ها کردن دست‌هاي تهي …

مرا يک شب تحمل کن که تا باور کني اي دوست!
چه گونه با جنون خود مدارا مي‌کنم هر شب

چنان دستم تهي گرديده از گرماي دست تو
که اين يخ کرده را از بي‌کسي «ها» مي‌کنم هر شب …

محمد علي بهمني

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

2 دیدگاه برای “ها کردن دست‌هاي تهي …”

  1. سلام سحر خانم. ايميل شما را ديدم؛ اما در اين چند روز وقت كافي براي پاسخ‌گويي نداشتم. به‌زودي پاسخ سؤالات‌تان را خواهم داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل