حکمت‌ها (۲2)

امام علی (ع): آدمي به گفتارش سنجيده مي‌شود و به رفتارش ارزيابي مي‌گردد. چيزي بگو که کفه‌ی سخن‌ت سنگين شود و کاري کن که قيمت رفتارت بالا رود.

(الحديث؛ جلد 1؛ صفحه 19)

میلاد امیر مؤمنان علی (ع) و روز پدر و مرد را به عاشقان‌ آن یگانه‌ی تاریخ به‌ویژه شما عزیزان مخاطب گزاره‌ها تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. التماس دعا.

حکمت‌ها (۲1)

رسول گرامی اسلام (ص): هر که دوست دارد خدا هنگام سختی و مصیبت دعای وی را اجابت کند، هنگام گشایش دعا بسیار کند. (سنن ترمذی، کتاب الدعوات، ح 3304)

امام جعفر صادق (ع): عاقل‌ترين مردم، خوش‌خلق‌ترين آن‌ها است. (اصول كافی، ج 1، ص 27)

میلاد مبارک پیامبر رحمت (ص) و فرزند گرامی‌اش امام صادق (ع) بر عاشقان‌شان تهنیت باد.

حکمت‌ها (۱9)

سه چیز بنده را به خواسته‌های دنیوی و اخروی می‌رساند: صبر بر بلا، رضا به قضا و دعا در آسایش. (نهج‌الفصاحه؛ حدیث شماره‌ی 1618)

پیامبر رحمت (ص)

سال‌روز رحلت رسول گرامی اسلام (ص) بر عاشقان حضرت‌ش تسلیت باد.

حرفه‌ای‌ها (24): لوریس چکناواریان

حرف‌های خواندنی و احساس‌برانگیز پیرمرد زلال و دوست‌داشتنی موسیقی ایران، استاد لوریس چکناواریان در مصاحبه با روزنامه‌ی اعتماد را با هم بخوانیم:

ـ ما هميشه نمي‌توانيم شاد باشيم. اين شادي با گريه كامل مي‌شود. اتفاقا گريه چيز خوبي است و اين حس در كنار ديگر احساساتي كه داريم واقعا مهم است. به نظر من اگر گريه نكنيم واقعا مي‌ميريم. هميشه اين را مي‌گويم كه نيمي از صورت بايد بخندد و نيمه ديگرش گريه كند. گريه درست شبيه باران است و همان طور كه باران باعث تميزي طبيعت مي‌شود گريه كردن هم روح و فكر ما را تميز مي‌كند…

ـ شادي يك احساس است و نشان مي‌دهد كه يك نفر واقعا همان احساس را در درونش دارد. اين را نمي‌توان به عنوان يك نسخه تجويز كرد. نمي‌توان به همه گفت كه هميشه شاد باشيد. به‌هر حال خيلي از ما به خاطر مشكلات و مسائلي كه داريم در غم زندگي مي‌كنيم. حرف من در اين است كه اجازه بدهيم شادي هم وارد قلب ما شود. اينكه قرار باشد هميشه در غم زندگي كنيم به مرگ ما منجر خواهد شد. در اين موضوع من طرفدار تعادل هستم.

ـ … زندگي بايد از يكنواختي بيرون بيايد. زندگي مثل يك جنگ است و در اين جنگ شما يا مي‌بازيد يا برنده مي‌شويد. براي برنده شدن بايد باخت. اين نگاهي است كه من نسبت به زندگي و فعاليت‌هايم دارم. بدترين موضوع اين است كه در اين بين خودتان را جدي ‌بگيريد. در حالي كه بايد در كاري كه انجام مي‌دهيد جدي باشيد. اين جدي گرفتن خودمان نوعي خودكشي است. اما به هر حال جديت در كار، ملزومات خودش را هم به دنبال دارد. يكي از اين ملزومات وقت گذاشتن براي كار و امتحان كردن و انجام دادن شيوه‌هاي مختلف بسته به شرايط كاري است. مهم اين است كه مأموريتي را كه خداوند به ما محول كرده درست انجام دهيم. هيچ‌كسي اگر خداوند راهنماي او نباشد نمي‌تواند شاعر، نويسنده، موزيسين يا نقاش خوبي شود. ما از خودمان چيزي نداريم و وقتي به ديگر مخلوقات نگاه مي‌كنيم تازه مي‌فهميم كه هيچ‌چيزي نيستيم.

ـ زندگي هيچ قانوني ندارد و اينها كه مي‌بينيم قانون‌هايي است كه ما براي خودمان گذاشته‌ايم. نمي‌توان اين زندگي را با برنامه‌ريزي پيش برد. به نظر من بايد زندگي كرد و در اين بين هر چه پيش ‌آيد خوش ‌آيد. ما اينجا هستيم تا مأموريتي را كه خداوند بر عهده ما گذاشته انجام دهيم و اگر خودمان آن را جدي بگيريم خداوند هم به ما كمك خواهد كرد تا در كارمان موفق شويم…

زندگی منهای روزمرگی (9)

ـ من در عمرم دو چیز بسیار باارزش پیدا کردم: یاد گرفتن و دوست داشتن. هیچ چیز دیگری ـ نه شهرت، نه قدرت، نه توفیق به‌خاطر خودش ـ ممکن نیست هرگز چنین ارزش بادوامی داشته باشه. چون وقتی عمر آدم تموم می‌شه، اگه بتونه بگه (من یاد گرفتم) و (من دوست داشتم)، اون‌وقت می‌تونه بگه (من خوشبخت بودم.)

ـ همه‌ی ما مجموع اون چیزایی هستیم که تو زندگی احساس و تجربه کردیم. فقط بچه‌ها ضمیری پاک و روشن دارند. بقیه‌ی ما باید همیشه با اون چیزی که بودیم، زندگی کنیم … و باید حواس‌مون جمع باشه و اون تجربه‌ها را فقط پیش خودمون نگه داریم.

ـ صرفا زنده موندن مهم نیست. زندگی باید کیفیت داشته باشه، تا ارزش پیدا کنه. برای این‌که کیفیت داشته باشه، ما باید مایل به قبول خطر کردن باشیم … 

راما 2 (کتاب اول)

ـ گمان می‌کنم گوته بود که گفت همه‌ی چیزهایی را که انسان مشتاق آن است می‌توان به چهار جزء تقسیم کرد: عشق، ماجراجویی، قدرت و شهرت. شخصیت‌های ما بر این اساس شکل می‌گیره که مایلیم از هر جزء چقدر داشته باشیم.

باغ راما (کتاب دوم)

ـ در این فکرم که پس سرنوشت چیه؟ چیزی که ما آدما از روی حقایق می‌سازیم؟ یا واقعیه؟ و اگه سرنوشت واقعا به‌عنوان مفهوم وجود داره، چطوری می‌شه اونو با قوانین فیزیکی توضیح داد؟

ـ این طبیعت بشره، وقتی نمی‌تونیم به پرسشی بی‌پایان جواب بدیم، تا وقتی اطلاعات جدیدی به‌دست نیاوردیم، اصلا اون پرسش را کنار می‌گذاریم.

راز راما (کتاب سوم و پایانی)

پ.ن. شاه‌کار میخ‌کوب‌کننده‌ی آرتور سی کلارک و جنتری لی، سه گانه‌ی راما با ترجمه‌ی استثنایی دکتر ناصر بلیغ و چاپ عالی نشر نقطه یکی از عجیب‌ترین تجربیات رمان‌خوانی زندگی من را رقم زد. قصه‌ای در ظاهر علمی ـ تخیلی و در باطن، عمیقا فلسفی درباره‌ی رازها و عظمت جهان هستی و کوچکی بشر در برابر آن‌ها. داستان نیکول دژاردن و همراهان‌ش در راما (سفینه‌ی فضایی ارسالی بیگانگان) را بخوانید!

حرفه‌ای‌ها (۲3): ناصر تقوایی

در این دو هفته‌ی اخیر بزرگ‌داشت خالقِ “ناخدا خورشید” استاد ناصر تقوایی برگزار شد. حرف‌های استاد در این برنامه خواندنی است:

ـ گاهی فیلم‌های خوبی می‌بینیم که از زندگی قلابی ما زندگی‌تر هستند. آن زندگی که در طول سال‌ها ساخته می‌شود، در فیلم باید در عرض دو ساعت با تمام ظرافت‌ها ساخته شود. هنگام مطالعه کتاب، فرصت دارید اگر متوجه موضوعی نشدید برگردید و دوباره آن‌را بخوانید اما در سالن سینما چنین فرصتی برای کسی وجود ندارد. پس فیلمساز هم باید آنچنان هوشمندانه کار کند که کارش نیاز به ورق زدن و برگشت به عقب نداشته باشد؛ هرچقدر هم موضوع فیلم پیچیده باشد، کارگردان باید زبان بیان آن را پیدا کند. سینما چیزی فراتر از زندگی است. زمان در سینما ارزش دیگری دارد که با ساعت معمولی سنجیده نمی‌شود. همین فشرده کردن زندگی در مدت زمان کوتاه فیلم است که کار دشواری به حساب می‌آید. این‌که چه مسائلی را نادیده بگیریم و چه چیزهایی را در فیلم به کار بگیریم.

ـ در این میان، فرم فیلم به اندازه دیالوگ‌های آن تاثیرگذار است. فرم اگرچه بی‌زبان است اما بیشتر از گفت‌وگوها شما را در جریان فیلم قرار می‌دهد. همه‌ سینما گفت‌وگو نیست و تماشاچی حرفه‌ای، از راه‌های متفاوتی موضوع فیلم را در می‌یابد. استنباط من از سینما این‌گونه است که تماشاچی نیز باید در کار ما شریک شود؛ تماشاگر باید با فیلم درگیر شود، نه اینکه از «الف تا ی» کارگردان را بپذیرد. هرگز چیزهایی را که تماشاگر می‌شناسد در فیلم کش نمی‌دهم. گاهی اوقات برای شیرفهم کردن تماشاگر موضوع را کش می‌دهید اما موجب گمراهی بیشتر آن‌ها می‌شوید. این مسائل نیاز به توقف ندارد، چرا که تماشاچی به‌سرعت آن‌ها را دریافت می‌کند.

ـ فیلم خوب بدون وجود یک ساختار خوب غیرممکن است. ساختار، نثری است که یک نویسنده برای روایت داستانش انتخاب می‌کند. برای هر داستان شیوه به‌خصوصی وجود دارد که داستان بتواند در آن نمود پیدا کند. انتخاب یک ساختار باعث می‌شود که فیلم سنگین‌تر یا قابل هضم‌تر شود. قصه‌های خوب زیادی در سینما داشته‌ایم که به‌دلیل عدم وجود ساختار مناسب برای روایت، از بین رفته‌اند. برعکس این قضیه هم وجود دارد؛ قصه‌های بسیار ساده وقتی به دست فرد کاردان سپرده شود، می‌بینید چه ویژگی‌هایی پیدا می‌کنند و چه کشفیاتی در روایت داستان پیدا می‌شود.

ـ سینما برای من حرفه‌ای برای ارتزاق نبوده؛ زمانی که تمایل داشته و در ذهنم فیلم تازه‌ای بوده، کار کرده‌ام. تازگی فیلم نه به‌عنوان اینکه برای فروش در گیشه باشد، بلکه از این منظر که توان سینما را برای روایت قصه بالا ببرد و ابعادی از زندگی را تصویر کند که در فیلم‌های قبل نبوده است. از این‌رو هیچ‌گاه خودم را به چیزی عادت نمی‌دهم.

حکمت‌ها (۱6)

بهترين ادب آن است كه از خود آغاز كنى.

مولا علی (ع)

شب سال‌گرد شهادت “تنهاترین مردِ خدا” است و شبِ قدر. زمانی برای نگریستن به درونِ خود و نقطه‌ی آغازی دیگر برای اصلاحِ خویش‌تن. در اوج‌های معنوی امشب‌تان، ما پابستگان این دنیای خاکی را فراموش نفرمایید.

التماس دعا. یا علی.