درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۲5)

“من سبک و شیوه‌ي بازی رئال را دوست دارم.آنها فصل خیلی خوبی را پشت سر می‌گذارند. مورینیو مربی‌ای است که بازیکنان به خاطر او بازی می‌کنند. ردنپ (مربي تاتنهام) هم تکنیک مشابهی دارد. آن ها خیلی خوب هستند، آن‌ها به خوبی می‌دانند که چطور باید یک گروه را رهبری کنند. بازیکنان می‌خواهند برای مربی‌شان به پیروزی برسند.” (رافائل فان‌درفارت؛ اين‌جا)

بالاترين شاخص موفقيت در ره‌بري و مديريت همين است: اين‌که اعضاي تيم از صميم قلب براي موفقيت ره‌برشان (و نه لزوما خودشان به‌عنوان يک فرد) تلاش کنند.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۲3)

“خوشحالم که در این باشگاهم. افتخار می‌کنم که در کنار بازیکنان سطح جهانی مانند کریستیانو رونالدو و کریم بنزما بازی می‌کنم. البته مجبور بوده‌ام که سخت تلاش کنم. برای من بازی در این تیم لذت‌بخش است و به نظرم این را در میدان می‌توانید ببینید. اما مهم‌ترین نکته این است که مربی اعتمادش به من را بازگو می‌کند. این کار را بسیار آسان‌تر می‌سازد.” (مسعوت اوزيل در مورد مورينيو؛ اين‌جا)

پارسال يک تجربه‌ي تلخ با مديري داشتم که بدون اين‌که به من بگويد، از من ناراضي بود (و خوب اشتباه هم مي‌کرد؛ اما قبول نکرد و دست آخر، هر دو به اين نتيجه رسيديم که با هم کار نکنيم بهتر است.) از آن طرف با مديراني هم کار کرده‌ام که راضي بوده‌اند و به هر دليلي رضايت‌شان را بيان نکرده‌اند.

درس اين شماره اين است: هر نظري ـ مثبت يا منفي ـ در مورد زيردستان‌تان داريد به آن‌ها بگوييد. به‌ويژه وقتي اين نظر، مثبت و به معني اعتماد به آن‌ها است.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (18)

“من تیمی را مقابل لوانته به زمین فرستادم که حس کردم برای کسب نتیجه‌ي پیروزی کافی است.” (خوزه مورينيو؛ اين‌جا)

تعريف مديريت اقتضايي از زبان آقاي خاص! يک مدير بايد بسته به موقعيت، تصميم بگيرد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (16)

“آخر و عاقبتی مشابه با پیگرینی؟ (مربي فصل قبل رئال) اتفاق مشابهی رخ نخواهد داد. می‌دانید چرا؟ چون اگر سران رئال مرا اخراج کنند، من مربی مالاگا نخواهم شد و به تیم بزرگی در انگلیس یا ایتالیا می‌روم و نه مالاگا.” (از گفتگو با خوزه مورينيو؛ اين‌جا)

به مناسبت پيروزي تاريخي رئال در کسب تساوي با بارساي گوارديولا (تازه آن هم در ورزش‌گاه سانتياگو برنابو)، دو درس جذاب از آقاي خاص تقديم به مهدي عامري عزيز:

  1. پرسنال برندينگ را جدي بگيريد! اين‌که مورينيو اين حرف را مي‌زند به اين دليل است که خود را به‌عنوان يک مربي هميشه برنده به جهان فوتبال ثابت کرده است.
  2. هميشه در کنار حفظ موقعيت کنوني، براي اوضاع بحراني يک نقشه‌ي B داشته باشيد. فرقي هم نمي‌کند مدير باشيد يا کارشناس و کارمند. و همين طور فرقي نمي‌کند که موضوع مربوط به تصميم‌گيري در سطح شرکت و سازمان و واحد و تيم‌تان باشد يا زندگي شخصي يا کاري خودتان. نقشه‌ي B را فراموش نکنيد لطفا!

پ.ن. مقاله‌ي هفته، حتما فردا.

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (1)

در اين دو سه هفته‌ي اخير پست‌هاي فوتبالي کم نداشته‌ام! چند وقتي است که دارم به نوشتن يک مجموعه پست در مورد درس‌هايي که مي‌شود از فوتبال به‌عنوان يک صنعت عظيم در دنياي امروز گرفت، فکر مي‌کنم. اين اولين پست در اين زمينه است:

درس اول: وقتي قدرت زيادي داريد، سعي کنيد در پايدار ماندن قدرت رقابتي‌تان دچار ترديد شويد

سايت گل فارسي مصاحبه‌ي جالبي چاپ کرده از يک روزنامه‌نگار طرف‌دار بارسا در مورد ال‌کلاسيکوي اين هفته. خوان کروز، معاون سردبیر روزنامه ال پاییس اسپانیا يک جاي مصاحبه جملات جالبي دارد: “رئال شیفته قدرت است، ولی تردید را کم دارد. در زندگی هم کسی که تردید نکند مرتکب اشتباه می شود. دوشنبه بارسا به هوش تکیه داشت و رئال به قدرت.”

وقتي سازماني قدرت زيادي دارد، حسابي حريفان‌اش را شکست مي‌دهد و با موفقيت پيش مي‌رود، معمولا بزرگ‌ترين اشتباهي که مديران آن سازمان ممکن است بکنند، دل بستن به پايدار بودن آن موفقيت بدون تغيير در سازمان خود است. اين اشتباهي بود که مورينيو انجام داد و نتيجه‌اش شکست تحقيرآميز اين هفته‌ي رئال بود. رئال در تمام طول اين فصل تيم‌هاي رقيب را با 4-5 گل بدرقه مي‌کرد و در مقابل از ضعيف‌ترين رقبا هم گل مي‌خورد. در مقابل بارسا شايد نتايج درخشاني نمي‌گرفت (البته برد 8-0 آلمريا نشان داد بارساي واقعي يعني چي) ولي خط دفاعي‌اش از وضعيت مناسبي برخوردار بود. و اين دقيقا اشتباه “آقاي خاص” بود: دفاع ضعيف رئال در برابر خط حمله‌ي قوي بارسا زانو زد و از آن طرف خط حمله‌ي قدرت‌مند رئال در برابر خط دفاعي بدون اشتباه بارسا نمايش پرفروغي نداشت. در واقع پاشنه‌ي آشيل رئال اين‌جا معلوم شد: وقتي خط حمله‌اش نتواند کاري بکند، دفاع ضعيف اين تيم، نابودش مي‌کند!

اين قضيه مسبوق به سابقه است. اگر يادتان باشد پارسال هم بارسا و اينتر در دور گروهي ليگ قهرمانان با هم، هم‌گروه بودند که بارسا اينتر را برد. اما مورينيو از آن باخت درس گرفت و با ايجاد تغييرات تاکتيکي در تيم‌اش در نيمه نهايي بارساي محبوب ما را حذف کرد (اميدوارم بازي برگشت ال‌کلاسيکو اين طوري نشود!)

به‌ترين مثال اين اشتباه در حوزه‌ي کسب و کار، جنرال موتورز است که سقوط عجيب و غريب‌ و ورشکستگي‌اش در سال 2009 جزو اخبار عجيب صنعت خودرو بود. اين‌جا در مقاله‌اي به تفصيل در اين مورد توضيح داده شده است که توصيه مي‌کنم مطالعه بفرماييد.

خروج از نسخه موبایل