روشی ساده برای کشف حوزه‌های جذاب کسب‌وکار در ایران

این روزها یکی از موضوعات داغ کشور، نام‌گذاری امسال توسط رهبر معظم انقلاب به‌نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» و چگونگی تحقق این هدف متعالی است. اگر به سند سیاست‌های اقتصاد مقاومتی که در بهمن ماه 1392 توسط رهبر انقلاب ابلاغ شد نگاهی بیندازیم می‌بینیم که یکی از مهم‌ترین کلیدواژه‌های آن ـ که از همان بند اول سیاست‌ها بر آن تأکید ویژه صورت گرفته ـ واژه «کارآفرینی» است. خوشبختانه این روزها در فضای عمومی جامعه این کلیدواژه یک مفهوم آشنا است و چه در سپهر رسانه‌ای کشور و چه در میان عامه مردم ـ بویژه در میان جوانان ـ همه‌جا سخن از کارآفرینی و ایده‌های جذاب برای راه‌اندازی کسب‌وکارهای موفق است. در عین حال با گذر از تحریم‌های ناجوانمردانه سال‌های اخیر، اقتصاد ایران بعد از چندین سال رکود و رشد آهسته اقتصادی، خود را برای خیزشی بزرگ آماده می‌کند. دولت تدبیر و امید نیز در حال تلاش برای آماده کردن بستر اقتصادی کشور برای راه‌اندازی و توسعه آسان‌تر کسب‌وکار در این فضای جدید است. در همین راستا یادداشت حاضر تلاش می‌کند به‌صورت مختصر به برخی نکات مهم در زمینه کشف حوزه‌های جذاب کسب‌وکار در کشور بپردازد.

حتماً همه ما از طریق رسانه‌ها شنیده‌ایم در سال‌های اخیر با داغ‌ شدن جو کارآفرینی در ایران، بسیاری از جوانان کشورمان در راه ایجاد و توسعه کسب‌وکار خویش گام نهاده‌اند. راز موفقیت آنها چیست؟

تجربه و تحقیقات علمی ثابت کرده‌اند که راه‌اندازی و توسعه کسب‌و‌کارهای کوچک موفق، اصول مشخصی دارد که با کمی بومی‌سازی در تمام دنیا مشابه‌اند. ماجرا این است که: «یک انسان خلاق یک ایده فوق‌العاده را در زمان مناسب تبدیل به یک محصول یا خدمت می‌کند و به بازار عرضه می‌کند و آن را به‌فروش می‌رساند.» راز موفقیت کارآفرینان، به‌سادگی همین جمله است. اما اجرا کردن همین جمله ساده، با تحمل سختی‌های فراوان و خون دل خوردن‌های زیادی همراه است که همه از پس تحمل آن‌ها برنمی‌آیند! بنابراین یک نکته دیگر را هم باید به آن اضافه کرد: برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار پرسود و موفق، در کنار داشتن یک ایده خوب و بازارگرا و داشتن علم و توانایی مدیریت، باید به سلاح «صبر» هم مجهز باشید! (و فراموش نکنید نیازی نیست که حتماً توانایی فنی برای طراحی و تولید محصول – مثلاً یک کالای صنعتی – را خودتان داشته باشید. می‌توانید آن را به افراد متخصص واگذار کنید.) اما مهم‌تر از همه این‌ها عبور از مانعی بزرگ به‌نام «ترس از شکست» است. اولین و مهم‌ترین گام برای پیروزی در میدان کسب‌وکار، مواجهه با این ترس و پذیرش احتمال شکست است؛ البته با در نظر گرفتن این خبر خوب که همیشه بعد از زمین خوردن، می‌شود دوباره ایستاد و رو به جلو حرکت کرد.

اما چطور می‌توان حرکت در مسیر کارآفرینی را آغاز کرد؟ ابتدا باید توجه کرد که ترجمه Entrepreneurship به کارآفرینی در زبان فارسی، تمام معنای آن را به‌خوبی منعکس نمی‌کند؛ چرا که یک کسب‌وکار فراتر از ایجاد اشتغال، باید بتواند ارزشی را خلق کند که در بازار توسط خریداران در برابر آن پول پرداخت شود. منظور از این ارزش، پول نیست؛ بلکه «ارزش» اشاره به این دارد که کسب‌وکار باید بتواند با ارائه راه‌حلی اثربخش و با هزینه مناسب بتواند یک مشکل یا مسأله مشخص را برای عموم مردم، قشر خاصی از جامعه یا سایر سازمان‌ها و کسب‌وکارها در قالب یک محصول یا خدمت (یا ترکیبی از آن‌ها) حل کند. کلید اصلی در شناخت حوزه‌های جذاب و پول‌ساز کسب‌وکار همین «ارزش‌آفرینی» است که برای کشف آن می‌توان از سه سؤال زیر بهره گرفت:

  1. چه مشکل یا مسأله بزرگی وجود دارد که برای آن راه‌حلی ارائه نشده یا راه‌حل‌های موجود دارای ضعف هستند؟ (ایده)
  2. ‌من چه راه‌حلی می‌توانم برای این مشکل یا مسأله ارائه بدهم که بتوانم آن را به بهترین شکل ممکن و با هزینه معقول حل کنم؟ (طراحی محصول / خدمت)
  3. چرا مشتریان باید محصول / خدمت من را بخرند؟ چرا نباید از رقبای فعال در بازار خرید کنند؟ (طراحی کسب‌وکار.)

با پرسیدن مکرر این سؤال‌ها از خودتان در مواجهه با مسائل و مشکلاتی که در زندگی روزمره با آنها مواجه می‌شوید، می‌توانید حوزه‌های جذابی را برای راه‌اندازی کسب‌وکار شخصی کشف کنید که در آنها هیچ رقیبی وجود نداشته باشند! برای نمونه در ادامه به برخی از حوزه‌های جذاب برای راه‌اندازی کسب‌وکار سودآور اشاره می‌کنم که امروز در کشور فضای داغ و جذابی دارند:

  1. خدمات طراحی وب‌سایت و اپلیکیشن برای برندها و شرکت‌های مختلف صنعتی و تجاری؛
  2. تولید اپلیکیشن‌های خدماتی برای پاسخگویی به نیازهای عموم مردم یا قشر خاصی از جامعه (مثلاً دانشجویان!)؛
  3. خدمات تولید محتوا برای فروش به مردم و کسب‌وکارهای فعال در فضای مجازی؛
  4. خدمات مشاوره فعالیت در رسانه‌های اجتماعی؛
  5. خدمات تحقیقات بازار، بازارسازی و توسعه بازار برای کسب‌وکارها و برندهای نوپا و همچنین برندهای خارجی تازه‌وارد؛
  6. خدمات مشاوره سرمایه‌گذاری خارجی (یافتن شرکای تجاری، شرکت در مذاکرات و انعقاد قراردادهای همکاری)؛
  7. فروش کالاهای تخصصی (مثلاً: لباس و کیف) از طریق اینترنت و شبکه‌های اجتماعی.

پ.ن. این یادداشت پیش از این در روزنامه‌ی ایران به‌چاپ رسیده است.

مقاله‌ی هفته (۳4): هفت عادت صاحبان برجسته‌ی کسب و کارهای کوچک

ترجمه: علي نعمتي شهاب

زماني که به‌ بازيگران فعال در هر صنعتي نگاه کنيم، عموما تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها عملکردي فراتر از حد معمول ديگران دارند. دقيقا چه چيزي باعث مي‌شود آن‌ها از از ديگران موفق‌تر باشند؟ در اغلب موارد، آن چيزي که اين کسب و کارها را از ديگران متمايز مي‌کند، کارهايي است که مدير آن‌ها براي هدايت کسب و کارش انجام مي‌دهد. بديهي است که تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار برجسته بسيار مشکل است؛ چون هيچ دستورالعمل مخفي براي آن وجود ندارد. اما اگر يک روش تضميني براي تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار کوچک موفق وجود داشته باشد؛ بدون شک شامل 7 مورد زير خواهد بود:

1- آن‌ها مراقب خودشان هستند: صاحبان هوشمند کسب و کار، مي‌دانند که عقل سالم در بدن سالم است. بنابراين به خوردن غذاي سالم توجه زيادي دارند و زمان کافي را هم براي تحرک فيزيکي در نظر مي‌گيرند. آن‌‌چه توسط بازنده‌گان دنياي کسب‌وکار، زياده‌روي محسوب مي‌شود؛ براي مديران زيرک، ابزاري است براي نگهداري حياتي‌ترين ابزارشان: ذهن‌شان.

2-  آن‌ها خارج از کسب و کارشان هم زندگي دارند: صرف زمان بيش از حد براي تمرکز روي يکي از علاقه‌مندي‌ها اغلب به اصطکاک ميان ديوارهاي ذهن مي‌انجامد (و مي‌دانيد که اصطکاک چقدر دردناک است! م.) پيش بردن متوازن جريان زندگي ـ يعني کنار گذاشتن زماني براي پرداختن به علائق غيرکاري ـ به‌معناي قرار دادن خودتان در معرض انگيزش‌هاي متنوع ذهني است (که نمي‌دانيد کدام‌شان ممکن است يک ايده‌ي بزرگ را در ذهن شما جرقه بزند) و به ذهن کاري شما هم استراحتي که پيش از تمرکز دوباره به آن نيازمند است را مي‌دهد.

3- آن‌ها چشم به آينده دارند: مديران برتر کسب و کارهاي کوچک، رهبران بزرگي نيز هستند. يک رهبر بزرگ بودن، نيازمند داشتن تفکري به‌اندازه‌ي کافي ژرف‌انديش و رو به آينده است که بتواند خودش را به نقطه‌اي فراتر از دنباله‌روي از کسب و کارهاي اثبات شده و روندهاي بازار برساند. بهترين مديران کسب و کارهاي کوچک همواره ـ حتي در مسيرهاي کوتاه و گام‌هاي کوچک ـ افرادي پيش‌گام هستند و اغلب، در طول مسير کارشان چشمان‌شان را براي يافتن روش‌هاي جديدي براي دستيابي به نتايج باز نگاه مي‌دارند. منظور اين است: شانس‌ها را بقاپيد؛ اما حواس‌تان باشد که اگر تنها يک عامل براي اداره‌ي موفق يک کسب و کار کوچک وجود داشته باشد، همان اصل معروف “خواستن توانستن است” خواهد بود.

4- آن‌ها منظم هستند: بعضي وقت‌ها داشتن ذهني مملو از ايده‌هاي نوآورانه‌ي کسب و کار مي‌تواند به پريشاني ذهني بيانجامد. تفاوت ميان افراد باهوشي که در اداره‌ي اثربخش کسب و کار خودشان نيز درمي‌مانند با کساني که کنترل صنعت خودشان را به‌دست مي‌گيرند، در داشتن ايده‌هاي عالي نيست؛ بلکه در اين است که افراد دسته‌ي دوم به‌اندازه‌ي کافي منظم هستند تا دنبال اجراي اين ايده‌ها را بگيرند. تدوين و رعايت يک برنامه‌ي زمان‌بندي دقيق براي برگزاري جلسات، دستيابي به فرجه‌هاي زماني و اجراي طرح کسب و کار، همان چيزي است که شما را از ديگر صاحبان کسب و کارهاي کوچک متمايز مي‌کند؛ کساني که بي‌نظمي آن‌ها را کور کرده است.

5- آن‌ها روابط را رشد مي‌دهند: زماني که از بيرون به مديريت يک شرکت نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم گير افتادن در کارهاي روزمره آن‌قدر آسان است که ممکن است حتي باعث شود سرتان را از روي ميزتان بلند نکنيد. اهميت اختصاص دادن زماني براي در ارتباط بودن با ديگران و داشتن تعاملات و بده‌بستان‌هاي حساب شده با مشتريان و اتحاديه‌هاي حرفه‌اي صنعت خودتان نمي‌تواند ارزش‌گذاري شود.

6- آن‌ها تصميم‌گيري مي‌کنند: مديران کسب و کارهاي کوچک بايد قاطع باشند. اين امر، انتخابي نيست. درگير هر کاري باشيد ـ از مديريت عمليات روزمره‌ي کسب و کار تا انتخاب اعضاي هيأت مديره ـ شغل شما به‌عنوان مدير کسب و کار، راهبري و هدايت شرکت‌تان است؛ چيزي که معناي‌اش اين است: ترديد در تصميم‌گيري کار نمي‌کند. توانايي تصميم‌گيري به صورت مستقيم با حس اعتماد به‌نفس شما در ارتباط است؛ بنابراين اگر درگير موقعيتي شديد که نمي‌توانيد تصميم بگيريد، ابتدا به خودتان يادآوري کنيد که شما در آن حوزه يک متخصص برجسته هستيد و بعد به شهود خودتان اعتماد کنيد. اگر تصميم خاص روي ميز شما به بخش‌هايي از کسب و کارتان مربوط است که تخصصي در آن‌ها نداريد، تصميمي که بايد بگيريد، انتخاب مشاوري است که از شما در آن زمينه آگاهي بيش‌تري دارد.

7- آن‌ها چربي‌هاي اضافي را مي‌سوزانند: مالکان فعال کسب و کارها کساني هستند که به‌صورت دائمي در حال ارزيابي بخش‌هاي مختلف کسب و کارشان هستند: کدام بخش مي‌تواند ساده‌تر و سرراست‌تر شود؛ از جمله اين‌که کدام تأمين‌کننده يا فروشنده‌ي مواد اوليه و تجهيزات را مي‌شود کنار گذاشت تا جا براي تأمين‌کنندگان بهتر باز شود يا کدام کارها را مي‌شود به کارهاي کوچک و ساده‌تري شکست. دانستن اين‌که چگونه زمان، نيروي انساني و منابع مالي شرکت‌تان در سازمان توزيع مي‌شود ـ و توجه دائمي به اثربخش نگاه داشتن اين توزيع منابع تا حد امکان ـ يکي از مهم‌ترين ابزارهاي مديران کسب و کارهاي کوچک براي برنده شدن در بازار رقابتي است.

منبع

مقاله‌ی هفته (32): 10 روش براي ساختن يك كسب و كار برجسته

نوشته: کلي ريچاردسون / ترجمه: علي نعمتي شهاب

اگر مي‌خواهيد کسب و کار شما مشتريان بيش‌تري به‌دست بياورد، لازم است به چشم مردم بياييد. بنابراين نه‌تنها بايد در جايي که مشتريان‌تان حضور دارند به‌سراغ آن‌ها برويد؛ بلکه بايد به آن‌ها ثابت کنيد شايسته‌ي بذل توجه آن‌ها و پولي که به‌سختي به‌دست آورده‌اند، هستيد. در اين مقاله 10 روش خلاقانه که به کسب و کار شما براي اثبات برتری در مقایسه با رقباي‌تان کمک مي‌کنند، ارائه مي‌شوند:

1- محصول بي‌همتا: اگر محصولي بي‌همتا داشته باشيد که مشتريان شما نتوانند آن را در جايي ديگر بيابند، خود را از رقباي‌تان متمايز ساخته‌ايد. البته لازم نيست همه‌ي محصولات‌تان از اين نوع باشند؛ اما داشتن يک يا دو نوع محصول متمايز براي کسب و کار شما مفيد خواهد بود. روي پيامي که به مشتريان‌تان مي‌دهيد تمرکز کنيد تا به آن‌ها نشان دهيد واقعا چه چيزي محصولات شما را متمايز مي‌کند.

2- یک بازار گوشه‌ای (Niche Market) ایجاد کنید: فروشگاه‌هاي تخصصي به شما کمک مي‌کنند تا متمايز شويد؛ چرا که مشتريان‌تان متوجه خواهند شد که شما تنها يک کار را به بهترين شکل ممکن نجام مي‌دهيد. بازارهاي گوشه‌اي اغلب اوقات با قيمت‌هاي بالاتر همراه‌اند و در نتيجه باعث افزايش سودآوري شما هم مي‌شوند. اغلب افراد دوست دارند اندکی پول بيش‌تری بپردازند تا دقيقا همان چيزي را دريافت کنند که مي‌خواهند.

3- خودتان راه‌حل باشيد: آيا مشتريان شما مسئله‌اي دارند؟ به آن‌ها بگوييد که چگونه مي‌توانيد اين مسئله را حل کنيد. مطمئن شويد که هر آن‌چيزي را که باعث تمايز شما مي‌شود را در تبليغات‌تان گنجانده‌اید تا مشتريان بالقو‌ه‌تان متوجه آن‌ها شوند. بر ارزش‌‌هاي پيشنهادي‌تان به مشتري متمرکز شويد و مشتریان‌تان را نسبت به ارزش‌مند بودن آن‌ها متقاعد سازيد.

4- نيازي را کشف کنيد: اگر راه‌حلي نداريد که شما را از رقبا متمايز کند، نيازي را بيابيد که مي‌توانيد به آن پاسخ مناسبي بدهيد. سپس بازار رقابت‌تان را بررسي کنيد: آيا به اين نياز پاسخي داده شده است؟ اگر نه، شايد شما بتوانيد راه‌حلي براي آن بيابيد!

5- محصولات ترويجي: به مشتريان‌تان هداياي تشکرآميز کوچک اهدا کنيد. به آن‌ها چيزي بدهيد که از آن استفاده کنند و بدين ترتيب با نام و نشان کسب و کار شما آشنا شوند. نوشت‌افزار و دفترچه‌هاي هدیه اغلب، هدايايي دلچسب و مناسب‌اند. زماني که کسب و کارتان در مراسمي شرکت دارد، لباس‌هايي با نشان شرکت خودتان تهيه کنيد و در اختيار مردم بگذاريد. اگر برنامه در فضاي باز برگزار مي‌شود، از عينک آفتابي يا ليوان‌هاي چای با طراحي زيبا استفاده کنيد. مردم غنيمت‌هاي رايگان را دوست دارند و اين، روشي عالي براي ترفيع جايگاه نشان تجاري شماست.

6- ارزش: آيا ترجيح مي‌دهيد در برابر هزينه‌ي ثابت، چيز بيش‌تري به مشتريان‌تان ارائه کنيد؟ تا وقتي اين موضوع را به مشتريان‌تان نگوييد، آن‌ها از این ارزش افزوده‌ی محصول یا خدمت شما باخبر نخواهند بود. کارزار تبليغاتي را راه بياندازيد که به مشتريان‌تان در مورد طولاني‌تر بودن ضمانت محصول توسط شما، استفاده‌ي شما از مواد اوليه‌‌ی مرغوب يا سرعت تحويل بالاي سفارش‌ها اطلاعاتي بدهد. کشف کنيد شما دقيقا چه ارزشي را براي مشتریان‌تان به ارمغان مي‌آوريد. اين کار باعث مي‌شود تا کسب و کار شما از هر رقيب ديگري متمايز شود و بدين ترتيب مشتريان فراواني را به خود جلب کند.

7- خدمات: آوازه‌ي سرويس‌دهي عالي به مشتريان، دهان به دهان ميان دوستان و آشنايان مي‌گردد. با مشتريان‌تان به‌درستي رفتار کنيد تا آن‌ها هم به اطرافيان‌شان بگويند که به‌سراغ شما بيايند. اين کار خيلي زود به درآمد و فروش بيش‌تر خواهد انجاميد.

8- پيشنهادات: اغلب انسان‌ها دوست دارند در مخارج‌شان صرفه‌جويي کنند؛ بنابراين به آن‌ها تخفيفات مختلفي پيشنهاد کنيد. مي‌توانید يک کوپن تخفيف را روي رسيد خريدشان بچسبانيد يا از ايميل يا سايت‌تان جهت ارسال کوپن‌هاي تخفيف براي مشتريان‌تان استفاده کنيد. هر چقدر پيشنهاد تخفيف شما خاص‌تر باشد، به‌يادماندني‌تر و مؤثرتر خواهد بود. مثلا: به‌جاي ارائه‌ي يک واحد محصول به‌ازاي 10 بار خريد، همين کار را براي تعداد خريدي با عدد فرد مثلا 9 بار انجام دهيد. درصد تخفيف مشخصی را براي خريداراني در نظر بگيريد که به فروشگاه شما مراجعه مي‌کنند و جمله‌اي را که در محل مشخصي از سايت‌تان نوشته شده است، براي شما تکرار مي‌کنند.

9- گارانتي: اگر کارتان را تضمين مي‌کنيد، لازم است با قدرت تمام اين موضوع را به مشتريان‌تان اعلام کنيد تا آن‌ها از سپردن کسب و کارشان به‌دست شما احساس آرامش کنند. شرايط گارانتي را از طريق چاپ روي صورت‌حساب يا ساير مستندات قابل ارائه به مشتريان جاري يا بالقوه‌تان اطلاع‌رساني کنيد.

10- به همه بگوييد که شما متفاوتيد: پس از اين‌که يکي يا چند راه از ميان راه‌هاي ارائه شده در اين مقاله را براي متمايز ساختن کسب و کارتان انتخاب کرديد، لازم است اين موضوع را به مشتريان‌تان اعلام کنيد. از اين روش‌هاي متمايزسازي در برنامه‌هاي بازاريابي و تبليغات‌تان استفاده کنيد تا مشتريان‌ احتمالي نيز شرکت شما را بيش‌تر بشناسند و از اين‌که چگونه کمک‌شان خواهيد کرد درک عميق‌تري کسب کنند.

متمايز ساختن خود از رقباي‌تان ارتباط نزديکي با برند شما دارد. برند شما، شخصيت خاص کسب و کار شما است و لازم است بازتابنده‌ي اين باشد که ماهيت کسب و کار شما چيست و چگونه کار مي‌کند. زماني که مشتريان‌تان درک کنند که شرکت شما در چه چيزهايي از ديگر متفاوت است، احتمال بيش‌تري مي‌رود که پول‌شان را در بار بعدي که قصد خريد محصول يا خدمتي داشته باشند، براي شما خرج کنند!

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (1)

در اين دو سه هفته‌ي اخير پست‌هاي فوتبالي کم نداشته‌ام! چند وقتي است که دارم به نوشتن يک مجموعه پست در مورد درس‌هايي که مي‌شود از فوتبال به‌عنوان يک صنعت عظيم در دنياي امروز گرفت، فکر مي‌کنم. اين اولين پست در اين زمينه است:

درس اول: وقتي قدرت زيادي داريد، سعي کنيد در پايدار ماندن قدرت رقابتي‌تان دچار ترديد شويد

سايت گل فارسي مصاحبه‌ي جالبي چاپ کرده از يک روزنامه‌نگار طرف‌دار بارسا در مورد ال‌کلاسيکوي اين هفته. خوان کروز، معاون سردبیر روزنامه ال پاییس اسپانیا يک جاي مصاحبه جملات جالبي دارد: “رئال شیفته قدرت است، ولی تردید را کم دارد. در زندگی هم کسی که تردید نکند مرتکب اشتباه می شود. دوشنبه بارسا به هوش تکیه داشت و رئال به قدرت.”

وقتي سازماني قدرت زيادي دارد، حسابي حريفان‌اش را شکست مي‌دهد و با موفقيت پيش مي‌رود، معمولا بزرگ‌ترين اشتباهي که مديران آن سازمان ممکن است بکنند، دل بستن به پايدار بودن آن موفقيت بدون تغيير در سازمان خود است. اين اشتباهي بود که مورينيو انجام داد و نتيجه‌اش شکست تحقيرآميز اين هفته‌ي رئال بود. رئال در تمام طول اين فصل تيم‌هاي رقيب را با 4-5 گل بدرقه مي‌کرد و در مقابل از ضعيف‌ترين رقبا هم گل مي‌خورد. در مقابل بارسا شايد نتايج درخشاني نمي‌گرفت (البته برد 8-0 آلمريا نشان داد بارساي واقعي يعني چي) ولي خط دفاعي‌اش از وضعيت مناسبي برخوردار بود. و اين دقيقا اشتباه “آقاي خاص” بود: دفاع ضعيف رئال در برابر خط حمله‌ي قوي بارسا زانو زد و از آن طرف خط حمله‌ي قدرت‌مند رئال در برابر خط دفاعي بدون اشتباه بارسا نمايش پرفروغي نداشت. در واقع پاشنه‌ي آشيل رئال اين‌جا معلوم شد: وقتي خط حمله‌اش نتواند کاري بکند، دفاع ضعيف اين تيم، نابودش مي‌کند!

اين قضيه مسبوق به سابقه است. اگر يادتان باشد پارسال هم بارسا و اينتر در دور گروهي ليگ قهرمانان با هم، هم‌گروه بودند که بارسا اينتر را برد. اما مورينيو از آن باخت درس گرفت و با ايجاد تغييرات تاکتيکي در تيم‌اش در نيمه نهايي بارساي محبوب ما را حذف کرد (اميدوارم بازي برگشت ال‌کلاسيکو اين طوري نشود!)

به‌ترين مثال اين اشتباه در حوزه‌ي کسب و کار، جنرال موتورز است که سقوط عجيب و غريب‌ و ورشکستگي‌اش در سال 2009 جزو اخبار عجيب صنعت خودرو بود. اين‌جا در مقاله‌اي به تفصيل در اين مورد توضيح داده شده است که توصيه مي‌کنم مطالعه بفرماييد.

خروج از نسخه موبایل