تکاملي است که با انباشته شدن “دانش جمع آوري شده در زمينه‌ي يک کسب و کار هدفمند” رخ مي‌دهد. رشد مي‌تواند از دو زاويه مختلف تعريف شود:

  • افزايش اندازه و ساير معيارهاي کمي قابل اندازه‌گيري؛
  • بهبود معيارهاي كيفي و وضعيت سازمان.

اندازه‌ي کسب و کار نتيجه رشد آن در طول زمان است و يك حالت استاتيك دارد؛ يعني اندازه‌ي كسب و كار در يك لحظه‌ي خاص است كه مهم است. اين در حالي است که بهبود کسب و کار يک فرآيند است و در طول زمان رخ مي‌دهد. ابزار رشد كسب و كار عموما دو شكل اصلي دارد:

  • رشد و توسعه‌ي برنامه‌ريزي شده‌ي فعاليت‌هاي كسب و كار سازمان؛
  • خريد كسب و كارهاي ديگران.

البته روشن است كه در يك كسب و كار كوچك با تعريفي كه در ذهن ماست، گزينه‌ي اول را بايد انتخاب كنيم. بنابراين هدف اين است كه ببينيم كسب و كار ما از چه نقاط كليدي بايد عبور كند تا به بلوغ برسد.

خوب براي اين منظور بياييد كسب و كار كوچك‌مان را همانند يك موجود زنده ببينيم؛ موجودي كه چند سالي “عمر” مي‌كند و روزي به‌دنيا مي‌آيد و روزي متأسفانه روزي اين دنياي فاني را ترك مي‌كند. در ادبيات مديريت به ماجراي زندگي يك كسب و كار “چرخه‌ي عمر” گفته مي‌شود. هدف از بررسي “چرخه‌ي عمر” كسب و كارها در ادبيات مديريت، شناسايي فرآيندهاي رشد سازمان است. در واقع در چارچوب مدل‌ چرخه‌ي عمر قصد داريم ببينيم كه ديناميك و منطق رشد سازمان چيست. براي اين منظور چرخه‌ي عمر سازمان به چند نقطه‌ي كليدي تقسيم مي‌شود. نقاطي كه هم‌چون قرارگاه‌هاي كوه‌پيمايي هستند كه هر نقطه در ارتفاع خاصي قرار دارد، داراي ويژگي‌هاي خاص خود هستند. بنابراين در طول دوران رشد كسب و كار، وضعيت و ويژگي‌هاي سازمان تغيير مي‌كنند تا به يك نقطه‌ي مشخص برسد. در واقع در هر مرحله گروهي از ويژگي‌هاي “طبيعي” وجود دارند كه مالك كسب و كار مي‌تواند با در نظر داشتن آن‌ها از اين‌كه كسب و كارش دارد مسير رشد را به‌خوبي و درستي طي مي‌كند، مطمئن شود.

با توجه به اين توضيحات مدل چرخه‌ي عمر كسب و كارهاي كوچك را در شكل زير ببينيد:

اين مدل چند نكته‌ي جالب دارد:

1- نشان مي‌دهد كه مالك كسب و كار مي‌تواند چه فازهايي براي توسعه‌ي كسب و كار خودش طي كند تا به نقطه‌ي بلوغ برسد.

2- مشخص است كه مالك براي رشد و توسعه‌‌ي كسب و كار كوچك خود بايد به چه عواملي توجه كند.

3- در هر يك از فازهاي توسعه‌ي كسب و كار كوچك، مشخص است بايد وضعيت كسب و كار كوچك شما چه باشد.

من توضيح بيش‌تري نمي‌دهم. روي اين مدل فكر كنيد تا منطق‌ش را درك كنيد. سؤالي داشتيد مي‌توانيد از من بپرسيد.

پايان درس سوم. هفته‌ي آينده در مورد موضوع جذاب “نوآوري” صحبت مي‌كنيم.

مقاله‌ی هفته (۱6): چگونه دره‌ي سيليكون بعدي را بسازيم؟

دره‌ي سيليكون، بهشت كارآفرينان و معروف‌ترين مكان براي گيك‌هاست؛ جايي كه بسياري از محبوب‌ترين شركت‌هاي عصر فناوري اطلاعات در آن به‌وجود آمدند و رشد كردند. البته فراموش نكنيد كه برخلاف ديدگاه رايج دره‌ي سيليكون فقط محل رشد و توسعه‌ي استارت‌آپ‌هاي صنعت ICT نيست؛ بلكه تمامي صنايع هاي‌تك در اين منطقه حضور و فعاليت دارند.

(نقشه‌ي دره‌ي سيليكون از اين‌جا)

به‌دليل موفقيت عظيم مدل دره‌ي سيليكون، بسياري از كشورها تلاش كرده‌اند تا كپي خود را از دره‌ي سيليكون بسازند؛ اما نتيجه فاصله‌‌اي در حد سال نوري با دره‌ي سيليكون واقعي دارد. بنابراين هم‌چنان اين سؤال مطرح است كه چگونه دره‌ي سيليكون بعدي را بسازيم؟

ويكتور هوآنگ يك سرمايه‌گذاري خطرپذير (Venture Capitalist) پس از سال‌ها تلاش تصور مي‌كند كه پاسخ اين موضوع را يافته است. او مي‌گويد راز دره‌ي سيليكون به‌سادگي اين است: “چگونه افراد با هم كار مي‌كنند.”+

“به‌جاي تصور دره‌ي سيليكون به‌عنوان يك مكاني استثنايي، به اين فكر كنيد كه اين‌جا دستاورد بزرگ‌ترين تجربه‌ي بشري ـ پديد آمدن آمريكاي غربي ـ است: محل اجتماع افرادي كه از مناطق گوناگون دنيا فرار كرده‌اند، بيگانه‌هايي با تجربيات و استعدادهاي مختلف. و بعد چه رخ مي‌دهد؟ نتيجه، پديد آمدن يك ساختار فرهنگي و قوانين نانوشته و مكانيسمي براي اعتماد كردن به اين بيگانه‌ها است.” هوآنگ مي‌گويد ما غرب وحشي را يك مكان بي‌قانون مي‌دانيم؛ اما در واقع اصلا اين‌طور نيست. همين اتفاق در دره‌ي سيليكون هم افتاده است. افراد مختلف با زمينه‌هاي مختلف از مناطق مختلف به اين منطقه مي‌آيند در حالي كه اشتياق‌شان آن‌ها را پيش مي‌برد و در كنار هم محيطي را مي‌سازند كه در آن اعتماد عجيب و پشتيباني متقابل ميان افراد مختلف وجود دارد.

بنابراين براي ساختن دره‌ي سيليكون بعدي در هر جايي از جهان بايد دو كار انجام داد:

1- جمع‌آوري افرادي با تخصص‌ها، تجربيات و انديشه‌هاي متفاوت و البته با روحيه‌ي ساختن و كارآفريني.

2- ايجاد مكانيسمي براي برقراري ارتباط درست و اعتمادسازي ميان اين افراد.

اما سؤال اين‌جاست كه آيا مسئله به همين سادگي است؟ در مطالعاتي كه براي يك پروژه‌‌ي تحقيقاتي در زمينه‌ي كسب و كارهاي كوچك داشتيم چند نكته در زمينه‌ي موفقيت مدل دره‌ي سيليكون جلب توجه مي‌كند:

1- نقش دانشگاه‌هاي مستقر در اين منطقه و به‌ويژه دانشگاه استنفورد در جمع‌آوري و پرورش آدم‌هايي كه آقاي هوآنگ به آن‌ها اشاره كرده است؛ چه در مورد خود كارآفرينان و چه در مورد نيروي انساني ماهر شاغل در استارت‌آپ‌ها.

2- سرمايه‌گذاري عظيم پنتاگون و راه‌اندازي مراكز تحقيقاتي و پژوهشي متعدد در اين منطقه (در زندگي‌نامه‌ي استيو جابز مي‌توانيد اين موضوع را به‌وضوح ببينيد.)

3- ارتباط نهادي اثربخش ميان صنايع و مراكز دانشگاهي و پژوهشي.

4- دسترسي سهل و آسان به سرمايه‌گذاري خطرپذير (Venture Capital) در اين منطقه و كلا در آمريكا (چيزي كه در ايران عملا اصلا وجود ندارد!)

5- كيفيت بالاي زندگي در ايالت كاليفرنيا.

6- فرهنگ باز و به‌شدت مشوق كارآفريني (اين يكي را هم در زندگي‌نامه‌ي استيو جابز به‌خوبي مي‌توانيد ببينيد.)

7- عدم وجود پيمان ممنوعيت رقابت و در نتيجه امكان همكاري هم‌زمان با چند شركت مختلف.

به‌نظرم دو قانون ساده‌ي آقاي هوآنگ به‌خوبي تمامي 7 عامل فوق را پوشش مي‌دهند و به‌همين دليل براي من بسيار جالب بوده‌اند. در عمل اگر بخواهيم براساس شرايط كشور خودمان به ماجرا نگاه كنيم، در ميان عوامل 7 گانه‌ي فوق بايد روي عوامل 1، 4 و 6 تأكيد بسيار زيادي داشت. من معتقدم كه براي به‌بود وضعيت كارآفريني در ايران ـ به‌ويژه كارآفريني در حوزه‌ي ICT ـ به‌بود در اين سه حوزه ـ يعني ايجاد فرهنگ كارآفريني، پرورش و آموزش كارآفرينان و تسهيل دسترسي به سرمايه ـ مورد نياز است. هر چند در عمل تقريبا اين كار بدون حمايت دولت غيرممكن است؛ اما من تصور مي‌كنم كه حداقل كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم، پرداختن به آموزش جوانان و افراد صاحب‌ايده براي راه‌اندازي درست و اثربخش و اداره‌ي موفق كسب و كارهاي كوچك خود است. به‌همين دليل است كه امسال درس‌هاي توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك را آغاز كرده‌ام كه فردا شب قسمت سوم‌ش را خواهيد خواند.

لینک‌های هفته (۸6)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

قانون ده‌ هزار ساعت (مهدي تيموري؛ دنياي GIS) (خيلي عاااالي! به‌ترين مطلب اين هفته :))

رویایت را نکش! (سمانه سلطاني؛ وبلاگ همينا) (عااالي!)

انتشار آنلاین کتاب خلاقیت و اندیشه متفاوت یک پزشک (اولين كتاب الكترونيك دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (عااالي!)

چرا بعضی‌ها در نقاشی مهارت دارند و بعضی‌ها ندارند؟ (وبلاگ يك نفر)

مقابله با 10 عاملی که تمرکز شما را بر هم می‌زنند

از استرس‌های‌تان حرف بزنید

Simple but great Tricks to Get Your Inbox to Zero

Believe to Achieve | Tim Elmore

Have You Stepped Outside of the Box Today?

مديريت و كارآفريني:

مصائب یک مستأجر (ميلاد اسلامي‌زاد؛ افاضاتـ و اضافاتـ) (اين هم درسي براي شركت‌داران!)

می‌خواهم یک کسب و کار اینترنتی راه بیاندازم، از کجا شروع کنم؟ (سيد رضا علوي؛ فارسي‌بيز)

استارتاپ چیست! (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

اجایل برای مدیریت پروژه‌های غیر نرم‌افزاری (نادر خرمي‌راد)

مراقب سندرم آپولو در استخدام کارکنان‌تان باشید (استاد پرويز درگي) (جالب!)

جزيیات همایش مدیریت کارآفرینی در ICT

Work “on” your Biz; not work “in” Your Biz!

How to Reach Your Enemy – Management Tip of the Day

Global top 20 | Best Companies for Leadership | Hay Group

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

وب ایران، جدال برای هیچ (حرف خيلي حساب پرهام باغستاني)

چطور فایل‌های ضمیمه شده به جی‌میل را در گوگل درایو ذخیره کنیم؟ (سعيد اميرلو؛ وب‌بلاگ فارسي)

چطور به‌صورت همزمان با چند اکانت در Google Talk لاگین کنیم (زوميت)

تالار افتخارات اینترنت (مصطفي لامعي؛ آي‌كلاب)

برترین وب‌سایت‌های جهان معرفی شدند (جايزه‌ي جهاني وب‌لي)

رشد 81 درصد حملات سايبري

سیستم‌عامل جدید مایکروسافت برای خانه های هوشمند

LinkedIn Is Buying SlideShare

شبكه‌هاي اجتماعي:

شکست مایکروسافت برای فروش موتور جستجوی بینگ به فیس‌بوک (!)

فیسبوک، شرکتی با ارزش ۹۰ میلیارد دلار

تهدید 23 میلیارد دلاری خدمات پیام دهی اجتماعي در سال 2012

صنعت فاوا در ايران:

ایران در رتبه‌بندی جهانی دولت الکترونیک از مالدیو هم عقب‌تر است (خسته نباشيم!)

سازمان فناوری اطلاعات، رگولاتور حوزه فناوری اطلاعات است

آمريكا صدور تجهيزات IT به ايران را ممنوع كرد

رگولاتوري بانك جامع سرمايه‌گذاري در بخش ICT را ايجاد مي‌كند

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – رکورد تاریخی کاهش نابرابری در ایران (تحليل جالب صادق الحسيني)

درباره‌ي افزایش بیکاری در کشور (علی دادپی؛ اقتصاد، خرد، بازار و خانوار)

آیا واردات وابستگی است؟ (كافه‌ي اقتصاد)

به تشخيص هيات انتظامي بانك مركزي؛ مجوز برخي بانك‌هاي خصوصي لغو مي‌شود (چه خبره!؟)

The Economical Meaning of Murphy LAW!

U.S. economy adds 115,000 jobs in April, unemployment rate falls to 8.1%

A Mom’s Work Is Worth $113K Annually. Or Maybe About Half That