اصول شبکه‌سازي در شبکه‌هاي اجتماعي

چندي پيش مطلبي داشتم در مورد اهميت شبکه‌سازي شغلي. آن‌جا نوشته بودم که امروز شبکه‌سازي در دنياي مجازي و اينترنت کم‌تر از شبکه‌سازي در دنياي واقعي اهميت ندارد. اما خوب اين سؤال هم مطرح است که چطور اين کار را انجام دهيم؟ لاري بوهل در اين‌جا راه‌نمايي براي اين کار در سرويس لينک‌داين نوشته که بد نيست سرفصل‌هاي‌اش را با هم مرور کنيم:

  1. پروفايل‌تان را تا حد امکان کامل کنيد.
  2. پروفايل‌تان را يکتا کنيد ـ چيزي خاصِ خودِ خودتان ـ تا از آن براي پرسنال برندينگ بهره‌ بگيريد.
  3. عنوان شغلي‌ يا تخصص‌تان را بنويسيد (مثلا پروفايل گوگل من را اين‌جا ببينيد. تخصص من تحليل‌گري سيستم و کسب و کار است.) در اين زمينه قبلا پستي نوشته‌ام که پيشنهاد مي‌کنم بخوانيدش.
  4. از ديگران توصيه‌نامه بخواهيد. لينک‌داين و سرويس فارسي معادل آن u24 هر دو اين امکان را براي شما فراهم مي‌آورند.
  5. در گروه‌هاي موجود در شبکه‌ي اجتماعي عضو شويد و از آن براي شناختن و شناخته شدن و پرسنال برندينگ استفاده کنيد.
  6. بخشنده باشيد: در دنياي مجازي به ديگران کمک کنيد، مشاوره بدهيد و به سؤالات‌شان براساس تخصص‌تان پاسخ دهيد. با اين کار به وقت‌اش ديگران هم خوش‌حال خواهند شد به شما کمک کنند (مثل همين وبلاگ نوشتن بنده!)
  7. خودتان را يک کارجو (کسي که دنبال کار مي‌گردد) معرفي نکنيد. پرسنال برندينگ يعني اين‌که شما خودتان، تخصص‌تان و ارزش‌هاي‌تان را معرفي کنيد تا بقيه به سراغ‌تان بيايند؛ نه اين‌که همان اول صفحه‌ي پروفايل‌تان بنويسيد: “علي نعمتي شهاب هستم، به دنبال يه کارِ توپِ آسونِ پر پول مي‌گردم!”
  8. اسپم نباشيد! (توضيح لازم داره؟)
  9. هيچ وقت به کسي که نمي‌شناسيد درخواست دوستي ندهيد (قابل توجه فيس‌بوک بازها!)
  10. با به‌روزرساني‌هاي زياد، دوستان‌تان را اذيت نکنيد! (رونوشت به خودم در گودر!)

بديهي است که اين خطوط راه‌نما را مي‌توان در ساير شبکه‌هاي اجتماعي (از جمله: گودر، فيس‌بوک، توئيتر و …) نيز به کار برد.

در رزومه عکس بگذاريم يا نه؟

در راه‌نمايي که براي رزومه‌نويسي نوشته بودم، گفته بودم با گذاشتن عکس در رزومه موافق نيستم. در مقابل چند نفر از دوستان از جمله شهرام و امير معتقد بودند که گذاشتن عکس در روزمه تأثيرگذار است و مي‌تواند مهم باشد. اين موضوع براي من هم‌چنان سؤال بود تا امشب که اين گزارش را در مورد تحقيقي که اخيرا در همين مورد انجام شده مي‌ديدم. در اين تحقيق 5312 رزومه براي 2656 موقعيت شغلي آگهي شده فرستاده شد. براي هر فرصت شغلي، يک رزومه داراي عکس يک مرد يا زن با چهره‌ي معمولي و يک رزومه داراي عکس يک زن يا مرد زيبا ارسال شد. متغير وابسته‌ي اين تحقيق “تماس گرفتن با فرد مورد نظر توسط کارفرما براي مصاحبه” تعريف شد که به صورت متوسط نرخ آن برابر 14.5 درصد بود.

نتايج تحقيق عجيب و بسيار جالب است:

  • با 19.9 درصد از مردان جذاب تماس گرفته شد؛ چيزي حدودا 50 درصد بيش‌تر از مردان با چهره‌ي معمولي با نرخ تماس گرفته شدن 13.7 درصد و بيش از دو برابر رزومه‌هاي بدون عکس با نرخ تماس گرفته شدن 9.2 درصد.
  • زنان زيبا کم‌ترين شانس را براي تماس گرفتن کارفرما داشتند! در واقع در مورد زنان بيش‌ترين شانس تماس گرفتن کارفرما با رزومه‌هاي بدون عکس بود؛ شانسي که 22 درصد بيش از رزومه‌هاي زنان با چهره‌ي معمولي و 30 درصد بيش‌تر از رزومه‌هاي زنان زيبا بود (متأسفانه در گزارش مذکور، نرخ دقيق تماس گرفتن کارفرما با هر گروه از زنان ذکر نشده.)

بنابراين:

  • به زنان زيبا توصيه مي‌شود از گذاشتن عکس در رزومه‌شان خودداري کنند تا بين 20 تا 30 درصد شانس تماس گرفتن کارفرما را افزايش دهند. اين توصيه به نظر مي‌رسد که براي کل خانم‌هاي محترم قابل تعميم باشد.
  • به مردان خوش‌چهره و جذاب توصيه مي‌شود حتما در رزومه‌شان عکس بگذارند. براي ساير آقايان محترم هم اين کار در هر حال مفيد خواهد بود.

حالا شايد تنها مشکل موجود، اين باشد که تعريف خود فرد از زيبايي با ديگران يکي نباشد!!!

رزومه‌ نوشتن مهم است؛ به شرط شبکه‌سازي!

مطلبي که چندي  پيش در مورد اصول رزومه‌نويسي نوشتم، بازتاب‌هاي خوبي داشت و حسابي ديده شد. در طول هفته‌هاي بعد هم چند نفر از دوستان عزيز از جمله شهرام خان در يادداشت‌هاي صنايعي نکات بسيار مفيد ديگري را به اين بحث افزودند (و من هم‌چنان منتظرم امير مهراني به قولي که براي نوشتن در اين زمينه داده بود عمل کند! همين‌جا از نيما، احسان، احمد و مهدي عرب عامري هم دعوت مي‌کنم در اين زمينه بنويسند.)

در زمان جستجوي شغل، رزومه‌نويسي يکي از مهم‌ترين کارها است و نه مهم‌ترين کار. به‌عبارت به‌تر جستجوي شغل يک فرايندِ مستمر است و نه يک فعاليت موقتي. در دنياي در حال رکود امروز (و البته ايراني که فضاي کسب و کار در آن هر روز بي‌ثبات‌تر از ديروز است)، شما هميشه بايد اين آمادگي را داشته باشيد که شغل‌تان را از دست بدهيد. اما آيا جستجوي شغل جديد تنها با بي‌کار شدن يا در زماني که از شغل فعلي‌تان راضي نيستيد، آغاز مي‌شود؟ تصور عمومي اين است که پاسخ اين سؤال مثبت است؛ و در نتيجه، بسياري از فرصت‌هاي مناسب کاري به دليل همين نديدن‌ها و تعطيل کردن‌ها، از دست مي‌روند. حلقه‌ي مفقوده‌ي ماجرا در “شبکه‌سازي شغلي (Career Networking)” نهفته است. خوب حالا اين شبکه‌سازي شغلي يعني چه؟

خيلي از ماها اولين شغل‌مان را با معرفي اين آشنا و آن دوست و يا يکي از اعضاي خانواده‌مان به دست آورديم. با همين‌ مثال مفهوم شبکه‌سازي روشن مي‌شود: “شبکه‌سازي شغلي يعني استفاده از آدم‌هايي که مي‌شناسيد براي پيشرفت در مسير شغلي‌تان.”  بنابراين کمک گرفتن از ديگران براي دست يافتن به شغل مورد نظرمان ذاتا بد نيست؛ مگر اين‌که با راه‌هاي غيراخلاقي انجام شود.

همين اول بايد روشن کنم که شبکه‌سازي يک ارتباط مفيد براي هر دو طرف است و نه استفاده‌ي ابزاري از آدم‌ها! اين اولين و مهم‌ترين اصل شبکه‌سازي است: اگر مي‌خواهيد ديگران براي شما کاري بکنند، شما هم بايد براي آن ديگران در بدترين حالت بتوانيد کاري بکنيد (نگفتم کاري بکنيد. اين هم سطح بالاتري است در روابط شما براي شبکه‌سازي.) اين خيلي هم بديهي است: اغلب آدم‌ها نه از روي محبت، بل‌که از روي نيازي که به شما دارند رابطه‌شان را با شما پي‌ريزي مي‌کنند.

خوب براي شبکه‌سازي بايد چه بکنيم؟

1. از آدم‌هاي دور و برتان شروع کنيد: دوستان، آشنايان، هم‌کاران و … فهرستي از آدم‌هاي مفيدي که رو در رو مي شناسيد تهيه کنيد و بعد ببينيد که هر يک از آن‌ها چه کاري مي‌توانند براي شما بکنند و شما بايد براي‌شان چه کار کنيد.

2. خودتان را به آن‌هايي که نمي‌شناسيد يا شما را نمي‌شناسند، بشناسانيد: (جمله‌ي ادبي نوشتما!) به‌عبارت به‌تر شبکه‌ي آدم‌هايي که مي شناسيد را گسترش دهيد. براي اين کار ببينيد کجاها بايد باشيد و بعد اگر الان به آن‌ جاها دسترسي نداريد، برنامه‌ريزي و تلاش کنيد تا خودتان را در آن موقعيت‌ها قرار دهيد: در دانشگاه (چه هم‌کلاسي‌ها و چه اساتيد؛ به‌ويژه براي دانشجويان MBA توصيه مي‌شود)، انجمن فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌تان، انجمن‌ها و کنفرانس‌ها و همايش‌هاي علمي و فني و تخصصي مربوط به رشته‌تان و خلاصه هر جايي که لااقل يک آدم به‌درد بخور پيدا مي‌شود، سراغ آن کساني که بايد، برويد و ارتباط را آغاز کنيد. در کنارش وبلاگ نوشتن و خواندن و رسانه‌هاي اجتماعي را فراموش نکنيد (البته حضور خاموش و منفعل نه؛ هم خودتان بنويسيد و هم در مورد نوشته‌هاي ديگران نظر بدهيد.)

3. حواس‌تان باشد که ره‌رو آن است که آهسته و پيوسته رود! جوگير نشويد و صبر و حوصله داشته باشيد.

4. وقتي از کسي براي کمک به شما در زمينه‌هاي کاري کمک مي‌خواهيد، از او عذرخواهي نکنيد که وقت‌اش را مي‌گيريد يا او را به زحمت مي‌اندازيد: اعتماد به نفس داشته باشيد و يادتان باشد: اگر براي‌اش ارزش لازم را داشته باشيد آن کار را براي شما مي‌کند (همين است که گفتم اين رابطه دو طرفه است. هميشه که طرف از روي محبت براي شما کار نمي‌کند!)

5. خودتان باشيد: طبيعي باشيد، غريزي عمل کنيد، ظاهرسازي نکنيد. به قول اينگريد برگمان: “خودت باش. جهان اصالت را مي‌ستايد!”

6. فقط خودتان بودن کافي نيست: بايد دقيقا به طرف مقابل نشان دهيد که اين “خودتان” يعني چه؟ براي اين کار بايد پرسنال برندينگ را ياد بگيريد.

7. فرصت‌شناس باشيد: متخصص بودن شما به اين معنا نيست که فقط در جمع متخصصين شبکه‌سازي کنيد. ممکن است همين پيرمردي که توي اين مهماني روبروي شما نشسته، دنبال هم‌چون “شما”يي مي‌گردد و هنوز پيداي‌اش نکرده يا آن جوانک بانمک بغل‌دستي‌تان در شرکتي کار بکند که چند سال است مي‌خواهيد در آن‌جا استخدام شويد ولي هنوز از گيت حراست‌اش هم رد نشده‌ايد! فقط مشکل اين‌جا است که بايد بلد باشيد سر صحبت را باز کنيد و آدم‌ها را به صحبت کردن ترغيب.

8. با هر کسي با زبان خودش صحبت کنيد: با آدم‌هاي فني با زبان خودشان صحبت کنيد و با غيرفني‌ها با زبان ساده. در مورد فني‌ها بايد حواس‌تان باشد که ببينيد طرف حوزه‌ي کاري‌اش دقيقا چيست و با ترمينولوژي آن حوزه صحبت کنيد. خلاصه “مشترکات‌تان را با هم به‌اشتراک بگذاريد!”

9. براي شروع يک نفر کافي است: هم‌زمان سراغ صد تا آدم مختلف نرويد! وقتي با يک نفر کار شبکه‌سازي را شروع کنيد، هم فرصت تجربه پيدا کردن در اين زمينه و ياد گرفتن اصول و فوت و فن‌هاي‌اش را پيدا مي‌کنيد و هم در کنارش امکان تجربه‌ي عملي اصول مذاکره، زبان بدن (Body Language) و اصول روابط انساني اثربخش (که ياد گرفتن‌شان واجب عيني است!) را.

10. نگران اين نباشيد که نمي‌توانيد محبت طرف مقابل را جبران کنيد: جبران محبت که فقط اين نيست که شما هم براي طرف مقابل کاري جور کنيد، پروژه‌اي به بدهيد يا … شما تنها کافي است قابل اعتماد باشيد، احساسات‌تان را به طرف مقابل منتقل کنيد و به ديگران کمک کنيد تا موفق شوند يا در مورد خودشان احساس خوبي داشته باشند … (اين قسمت آخرش چقدر قشنگه …)

11. خودتان را از قبل آماده کنيد: هم از قبل بدانيد که چه مي‌خواهيد بگوييد و چه سؤال‌هايي را بپرسيد و هم واکنش‌ها و سؤالات طرف مقابل را پيش‌بيني کنيد و براي‌‌شان برنامه داشته باشيد.

12. روي قول‌هاي‌تان بمانيد: يادتان باشد که “مردِ و قول‌اش (و همين طور زنِ و قول‌اش!)” اگر مثلا قول داديد گزارشي را ام‌شب براي کسي بفرستيد، همين ام‌شب اين کار را بکنيد. مهم است که آدم‌ها بدانند شما قابل اعتماديد.

13. نترسيد که ممکن است پاسخ منفي بشنويد: زندگي همين است ديگر؛ هميشه که نبايد بشود!

14. ريسک‌پذير باشيد: ممکن است هر دو طرف منتظر باشيد که يکي شجاعتِ شکستنِ يخِ گفتگو را به خرج دهد! خوب ريسک اين‌که آن آدم شما باشيد را بپذيريد! (با در نظر گرفتن نکته‌ي بالايي.)

15. کليد موفقيت در شبکه‌سازي اين‌ها است: بتوانيد رابطه‌ي صميمانه‌اي با ديگران ايجاد کنيد و از آن مهم‌تر، منظورتان را به آن‌ها خوب برسانيد.

اين کارها را هم نکنيد: دست روي دست بگذاريد تا زماني که نياز به شغل پيدا کنيد، اعتماد به نفس زيادي داشته باشيد، با ديگران با غرور برخورد کنيد و از همه‌ مهم‌تر، از ديگران انتظار داشته باشيد که براي شما شبکه بسازند!

در شبکه‌سازي نقش رسانه‌هاي آن‌لاين بسيار قابل توجه است؛ به‌ويژه سايت لينک‌داين. لينک‌داين مي‌تواند هم محل نمايش رزومه‌ي شما باشد و هم محلي براي تعريف و تمجيد ديگران از شما (منظور معرفاني هستند که بعضي وقت‌ها اهميت بسيار زيادي پيدا مي‌کنند.) حتي همين پروفايل ساده‌ي گوگل هم به جاي خودش مي‌تواند خيلي کاربردها داشته باشد! در هر حال هر جايي پروفايل آن‌لاين ساختيد، حواس‌تان باشد که مختصر و مفيد باشد، مهم‌ترين اطلاعات تحصيلي و تجربيات کاري شما را در برداشته باشد و از همه مهم‌تر، شامل کلمات کليدي باشد که شما را در محيط وب جستجوشدني و پيداشدني سازد! جمله‌ي هري بي. واينر که يک متخصص پيدا کردن شغل است به خوبي نشان‌دهنده‌ي اهميت برندسازي آن‌لاين است: “به‌ازاي هر ده دقيقه‌اي که روي رزومه‌تان کار کرديد، بايد يک ساعت را در لينک‌داين بگذرانيد.”

منابع: براي نوشتن اين پست از مطالب اين‌جا و اين‌‌جا و اين‌جا و اين‌جا استفاده کرده‌ام. بخشي را هم براساس تجربيات و ديدگاه‌هاي شخصي خودم نوشته‌ام.

بازنگري رزومه‌ي نامريي‌تان

بسياري از ما زمان زيادي را براي شکل‌دهي به رزومه مکتوب‌مان نسبت به روزمه نامريي‌مان صرف مي‌کنيم؛ اگر چه دومي تأثير بيش‌تري روي فرصت‌هاي شغلي بالقوه ما دارد. وقتي کارفرمايان احتمالي به معرف‌هاي شما زنگ مي‌زنند، در واقع تلاش مي‌کنند تا “روزمه نامريي” شما را بخوانند. همين‌طور تصميم‌گيراني که مي‌خواهند در مورد ارتقاي شغلي شما تصميم بگيرند نيز دست به چنين تلاشي مي‌زنند.

روزمه نامريي شما از عقايد و نظرات ديگران در مورد شما به‌عنوان يک رهبر و همکار در ذهن خود مي‌پرورند تشکيل مي‌شود. اين رزومه با آن‌چه افراد دور و بري‌تان بر آن مي‌افزايند و با سايرين به اشتراک مي‌گذارند شکل مي‌گيرد و به اندازه رزومه کتبي‌تان براي همه افراد مريي مي‌شود ـ البته همه جز خودتان.

فهميدن اين‌که چه چيزي در رزومه نامريي‌تان نوشته شده مي‌تواند چشم‌هاي‌تان را به واقعيت‌هايي که نمي‌دانستيد بگشايد. مدير ارشد فروش يک شرکت تکنولوژي ارقام مورد نظر فروش را فصل به فصل به دست مي‌آورد. در اين تلاش بي‌رحمانه براي دستيابي به فروش بيش‌تر، وي خودش را دل‌سوز کسب و کار شرکت خود فرض مي‌کرد. اما او طي يک ارزيابي 360 درجه‌اي، متوجه شد که همکاران‌اش او را به‌عنوان فردي داراي “انتظارات غيرمنطقي” و “برده‌دار” مي‌شناسند.

خبر بد در اين زمينه اين است ‌که يک نقص ساده مي‌تواند به يک موقعيت بسيار وخيم تبديل شود. يکي از بنيان‌گذاران يک شرکت آن‌لاين بسيار موفق در تفويض اختيار مشکلات زيادي داشت. او مي‌خواست افراد را نسبت به اين‌که بر کاري که در دفترش انجام مي‌شود تسلط دارد مطمئن سازد؛ اما در هر حال اين کار را نمي‌کرد. نتيجه اين‌ اشتباه وي به آن‌جا ختم شد که همکاران‌اش او را به‌عنوان يک آدم غير قابل اعتماد مي‌شناختند و شروع به زير سؤال بردن صداقت وي کردند.

براي اين‌که خودتان نويسنده رزومه نامريي‌تان باشيد بايد کارهاي زير را انجام دهيد:

کشف کنيد چه چيزهايي بر روي رزومه نامريي‌تان نوشته شده است: از يک ارزيابي 360 درجه شخصي استفاده کنيد؛ مثلا از يک همکار معتمد، از اعضاي تيم‌تان يا هر کس ديگري که فکر مي‌کنيد مي‌تواند پاسخ مناسبي به شما بدهد بخواهيد که به شما بگويند براي اثربخشي بيش‌تر مي‌توانيد دست به چه کارهايي بزنيد يا انجام دادن چه کارهايي را متوقف کنيد.

از مديرتان بخواهيد که به شما فراتر از ارزيابي‌هاي عملکرد سطحي سالانه يک بازخور واقعي بدهد: به کسب چه تجربه‌هايي نياز داريد؟ مديرتان چه ارزيابي در مورد عملکرد شما دارد؟ همکاران در مورد شما به او چه گفته‌اند؟ کشف کنيد که آيا جزو افراد بااستعداد و توانمند سازمان‌تان محسوب مي‌شويد يا نه (مثلا با پرسيدن از مديرتان) و اگر در آن فهرست نيستيد، بپرسيد که بايد چه بکنيد تا به آن فهرست وارد شويد.

شروع به بازنويسي داستان خود کنيد: اين کار نياز به شجاعت و تلاش بسياري نياز دارد. مدير ارشد فروش سخت‌گير در جلسات رو در رو با تک‌تک افراد و پس از آن در جلسات با کل اعضاي تيم فروش ‌اعتراف کرد که وي حالا اثرات مخرب فشارهاي دايمي خود را درک مي‌کند. در عين حال وي با يک موقعيت دشوار ديگر نيز روبرو بود:چگونه نتايج مورد انتظار را بدون استفاده از ابزارهايي که معتقد بود وي را موفق کرده‌اند به دست آورد. يک برنامه هوشمندانه توسعه مهارت‌هاي رهبري ساختارمند به او براي تغيير سبک مديريت‌اش و ايجاد ميل به تبديل شدن به يک گروه با عملکرد بالا در همکاران‌اش کمک کرد.

اين مهم است که به مشکل اصلي بپردازيد. بنيان‌گذار شرکت آن‌لاين نياز به راست‌گويي نداشت؛ بلکه نيازمند انجام تعهدات خود بود: چيزي که خود به بهبود فرايندها و تفويض اختيار نياز داشت. عملکرد قابل اطمينان، اعتماد به وي را افزايش داد.

کانال‌هايي را براي دريافت بازخورهاي دايمي ايجاد کنيد: بازخور 360 درجه معمولي مي‌تواند با دريافت بازخورهاي مکرر از يک همکار قابل اعتماد تقويت شود. استفاده از مربي‌گري (Mentoring) ـ دريافت بازخور از يک آدم بسيار باتجربه‌تر نسبت به خود فرد ـ نيز مي‌تواند مفيد باشد ـ البته اگر مربي صادق و به موفقيت شما مقيد باشد.

خودتان را به صورت دوره‌اي ارزيابي‌ کنيد: خود ارزيابي‌ها مي‌توانند باارزش باشند. کليدي‌ترين عوامل ايجاد شايستگي را که نياز داريد فهرست کنيد، ويژگي‌هايي که از آن‌ها داريد تعيين کنيد و ارزيابي‌تان را از تناسب آن‌ها با يکديگر مشخص سازيد. افرادي که تجربيات منظمي از ديگر شکل‌هاي بازخور دارند مي‌توانند به شکل قابل توجهي در خود ارزيابي موفق باشند.

علاوه بر همه موارد بالا شما بايد براي دريافت بازخور و نشان دادن اين‌که براي آن ارزش قايل هستيد حريص باشيد. در غير اين صورت شما با سکوت روبرو خواهيد شد ـ چيزي که در مورد رزومه نامريي شما مي‌تواند بسيار کشنده باشد.

منبع (نويسنده: ويکي گوردون / ترجمه‌ي: علي نعمتي شهاب)

پ.ن. اين ترجمه در راستاي اين پست دوست خوبم امير مهراني منتشر مي‌شود.