برگزاری کارگاه‌ آموزشی اصول موفقیت در فرایند کاریابی در اتاق بازرگانی ایران و آلمان

آيا تا به‌حال به اين فکر کرده‌ايد که کار پيدا کردن هم فوت و فن‌هاي خاص خودش را دارد؟ آيا بعد از اين‌که رزومه‌تان را براي هزار شرکت و مؤسسه و اداره فرستاديد و موفق نشديد، لحظه‌اي به “چرا”يي موفق نشدن‌تان فکر کرده‌ايد؟ آيا به اين فکر کرده‌ايد ممکن است اشکال از خود شما و فرايندي باشد که براي کار پيدا کردن طي کرده‌ايد؟

در کارگاه آموزشي اصول موفقیت در فرایند کاریابی که به‌همت و با همکاری اتاق بازرگانی ایران و آلمان روز پنجشنبه 30 اردیبهشت ماه جاری برگزار خواهد شد، تلاش می‌شود تا حد امکان به‌کمک تدریس، تست‌های روانشناختی و شغلی و تمرینات مختلف، به شرکت‌کنندگان راه و روش اثربخش یافتن شغل دل‌خواه آموزش داده شود.

کارگاه در قالب یک جلسه‌ی 4 ساعته که شامل تدريس مطالب، تمرين‌هاي فردي و گروهي، بحث و گفتگو و البته پرسش و پاسخ خواهد بود، برگزار می‌شود. محتوای زیر ارائه می‌شود:

  • آمادگی برای جستجوی شغل
  • در کجا به‌دنبال فرصت‌های شغلی باشیم؟
  • چگونه رزومه‌ بنویسیم؟ (همراه با کار عملی: تهیه‌ی رزومه)
  • اصول موفقیت در مصاحبه‌های شغلی
  • پایدارسازی موفقیت شغلی در دنیای حرفه‌ای‌ها

برای ثبت‌نام تا 25 اردیبهشت ماه با تلفن 02181331502 یا ایمیل training@dihk.co.ir تماس حاصل فرمایید. مبلغ ثبت‌نام که شامل هزینه‌ی پذیرایی و گواهی‌نامه‌ی معتبر اتاق بازرگانی ایران و آلمان نیز هست، 60 هزار تومان در نظر گرفته شده است.

پوستر کلاس را هم در تصویر زیر مشاهده می‌فرمایید:

پاسخ به فراخوان “دعوت از نيروهاي آماده به كار”: دو گانه‌ي “انتظار” و “توهم”!

آقاي كماليان عزيز در اين‌جا فراخواني داده‌اند و از نيروهاي جواني كه تازه قصد دارند وارد بازار كار شوند خواسته‌اند تا بگويند چه انتظاري از سازماني كه قرار است در آن كار كنند دارند. بحث جالبي پاي همان مطلب شكل گرفته كه توصيه مي‌كنم حتمن آن را دنبال كنيد.

وقتي اين فراخوان را خواندم ياد وضعيت چند سال پيش خودم افتادم. زماني كه سال آخر دوره‌ي ليسانس بودم و داشتم دنبال كار مي‌گشتم. كمي فكر كردم و باورهاي آن روزهاي‌م را به‌ياد آوردم. امروز كه به آن روزها نگاه مي‌كنم مي‌بينم بعضي‌هاي‌شان درست بوده‌اند و بعضي ديگر نه. اين باورها را اين‌جا مي‌نويسم تا در اين بحث شركت كرده باشم. طبيعي است كه اين‌ها تجربيات يك دانش‌جوي سابق مهندسي صنايع هستند و لزوما همه‌ي آن‌ها را نمي‌شود به رشته‌‌هاي ديگر تعميم داد:

1- من سال آخر دانشگاه (و تقريبا فارغ‌التحصيل) هستم و در نتيجه دانش و مهارت مورد نياز بازار كار را به‌دست آوردم: متأسفانه بعدها فهميدم كه چيزي بيش از 80 درصد درس‌ها در بازار كار به‌درد نمي‌خورند. مخصوصا در حوزه‌ي كاري كه من واردش شدم (مشاوره‌ي مديريت) تنها يكي دو درس (در واقع تنها درس تحليل سيستم‌ها) به‌ كارم آمدند. من بايد ياد گرفتن را از ابتدا شروع مي‌كردم، مي‌خواندم و مي‌خواندم و مي‌خواندم. در سال‌هاي بعد (مخصوصا زماني كه MBA خواندن را شروع كردم) با حقيقت ديگري مواجه شدم: حتا آن‌جايي كه درس‌هاي دانشگاه را مي‌شد در عمل به‌كار برد هم تفاوت ميان دنياي تئوريك با آن‌چه بايد عملي مي‌شد بسيار بود. من بايد كاربرد تئوري در عمل را تجربه مي‌كردم و راه تبديل آن به اين را مي‌يافتم.

2- من اين‌قدر توان‌مندم كه فقط كافي است يك فرصت كاري به‌دست بياورم: نه. من آن‌قدرها هم كه فكر مي‌كردم، خوب نبودم. چيزهايي كه من فكر مي‌كردم توان‌مندي‌هاي من هستند در عمل اين‌گونه نبودند. من مهارت كار تيمي نداشتم، بلد نبودم حتي يك صفحه گزارش بنويسم، نمي‌دانستم چطور بايد با ديگران حرف زد و از آن‌ها اطلاعات به‌دست آورد، آدم حساسي بودم (و هستم) و نمي‌دانستم چطور بايد روابط‌م را با همكاران‌م و مديران‌م تنظيم كنم، رفتارم بچه‌گانه بود و صميميت را با خيلي چيزها اشتباه مي‌گرفتم و … در كنارش با ادبيات موضوع حوزه‌اي كه در آن كار مي‌كردم آشنايي نداشتم، از نرم‌افزارهاي تخصصي حوزه‌ي كاري‌م سر در نمي‌آوردم و … به‌صورت خلاصه: نه مهارت‌هاي “كار حرفه‌اي” داشتم و نه “دانش و مهارت فني.” و همين باعث مي‌شد كه اشتباهات‌م حسابي ناراحت‌ و عصبي‌م كنند.

3- تخصص‌م هر چه باشد مهم نيست: طبيعتا اين يكي به طبيعت بسيار متنوع مباحث رشته‌ي مهندسي صنايع مربوط است؛ ولي تنها خاص اين رشته نيست. مشكل اين‌جا بود كه من هيچ تصوري در مورد آينده‌م نداشتم. نمي‌دانستم كه قرار است به‌عنوان يك مهندس صنايع چه كاره بشوم. فقط مي‌دانستم دوست ندارم در حوزه‌ي كاري اصلي كه در دانشگاه مثلا براي آن تربيت شده بودم ـ يعني مهندسي توليد و كارخانه ـ مشغول به‌كار شوم. براي همين هر چيزي كه گيرم مي‌آمد مي‌خواندم: از شش سيگما و مباحث پيش‌رفته‌ي مديريت كيفيت تا مهندسي ارزش و ده‌ها موضوع ديگر كه بعدها در كارم عملا كاربرد خاصي پيدا نكردند. من فقط داشتم وقت‌م را تلف مي‌كردم …

4- كار بايد دنبال من بگردد نه من دنبال كار! آن روزها اسم رزومه‌ و مصاحبه‌ي شغلي را اصلا نشنيده بودم. نمي‌دانستم كه چطور بايد كار پيدا كرد. مثل خيلي‌هاي ديگر فكر مي‌كردم كه ديگران بايد با روابط‌شان به من كمك كنند و خودم هيچ نقشي در اين زمينه ندارم!

5- هدف از كار كردن كسب درآمد است! آن روزها به‌دليل اقتضائات سن و سال‌م فقط و فقط دوست داشتم مستقل باشم و دست‌م در جيب خودم. اين‌كه از پدرم پول توجيبي مي‌گرفتم براي‌م قابل قبول نبود. براي همين از كار، تنها انتظار داشتم كه درآمدي داشته باشم. همين. آن روزها نمي‌دانستم كه در كار، رضايت شغلي و حرفه‌اي، انجام دادن كار دل‌خواه، ياد گرفتن و … هم مهم‌اند و درآمد تنها يك معيار تأثيرگذار در زندگي شغلي است.

6- پيش‌رفت يعني مدير شدن! آن روزهاي اول كارم فكر مي‌كردم كه پيش‌رفت يعني اين‌كه در رده‌هاي سازمان رشد عمودي داشته باشم. نمي‌دانستم كه كارشناس متخصص بودن، بسيار سخت‌تر و در خيلي جاها مهم‌تر از مدير بودن است. از آن بدتر نمي‌دانستم كه در پست كارشناس هم چيزي به‌ نام كارراهه‌ي شغلي وجود دارد و مي‌توانم در همان رده‌ي سازماني هم پيش‌رفت بسياري داشته باشم.

شايد شانسي كه من آوردم اين بود كه خيلي زود راه‌م را پيدا كردم، آدم‌هايي دور و برم بودند كه به من اجازه دادند اشتباه كنم، الگوهاي قابل دسترسي در زندگي شغلي‌م داشتم كه هميشه خودم را از آن‌ها عقب‌تر مي‌دانستم (و در نتيجه چاره‌ام پيش رفتن حداكثري بود تا به آن‌ها برسم) و از همه مهم‌تر اين‌كه خيلي زود “دانستم همي كه نادانم!” براي همين خيلي زود شروع كردم به ياد گرفتن و تجربه كردن و بعدها هم با راه‌اندازي گزاره‌ها ماجرا براي‌م جدي‌تر شد.  و حالا خوش‌حال‌م كه اشتباهات آن روزهاي‌م را فهميده‌ام، خوش‌حال‌م كه تلاش كرده‌ام پيش بروم و به‌تر بشوم و از همه بيش‌تر خوش‌حال‌م كه مي‌‌دانم هنوز اول خط‌م و براي به‌تر شدن و ياد گرفتن و براي تجربه كردن و درس گرفتن از اشتباهات، حد پاياني وجود ندارد.

اين روزها كه به ششمين سال‌گرد شاغل شدن‌م نزديك مي‌شوم، فهميده‌ام كه در زندگي شغلي “انتظار” و “توهم” در مورد خودمان و شرايط‌ كاري‌مان هم‌چون دو روي سكه‌اند. مرز بسيار نازكي بين اين دو وجود دارد كه تشخيص‌ش بسيار مشكل است. البته فكر هم مي‌كنم مشكل در درجه‌ي اول از من و شما نيست. مشكل از دانشگاهي است كه ما را براي ورود به بازار كار درست آماده نمي‌كند. دانشگاهي كه در آن درس‌ها و كتاب‌ها مربوط‌اند به 30-40 سال پيش. دانشگاهي كه در آن خبري از آموزش مهارت‌هاي شغلي نيست.

جايي مي‌خواندم كه “خودشيفتگي” يعني “ديدن تصويرِ خودِ مطلوب در آينه‌ي امروز.” اين‌كه من فكر كنم هماني‌ام كه بايد باشم يا دوست دارم باشم. در زندگي شغلي متأسفانه هيچ‌وقت اين‌گونه نيست. حتا پيتر دراكر مرحوم هم نمي‌توانست ادعا كند در علم مديريت كه خودش بنيان‌گذارش بوده به كمال رسيده است (و هيچ‌وقت هم چنين ادعايي نكرد.) بنابراين به همه‌ي جوانان جوياي كاري كه اين نوشته را مي‌خوانند توصيه مي‌كنم براي كار پيدا كردن: “خودتان را بشكنيد؛ آينه شكستن خطا است!”

کارگاه اصول موفقیت در رزومه‌نویسی و مصاحبه‌های شغلی

اگر گزاره‌ها را دنبال کرده باشيد، متوجه شديد که آموزش اصول و نکات کليدي رزومه‌نويسي يکي از موضوعات اصلي اين وبلاگ بوده است. اما خوب اين آموزش‌ها در قالب مطالب وبلاگي کمي پراکنده است و شايد انسجام لازم را هم نداشته باشد. بنابراين پرداختن به اين موضوع در قالب يک دوره‌ي آموزشي مشخص ضروري به‌ نظر مي‌رسد؛ به‌ويژه اين‌که متأسفانه آشنا نبودن با اصول رزومه‌نويسي و باورهاي نادرست در مورد آن در کشور ما خود به يک اصل تبديل شده‌اند!

بر همين اساس مهندس شهرام کريمي دوست و همکار عزيز ما با سابقه‌ي بيش از ده سال در حوزه‌ي مديريت منابع انساني و به‌ويژه فعاليت در بخش مصاحبه‌هاي استخدامي و بررسي رزومه‌ها، هفته‌ي آينده کارگاهي را در اين زمينه برگزار مي‌کنند که شرکت در آن را به همه‌ي شما ـ اعم از باتجربه يا بي‌تجربه ـ توصيه مي‌کنم. من خودم هم احتمالا در اين کارگاه حضور خواهم داشت.

ضمنا من و آقاي مهندس کريمي به‌صورت مشترک کتابي بسيار عالي را در مورد اصول رزومه‌نويسي ترجمه کرده‌ايم که اميدوارم به‌زودي منتشر شود.

توصيه مي‌کنم حتما نوشته‌ي خود شهرام را هم در مورد اين کارگاه بخوانيد: رزومه نویسی و استخدام- یک تجربه

13 قانون طلايي رزومه‌نويسي براي فارغ‌التحصيلان جوان

نويسنده: دبورا فدريکو؛ ترجمه‌: علي نعمتي شهاب

فقط 60 ثانيه! کارفرماها براي مرور رزومه‌ي شما کم‌تر از يک دقيقه وقت صرف مي‌کنند. با داشتن تعداد زيادي رزومه‌ که بايد مرور شوند، کارفرماها به صورت طبيعي حجم کار خود را کم و رزومه‌هاي بد را از قايق نجات به بيرون پرت مي‌کنند. دلايلي که باعث مي‌شوند رزومه‌ي شما سريعا به گلدان “نه” پرتاب شود، عبارتند از: اشتباهات تايپي، غلط‌هاي املايي، فونت‌هاي نامناسب و ظاهر نامرتب. رزومه‌اي هم که مملو از متن‌هاي طولاني باشد يا به دو صفحه و بيش‌تر برسد، مستقيما به سطل زباله پرتاب خواهد شد.

هر وقت در کلاس رزومه‌نويسي‌ام تدريس مي‌کنم، معمولا حرف‌هاي‌ام را با اين سؤال آغاز مي‌کنم: “هدف از رزومه نوشتن چيست؟” آيا آن‌ چنان‌که اغلب دانش‌جويان پاسخ مي‌دهند، هدف، “گرفتن يک شغل است؟” من به‌ آن‌ها پاسخ مي‌دهم: “خير. اين‌طور نيست.” خيلي اتفاقي ممکن است يک نفر هدف از رزومه نوشتن را درست حدس بزند: دعوت به مصاحبه! من رزومه‌ نوشتن را با نقش تبليغات در بازاريابي مقايسه مي‌کنم: رزومه نوشتن تبليغات شما است در مورد خودتان و شما بايد از آن تکه کاغذ 21 در 29.7 سانتي‌متر استفاده‌ي بهينه را بکنيد. خودتان را به کارفرما با متقاعد کردن او در مورد اين‌که شما به‌ترين کانديدا براي دعوت به مصاحبه هستيد، بفروشيد.

خوب، چه کار مي‌توانيد انجام دهيد تا رزومه‌ي شما توسط کارفرما خوانده شود؟ از “13 قانون طلايي” من که در ادامه آن‌ها را خواهيد خواند پي‌روي کنيد تا رزومه‌اي بنويسيد که نه تنها توجه کارفرما را به شما جلب کند؛ بلکه تحسين او را هم برانگيزد. خيلي زود تلفن‌تان زنگ خواهد خورد و از آن سوي خط، صداي کارفرمايي را خواهيد شنيد که شما را به مصاحبه دعوت مي‌کند …

آماده‌ايد؟ 13 قانون طلايي رزومه‌نويسي براي فارغ التحصيلان جوان:

1. طول رزومه: فقط يک صفحه. استثنايي وجود ندارد.

2. قالب‌بندي: رزومه‌ي شما بايد در عين داشتن فضاي خالي بسيار که آن را جذاب مي‌کند، تميز و خوانا باشد. اندازه‌ي فونت‌ها را در بخش‌هاي مختلف يکسان نگه داريد و از بولد يا ايتاليک کردن متن براي افکت دادن به فونت‌ها بهره بگيريد. از فونت‌هاي زيبا و گرافيکي بپرهيزيد. برخي دانش‌جويان ممکن است بگويند: “خوب من بايد توجه کارفرما را يه جوري جلب کنم ديگه.”  من در جواب اين افراد مي‌گويم: با اين کار تنها توجه منفي آن‌ها را جلب خواهيد کرد. انرژي‌تان را روي محتوا صرف کنيد؛ نه ظاهر!

3. اطلاعات تماس: مطمئن شويد که آدرس اي‌ميلي که نوشته‌ايد، حرفه‌اي باشد. استفاده از نام خودتان به‌ترين شرط‌بندي است. مجددا حواس‌تان باشد که اين‌جا جاي خلاقيت به خرج دادن با استفاده از آي‌دي‌هايي مثل “mamaadgentleman” يا “farzanehjoon” نيست!

آدرس محل زندگي دايمي و هم‌چنين دانشگاه‌تان را در رزومه‌تان بنويسيد. اگر فقط بايد يک آدرس را بنويسيد، آدرسي را بنويسيد که به محل کار نزديک‌تر است. من با دانش‌جويي کار مي‌کردم که با وجود رزومه‌ي بي‌نظيري که داشت،  هيچ دعوت‌نامه‌اي براي مصاحبه دريافت نکرده بود. مشکل او چه بود؟ آن دختر خانم آدرس منزل‌شان را که در اهواز بود مي‌نوشت و براي کاري تمام وقت در مشهد اقدام مي‌کرد!

4. از متن‌هاي گلوله‌بندي شده (Bullet Points) استفاده کنيد: من به شدت استفاده از از متن‌هاي گلوله‌بندي شده را توصيه مي‌کنم. از يک نوع استاندارد از آن‌ها استفاده کنيد. اگر تصميم گرفتيد که از پاراگراف‌ها در متن رزومه‌تان استفاده کنيد از نثري قابل فهميدن و مختصر و مفيد بهره بگيريد.

(مي‌دانم؛ احتمالا الان داريد فکر مي‌کنيد: “خوب همه که بايد همين کارها را بکنم. چطوري رزومه‌ي من بين بقيه به چشم بياد؟” لطفا به خواندن اين راه‌نما ادامه بديد …)

5. از عبارت‌هاي کنشي استفاده کنيد: منظور اين است که هر يک از متن‌هاي گلوله‌بندي شده را با يک فعل کنشي آغاز کنيد (از واژه‌هايي مثل: “دست‌ياري”، “کمک کردن به” يا “کار کردن با” خودداري کنيد.) از افعالي استفاده کنيد که به صنعت مورد نظر شما مربوط‌اند؛ مثل: “طراحي” يا “خلق کردن” براي صنعت پوشاک يا “محاسبه” يا “حسابرسي” براي حسابداري.

6. از فهرست‌هاي طولاني استفاده نکنيد: از نوشتن عبارت‌هايي مثل “مسئوليت‌ها يا وظايف شامل:” و بعد فهرست کردن هر کاري که در يک شغل خاص انجام داده‌ايد در يک بخش از متن گلوله‌بندي شده پرهيز کنيد. اول از همه اين کار باعث کسل‌کننده‌ شدن خواندن رزومه‌ي شما مي‌شود و ثانيا اين‌طوري خودتان را بد معرفي مي‌کنيد. وقتي من با دانش‌جويان براي کالبدشکافي اين عبارت‌هاي طولاني کار مي‌کنم، اغلب آن‌ها را پررنگ کردن دستاورها، نتايج و اهداف به دو يا سه عبارت کنشي تقسيم مي‌کنيم.

7. هر جا ممکن است از کميّت استفاده کنيد. اعداد هميشه تقويت‌کننده‌ي موضع شما هستند. مثلا به جاي گفتن “خدمت‌دهي به مشتريان با پاسخ‌گويي به سؤالات آن‌ها، انتخاب کالاي مناسب آن ها و انجام عمليات فروش و ثبت آن در جهت دست‌يابي به اهداف فروش” اين را امتحان کنيد: “خدمت‌دهي به 50 مشتري در هر شيفت کاري با پاسخ‌گويي به سؤالات آن‌ها، انتخاب کالاي مناسب و انجام عمليات فروش و ثبت آن در جهت دست‌يابي به هدف فروش 500 دلار يا بيش‌تر.”

8. دستاوردها و نتايج را برجسته سازيد: در مثال بالا دستاورد اين دانشجو، دست‌يابي به هدف فروش 500 دلار است. وقتي متن گلوله‌بندي شده‌تان را مي‌نويسيد درباره‌ي دستاوردها و موفقيت‌هاي‌تان بيانديشيد. اگر مثلا در دانشگاه حل تمرين درسي بوده‌ايد، آيا به ساير دانش‌جويان کمک کرده‌ايد نمره‌هاي‌شان را به‌تر کنند؟ اگر پيش‌خدمت يک رستوران بوده‌ايد، آيا روش‌هاي فروشي که استفاده کرده‌ايد موجب افزايش درآمدهاي رستوران شده است؟ براي اين‌که شرح کارتان را مؤثرتر کنيد با دستاوردهاي‌تان شروع کنيد: “بالاترين فروش ماهانه در ميان 10 فروشنده‌ي …”

9. هدف کارهايي که کرده‌ايد را بنويسيد: هر وقت به دانش‌جويان اين را مي‌گويم، اغلب عبارت‌هاي آن‌ها با قدرت بيش‌تري تمام مي‌شود. درباره‌ي هدف کاري که انجام داده‌ايد بيانديشيد و آن را در پايان عبارت‌هاي رزومه‌تان بياوريد. بعضي وقت‌ها دانش‌جويان فکر مي‌کنند کاري که انجام داده‌اند اهميتي نداشته؛ اما با افزودن هدف از انجام کار براي آن‌ها مشخص مي‌شود که اين طور نبوده است. کدام يک از اين دو عبارت به‌تر است: “پژوهش در متغيرهاي جمعيت‌شناختي و عوامل محيطي در بازار اسباب‌بازي کودکان” در برابر: “پژوهش در متغيرهاي جمعيت‌شناختي و عوامل محيطي در بازار اسباب‌بازي کودکان با هدف استفاده‌ در توسعه‌ي محصولات جديد.”

10. متن‌هاي گلوله‌بندي‌ شده‌تان را اولويت‌بندي کنيد: وقتي متن‌هاي گلوله‌بندي‌ شده‌تان را مرتب مي‌کنيد، هميشه فکر کنيد “اگر کارفرما فقط وقت خواندن اولين يا احتمالا دومين گلوله‌ را داشته باشد؛ من مي‌خواهم او چه چيز را بخواند؟” اغلب دانش‌جويان فکر مي‌کنند که بايد توان‌مندي‌هاي‌شان را براساس کارهايي که بيش‌تر انجام داده‌اند، فهرست‌بندي کنند. اگر 75٪ شغل‌شان درگير تلفن کردن به مشتريان  سرد ـ مزاج احتمالي بوده است؛ بايد اول اين را بنويسند. و اگر آن‌ها روي پروژه‌‌اي کار کرده‌اند که به مديرعامل شرکت ارايه شده است، بايد اول آن را بنويسند!

11. بخش تجربيات شغلي را دسته‌بندي کنيد: با توجه به اين‌که تجربيات شما در رزومه بايد از آخر به اول ذکر شوند، مشکل بسياري از دانش‌جويان قرار گرفتن شغل کنوني‌شان (که احتمالا يک شغل پاره‌وقت غيرمرتبط به کاري است که مي‌خواهند انجام دهند) در اول فهرست است؛ در حالي که تابستان گذشته کارآموزي بسيار عالي داشته‌اند. به نظر آن‌ها، کارآموزي‌شان مهم‌تر بوده و بايد اين را نشان بدهند. چه بکنيم؟ اين مشکل به سادگي قابل حل است: بخش تجربيات شغلي را به دو بخش تجربيات مرتبط و ساير تجربيات تقسيم‌بندي کنيد.

12. براي رزومه‌تان هدف‌گذاري کنيد: بسياري از دانش‌جويان يک رزومه‌ي اصلي دارند که از آن رزومه، برحسب نياز رزومه‌هاي خاص‌تر را براي حوزه‌هاي مختلف کاري که مي‌خواهند در آن‌ها مشغول به کار شوند، مي‌سازند. اگر دانش‌جويي به‌صورت هم‌زمان کارآموزي در بازاريابي و فاينانس را دنبال مي‌کند، بايد يک رزومه‌ي بازاريابي داشته باشد که در آن به پروژه‌هاي گروهي مرتبط با بازاريابي خودش (در دوران دانش‌جويي) اشاره کند و از واژگان تخصصي بازاريابي استفاده کند و همين کارها را براي رزومه‌ي فاينانس‌ خودش هم انجام دهد.

نکته: براي يافتن واژگان کليدي که بايد در رزومه‌تان بنويسيد، به شرح شغل ذکر شده در آگهي استخدام توجه کنيد.

13. چه چيزهايي را بايد در رزومه‌تان بنويسيد: علاوه بر تحصيلات و دوره‌هاي آموزشي، تجربيات شغلي مرتبط و غيرمرتبط‌تان، تجربيات مربوط به فعاليت‌هاي داوطلبانه‌تان، کارهاي دوران دانش‌جويي‌تان، نقش‌هاي ره‌بري‌تان در اين کارها، پروژه‌هاي گروهي، مهار‌ت‌ها و علايق‌تان را در رزومه بنويسيد. خلاصه اين‌که رزومه‌ي شما بايد تصوير يک دانش‌جوي باتجربه را از شما ترسيم کند. در مورد معدل يک قانون سرانگشتي اين است که اگر معدل‌تان از 15 بالاتر است، آن را در رزومه‌تان ذکر کنيد.

منبع: اين پست ترجمه‌ي آزادي است از اين‌جا

پ.ن.1. پيشنهاد مي‌کنم مجموعه مطالب قبلي مربوط به اصول رزومه‌نويسي در گزاره‌ها را هم در کنار اين راه‌نماي از نظر من عالي بخوانيد.

پ.ن.2. بديهي است که اين 13 نکته‌ براي نوشتن رزومه با هر سطحي از تجربه‌ و سابقه‌کار مهم‌اند.

فرمت استاندارد رزومه

قبلا مطالبي در مورد رزومه‌نويسي در اين وبلاگ نوشته شده؛ از جمله راه‌نماي رزومه‌نويسي چگونه رزومه ننويسيم! روزهاي آخر سال است و خيلي از ما ممکن است دنبال عوض کردن شغل‌مان باشيم. حتي اگر اين طور نباشد هم به هر حال آخر سال فرصت خوبي است براي بازنگري و تکميل رزومه‌مان، براساس تجربيات و آن‌چه امسال به دست آورديم.

امروز يکي از دوستان يک فرمت براي رزومه فرستاده بود که من ببينم و نظر بدهم. اين فرمت کليت خوبي داشت؛ اما نقايصي هم داشت. بنابراين اين فرمت را اصلاح کردم و توضيحات لازم را هم براي تکميل بخش‌هاي مختلف به آن اضافه کردم. اين فرمت را در قالب فايل ورد از اين‌جا يا اين‌جا دريافت کنيد. توضيحات من با رنگ زمينه‌ي زرد در اين فايل مشخص شده که بايد حتما بعد از نهايي شدن رزومه‌تان، از فايل حذف‌شان کنيد.

فقط يک نکته‌ي تکميلي: اين فرمت استاندارد شامل چند تا جدول است که بايد اطلاعات‌تان را داخل‌اش تکميل کنيد. غير از بخش‌هاي اطلاعات فردي، اطلاعات تحصيلي و سوابق شغلي که تکميل‌شان واجب است و اصلا حذف‌شان راه ندارد، ساير جداول اختياري هستند. بنابراين اگر اطلاعاتي براي تکميل‌شان نداريد، در رزومه‌تان حتي خالي‌شان هم نگذاريد؛ حذف‌شان کنيد!

10 واژه‌اي که نبايد در رزومه‌تان بنويسيد

اغلب اوقات تکرار زياد هر چيزي باعث از بين رفتن تأثير آن در عمل مي‌شود. کليشه‌ها مثال بسيار روشني از اين موضوع هستند. رزومه نوشتن هم از اين امر مستثنا نيست و به‌تر است برخي واژه‌ها را که همه در رزومه‌هاي‌شان از آن‌ها استفاده مي‌کنند را از رزومه‌مان حذف کنيم. چرا؟ براي اين‌که خودمان را در انجام کار متفاوت از ديگران نشان دهيم و نه خودمان را! حواس‌مان باشد براي کارفرماي احتمالي اين‌که چه کاري مي‌توانيم انجام دهيم مهم است؛ نه اين‌که چه کسي هستيم!

بنابراين لطفا 10 واژه‌ي زير را که طبق تحليل‌هاي LinkedIn در رزومه‌هاي ام‌سال بسيار تکرار شده‌اند، از رزومه‌تان حذف کنيد:

  1. تجربه‌ي گسترده
  2. نوآور و خلاق
  3. باانگيزه
  4. نتيجه‌گرا
  5. پويا
  6. ثبت‌کننده‌ي کليه‌ي سوابق
  7. داراي مهارت کار گروهي
  8. سريع
  9. داراي توانايي حل مسئله
  10. کارآفرين

منبع

3 اصل ديگر رزومه‌نويسي

در مورد رزومه‌نويسي قبلا اين‌جا راه‌نمايي نوشته‌ بودم . آن راه‌نما قطعا کافي نيست و هر از چند گاهي که نکات جديدي در اين زمينه ببينم به آن اضافه خواهم کرد. فعلا اين سه نکته را داشته باشيد تا بعد:

  1. رزومه يک ابزار بازاريابي است: شما با رزومه مي‌خواهيد خودتان را بازاريابي کنيد. بنابراين بايد حتما با طرح و برنامه‌ي مشخص به آن بپردازيد و براي درست کردن‌اش، وقت بگذاريد.
  2. رزومه اولين نقطه‌ي تأثيرگذار شما بر کارفرماي احتمالي است: يکي از نکاتي که آقاي دکتر روستا ـ استاد محترم و برجسته‌ي بازاريابي ما ـ هميشه روي‌اش تأکيد داشتند، اهميت بسيار بالاي 30 ثانيه اول در مواجهه‌ي فروشنده (در اين‌جا شما) با خريدار (در اين‌جا کارفرماي احتمالي) بود. خوب طبعا اين‌جا مواجهه‌ي شما با کارفرما از نوع مکتوب‌ و در قالب رزومه‌تان است؛ بنابراين بايد حسابي روي رزومه کار کنيد تا تأثيرگذاري لازم را داشته باشد.
  3. يک رزومه‌ي خوب بايد حداکثر در دو دقيقه به صورت کامل مطالعه شود!

سومي براي خودم از همه جالب‌تر بود!

منبع

در رزومه عکس بگذاريم يا نه؟

در راه‌نمايي که براي رزومه‌نويسي نوشته بودم، گفته بودم با گذاشتن عکس در رزومه موافق نيستم. در مقابل چند نفر از دوستان از جمله شهرام و امير معتقد بودند که گذاشتن عکس در روزمه تأثيرگذار است و مي‌تواند مهم باشد. اين موضوع براي من هم‌چنان سؤال بود تا امشب که اين گزارش را در مورد تحقيقي که اخيرا در همين مورد انجام شده مي‌ديدم. در اين تحقيق 5312 رزومه براي 2656 موقعيت شغلي آگهي شده فرستاده شد. براي هر فرصت شغلي، يک رزومه داراي عکس يک مرد يا زن با چهره‌ي معمولي و يک رزومه داراي عکس يک زن يا مرد زيبا ارسال شد. متغير وابسته‌ي اين تحقيق “تماس گرفتن با فرد مورد نظر توسط کارفرما براي مصاحبه” تعريف شد که به صورت متوسط نرخ آن برابر 14.5 درصد بود.

نتايج تحقيق عجيب و بسيار جالب است:

  • با 19.9 درصد از مردان جذاب تماس گرفته شد؛ چيزي حدودا 50 درصد بيش‌تر از مردان با چهره‌ي معمولي با نرخ تماس گرفته شدن 13.7 درصد و بيش از دو برابر رزومه‌هاي بدون عکس با نرخ تماس گرفته شدن 9.2 درصد.
  • زنان زيبا کم‌ترين شانس را براي تماس گرفتن کارفرما داشتند! در واقع در مورد زنان بيش‌ترين شانس تماس گرفتن کارفرما با رزومه‌هاي بدون عکس بود؛ شانسي که 22 درصد بيش از رزومه‌هاي زنان با چهره‌ي معمولي و 30 درصد بيش‌تر از رزومه‌هاي زنان زيبا بود (متأسفانه در گزارش مذکور، نرخ دقيق تماس گرفتن کارفرما با هر گروه از زنان ذکر نشده.)

بنابراين:

  • به زنان زيبا توصيه مي‌شود از گذاشتن عکس در رزومه‌شان خودداري کنند تا بين 20 تا 30 درصد شانس تماس گرفتن کارفرما را افزايش دهند. اين توصيه به نظر مي‌رسد که براي کل خانم‌هاي محترم قابل تعميم باشد.
  • به مردان خوش‌چهره و جذاب توصيه مي‌شود حتما در رزومه‌شان عکس بگذارند. براي ساير آقايان محترم هم اين کار در هر حال مفيد خواهد بود.

حالا شايد تنها مشکل موجود، اين باشد که تعريف خود فرد از زيبايي با ديگران يکي نباشد!!!

چگونه رزومه ننويسيم!؟

هفته‌ي پيش من يک آگهي براي فرصت شغلي که در شرکت‌ ما وجود دارد در گودر نوشتم و تا الان چيزي حدود 20 رزومه يا درخواست کار دريافت کرده‌ام. اغلب اين رزومه‌ها داراي اشکالاتي هستند که تقريبا براي من از قبل، قابل پيش‌بيني بود. اشکالاتي که از توجه نکردن به چند اصل ساده در نگارش رزومه به وجود مي‌آيند. بنابراين بد نيست که با هم مروري داشته باشيم بر چند اشتباه اساسي در رزومه نوشتن يا ارايه‌ي درخواست کار با توجه به شرايط ايران:

1. قبل از رزومه دادن سؤال بپرسيد / بدون رزومه درخواست کار بدهيد: راست‌اش من فقط وقتي سؤال کردن قبل از رزومه دادن را مي‌پذيرم که فرد مقابل، آدم شناخته شده و معتبري باشد. فلسفه‌ي وجود رزومه در اين است که فرد استخدام‌کننده سوابق مختصري از شما بداند؛ حالا هم براي اين‌که ارزيابي کلي از شخصيت حرفه‌اي شما داشته باشد و هم براي اين‌که ببيند تخصص شما به درد کاري که او مي‌خواهد مي‌خورد يا خير؟ بنابراين وقتي از شما رزومه درخواست کردند، لطفا همان رزومه را بفرستيد!

2. هر طور که دوست داشتيد رزومه‌ را بنويسيد: رزومه يک تمپليت مشخص دارد (منظورم از نظر عناويني است که بايد داخل‌اش وجود داشته باشد.) اين حداقل‌ها به نظر من اين‌ها هستند:

  • اطلاعات عمومي در مورد خودتان شامل: نام و نام خانوادگي، سال تولد، وضعيت تأهل، در مورد آقايان وضعيت نظام وظيفه، نشاني و تلفن منزل و شماره‌ي تلفن همراه‌تان و البته اي‌ميل (يک آدرس اي‌ميل درست و حسابي مثلا براساس اسم‌تان نه همان آي‌دي که شب‌ها با دوستان‌تان باهاش چت مي‌کنيد!)
  • سوابق آموزشي: مقاطع تحصيلي ـ ترجيحا دانشگاهي البته اگر دبيرستان جايي مثل سمپاد درس خوانديد حتما بنويسيد ـ (و لطفا پايين‌تر از دبيرستان را نرويد. کسي براي من رزومه فرستاده که فقط به کودکستان‌اش اشاره نکرده!) در اين بخش به صورت دقيق به اين موارد اشاره کنيد: رشته‌ي تحصيلي و گرايش، نام دانشگاه (اگر بدترين دانشگاه دنيا هم درس خوانده‌ايد حتما اسم‌اش را بنويسيد. من اگر واقعا آدم حرفه‌اي باشم به دانشگاه شما تا تجربه‌ي کاري‌تان را نبينم خيلي توجه نمي‌کنم. اگر هم تازه مي‌خواهيد وارد بازار کار بشويد و سابقه‌ي کار هم نداريد، باز هم دانشگاه‌تان را بنويسيد. اگر ننويسيد ممکن است من تصور کنم خداي نکرده با يک عدد برادر کردان جديد مواجهم!)، سال ورود ـ و اگر فارغ‌التحصيل شده‌ايد سال فراغت از تحصيل. معدل‌تان را هم بنويسيد بد نيست ولي ضروري محسوب نمي‌شود.
  • تجربيات / پروژه‌هاي تحصيلي: وقتي تازه مي‌خواهيد وارد بازار کار بشويد چاره‌اي نداريد جز اين‌که پروژه‌هاي تحصيلي‌تان را به‌عنوان تجربه در رزومه بياوريد. اما بعدتر که تجربه‌دار (!) شديد، لطفا اين بخش را يا پاک کنيد يا اين‌که فقط پروژه‌هاي درست و حسابي‌تان را نگه داريد (مثلا من در رزومه‌ام فقط پروژه‌ي پايان‌نامه‌ام را آورده‌ام.) اين اشتباه را خيلي از ما در نوشتن رزومه مرتکب مي‌شويم که اولا پروژه‌هاي‌ تحصيلي‌مان را از تجربيات کاري‌مان جدا نمي‌کنيم و ثانيا اگر 30 سال سابقه‌ي کار هم داشته باشيم هنوز مي‌شود عنوان پروژه‌ي مثلا زمان‌سنجي خط توليد باک در شرکت X را در رزومه‌مان پيدا کرد! (اين يکي مال خودم بود که الان ديگر در رزومه‌ام نيست.)
  • سوابق شغلي: اين يکي حساس‌ترين بخش رزومه است. جايي که شما دقيقا بايد به کارفرماي احتمالي نشان بدهيد که چه کاره‌ايد و تخصص شما چيست؟ و همين جا است که بزرگ‌ترين و مهم‌ترين اشتباهات ما رخ مي‌دهد. پايين‌تر درباره‌ي اين بخش صحبت خواهم کرد.
  • مقالات و تأليف‌ها و افتخارات: لطفا اين‌جا هم مقاله‌هاي سر کلاسي‌تان را ننويسيد. اگر واقعا در کنفرانسي يا مجله‌ي معتبري مقاله داشتيد يا کتابي چاپ کرده بوديد يا جايزه‌ي خفني گرفته بوديد بنويسيد.
  • مهارت‌ها: اين بخش هم بعد از سوابق شغلي از بقيه‌ي بخش‌هاي رزومه اهميت بيش‌تري دارد که در مورد آن هم پايين‌تر توضيح خواهم داد.
  • علاقه‌‌مندي‌ها، معرف و …: راست‌اش در ايران اين بخش از رزومه را معمولا کسي نگاه نمي‌کند و اصلا به‌تر است که در رزومه‌تان نباشد. از ما گفتن بود! علت‌اش خيلي راحت قابل حدس است: براي کارفرما هيچ اهميتي ندارد که شما عاشق مطالعه يا موسيقي هستيد، ورزش‌کاريد و کوه مي‌رويد و … در صورتي که اين‌ها اتفاقا مي‌توانند به طرف نشان بدهند که شما آدم خلاقي هستيد يا از نظر بدني سالم هستيد! در مورد معرف‌ها هم در ايران همه مي‌دانيم اگر کسي معرف باشد، معمولا همان پارتي محترم شماست! از طرف ديگر مي‌دانيد که ما ايراني‌ها چه عادت‌هاي قشنگي در زدن براي هم‌ديگر داريم؛ کاري که حتي خيلي وقت‌ها به صورت ناخودآگاه اتفاق مي‌افتد. اگر هم معرف‌تان استاد دانشگاه باشد که معمولا پيدا کردن‌اش کار ساده‌اي نيست!

3. خودتان ندانيد که چه کاره‌‌ايد: پارسال در يک مصاحبه‌ي استخدامي، مصاحبه‌کننده از من پرسيد که تخصص‌ات را در يک جمله براي من تعريف کن. شرح اين ماجرا را اين‌جا نوشته‌ام. قبل از رزومه نوشتن هدف‌گذاري کنيد که چه کاره هستيد و چه کاره مي‌خواهيد بشويد.

4. ندانيد که براي چه کاري داريد رزومه مي‌دهيد: اين يکي ديگر فاجعه است. چند باري که براي پروژه‌هاي شرکت درگير رزومه گرفتن بوده‌ايم، به وضوح اين را ديده‌ام. چند نکته در اين زمينه:

  • لطفا براي خودتان و شخصيت حرفه‌اي‌تان احترام قائل باشيد. اين طور رفتار نکنيد که (حتي در اوج نياز) براي هر جايي و هر کاري رزومه بفرستيد. باور کنيد اين کار شأن شما را پايين مي‌آورد. براي چند جاي محدود اما متناسب با شرايط خودتان رزومه بفرستيد.
  • براي کاري که بلد نيستيد يا نمي‌دانيد چيست رزومه نفرستيد. وقتي من براي پروژه‌ي آي‌تي آگهي مي‌دهم و روزمه‌ي مهندس کشاورزي را دريافت مي‌کنم که هيچ سابقه‌اي در حوزه‌ي ‌آي‌تي ندارد واقعا درمي‌مانم که طرف چه فکري کرده!
  • در رزومه فرستادن به تناسب سن و سال‌ و تجربه‌ي کاري‌تان و هم‌چنين رده‌ي سازماني شغل مورد نظر توجه کنيد. من براي يک رده‌ي کارشناسي رزومه‌ي يک آدم با سي سال سابقه‌ي مديريت را گرفته‌ام!!!

5. اغراق يا خالي‌بندي کنيد: هر چقدر از اين اشتباه بد بگويم کم گفته‌ام. خيلي از ما در رزومه نوشتن هدف اصلي‌مان را گرفتن شغل مورد نظر تحت هر شرايطي تعريف مي‌کنيم و در نتيجه … اين کار چند مشکل بنيادين دارد:

  • يا طرف مقابل مي‌فهمد يا نمي‌فهمد. اگر بفهمد که واي به حال‌تان و اگر نفهمد هم که بعدا مي‌فهمد و اين دفعه بيش‌تر واي به حال‌تان!
  • اصولا دروغ‌گويي کار خوبي نيست؛ قبول داريد؟
  • با دروغ گفتن اعتبارتان را به خطر مي‌اندازيد.

باز هم دليل بياورم!؟ بنابراين لطفا هماني را بنويسيد که هستيد؛ نه بيش‌تر و نه کم‌تر!

6. تجربيات شغلي‌تان را به شکل مناسبي ننويسيد: هيچ کاري بدتر از ليست کردن نام هزار تا پروژه‌اي که انجام داده‌ايد يا دويست تا مسئوليتي که داشته‌ايد، بدون هيچ گونه توضيح اضافي نيست. يا حتي بدتر از آن نوشتن تجربياتي که نداشته‌ايد و به زور مي‌خواهيد طرف مقابل را متقاعد کنيد که داشته‌ايد! چند تا نکته براي نوشتن بخش تجربيات شغلي رزومه‌تان:

  • از آخرين شغل‌ يا تجربه‌تان شروع کنيد و به ترتيب تا پايين پيش برويد و تجربيات‌تان را بنويسيد. لطفا سازمان‌هايي که در آن‌ها کار کرده‌ايد تفکيک کنيد. سال / تاريخ ورود و سال / تاريخ خروج‌تان را بنويسيد. علت خروج از آن شغل را هم به نظر من ننويسيد به‌تر است (چون خيلي وقت‌ها ما به علت دعوا کردن يا دلايل صرفا مالي کارمان را عوض مي‌کنيم که نوشتن اين علت واقعي در رزومه  باعث مي‌شود تصوير نامناسبي از ما در ذهن طرف مقابل پديد بيايد؛ اين‌که مثلا آدم دعوايي هستيم يا فقط به دنبال پول بيش‌تر. اگر هم کارفرما به هر علتي عذرتان را خواسته باشد، ديگر بدتر.)
  • براي هر سازمان تجربياتي را که داشته‌ايد از آخر به اول به تفکيک بنويسيد (يعني آخرين تجربه را اول بنويسيد؛ زير آن تجربه‌ي يکي مانده به آخر و همين طور ادامه بدهيد.) اين‌که در چه سالي يا در چه بازه‌ي زماني درگير چه کاري بوده‌ايد، مسئوليت شما چه بوده و نتيجه‌ي کارتان به کجا انجاميده است. مثلا من در سال 89 درگير پروژه‌ي مهندسي مجدد فرايندهاي شرکت X بوده‌ام، پست من در پروژه مدير فني پروژه بوده و خروجي کارم، مستندسازي فرايندهاي شرکت، تحليل وضعيت موجود فرايندها و ساختار سازماني، شناسايي نقاط شکست سازمان در به‌کارگيري ابزارهاي سيستمي مديريت و نهايتا طراحي و استقرار وضع مطلوب فرايندها بوده است.
  • لزومي ندارد همه‌ي تجربيات‌تان را بنويسيد. لطفا فقط مهم‌ترين‌هاي‌شان را بنويسيد. اين طوري رزومه‌تان هم مختصر و مفيد مي‌شود!
  • تجربيات کوتاه مدت و ناموفق‌تان را در رزومه نياوريد؛ حتي اگر باعث شود که در رزومه‌ي شما يک دوره‌ي زماني خالي ايجاد شود (من اوايل ام‌سال حدود يک ماهي در يک شرکت معروف مشاوره کار کردم؛ ولي به دلايلي که بيش‌تر به دليل اشتباه در انتخاب محيط کارم بود، آن‌جا را ادامه ندادم. سابقه‌ي کارم در آن‌جا در رزومه‌ي من نيست؛ چون باعث مي‌شود کارفرماي احتمالي تصور کند من هميشه در وفق دادن خودم با يک محيط جديد مشکل دارم.)

7. بخش مهارت‌هاي رزومه‌تان زياده از حد پر و پيمان باشد: راست‌اش ترجيح من هميشه خالي گذاشتن بخش مهارت‌ها و حداقل اکتفا کردن به نوشتن مهارت‌هاي مربوط به زبان انگليسي و نرم‌افزارهاي رايانه‌اي است. مهارت‌هاي فني که بلد هستيد از تجربيات‌تان در پروژه‌ها (به‌ويژه وقتي به صورت عيني بنويسيد چه کرده‌ايد) قابل استخراج است. من حتي با نوشتن درس‌هاي گذرانده شده در دانشگاه و اساتيدي که با آن‌ها درس داشته‌ايد (هر چقدر هم معروف باشند) هم کاملا مخالفم؛ چه برسد به رديف کردن انواع و اقسام مثلا دانش‌ها و مهارت‌هايي که خودتان با مطالعه (؟) به دست آورده‌ايد. تنها استثنا در اين‌جا دوره‌هاي آموزشي رسمي است که براي آن‌ها مدرک داريد. البته باز هم هر چقدر خلاصه‌تر و هر چقدر مدرک معتبرتر را بنويسيد، به‌تر است!

من براساس تجربه‌ي خودم در حوزه‌ي مديريت و آي‌تي در اين‌جا صحبت مي‌کنم. هيچ وقت آدمي را که همه کار (از استراتژي و فرايند گرفته تا منابع انساني و مالي و حسابداري) بلد است يا آدمي که هزاران ابزار و نرم‌افزار و … بلد است (مثلا شونصد تا زبان برنامه‌نويسي مي‌داند!) را جدي نگرفته‌ام و نخواهم گرفت. اين کار به نظر من دقيق‌ترين مصداق همان اشتباه شماره‌‌ي 5 است؛ هر چقدر هم که بقيه باور کنند، من باور نمي‌کنم!

8. و چند توصيه‌ي کلي براي به‌تر شدن رزومه‌تان:

  • مختصر و مفيد بنويسيد: رزومه‌ي 10 صفحه‌اي براي آدمي که سي سال سابقه‌ي کار دارد هم زياد است چه برسد به بنده‌اي که 5-4 سال سابقه‌ي کار بيش‌تر ندارم. چند نفر از دوستان بسيار حرفه‌اي و کار درست من با سابقه‌ي کار بالاي ده سال رزومه‌شان دو صفحه بيش‌تر نيست و همين دو صفحه هم دقيقا اندازه‌ي يک رزومه‌ي 10 صفحه‌اي تأثيرگذار است.
  • در انتخاب واژه‌ها بسيار دقت کنيد: بار معنايي واژه‌ها در نوشتن رزومه بسيار مهم است؛ مخصوصا در بخش‌هايي مثل تجربيات کاري يا مهارت‌ها. لطفا دقيق باشيد.
  • تمپليت رزومه‌تان را ساده نگه داريد: گذاشتن عکس‌تان و کشيدن انواع و اقسام گل و بلبل‌ها، استفاده‌ از رنگ‌هاي متفاوت و … همه اشتباهات بزرگي هستند. منِ‌ کارفرما مي‌خواهم تخصص شما را بسنجم؛ با شکل و قيافه‌ي شما يا رزومه‌تان کاري ندارم! اين البته به اين معنا نيست که اصلا هم به سر و شکل رزومه‌تان نرسيد و از فونت‌هاي بسيار بد و ناخوانا، جدول‌بندي‌هاي نامناسب و … استفاده کنيد. به نظرم فرستادن رزومه به صورت PDF هم براي جلوگيري از احتمالاتي مثل متفاوت بودن ورژن نرم‌افزار ورد کارفرما يا فونت‌هاي روي سيستم‌ها، مناسب‌تر است؛ مگر اين‌که درخواست کارفرما فرمت ديگري باشد (لطفا هيچ وقت رزومه‌تان را در قالب فايل اکسل يا حتي پاورپوينت نفرستيد!)
  • حواس‌تان باشد رزومه‌تان را به چه کساني مي‌دهيد! اين در راستاي همان نکته‌ي احترام قائل شدن براي شخصيت حرفه‌اي خود است. هر چقدر کم‌تر در دسترس باشيد به‌تر است!

خوب فعلا همينا به نظرم مي‌رسد. اميدوارم تجربيات من براي شما هم مفيد بوده باشد.

پ.ن. يک راه‌نماي بسيار عالي در مورد بايدها و نبايدهاي رزومه‌نويسي را قبل‌تر يکي از دوستان عزيز در اين‌جا نوشته که پيشنهاد مي‌کنم حتما بخوانيدش. ضمنا نوشته‌ي امير مهراني دوست بسيار عزيزم را در مورد کارهايي که نبايد در مصاحبه‌ي استخدامي انجام داد را هم از دست ندهيد.