مقاله‌ی هفته (۳4): هفت عادت صاحبان برجسته‌ی کسب و کارهای کوچک

ترجمه: علي نعمتي شهاب

زماني که به‌ بازيگران فعال در هر صنعتي نگاه کنيم، عموما تعداد انگشت‌شماري از آن‌ها عملکردي فراتر از حد معمول ديگران دارند. دقيقا چه چيزي باعث مي‌شود آن‌ها از از ديگران موفق‌تر باشند؟ در اغلب موارد، آن چيزي که اين کسب و کارها را از ديگران متمايز مي‌کند، کارهايي است که مدير آن‌ها براي هدايت کسب و کارش انجام مي‌دهد. بديهي است که تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار برجسته بسيار مشکل است؛ چون هيچ دستورالعمل مخفي براي آن وجود ندارد. اما اگر يک روش تضميني براي تبديل شدن به يک صاحب کسب و کار کوچک موفق وجود داشته باشد؛ بدون شک شامل 7 مورد زير خواهد بود:

1- آن‌ها مراقب خودشان هستند: صاحبان هوشمند کسب و کار، مي‌دانند که عقل سالم در بدن سالم است. بنابراين به خوردن غذاي سالم توجه زيادي دارند و زمان کافي را هم براي تحرک فيزيکي در نظر مي‌گيرند. آن‌‌چه توسط بازنده‌گان دنياي کسب‌وکار، زياده‌روي محسوب مي‌شود؛ براي مديران زيرک، ابزاري است براي نگهداري حياتي‌ترين ابزارشان: ذهن‌شان.

2-  آن‌ها خارج از کسب و کارشان هم زندگي دارند: صرف زمان بيش از حد براي تمرکز روي يکي از علاقه‌مندي‌ها اغلب به اصطکاک ميان ديوارهاي ذهن مي‌انجامد (و مي‌دانيد که اصطکاک چقدر دردناک است! م.) پيش بردن متوازن جريان زندگي ـ يعني کنار گذاشتن زماني براي پرداختن به علائق غيرکاري ـ به‌معناي قرار دادن خودتان در معرض انگيزش‌هاي متنوع ذهني است (که نمي‌دانيد کدام‌شان ممکن است يک ايده‌ي بزرگ را در ذهن شما جرقه بزند) و به ذهن کاري شما هم استراحتي که پيش از تمرکز دوباره به آن نيازمند است را مي‌دهد.

3- آن‌ها چشم به آينده دارند: مديران برتر کسب و کارهاي کوچک، رهبران بزرگي نيز هستند. يک رهبر بزرگ بودن، نيازمند داشتن تفکري به‌اندازه‌ي کافي ژرف‌انديش و رو به آينده است که بتواند خودش را به نقطه‌اي فراتر از دنباله‌روي از کسب و کارهاي اثبات شده و روندهاي بازار برساند. بهترين مديران کسب و کارهاي کوچک همواره ـ حتي در مسيرهاي کوتاه و گام‌هاي کوچک ـ افرادي پيش‌گام هستند و اغلب، در طول مسير کارشان چشمان‌شان را براي يافتن روش‌هاي جديدي براي دستيابي به نتايج باز نگاه مي‌دارند. منظور اين است: شانس‌ها را بقاپيد؛ اما حواس‌تان باشد که اگر تنها يک عامل براي اداره‌ي موفق يک کسب و کار کوچک وجود داشته باشد، همان اصل معروف “خواستن توانستن است” خواهد بود.

4- آن‌ها منظم هستند: بعضي وقت‌ها داشتن ذهني مملو از ايده‌هاي نوآورانه‌ي کسب و کار مي‌تواند به پريشاني ذهني بيانجامد. تفاوت ميان افراد باهوشي که در اداره‌ي اثربخش کسب و کار خودشان نيز درمي‌مانند با کساني که کنترل صنعت خودشان را به‌دست مي‌گيرند، در داشتن ايده‌هاي عالي نيست؛ بلکه در اين است که افراد دسته‌ي دوم به‌اندازه‌ي کافي منظم هستند تا دنبال اجراي اين ايده‌ها را بگيرند. تدوين و رعايت يک برنامه‌ي زمان‌بندي دقيق براي برگزاري جلسات، دستيابي به فرجه‌هاي زماني و اجراي طرح کسب و کار، همان چيزي است که شما را از ديگر صاحبان کسب و کارهاي کوچک متمايز مي‌کند؛ کساني که بي‌نظمي آن‌ها را کور کرده است.

5- آن‌ها روابط را رشد مي‌دهند: زماني که از بيرون به مديريت يک شرکت نگاه کنيم، متوجه مي‌شويم گير افتادن در کارهاي روزمره آن‌قدر آسان است که ممکن است حتي باعث شود سرتان را از روي ميزتان بلند نکنيد. اهميت اختصاص دادن زماني براي در ارتباط بودن با ديگران و داشتن تعاملات و بده‌بستان‌هاي حساب شده با مشتريان و اتحاديه‌هاي حرفه‌اي صنعت خودتان نمي‌تواند ارزش‌گذاري شود.

6- آن‌ها تصميم‌گيري مي‌کنند: مديران کسب و کارهاي کوچک بايد قاطع باشند. اين امر، انتخابي نيست. درگير هر کاري باشيد ـ از مديريت عمليات روزمره‌ي کسب و کار تا انتخاب اعضاي هيأت مديره ـ شغل شما به‌عنوان مدير کسب و کار، راهبري و هدايت شرکت‌تان است؛ چيزي که معناي‌اش اين است: ترديد در تصميم‌گيري کار نمي‌کند. توانايي تصميم‌گيري به صورت مستقيم با حس اعتماد به‌نفس شما در ارتباط است؛ بنابراين اگر درگير موقعيتي شديد که نمي‌توانيد تصميم بگيريد، ابتدا به خودتان يادآوري کنيد که شما در آن حوزه يک متخصص برجسته هستيد و بعد به شهود خودتان اعتماد کنيد. اگر تصميم خاص روي ميز شما به بخش‌هايي از کسب و کارتان مربوط است که تخصصي در آن‌ها نداريد، تصميمي که بايد بگيريد، انتخاب مشاوري است که از شما در آن زمينه آگاهي بيش‌تري دارد.

7- آن‌ها چربي‌هاي اضافي را مي‌سوزانند: مالکان فعال کسب و کارها کساني هستند که به‌صورت دائمي در حال ارزيابي بخش‌هاي مختلف کسب و کارشان هستند: کدام بخش مي‌تواند ساده‌تر و سرراست‌تر شود؛ از جمله اين‌که کدام تأمين‌کننده يا فروشنده‌ي مواد اوليه و تجهيزات را مي‌شود کنار گذاشت تا جا براي تأمين‌کنندگان بهتر باز شود يا کدام کارها را مي‌شود به کارهاي کوچک و ساده‌تري شکست. دانستن اين‌که چگونه زمان، نيروي انساني و منابع مالي شرکت‌تان در سازمان توزيع مي‌شود ـ و توجه دائمي به اثربخش نگاه داشتن اين توزيع منابع تا حد امکان ـ يکي از مهم‌ترين ابزارهاي مديران کسب و کارهاي کوچک براي برنده شدن در بازار رقابتي است.

منبع

خروج از نسخه موبایل