دكتر طبيبيان (2)
“ما ايرانيها اينقدر در فضاي رانتي زندگي كردهايم كه يادمان رفته چطور بايد اقتصادي فكر كرد!”
“ما ايرانيها اينقدر در فضاي رانتي زندگي كردهايم كه يادمان رفته چطور بايد اقتصادي فكر كرد!”
اين نظرسنجي را در مورد وضعيت کنوني و تغييرات ساعات فراغت و ساعات کار برادران و خواهران متعهد آمريکايي از دست ندهيد. چند نکته واقعا جالباش براي من:
1- بيشترين زمان فراغت آمريکاييها (تقريبا يک سوم زمان فراغت) به مطالعه ميگذرد. جالبتر از آن نرخ تغييرات اين شاخص در طول 10 سال است که تقريبا ثابت است و کم و زياد شدناش در حدود يکي دو درصد!
2- هر آمريکايي به صورت متوسط 5 ساعت در هفته بيشتر از من و شمايي که طبق قانون کار 45 ساعت در هفته کار ميکنيم، کار ميکند و احتمالا غر هم نميزند چقدر زياد است خسته شدم!
بقيهاش را هم خودتان ببينيد. جالب است.
پيتر دراكر: عمر نظامهاي اعتقادي بيشتر از عمر باورها است.
جايي ميخواندم كه خيلي اوقات يك انديشه كه براي سالها غير قابل قبول بوده، كنار گذاشته شده و حتي كسي از آن خبر نداشته به يك باره در قالب ديگري ظاهر ميشود و مورد قبول عمومي قرار ميگيرد. در واقع تناسخ انديشهها درست است و وجود دارد. اين جمله دراكر به شكلي بسيار مختصر اين نكته را بيان ميكند. باور چيزي است كه براي انسان شناخته شده و منشأ عمل است. با كمي فكر به درستي اين جمله پي ميبريم. مثال روشناش را در مكاتب اقتصادي ميبينيم. در حالي كه در يك دوره حدودا 50 ساله بعد از بحران 1930 تفكرات جان مينارد كينز و مكتبش به شدت در سطح جهان پرطرفدار بود، امروز كمتر كسي است كه از دخالت دولت در اقتصاد دفاع كند. اما هنوز مكتب ”كينزي” هنوز زنده است و نفس ميكشد و طرفداران كمي هم ندارد. اين روزها با پديد آمدن بحران مالي جهان دوباره داريم ميبينيم که افکار کينز در حال زنده شدن هستند و دولت باراک اوباما هم برخلاف تبليغات انتخاباتياش در حال افزايش دخالت دولت در اقتصاد است. در داخل کشور خودمان هم که برادران اقتصاددان نهادگرا سالها است دارند همين حرفها را ميزنند.
قبل از انقلاب صنعتي توليد سوزن آن چنان هزينهبر بود که پول زياد را اصطلاحا «پول سوزني» ميگفتند؛ يعني سوزن نماد کالاهاي لوکس و گران بود!
نکته جالبي بود که در اين کتاب خواندم.