درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴8)

“فکر می‌کنم که راز موفقیت ما در سادگی‌ای است که بازیکنان در درک شیوه‌ي بازی دارند. هر چقدر کارها آسان‌تر باشد، اوضاع به‌تر است. این همان چیزی است که گواردیولا به ما آموخته و در نهایت همه‌ي دنیا سبک کاری بارسلونا را تحسین می‌کنند.” (دني آلوز؛ اين‌جا)

دني آلوز مي‌گويد: راز موفقيت = ساده انجام دادن کارها! و بارسا همين‌طوري رئال را شنبه در ال‌کلاسيکو شکست داد … اما همه‌ش هم اين نيست! پيروزي بارسا از زاويه‌ي ديد ره‌بري سازماني، دليل مهم‌تري هم داشت. دليلي که باعث شد متوجه شوم ايده‌هاي ره‌بري پپ عزيز را با استيو جابز بزرگ چقدر نزديک‌اند. شنبه براي‌تان مي‌نويسم‌ش.

پ.ن. اين هفته از نظر کاري به‌شکل غيرقابل باوري شلوغ بودم. اين شد که گزاره‌ها چند روزي به‌روزرساني نشد. اميدوارم ديگر از اين مشکلات پيش نيايد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴7)

“آیا من در فکر تغییرات تاکتیکی در تیم هستم؟ بله. ولی در مورد مدل بازی بارسلونا و مقایسه بین تیم ما و بارسلونا اغراق شده است و من هیچ وقت چنین مقایسه‌ای نکرده‌ام. بعضی بازی‌ها به تو کمک می‌کند تا حد و مرزها را بشناسی و در نهایت این شما خبرنگاران هستید که درک می‌کنید که ما مثل بارسلونا نیستیم.” (چزاره پراندلي سرمربي تيم ملي ايتاليا؛ اين‌جا)

خودتان را گول نزنيد و گول حرف ديگران را هم نخوريد. حتا اگر بقيه هم نمي‌دانند، خودتان مي‌دانيد در چه سطحي از پيش‌رفت حرفه‌اي و علمي قرار داريد. بعضي وقت‌ها شکست‌ها براي اين در زندگي ما رخ مي‌دهند که بفهميم حد و مرز واقعي‌مان کجاست؛ مخصوصا زماني که خودمان اين را فراموش کرده‌ايم … شايد از اين نگاه، شکست هم موهبتي باشد!

وقتي اين‌طوري به ماجراي پيش‌رفت در کارراهه (و حتا زندگي) نگاه کنيم، هميشه انگيزه براي جلو رفتن و دليلي براي ياد گرفتن داريم.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴6)

“در مورد هر چیزی محدودیت‌هایی وجود دارد. هر بازیکن تنها دنیای محدود خود را می‌بیند و احساس می‌کند همه چیز باید همان‌طور که خودش می‌خواهد پیش برود.” (يورگن کلينزمن در جواب اتهام فيليپ لام به او در زمينه‌ي ضعف تاکتيکي؛ اين‌جا)

خطاب‌ام به مديران است: اين طبيعت کارشناسان زير دست شماست که دنيا را محدود ببينند. دو سؤال:

1- آيا خود شما به‌عنوان مدير همين اشکال را نداريد؟‍ آيا آن ديد جامع‌نگر سيستماتيکي را که لازمه‌ي کار يک مدير است، داريد؟

2- براي مديريت اين نوع نگاه کارشناسان‌تان چه برنامه‌اي داريد؟ حواس‌تان هست که بي‌توجهي به اين موضوع باعث مي‌شود تا در بلندمدت چه نارضايتي در ميان کارکنان‌تان ايجاد شود؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴4)

“من در مورد پایان دوران بازی‌ام زیاد فکر نکرده‌ام. هنوز به این فکر نکرده‌ام که این آخرین سال بازی من در یوونتوس است یا نه. این فکر که این فصل آخرین فصل بازی ام باعث می‌شود که انگیزه‌ي زیادی پیدا کنم و دو برابر تلاش کنم. می‌خواهم در اوج خداحافظی کنم. وقتي من به دوران حرفه‌ای 20 ساله‌ام نگاه می‌کنم، احساس رضایت می‌کنم.” (الکس دل‌پيرو؛ اين‌جا)

آيا در جايي کار مي‌کنيد يا کاري را انجام مي‌دهيد که از آن راضي باشيد و براي آن انگيزه داشته باشيد؟ آيا کارراهه‌ي شغلي‌تان را طوري مديريت مي‌کنيد که اگر روزي به مسير طي شده‌تان تا آن روز نگاه کرديد، مثل الکس دل‌پيرو احساس رضايت کنيد!؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (43)

“غیرممکن است که با بازی در فلامنگو احساس نارضایتی کنی. چون همه چیز در این باشگاه فوق العاده است. من اولین جام قهرمانی‌ام را در این‌جا کسب کرده‌ام و به دنبال موفقیت‌های بیشتری هستیم.” (رونالدينيو؛ اين‌جا در مورد انتقال‌اش از ميلان به فلامنگو)

اين، يک کليشه‌ي هميشه فراموش شده در ميان مديران سازمان‌ها و ره‌بران و سرپرستان گروه‌ها است: آيا آدم‌ها از بودن در سازمان / گروه شما احساس رضايت مي‌کنند!؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (42)

“گواردیولا مربی‌ نیست که لب خط بایستد و بگوید: شوت کن،شوت کن،شوت کن. شاگردان گواردیولا کارهای سخت‌تری را انجام می‌دهند. بازی بارسا نتیجه‌ي تمرین و ایده‌های روشن مربی‌اش است. گواردیولا از شاگردان‌اش می‌خواهد تا این ایده‌ها را درک کرده و این‌ها را پیدا کنند. مشخص شده که گواردیولا خیلی مهم تر از شاگردان‌اش است. البته خود او برعکس این را می‌گوید، مشخص است، چه بگوید! بگوید که من بهترین هستم؟؟ من هم چنین باوری ندارم. باید بررسی کنیم که پیکه قبل از روی کار آمدن گواردیولا چه بود؟ پدرو قبل از کارکردن با گواردیولا کجا بود و یا بوسکتس! حتی اینیستا هم بازیکن ثابت تیم نبود.” (اين‌جا)

“يک چیزی بود که او (پپ گوارديولا) را متفاوت می‌کرد: او با ایده‌ای کاملا شفاف روی کار آمد و مثل بقیه نبود که تازه شروع به جستجو کند. به گواردیولا گفتم که اگر می‌خواهد مثل مسیح باشد، باید در چه مسیری قراربگیرد: او با ایده‌ي شفافی آمد و با ایده‌ي شفافی هم رفت … ” (اين‌جا)

دو پاراگراف بالا توصيف سزار لوئيس منوتي مربي تيم قهرمان جهان سال 1978 آرژانتين و مربي سابق بارسلونا از پپ گوارديولاي عزيز ما است! جملاتي شورانگيز و بسيار جالب. منوتي مي‌گويد که يک ره‌بر پيش از هر چيز بايد براي ره‌بري‌اش يک ايده‌ي مشخص داشته باشد و سعي کند تا اين ايده را افرادش هم دقيقا بفهمند. چيزي که قبل‌تر خودم هم کشف‌اش کرده بودم: تعريف دقيق نقش ره‌بري در سازمان به‌روايت پپ گوارديولا.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴1)

“من تازه در دوران فوتبال‌ام 10 ساله شده‌ام و مي‌دانم فوتبال چطور است. نااميد نمي‌شوم. يك روز از من تعريف مي‌كردند و حالا بد مي‌گويند. در فوتبال نظرات متفاوتي وجود دارد؛ اما من ياد گرفته‌ام كه متعادل باشم و ارزش‌هاي خود را مي‌دانم. براي من، مهم‌ترين چالش بازگشت به سطح‌ام در ميلان است. مي‌خواهم به همه نشان دهم كه چه توانايي‌هايي دارم.” (کاکا در مورد خودش؛ اين‌جا)

هيچ وقت از خودتان نااميد نشويد. ارزش‌ خودتان را براي دنياي اطراف‌تان (خانواده، دوستان، محيط کار و …) کشف کنيد. در روزهاي سخت، با تکيه بر همين ارزش‌مندي‌ها است که مي‌توانيد خودتان را به تلاش براي رسيدن روزهاي به‌تر قانع کنيد …

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (40)

“تفاوت بین پیروزی و شکست در چنین دیداری می‌تواند یک اشتباه کوچک یا یک لحظه از دست دادن تمرکز باشد. این برای دو تیم بسیار مهم است که شیوه‌ي مناسبی را برای این دیدار انتخاب کنند. این به این مسئله بستگی دارد که شما به توانایی‌های خودتان اطمینان داشته باشید یا از اینکه دچار اشتباه شوید، بترسید.” (جيوواني تراپاتوني در مورد فينال ليگ قهرمانان بين بارسا و من يو؛ اين‌جا)

بدون شرح. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۳8)

“من خیلی خوشحالم که جزئی از این تیم بودم. ما یک مربی سطح بالا داشتیم و بازی‌کنانی که فوق‌العاده بودند.” (پيتر اشمايکل در مورد دوران حضورش در منچستر يونايتد؛ اين‌جا)

آيا اعضاي گروه / سازمان شما از بودن کنار شما و همکاران‌شان خوش‌حال‌اند؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۳7)

” از نظر من او بهترین مربی دنیاست. وقتی ما سه گانه را به دست آوردیم، او سال‌ها بود که آن تیم را ساخته بود و اعتماد به نفس زیادی به تیم تزریق کرده بود. او کاری کرده بود که ما فکر کنیم بهترین تیم دنیا هستیم و می توانیم برای کسب هر جام تلاش کنیم. به همین دلیل بود که ما آن‌قدر خوب بودیم. هیچ تیمی نمی توانست به ما نزدیک شود. وقتی شما چنین اعتقادی داشته باشید، اتفاقات زیادی می‌تواند رخ دهد.” (پيتر اشمايکل در مورد سر الکس فرگوسن؛ اين‌جا)

مهم‌ترين نقش ره‌بر تيم دقيقا همين است: ايجاد کردن اين باور در آدم‌‌ها که در تيمي عضويت دارند که قرار است کار بزرگي انجام بدهد و البته مي‌تواند اين کار بزرگ را انجام دهد. شايد اين طوري هم بشود اين حرف اشمايکل افسانه‌اي را تفسير کرد: تمرکز بر استفاده از خوبي‌ها و نقاط قوت تيم خودمان براي بردن به جاي تمرکز بر نقاط ضعف تيم حريف! (سبک ره‌بري گوارديولا در برابر سبک ره‌بري مورينيو)

در همين زمينه دو پست قبلا داشته‌ام که پيشنهاد مي‌کنم بخوانيدشان:

ساخت هتل ۱۵ طبقه در ۶ روز چگونه ممکن شد!؟

انگیزه‌ی درونی بازیکنان بارسا؛ الگویی برای همه‌ی آدم‌ها

خروج از نسخه موبایل