مقاله‌ی هفته (56): چابكي، كليد موفقيت كسب‌وكارها در دنياي امروز

سرعت تغيير در دنياي امروز از آن چيزي كه تصور مي‌شود بسيار فراتر است. كسب‌وكارها تصور مي‌كنند كه اوضاع مساعدشان براي هميشه ادامه خواهد يافت، غافل از اين‌كه دنياي بي‌رحم كسب‌وكار مانند آن‌ها فكر نمي‌كند. اگر به فهرست شركت‌هاي برتر جهان مطابق رتبه‌بندي مجله‌ي فورچون 500 در دهه‌هاي مختلف بنگريم، متوجه تغييرات شديد اين فهرست مي‌شويم (به‌عنوان مثال در اين مقاله‌ي هاروارد بيزينس ريويو مي‌خوانيم كه فقط 26% شركت‌هاي حاضر در فهرست صد شركت برتر دهه‌ي 1980 در سال 2001 هم هنوز در اين فهرست جاي داشته‌اند! اين مقاله را هم براي ديدن جزئيات بيش‌تر در اين زمينه ببينيد.)

مقاله‌ي اين هفته نوشته‌ي كريستوفر وارلي با مثالي از همين دست آغاز مي‌شود. شركت دك (DEC) به‌عنوان مبدع ريزرايانه سال‌ها قبل از اپل و مايكروسافت ره‌بر بازار بود. اما … مديرعامل اين شركت اعتقاد داشت كه: “هيچ دليلي وجود ندارد كه هر فردي در خانه‌اش یک رايانه‌ی شخصی داشته باشد!” امروزه ديگر اثري از شركت دك نمي‌بينيم. همين داستان براي بسياري از ديگر شركت‌هاي مغرور دنيا نيز رخ داده است. شركت‌هايي كه فراموش مي‌كنند موفقيت و سودآوري هيچ‌وقت براي هيچ كسي تضمين شده نيست. هيچ قانون و فرمول موفقيتي جز “استمرار در نوآوري و ابداع” براي موفقيت در دنياي كسب‌وكار وجود ندارد.

بسياري از كارآفرينان كسب‌وكارشان را با تعهد به پاسخ‌گويي “چابك” به نيازهاي مشتريان آغاز مي‌كنند؛ اما زماني نمي‌گذرد كه كسب‌وكار در دام لايه‌هاي سنگين مديريت و برنامه‌ريزي گرفتار مي‌شود و نوبت به بازمهندسي و بازطراحي سازمان مي‌رسد. اما تحليل انجام شده روي هزاران سازمان در طول بيش از بيست سال نشان داده كه كسب‌وكارهاي موفق چهار كار را به‌تر از ديگران انجام مي‌دهند كه نتيجه‌ي آن بقا و رشد در بازار است. آن‌ها اين چهار كار را در درون سازمان خود نهادينه و تبديل به “چابكي جاري” در سازمان مي‌سازند.

چهار كاري كه كسب‌وكارهاي موفق را از ديگران متمايز مي‌سازند عبارتند از:

1- استراتژي‌پردازي: بسياري از كسب‌وكارها با يك فلسفه‌ي وجودي شوق‌انگيز و فراتر از اهداف مالي كار خود را آغاز مي‌كنند و روي طراحي استراتژي‌هاي اثربخش و تعهد به اجراي آن‌ها متمركز مي‌شوند. اما در عمل، پس از مدتي كارآفرينان به‌جاي اين فلسفه‌ي وجودي تمام تمركز خود را روي اهداف ملموس مالي و رقابتي مي‌گذارند؛ چيزي شبيه (آ) ريال درآمد در يك ماه يا دست‌يابي به جايگاه اول فروش در بازار (ب.) اما يك كسب‌وكار موفق ياد مي‌گيرد كه با خلق يك استراتژي پويا و تغيير آن در طول مسير حيات كسب‌وكار و در مقابله با روندهاي تغييرات محيطي به چابكي استراتژيك دست يابد (اين مقاله‌ي هفته‌ي قبلي را در گزاره‌ها را ببينيد.)

2- ادراك و پذيرش تغييرات: كارآفرينان عادت دارند كه ايده‌ها و محصولات خودشان را به‌ترين و بي‌رقيب‌ترين بدانند؛ اما تجربه نشان مي‌دهد كه هميشه حق با آن‌ها نيست. يك كسب‌وكار موفق، به‌صورت دائمي تغييرات محيطي را دنبال و تحليل مي‌كند و به‌سرعت آن‌ها را در اختيار تصميم‌گيران اصلي خود قرار مي‌دهد تا واكنش مناسب را به آن‌ها در قالب چابكي استراتژيك خلق كنند. آن‌ها اين كار را سريع‌تر و به‌تر از رقباي‌شان انجام مي‌دهند.

3- آزمودن ايده‌ها: اگر بپذيريم دنيا در حال تغيير است، نظر مشتريان لزوما ممكن است با ما موفق نباشد و ما هم ممكن است حتي با وجود تجربه‌ي بالا نياز و سليقه‌‌ي مشتري را نشناسيم، آن‌وقت است كه اهميت مفهوم‌سازي، تخصيص منابع، اجرا و آموختن از آزمودن ايده‌ها در دنياي واقعي را درك مي‌كنيم! اين كار باعث كاهش ريسك و هزينه‌ي نوآوري هم مي‌شود.

4- چابكي در اجرا: مي‌دانيم كه ايده در دنياي امروز اهميت چنداني ندارد و “مزد آن گرفت جان برادر كه اجرا كرد!” چابكي در اجرا را اين صورت تعريف مي‌كنيم: “توانايي و ظرفيت ايجاد تغييرات مورد نياز ـ به هر دو شكل تدريجي و تحول‌آفرين ـ همراه با توان‌مندي تشخيص ميزان تأثير تغيير روي به‌بود عملكردها.”

توانايي ديدن تغيير و پذيرش و تطبيق دادن خود با آن كليد بقا و موفقيت در بازارهاي امروز است. مفهوم چابكي در كسب‌وكار چيزي فراتر از همين جمله‌ي ساده نيست؛ اما موفقيت در اجراي آن است كه تفاوت كسب‌وكارهاي موفق و ناموفق را مشخص مي‌سازد.

لینک‌های هفته (۲۲5)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

حماقت گروهی: آیا مغزهای ما واقعا برای اندیشه مستقل سیم‌کشی شده‌اند؟ تکرار آزمایش معروف «سالومون اَش» با وسایل مدرن (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

یک استراتژی حیرت‌آور برای رهایی از تعلل (بیزینس‌ترندز)

چرا بهتر است تلاش برای یک آدم خوب به نظر رسیدن را متوقف کنیم و به جای آن صادق باشیم (یک پزشک)

10 توصیه برای بهبود روابط اجتماعی

ده نکته ضروری رهبری برای کارمندان و مدیران پایین‌دست (دیجیاتو)

مدیریت کسب‌وکار:

نفوذ در بازار از راه قلب‌ها (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی) (عاااااااااااااالی!)

تحویل شدنی‌ها و روزمرگی (نادر خرمی‌ راد)

از قیمت برای خودتان غول نسازید

ارائه ارزش؛ فرق بازاریابی محتوا با تبلیغات؟

تبلیغات چگونه در فضای ذهن ما گام برمی دارد؟DoNext

کارآفرینی، تجاری‌سازی و استارت‌آپ:

با تجاری‌سازی ایده، بازارها را به هم بریزیم

دنیای چابک – نسخه جدید راهنمای اسکرام

کارآفرینان تکنولوژی، ایران را متحول می‌کنند و پدیده استارت‌آپ‌ها در ایران

استراتژی غول‌های بزرگ برای خریدهای بزرگ در سیلیکون ولی؛ بخر و تنهایش بگذار! فارنت

اقتصاد، تأمین مالی و سرمایه‌گذاری:

وظیفه اقتصاددانان چیست (رابرت شیلر؛ برنده‌ی نوبل اقتصاد)

نظام تامین مالی کارآفرینی در ایران (دکتر حامد قدوسی)

ترس از آینده (دکتر محمد طبیبیان)

پیشنهاد ایجاد 6 قطب توسعه منطقه‌ای در کشور

آمار و اطلاعات کسب‌وکار و اقتصاد:

جايگاه ايران در نوآوري و رقابت‌پذیری جهاني

ایران؛ دومین‌ اقتصاد بزرگ‌ خاورمیانه‌ و آسیای‌ مرکزی

بررسی بازدهی بازارهای مالی/ سکه نخرید، زیان می‌کنید

درآمد 48 هزار میلیارد تومانی مالیاتی

پرداخت 238 هزار میلیارد تومان وام در بانک‌ها

فاوا در جهان:

هوش مصنوعی تا ۱۰ سال آینده چه تاثیری بر زندگی ما خواهد گذاشت؟ – زومیت

ساتیا نادل نسل خودکار تا 10 سال آینده منقرض خواهد شد (زومیت)

موفقیت روبات‌های خبرنگار در آسوشیتدپرس

اینترنت اشیا بلای جان سرویس‌های کلود

Net Neutrality چیست و چرا اهمیت دارد؟ (دیجیاتو)

فاوا در ایران:

وزیر ارتباطات: بخش خصوصی باید در شبکه ملی اطلاعات سرمایه‏‌گذاری کند

وزیر ارتباطات محدودیتی در ارائه پهنای باند به استان‌ها نداریم. موتورهای جستجوگر فارسی به کار افتاد

جزییات پروانه جدید خدمات اینترنت

صدور پروانه برای اپراتورهای شبکه توزیع محتوا کلید خورد

بندر بوشهر ترانزیت خارجی حوزه ارتباطات شد

فناوری همراه:

اپل اولین اپلیکیشن اندرویدی خود را توسعه می‌دهد (زومیت)

مرحله‌ی بعدی برای آیپد چیست، نگریستن به جاده‌ی تکامل سرفس پرو؟ (دیجیاتو)

پیشی گرفتن پرداخت‌های موبایل از پرداخت‌‎های کارتی در آینده

رسانه‌های اجتماعی:

کاربران سایت‌های بزرگ چقدر ارزش دارند؟ (زومیت)

تمرکز فیس‌بوک روی ساعات‌ کاری کارمندان!

همکاری توییتر و گوگل برای نمایش توییت‌ها در بین نتایج جستجو (دیجیاتو)

فیس‌بوک 45 میلیون شغل جدید ایجاد کرد

آمار و اطلاعات فاوا:

زیرساخت‌های IT در سال 2015 چگونه تکامل می‌یابد؟

درآمد 20 هزار میلیاردتومانی کشور از ICT

سال آینده 40 درصد ایرانی مشترک نسل 3 هستند

سفری به درون داستان ایده تا کسب‌وکار (6): تو مسئول گل‌ت هستي؟

حكايت ما هم‌چنان حالا حالاها باقي است! به اين‌جا رسيديم كه كليد خوش‌بختي در دستان خود ماست تا با آن بتوانيم قفل‌هايي كه بر ذهن و فكر و شايستگي‌هاي‌مان زده‌ايم باز كنيم. تنها كافي است ريسك ـ چه از نوع مثبت و چه از نوع منفي ـ را بپذيريم و حركت را به‌سوي دستيابي به اهداف‌مان آغاز كنيم. اما حتا با پذيرش ريسك هم هنوز يك مشكل اساسي ديگر باقي مانده بود: من مي‌خواستم، مي‌دانستم كه مي‌توانم و ريسك‌ها را هم به‌جان مي‌خرم؛ اما حركت‌م كند بود و آن كارهايي را كه بايد را انجام نمي‌دادم. مشكل بي‌عملي من را آزار مي‌داد. بايد از جايي شروع مي‌كردم و كارهايي را انجام مي‌دادم تا در مرحله‌ي بعد بتوانم بخشي از ايده‌ها را خودم اجرا كنم و بخشي ديگر را هم به افراد متخصص (مثلا برنامه‌نويس) واگذار كنم. اما خودم را هم‌چنان گرفتار پروژه و مشاوره نگه داشته بودم و حتا زماني كه كار خاصي نداشتم هم بيش‌تر وقتم را به بطالت مي‌گذارندم. چرا؟ اين سؤالي بود كه ذهن من را به خودش مشغول كرده بود.

بايد تعارف را كنار مي‌گذاشتم و با خودم روراست و بي‌رحم مي‌بودم. وقتي كه بالاخره بر تعارف با خودم غلبه كردم، متوجه شدم كه هم‌زمان چند عامل مختلف روي كار من تأثيرگذار بوده‌اند:

  1. تنبلي: كار كردن سخت است ديگر و تنبلي بسيار آسان! معمولا وقتي كه بخواهي كاري جدي انجام بدهي، هزار و يك بهانه جور مي‌كني براي اين‌كه حتا آن كار را آغاز هم نكني. شروع كردن انجام كارها، سخت‌ترين كار دنيا است.
  2. اولويت قائل نبودن: من هم‌چنان پروژه‌هاي مشاوره و فعاليت‌هاي داوطلبانه‌ي ديگري داشتم كه زمان زيادي از وقت من را به خودشان اختصاص مي‌دادند و از آن‌جايي كه يا در كوتاه‌مدت براي‌م درآمدزا بودند يا اين‌كه حس خوبي براي‌م ايجاد مي‌كردند، اولويت اول من، وقت گذاشتن روي اين پروژه‌ها بودد.
  3. ضعف در مديريت احساسات: من هر از گاهي دچار توفان‌هاي احساسي مي‌شوم. در اين شرايط كار كردن براي‌م سخت است و ممكن است چند روزي واقعا نتوانم كاري بكنم.

من هم‌چنان داشتم وانمود مي‌كردم كه كار بزرگي را آغاز كرده‌ام و خودم را گول مي‌زدم. هنوز هيچ كار جدي كليد نخورده‌ بود. خوب سؤالي براي‌م پيش آمده بود كه چرا؟ اما بعد از مدتي ديگر با كمي تأمل متوجه شدم در پس همه‌ي اين عوامل، يك عامل ديگر قرار دارد كه سه عامل بالا تنها پوسته‌اي براي آن محسوب مي‌شدند. اصل داستان هماني است كه در عنوان اين پست خوانديد. كسب‌وكار همانند يك گل و گياه است كه بايد كاشته شود و از آن مراقبت شود تا به نتيجه برسد. شازده كوچولو كه يادتان هست؟ شازده كوچولويي كه تمام زندگي‌ش را وقف مراقبت از گل‌ش كرده بود و حتا زماني كه پاي به زمين گذاشت هم تمام فكر و ذكرش گل‌ش بود. من هم بايد چنين باوري را در خودم به‌وجود مي‌آوردم.

“مسئوليت‌پذيري” كليدواژه‌ي گم‌شده‌ي زندگي جديد من بود. البته نه اين‌كه آدم مسئوليت‌پذيري نباشم؛ بلكه در مورد كسب‌وكارم چندان حس مسئوليتي احساس نمي‌كردم. مي‌دانيد چرا؟ چون وقتي چيزي در حد يك ايده است و هنوز تبديل به تعهدي در دنياي بيرون از وجود انسان نشده، مجبور كردن خود به وقت گذاشتن روي آن، اصلا كار ساده‌اي نيست. مغز انسان در انتخاب ميان ملموس و ناملموس به‌صورت پيش‌فرض و خودكار طرف چيزهاي ملموس را مي‌گيرد؛ چيزهايي شبيه: جلسات بي‌پاياني كه در آن‌ها فقط خوش مي‌گذرد و نتيجه‌اي به‌دست نمي‌آيد، جلو رفتن بدون داشتن هيچ هدف و انگيزه‌اي تنها با اين پيش‌فرض كه “ما خيلي كارمان درست است و هنوز كشف نشديم” (در حالي كه خودمان هم هنوز نمي‌دانيم كه هستيم و قرار است چه كار كنيم و چه بفروشيم و چرا مشتري بايد از ما بخرد)، انداختن كارها و تقصيرها به دوش ديگران، قرار دادن كسب‌وكار خودمان در اولويت آخر همه‌‌ي كارهاي زندگي و بسياري اتفاقات ناخوشايند ديگري از اين دست.

نتيجه چه بود؟ اجازه بدهيد صادقانه بگويم: ماه‌ها وقت تلف كردن و دست آخر رسيدن به هيچ. من حتا يك قدم هم به‌سوي هدف‌م برنداشته بودم (حالا اگر نگوييم كه چند گام هم به عقب رفته بودم!) در عمل همه چيز هماني بود كه بود و من هم‌چنان اولويت‌م كار ديگران بود و نه كار خودم. و خوب طبيعي است كه تا نخواهي مسئوليت كاري را بپذيري و خودت را به‌شكل كامل وقف آن كني، تنها نتيجه‌اي كه عايدت مي‌شود هيچ است!

پ.ن. برای مطالعه‌ی تمامی قسمت‌های این مجموعه یادداشت‌ها به این‌جا مراجعه کنید.

مقاله‌ی هفته (55): چگونه کسب‌وکار کوچک خودمان را نوآور نگاه داریم؟

سال‌ها پیش از این نویسندگان فرهیخته‌ی کتاب هنوز خواندنی “مهندسی مجدد فرآیندها: منشور انقلاب سازمانی” جمله‌ای را در کتاب‌شان نوشتند که امروز پس از گذشت دو دهه از زمان انتشار کتاب معنادار است: “در دنیای امروز تنها اصل ثابت، دائمی بودن تحول و تغییر است.” حالا در روزهایی که هر روز شاهد بروز نوآوری تحول‌سازی در گوشه‌ای از دنیا در حوزه‌های مختلف فناوری و کسب‌وکار هستیم، دل بستن به آن‌چه در اختیار داریم و جایگاه رقابتی برتر چیزی جز رؤیا نیست (شاید بگوییم که ایران و رقابت؟ اما نباید فراموش نکنیم که در بسیاری از حوزه‌ها رقابت به‌صورت کامل و بدون دخالت‌های فراحوزه‌ای برقرار است و دیر یا زود کشور ما نیز به بازار جهانی خواهد پیوست و کسب‌وکارهای داخلی با رقابت‌ شدید با کسب‌وکارهای جهانی روبرو خواهند بود.)

بنابراین کسب‌وکارها برای بقا و رشد نیازمند نوآوری هستند. اما به‌عنوان یک کسب‌وکار کوچک که بودجه‌ی چندانی هم برای تحقیق و توسعه و نوآوری‌های ویران‌گر (Disruptive Innovation) نداریم، چگونه می‌توانیم نوآور باقی بمانیم؟ هایکه یانگ در مقاله‌ی این هفته به این سؤال پاسخ می‌دهد.

خانم یانگ مقاله‌اش را با نقل قولی از ای.ای. میلنه نویسنده‌ی معروف مجموعه داستان دوست‌داشتنی “وینی‌ پو” آغاز می‌کند: “یکی از مزایای غیرعادی بودن این است که همیشه در حال کشف‌های هیجان‌انگیز هستی!” اما نباید فراموش کنیم که این کشف‌های هیجان‌انگیز و نوآوری‌های ویران‌گر اگر در مقیاس کوچکی باقی بمانند، نه تأثیرگذار خواهند بود و نه پایدار. بنابراین هر کسب‌وکار کوچکی برای بقا و رشد مبتنی بر نوآوری باید یاد بگیرد چطور نوآوری‌های خود را به قابلیت مقیاس‌پذیری مجهز کند؟

او برای پاسخ به این سؤال، سه گام ساده را مطرح می‌کند:

1- روی امروز تمرکز کنید؛ اما با داشتن گوشه‌ی چشمی به فردا: موفقیت و درآمدزایی فردا به‌همان اندازه‌ی امروز مهم است. هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند. بنابراین زمانی را برای کشف روندهای تحول صنعت خود و پیش‌بینی رفتار مشتریان صرف کنید. اگر شما پیش‌گام حوزه‌ی کاری خودتان نباشید، مطمئن باشید رقبای شما خواهند بود! امروزه فاصله تا باختن تنها چند گام کوتاه است. به‌قول دانشمند معروف علوم رایانه آلن کی: “بهترین راه برای ساختن آینده، اختراع کردن آن است!”

2- زمان مشخصی را برای شکستن قواعد اختصاص بدهید: نوآور بودن خوب است؛ اما فراموش نکنید که کسب‌وکار شما باید همواره در حال خدمت‌رسانی به مشتریان باشد! بنابراین شما به مجموعه‌ای باثبات از فرایندها و عملیات اجرایی ثابت نیاز دارید که بتوانند نیازهای مشتریان را به‌خوبی پاسخ‌گو باشند. اما در بازه‌های زمانی مشخص لازم است به چگونگی اختراع مجدد کسب‌وکار و محصول / خدمت و فرایندهای‌تان فکر کنید. هر نوآوری کوچکی را تشویق کنید و پاداش دهید تا فرهنگ نوآوری را در سازمان‌تان نهادینه کنید.

3- به داده‌ها بیش‌تر اعتماد کنید تا حس و شور و شوق‌تان: البته این به‌معنای این نیست که حس شهود و شور و اشتیاق‌تان را فراموش کنید! بلکه منظور این است که شهود و اشتیاق باید با شواهدی از دنیای واقعی تکمیل و تأیید شود. آیا چیزی که شما نوآوری می‌دانید واقعا نوآوری است؟ آیا شما واقعا اولین نفر هستید که این کار را انجام داده‌اید؟ آیا یک نوآوری تئوریک در عمل هم قابل پیاده‌سازی است و اجرای آن دارای صرفه‌ی اقتصادی است؟ از همه مهم‌تر: مشتری این نوآوری را می‌فهمد و حاضر است برای آن پول پرداخت کند؟ به‌تر است پاسخ این سؤال‌ها را داده‌های دنیای واقعی و تحقیقات بازار بدهند نه حس درونی شما!

فراموش نکنید که اگر چه نوآوری همواره کلید موفقیت و بزرگ شدن کسب‌وکارهای کوچک است؛ اما نوآوری باید قابلیت مقیاس‌پذیری و تکرارپذیری را داشته باشد. اگر نوآوری‌تان باعث فروش به مشتریان جدید و بازگشت مشتریان قدیمی‌تان شده، یعنی مسیر را دارید درست طی می‌کنید!

لینک‌های هفته (۲۲4)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

چرا دنیای مدرن برای مغزهای ما، بد است؟! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک) (عاااااااالی! به‌ترین مطلب هفته.)

پل پوگبا و فرار از «لب‌خوانی»!‏ (محمد سعید حنایی کاشانی؛ فلوسفه)

جیمز وب یانگ و یک روش برای خلق هزاران ایده ـ DoNext

۷ نشانه از اینکه وقت آن رسیده همین حالا شغل فعلی خود را ترک کنید

توصیه‌هایی برای شادتر بودن در محیط کار

مدیریت کسب‌وکار:

آیا گروه‌ها واقعا کمتر از افراد احتمال دارد «روی لبه بایستند؟» (منصور شیرزاد؛ گزیده‌ی سازمانی)

10 چیزی که رهبران موفق هیچ‌وقت تحمل نمی‌کنند (استاد پرویز درگی)

چه زمان پروژه‌ها را به دیگران بسپارید؟

چگونه نیروهای‌مان را تیم‌بندی کنیم؟ (محمد سالاری)

فرهنگ شركتي محرک رشد را بیابیم

تجاری‌سازی و استارت‌آپ:

توصیه‌هایی به کارآفرینان: وقت‌تان را هوشمندانه سرمایه‌گذاری کنید

چهار نکته برای ساختن شرکتی که سرمایه گذاران را جذب کند (دیجیاتو)

بخشی از منابع صندوق نوآوری، توسط شرکت‌های دانش بنیان جذب نشد

دومین طرح عرضه‌شده در بورس ایده به فروش رسید

نخستین ضمانت‌نامه‌ی بانکی شرکت‌های دانش‌بنیان کلید خورد

اقتصاد، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی:

وقتی همه چیز دست ما نیست (علی دادپی؛ سر خیابان فرصت)

سال94 برای اقتصاد ایران چگونه رقم می‌خورد؟

نقش بازارهای مالی در اقتصاد (کافه اقتصاد)

اقتصادکشور نفس‌گیرترین دوران‌را سپری‌می‌کند (گزارشی از همایش بانکداری الکترونیک و نظام‌های پرداخت)

آیا بشر در آینده ثروتمندتر می‌شود؟ رشد اقتصادی در جهان کندتر می‌شود

آمار و اطلاعات کسب‌وکار و اقتصاد:

آزادی اقتصادی در ایران بیشتر شد

سرعت رشد صادرات از واردات پیشی گرفت و تجارت 10 ماهه ایران زیر ذره‌بین

از سوی اداره آمار اقتصادی بانک مرکزی اعلام شد: شاخص بهای تولید‌کننده در ایران

نقدینگی 683.6 هزار میلیارد شد

رشد تورم کنترل شد: گزارش مرکز آمار امسال 15.8 درصد تورم داریم که از 18.2 پارسال کمتر است

فاوا در جهان:

اینترنت ناپدید می‌شود! (خلاصه‌ای از نشست‌های مرتبط با فاوا در اجلاس داووس)

ایلان ماسک یا ریچارد برانسون برنده نبرد اینترنت ماهواره ای ارزان کدام است؟ (دیجیاتو)

مایکروسافت حالا ویندوز را به چشم یک سرویس نگاه می‌کند تا محصول؛ مزایا و معایب (فارنت)

بیل گیتس از پروژه جدید خود با مایکروسافت پرده برداشت (فارنت)

تقویم شمسی به ویندوز 10 اضافه شد و دسترسی به فروشگاه ویندوز مایکروسافت برای کاربران ایرانی آزاد شد (زومیت)

فاوا در ایران:

برگزاری جلسه شورای عالی فضای مجازی به ریاست دکتر روحانی

جزییات پرداخت وام تولید محتوا در فضای مجازی

سیف مردم باید هزینه توسعه بانکداری الکترونیکی را بدهند

تصویب اصول پروانه ارایه خدمات مرکز تماس

پست به سوددهی رسید!

فناوری همراه:

سایانوژن اندروید را از بند گوگل آزاد می‌کند (زومیت)

مدیر عامل بلک‌بری توسعه‌دهندگان باید مجبور باشند اپ‌های خود را برای تمامی پلتفرم‌ها عرضه کنند! (فارنت)

عرضه خدمات تلفن همراه از طریق وای – فای آغاز شد

دانلودهای بیشتر از آن گوگل است، اما پول ها به جیب اپل سرازیر می‌شوند (دیجیاتو)

صنعت اپلیکیشن های موبایل از هالیوود هم پیشی گرفت

رسانه‌های اجتماعی:

توییتر به قابلیت های ارسال ویدئو و پیغام گروهی مجهز شد (دیجیاتو)

آمار و اطلاعات فاوا:

درآمد PSP‌ها طی‌ یک سال‌ گذشته چگونه‌ بود؟

12 میلیارد تراکنش بانکی در یک سال و سهم 600 میلیونی پرداخت‌های همراه از تراکنش‌های شبکه پرداخت کشور در 6 ماه  

95 درصد نقدینگی کشور پول غیرفیزیکی است

تنها 7 درصد هزینه بانک‌های کشور مربوط به IT است

25 میلیارد وسیله در جهان به اینترنت متصلند: آسیب‌پذیری امنیتی 70 درصد اینترنت اشیا

سفری به درون داستان ایده تا کسب‌وکار (5): دنبال كليد خوش‌بختي مي‌گشت …

پوزش من را براي فاصله‌ي يك هفته‌اي ايجاد شده در اين داستان پذيرا باشيد. داستان به اين‌جا رسيد كه من قابليت اجراي ايده‌هاي‌ام را در خودم مي‌ديدم؛ اما باز هم وارد گود ميدان اجرا نمي‌شدم. چرا؟ دلايل (بخوانيد بهانه‌هاي) زيادي داشتم:

  • “من كه نمي‌توانم ايده‌هاي‌م را اجرا كنم، پس بايد به‌دنبال يك تيم قوي و قابل اعتماد كه بتواند ايده‌هاي‌م را همان‌طوري كه من مي‌خواهم پياده كند و مهم‌تر از آن حاضر باشد بدون پول كار را به‌صورت شراكتي انجام دهد، بگردم.” حرف‌هاي آقاي مديرعامل يادتان هست؟
  • “ايده‌هاي من خيلي عالي‌اند و من بايد از ارتباطاتي كه دارم براي اجراي‌شان استفاده كنم. اين همه سال زحمت كشيدن براي شبكه‌سازي حرفه‌اي بايد بالاخره جايي جواب دهد.” چرا ديگران بايد به ايده‌ي من (كه هنوز تا تبديل شدن به محصول فاصله‌ي بسياري دارد) علاقه نشان دهند؟
  • “من مگر چقدر پس‌انداز دارم كه بخواهم بخشي از آن را روي ايده‌ام سرمايه‌گذاري كنم؟” سخت‌ترين بخش داستان همين‌جا بود. اين‌كه بخواهي پولي را كه مي‌داني با چه سختي در طول سال‌ها جمع‌آوري كردي روي ايده‌هايي سرمايه‌گذاري كني كه معلوم نيست دست آخر به چه نتيجه‌اي‌ مي‌رسند، هر جوري نگاه كني ترس‌ناك است …

امروز بايد اعتراف كنم كه اگر چه مي‌دانستم اما نمي‌خواستم قبول كنم كه اين استدلال‌ها همگي در واقع براي پنهان كردن ترسي هستند كه از وارد گود اجرا شدن دارم. بله. ترس. طبيعي بود كه من از ترك خوش‌نشيني در برج عاج‌م و وارد شدن به دنيايي كه در آن هيچ اصل قطعي و ثباتي وجود ندارد و “راه بي‌نهايتي” كه مسيرش تاريك و سنگلاخ است، بترسم.

كشف همين ترس ـ و به‌تر بگويم قبول كردن اين‌كه من مي‌ترسم! ـ گام مهمي رو به جلو بود. حالا حداقل مي‌دانستم كه مانع بزرگي روبروي‌م هست كه نمي‌گذارد به‌دنبال رؤياهاي‌م بروم. اما مگر مي‌شود بر ترس به اين سادگي‌ها غلبه كرد؟ اين ترس البته به تجربيات گذشته هم باز مي‌گشت. قبل‌تر يكي دو باري تلاش كرده بودم تا كاري را خودم كليد بزنم و هر بار به‌دليلي با شكست روبرو شده بودم. همين ترس از گذشته باعث شده بود كه من فراموش كنم آينده همان گذشته نيست؛ بلكه آينده تفاوتي با گذشته دارد و آن هم در دسترس بودن امروز است! من امروزي را دارم كه با آن آينده را بسازم؛ اما اگر اين فرصت را از دست بدهم، شايد ديگر هيچ‌وقت فرصتي براي دنبال كردن رؤياي‌هاي‌م به‌دست نياورم و چه كسي مي‌تواند تضمين دهد كه ده سال بعد از اين، زماني كه به دوران ميان‌سالي پاي مي‌گذارم، حسرت اين را نخورم كه چرا روزهاي‌م را وقف رؤياي‌هاي ديگران كردم؟ (و مهم‌تر از آن اصلا تضميني هست ده سال ديگر من در اين دنياي خاكي باشم؟) اين استدلال اگر چه پاي‌ش هم‌چنان چوبين بود؛ اما توانست اندكي ترس من را كم كند. حالا حداقل، انگيزه‌ي به‌تري براي رفتن به‌دنبال اجراي ايده‌هاي‌م را داشتم: اين‌كه جلوي حسرت خوردن سال‌هاي آتي زندگي‌ام را بگيرم! اما اين هنوز كافي نبود.

ترس را مي‌توان در ادبيات علم مديريت معادل ريسك در نظر گرفت. ريسك يعني احتمال وقوع اتفاقات پيش‌بيني نشده‌‌اي كه مي‌تواند باعث بروز ضرر يا منفعت براي ما شود. همان‌طور كه مي‌بينيد ما ريسك مثبت هم مي‌توانيم داشته باشيم. اما به‌دليل ويژگي‌هاي شناختي ذهن بشر (و احتمالا براي حفظ بقا) جوري ساخته شديم كه معمولا فقط ريسك‌هاي منفي و خطرها را مي‌بينيم. من مدت‌ها است به‌دليل علاقه‌ي شخصي‌ام، مباحث روان‌شناسي تصميم و علم شناخت را دنبال مي‌كنم. در اين حوزه‌ي دانشي ما با پيچيدگي‌هاي فرايند شناخت و تصميم‌گيري و اشتباهاتي كه ممكن است در زمان تصميم‌گيري به‌صورت ناخودآگاه مرتكب شويم، آشنا مي‌گرديم. اين مطالعات به ممن كمك كرد تا بتوانم اين موضوع را كشف كنم كه درست است كه در كار كردن روي ايده‌هاي‌م با ريسك مواجهم؛ اما از كجا معلوم كه اين ريسك از جنس ريسك‌هاي مثبت نباشد؟

وقتي متوجه شدم كه شايد “اين بار نوبت تو باشه”، ترسم از به‌راه افتادن كم‌تر شد. حالا با استرس كم‌تر و چشمان بازتر به دنيا نگاه مي‌كردم و اين‌كه “مي‌توانم پس هستم” معنادارتر بود. اين شعر استاد محمدعلي بهمني خلاصه‌ي آن چيزي است كه كشف كرده بودم:

دل من يه روز به دريا زد و رفت / پشت پا به رسم دنيا زد و رفت …

دنبال كليد خوش‌بختي مي‌گشت / خودشم قفلي رو فقلا زد و رفت!

ديگر نمي‌خواستم بر زندگي خودم قفل بيش‌تري بزنم. وقت باز كردن قفل‌ها رسيده بود!

پ.ن. برای مطالعه‌ی تمامی قسمت‌های این مجموعه یادداشت‌ها به این‌جا مراجعه کنید.

مقاله‌ی هفته (۵4): پنج گام تا تبدیل شدن به ره‌بر بازار

در ادبیات مدیریت استراتژیک، یکی از الگوهای اصلی استراتژی رقابتی “ره‌بری بازار” است. برخی شرکت‌ها به‌دلایل مختلف ـ از دسترسی به فناوری پیشرفته‌ی انحصاری گرفته تا شخصیت مدیران شرکت ـ تصمیم می‌گیرند که در جایگاه ره‌بری بازار قرار بگیرند. ره‌بران بازار طبیعتا با ریسک بالاتری مواجه‌اند؛ چرا که پای به فضاهای تجربه نشده می‌گذارند و با مشکلات فراوانی مواجه‌اند که قانع کردن مشتری برای خریداری کردن محصول یا خدمت‌شان، ساده‌ترینِ آن‌ها است. اما همان‌طور که از عنوان کتاب بسیار خواندنی اندرو گروو مدیرعامل اسبق اینتل برمی‌آید “تنها بی‌پروایان پایدارند.” برای باقی ماندن و رشد کسب‌وکار، خیلی وقت‌ها چاره‌ای جز پیش‌گامی نیست!

اما چطور می‌توانیم تبدیل به یک پیش‌گام و ره‌بر بازار شویم؟ زک کاتلر در مقاله‌ی این هفته پنج گام ساده را به ما پیشنهاد می‌دهد:

1- روی یک گوشه‌ی کوچک بازار تمرکز کنید: رقابت با بازی‌گران بزرگ بازار، معمولا کار راحتی نیست. اما اگر بتوانید گوشه‌ی مناسبی از بازار را پیدا کنید و محصول / خدمت ویژه‌ای را برای آن طراحی کنید، می‌توانید به‌تر از رقبای بزرگ‌تر به نیازهای مشتریان پاسخ بدهید. تبدیل شدن به ره‌بر در یک بازار کوچک احتمالا کار ساده‌تری است!

2- گاو بنفش حوزه‌ی کاری خود باشید!گاو بنفش” مفهومی در بازاریابی و عنوان کتابی از آنِ “ست گادین” است. به‌صورت خلاصه می‌توان گفت منظور از “گاو بنفش” بودن، ایجاد یک مزیت رقابتی انحصاری و تصویری متمایز از خودتان در اذهان مشتریان و مخاطبان‌تان است. چه کار می‌توانید بکنید که رقبای‌تان نمی‌توانند؟ چرا مشتری از شما باید بخرد و نه رقبای‌تان؟ پاسخ به این سؤال‌ها کلید برنده شدن شما است. فراموش نکنید که اپل همانند آی‌بی‌ام رایانه‌ی شخصی ساخت؛ اما روی طراحی و تجربه‌ی کاربری تمرکز کرد. یا این‌که گوگل اولین موتور جستجوی اینترنتی نبود؛ اما این حوزه را کاملا دگرگون ساخت و تبدیل به نماد جستجوی اینترنتی شد!

3- سریع حرکت کنید: برای ساختن یک محصول کامل صبر نکنید. هیج محصولی نمی‌تواند هیچ‌وقت کامل باشد. بنابراین یک حداقل محصول که کار کند و مشتری حاضر باشد برای آن پول پرداخت کند بسازید، وارد بازار شوید و با بازخورد گرفتن از مشتری و تحلیل نیازها، خواسته‌ها و نگرانی‌های او به‌صورت دائمی محصول‌تان را به‌بود دهید. نوآوری و هم‌خوانی با روندهای بازار فراموش نشود!

4- مشتری را راضی کنید و راضی نگه دارید: این روزها هر مشتری با دسترسی به ابزارهای آن‌لاین تبدیل به یک رسانه شده است. در یک پیمایش مشخص شده که برای 90 درصد از مشتریان، نقدهای مثبت یک محصول عاملی کلیدی در خریدن آن است. هم‌چنین 86 درصد افراد هم به نقدهای منفی برای نخریدن یک محصول توجه می‌کنند. بنابراین مشتریان‌تان را آن‌قدر راضی کنید که تبدیل به سفیران برند شما شوند!

5- در بازاریابی سرمایه‌گذاری کنید: البته منظور لزوما بازاریابی و تبلیغات سنتی نیست. از روش‌های خلاقانه‌ی بازاریابی مثل بازاریابی محتوا و مزایای ناشی از حضور اثربخش در رسانه‌های اجتماعی غافل نشوید!

لینک‌های هفته (۲۲3)

باز هم تأخیر ناخواسته‌ای داشتیم. 🙁 اما هفته‌ی بسیار پرمحتوایی بود!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

رزومه چقدر در استخدام افراد موثر است؟ (بخوانید حتما. بسیار مهم!)

آیا بی‌حوصلگی و خستگی و تنبلی، می‌تواند در مواردی چیز خوبی هم باشد!؟ (یک پزشک)

دنیای چابک – فرآیند پذیرش مسئولیت

از آرزو به هدف (وفا کمالیان)

۹ پرسشی که ارزش شما در محل‌ کارتان را مشخص می‌کند (زومیت)

مدیریت کسب‌وکار:

ارتقای رشد از طریق نوآوری در مدل کسب‌وکار

مدیران آینده به چه چیزی اهمیت می‌دهند؛ سود یا هدف؟

دستیابی به موفقیت با تمرکز بر طراحی محصول

بازاریابی در گذرگاهی روبه‌صعود

30 عادت روزانه کارفرمایان موفق ـ دیجیاتو

تجاری‌سازی و استارت‌آپ:

فراخوان شرکت در نخستین جشنواره کارآفرینی پل

فراخوان دعوت به همکاری صنایع فرهنگی و هنری

دعوت از خیران به سرمایه‌گذاری در فناوری

رییس صندوق تعداد متقاضیان صندوق نوآوری و شکوفایی در حد انتظار نیست

نرم‌افزاری‎ها همچنان دانش‎بنیان‎ محسوب نمی‌شوند

اقتصاد، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی:

اقتصاد ایران نامتعادل شده است؟ دشوارهای تأمین سرمایه در ایران

تحليلی از آينده اقتصاد ايران (تحلیل پروفسور گری بکر برنده‌ی نوبل اقتصاد)

رنانی خداحافظی با نفت را محتمل خواند

کارمندان بیکار فقط کسب و کار مردم را مشکل می‌کنند. در ایران شرایط آلیس در سرزمین عجایب حاکم است (خواندنی)

عناصر مخل کسب‌وکار

آمار و اطلاعات کسب‌وکار و اقتصاد:

گزارش جدید دولت از بیکاری فارغ‌التحصیلان

بورس منفی‌ترین بازار مالی ایران شد

ارتباطات در صدر؛ نفت ناموفق‌ترین در بهره‌وری

انتشار 41 هزار میلیارد اسکناس و مسکوک

رشد اقتصادی تابستان 3.7 درصد شد

فاوا در جهان:

از سیر تا پیاز؛ تمام چیزهایی که باید در مورد اینترنت اشیا (Internet of Things) بدانید (دیجیاتو)

خلاصه کنفرانس مایکروسافت در ۸ دقیقه [تماشا کنید] – دیجیاتو

مروری بر ویژگی های کلیدی ویندوز 10 ـ دیجیاتو

آمازون فیلم می‌سازد

ایلان ماسک از پروژه‌ی ۱۰ میلیارد دلاری اینترنت ماهواره‌ای رونمایی کرد

فاوا در ایران:

نخستین کافه IT در ایران افتتاح شد

ایجاد بانک اطلاعات سرمایه‌گذاری در حوزه ICT

فراخوان مشاوره مرکز تحقیقات مخابرات برای صدور پروانه اپراتورهای CDN

تصویب بخش‌هایی از سیاست‌های ساماندهی خدمات پیامکی ارزش افزوده و انبوه

دستاوردهای موبایلی و اینترنتی دولت در سال 93

فناوری همراه:

اپ استور اپل اینک حتی از هالیوود هم بزرگتر است (دیجیاتو)

جانشینی امن برای اسکایپ؛ مگاچت معرفی شد (دیجیاتو)

عینک گوگل فعلاً خداحافظ؛ اما سفر اینجا تمام نمی‌شود! (یک پزشک)

چرا مصرف‏‌کنندگان باید از بانکداری موبایل بهراسند؟

رسانه‌های اجتماعی:

فیس‌بوک، بنگاه اقتصادی عظیم با تاثیری ۲۲۷ میلیارد دلاری در اقتصاد جهان (زومیت)

فیس‌بوک فناوری‌های هوش‌مصنوعی خود را بصورت متن‌باز منتشر کرد (زومیت)

تنها ۹ درصد از کاربران گوگل پلاس فعال هستند (زومیت)

آمار و اطلاعات فاوا:

بازگشت رشد به بازار جهانی کامپیوترهای شخصی

نگاهی به آمار اینترنت، موبایل و شبکه‌های اجتماعی در سال ۲۰۱۴

رشد کند سرمایه‌گذاری جهانی در صنعت IT

بازار خدمات پردازش ابری عمومی در خاورمیانه رو به رشد است

درآمد 75 میلیارد تومانی «ارشاد» از عوارض کالاهای IT

لینک‌های هفته (222)

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. :)
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

۶ تله ذهنی که زندگی‌تان را نابود می‌کند (عاااااااااالي!)

آداب پوشش در محل‌کار؛ سرکار چه‌ بپوشیم؟

در باب شنیدن (امير مهراني؛ The Coach) (عااالي!)

یک قدم اضافه برای پیشرفت (نادر خرمي راد)

آستانه‌ي ابهام (وفا كماليان؛ رفتار سازماني)

مديريت كسب‌وكار:

چگونگي انتخاب درست يك استراتژي رشد (عالي!)

مطالعه موردی‌ بررسی فرایند بهینه‌سازی بازاریابی در آکواریوم جورجیا (مصطفي لامعي)

دوسوتوانی سازمانی چیست؟

۱۰ درس بزرگ بیزینسی از سال ۲۰۱۴ (بيزينس ترندز)

5 اکتشاف برتر عصب شناسی در سال 2014 (استاد پرويز درگي)

تجاري‌سازي و استارت‌آپ:

مدل تجاری انسان با انسان یا H2H (وفا كماليان؛ رفتار سازماني)

وان‌پلاس چگونه با هزینه ۳۰۰ دلاری تبلیغات موفق به فروش یک میلیون تلفن هوشمند شد؟ (ديجياتو)

سیلیکون ولی چگونه نام‌گذاری شد؟

معاون علمی و فن‌آوری رییس‌جمهور: تجاری‌سازی تکنولوژی با رانت و بودجه دولتی اتفاق نمی‌افتد

پیش‌بینی ایجاد 20 هزار شرکت دانش‌بنیان تا پایان برنامه پنجم در کشور

اقتصاد، سرمایه‌گذاری و تأمین مالی:

آینده ما (يادداشت خواندني دكتر محمود سريع‌القلم)

اقتصاد ایران گرفتار روزمرگی (سخنراني جذاب دكتر محسن رناني)

اسلایدهای تامین سرمایه در گردش (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ)

جهش قیمت مسکن در سال 1395

پاورپوینت‌های همایش اقتصاد ایران

آمار و اطلاعات كسب‌وكار و اقتصاد:

اقتصاد ایران درگزارش‌ تئوریسین بانک‌مرکزی

رئیس مرکز آمار هنوز در نقطه بحران بیکاری هستیم نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۰ سال ۲۱ درصد است

پول‌دار‌ها چند برابر فقرا هزینه می‌کنند؟

پیش‌بینی‌ بانک‌ جهانی‌ از اقتصاد 2015 ایران

دارایی‌های خارجی بانک‌ مرکزی چقدر است؟

فاوا در جهان:

CES 2015 بزرگ‌ترین نمایشگاه تاریخ لقب گرفت

پیش‌بینی‌هایی برای صنعت بازی‌های ویدیویی در سال ۲۰۱۵ (زومجي)

حمله‌های سایبری به کامپیوترها به بیشترین سطح در طول تاریخ دیجیتال رسیده است (ديجياتو)

شرکت اینتوئیت راهکار حسابداری ویژه‌ای برای فعالیت‌های خوداشتغالی عرضه کرد

گوگل مپ دقتش را مدیون چیست؟ (ديجياتو)

فاوا در ايران:

رئیس پلیس فتای تهران: وقوع جرم اینترنتی تصاعدی است – ایستنا

پیشنهادی در خصوص فراخوان حمایت از طرح‌های فناورانه

اصول حاكم بر صدور پروانه ارتباطات ثابت تصويب شد

پیاده‌سازی پایلوت شبکه ملی اطلاعات در قم

مقررات نام‌های دامنه‌ تدوین می‌شود

فناوري همراه:

این جدید‌ترین نمونه مفهومی گوشی ماژولار پروژه آرا گوگل است (فارنت)

دوره‌ی آزمون و خطای عینک گوگل به پایان رسید (زوميت)

در‌های اپلیکیشنِ کلاس درس گوگل به روی اندروید و iOS باز شد (زوميت)

سونی بخش موبایلش را به فروش می‌گذارد

تعداد اپلیکیشن های موجود در گوگل پلی از اپ استور پیشی گرفت (ديجياتو)

رسانه‌هاي اجتماعي:

آیا محدودسازی شبکه‌های مجازی، منجر به ارتقای سطح کاربری اینترنت خواهد شد؟ (دكتر علي‌رضا مجيدي؛ يك پزشك)

سال 2015؛ سال یادگیری رفتار هوشمندانه درشبکه‌های اجتماعی (شبنم كهن‌چي)

محققان موفق شدند براساس لایک‌‌های کاربر، شخصیت وی را حدس بزنند – زومیت

12 پیش‌بینی از شبکه‌های اجتماعی در سال 2015

آمار و اطلاعات فاوا:

کسب و کارها امسال ۶۲۰ میلیارد دلار در بازار نرم‌افزارهای کسب و کار هزینه می‌کنند

ارزش بازار جهانی IT امسال به 3.8 تریلیون دلار می‌رسد

روند افزایش درآمد اینترنت موبایلی نسبت به پیامک در اپراتورهای جهان

ارزش تراکنش‌های بین بانکی شتاب به بیش از هزار میلیارد تومان رسید

سهم معاملات‌آنلاین بورس 69 درصد شد

سفری به درون داستان ایده تا کسب‌وکار (4): ابهامِ توانستن!

و داستان به این‌جا رسید که قرار شد رؤیاهای‌م را زندگی کنم. 🙂 این اولین باری نبود که چنین تصمیمی می‌گرفتم. پیش از این تصمیم هم چند باری تصمیمی گرفته بودم که ایده‌های‌م را در عمل اجرا کنم؛ اما تقریبا جز گزاره‌ها هیچ کدام به نتیجه‌ی خاصی نرسیده بودند. بارها فکر کردم چرا؟ من متوجه شدم که دو مشکل اصلی‌ دارم:

1- تمام نکردن کارهایی که شروع می‌کنم.

2- شروع نکردن کارهایی که باید آغازشان کرد.

اما چرا؟ دلایل مختلفی برای این موضوع وجود داشته که موضوع یادداشت این هفته مهم‌‌ترینِ آن‌ها است و هفته‌های بعد به دیگر دلایل مهمی می‌رسیم که من کشف‌شان کرده‌ام.

دست کم از سال 90 برای اجرای برخی ایده‌های‌ام در فضای مجازی در قالب کسب‌وکار شروع به تلاش کرده‌ام. اما یک نکته همیشه در کارهایی که شروع کردم برای‌م جزو اصول بدیهی محسوب می‌شد: من ایده‌پرداز خوبی هستم؛ اما مجری خوبی نیستم. به‌جای آن، برند شخصی و شبکه‌ی ارتباطی خوبی از افراد متخصص ـ به‌ویژه در حوزه‌ی فنی ـ دارم که می‌توانم از این روابط برای اجرای ایده‌های‌م و راه‌ انداختن کسب‌وکارم استفاده کنم. چشم‌انداز مسیر همیشه بسیار مثبت به‌نظر می‌رسید؛ اما حالا بعد از مدت‌ها تلاش به‌صراحت اعتراف می‌کنم هیچ یک از چیزهایی که من فکر می‌کردم، در عمل کار نکردند. اما از آن مهم‌تر نکته‌ی دیگری بود که بعدها متوجه شده بودم تا این‌که …

روزی خدمت دوست بزرگوارم آقای مدیرعامل بودم و با هیجان بسیار برای ایشان تعریف کردم که: “یک ایده‌ی بسیار جذاب دارم. یک روش نوآورانه‌ی آموزشی که می‌ترکاند!” بعد برای آقای مدیرعامل توضیح دادم که این ایده دقیقا چیست و چرا و چطور کار می‌کند. آقای مدیرعامل از من پرسید: “عالیه؛ خوب چطوری می‌خواهی اجرای‌ش کنی؟” گفتم: “قرار شده با تیم فنی شرکت یکی از دوستان‌م این کار را انجام بدیم. خیلی خوبه این روش، چون هزینه‌ای برای من نداره عملا و من روی ایده‌پردازی‌م متمرکز می‌شم.” آقای مدیرعامل گفت: “من تجربه‌‌ام نشون می‌ده که باید خودت بری وسط گود برای اجرا کردن‌ش. اگر این ایده خیلی خوبه و به اون اعتقاد داری، چرا نمی‌خواهی روی این ایده سرمایه‌گذاری کنی؟ فکر می‌کنی اون شرکت با این توضیحاتی که برای من دادی این پروژه را در اولویت کارهای خودش قرار می‌ده؟” هاج و واج آقای مدیرعامل را نگاه کردم. ضربه‌ی شدیدی به “چینی نازک” باورهای من درباره‌ی چگونگی راه انداختن کسب‌وکار مبتنی بر یک ایده‌‌ی نوآورانه وارد شده بود. اما آقای مدیرعامل جمله‌ی کوبنده‌ی دیگری را هم آماده کرده بود: “ایده‌ات را اول به خودت بفروش و حاضر باش روی اون وقت و سرمایه صرف کنی، بعد به‌سراغ دیگران برو!”

چند روزی تمام‌ وقت‌م را به حرف‌های آقای مدیرعامل فکر می‌کردم، به‌ویژه جمله‌ی آخر که دوباره من را متوجه یک پیش‌فرض اشتباه در تفکرم کرده بود: “برج عاج‌نشین بودن.” من برای اجرای کوچک‌ترین ایده‌ام همیشه دنبال دیگری بودم که آن را اجرا کند و از آن‌جایی که خیلی وقت‌ها فرد به اهمیت و ماهیت ایده آگاهی چندانی نداشت، عملا هیچ اتفاقی نمی‌افتاد. اما آخر چرا؟

تا اواخر سال 1390 که در محل کار اول‌م کار می‌کردم، خودم را یک مشاور متعهد تمام‌وقت به آن شرکت می‌دانستم. تمام ایده‌های‌م را در سبد شرکت محل کارم می‌چیدم و هیچ کدام‌شان هم به‌دلایل مختلف به نتیجه نمی‌رسید! سال 1391 را که در محل کار جدیدم شروع کردم، کم‌کم فرصت کار کردن به‌صورت مستقل و خارج از کار شرکتی هم برای من فراهم شد. در فاصله‌‌ی بهار 1391 تا زمستان 1392 بیش از ده پروژه‌ی مستقل مشاوره را به‌سرانجام رساندم که اگر چه اغلب آن‌ها بسیار کوچک بودند و درآمد چندان بالایی هم برای من نداشتند؛ اما تجاربی بسیار گران‌بها برای من به‌همراه داشتند. مهم‌ترین تجربه هم به‌سادگی این بود که: “می‌شود و می‌توانم برای دیگران هم کار نکنم!” تجربه‌ی مذاکره برای گرفتن پروژه‌های مشاوره‌ی مختلف، تجربه‌ی مدیریت پروژه و تعامل با مشتری به من نشان داد که خودم هم می‌توانم یک کار را از ابتدا شروع کنم و به‌پایان برسانم (در محل کار قبلی من همیشه یک کارشناس عالی بودم نه یک مدیر خوب!)

اما هنوز یک جای کار می‌لنگید. من به ایده‌ام اعتقاد داشتم و توان اجرای آن (جز در مورد مسائل فنی مثل طراحی وب و اپلیکیشن) را در خود می‌دیدم؛ اما هم‌چنان حاضر نبودم روی ایده‌ام وقت و سرمایه‌ام را بگذارم. هنوز به قول آقای مدیرعامل نتوانسته‌ بودم ایده‌ام را به خودم بفروشم. چرا؟ هفته‌ی بعد برای‌تان خواهم نوشت.

پ.ن. برای مطالعه‌ی تمامی قسمت‌های این مجموعه یادداشت‌ها به این‌جا مراجعه کنید.