از بازنگري استراتژي‌‌‌ تا چرخش استراتژيك

اين روزها خوشبختانه بسياري از مديران با مفهوم و اهميت استراتژي آشنا شده‌اند. در واقع شواهد متعددي نشان مي‌دهند كه اين روزها استراتژي به يك اصل اساسي براي موفقيت در دنياي كسب و كار بدل شده است. استراتژي، قطب‌نماي حركت سازمان به‌سوي آينده‌ي مطلوب خود است. استراتژي الگوهاي اصلي رفتاري و عملكردي سازمان را براي تحقق اهداف آن مشخص مي‌كند. استراتژي به ما مي‌گويد چه كاري را چرا و به‌ چه شكل و در چه زماني بايد انجام دهيم. اگر خيلي خلاصه بخواهم بگويم استراتژي، قطب‌نماي حركت سازمان به‌سوي آينده‌ي مطلوب خود است.

اما در طول اين سال‌ها با مشكل بسيار اساسي مواجه شده‌ام: اين‌كه همه ـ اعم از مدير و كارشناس و مشاور و … ـ فراموش مي‌كنيم استراتژي موضوعي است كاملا وابسته به شرايط محيطي و در نتيجه تغييرپذير! استراتژي براساس تعدادي پيش‌فرض (Assumption) و پيش‌ران (Driver) و محدوديت (Barrier) كسب و كاري طراحي مي‌شود و در نتيجه اعتبار استراتژي، وابستگي تامي به اعتبار آن پيش‌فرض‌ها و پيش‌ران‌ها و محدوديت‌ها دارد. هر تغيير كوچكي بنا بر اصل “اثر پروانه‌اي” مي‌تواند باعث ايجاد يك تغيير كلان در كسب و كار ما شود و ماهيت استراتژي‌هاي آن را زير و رو كند. بنابراين سازمان بايد در هر لحظه براي تغيير جهت‌گيري‌هاي استراتژيك خود مطابق با تغيير شرايط كلان محيطي آمادگي داشته باشد. اين تغيير البته هم مي‌تواند كنشي و براي بهره‌گيري از فرصت‌ها باشد و هم واكنشي و براي فرار از آثار منفي تغييرات بر كسب و كار ما. اين تغيير جهت را مي‌توان نوعي “چرخش استراتژيك” (Strategic Pivot) ناميد. اين در حالي است كه هنوز چرخش‌هاي استراتژيك براي بقا و رشد و توسعه‌ي كسب و كار هنوز چندان شناخته نشده است.

چرخش‌هاي استراتژيك بخش مهمي از تاريخ دنياي كسب و كار را به‌خود اختصاص مي‌دهند. در اين داستان شگرف و طولاني، هم مي‌توان نمونه‌هايي از چرخش درست استراتژيك و نجات شركت‌هايي هم‌چون: اپل، آي‌بي‌ام و … را يافت و هم مي‌توان مثال‌هايي از شكست‌هايي بسيار بزرگ نظير حضور مايكروسافت و نوكيا در بازار فناوري همراه را يافت. نكته‌ي كليدي كشف زمان درست براي تغيير جهت استراتژيك است و همين دقيقا آن چيزي است كه برنده‌ها را از بازنده‌ها متمايز مي‌كند.

بازنگري استراتژي شبيه فرايند تدوين استراتژي است؛ اما در اين‌جا سازمان با سؤالات متفاوتي مواجه است‌؛ چرا كه سازمان نسبت به زماني که داراي استراتژي نبوده، حداقل به دانش و تجربه‌ي تدوين و اجراي (چه کامل و چه ناقص) يک برنامه‌ي کلان و استراتژيک دست يافته است. بنابراين اين تجربيات سازمان، بايد در فرايند بازنگري استراتژي در نظر گرفته شوند تا برنامه‌ي بازنگري شده با واقعيات و مقتضيات سازمان هم‌خواني بيش‌تري داشته باشد.

در اين زمينه چند سؤال زير مي‌توانند به شما در ارزيابي به‌تر استراتژي موجود كسب و كارتان كمك كنند:

  • آيا برنامه داراي توجيه و واقع‌گرا است؟
  • آيا پيوستگي و هماهنگي دروني دارد؟
  • آيا با موضوعات حياتي و فرضيات اساسي سازمان براي آينده هم‌خواني دارد؟
  • آيا کارکنان نسبت به انجام اين برنامه متعهدند؟
  • هر يک از واحدهاي سازماني نسبت به موضوع محوري استراتژي ـ يعني رقابت ـ تا چه حد آگاهي دارند؟
  • توانايي واحدهاي سازماني براي اجراي استراتژي تا چه اندازه است؟
  • آيا برنامه بايد گسترده باشد و همه‌ي سازمان درگير اجراي آن شوند يا در يک يا چند واحد محدود متمرکز باشد؟
  • آيا ايده‌هاي محوري برنامه درست هستند؟
  • آيا نيازمندي‌هاي برنامه با وضعيت منابع سازماني (نيروي انساني، مالي، ابزارها و تجهيزات و مانند آن‌ها) متناسب هستند؟

توجه كنيد كه اين سؤالات را مي‌توان به‌عنوان يك ابزار پايش دائمي استراتژي‌ها در قالب يك يا چند معيار كليدي موفقيت (KSF) تعريف كرد و از آن‌ها براي كشف زمان نزديك شدن به زمان ايجاد يك تغيير جهت استراتژيك نيز بهره برد.

با ارزيابي و پايش دائمي معتبر بودن استراتژي كسب و كارتان مي‌توانيد هم از جهت‌گيري درست حركت خود براي بقا و توسعه‌ي كسب و كارتان مطمئن شويد و هم عملكرد اثربخش كسب و كارتان ـ به‌ويژه در حوزه‌ي بسيار مهم تخصيص منابع ـ را تضمين كنيد.

به‌ترين زمان براي ارزيابي استراتژي كسب و كار شما همين امروز است. شايد فردا دير باشد! توصيه مي‌كنم كار را از كشف پيش‌فرض‌هاي ذهني و واقعي و آشكار و پنهان خود، شركا، مديران و كاركنان سازمان در مورد آينده‌ي مطلوب، وضعيت امروز و ماهيت كسب و كارتان شروع كنيد و سپس با بررسي پيش‌ران‌ها و موانع موجود كسب و كار در محيط رقابتي و با كمك گرفتن از سؤالات مطرح شده در اين پست، اقدام به ارزيابي عميق‌تر و در صورت لزوم تغيير و اصلاح استراتژي‌هاي خود بپردازيد. شايد زمان چرخش استراتژيك شما براي رسيدن به موفقيت بزرگي كه هميشه منتظرش بوده‌ايد، فرا رسيده باشد. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱20): مدیریت تغییر به زبان ساده

“گواردیولا تاثیر خیلی خوبی روی من گذاشت. ما تغییراتی داشتیم؛ زیرا او ایده‌ها و فلسفه‌ی خودش را دارد. این کاملا طبیعی است و باعث قوی‌تر شدن ما می‌شود. معتقدم که ایجاد تغییر اتفاق خوبی است. گواردیولا طراوت تیم را حفظ کرده است. اگر او دقیقا همان مسیر قبل را ادامه می‌داد، ممکن بود دچار غرور شویم. بعضی‌ها فکر می کردند که همه چیز فصل گذشته بی‌نقص پیش رفت، پس باید همان مسیر را ادامه بدهیم. گواردیولا کاری کرد که ما گوش به‌زنگ باشیم و آماده مبارزه. ما در حال یادگیری هستیم و این همیشه اتفاق خوبی است.” (آرین روبن؛ این‌جا)

راستش این جملات درخشان از روبن بعید است؛ اما واقعی است! روبن به نکته‌ی بسیار مهمی اشاره کرده است: همه فکر می‌کنند یک تیم برنده، چون برنده شده نیازی به تغییر و به‌تر شدن ندارد؛ اما دقیقن همیشه دلیل به‌پایان رسیدن عصر یک تیم بزرگ همین بوده است. دور نیست روزهایی که بسیاری نقش پپ عزیز را در موفقیت‌های رؤیایی بارسلونا نادیده می‌گرفتند و معتقد بودند که آن تیم، بدون مربی هم به همه‌ی آن موفقیت‌ها می‌رسید. شاید بد نباشد حال و روز امروز بارسا را با آن زمان مقایسه کنیم و نگاهی هم بیاندازیم به “توتال تیمی” که توسط یوپ هاینکس بزرگ به پپ گواردیولا تحویل داده شد و هیچ‌کس فکرش را هم نمی‌کرد بشود آن را به‌تر کرد.

روبن از تغییر ذهنیتی که پپ در تیم بایرن ایجاد کرده سخن گفته است. کاری که پپ کرده این بوده که بازیکنان در ابتدا باور کنند که لازم است تغییر کنند و در مرحله‌ی بعد چرایی و چگونگی این تغییر را درک کنند و البته بدانند که چه چیزهایی باید تغییر کند و چه چیزهایی نه. مدیریت تغییر به‌سادگی یعنی همین!

لینک‌های هفته (۱80)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

مرز باريک صميميت، جدي بودن و بي‌احترامي

هنر لبخند زدن را بیاموزیم

اقتصاد آنلاین – ساعت طلایی برای خوابیدن؟

مدیریت کسب و کار:

چطوری یه شرکت تاسیس کنم؟ (نادر خرمی راد)

ترجمه مهمان: پیکسار و آفرینش شخصیت آرت (جادی؛ کی‌بورد آزاد)

وظیفه مربی یا کوچ (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

هزینه‌های تولید و استراتژی (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق) (فعال شدن ابراهیم را تبریک می‌گویم و تشویق‌ش می‌کنم حتما ادامه بده.)

تشریفات برند (استاد پرویز درگی)

تربیت مدیر یا رهبر در دوره‌های آموزشی | سید بابک علوی

اقتصاد:

تحریم‌ها کم شدن یا کمرنگ شدن؟ (علی دادپی؛ اقتصاد خرد، بازار و خانوار)

تورم سال آینده به زیر ۱۵ درصد خواهد رسید | سایت طلا (متن سخنرانی مهم وزیر اقتصاد در مجلس خبرگان رهبری)

اقتصاد آنلاین – سیف: نرخ سود بانکی افزایش پیدا نمی‌کند

اقتصاد آنلاین – همایش اقتصاد آنلاین برگزار شد

اقتصاد آنلاین – خسارت تعطیلات نوروز بر اقتصاد ایران

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار و اقتصاد:

دکتر نیلی: ارزش واقعی یارانه نقدی ۱۹ هزار تومان/ تورم ماهانه ۴ دهم درصد/ شناسایی درآمد خانوارها از اردیبهشت

اقتصاد آنلاین – هرایرانی چقدر در بانک پول دارد؟

اقتصاد آنلاین – گزارش رسمی توزیع ثروت در ایران

ذخایر ارزی ۶۸ میلیارد دلاری ایران بیشتر از ۱۳۸ کشور جهان | سایت طلا

اقتصاد آنلاین – یک ثانیه آگهی در تلویزیون 16 میلیون تومان!

علم و فناوری:

ایسنا – حلقه‌ای که انگشت را به عصای جادویی تبدیل می‌کند

این ماشین لباسشویی از دانه‌های پلاستیکی به جای آب برای شستشوی لباس شما استفاده می‌کند! (فارنت)

صنعت فاوا در ایران و جهان:

مخابرات کشور در چه مسیری قرار دارد؟ (خواندنی! تحلیل مهندس داوری‌نژاد نخستین رئیس رگولاتوری کشور)

کلید اینترنت جهان در دستان 7 نفر

اقتصاد آنلاین – تدوین مقررات پول بیت‌کوین در ایران

اصلاح اصول حاكم بر رومينگ ملي و كليات مجوز ارتقاي نسل‌هاي تلفن‌همراه تصویب شد – ایستنا

کسب و کار و اقتصاد فاوا:

جان اسکالی، مدیر عامل سابق اپل، برند تلفن هوشمند خود را در هند راه‌اندازی خواهد کرد – زومیت

فلیپ‌بورد اپلیکیشن Zite از CNN را به تصاحب خود درآورد – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

اقتصاد آنلاین – لینکداین، موفق‌تر از فیس‌بوک و توئیتر در کاریابی

استفاده از رسانه‌های اجتماعی در حوادث (مهران نصر؛ رسانه‌های امروز)

فناوری همراه:

ایسنا – برترین‌های غیرحرفه‌یی برنامه نویسی اندروید کشور معرفی شدند

استفاده از کف دست به عنوان صفحه‌کلید به کمک واقعیت افزوده در عینک‌هوشمند سامسونگ – زومیت

بازی تمام شد: غرامت 930 میلیون دلاری برای اپل و رفع ممنوعیت فروش برای سامسونگ! (فارنت)

آی‌فون 5s حتی بعد از تمام شدن شارژ هم حرکات کاربران را رصد می‌کند! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

ارتقای ظرفیت اینترنت با “تدبیر” و “امید” / پهنای باند 10 برابر می شود

آخرین رده‌بندی‌ها از دسترسی به فناوری اطلاعات/ رتبه 90 ایران در میان 157 کشور

15 دیتاسنتر در کشور فعالیت دارند

9 هزار میلیارد تومان درآمد مخابرات در سال گذشته

سه عنصر اصلی برند شخصی شما

آیا تا به‌حال در مورد رزومه‌ی نامرئی‌تان فکر کرده‌اید؟ وقتی کسی “من” را می‌بیند یا وقتی اسم “من” شنیده یا خوانده می‌شود، آن کسی که در ذهن دیگران می‌آید، “منِ” واقعی نیست. این “من” تنها تصویری است از وجود واقعی من که در ذهن دیگران ایجاد شده است. همان “هر کسی از ظن خود شد یار من” مولانا. این، تصویری است که من از خودم ساخته‌ام. به این تصویر یا رزومه‌ی پنهان من، در ادبیات حرفه‌ای‌ها “برند شخصی”  گفته می‌شود.

بسیاری از ما زمان زیادی را برای شکل‌دهی به رزومه مکتوب‌مان صرف می‌کنیم؛ چه با کسب تجربه باشد و چه با آموزش و اهمیت چندانی تأثیر برند شخصی‌مان روی موفقیت‌مان در زندگی و کارمان نمی‌دهیم. اما اصل ماجرا این‌جاست که برند شخصی، تأثیرگذاری و اهمیت بیش‌تری دارد تا رزومه‌ی مکتوب و سوابقی از من که بیش‌تر به چشم خودم می‌آید تا دیگران!

برند شخصی یعنی عقاید و نظرات دیگران در مورد شما به‌عنوان دوست، همکار، رهبر و هر نقش دیگری که در زندگی شخصی و شغلی‌تان ایفا می‌کنید. برند شخصی، تصویری است که از عملکرد واقعی و تعامل و ارتباط احساسی که در این نقش‌ها از خود بروز می‌دهید، به‌تدریج و در طول زمان در ذهن و قلب دیگران شکل می‌گیرد.

برند شخصی شما واجد تمامی ویژگی‌هایی است که یک برند کسب و کاری آن‌ها را دارد. فعلا به این ویژگی‌ها در مورد خودتان فکر کنید:

1- هویت برند شما: تخصص شما و ویژگی‌های شخصیتی شما. همان هویت کاری که دوست دارید آن را بشناسند.

2- نام برند شما: می‌تواند نام شما باشد یا یک نام که بازتابنده‌ی هویت برند شما باشد.

3- ارزش برند شما: دیگران ـ اعم از همکاران، دوستان و … و البته مشتریان، سازمان‌های همکار و … ـ از در ارتباط بودن با شما چه چیزی به‌دست می‌آورند؟ تخصص شما؟ شبکه‌ی ارتباطی‌تان؟ شاید هم یک احساس خوب؟ یا چیز دیگر؟ خوب است که خودتان بدانید چه ارزشی برای دیگران دارید!

برند شخصی یعنی یک عکس فوری. وقتی نام شما برده می‌شود، این “عکس” اولین چیزی است که به ذهن آدم‌ها می‌رسد. چه خوب است که این عکس برای اغلب آدم‌ها همان چیزی باشد که دوست دارید باشید. رسیدن به چنین نقطه‌ای شدنی است. لازم است اصول برندسازی شخصی را بیاموزید.

بازاریابی رسانه‌های اجتماعی

منظور از بازاريابي مبتني بر رسانه‌هاي اجتماعي، فرايند جلب توجه جامعه به يک فرد، موضوع يا برند خاص با استفاده از سايت‌هاي رسانه‌هاي اجتماعي است. برنامه‌هاي بازاريابي مبتني بر رسانه‌هاي اجتماعي معمولا بر ايجاد محتوايي که بتواند ضمن جلب توجه کاربران سايت‌هاي اجتماعي، آن‌ها را به اشتراک‌گذاري محتواي مورد نظر در رسانه‌هاي اجتماعي ترغيب کند، متمرکزند. بدين ترتيب پيام شرکت / سازمان / فرد مورد نظر، در قالب يک زنجيره‌ از کاربري به کاربر ديگر منتقل مي‌شود. ويژگي اصلي اين زنجيره‌ي انتقال پيام، “اعتمادي” است که افراد قرار گرفته در آن نسبت به هم دارند و در نتيجه، تأثيرگذاري پيام مورد نظر بر جامعه‌ي هدف به‌شکل قابل توجهي افزايش مي‌يابد. اين شيوه‌ي پيام‌رساني و تبليغاتي غيرمستقيم در برابر تبليغات سنتي قرار دارد که در آن سازمان‌ها و افراد سعي مي‌کنند تا پيام خود را به‌صورت مستقيم به افراد جامعه‌ي هدف بقبولانند. بنابراين مي‌توان گفت اين شيوه‌ي بازاريابي بر تبليغات دهان به دهان و ويروسي مبتني است.

رسانه‌هاي اجتماعي امروزه تبديل به پلت‌فرم‌هايي شده‌اند که به‌سادگي در دسترس افراد داراي دسترسي به اينترنت قرار دارند. رشد شگفت‌انگيز ظرفيت‌هاي اطلاع‌رساني اينترنت، باعث شده تا آگاهي افراد نسبت به سازمان‌ها / برندها / افراد مشهور نسبت به دهه‌هاي گذشته به‌شکل قابل توجهي افزايش يابد و در اين ميان، برنده کسي است که بتواند از ابزارهاي دنياي مجازي ـ‌که غالبا نيازمند هزينه‌هاي هنگفت رسانه‌هاي سنتي مانند تلويزيون و مطبوعات هم نيستند ـ براي بهبود تصوير و شناخته‌تر ساختن خود و برنامه‌ها و اهداف‌اش در ميان مخاطبان بالقوه و بالفعل مورد نظر خود بهره‌برداري کند.

بنابر گزارشي که اخيرا توسط مؤسسه‌ي افکارسنجي نيسلن منتشر شده، امروزه بيش از 70 درصد از شرکت‌هاي بزرگ دنيا از رسانه‌هاي اجتماعي براي تأثيرگذاري بر جامعه‌‌ي مخاطب خود استفاده مي‌کنند. اين شرکت‌ها با روش‌هاي خلاقانه به دامن زدن به شايعات، ايجاد روابط با جامعه‌ي مخاطبين، پرورش و بهبود روابط، بهبود محصولات و خدمات و ترويج آگاهي نسبت به برند خود در ميان مردم در بازه‌ي زماني بلندمدت استفاده مي‌کنند.

در سال‌های اخیر ضریب نفوذ رسانه‌های اجتماعی در ایران نیز افزایش قابل توجهی یافته است. جدا از رسانه‌های اجتماعی خارجی، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی مختلف نیز مورد اقبال کاربران ایرانی قرار گرفته‌اند و این فرصتی بسیار بزرگ برای بازاریابان است. بازاریابان می‌توانند با حضور در این فضا و تعامل با مشتریان بالقوه‌ی خود، هم به انجام تحقیقات بازار و کسب اطلاعات مورد نیاز از سلایق و نیازهای مشتریان بپردازند و هم به اهداف تبلیغی و ترویجی خود دست پیدا کنند.

کاربرد رسانه‌های اجتماعی در ایران حتی تا آن‌جا گسترده شده که برخی هنرمندان هنرهای دستی از طریق این رسانه‌ها ـ به‌ویژه اینستاگرام ـ به معرفی و فروش محصولات هنری خود می‌پردازند. هر چند آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد؛ اما با توجه به میزان طرفداران صفحات این هنرمندان می‌توان حداقل این نتیجه را گرفت که حضور در رسانه‌های اجتماعی حداقل از نظر برندسازی برای این هنرمندان مفید بوده است.

چندین کمپین‌ تبلیغاتی موفق نیز در این شبکه‌های اجتماعی صورت پذیرفته است. شاید کمپین حمایت یک شرکت محصولات غذایی از یک مؤسسه‌ی خیریه‌ی مشهور را دیده باشید و چه بسا خودتان هم در آن مشارکت داشته‌اید. قدرت نفوذ رسانه‌های اجتماعی این‌جا نمود می‌یابد! جدا از مباحثی که در مورد اخلاقی بودن یا نبودن این کمپین مطرح شد، این کمپین نمونه‌ی موفقی از کاربرد رسانه‌های اجتماعی برای اهداف بازاریابی است. به‌صورت کلی باید توجه کنید که راه‌کارهای مرتبط با حوزه‌ی ترفیع (Promotion) از مدل کلاسیک 4P بازاریابی و همین‌طور ابزارها و روش‌های قابل استفاده در قالب دو بخش کانال‌های دسترسی / ارتباط با مشتری در بوم مدل کسب و کار، توسط رسانه‌های اجتماعی به‌خوبی تقویت شده و توسعه یافته‌اند. شما در این‌جا علاوه بر این‌که مثل روش‌های سنتی خودتان را جلوی دید مشتریان بالقوه قرار می‌دهید، با او ارتباطی دو طرفه دارید و از آن مهم‌تر درباره‌ی او و علاقه‌های‌اش و البته رفتارهای‌اش در حالت طبیعی و متن زندگی‌ روزمره‌اش داده‌های بسیاری دارید (تحقیقات بازار از این واقعی‌تر سراغ دارید؟)

اغلب وقتی از بازاریابی رسانه‌های اجتماعی بحث به‌میان می‌آید تنها رسانه‌های اجتماعی خارجی به ذهن افراد می‌رسد؛ اما رسانه‌های اجتماعی داخلی هم از نظر تعداد کاربر در جایگاه نسبتا مناسبی قرار گرفته‌اند (آمار بازدید روزانه‌ی این وب‌سایت‌ها / رتبه‌بندی الکسای آن‌ها را بررسی کنید!) هر چند تعداد کاربران حرفه‌ای به‌نسبت شبکه‌های خارجی در این شبکه‌ها کم‌تر است. اما نکته‌ی اصلی در نوع نگاه کسب و کارها به این رسانه‌ها بوده است که اولا چندان جدی گرفته نشده‌اند (چند برند مشهور ایرانی در رسانه‌های اجتماعی خارجی حضور دارند و در ایرانی‌ها خیر!) و ثانیا نگاه به کاربردهای این شبکه‌ها صرفا از نوع تبلیغات بوده است. این در حالی است که استراتژی‌های بازاریابی در رسانه‌های اجتماعی از جنسی دیگرند (که در مطالب آینده به آن‌ها خواهم پرداخت.)

اما برای حضور در رسانه‌های اجتماعی و بهره‌گیری از پتانسیل‌های بالقوه‌ی آن‌ها باید پیش از هر چیزی “استراتژی رسانه‌های اجتماعی” سازمان را تدوین کرد. این‌که ماهیت این استراتژی چیست و چگونه باید آن را تدوین کرد، موضوع نوشته‌های بعدی گزاره‌ها در این زمینه است که به‌تدریج منتظر انتشار آن‌ها باشید! تا آن زمان، شاید بد نباشد کمی به نوع نگاه‌تان به رسانه‌های اجتماعی و علت نیاز کسب و کارتان به حضور در آن‌ها فکر کنید.

دعوت به کنفرانس فردای شکست

شکست. واژه‌ی آشنای زندگی ما. سرنوشتی که بسیاری از ما برای همیشه‌ی زندگی‌مان آن را تصور می‌کنیم. نقطه‌ی پایان زندگی! خلاصه‌ی ادله‌ی اثبات شعار “نمی‌شود و نمی‌توانیم!”

نگاه انسان‌ها به ماهیت شکست و پیروزی و ارتباط میان آن‌ها با یکدیگر همیشه برای من جالب بوده است. نوشته‌های بسیاری در گزاره‌ها در این رابطه نوشته‌ام و در هر جایی که حضور داشته‌ام، تمام تلاش‌م این بوده که آدم‌ها را متوجه این تنها واقعیت موجود این دنیا بکنم که: “شکست یک نقطه است نه یک مسیر!” وقتی به این باور برسیم، آن‌وقت یک گام دیگر برای حرکت به سوی دنیای زیبای مطلوب و رؤیایی‌مان برداشته‌ایم. شکست می‌تواند نقطه‌ی پایان تصور شود و می‌تواند نقطه‌ی آغازی دوباره باشد. یکی از جملات بسیار دوست‌داشتنی زندگی من این است که: “زمین خوردن کاری نداره. همه زمین می‌خورند. بلند شدنه که هنره.” و این‌ دقیقا همان جایی است که اغلب آدم‌ها در آن درمی‌مانند …

بازگشتن از شکست آن‌چنان که فکر می‌کنیم کار سخت و عجیبی نیست. به قول پپ عزیز، هر مشکلی راه‌حلی دارد! یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهای زندگی برای من جستجوی راه‌حل‌های بحران شکست است. بخشی را خودم تجربه و کشف می‌کنم و بخش مهم‌تری را از تجربیات دیگران می‌آمورم. برای‌م نشستن پای سخن آدم‌های دردمند اما موفق، یکی از سالم‌ترین تفریحات موجود در این دنیا است!

حالا فرصت مجددی برای این هم‌نشینی فراهم شده است. این هفته پنجشنبه 15 اسفند، کنفرانس فردای شکست به‌همت دوستان عزیز من در نوین‌افزار برگزار می‌شود. در این کنفرانس، 5 کارآفرین برجسته و نام‌آشنا قرار است برای من تعریف کنند که در فردای روزی که بزرگ‌ترین شکست زندگی‌شان را خوردند، چه فکری کردند و چه کاری.

خوش‌حالم افتخار دوستی و آشنایی و همکاری نزدیک با دو نفر از این پنج نفر را دارم: رضا بهرامی‌نژاد دوست نازنین من که افتخار همکاری در پروژه‌ی کلاس پرنده را با او داشته و دارم و شاهین طبری عزیز بنیان‌گذار شرکت چارگون که این اواخر افتخار همکاری با ایشان را در پروژه‌ی “فردای بهتر” خیریه‌ی همگام داشتم.

و البته محمدرضا شعبانعلی را هم که همه‌ی ما می‌شناسیم و نشستن پای حرف‌های او تجربه‌ی لذت‌بخشی می‌تواند باشد.

پیشنهاد من، حضور در این کنفرانس برای آموختن از تجارب شکست چند نفر از بزرگ‌ترین آدم‌های این کشور است. آدم‌هایی که به‌جای این‌که “بگذارند و بروند”، ماندن و جنگیدن برای ساختن دنیایی به‌تر برای خودشان و دیگران را انتخاب کردند. فراموش هم نکنید که شرکت در چنین نشست‌هایی که با حضور حرفه‌ای‌ها برگزار می‌شوند، به‌جز یاد گرفتن منفعت بسیار بزرگ‌تری هم دارد: شبکه‌سازی!

منتظر دیدارتان در فردای شکست هستم. ثبت‌نام یادتان نرود!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱9): هدف‌ بگذار؛ این‌طوری!

“با توجه به بازیکنانی که در اختیار داریم و شروعی که در این فصل داشتیم، شانس زیادی برای قرار گرفتن در جمع چهار تیم اول جدول خواهیم داشت. به‌همین خاطر اگر این فرصت را از دست بدهیم، بسیار ناامیدکننده خواهد بود. مسئله‌ی اصلی این است که در جمع چهار تیم اول قرار بگیریم. این به باشگاه از نظر مالی کمک خواهد کرد تا بتواند بازیکنان بهتری به خدمت بگیرد. فکر می‌کنم زمانی می‌توانیم بگوییم مدعی قهرمانی هستیم که تا 10 بازی پایانی هم‌چنان در این جایگاه قرار داشته باشیم. اما تنها به خاطر یک شروع خوب، هدف اصلی‌مان را فراموش نمی‌کنیم.” (اسیتون جرارد؛ این‌جا)

جرارد یکی از دوست‌داشتنی‌ترین بازیکنان دهه‌ی اخیر فوتبال جهان برای من است. به‌عنوان یک طرف‌دار چند آتشه‌ی منچستر یونایتد، شاید این‌که جرارد در فهرست دوست‌داشتنی‌های من بالاتر از مثلا وین رونی باشد، عجیب است؛ اما خوب خودم هم پاسخی برای این سؤال ندارم. 🙂

جرارد در گفته‌های‌اش به‌خوبی به سطوح مختلف هدف‌گذاری اشاره کرده است:

1- هدف بلندپروازانه (بی‌هاگ): هدفی که دست‌ یافتن به آن با امکانات فعلی نشدنی است؛ اما می‌شود رؤیای‌اش را داشت. شاید شد! (قهرمانی در لیگ برتر.)

2- چشم‌انداز: هدف واقع‌بینانه‌‌ای که در عین حال به‌اندازه‌ی کافی انگیزش‌بخش باشد (قرار گرفتن در جمع 4 تیم برتر.)

3-هدف بلندمدت: هدف واقع‌بینانه‌ی کمّی که قابل متر کردن باشد (قرار داشتن در بین 4 تیم اول در 10 بازی آخر.)

4- هدف میان‌مدت و کوتاه‌مدت: هدف واقع‌بینانه‌ی شدنی که همین الان تحقق‌اش در دستان من است (بردن بازی بعدی!)

در هدف‌گذاری، این چهار سطح هدف‌گذاری را فراموش نکنید. از بی‌هاگ شروع کنید و هدف‌های‌تان را به‌شکل مداوم به اهداف کوچک‌تر بشکنید تا به اهدافی برسید که شرح وظایف (To Do List) امروز و فردای‌تان را مشخص می‌کنند.

فرقی هم ندارد برای چه برنامه‌ریزی می‌کنید: کسب و کارتان، مسیر شغلی حرفه‌ای‌تان یا زندگی شخصی‌تان. برنامه‌ریزی و هدف‌گذاری درست، کلید اصلی موفقیت شما هستند.

لینک‌های هفته (۱۷9)

هفته‌ی بسیار کم‌لینکی داشتیم.

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی و کار حرفه‌ای:

سال جدید فرصتی استثنایی برای بازنگری رويکردهای زندگی (سید محمد اعظمی‌نژاد؛ مدیریت و منابع انسانی)

چهره‌ای که خودش را مشهور کرد (مهران نصر؛ رسانه‌های امروز)

چطور علیرغم میل باطنی خود را وادار به کار کردن کنید (بیزینس ترندز)

یک بار و برای همیشه بودجه اضطراری خود را بسازید (محمد جواد محبی؛ یک ریال)

20 شغل برتر سال 2014 | سایت طلا

خستگی بعد از خواب را چه کنیم؟

مدیریت کسب و کار:

اعتماد در سازمان (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

رویکرد چابک به محدودیت‌های سه‌گانه پروژه (نادر خرمی راد)

می‌خواهید بیشتر پول در بیاورید؟ قانون تکثیر را یاد بگیرید (بیزینس ترندز)

مهمترین عامل شکست نوآوران (محسن صحراگرد؛ تجربه)

انگیزه‌بخشی در کسب وکارهای پردردسر (محمد سالاری)

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – جزئیات نرخ رشد اقتصادی نیمه اول 92

9 هزار میلیاردتومان خرید اینترنتی در سال 92 (واقعا!؟)

بررسی هزینه‌های ماهیانه‌ی خانوارهای ایرانی

در ایران سالانه غذای 15 میلیون نفر را دور می‌ریزیم

ایسنا – مدیر عامل مپنا: به ازای هر 802 مقاله، تنها یک اختراع در کشور ثبت می‌شود

علم و فناوری:

ایسنا – بهترین خاطرات زندگی در چه سنی است؟

صنعت فاوا در ایران و جهان:

اظهارات مدیران ارشاد درخصوص نظارت بر محتوای آهنگ‌های پیشواز – ایستنا

کتاب ویکی‌پدیا در 1000 جلد منتشر می‌شود – ایستنا

جی‌میل دکمه unsubscribe را برای خلاصی از هرزنامه‌ها اضافه می‌کند

فناوری همراه:

طلسم نوکیا شکست! اولین گوشی‌ اندروید نوکیا (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

رونمایی رسمی از گلکسی اس 5 سامسونگ؛ طراحی تکراری با امکانات جدید! (فارنت)

IBM قدرت ابر رایانه واتسون را به گوشی هوشمند شما خواهد افزود

گوگل قصد دارد تلفن ماژولار (Project Ara) را به قیمت ۵۰ دلار روانه بازار کند – زومیت

رسانه‌‌های اجتماعی:

توییتر میزبان زبان مادری

سرویس ایمیل فیس‌بوک به علت عدم استقبال کاربران تعطیل شد!

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

افزایش محبوبیت ویژوال بیسیک در بین توسعه‏‌دهندگان نرم‌افزاری – ایستنا

اقتصاد آنلاین – رشد سهم گوگل از بازار جهان

تحقیقات نشان می‌دهد، ویندوزفون پرشتاب‌ترین اکوسیستم موجود از نظر رشد در دنیای ابزار‌های‌هوشمند است – زومیت

ارزش ادراکی محصول به‌عنوان یک مزیت رقابتی

وقتی از ارزش محصول یا خدمت سخن به میان می‌آید، معمولا همه به یاد قیمت و ارزش پولی محصول می‌افتند. این درست است که در نهایت همه چیز با “پول” سنجیده می‌شود؛ اما تمامی ارزش محصول یا خدمت با این نوع نگاه نمایان نمی‌شود. چه بسیارند محصولاتی که حتی با قیمت بسیار پایین خریداری نمی‌یابند و چه اندک‌اند محصولاتی که هر قیمتی داشته باشند، صفی طولانی برای خرید آن‌ها ایجاد می‌شود. به‌نظر می‌رسد در این میان حلقه‌ی مفقوده‌ای وجود دارد: چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟

پاسخ این است ‌که مشتری برای محصول یا خدمت ما جدا از ارزش پولی آن ارزش‌های دیگری نیز قائل است. در حقیقت مشتری برای خرید کردن، تنها براساس قیمت یا ارزش پولی تصمیم نمی‌گیرد؛ اگر چه این عامل، در تصمیم نهایی مشتری بسیار کلیدی است. اما چه عوامل دیگری در تصمیم نهایی مشتری برای قضاوت در مورد ارزش‌مندی محصول یا خدمت مؤثرند؟

نگاه سیستماتیک به تصمیم مشتری برای خرید می‌تواند ما را به سوی پاسخ صحیح هدایت کند. انسان‌ها دارای ویژگی‌های شخصیتی، تجربیات، اولویت‌ها و نیازهای متفاوتی هستند. این تفاوت‌های فردی همگی ـ چه به‌صورت آگاهانه و چه به‌صورت ناآگاهانه ـ روی تصمیم نهایی مشتری برای خرید تأثیرگذارند.

اما تمام ماجرا هم این نیست. تصمیم‌گیری تنها براساس اطلاعات درونی صورت نمی‌گیرد و نیازمند داده‌هایی است که از محیط به انسان منتقل می‌شوند. به‌دلیل محدودیت‌های حواس ادراکی بشر، هر فردی در مواجهه با یک پدیده (که در این‌جا یک محصول یا خدمت است)، برداشت متفاوتی نسبت به آن پدیده با دیگری خواهد داشت. البته حدود 80 درصد این برداشت‌ها با یکدیگر یکسان‌ هستند. حالا بیایید ارتباط میان برداشت مشتری با ارزش محصول یا خدمت را بررسی کنیم.

از نگاه استراتژیک برداشت مشتری از “ارزش” محصول یا خدمت را “ارزش ادراکی” می‌گوییم. ارزش ادراکی از هر دو عامل منطق و احساس تشکیل شده است. بخش منطقی ماجرا همان 80 درصد ادراک مشابه میان افراد مختلف در تحلیل ارزش محصول است و بخش احساسی هم 20 درصد باقی‌مانده. اما ماجرا وقتی جالب می‌شود که توجه کنیم در اغلب موارد احساس بر منطق برتری دارد و در نتیجه اگر بتوانیم مشتری را از نظر احساسی مجذوب کنیم، دیگر نیازی به متقاعد کردن او برای خرید نداریم.

به‌همین دلیل در چند سال اخیر، “بازاریابی حسی” که بر فروش محصول / خدمت براساس تأثیرگذاری روی احساس مشتری متمرکز است، در دنیای کسب و کار مورد توجه جدی قرار گرفته است. بازاریابی حسی به آن 20 درصد احساس مشتری می‌پردازد و معتقد است که 80 درصد ارزش ادراکی منطقی محصول / خدمت، کارکردهای حداقلی است که باید حتما در محصول / خدمت وجود داشته باشند تا در میان گزینه‌های مورد بررسی مشتری قرار بگیرد. بنابراین برای موفقیت در فروش، باید روی عاملی متمرکز شد که محصول / خدمت ما را از رقبا متمایز می‌کند. پیش از این این عامل تمایز یا “مزیت رقابتی” تنها روی ویژگی‌های کارکردی محصول / خدمت متمرکز بود؛ یعنی این‌که چطور محصول / خدمت ما از رقبای‌اش بهتر کار می‌کند یا چه کارکردهای متمایزی دارد. مثلا به تبلیغات لوازم خانگی دقت کنید. در آن‌جا تمرکز بر روی این است که کدام تلویزیون تصویر شفاف‌تر و باکیفیت‌تری دارد، کدام یخچال کارهای بیش‌تری انجام می‌دهد (مثل یخچالی که تلویزیون دارد!)، کدام لباس‌شویی حجم بیش‌تری لباس را با مصرف آب پایین‌تری می‌شوید و کدام جاروبرقی قدرت مکش بیش‌تری دارد. می‌بینید؟ تمرکز روی کارکردها است. اما بازاریابی امروز از ویژگی‌های کارکردی گذشته و روی عامل دیگری تمرکز دارد که “تجربه‌ی مشتری” نامیده می‌‌شود.

تجربه‌ی مشتری چیز عجیب و غریبی نیست. تجربه‌ی مشتری دو عامل کلیدی دارد: من باید محصول / خدمتی بسازم که درست کار کند و حس خوب و هیجان‌انگیزی به مشتریان بدهد. وقتی از ابتدای طراحی محصول / خدمت تمرکز روی ایجاد حس خوب برای مشتری باشد، ارزش ادراکی حسی نیز در محاسبات طراح و سازنده و فروشنده در نظر گرفته می‌شود و نتیجه‌اش این می‌شود که قیمت نهایی نیز براساس هر دو عامل محاسبه می‌شود.

اما وقتی نقطه‌ی شروع حس مشتری باشد و نه کاری که باید محصول / خدمت انجام دهند، تحولی بنیادین در تفکر ما نسبت به طراحی و ساخت و فروش محصول / خدمت ایجاد می‌شود. حالا مسئله این نیست که به مشتری نشان دهیم مشکل او چگونه حل می‌شود: تنها کافی است مشتری درک کند نیاز / مشکلی دارد که راه‌حل آن در دست ماست! وقتی مشتری چنین ارتباطی با برند / محصول / سرویس ما برقرار کند، دیگر رقابتی در میان نیست. مشتری به‌صورت پیش‌فرض ـ و در بسیاری مواقع بدون فکر کردن ـ ما را انتخاب می‌کند و حتی به فکر وجود داشتن رقبای ما هم نمی‌افتد. حالا ما در بازاری رقابت می‌کنیم که رقیبی نداریم و این یعنی یک “اقیانوس آبی” را برای خودمان خلق کرده‌ایم!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۱8): چرا مثبت‌انديشي؟

“یک بازیکن باید به خودش ایمان داشته باشد. اگر این طور نباشد، اوضاع چه در داخل و خارج از زمین خوب پیش نخواهد رفت. مثبت فکر کردن و به خود ایمان داشتن مهم است؛ نه‌تنها در فوتبال، بلکه برای پیش‌رفت کردن به عنوان یک انسان.” (شينجي كاگاوا؛ اين‌جا)

كاگاوا به نكته‌ي قشنگي اشاره كرده است: مثبت‌انديشي فقط به‌درد اين نمي‌خورد كه فشار و دردهاي زندگي را كم‌تر كنيم؛ بلكه براي پيش‌رفت كردن لازم است. ولي چرا؟ چون مثبت‌انديشي باعث مي‌شود كه ايمان پيدا كنم كه:

1- آينده ساختني است نه باختني؛

2- خود من مسئول ساختن آينده هستم و مي‌توانم هم بسازم‌ش!

در حقيقت مثبت‌انديشي چون باعث تغيير عملكرد مي‌شود به موفقيت مي‌انجامد؛ نه اين‌كه خودش عامل موفقيت باشد. بنابراين كنار آن آدمك غرغروي دروني‌تان براي يك آدمك خوش‌رو و پرلبخند هم جاي كوچكي باز كنيد. من خودم اثرش را تجربه كرده‌ام؛ ضرر نمي‌كنيد!

به‌نظرم لازم است يك جمله‌ي انرژي‌بخش استاد سابق همين جناب كاگاوا در تيم دورتموند يعني يورگن كلوپ دوست‌داشتني را هم ـ كه قبلا نوشته بودم ـ اين‌جا يادآوري كنم: “اگر می‌خواهید نتیجه‌ی ویژه‌ای بگیرید، باید احساس ویژه‌ای داشته باشید!

خروج از نسخه موبایل