درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (2): کارآفرین کیست؟

هفته‌ی پیش با هم با تعریف یک بنگاه کوچک آشنا شدیم. + آن‌جا گفتیم که بنگاه کوچک یا استارت‌آپ توسط فردی به‌نام “کارآفرین” راه‌اندازی می‌شود. اما کارآفرین کیست؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا همه می‌توانند کارآفرین باشند؟ این‌ها سؤال‌هایی است که این هفته می‌خواهیم به آن‌ها پاسخ بدهیم.

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کسی است که فرصتی را می‌بیند یا ایده‌ای دارد و حاضر است ریسک‌های راه‌اندازی یک کسب و کار را برای کسب منفعت از آن فرصت یا ایده بپذیرد. ریسک‌هایی که در این‌جا وجود دارند لزوما ریسک‌های مالی نیستند؛ بلکه می‌توانند شامل ریسک‌های دسترسی به مواد و تجهیزات لازم و ریسک‌های روان‌شناختی هم باشند. بنابراین کارآفرین فردی “ریسک‌پذیر” است که قصد دارد از این ریسک‌پذیری پول دربیاورد.

اما ریسک‌پذیری تنها ویژگی این جناب کارآفرین نیست. در واقع یک فرد کارآفرین عموما دارای خصوصیات زیر است:

  • علاقه‌مند به ایجاد تغییر: کارآفرین با هدف ایجاد یک تغییر بزرگ (به قول استیو جابز زدن تلنگری بر کهکشان‌ها) تصمیم به راه‌اندازی کسب و کار جدیدش می‌گیرد.
  • خلاقیت: یک کسب و کار جدید را شروع می‌کند.
  • نوآوری: این کسب و کار جدید شامل یک محصول، فرایند، بازار، ماده یا شیوه‌ی سازمان‌دهی جدید است.
  • ریسک‌پذیری: مالک این کسب و کار جدید ریسک ضرر احتمالی و شکست را می‌پذیرد.
  • توان مدیریت: مالک کسب و کار اداره‌ی فعالیت‌ها و تخصیص منابع را برعهده دارد.
  • جاه‌طلبی: سطح بالایی از رشد یا سودآوری مورد انتظار مالک است.

این‌ها در عین ویژگی کارآفرینی بودن، مهارت هم هستند. یعنی شما می‌توانید آن‌ها را یاد بگیرید. هر چند در عمل ثابت شده اگر سطح اولیه‌ای از آن‌ها را نداشته باشید، موفقیت بسیار مشکل می‌شود.

به‌همین دلیل است که صراحتا باید گفت متأسفانه “کارآفرینی” به‌درد همه نمی‌خورد. دنیای کسب و کار دنیای بی‌رحمی است و هیچ چک سفید و تضمینی برای موفقیت به کسی نمی‌دهد. “ریسک” یکی از عناصر ثابت این دنیا است. برای همین “ریسک‌پذیری” و “مقاومت در برابر مشکلات” برای موفقیت در کارآفرینی ضروری‌اند.

جذابیت‌‌های کارآفرینی:

البته اصولا “کارآفرین بودن” شغل جذاب و باکلاسی است و البته با دیدن موفقیت امثال زوکربرگ و گوگلی‌ها و جابز و جف بزوس و بقیه، از نظر کسب شهرت و ثروت هم بسیار جذاب‌تر. با این حال می‌توان جذابیت‌ها و البته مزایای کارآفریتی را در 5 مورد زیر خلاصه کرد:

  • کسب منافع مالی
  • استقلال و رئیس خود بودن (داشتن قدرت تصمیم‌گیری برای کسب و کار بدون داشتن فردی بالادست)
  • آزادی (فرصتی برای خروج از موقعیت‌های نامطلوب شغل‌های حقوق‌بگیری)
  • کسب رضایت شخصی از زندگی
  • مشارکت در رشد و توسعه‌ی جامعه و پاسخ به تعهدات اجتماعی

کارآفرین در برابر مدیر:

اما جالب است بدانیم که دو نقش “کارآفرین” و “مدیر” با هم متفاوت‌اند. هر دو این نقش‌ها در یک کسب و کار کوچک می‌توانند وجود داشته باشند؛ اما لزوما بر هم منطبق نیستند. کارآفرینی و مدیریت هر دو قالبی “فرایندی” دارند؛ از جایی شروع می‌شوند و با طی تعدادی گام به یک یا چند نتیجه می‌رسند:

  • کارآفرینی: کشف نیازها و فرصت‌های قابل تجاری‌سازی موجود در بازار و پذیرش ریسک راه‌اندازی یک کسب و کار برای بهره‌گیری از این فرصت‌هاست.
  • مدیریت: فرایند دائمی حفظ مالکیت و اداره‌ی یک کسب و کار از پیش راه‌اندازی شده است.

بنابراین کارآفرین بیش‌تر با مسائل مربوط به تجاری‌سازی و ویژگی‌های فنی محصول / خدمت جدید درگیر است؛ اما مدیر علاوه بر این‌ها لازم است به جنبه‌های دیگری از جمله استخدام، مالیات، حفظ رضایت مشتریان، توجه به تغییرات نیازهای بازار و مشتریان، فروش و نگه‌داشت جریان نقدینگی در یک سطح مشخص ـ فکر کند.

بنابراین یک کارآفرین می‌تواند مدیر کسب و کار خودش هم بعد از راه‌اندازی باشد (مثل جف بزوس بنیا‌ن‌گذار و مدیرعامل آمازون) اما لزوما این‌گونه نیست (مثلا گوگل که در آن اریک اشمیت تا همین یک سال پیش مدیرعامل‌ش بود.)

آیا من “کارآفرین” هستم؟

گفتیم که لزوما همه از نظر ویژگی‌های شخصیتی نمی‌توانند کارآفرین موفقی باشند (البته نمی‌شود هم گفت اگر کسی ویژگی‌های بیان شده را نداشته باشد حتمن موفق نخواهد شد.) اما از کجا بفهمیم که “کارآفرین‌” هستیم؟ برای این منظور می‌توانید درباره‌ی ویژگی‌های کارآفرینان که در اول این پست به آن‌ها اشاره کردم فکر کنید. آیا این ویژگی‌ها ـ به‌ویژه ریسک‌پذیری ـ در شما وجود دارند؟ این ارزیابی را باید در چهار موضوع اصلی آمادگی ذهنی و تجربی، ویژگی‌های شخصیتی، شرایط زندگی شخصی و مهارت‌ها انجام دهید.

در عین حال از “نشانه‌ها” غافل نشوید. نشانه‌ها خلاصه‌ای از تجربیات کارآفرینان موفق‌اند. نشانه‌ها به ما نشان می‌دهند که آیا وقت‌ش رسیده سراغ راه‌اندازی کسب و کار شخصی‌مان برویم یا نه؟ در این‌جا برای کمک به شما به‌نقل از این‌جا 13 نشانه‌ي اين‌كه بايد براي خودتان كار كنيد را مرور می‌کنیم:

1- دوست داريد زمان كارتان انعطاف‌پذير باشد.

2- دوست داريد كنترل ايده‌ها، پروژه‌ها و كارتان دست خودتان باشد.

3- با ديگران در سازمان سر سازگاري نداريد.

4- به كاري كه انجام مي‌دهيد مشتاقيد.

5- خوب گوش مي‌كنيد.

6- با “تصميم‌گير” بودن راحتيد.

7- شبكه‌ي پشتيباني داريد كه چه در روزهاي خوب و چه در روزهاي سخت شما را ياري مي‌دهند و به شما دل‌گرمي مي‌بخشند (مثل خانواده.)

8- خودانگيز و منظم هستيد.

9- دوست داريد در جلسات به‌تنهايي شركت كنيد و توان‌ش را هم داريد.

10- توان جداسازي ذهني كار و زندگي شخصي را داريد.

11- جايي كه كاري از دست شما برنمي‌آيد، توان رها كردن ذهني و عملي را داريد.

12- توان همراه شدن و سازگار شدن با جريان كاري (در روزهاي خوب و سخت) را داريد.

13- منابع كافي (مالی / غیرمالی) در دسترس‌تان وجود دارد.

پایان درس دوم. در درس سوم هفته‌ی آینده به مراحل رشد یک کسب و کار کوچک و ویژگی‌های هر مرحله می‌پردازیم.

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (1)

از امشب رسما وارد متن درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک مي‌شويم و هر هفته به يكي از موضوعات مطرح در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازيم.  لازم است همين ابتدا به يك نكته‌ي مهم اشاره كنم: هدف اصلي از طرح اين سلسله مطالب در اين‌جا اين است كه علاقه‌مندان راه‌ا‌ندازي كسب و كارهاي كوچك بدانند بايد به چه موضوعاتي فكر كنند و چه كارهايي انجام دهند. در واقع هدف، طرح چارچوبي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. بنابراين لطفن فراموش نكنيد كه هر كدام از درس‌هاي ارائه شده داراي جزئيات بسياري است كه آشنايي با آن‌ها نيازمند مطالعه و مطالعه و مطالعه است. من سعي مي‌كنم بسته به موضوع برخي منابع خوب براي مطالعه را هم خدمت دوستان عزيز معرفي كنم.

اما اولين درس. همه‌ي ما هدف‌مان راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك است؛ اما آيا مي‌دانيم كه اصلن به چه كسب و كارهايي كوچك مي‌گويند؟ اين هفته مي‌خواهيم به اين سؤال جواب بدهيم.

شايد در نگاه اول كسب و كار كوچك، بنگاهي به‌نظر برسد كه داراي درآمد به‌نسبت محدود و اندازه‌ي كوچكي است. اين ديدگاه تقريبا درست است؛ اما دقيق نيست. مثلا از اين ديدگاه احتمالن شركتي مثل اينستاگرام يك ميليارد دلاري كسب و كار كوچك به‌نظر نمي‌آيد! بنابراين اين سؤال پيش مي‌آيد كه يك كسب و كار كوچك واقعن چه نوع كسب و كاري است؟

با بررسي تعاريف رسمي كسب و كار كوچك در كشورهاي مختلف مي‌بينيم كه تعريف بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در کشورهاي مختلف جهان بيش‌تر بر تعداد کارکنان مبتني است؛ هر چند ميزان دارايي (ژاپن)، ميزان سرمايه‌ (كره‌ي جنوبي) و ميزان فروش (مالزي) نيز جزو معيارهاي اصلي تعريف يک بنگاه به‌عنوان بنگاه کوچک و متوسط محسوب مي‌شوند.

در ايران تعاريف مختلفي براي كسب و كارهاي كوچك ارائه شده؛ اما نكته‌ي مهم اين‌جاست كه وجه مشترك تمامي اين تعاريف تكيه بر “تعداد كاركنان” به‌عنوان معيار اصلي تعريف كسب و كارهاي كوچك است. مهم‌ترين تعريف قابل استناد در اين زمينه ـ كه مخصوصا براي استفاده از تسهيلات و حمايت‌هاي دولتي لازم است به آن توجه شود ـ تعريف سازمان صنايع كوچك و شهرك‌هاي صنعتي ايران است كه متولي اصلي حمايت از SMEها در ايران محسوب مي‌شود. اين سازمان كسب و كارهاي كوچك را “كسب و كارهاي داراي 1 تا 9 نفر پرسنل” مي‌داند. اما اين تعريف رسمي را مي‌توان كامل‌تر هم كرد تا به‌تر درك كنيم كه يك بنگاه كوچك يعني چه. گفته شده بنگاه کوچک، بنگاهي است که سه ويژگي زير را داشته باشد:

  • مديريت بنگاه مورد نظر مستقل و و غالبا به‌صورت مدير ـ مالک باشد.
  • سرمايه و مالکيت در اختيار يک فرد يا يک گروه کوچک (معمولا خانواده) است.
  • از ساير بنگاه‌ها مستقل باشد.

بنابراين از همين‌جا با هم اين قرار را با هم بگذاريم كه  كسب و كار كوچك تعريف‌ش چيست.

بعد از تعريف بنگاه‌هاي كوچك در ايران، لازم است كمي به‌ هم به نقش اين بنگاه‌ها در اقتصاد بپردازيم. در نقاط مختلف جهان،بنگاه‌هاي کوچک و متوسط (SME) از نظر تعداد بنگاه‌ها، بخش اعظمي از بنگاه‌هاي اقتصادي کشورها را تشکيل مي‌دهند. در واقع اين روزها SMEها موتور محرك رشد و توسعه‌ي اقتصادي محسوب مي‌شوند. SMEها باعث تقويت روحيه‌ي رقابت و کارآفريني در اقتصاد، افزايش بهره‌وري و ايجاد اشتغال مي‌شوند و از اين جهت هر روز بر اهميت آن‌ها افزوده مي‌شود.

از نظر نقش بنگاه‌هاي كوچك در اقتصاد كشورها نيز برخي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي مهم SMEها عبارتند از:

ـ  فراهم‌آوردن بستر راه‌اندازي کسب و کار شخصي خود براي افراد بامهارت و کارآفرين به‌دليل نياز به سرمايه‌هاي کوچک؛

ـ  منبع اصلي شناسايي و ظهور و آموزش و تجربه‌اندوزي استعدادهاي کارآفرينان و افراد خلاق جامعه؛

ـ  منبع مهم نوآوري در محصولات، خدمات، فرايندها و تجربيات کاري جديد؛

ـ  فعاليت در نقاط جغرافيايي مشخص و بازارهايي که بنگاه‌هاي بزرگ امکان يا تمايل ورود به آن‌ها را ندارند؛

ـ  تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌ي تأمين آن‌ها و زنجيره‌ي ارزش صنعت محل فعاليت خود؛

ـ  انعطاف‌پذير در مقابل تغييرات بازار و محيط کسب و کار؛

ـ  مزيت رقابتي در صرفه‌جويي در مقياس توليد در برخي حوزه‌ها نسبت به صنايع بزرگ؛

ـ  تعداد مشاغل ايجاد شده‌ي بيش‌تر در مقايسه با بنگاه‌هاي بزرگ؛

ـ شکستن انحصار بنگاه‌هاي بزرگ.

مي‌بينيد؟ اين‌ها همه دارند به ما نشان مي‌دهند كه:

1- يك كسب و كار كوچك چقدر نقش بزرگي در رشد و توسعه‌ي جامعه دارد. جدا از اين‌كه اين بيزينس كوچولو براي ما چه اثراتي خواهد داشت؛ انگيزه‌ي تأثيرات اقتصادي و اجتماعي‌ آن در جاي خودش بسيار جذابيت كار را بالا مي‌برد.

2- يك كسب و كار كوچك عموما نقش مكمل صنايع بزرگ يا پيش‌گامي شدن در عرضه‌ي فناوري‌هاي جديد را ايفا مي‌كنند. بنابراين براي پيدا كردن ايده‌هاي كسب و كاري‌مان به‌تر است اين دو فضا را بگرديم.

پايان درس اول. در اين درس ياد گرفتيم كه يك بنگاه كوچك چيست. اين بنگاه بايد توسط يك نفر ـ يعني شما به‌عنوان كارآفرين ـ راه‌اندازي شود. هفته‌ي آينده به اين مي‌پردازيم كه كارآفرين چه كسي است و چه ويژگي‌هايي دارد.

درس‌هاي توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك ـ مقدمه

همين چند روز پيش بود كه فيس‌بوك، اينستاگرام را با رقم نجومي يك ميليارد دلار خريد. اينستاگرام فقط در 17 ماه از صفر به يك ميليارد دلار رسيد. اما اين فقط يك نمونه‌ از ماجراهاي شگفت‌انگيز اين سال‌ها است. گوگل و فيس‌بوك و آمازون و قبل‌تر از آن‌ها اپل و مايكروسافت همه و همه از يك “گاراژ” شروع شدند: چند نفر جوان و يك ايده‌ي فوق‌العاده‌ كه در زمان مناسب به بازار عرضه شد، دنيايي را زير و رو كردند و به‌قول استيو جابز “ضربتي بر كهكشان زدند.” اين اينفوگرافيك جالب را ببينيد تا نمونه‌هاي ديگري از اين جوانان موفق را ببينيد.

آيا دست‌يابي به موفقيت مثل استيو جابز و بيل گيتس و گوگلي‌ها و فيس‌بوكي‌ها ممكن است؟ يا نه؛ خود آن‌ها و از آن مهم‌تر، جامعه‌ي محل زندگي‌شان داراي ويژگي‌ خاصي بودند كه آن‌ها را به اين نقطه‌ي درخشان رساند؟ شايد؛ اما همه‌ي ماجرا اين نيست. اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود كه پس چرا اين همه افراد موفق در كسب و كار را در ايران هم داريم كه آن‌ها هم از جايي شبيه “گاراژ” شروع كرده‌اند؟ ماجراي زندگي آقاي بهروز فروتن بنيان‌گذار صنايع غذايي بهروز شايد تنها يك نمونه‌‌ي معروف‌‌ش باشد.

بنابراين بايد بگوييم كه راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك هم قواعد و اصولي دارد كه با كمي اغماض در تمام دنيا مشابه‌اند. ماجرا از اين قرار است كه يك آدم خلاق يك ايده‌ي فوق‌العاده را در زمان مناسب تبديل به يك محصول يا خدمت مي‌كند و به بازار عرضه مي‌كند. اما در پسِ همين يك جمله دنيايي نهفته است!

در دو سه سال اخير با داغ شدن موضوع استارت‌آپ‌هاي اينترنتي در جهان و البته بنابر تأثيراتي كه از گذراندن دوره‌ي MBA گرفتم، به‌ موضوع توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك علاقه‌مند شدم. سال گذشته هم درگير پروژه‌اي شدم كه به‌ موضوع حمايت دولت از توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك حوزه‌ي آي‌تي مي‌پرداخت. با بررسي‌هايي كه انجام دادم متوجه شدم كه چند نكته در اين مورد قابل توجه است:

1- وجود تعداد زيادي از افراد خلاق و صاحب‌ ايده كه به‌دنبال راه‌اندازي كسب و كار خود هستند (به‌ويژه در حوزه‌ي آي‌تي.)

2- عدم آگاهي بسياري از اين افراد از اصول و قواعد علمي و عملي راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كار.

3- تعداد زياد افرادي كه بدون داشتن صلاحيت‌هاي علمي و فني خود را به‌عنوان مشاور اين حوزه معرفي مي‌كنند و با نوشتن و برگزاري كلاس و سمينار، به افراد خلاق و مشتاق آدرس اشتباهي مي‌دهند.

4- و از همه جالب‌تر: تقريبا تمام تمركز دروس كارآفريني در ايران روي موضوع بسيار مهم “طرح كسب و كار” و “مدل كسب و كار” است؛ اما تمام ماجرا اين نيست. براي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار، لازم است يك فرد كارآفرين اطلاعات گسترده‌‌تري نسبت به اصول نوشتن “طرح كسب و كار” داشته باشد.

بنابراين با توجه به درخواستي كه برخي از دوستان از من كرده بودند، تصميم گرفتم تا در اين مورد دست به تحقيق بزنم و مجموعه مطالبي را براي افراد علاقه‌مند تهيه كنم. از اين هفته اين دوره‌ي آموزشي با طرح اين مقدمه آغاز شد. طرح اين دوره‌ي آموزشي شامل بيست درس به‌شرح زير خواهد بود:

  1. تعريف و ويژگي‌هاي كسب و كارهاي كوچك
  2. كارآفرين كيست؟
  3. مراحل توسعه‌ي كسب و كار كوچك
  4. نوآوري
  5. توسعه‌ي كسب و كار كوچك: چه اطلاعاتي بايد داشته باشيم؟
  6. ايده‌پردازي
  7. مدل كسب و كار چيست؟
  8. تدوين مدل كسب و كار
  9. انتخاب شيوه‌ي مالكيت كسب و كار
  10. تدوين استراتژي براي كسب و كارهاي كوچك
  11. سازماندهي
  12. منبع‌يابي
  13. تدوين فرايندها و سيستم‌ها
  14. انتخاب و توسعه‌ي فناوري
  15. بازاريابي و فروش
  16. اشتباهات معمول
  17. بهترين تجارب براي موفقيت
  18. چرخه‌ي عمر و بلوغ
  19. مديريت عمليات
  20. شاخص‌هاي كليدي موفقيت

هر يك از اين درس‌ها در يك هفته در قالب يك پست مطرح خواهد شد. تلاش من بر اين است كه طي اين بيست درس در كنار هم با كليدهاي اصلي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار آشنا شويم. قطعا جزئيات بسياري در اين مجموعه پست‌ها امكان مطرح شدن نخواهند داشت؛ اما با در دست داشتن اين كليدها مي‌توان به دنبال اين جزئيات هم رفت. البته در آينده تلاش خواهم كرد تا برخي مباحث مهم‌تر را به‌صورت دقيق‌تر بررسي كنم. اميدوارم بعد از به‌پايان رسيدن اين مجموعه‌ي بيست درسي، بتوانم با جمع‌بندي و توسعه‌ي مطالب مطرح شده و پرداختن به جزئيات ضروري دوره‌‌هايي آموزشي آن‌لاين و آف‌لايني را هم در اين زمينه طراحي و برگزار كنم.

سفر ما براي توسعه‌ي كسب و كار كوچك‌مان از همين امشب آغاز شد: در 5 ماه آينده هر هفته دوشنبه‌ها در كنار هم خواهيم بود.