نيايش (10)
خدايا اگر ميشد و اگر ميتوانستم که ديگر از تو نميخواستم!
خدايا اگر ميشد و اگر ميتوانستم که ديگر از تو نميخواستم!
خدايا ما هميشه ندادههايات را به ياد ميآوريم و دادههايات را نه. گهگاه دومي را به يادمان بياور، باشد که به آرامش دروني در زندگيمان دست يابيم.
خدايا بيا امشب را تا سحر با هم درد دل کنيم …
خدايا! ديگر آرزو کردن هم پاک از يادمان رفته. به يادمان بياور که هنوز اميد و آرزو را از ما نگرفتهاند …
خدايا دل بستن را خودمان خوب بلديم؛ دل کندن را به ما بياموز!
خدايا يا راه را به ما بنما يا مقصد را!
خدايا، خداوکيلي ما رو يادت مياد!؟
خدايا به عقلاي ما (البته در صورت وجودشان!) فرصت فکر کردن بده!
خدايا لطفي کن و از اين حکمتهاي بيشمارت، لااقل يکي را به نعمت تبديل بفرما!