… و پست شماره‌ي هزار: چرا گزاره‌ها!؟

این پست، هزارمین پست وبلاگ گزاره‌ها بعد از سه سال و نیم نوشتن مستمر است. به این مناسبت قصد دارم در مورد این بنویسم که چرا نوشتن روی گزاره‌ها را شروع کردم و ادامه دادم:

این روزها حرف از ضعف وبلاگ‌ستان فارسی بسیار است. حرف است از بی‌انگیزگی، کم‌بود محتوای مناسب و البته معضلاتی چون وبلاگ‌های قارچی و کپی‌پیست‌کار. با این حال هنوز هم وبلاگ‌های ارزش‌مند بسیاری در محیط وب وجود دارند که خواندن‌شان نه از روی علاقه که از روی ضرورت است! (لينك‌هاي هفته را ببينيد كه اين هفته دو ساله خواهد شد!) چند هفته پیش دکتر مجیدی عزیز در یک پزشک این‌جا مطلبی در مورد انگیزه‌های وبلاگ‌نویسان نوشته بودند. مهندس افشین دبیری عزیز هم این‌جا ضمن ابراز لطف نسبت به بنده، در مورد ضعف در وبلاگ‌‌نویسی تخصصی در حوزه‌ی مدیریت نوشته بودند. 

حالا من می‌خواهم در مورد ماجرای وبلاگ‌نویسی خودم بنویسم تا شاید دیگران هم انگیزه‌ی نوشتن پیدا کنند. این شما و این هم داستان گزاره‌ها:

من حدود ده سال است وبلاگ می‌نویسم. هویت وبلاگی من در تمامی این سال‌ها ثابت بوده است؛ هر چند حوزه‌ی نوشتن‌م تغییر کرده است. گزاره‌ها با نوشتن درباره‌ی دغدغه‌های شخصی روی پرشین‌بلاگ آغاز و بعد به بلاگفا منتقل شد و سرانجام به وردپرس و در نهایت به دامنه‌ی شخصی رسید (متأسفانه آرشیو گزاره‌ها روی پرشین‌بلاگ و بلاگفا پاک شده است.) گزاره‌ها با انگیزه‌های کاملا شخصی شروع شد و بعدها دغدغه‌های دیگر هم به آن اضافه شد. حالا بعد از این ده سال نگاهی می‌اندازم به این‌که چرا نوشتن را شروع کردم، چرا هنوز می‌نویسم و از این نوشتن چه به‌دست آورده‌ام.

اول ـ چرا نوشتن را شروع کردم؟

1- لذت نوشتن: از وقتی یادم می‌آید نوشتن را دوست داشته‌ام. باید با جادوی نوشتن و بیرون ریختن واژه‌ها از ذهن آشنا باشید و لذت‌ش را چشیده باشید تا ببینید چه می‌گویم. خیلی وقت‌ها در اوقات فراغت می‌نشینم پای خواندن نوشته‌های قدیمی‌ام و از سبک نگارشی‌ و جمله‌بندی‌ها لذت می‌برم! در کنار آن، از آن‌جایی که حجم خواندنی‌های‌م همیشه زیاد بوده و موضوعات مورد علاقه‌ام بسیار متنوع و تقریبا اغلب اوقات آدمی که بتوانم در مورد آن‌ها با او صحبت کنم خیلی دم دست نبوده، نوشتن راهی بوده برای خلاص شدن از دست ایده‌ها و اندیشه‌هایی که ذهن‌م را به خود مشغول کرده‌اند.

2- آرامش با نوشتن: در تمام این سال‌ها آرامش یافتن از طریق نوشتن را با تمام وجود حس کرده‌ام. من برخلاف آن‌چه خیلی از اطرافیان‌م فکر می‌کنند، به‌شدت درون‌گرا هستم و به‌ویژه در مورد احساسات‌م خیلی حرف نمی‌زنم. با این حال از آن‌جایی که به‌ویژه در دوران‌های بد زندگی انسان نیاز به تخلیه‌ی درون‌ش را حس می‌کند، از نوشتن برای این منظور کمک گرفته‌ام. 

3- انگیزه‌ی یاد گرفتن و یاد دادن: قبلا هم نوشته‌ام که گزاره‌ها با شکل فعلی چرا به‌وجود آمد. من از یک سو می‌دیدم که به‌شدت در زندگی‌ شغلی‌ام دچار رکود شده‌ام: یاد نمی‌گیرم و روزمره شده‌ام. از سوی دیگر هم می‌دیدم که دوستان و همکاران‌م در بدیهیات رفتار حرفه‌ای لنگ می‌زنند؛ هر چند که وقتی به آن‌ها روش درست کار را یاد می‌دادی، از آن پس درست عمل می‌کردند. برای همین به‌نظرم رسید با نوشتن، می‌توانم به هر دو هدف برسم: هم خودم یاد بگیرم و هم به دیگران یاد بدهم. من باید خودم را به یک عامل خارجی متعهد می‌کردم. آن عامل خارجی گزاره‌ها بود!

4- علاقه به تحسین شدن: شبکه‌های اجتماعی و گودر و لایک‌ها و کامنت‌ها و تعداد هم‌خوان شدن نوشته‌ها در آن، برای خودش عامل انگیزشی بسیار بزرگی بود! چه کسی است که از تحسین شدن خوش‌ش نیاید؟ 

دوم ـ چرا هنوز می‌نویسم؟

1- ادامه یافتن و تقویت همان انگیزه‌های شروع!

2- بازخوردهای مثبتی که از نوشتن‌م گرفتم.

3- دیدن تأثیر هر چند کوچک نوشته‌های‌م روی زندگی شغلی و شخصی دیگران …

4- چیزهایی که از نوشتن به‌دست آوردم!

سوم ـ از نوشتن چه چیزهایی به‌دست آوردم؟

راست‌ش متأسفانه اغلب وبلاگ‌نویسان ایرانی تنها کسب درآمد مستقیم از وبلاگ‌نویسی (مثلا تبلیغات، رپورتاژ آگهی و …) را به‌عنوان چیزی که از وبلاگ‌نویسی می‌شود به‌دست آورد قبول دارند! اما برای من این‌طور نیست. فکر می‌کنم چیزهای دیگری که از وبلاگ‌نویسی کسب می‌کنیم مهم‌ترند. به فهرست من دقت کنید:

1- کسب مهارت نگارش: بخش بزرگی از شغل من به‌عنوان يك مشاور مدیریت، “نوشتن” است: نوشتن گزارش، نامه و … نوشتن مستمر باعث شده تا توانایی نسبتا خوبی در نگارش به‌دست بیاورم. در تمامی این سال‌ها بازخورد گزارش‌های‌م همیشه مثبت بوده است. مثلا چند بار کارفرماها در جلسات از من برای “خوب نوشتن‌م” تقدیر کردند. این مهارت کمی نیست!

2- کسب مهارت‌های کشف و پروراندن یک ایده: در وبلاگ‌نویسی شما باید اول ایده داشته باشید و بعد آن را پرورش دهید تا بنویسید. من به‌دلیل حجم بالای نوشتن‌م (تعهد هر روز حداقل یک پست) در وبلاگ‌نویسی‌ام، در این دو مهارت بسیار پیش‌رفت کرده‌ام. حالا از نگاه به هر پدیده‌ای می‌توانم درس مدیریتی و زندگی به‌دست بیاورم: از فوتبال گرفته تا زندگی شخصی خودم.

3- تقویت تفکر سیستمی: در راستای مورد قبلی، به‌عنوان فردی که شغل‌ش تحلیل سیستم‌ها است متوجه تغییر و رشد توانایی تحلیلی‌ام در این سال‌ها شده‌ام. 

4- کسب اعتبار و تحسین دیگران: من همه‌جا با افتخار خودم را به‌عنوان نویسنده‌ی گزاره‌ها معرفی می‌کنم. گزاره‌ها تبدیل به یک رزومه‌ی آن‌لاین برای من شده است. در بسیاری از واژه‌های کلیدی تخصصی، گزاره‌ها در صدر یافته‌های گوگل قرار می‌گیرد. روزانه صدها بازدید مستقیم و فیدی از گزاره‌ها دارم. این خودش کم لذت‌بخش است؟

5- بالا رفتن دانش و مهارت‌های حرفه‌ای و شغلی: من در بسیاری از حوزه‌های مدیریت عمومی و البته حوزه‌های تخصصی خودم (استراتژی، تحلیل کسب و کار و طراحی سیستم‌های مدیریتی) می‌نویسم. در کنارش در مورد مهارت‌های کار حرفه‌ای (از رزومه‌نویسی تا مدیریت بر خود و مدیریت کارراهه) هم می‌نویسم. در طول این سال‌ها چیزهای فراوانی آموخته‌ام و تأثیرش را در زندگی شغلی‌ام به‌روشنی دیده‌ام.

6- شبکه‌سازی حرفه‌ای: به‌کمک گزاره‌ها من با شبکه‌ی بسیار گسترده‌ای از افراد حرفه‌ای در زمینه‌های مختلف به‌ویژه در حوزه‌ی مدیریت و آی‌تی مرتبط شده‌ام که آشنایی با آن‌ها برای من هم مایه‌ی افتخار است و هم ارزش‌آفرین.

7- کسب درآمد غیرمستقیم: من برای گزاره‌ها زمان زیادی صرف کرده‌ام و از زمانی که به دامنه‌ی شخصی منتقل شد برای آن هزینه هم کرده‌ام. گزاره‌ها برای من درآمد مستقیم نداشته؛ اما همان شبکه‌ی حرفه‌ای که در شماره‌ی قبل اشاره کردم، باعث شدند من چند پروژه بگیرم که فقط یکی از آن‌ها برای جبران تمام هزینه‌های مادی و معنوی‌ام در این سال‌ها کافی است! 😉 

8- کسب رضایت درونی: با وجود تمام موارد بالا، یک چیز برای من از همه مهم‌تر بوده است: رضايت از کمک به دیگران. گزاره‌ها به من این امکان را داده تا تأثیری هر چند کوچک روی زندگی دیگران بگذارم و تا حد توان‌م گره‌ای از مشکلات‌شان باز کنم. این رضایت وقتی تقویت می‌شود که می‌بینم چه اتفاقات خوبی برای این آدم‌ها می‌افتد. همین یک انگیزه برای ادامه دادن من کافی است …

شاید بد نباشد همین‌جا یک بازی وبلاگی راه بیاندازیم: از همه‌ی دوستان ارجمند به‌ویژه شهرام کریمی، میلاد اسلامی‌زاد، اسما کروبی، رضا بهرامی‌نژاد، امیر مهرانی، وفا کمالیان، بهاره حسینی، دوستان همینا، نادر خرمی‌راد، مجید آواژ، جواد افتاده، رضا قربانی، احمد شریفی، نیام یراقی، علی واحد، افشین دبیری و هر کس دیگری که دوست دارد در این بازی شرکت کند دعوت می‌کنم برای‌مان بنویسند چرا وبلاگ‌نویس شدند و چرا هنوز می‌نویسند. 

از همه‌ي شما هم كه نوشته‌هاي مرا مي‌خوانيد و هر روز به من انرژي بيش‌تري مي‌بخشيد، صميمانه و از اعماق قلب‌م سپاس‌گزارم. به اميد رسيدن به پست شماره‌ي ده‌ هزار!

چگونه در شغل دوست‌نداشتني‌مان شاد بمانيم؟

اصولا شاد بودن در زندگي‌هاي امروز ما اتفاق غريبي است و ديدن آدم‌هاي شاد و راضي از آن هم عجيب‌تر! فشارها و استرس‌ها و شرايط بد زندگي و كاري آن‌قدر زيادند كه رمقي براي شاد ماندن براي انسان نمي‌ماند. وقتي حرف از محيط كار پيش مي‌آيد كه اوضاع خراب‌تر هم مي‌شود: حجم كارمان وحشت‌ناك زياد است، مجبوريم كاري را انجام دهيم كه دوست‌ش نداريم، مجبوريم آدم‌هايي را تحمل كنيم كه از آن‌ها خوش‌مان نمي‌آيد، كارمان خشك و مكانيكي است و … و خوب مگر آدم چقدر ظرفيت تحمل دارد؟ بالاخره روزي مي‌رسد كه طاقت‌ش طاق مي‌شود و تصميم مي‌گيرد همه چيز را ول كند و برود دنبال زندگي خودش! اما مشكل اين‌جاست كه ناگهان ياد اين مي‌افتد كه به درآمد كارش نياز دارد و اين چرخه‌ي نامطلوب ادامه مي‌يابد …

لئونارد شلزينگر و همكاران‌ش اين‌جا روي سايت هاروارد بيزينس ريويو پيشنهادي دارند براي كساني كه به هر دليلي از شغل فعلي‌شان راضي نيستند. پيشنهاد آن‌ها از بس كه ساده است عجيب به‌نظر مي‌رسد: همين امروز كه از سر كارتان به منزل برگشتيد، شروع كنيد به انجام يك كار جديد. اين كار جديد هر چيزي مي‌تواند باشد: از راه‌انداختن كسب و كار خودتان گرفته تا نوشتن يك كتاب، تصنيف يك موسيقي يا انجام كاري براي به‌تر كردن جامعه‌ي محل زندگي‌تان (مثلا توسعه‌ي ايده‌اي براي آموزش به‌تر كودكان.) يا مي‌توانيد دست به كاري بزنيد كه هميشه دوست داشتيد انجام‌ش دهيد: مثلا ياد گرفتن نواختن دو تارنوازي به‌سبك مرحوم حسين سمندري يا مرحوم حاج قربان سليماني يا حرف زدن به زبان اسپرانتو! 😉 توجه كنيد كه لزومي ندارد اين كار جديد براي شما منفعت مالي به‌همراه داشته باشد. شرط لازم و كافي براي انتخاب اين كار “دوست‌ داشتن‌ و لذت بردن از آن” است. البته لازم نيست در زمان شروع كردن آن كار عاشق‌ش باشيد؛ فقط دست به كاري بزنيد كه فكر مي‌كنيد آن را لازم داريد يا دوست‌ش خواهيد داشت. عشق و علاقه خودش بعدا خدمت‌تان خواهند رسيد!

اما وقتي شروع كرديد يادتان باشد كه گام به گام پيش برويد (سنگ بزرگ نشانه‌ي چيست؟) اين كار باعث مي‌شود تا هزينه‌ي مالي و غيرمالي (مثلا زماني) زيادي هم به خودتان تحميل نكنيد. مي‌دانيد كه؛ هر كار جديد با ريسكِ مقداري ضرر همراه‌ است. هر گام كه پيش رفتيد اندكي توقف كنيد و به چيزهايي كه ياد گرفته‌ايد و احساس‌تان در زمان انجام كار و بعد از آن فكر كنيد. آيا به هزينه‌اش مي‌ارزد؟ اگر نه سراغ كار ديگري برويد. اگر بله مسيرتان را با گام كوچك ديگري ادامه دهيد.

خوب حالا ربط اين به شاد بودن در محيط كار چيست؟ خيلي ساده: شما بخشي از شور و اشتياقي را كه براي كار كردن لازم داريد از اين كار جديد به‌دست مي‌آوريد. اين شور و اشتياق تنها به خود آن كار محدود نمي‌شود و به تمام جنبه‌هاي زندگي شما گسترش خواهد يافت. اين شور و اشتياق با پيش‌رفت كردن در آن كار جانبي بالاتر هم خواهد رفت. حالا صبح‌ها كه از خواب بيدار مي‌شويد انگيزه‌‌اي داريد كه براي آن از تخت‌تان بيرون بياييد!

حتا اگر اين كار جانبي باعث كاهش خستگي ذهني شما نسبت به كار اصلي‌تان نشد، با اين كار حداقل به خودتان ثابت مي‌كنيد كه توان يادگيري و خلق چيزي جديد را داريد؛ مهارت بسيار مهمي كه در تمام زندگي‌تان به‌كارتان خواهد آمد.

فراموش نكنيد كه هر اقدام عملي تأثيري ـ هر چند بسيار كوچك ـ روي دنياي واقعي خواهد داشت: بنابراين همين ام‌روز شروع كنيد. 🙂

دعوت به همكاري براي كارآموزي در يك طرح پژوهشي صنعت خودرو

اين آگهي مربوط به يكي از دوستان خوب من است:

دبيرخانه‌ي کانون هماهنگی دانش و صنعت خودروهای دونیرو (هيبريد) ـ وابسته به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری ـ مستقر در دانشگاه تهران، براي پروژه‌ي “تدوین نقشه راه خودروهای الکتریکی و دونیرو (هیبرید) در ایران” نيازمند جذب همكار است. مشخصات متقاضيان به اين شرح است:

1- دانش‌جويان يا افراد تازه فارغ‌التحصيل شده در گرايش‌هاي مختلف رشته‌هاي مهندسي صنايع، مديريت و رشته‌هاي وابسته.

2- آشنا با اصول تحليل پويايي‌هاي سيستم (سيستم دايناميكز) و طراحي و تحليل سناريو.

مزيت‌هاي اين پروژه:

1- شما مي‌توانيد در طي اين پروژه، تجربه‌ي خوبي را از مشاركت در يك طرح بزرگ صنعتي به‌دست آوريد، دانش تئوري‌تان را در عمل به‌كار بگيريد و چيزهاي جديدي هم ياد بگيريد.

2- امكان صدور گواهي‌ كارآموزي براي دانش‌جويان وجود دارد.

3- امكان پرداخت حق‌الزحمه هم براي جبران زحمات همكاران وجود دارد؛ اما مبلغ‌ش خيلي زياد نيست. بنابراين لطفا به‌عنوان شغل روي اين كار حساب باز نكنيد. هدف اصلي، آموزش كارآموزان و افراد كم‌تجربه براي ورود آن‌ها به بازار كار است.

در صورتي كه علاقه به همكاري با اين پروژه داشتيد مي‌توانيد رزومه‌تان را به اي‌ميل من gozareha@gmail.com بفرستيد.

لینک‌های هفته (100)

باز هم چه هفته‌ی پر محتوایی!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

باز هم اهميت رفتار (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (خیلی عااااالی!)

آیا خواستن توانستن است؟ و تلاش همیشه تضمین کننده موفقیت نیست (این دو مطلب خانم زهرا جم در وبلاگ تراوش‌های ذهن یک مشاور را به‌ترتیب بخوانید. به‌ترین مطالب هفته.)

ما به قهرمانی عادت نداریم (امیر مهرانی؛ The Coach)

تحمل عقيده مخالف (محسن صحراگرد؛ تجربه) (تأمل‌برانگیز …)

ده دلیل برای اینکه شما رئیس نیستید (محمد سالاری)

ایده هایی که کور می‌شوند! (جواد افتاده؛ رسانه‌های اجتماعی)

اصول مهم بیل گیتس و همسرش براي پايه‌ريزي زندگي (دنیای نوین کسب و کار)

سی دقیقه آغازین روز کاری خود را به منبع انرژی و ایده تبدیل کنید (نارنجی)

دروغ نگویید تا سالم‌تر باشید

ایسنا – ۵ روش تقویت اعتماد به نفس 

مدیریت و کارآفرینی:

فيلم صامت – سازمان صامت (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (خیلی عااااالی!)

دسته بندی کارکنان از منظر عملکرد (شهرام کریمی؛ یادداشت‌های صنایعی)

غذا دادن به کودک-۴- ظرف زیبا (علی واحد؛ وبلاگ رادمان) (در مورد مسائل مدیریتی مربوط به استقرار نرم‌افزار)

متد آموزشی متفاوت چابک (اسد صفری؛ دنیای چابک) (در ادامه‌ی این پست من)

معرفی یک وبلاگ (شهرام کریمی؛ یادداشت‌های صنایعی) (وبلاگ آقای دکتر بابک علوی از اساتید برجسته‌ی رفتار سازمانی در ایران)

چرا برندها به‌سمت مینی‌مالیسم می‌روند ؟ (پیکسلر)

فاز دو راه اندازی کسب و کار اینترنتی– شناسایی فرصت (قسمت اول) (سید رضا علوی؛ فارسی‌بیز)

9 اصل مدیریتی مدیرعامل جدید یاهو

 “ایمیل” 28 درصد وقت کارمندان را می‌گیرد

ایسنا – مهم‌ترين ابزار تبليغاتي اپل چيست؟

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

انتخاب بهترین سرویس ایمیل: مقایسه کامل جی‌میل و Outlook (فارنت) و 10 دلیل که باید Outlook.com را امتحان کنید (تورتک) (در مورد سرویس جدید ای‌میل و جذاب مایکروسافت)

هفت نکته مهم برای حفظ امنیت در فضای مجازی (فارنت) (مهم)

گوگل و نقشه‌ای که برای دانش بشر کشیده (نارنجی)

کاهش رتبه سایت‌هایی که به کپی رایت احترام نمی‌گذارند در گوگل (تورتک)

ویکی پدیا و بحران نویسنده – بیست و یکم

تعریف جدید PC (مجله‌ی شبکه)

آیا پردازنده های ARM به سطح اینتل خواهند رسید؟ (وب‌شهر)

جستجوگر گوگل از این پس به اینباکس شما هم سرک می‌کشد! (فارنت)

افزایش ۲۵ درصدی سرعت اینترنت دنیا

۵ سال ديگر ترافیک اطلاعات موبایلی به ۱۰۷ اگزابايت می‌رسد

گارتنر: شرکت‌های آی تی ۲۵۱.۷ میلیارد دلار را صرف برون سپاری عملیات خود می‌کنند

تعداد کاربران ویندوز ۷ در آستانه سبقت از ایکس.‌پی

تمام اسپم‌های لعنتی جهان:سالانه ۲۰۰ میلیون دلار درآمد/۲۰ میلیارد دلار خسارت!

محققان MIT زبان جدید برنامه نویسی را كدگذاری كردند

احساسات کارکنان به کمک نرم‌افزار سنجيده می‌شود

شبکه‌های اجتماعی:

پرسش از دوستان با جستجوگر بینگ

تأثیر شایعات توییتری بر قیمت نفت (جالب!)

حضور ۱۶۰ ميليون کاربر در شبکه اجتماعی لینکدین

قابلیت ویرایش مطالب در فیس‌بوک (به‌زودی)

فيس‌بوك سايت داستان راه انداخت

صنعت فاوا در ایران: (چه اخبار گل و بلبلی هم!)

گفتگو با مهدی اخوان بهابادی؛ دبیر شورای‌عالی فضای مجازی

پژویان: خودمان رگولاتور ارتباطات تشکیل می‌دهیم

اینترنت ملی در گفت وگو با علی حکیم جوادی

اینترنت امسال ارزان نمی‌شود/ دستگیری قاچاقچیان صوت

ايتنا – رتبه را باور کنیم یا ادعا را (تحلیلی در مورد ادعاهای مطرح شده در رابطه با ارتقای دولت الکترونیک در ایران)

نظام حقوقی ICT تدوین شد

ظرفيت پهناي باند داخل به 520 گيگابيت بر ثانیه رسيد

اقتصاد:

چگونه یک صنعت داخلی را نابود کنیم؟ (حجت قندی؛ اقتصادانه)

مصائب و خوشی‌های ارز دوگانه (حامد قدوسی؛ یک لیوان چای داغ) (حامد بعد از مدت‌ها دست به قلم شد!)

نرخ ارز و پاراداکس سیگل (حامد قدوسی؛ یک لیوان چای داغ)

تصمیمات ارزی کارا و مخرب (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL)

‌رسانه‌ و تولید ملی (رضا قربانی؛ مدیر رسانه)

معماي تعيين نرخ مناسب براي ارز مرجع

ایسنا – انتشـار اسكنـاس‌هـاي 20 هـزار تومانـي

رشـد نقدينگـي در کشور نصـف شـد

ایسنا – جمـع‌آوري 2 هـزار ميليـارد تومـان اسكنـاس

در ستايش شور درون …

“وقتي از دانشگاه بيرون اومدم به‌عنوان مهندس طراح، مشغول كار در شركت‌هاي ساختمونی و تأسيساتي شدم؛ اون هم زير نظر به‌ترين مهندساي طراح و معمارهاي ايراني. همه كار مي‌كردم: از طراحي گرفته تا سر زدن به سايت‌هاي پروژه. من هميشه داوطلب رفتن به مأموريت‌هايي بودم كه هيچ‌كس دوست نداشت به آن‌ها بره. سال‌ها زحمت كشيدم تا شدم يكي از به‌ترين مهندسان طراح تأسيسات كشور.”

“يك روز به خودم گفتم كار كردن براي ديگران بسه. من مي‌خوام براي خودم كار كنم. رفتم پيش رئيس‌‌هام. همه‌شون بهم خنديدند: «هدف‌ت چيه پسر؟ داري اين‌جا كارت را مي‌كني و پول‌ت را مي‌گيري. چي مي‌خواي؟ پول بيش‌تر؟ پست بالاتر؟ هر چي مي‌خواي بهت مي‌ديم!» اما من مي‌دونستم مي‌خوام چي كار بكنم: به خودم گفتم من از امروز ديگه مهندس نيستم. من از امروز مديرم. واقعن هم ديگه از اون روز تا امروز كار مهندسي نكردم! از يك دفتر اجاره‌اي شروع كردم. باز هم شبانه‌روزي تلاش كردم. و موفق شدم!” 

“يادم هست يك روز به سن تو كه بودم مهندس معماري كه زير نظرش كار مي‌كردم به من گفت: «مهندس كي خونه چهارم رو مي‌خري؟ كي فلان ماشين را مي‌خري؟» من بهش خنديدم: «من رو می‌گی؟» خیلی جدی گفت: «آره. تو رو می‌گم.» من گفتم: «نمی‌شه.» اون گفت: «می‌شه. تو پتانسیل‌ش را داری.» پارسال بعد از سال‌ها در سفر آمريكا ديدم‌ش. بهم گفت: «اون خنده‌ها يادته؟ ديدي به چيزي كه گفته بودم رسيدي؟» گفتم: «اونا كه هيچي. به خيلي بيش‌تر از اونا رسيدم!»”

من فكر مي‌كنم عامل اصلي موفقيت من چيزيه كه اسم‌شو گذاشتم «شور درون.» شعله‌ي دروني كه آرام و قرار را هميشه از من گرفته و هنوز هم مي‌گيره. شعله‌اي كه من را به جلو رفتن و تلاش بيش‌تر ترغيب مي‌كنه. شعله‌اي كه در سخت‌ترين روزهاي زندگي به من قدرت تحمل و كم نياوردن داده. اين شور درون من را به اين‌جا رسانده …”

*****

این‌ها حرف‌های آقای مدیرعامل است. آقاي مديرعامل امروز مالك شركتي با درآمد چند ميليارد توماني است. چند ماهي است به‌لطف يك دوست مشترك و بسيار بزرگوار با هم آشنا شديم. من افتخار پيدا كردم با سن و تجربه‌ي كم‌م مشاور ايشان در زمينه‌ي مسائل مديريتي و سازماني باشم؛ اما در عمل اين ايشان هستند كه با لطف و بزرگ‌واري‌شان من را در زندگي شغلي و حتا شخصي‌ام راه‌نمايي مي‌كنند. در اين چند ماه به‌اندازه‌ي چند سال از ايشان ياد گرفته‌‌ام. اما آن‌چه مهم‌تر است نه اين درس‌ها كه انرژي و شور دروني است كه در هم‌نشيني آقاي مديرعامل به من منتقل مي‌شود. شعله‌ي دروني من (كه قبلا اين‌جا نوشته بودم به پت‌پت كردن افتاده) دوباره حسابي روشن شده! براي هميشه مديون آقاي مديرعامل هستم … 

*****

از دفتر آقاي مديرعامل بيرون مي‌آيم و سوار آسانسور ساختمان شركت مي‌شوم. آسانسور كه حركت مي‌كند شگفت‌زده مي‌شوم: ترك بي‌نظير و انرژي‌بخش “شور درون” ياني (دانلود از اين‌جا يا اين‌جا) در حال پخش شدن است … 🙂

پ.ن. متأسفانه هر چقدر اصرار كردم آقاي مديرعامل به‌دليل فروتني‌شان اجازه ندادند تا از ايشان و شركت‌شان نامي برده شود. نام و نشان آن دوست مشترك را هم به دليل مشابه حذف كردم (هر چند همه‌ي شما مي‌شناسيدشان!) از هر دو اين عزيزان براي محبت‌‌هاي‌شان صميمانه سپاس‌گزارم.

درس‌‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (78)

“بازی‌کنان بزرگ در انتظار بازی‌های بزرگ نمی‌مانند. هر چه به پایان فصل نزدیک می‌شویم، بازی‌های بزرگ و بزرگ‌تر می‌شوند. من شخصا، تنها به این دلیل فوتبالیست شدم که می‌خواستم در بازی‌های بزرگ حضور داشته باشم.” (رايان گيگز؛ اين‌جا)

من هم شخصا به اين دليل مشاور و وبلاگ‌نويس شدم که دوست داشتم کارهاي بزرگ و ماندگار انجام بدهم! 🙂 به‌نظرم اين همان جوهره‌ي آگهي تبليغاتي معروف اپل ـ متفاوت بيانديش ـ است كه قبلا دكتر مجيدي اين‌جا براي‌مان در موردش نوشته‌اند.

اين نوع نگاه به كارها، يکي از مهم‌ترين عوامل رضايت از خود است: اين‌که بداني در محيطي حضور داري که کار بزرگي در حال انجام شدن است و اين‌كه خودت هم بخشي از آن گروه هستي! مي‌خواهد نتيجه‌بخش باشد يا نه …

اصول تدريس به روايت استاد “چابك”!

ماه گذشته به لطف دوستان ما در جامعه‌ي چابك ايران به‌ويژه اسد صفري عزيز در كلاس PSM اسكرام شركت كردم. تجربه‌ي جالبي بود از شركت در كلاسي كه به‌نوعي روي مباحث مديريتي در مهندسي نرم‌افزار تمركز داشت. و براي‌م جالب‌تر این بود كه چقدر اصول كاري حرفه‌اي در حوزه‌هاي مختلف به هم شبيه است. 🙂

جدا از چيزهايي كه در كلاس در مورد اسكرام ياد گرفتم، روش تدريس استاد درس فيصل محمود براي‌م بسيار بسيار جالب بود. به دوستان قول داده بودم در اين مورد بنويسم كه واقعن در اين يك ماهه فرصت نشد. حالا بالاخره فرصت دارم در مورد نكاتي كه از روش تدريس ايشان يادداشت كرده‌ام بنويسم:

1- فيصل ابتدا از ما خواست خودمان را معرفي كنيم و بگوييم چرا در اين كلاس شركت كرديم.

2- فيصل كلاس را با پرسيدن اين سؤال شروع كرد: سه سؤال اساسي كه مي‌خواهيد با گذراندن اين درس پاسخ‌شان را ياد بگيريد، بگوييد.

3- او سؤالات بچه‌ها را با آن‌ها دقيق كرد و از هر سؤال يك يا دو كلمه‌ي كليدي استخراج كرد و آن‌ها را منظم روي تخته‌سفيد (!) نوشت.

4- در مرحله‌ي بعد فيصل كلمات كليدي روي تخته را با كلمات كليدي اسكرام مقايسه كرد و مشابهت‌ها و مغايرت‌هاي ميان آن‌ها را نشان داد. بدين ترتيب همه‌ي ما در مورد كلمات كليدي مطرح در درس، تصور واحدي پيدا كرديم.

5- حالا فيصل مي‌توانست وارد تدريس خودش شود. او در مورد هر مفهوم، ابتدا آن مفهوم را توضيح مي‌داد و بعد به سؤالات بچه‌ها را پاسخ مي‌گفت.

6- به‌ازاي هر بخش از درس يك تمرين گروهي يا فردي داشتيم كه بايد در زمان مشخصي انجام مي‌شد. پاسخ‌ها بايد در جمع كلاس مطرح مي‌شد و در مورد آن‌ها همه‌ي گروه‌ها اظهارنظر مي‌كردند.

7- از همه جالب‌تر: فيصل وقتي اسلايدها را توضيح مي‌داد در چند مورد عمدا بخشي از مطلب را ناگفته گذاشت تا ببينيد ما حواس‌مان جمع هست يا نه؟ (چقدر هم جمع بود!) بلااستثنا كمي جلوتر در مورد آن مطلب ناگفته سؤال مطرح مي‌شد. اين‌جا فيصل برمي‌گشت به اسلايدهاي قبلي و مطلب را براي‌مان توضيح مي‌داد.

روش تدریس جالبی بود!

لینک‌های هفته (۹9)

چه هفته‌ی پر محتوايي!

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

علاقه‌های خود را گم نکنید! (امير مهراني؛ The Coach)

10 دلیلی که برنده ها دوست دارند همیشه برنده بمانند (مصطفي لامعي؛ iClub)

نقطه‌ی آغاز! (پريا فرهادي؛ همينا)

استفان کاوی درگذشت (افشين دبيري؛ مديريت منابع انساني)

مديريت و كارآفريني:

همه اشتباهات من (علي واحد؛ وبلاگ رادمان) (خلاصه‌ي ده سال تجربه‌ي آقاي واحد در يك پست عالي! به‌ترين مطلب هفته.)

قیمت حق پخش لیگ چقدر باید باشد؟ (امير علي‌زاده؛ فريادنامه)

يك تجربه خوب در استخدام (وفا كماليان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت) (من از نزديك شاهد فرايند استخدامي كه آقاي كماليان نوشته‌اند، بوده‌ام. واقعن اين كيس، كيس جالبي است!)

جمع سپاری؛ برون سپاری کارها به کاربران (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

۵ عامل مهم در بازاریابی محتوا (مصطفي لامعي؛ iClub)

۱۰ راه برای بازگرداندن مشتری ناخشنود (استاد پرويز درگي)

برنامه‌ای برای محاسبه تاریخ شمسی و پیشرفت در پراجکت (نادر خرمي‌راد)

شاخص احساس مصرف‌کننده‌ (BCCI)

هفت سؤالی که هر مدیرعاملی باید از مدیر آی‌.تی خود بپرسد

تغییر زمان برگزاری رویداد استارتاپ‌ویکند تهران

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

کنفرانس TEDx در تهران برگزار می‌شود (وبلاگينا) (بريم!؟)

افشای راز اپل: آی‌فونی که در دست دارید ۵ سال پیش طراحی شده است! (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) 

آیا می‌دانید دلیل وجود علامت @ در آدرس ایمیل شما چیست؟ (فارنت) (جالب!)

تاریخچه مرور وب شما، مثل اثر انگشت منحصر به فرد و یکتا است (زوميت)

Outlook.com: مایکروسافت غزل خداحافظی با هات‌میل را خواند (فارنت)

۶۰ درصد برنامه‌های “اپ‌استور” حتی یک‌بار هم دانلود نمی‌شوند (فارنت)

سرمقاله نیویورک تایمز هک شد!

آمازون به جنگ “آی‌تیونز” اپل می‌رود

ساخت رقیب عینک گوگل از سوی مايکروسافت

شبكه‌هاي اجتماعي: 

تایم‌لاین فیس‌بوک اجباری می‌شود

ملك عبدالله فيس‌بوك را مي‌خرد؟

83 ميليون كاربر دروغين در فيس‌بوك

صنعت فاوا در ايران:

مرکز تحقیقاتICT از وزارت ارتباطات جدا شد

ارتقاء و توسعه شبکه زیرساخت تا پایان سال

گزارش بیزینس مانیتور از ثبات رشد تلفن ثابت و اینترنت در ایران

دريافت ايميل از شركت پست پولي است

رشد 117 درصدی ارزش مبالات تجارت الکترونیک/ فعالیت 8500 فروشگاه اینترنتی

اقتصاد:

اقتصاد تجربه (استاد پرويز درگي)

What’s so great about America? (نيام يراقي؛ يادداشت‌هاي مديريت ريسك)

ريشه‌هاي پيري جمعيت (عباس عبدي؛ آينده)

شاخص بیگ‌مک / نرخ برابری دلار بر حسب خرید یک ساندویچ

خداحافظی احتمالی با ارز 1226 تومانی/ عواقب اقتصادی یک طرح ناگهانی

The State of the World’s Oil Supply | Visual.ly 

7 اشتباه در مسير شغلي

معمولا چه يك جوان تازه‌كار باشيم و چه يك آدم بسيار باتجربه، وقتي از سد غول كار پيدا كردن گذشتيم و وارد يك سازمان شديم، فكر مي‌كنيم همه چيز تمام شده و چقدر عالي هستيم و به‌به و اين‌ها! مخصوصا اگر آدمي باشيم كه با سطح دانش خوبي وارد كار شده باشيم يا در سازمان‌مان رقيبي نداشته باشيم … همين است كه وضعيت بسياري از مديران و كارشناسان سازمان‌ها از نظر مهارت‌هاي شغلي در به‌ترين حالت فاجعه است!

اين‌جا به 7 اشتباه در مسير شغلي براي متخصصان آي‌تي اشاره شده كه مي‌تواند براي همه ـ فارغ از نوع تخصص‌شان ـ مفيد باشد. اين 7 اشتباه را ببينيم و درس بگيريم:

1- آموزش نبينيد: يادتان باشد تنها اصل ثابت دنياي امروز “تغيير” است! هر چقدر هم ديروز عالي بوده‌ايد و امروز خوب هستيد، فردا روز ديگري است! بنابراين نبايد بگذاريد مهارت‌هاي‌تان قديمي شود. در متن اشاره شده كه تفاوت حقوق كساني كه در طي سال قبل آموزش ديده‌اند با آن‌هايي كه آموزش نداشته‌اند، حدود 3400 دلار بوده است.

2- خالي‌بندي كنيد: از ضرب‌المثل “خالي ببنديد تا وقتي درست‌ش كنيد” (fake it until you make it) بپرهيزيد. بالاخره روزي دست‌تان رو خواهد شد …

3- همه‌چيزدان و متكبر نباشيد: اين فرق دارد با لذت بردن از مهارت‌ها و توانايي‌هاي خود و البته اعتماد به‌نفس!

4- گرفتن مدارك تخصصي (Certification) را فراموش كنيد: مدارك تخصصي يك ابزار خوب براي اثبات تخصص شما به سازمان محل كارتان و ديگر سازمان‌ها هستند. ضمنا آموزش‌هايي كه براي گرفتن اين مدارك مي‌بينيد باعث افزايش اثربخشي شما در كار مي‌شوند. ضمنا تفاوت حقوق حدودا 4000 دلاري بين آن‌‌هايي كه مدرك تخصصي داشته‌اند و آن‌هايي كه نه وجود دارد.

5- دم‌دست‌ترين گزينه‌ي اخراج از سازمان باشيد: اگر ارزش‌ خودتان و دانش و مهارت‌هاي‌تان را به سازمان و مديران و همكاران‌تان اثبات نكنيد، نبايد از اخراج شدن ـ در اين دوران ركود اقتصادي كه سازمان‌ها هر از گاهي مجبور به‌تعديل نيرو هستند ـ شاكي باشيد.

6- براي كارراه‌هاي شغلي‌تان استراتژي نداشته باشيد: امروز كجاييد؟ چه مهارت‌هايي داريد؟ امروز چه مهارت‌هايي بايد داشته باشيد كه نداريد؟ فردا بايد كجا باشيد؟ براي پوشش به نقاط ضعف‌تان و براي كسب مهارت‌هاي جديد بايد چه كنيد؟ (كلاس برويد / خودتان درس بخوانيد / دانشگاه برويد و …)

7- رقابت را فراموش كنيد: امروز تقريبا همه از سازمان محل كارشان به‌علتي ناراضي‌اند و اگر فرصتي داشته باشند، به‌دنبال رفتن هستند. بي‌كاران هم كه ديگر هيچ! بنابراين براي هر فرصت شغلي رقباي بالقوه‌ي بسياري داريد. يادتان هم نرود كه براي بقا در داخل سازمان هم كم رقيب نداريد! براي همين بنشينيد و به اين فكر كنيد بايد چه كنيد كه بر ديگران برتري داشته باشيد. مي‌توانيد براي اين كار شرايط احراز شغل‌تان در محل كار فعلي يا سازمان‌هاي ديگر را مرور كنيد، آگهي‌هاي كاري را بررسي كنيد تا ببينيد چه مهارت‌هايي مورد نياز كارفرمايان است (و شما داريد يا نداريد) و خلاصه استراتژي‌ شغلي‌تان را به‌روز كنيد!

يك نكته را اضافه كنم: لطفا بهانه‌هايي مثل اين‌كه پول ندارم و اين وظيفه‌ي سازمان محل كارم است و چيزهايي شبيه اين‌ها را كنار بگذاريد. هيچ كس جز شما ـ بله خود شما ـ در قبال آن‌چه هستيد و آن‌چه مي‌توانيد باشيد، مسئوليتي ندارد. هر يك ريال و هر يك ثانيه‌‌اي كه روي بهبود دانش و مهارت‌هاي‌تان سرمايه‌گذاري كنيد، سرمايه‌گذاري است كه مطمئن باشيد خيلي زود نتيجه‌اش را خواهيد ديد.

(منبع عکس)

خروج از نسخه موبایل