دو هفتهي قبل را دربارهي مقالهي بسيار جذابي در زمينهي استراتژي حرف زديم. در اين پست بخش سوم اين مقالهي پربركت را با هم مرور ميكنيم. هفتهي قبل در مورد اينكه استراتژي چه چيزهايي نيست حرف زديم. بحث اين هفته در اين مورد است كه استراتژي چه چيزهايي هست!
يك استراتژي موفق، ابزاري است كه سازمان بهكمك آن خود را يك يا چند درجه بالاتر ميكشد و يا حداقل، موقعيت خود را حفظ ميكند. براي اين منظور يك استراتژي كسب و كار موفق و يكپارچه بايد ويژگيهاي زير را داشته باشد:
- از نظر دامنه جامعنگر، متوازن و بلندمدت باشد؛
- با مشاركت و توافق و رضايت تمامي اعضاي تيم مديريت ارشد تدوين شده باشد؛
- براساس يك چشمانداز كاملا مشترك تدوين شده باشد؛
- بر تحليل دقيق و كامل و شفاف محيط دروني و پيراموني سازمان مبتني باشد؛
- به حوزههاي: مالي، مشتريان، عمليات و سازمان توجه توأمان و متناسبي داشته باشد؛
- با همهي بخشها و حوزههاي كسب و كار همسو باشد؛
- براي همهي اعضاي سازمان آشكار باشد؛
- تا سطح اهداف و معيارهاي ارزيابي دقيق شده باشد تا بتوان براساس آنها برنامه را اجرا كرد؛
- در نهايت بهگونهاي نوشته شود كه ميان اعضاي تيم رهبري سازمان حسي از چشمانداز مشترك، مالكيت و اتحاد ايجاد كند.
چه استراتژي داريد و چه قصد داريد استراتژي بنويسيد نگاهي به استراتژيتان بياندازيد. آيا اين ويژگيها را دارد؟ از آن مهمتر، اگر مشاور تدوين استراتژي براي سازماني هستيد، آيا متدولوژي شما ميتواند چنين ويژگيهايي را در استراتژي سازمان ايجاد كند؟ نقطهي شروع خوبي است براي فكر كردن هر چه بيشتر.
