دسته: طنز
در ستايش شادي …
شادي معمولا يک محصول جانبي است؛ چيزي که احتمالا وابسته به سرشت چيزها است و بنابراين ميتواند درون هر آن چيزي که من ميشناسم، پنهان باشد. با اين حال شادي چيزي نيست که بتوان آن را از زندگي طلب کرد؛ و در نتيجه اگر شما شاد نيستيد، بهتر است نگراني را در اينباره کنار بگذاريد و به جاياش ببينيد چه گنجي را ميتوانيد از درون اين زندگي ناشادِ مايهي افتخارتان به دست آوريد.
رابرتسون ديويس
7 روش براي شادتر بودن در محيط کار
نوشتهي: جف استيبل / ترجمهي: علي نعمتي شهاب
چرا شاد نيستيم؟ از نظر لغوي ريشه کلمه شادي در زبان انگليسي، کلمه ايسلندي happ است که به معني خوششانسي يا شانس است. اما آيا ريشهي شاد نبودن ما نيز در تصادفي بودن شادي است؟
دالايي لاما ـ بهعنوان مردي شاد و زيرک ـ در کتاب خود “هنر شاد بودن: مرجعي براي زندگي” ميگويد که شادي تنها با تمرين دادن ذهن حاصل ميشود. خوب پس اين هم يک فهرستِ تمرينِ پيشنهادي براي شاد بودن:
- لبخند بزنيد: لبخند زدن مستقيما با شاد بودن در ارتباط است. در بلندمدت مغز ميان لبخند زدن و شاد بودن رابطه برقرار ميکند. باور نميکنيد؟ اين را امتحان کنيد: لبخند بزنيد (يک لبخند بزرگ!) و تلاش کنيد در مورد يک موضوع ناراحتکننده فکر کنيد: در اين حالت يا لبخند را کنار ميگذاريد يا آن فکر ناراحتکننده را!
- نگراني را متوقف کنيد: نگراني يکي از بهترين ويژگيهاي بشر است. نگراني احساسي است که پشتِ سرِ آيندهنگري، برنامهريزي و پيشبيني قرار دارد. ما نگران ميشويم؛ چون برخي پيشامدهاي آينده نامشخص هستند و اين احساس، راهنمايي است براي ما تا شروع به فکر کردن دربارهي شيوه برخورد با آن پيشامدها کنيم. مشکل اينجا است که ما دربارهي چيزهايي که خارج از کنترل ما هستند زياد فکر ميکنيم (مثلا اوضاع اقتصادي کشور.) نگراني يکي از علل اصلي بيماريهاي رواني است. بنابراين يک نفس عميق بکشيد و نگراني را از خودتان دور کنيد!
- يک زنگ تفريح به خودتان بدهيد: زنگ تفريحها فرصت مناسبي را براي تأمل کردن فراهم ميآورند . اغلب، در چنين زمانهايي است که ايدههاي برتر و عميقترين ادراکات بشري پديدار ميشوند.
- کارها را از روش متفاوتي انجام دهيد: بخشي از مشکلات کاري براي بسياري از افراد ملال و خستگي است. ما به يک روش انجام کار که از ابتداي انجام يک کار ياد گرفتهايم ميچسبيم و آن را بارها و بارها انجام ميدهيم. اشتياق خود را به کار، با انجام دادن آن از يک روش متفاوت بازگردانيد. همهي تلاش خود را براي ياد گرفتن، براي رشد کردن و براي به چالش کشيدن خود به کار بگيريد. مسئوليت بيشتري بپذيريد يا تلاش کنيد کارهايي را انجام دهيد که روزي فکر ميکرديد هرگز موفق به انجام آنها نخواهيد شد. حتي اگر مسئوليتپذيريتان خيلي به شما اجازه انعطافپذيري را نميدهد، ديدگاه متفاوتي را نسبت به مسئوليتهاي کنونيتان اختيار کنيد.
- مديريت را متوقف کنيد و رهبري را آغاز کنيد: اگر شما مدير هستيد، به يافتن راههايي براي انگيزش و تهييج کارکنانتان نيازمنديد. چگونه؟ ذهن آنها را گسترش دهيد. تيم خودتان را با دادن مسئوليتهاي بيشتر، قدرت بيشتر تصميمگيري و خودگرداني بيشتر تقويت کنيد. يک نکتهي به همان اندازه مهم، جامعنگري است: آنچه در شرکت بهعنوان يک موجوديت کلان رخ ميدهد را بيان کنيد و در کارکنانتان ديدگاه گستردهتري نسبت به اينکه چگونه کارهاي آنها کل کسب و کار را تحت تأثير قرار ميدهد ايجاد کنيد.
- تفويض اختيار کنيد: يکي از مخربترين و ضد بهرهورترين محصولات فرعي عصر کوچکسازي، ترس است ـ بسياري از مديران از اين ميترسند که انجام چنين کاري آنها را در سازمان کهنه و بهدردنخور سازد! من خبرهاي بدي براي شما دارم: اگر اين طور فکر ميکنيد، واقعا کهنه و بهدردنخور هستيد! کنترل دايمي براي کسب و کار شما و البته سلامت جسمي و روحي شما مضر است. بهترين رهبران معمولا براي کارکنانشان بهتر، زيرکتر و باظرفيتتر از واقعيت وجوديشان به نظر ميآيند.
- از کارتان لذت ببريد: خوب اين هم چند تا توصيه در اين زمينه: اگر کاري را که انجام ميدهيد دوست نداريد، انجاماش را متوقف کنيد. زندگي کوتاهتر از آن است که آدم در آن سرگرمي نداشته باشد. من به کاري که انجام ميدهم عشق ميورزم و وقتي عشقم ته کشيد، ديگر آن کار را نميکنم. حتي در اين دوران سخت اقتصادي، شما هواخواهان زيادي را در ميان کافرمايان خواهيد داشت اگر در کارتان واقعا خوب باشيد ـ و البته بتوانيد آن را با لبخندي بر لبانتان انجام دهيد!
گيک اند پوک ـ نابغهي کميکهاي آيتي
طنز و کاريکاتور، خيلي وقتها بهترين زبان براي بيان موضوعاتي هستند که اگر جدي گفته شوند؛ نه تنها تأثيري ندارند، بلکه ممکن است جنجال و دعوا و دلخوري پيش بيايد. طنز چون اساساش بر تلنگر زدن بر آدمها در عين جدي نبودن است، بهترين سلاح براي مبارزه با کژيها و زشتيها در هر حوزهاي زندگي بشر است.
مدتها است قصد دارم که به بهانهاي وبلاگ Geek and Poke را معرفي کنم. گيک اند پوک، کاريکاتوريستي است که کاملا بر روي صنعت آيتي و حاشيههاياش ـ بهويژه آنچه در پروژههاي برنامهنويسي و مشاوره ميگذرد ـ متمرکز است. هر کاريکاتور جديد گيک اند پوک به باور من، کشف جديدي در زمينهي اشکالات کارهايي است که ما فعالان صنعت آيتي انجام ميدهيم و بسياريشان را هم خودمان ميدانيم و به روي مبارک نميآوريم! شايد اين طوري با افشاي اين اشکالات، ما ديگر مجبور شويم که آنها را برطرف کنيم.
نکتهي جالب در مورد کارهاي گيک اند پوک، شباهت عجيب آنها به فضاي کاري ما ايرانيها است، و اينکه اين اشکالات در فضاي کاري حرفهاي و بسيار پيشرفتهتر غرب نسبت به ايران وجود دارند؛ آدم را اميدوار ميکند که خيلي هم در اين حوزهها عقب نيستيم (خودتحويلگيري از نوع ايراني) و شايد اگر بخواهيم، بتوانيم در حوزههايي خاص در کار توسعهي سيستم و مشاوره محصولات قابل قبولي در سطح جهاني نيز عرضه کنيم (حالا اگر آخرش معلوم نشود که خود اين کاريکاتوريست ايراني است!) چيز ديگري هم در کارهاي اين کاريکاتوريست براي من جالب است و آن، تسلط او به واژههاي کليدي و اصطلاحات دنياي فناوري اطلاعات است.
بهانهي معرفي گيک اند پوک، کاريکاتور امروزش بود و بهويژه، نتيجهگيري اخلاقياش. ببينيد و از آن جملهي آخرش لذت ببريد که وصف حال نه فقط ما آيتي کاران که کل کشور ما است: The Fools With The Tools Make The Rules!


