نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (2)

هفته‌ی قبل بحثی را آغاز کردم درباره‌ی مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در دنیای متخصصان حرفه‌ای (این‌جا.) قرار شد که این بحث‌ را دوشنبه‌ها دنبال کنیم. امشب می‌خواهم کمی به مقدمات بحث اصلی بپردازم. این‌که با چه روشی می‌توانیم مدل‌های کسب و کار تولید محتوا را کشف کنیم.

بیایید کمی به این اصطلاح “مدل کسب و کار” دقیق‌تر نگاه کنیم. پیش از این درباره‌ی این‌که مدل کسب و کار چیست و به چه دردی می‌خورد، توضیحات مفصلی در گزاره‌ها نوشته‌ام (این‌جا را ببینید.) آن چیزی که در این‌جا به بحث ما مربوط است پاسخ به دو سؤال اصلی است:

اول ـ مدل کسب و کار چیست؟ مدل کسب و کار به‌زبان خودمانی روش پول درآوردن ما از کاری است که داریم انجام می‌دهیم. البته منظورم نفس پول گرفتن نیست (کسب و کار به این سادگی‌ها هم نیست!)؛ بلکه روشی است که به‌کمک آن چیزی را در اختیار مشتری قرار می‌دهیم که حاضر باشد بابت آن پول پرداخت کند. اگر بخواهیم کمی جدی‌تر و علمی به ماجرا نگاه کنیم، باید بگوییم که: “مدل کسب و کار عبارت است از روشی که با آن ورودی‌های کسب و کار (مواد اولیه، دانش فنی و اطلاعات، ماشین‌آلات و تجهیزات و …) به خروجی‌‌های قابل فروش به مشتری (یعنی محصولات و خدمات) تبدیل می‌شوند و سپس برای فروش به مشتری ارائه می‌شوند.” این تعریف شاید ساده به‌نظر برسد اما چند سؤال کلیدی در دل آن وجود دارد که خلاصه‌ی هر کسب و کاری است:

1- مشتری کیست، چه نیازی دارد و بابت چه چیزی پول می‌دهد؟

2- مشتری چطور ما را پیدا می‌کند (یا برعکس ما چگونه مشتری را پیدا می‌کنیم؟)

3- ما چه “چیز”ی داریم که به مشتری عرضه کنیم و از او پول دریافت کنیم؟

4- چطور آن “چیز” را طراحی، تولید و عرضه می‌کنیم؟

5- چرا مشتری باید از ما بخرد و نه کسب و کار رقیب‌مان؟

اما از آن‌جایی که این سؤالات در حالت عادی بیش‌تر مفهوم‌ساز هستند تا اجرایی، برای تحلیل مدل کسب و کار باید از ابزار چارچوب بوم مدل کسب و کار استفاده کرد. بوم مدل کسب و کار ابزاری فوق‌العاده برای تحلیل سؤالات فوق و پاسخ‌گویی درست به آن‌ها است که پیش از این آن را در این‌جا معرفی کرده‌ام. شکل بوم کسب و کار را در شکل زیر می‌بینید:

همین‌جا یک تمرین خوب برای شما مطرح می‌کنم: رد 5 سؤال بالا را در بوم مدل کسب و کار پیدا کنید!‌ 🙂 حالا با کمک این ابزار می‌توانیم مدل‌های کسب و کار تولید محتوا را به‌تر تحلیل کنیم.

دوم ـ مدل کسب و کار تولید محتوا چه ویژگی‌های خاصی دارد؟ بدیهی است که تولید محتوا هم مثل سایر حوزه‌های کسب و کار در چارچوب بوم مدل کسب و کار قابل تحلیل است و از قوانین آن پیروی می‌کند. اما در هر حال هر حوزه‌ی کسب و کاری دارای ویژگی‌های خاص خودش است. بیایید در قالب همان 5 سؤال چند سطر بالاتر، به این حوزه که موضوع بحث ما است نگاهی بیاندازیم:

1- مشتریان تولید محتوا دو دسته‌اند: معمولا یک دسته به‌درستی تشخیص داده می‌شوند: خوانندگان که محتوا را مصرف می‌کنند تا چیزی یاد بگیرند یا از آن لذت ببرند (مثل شما خواننده‌ی عزیز این پست من.) اما مشتری دومی هم وجود دارد که عموما نادیده گرفته می‌شود؛ اما اصل درآمد تولیدکنندگان محتوای حرفه‌ای از آن‌هاست: هر فرد / سازمان / کسب و کاری که برای رسیدن به هدف‌های خود (از جمله: برندسازی، تبلیغات، تأثیرگذاری و جهت‌دهی به مخاطب و …) نیازمند محتوا (تخصصی / عمومی) باشد.

2- تولید محتوا یک کسب و کار ذاتا مبتنی بر کانال‌های ارتباطی است. برخلاف تقریبا تمامی کسب و کارها، در تولید محتوا خود محصول از کانال و رسانه‌ی توزیع آن جدا نیست. یعنی محتوا به‌محض قرار گرفتن در کانال قابل مصرف کردن است. بنابراین برای تحلیل این‌که مشتری چطور ما را پیدا کند / ما مشتری را پیدا کنیم، باید به تحلیل کانال‌های توزیع محتوا پرداخت.

3- مشخصا ما محتوا داریم. محتوا شامل هر چیزی است که پیامی را منتقل کند، با یکی از حواس پنج‌گانه در ارتباط باشد و ایده‌ای را در ذهن ما بنشاند یا احساسی را در درون ما تحریک کند (این تعریف اصلا علمی نیست و تعریفی شهودی است.) پس هم شعر و مینیمال و طنز محتوا محسوب می‌شود و هم مقالات علمی در تحلیل فیزیک کوآنتوم یا اصول موضوعه‌ی علم ریاضی! اما یک نکته نباید فراموش شود. ما معادله‌ای در این‌جا داریم: محتوا = چیزی که مشتری بابت آن پول بدهد! توجه کنید که به کیفیت محتوا کاری نداریم (به آمار پرفروش‌ترین کتاب‌های کشور توجه کنید!) البته ناامید نشوید! فروش محتوای باکیفیت البته خودش مدل کسب و کاری خاصی زیرمجموعه‌ی مدل‌های مورد نظر ما است.

4- چطور محتوا تولید می‌کنیم؟ با تحقیق و پژوهش و طراحی و نگارش و چیزهای دیگری شبیه این‌ها. فکر می‌کنم نیازی به توضیح بیش‌تر نیست!

5- تحلیل این‌که چرا مشتری باید از من بخرد نه رقیب‌م در حالت کلی کار سختی است؛ اما در هر حال با نگاهی به سؤال یک می‌توان گفت که دو عامل کلیدی “کیفیت محتوا” و “میزان تأثیرگذاری آن مطابق با نیازهای مشتری” دو مزیت رقابتی کلیدی محسوب می‌شوند.

حالا اگر بخواهیم به زبان بوم مدل کسب و کار به مدل کسب و کار تولید محتوا نگاه کنیم، با کمی دقت متوجه می‌شویم سه بخش از بوم مدل کسب و کار در این حوزه‌ اهمیتی بسیار کلیدی دارند:

همان‌طور که می‌بینید در مدل تولید محتوا سه عامل بسیار کلیدی‌اند:

1- چه محتوایی؟ (پیشنهاد ارزش)

2- برای چه کسی؟ (بخش‌بندی مشتریان)

3- از طریق چه کانالی توزیع / ارائه / منتشر می‌شود؟ (کانال‌ها)

البته در حالت کلی برای تحلیل یک نوع خاص از کسب و کار و نوآوری در آن باید تمامی بخش‌های 9 گانه‌ی بوم مدل کسب و کار را تحلیل کرد؛ اما در کسب و کار تولید محتوا سه عامل کلیدی بالا نقش اساسی را بازی می‌کنند. بنابراین تمرکز اصلی تحلیل‌های ارائه شده در بخش‌های بعدی این سلسله یادداشت‌ها روی این سه بخش از بوم مدل کسب و کار است (هر چند در یادداشت‌های بعدی خیلی به بوم مدل کسب و کار نمی‌پردازم تا تمرینی باشد برای شما که خودتان براساس نکات مطرح شده در مورد هر نوع مدل خاص کسب و کار تولید محتوا، بوم آن را رسم کنید!)

هفته‌ی آینده با هم به بررسی اولین مدل کسب و کاری تولید محتوا خواهیم پرداخت. 🙂

لینک‌های هفته (186)

به‌دلیل سفرم به مشهد مقدس و عدم دسترسی مناسب به اینترنت، دیگر این هفته مثنوی خیلی تأخیر شد! در هر حال این شما و این هم منتخب مطالب خواندنی هفته!

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

از چرا تا چگونه (نادر خرمی راد)

بیست کاری که نباید اجازه بدهید کسی شما را وادار به آن‌ها کند! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

ساختار مغز مثبت‌اندیش و منفی‌نگرها

اقتصاد آنلاین – شادترین و ناراحت ترین مشاغل 2014

مدیریت کسب و کار و سرمایه‌گذاری:

مجید جلالی، تونی، تراکتور و رفتار (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

استراتژی: داستان کسب و کار (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق)

اقتصاد آنلاین – توصیه‌های وارن بافت برای سرمایه گذاری

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – غول‌های اقتصادی جدید جهان

اقتصاد آنلاین – مدل‌های‌ اقتصادی پروفسور محمدهاشم‌ پسران

آمار کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – میزان سرمایه مردم هر استان در بانک‌ها؟

ایران با وجود تحریم‌ها هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا شد

اقتصاد آنلاین – هزینه ایجاد شغل 70 میلیون تومان شد

اقتصاد آنلاین – 2.5 میلیون نفر؛ تعداد بیکاران کل کشور

اقتصاد آنلاین – انجام 46 درصد معاملات‌ بورس توسط‌ 10 کارگزار

فاوا در جهان:

ايتنا – پایین‌تر بودن درصد خطای کدهای متن‌باز نسبت به کدهای اختصاصی (جالب!)

فاوا در ایران:

تراکنش‌های شاپرک از امسال کارمزد می‌خورد

وضعیت وزارت ارشاد در حوزه زیرساخت ارتباطی اصلا خوب نیست – ایستنا

رسانه‌های اجتماعی:

اقتصاد رسانه‌های اجتماعی؛ تولید و توزیع، هر دو پای فیل‌اند | رسانه‌های اجتماعی

انتشار محتوا در شبکه‌های اجتماعی و افزایش ۶۵ درصدی بازدیدها

«دی جی حسین فسنقری» چطور مشهور شد؟ | رسانه‌های اجتماعی

ترافیک ارجاعی فیسبوک در سه ماهه نخست سال جاری میلادی بیش از 37 درصد، پینترست حدود 48 درصد و توییتر نیز فقط 1 درصد رشد داشته‌اند – زومیت

آمار فاوا:

نزول سه پله‌ای ایران در آمادگی الکترونیکی

ايتنا – رشد ۱۰۰۰ درصدی حجم اطلاعات جهان تا سال ۲۰۲۰

ايتنا – بازار ۲۶۶ میلیارد دلاری در انتظار فناوری‏‌های BYOD

کاغذ سفیدت کجاست؟

وقتی سخن از آرزوها و رؤیاهای بزرگ به‌میان می‌آید، ناخودآگاه ترس و درد هم در وجود آدمی می‌دوند. ترس از ناشناخته‌ها و درد نشده‌ها. ترس از دوباره نشدن و طعم تلخ نرسیدن‌. این وضعیت و این احساس، خودآگاه و ارادی نیست. سرشت بشر این‌گونه آفریده شده است. بشری که همواره در ظاهر چشم به گذشته دارد و در باطن همیشه منتظر فردا است؛ البته فردایی که مطمئن است هرگز نمی‌آید! او فراموش می‌کند که خالق بزرگ وجود او خود در کتاب آسمانی‌اش فرموده که: “ما انسان را عجول خلق کردیم!” و صبر، کلید گشایش تمام درهای بسته است.

همه‌ی ما انسانیم. تک‌تک ما تجربیات تلخ و شیرینی از گذشته و حال داریم. زندگی هم چیزی جدا از همین تجربیات بشری نیست. اصلا تفاوت میان ما با سایر موجودات در همین خودآگاهی در مورد تجربیات زندگی است (و نه احساس که همه‌ی موجودات زنده آن را به‌شکلی دارند!) اما این خودآگاهی چه بر روز ما می‌آورد؟ اصل ماجرا این‌جاست.

فکر کردن و تصمیم گرفتن همیشه نیازمند داشتن اطلاعات است. مشکل این است که وقتی به آینده فکر می‌کنیم، اطلاعاتی در مورد آینده در اختیار نداریم و در نتیجه در مورد آینده براساس تجربیات و اطلاعاتی که داریم، قضاوت می‌کنیم. و چه کسی است که طعم تلخ غم و درد نرسیدن و نشدن را نچشیده باشد؟ اما آیا میان این سه موقعیت زمانی ـ یعنی گذشته و حال و فردا ـ ارتباط منطقی وجود دارد؟

پاسخ این سؤال هم بلی است و هم خیر. “بلی” از این جهت که مسیر زندگی ما یک زنجیره‌ی مستقیم است که هر حلقه‌ی آن با حلقه‌های قبلی در ارتباط است. من بذر دیروز را امروز درو می‌کنم و کاشته‌ی امروز را فردا. اما اگر زندگی تا این حد منطقی است، پس چرا این‌قدر چالش‌انگیز است؟

جایی می‌خواندم که براساس یک تحقیق روان‌شناسی، مغز انسان‌ها برای قانع شدن در مورد یک موضوع تنها نیازمند سه “حقیقت” (Fact) است. هر موقعیتی در زندگی هم جنبه‌های مثبت دارد و هم جنبه‌های منفی. جنبه‌های منفی معمولا آشکارترند (یا حداقل ذهن ما آسان‌تر کشف‌شان می‌کند!) و ما هم معمولا مثل “گلوم” ـ شخصیت منفی‌باف کارتون گالیور ـ همیشه می‌دانیم که قرار است بدترین اتفاق ممکن رخ دهد. اما لحظه‌ای تأمل کنید! زندگی واقعا این‌قدر تکراری و آینده تا به این حد تاریک است؟ قبل از ادامه‌ی بحث بگویم که نتیجه‌ی آن تحقیق روان‌شناسی این بود که برای یک بار هم که شده وقتی با ابهام مواجهید، به‌دنبال سه حقیقت مثبت بگردید و نگذارید ذهن منفی‌باف‌تان کار خودش را بکند!

وقتی بالاخره به این تصمیم رسیدیم که شیرینی و تلخی گذشته را کنار بگذاریم و به “رؤیای فردا” چشم بدوزیم، این مسئله‌ پیش می‌آید که این آینده‌ی زیبا چیست؟ پیش از این درباره‌ی آرزوهای بزرگ با هم حرف زدیم. گفتیم که آرزوهای بزرگ، همان‌هایی هستند که در عمق وجودمان به زیبایی و درستی آن‌ها باور داریم؛ اما به جبر زندگی فراموش‌شان کرده‌ایم. حالا که وقت تصویر کردن آینده‌ فرا رسیده، باید آن‌ها را از صندوق‌چه‌ی دل‌مان بیرون بکشیم. اما چگونه؟

راه‌حل این مشکل، کمک گرفتن از فن “کاغذ سفید” است. در دنیای کسب و کار توصیه می‌شود ساختن یا بازسازی یک کسب و کار را از یک ورق کاغذ سفید شروع کنید. این کار از یک سو باعث می‌شود تا کارهای اشتباه گذشته را دور بریزید و از سوی دیگر باعث می‌َشود تا کارها را از روشی جدید پیش ببرید که نتیجه‌ی آن نوآوری و تمایز است و این دو هم که کلید اصلی موفقیت محسوب می‌شوند!

در زندگی هم همین است. این‌که من به هدفی نرسیده‌ام، لزوما به معنی اشتباه بودن آن هدف نیست. خیلی وقت‌ها روش‌های من برای رسیدن به هدف اشتباه بوده‌اند و در نتیجه، باید روش کارم را عوض کنم نه این‌که از هدفم کوتاه بیایم! حتی ممکن است هدفم این‌قدر کوچک بوده که انرژی و انگیزه‌ی رسیدن به آن را نداشته‌ام!

فن “کاغذ سفید” بسیار ساده و در عین حال اثرگذار است. کاغذ سفیدی را به‌دست بگیر و ترسیم آینده را شروع کن! ذهنت را از این‌که “نتوانستم” و “نشد” و البته “نمی‌توانم” و “نمی‌شود” خالی کن. ترس را کنار بگذار. هر چقدر می‌توانی بزرگ و عجیب فکر کن و همه‌ی این‌ها را روی کاغذ سفیدت بنویس.

چه زیبا سروده است استاد سید علی صالحی عزیز که “من از اندوه آدمی آموخته‌ام که امید عین عبادت است!”

نگاهی به مدل‌های کسب و کار تولید محتوا در فضای حرفه‌ای ـ تخصصی (1)

مدت‌ها است که از افت کیفیت و کمیت وبلاگ‌ستان فارسی سخن گفته می‌شود. این‌که تا چند سال پیش در ایران چه تعداد وبلاگ و وبلاگ‌نویس وجود داشت و امروز دیگر وجود ندارد. این‌که دیگر آدم‌ها مینیمال‌نویس و مینیمال‌خوان شده‌اند و دیگر حوصله‌ای برای وبلاگ وجود ندارد. این‌که رسانه‌های اجتماعی، وبلاگ‌ها را نابود کرده‌اند و از آن‌جایی که مخاطبان وبلاگ‌نویس‌ها ـ و خود وبلاگ‌نویس‌ها ـ در رسانه‌های اجتماعی حضور دارند؛ دیگر همه ترجیح‌شان نوشتن در همان‌جایی است که همه دور هم هستند! (این واقعیت هم وجود دارد که در چند سال اخیر یکی از دلایل اصلی رشد و زنده ماندن وبلاگ‌ستان فارسی، زنده‌یاد گودر بود که با مرگ‌ش بسیاری از وبلاگ‌نویسان هم به‌دلیل از بین رفتن کلیدی‌ترین کانال ارتباطی و توزیعی خود، کرکره را پایین کشیدند!)

در مقابل، هروز شاهد ایجاد وب‌سایت‌های جدیدی هستیم که به‌نوعی هدف‌شان “تولید و عرضه‌ی محتوا” به مخاطبان است و موضوعات تحت پوشش آن‌ها از اخبار شروع می‌شود و تا مطالب بسیار تخصصی ادامه می‌یابد. این فضای نوین ـ برخلاف دوران وبلاگ‌نویسی ـ آدم‌ها مجبورند برای بقا هدف‌گذاری کنند و به‌دنبال جذب مخاطب باشند؛ و الا زحمات‌شان بی‌نتیجه رها می‌شود. همین است که انوع و اقسام روش‌های جذب مخاطب ـ از زردنویسی و دروغ‌نویسی گرفته تا تیترهای جنجالی و عکس‌های آن‌چنانی، لینک‌دزدی، کپی و پیست محتوا و … و البته در آخرین روش، حضور در شبکه‌های اجتماعی ـ همه روش‌هایی برای جذب مخاطبین میلیونی فضای وب فارسی شده‌اند. اما در این میان هم‌چنان مشکلی که باعث خاموشی بسیاری از وبلاگ‌های ایرانی شد، در میان این وب‌سایت‌ها هم دیده می‌شود.

از همان دوران گودر ـ که شاید ملاک قضاوت به‌تری در مورد رفتار وبلاگ‌نویسان ایرانی باشد ـ انگیزه‌ی اغلب وبلاگ‌نویسان میزان “لایک‌” و “هم‌خوان‌” شدن پست‌های‌شان در گودر بود. در واقع افراد هدف‌شان از نوشتن، خوانده شدن بود و لاغیر! (سایت معروف لایک‌خور یادتان هست؟) اگر اهل نوشتن باشید، می‌دانید که خوانده شدن تا چه حد حس خوبی دارد و چقدر به آدم انگیزه‌ی ادامه دادن می‌دهد. اما با بسته شدن گودر و پراکنده شدن اهل و خانواده‌ی آن در میان سایر رسانه‌های اجتماعی (و حتی ترک فضای وب توسط بسیاری از آن‌ها)، دیگر انگیزه‌ای برای نوشتن باقی نماند و نتیجه‌ی آن، کناره‌گیری بسیاری از آدم‌ها از نوشتن بود.

این مسئله در مورد وبلاگ‌های تخصصی بسیار حادتر بود. اغلب دوستان خوب من از خوانده نشدن گلایه داشتند و به این‌که مطالب تخصصصی و حرفه‌ای مخاطبی ندارند (این مسئله و گلایه‌های‌اش را امروز در رسانه‌های اجتماعی هم می‌توان دید.) ناراحت‌کننده است که بگویم به‌عنوان فردی که نزدیک به سه سال است در حد توان خودم وبلاگ‌های تخصصی در حوزه‌ی کسب و کار و فاوا را مرور می‌کنم و پست لینک‌های برتر هفته‌ را منتشر می‌کنم، در طول این سه سال شاهد ورود افراد بسیاری به فضای تخصصی نوشتن در این دو حوزه بوده‌ام که پس از مدتی به دلایل مختلف ـ که مهم‌ترین آن بی‌انگیزگی بوده است ـ دیگر خبری از آن‌ها و وبلاگ‌شان نبوده است. “نداشتن تداوم” به‌دلیل “کمبود انگیزه” که آن هم خودش ناشی از “نداشتن هدف صحیح” است، از نظر من مهم‌ترین مشکل وبلاگ‌نویسی تخصصی در ایران است.جالب است بدانید در طول این چند سال تنها وبلاگ‌هایی باقی‌مانده‌اند که از نوشتن‌شان هدفی داشته‌اند.

دقیقا همین معضل را در بسیاری از وب‌سایت‌های تولیدکننده‌ی محتوای امروزی ـ که جای‌گزین وبلاگ‌های تخصصی دوران قدیم شده‌اند ـ می‌توان مشاهده کرد. فرد یا افرادی به هر دلیلی کارشان را با قدرت آغاز می‌کنند؛ اما خیلی زود به‌دلیل عدم جذب مخاطبان کافی، عطای کار تولید محتوا را به‌ لقای‌اش می‌بخشند.

شخصا فکر می‌کنم وبلاگ‌هایی که باقی ماندند، حتی اگر شده به‌صورت ناخودآگاه برای کارشان هدف و مدل کسب و کاری داشتند. روی ناآگاهانه‌اش تأکید دارم؛ چرا که در همان روزها هم شاید هیچ‌کدام از ما به پول درآوردن از وبلاگ‌نویسی فکر نمی‌کردیم. اما در بلندمدت وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های ما اغلب به‌صورت غیرمستقیم ـ و  حتی به‌صورت مستقیم ـ زمینه‌ساز کسب درآمد شدند و همین، باعث تداوم و انگیزه‌ی بیش‌تر ما برای ادامه دادن شد. و دقیقا همین، عاملی است که باید مورد توجه تمامی تولیدکنندگان محتوای تخصصی در وب فارسی قرار بگیرد.

اما این‌جا باز هم مشکل دیگری رخ می‌نمایاند: این‌که متأسفانه اغلب افراد، تنها روش درآمدزایی که از “تولید محتوا” در قالب وب‌سایت یا وبلاگ می‌شناسند، گرفتن تبلیغات و پست‌های رپورتاژ است. این در حالی است که روش‌های متنوع دیگری هم برای کسب درآمد از تولید محتوا وجود دارد که بسیار درآمدزاتر از مدل کسب و کار مبتنی بر تبلیغات هستند. و به‌همین دلیل است که افرادی را می‌شناسم که درآمدشان از تولید محتوا بسیار بیش‌تر از پربینند‌ه‌ترین وب‌سایت‌های تخصصی ایرانی است.

در طول چند هفته‌ی آینده دوشنبه‌ها در گزاره‌ها در مورد این مدل‌های کسب درآمد از تولید محتوای تخصصی خواهم نوشت. لطفا با این سلسله نوشته‌ها همراه باشید. 🙂

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۲4): به‌بود بی‌تردید؛ اما گام به گام

از زمانی که من به اتلتیکو آمدم، به تلاش بازی به بازی برای موفقیت فکر می‌کردم. همین پیش‌روی بازی به بازی است که شانس‌هایی را دراختیار ما قرار داده. با این روند از هیچ تیمی دور نیستیم. بیش از هر زمان دیگری این طرز فکر را تقویت می‌کنیم؛ ولی بیش از هر چیزی با بحث و صحبت این کار را پیش می‌بریم. این بحث و گفتگوست که ما را زنده نگاه می‌دارد.” (دیه‌گو سیمئونه؛ درباره‌ی موفقیت‌های این فصل اتلتیکو مادرید؛ این‌جا)

دیه‌گو سمیئونه در دوران بازی‌گری‌ش هم برای هواداران تیم‌های رقیب بازی‌کن محبوبی نبود و امروز در دوران مربی‌گری‌ش هم همین وضعیت برقرار است! اما چه دوست داشته باشیم و چه نه؛ او تیمی ساخته که یکی از ترسناک‌ترین تیم‌های این روزهای اروپا است. تیمی که بارسا را نه با پارک کردن اتوبوس، که با بازی تدافعی منطقی از پای درآورد. تیمی که رئال مادرید و بسیاری دیگر از تیم‌های بزرگ اروپا را در بازی‌های رو در رو تا مرز استیصال پیش برده است.

اما سیمئونه چه کرده که تیم‌اش تا این حد موفق شده است؟ جدا از تکنیک‌های روان‌شناختی و انرژی و انگیزه‌ای که او همانند دیگر مربیان بزرگ به بازیکنان تیم‌اش می‌دهد، فلسفه‌ی ساده‌ی مربی‌گری دیه‌گو ـ که خودش در جملات بند اول این پست بیان کرده، عامل کلیدی موفقیت است. سیمئونه به‌ زیبایی

1- برای موفق شدن، لازم نیست یک کار بزرگ را یک دفعه انجام بدهی. این‌که گام به‌ گام پیش بروی و هر لحظه دنبال انجام به‌ترین کار ممکن باشی، کلید موفقیت است (این یعنی انگیزه‌ی درست.)

2- اما نباید فراموش کنی که در هر موقعیتی (و بازی با هر رقیبی) باید از استراتژی متفاوتی استفاده کنی. بنابراین فرایند و روش انجام کارها را هم باید گام به گام اصلاح کنی (این یعنی طرح و نقشه‌ یا برنامه‌ی درست.)

3- اما فقط داشتن انگیزه و برنامه‌ی درست و روش درست کار کردن و البته به‌تر کردن و تقویت دائمی سه دو عامل کافی نیست؛ شما باید بتوانید برنامه‌‌تان را در عمل پیاده کنید. پس مثل دیه‌گو سیمئونه و بازیکنان‌اش با تمرین و تلاش، سعی کن در عمل هم همان‌طوری که دوست داری و فکر می‌کنی، خوب باشی. چرا که در نهایت آن‌چه باقی می‌ماند “عملکرد” است و نه “نیت” و “هدف” و “انگیزه”.

فکر می‌کنم یک عامل کلیدی دیگر هم می‌شود برای موفقیت اتلتیکو مادرید سیمئونه در نظر گرفت. چیزی که چند فصل است بارسای سابقا افسانه‌ای و عزیز ما را از اوج پایین کشیده است: تداوم. بارسا سه فصل است که فصل را در اوج شروع می‌کند، در اوج پیش می‌رود و دست آخر در حساس‌ترین مقطع فصل در یک هفته تمام جام‌‌ها را از دست می‌دهد! بنابراین این‌که سیمئونه می‌گوید باید گام به گام پیش رفت می‌تواند یک معنی دیگر هم داشته باشد: به‌جای این‌که از اوج شروع کنی، از چند پله پایین‌تر شروع کن تا در نقطه‌ی کلیدی رقابت، بازی را نبازی!

لینک‌های هفته (۱۸5)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

رشد یا کمال؟ (ابراهیم حیدری؛ در مسیر افق) (عاااااااااااالی! شاید بتوانم بگویم مدت‌ها بود چنین مطلب فوق‌العاده‌ای نخوانده بودم. به‌ترین مطلب چند ماه اخیر!)

مراقب آرزوهای‌تان باشید

اقتصاد آنلاین – علت رواج دروغگویی در ایران

مدیریت کسب و کار:

زنگ خطر براي اصول كلاسيك بازاريابي (عاااااااااااااااااالی!)

گواهی جدید PMI در تحلیل کسب و کار (نادر خرمی‌راد) (جاالب!)

سندروم کار به جای خواب (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

تفاوت plan و schedule (نادر خرمی‌راد)

۸ کار که به بازاریابی شما صدمه می زند – بیزینس ترند

اقتصاد:

مهم‌ترین نتایج تئوریک علم اقتصاد در صدسال اخیر – مورد ۱ (لذت یادگیری اقتصاد)

رشد اقتصادی ۱.۵ و تورم ۱۵ تا ۲۰ درصدی در انتظار اقتصاد ایران طی سال ۹۳ (گزارش بانک جهانی)

ايجاد تورم تازه در اقتصاد يعني اعلام جنگ (سخنرانی خواندنی دکتر محسن رنانی)

اقتصاد آنلاین – یادداشت دکتر مسعود نیلی: نکاتی پیرامون تحولات بازار انرژی (این مقاله چند نکته‌ی جالب در مورد برنامه‌ریزی دارد که در کسب و کار هم کاربرد دارند!)

اقتصاد آنلاین – چه خطراتی متوجه اقتصاد جهان است؟

آمار کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – وام بانکی درایران ارزان‌تر از 123 کشور جهان

اقتصاد آنلاین – کاهش مصرف مواد غذایی خانوارها

مرکز آمار ایران اعلام کرد: افزایش ۱۹ درصدی قیمت فروش و ۱۸.۳ درصدی اجاره مسکن

آخرین آمار بیکاری اعلام شد: میانگین میزان بیکاری در زنان 41 درصد

اقتصاد آنلاین – تبلیغ درصداوسیما 180درصد گران‌تر ازیورونیوز!

علم و فناوری:

با همکاری چشم و مغز؛ زمان حال کش می‌آید! (عجیب و جالب …)

ضربه روحی هم ارثی است!

نوزادان زیر یک سال هیچ چیزی را فراموش نمی‎کنند

فاوا در جهان:

ادوارد اسنودن با استفاده از چه سیستم عاملی از دست سازمان ملی امنیت آمریکا در امان مانده است؟ Tails یک سیستم عامل ایمن در جیب شما! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

مریسا‌مِیِر درصدد تبدیل یاهو به موتور جستجوی پیش‌فرض ابزار‌های اپلی است – زومیت

فاوا در ایران:

مصوبات حوزه فضای مجازی بازنگری می‌شود/ تعیین تکلیف مجوزهای ترکیبی دستگاه‌های اجرایی

فهرست طرح‌های اولویت‌دار فاوا اعلام شد

واعظی: با فیلتر شبکه‌های اجتماعی به‌دلیل مسائل اقتصادی مخالفیم/ برای سرعت اینترنت ۱.۵ سال صبر کنید

فناوری همراه:

علی‌رغم فاصله‌ی 45 درصدی دانلود از گوگل‌پلی‌استور نسبت به اَپ‌استور، درآمد حاصل از اَپ‌استور 85 درصد بیشتر است – زومیت

مایکروسافت اپلیکیشن‌های آفیس آنلاین را برای استفاده در کروم منتشر کرد – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

واشینگتن‌پست: کوچ بلاگرهای ایرانی به شبکه‌های اجتماعی | رسانه‌های اجتماعی (جالب و تأمل‌برانگیز)

ايتنا – هر کاربر روزی ۱۴ بار سراغ توئیتر می‌رود (درباره‌ی استراتژی‌های موفقیت در رسانه‌های اجتماعی. این مطلب را حتما بخونید!)

اقتصاد رسانه‌های اجتماعی؛ ناهار، مجانی نیست! | رسانه‌های اجتماعی

خبرخوانی روی فیس‏بوک و توییتر | رسانه‌های اجتماعی

پنج شبکه‌اجتماعی نوظهور که روابط عمومی‌ها باید درباره آنها بدانند – ایستنا

چگونه یک شبکه‌ساز حرفه‌ای موفق باشیم؟

معمولا وقتی سخن از “شبکه‌” پیش می‌آید به‌یاد شبکه‌های اجتماعی می‌افتیم. فیس‌بوک، توییتر، گوگل پلاس و دیگر شبکه‌های اجتماعی امروزه به محلی برای ارتباطات گسترده‌ی انسانی تبدیل شده‌اند. ما در شبکه‌های اجتماعی با دوستان مان ارتباط برقرار می‌کنیم و از رویدادهای زندگی و افکار و دیدگاه‌های‌شان باخبر می‌شویم. اما تا به حال فکر کرده‌اید که در دنیای واقعی هم شبکه‌های اجتماعی معنادارند و به‌ویژه در دنیای حرفه‌ای‌ها از اهمیت بسیاری برخوردارند؟ حرفه‌ای‌ها به‌کمک شبکه‌ی افراد حرفه‌ای اطراف‌شان به گسترش کسب و کارشان، برندسازی شخصی برای معرفی هر چه بیش‌تر خود و تخصص‌شان و البته به‌دست آوردن فرصت‌های جدید کاری و اطلاعات مورد نیاز می‌پردازند.

اما چطور شبکه‌ی حرفه‌ای بسازیم؟ در این‌جا به چند راه‌کار در این زمینه می‌پردازیم:

1- هم‌دل و مشتاق باشید و انرژی درونی‌تان را به‌ دیگران منتقل کنید!

2- قابل اعتماد باشید!

3- مهارت خوب شنیدن را یاد بگیرید!

4- همیشه در حال شبکه‌سازی باشید. با هر کسی آشنا شدید ببینید با او چه همکاری یا دوستی می‌توانید داشته باشید!

5- همیشه سپاس‌گزار مردم باشید!

6- از کمک کردن به دیگران لذت ببرید!

7- همیشه صادق باشید!

پ.ن. فراموش نکنید که این هفت اصل در شبکه‌های اجتماعی مجازی هم برای موفقیت شما در جذب مخاطبان هر چه بیش‌تر کاربرد دارند. این را کاملا تجربی می‌گویم!

4 استراتژي اثبات شده براي پيشي گرفتن کسب و کار کوچک شما در رقابت

به اين تجربه‌ي دردناک فکر کنيد: يک روز صبح که از خواب بيدار مي‌شويد ايده‌ي کسب و کارتان که شب‌هاي زيادي بيدار مانده‌ايد و به آن فکر کرده‌ايد و براي تحقق آن زحمات زيادي کشيده‌ايد، توسط فرد ديگري کپي‌برداري شده است. رقباي شما نه‌تنها ايده‌ي شما را کپي‌سازي کرده‌اند؛ بلکه آن را صيقل داده و جذاب‌تر ساخته‌اند. و بدين ترتيب شما در حال از دست دادن مشتريان خود هستيد.

اين بدترين اتفاقي است که مي‌تواند براي يک کسب و کار بيافتد. اما اين همه‌ي ماجرا نيست: در دنياي واقعي هم کسب و کاري که رقيب نداشته باشد، معمولا کم‌ياب است. هر کسب و کاري در دنياي واقعي با رقابت مواجه است و در نتيجه براي از دست ندادن سهم بازار و مشتريان‌اش بايد اقداماتي را انجام دهد. و حتي اگر در چنين شرايطي قرار نداريد، خطر رقبا را نبايد دست کم بگيريد: دير يا زود آن‌ها به‌سراغ شما هم خواهند آمد.

براي مقابله با تهديدهاي ناشي از رقابت، در اين مقاله 4 استراتژي قدرتمند را معرفي مي‌کنيم که به شما براي پيروزي در رقابت کمک خواهند کرد:

1- مفاهيم جديدي را به کسب و کارتان بيافزاييد که تقليد از آن‌ها دشوار باشد:

به صندلي‌تان تکيه دهيد و در مورد مفاهيم جديدي بيانديشيد که مي‌توانيد به کسب و کارتان اضافه کنيد. در مورد تنوع‌بخشي به کسب و کارتان و عرضه‌ي محصولات يا خدمات جديد براساس آن‌چه در آن قدرتمند هستيد، فکر کنيد. شما بايد به رقباي‌تان با ايده‌هاي جديد و شگفت‌آوري که کپي‌برداري از آن‌ها بسيار مشکل است، حمله کنيد.

مي‌توانيد از همکاران، مشتريان، دوستان و نزديکان‌تان براي يافتن ايده‌هاي جديد کمک بخواهيد. محصولات و خدمات رقبا را مطالعه کنيد تا ببينيد ايده‌هاي آن‌ها را بهتر کرد يا اين‌که چگونه مي‌توان با ترکيب آن‌ها با ايده‌هاي خودتان، به ايده يا مفهوم جديدي برسيد که هيچ‌کس قبلا به آن فکر نکرده است.

محصول يا خدمت‌ خودتان را هم از ابعاد مختلف بررسي کنيد تا ببينيد چطور مي‌توان کارکردهاي مختلف آن را بهتر کرد. يا اين‌که چطور مي‌شود استفاده از محصول را راحت‌تر ساخت. حتي مي‌توانيد با بررسي محصولات يا خدماتي که به‌ظاهر ربطي به کسب و کار شما ندارند هم ايده‌هاي جديدي را کشف کنيد (مثلا الگوبرداري از روش‌هاي فروش يک محصول.)

در دنياي واقعي کاربرد محصولات، صرفا به همان کاربرد معمول محدود نمي‌شود و بايد با خلاقيت، ايده‌پردازي و مشاهده و البته داشتن تجربيات نامتعارف، کاربردهاي محصول (و در نتيجه بازار فروش آن) را تا حد امکان گسترش داد.

بياييد دو مثال را با هم بررسي کنيم:

اول ـ يک خانم کارآفرين يک بخش معمولا پنهان يک فروشگاه لوازم دست دوم را کشف کرد: او متوجه شد مالکين، بخش مربوط به لباس‌هاي بچه‌ها و اسباب‌بازي‌ها فروشگاه را يک کسب و کار از دست رفته و مرده مي‌دانند. او بخش مربوط به لباس‌ها و اسباب‌بازي‌هاي دست دوم را از مالکين فروشگاه اجاره کرد و تمام عمليات آن را بر محصولات مربوط به کودکان متمرکز ساخت. کار او باعث شد تا يک “کسب و کار مرده” 1200 متر مربعي به يک استارت‌آپ 800 متر مربعي تبديل شود که در 6 ماه به سودآوري رسيد و توانست شعبه دومي را هم در يک نقطه پايين شهري ديگر احداث کند.

دوم ـ يک مکانيک خودرو فرايند طولاني و واقعا گران دريافت گواهي‌نامه‌ خريد و فروش خودرو را طي کرد تا بدين ترتيب بتواند با رفتن به بازار محلي خودرو، “بي‌ام‌و”هاي قديمي را خريداري کند. او نمي‌خواست خودِ اين خودروها را بفروشد. به‌جاي آن، او خودروها را اوراق کرد و يک فروشگاه قطعات يدکي را براي مالکان و مکانيک‌هاي بي‌ام‌و به‌راه انداخت.

اين دو مثال نشان مي‌دهند که پيدا کردن ايده‌هاي جديد براي کسب و کارتان آن‌قدرها هم کار سختي نيست. تنها کافي است دست به جستجو در زندگي روزمره خودتان و حوزه‌ي کسب و کاري که در آن فعاليت مي‌کنيد، بزنيد. خيلي زود به ايده‌هاي کسب و کاري بسياري برخورد خواهيد کرد که کسي تا به‌امروز به آن‌ها توجه نکرده است؛ چرا که مشتريان آن‌ها را از کسب و کارها نخواسته‌اند يا کسب و کارها نتوانسته‌اند آن ايده‌ها را به مشتريان بفروشند. در واقع مانند مالکين آن فروشگاه در حال مرگ لوازم دست دوم، بسياري از صاحبان کسب و کار ممکن است حتي ندانند پرفروش‌ترين و سودآورترين محصولات‌شان کدام است يا اين‌‌که آن محصولات واقعا خاص در يک بخش فراموش‌شده فروشگاه يا دفترشان قرار دارند. شما مي‌توانيد ايده‌ها و ياد خود اين محصولات و خدمات ناديده گرفته شده و فراموش شده را از

يک نکته‌ي مهم ديگر را هم از ياد نبريد: اگر هنوز در معرض رقابت شديد نيستيد، هر فرصتي را براي جمع‌آوري و بررسي ايده‌هاي جديد از هر منبعي که مي‌توانيد، غنيمت شمريد. در مورد چگونه بهتر کردن و به‌کمال رساندن آن ايده‌ها فکر کنيد. آن‌ها را جايي مطمئن نگاه داريد تا زماني که رقبا به‌سراغ شما آمدند، آن‌ها و مشتريان‌تان را غافل‌گير کنيد.

نمي‌توانيد تصور کنيد چه ايده‌هاي بي‌نظيري مي‌تواند از همين راه به‌ظاهر ساده به‌دست بيايند!

2- بازاريابي‌تان را در هر دو “جهان” تشديد کنيد:

زماني که رقابت، سخت مي‌شود، يکي از راه‌هاي بديهي پيش روي شما افزايش هزينه‌هاي تبليغاتي‌تان است. اما آيا روش‌هاي تبليغاتي به راه‌هايي که شما مي‌شناسيد محدود مي‌شوند؟ رقباي شما از چه روش‌هايي استفاده مي‌کنند؟ شما هم از آن‌ها در اين زمينه تقليد کنيد!

روش‌هاي بازاريابي آن‌لاين و از طريق اينترنت، با سرعت کم اما قابل قبولي در حال گسترش در کشور هستند. امروز بنابر آمارهاي رسمي، بيش از 60 درصد مردم ايران به اينترنت دسترسي دارند. از اين ميان، بيش از 50 درصد کاربران از طريق استفاده از اينترنت روي گوشي‌هاي تلفن همراه خود به اينترنت دسترسي پيدا مي‌کنند. شما چه فکري براي استفاده از اين کانال ارتباطي عظيم کرده‌ايد؟ آيا از روش‌هاي تبليغات اينترنتي مثل ارسال ايميل، آگهي دادن در سايت‌هاي مرتبط با کسب و کارتان يا سايت‌هاي پربازديد، راه‌اندازي سايت اختصاصي براي کسب و کارتان و … باخبريد؟ بد نيست آن‌ها را هم امتحان کنيد.

البته فراموش نکنيد که بازار دنياي واقعي را به اميد بازاريابي در دنياي مجازي فراموش نکنيد! مشتريان شما هنوز آدم‌هاي واقعي هستند؛ نه موجودات مجازي. بنابراين در هر دو دنياي واقعي و مجازي، حضوري قدرتمند براي شناساندن خود و محصولات‌تان داشته باشيد.

3- متفاوت باشيد

شما بايد دلايل منطقي و قانع‌کننده‌اي به مشتريان ارائه کنيد که چرا بايد در مقايسه با رقباي‌تان شما را انتخاب کنند. به اين فکر کنيد که چه چيزي کسب و کار و هم‌چنين محصول و خدمت شما را از ديگران متفاوت مي‌کند؟

آيا اين دلايل براي متقاعد کردن مشتريان شما براي ترجيح دادن شما به ديگر رقبا کافي‌اند؟ اگر اين‌طور نيست، زمان آن رسيده که دست به‌کار شويد و کاري متفاوت بکنيد.

4- تصويرتان را بهتر کنيد:

تصوير شما در ذهن مشتريان، رقبا و ديگران مي‌تواند يک عامل بزرگ براي موفقيت کسب و کارتان باشد. در دنياي کسب و کار، پذيرفته شدن همه چيز يا هيچ چيز است. هنرمند کسي است که خود را به ديگران مي‌قبولاند: کسي که تصويري از کسب و کار خود را در ذهن ديگران مي‌سازد که آ‌ن‌ها کسب و کار او را براساس شايستگي‌هايي که دارد ببينيد و نه آن‌چه ندارد. اين بخشي از فرايند بازاريابي استراتژيک است؛ فرايندي که در آن يک هويت غيرقابل فراموش شدن براي کسب و کار خود مي‌سازيد: هويتي که شما را از رقباي‌تان متمايز مي‌کند و بر توان‌مندي‌هاي يگانه و ويژه محصولات و خدمات شما ـ که ديگران از آن بي‌بهره‌اند ـ تأکيد مي‌کند.

اما براي اين منظور بايد چه کار کنيد؟ وب‌سايت جذاب و حرفه‌اي براي خودتان طراحي کنيد. محتوا و اطلاعات ارزشمندي را در سايت‌تان به مخاطب‌تان ارائه کنيد. در فروشگاه‌‌تان به مشتري تا مي‌توانيد اطلاعات بدهيد. هر چقدر مشتري زمان بيش‌تري را با شما و در وب‌سايت‌تان بگذراند، احتمال بيش‌تري دارد که به خريد از شما مجاب شود.

ديوارهاي دفترتان را به‌رنگي خاص دربياوريد که در ذهن مشتري باقي بماند. تبليغات‌تان را از نظر رنگ‌بندي و شيوه‌ي طراحي گرافيکي در تمامي رسانه‌هاي تبليغاتي‌تان يکسان کنيد (مثلا تبليغات چاپي شما با کارت ويزيت شما و با وب‌سايت شما بايد تصوير يکساني را در ذهن مشتري ايجاد کنند.)

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۱۲3): برندسازی درون‌سازمانی!

“از همان زمانی که اعتمادم را به پروژه والنسیا از دست دادم، تصمیم به جدایی گرفتم. رئیس باشگاه به من دروغ‌های زیادی گفته. او انگیزه‌های مرا از میان برد. من فکر می‌کنم که می شد اوضاع‌م در والنسیا خیلی بهتر از این باشد؛ ولی بارها حقیقت را از من مخفی کردند. هیچ چیزی در این پروژه سودمند نیست.” (روبرتو سولدادو؛ این‌جا در مورد جدایی‌ش از والنسیا)

من هیچ تفسیری درباره‌ی حرف‌های سولدادو ندارم؛ جز این‌که 1500% درست است و من حرف‌های او را کاملا تجربه کرده‌ام. وقتی فرد دیگر اعتمادی به سازمان محل‌ کارش و مدیران‌ آن ندارد و وقتی هیچ منفعتی در همکاری با سازمان نمی‌بیند (این منفعت لزوما هم مادی نیست!)، قطعا وقت جدایی از سازمان فرا رسیده است. اگر چه مخاطب اصلی‌ این یادداشت مدیران هستند؛ اما در عین حال فکر می‌کنم می‌تواند تلنگری باشد بر تک‌تک ما تا تعارف را کنار بگذاریم و به جدایی از سازمانی که اعتماد و اعتقاد را از ما دریغ می‌دارد، فکر کنیم.

بد نیست بدانید این روزها در دنیا پای مباحث برندینگ به درون سازمان هم کشیده شده است. سازمان‌ها با توجه به جنگ بسیار بزرگی که با رقبای خود برای حفظ نیروهای مستعد خود دارند، نیازمند ساخت و توسعه‌ی تصویر زیبا و قابل قبول و اثرگذاری از ماهیت، آینده، کارکرد و عمل‌کرد خود در ذهن نیروهای خود، هم آن‌ها را برای افزایش بهره‌وری و انجام وظایف خود بیانگیزانند و هم با ایجاد حس خوب اعتماد و ارزش‌آفرینی (تجربه‌ی کاربری سازمانی!) آن‌ها را به ماندن برای ساختن آینده‌ی زیبای سازمان ترغیب کنند. این رویکرد جدید در مدیریت استعدادها برندسازی درون‌سازمانی نام دارد.

شما به‌عنوان یک مدیر چه فکری برای این موضوع کرده‌اید؟

لینک‌های هفته (184)

پیش از شروع: 

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان‌تان (اینوریدر به‌یاد مرحوم گودر!) دنبال کنید.
  2. لینک‌ مطالبی که توصیه می‌کنم حتما بخوانید، با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند. ضمنا لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.
  3. می‌توانید گزیده‌ی به‌ترین مطالب در حوزه‌ی شایستگی‌های کسب و کار و کار حرفه‌ای را به هر دو زبان فارسی و انگلیسی در مجله‌های فلیپ‌بوردی گزاره‌ها هر روز مطالعه کنید: فارسی: کسب و کار رقابت‌پذیر: شایستگی‌های بردن! / متخصص حرفه‌ای و انگلیسی: Competitive Business: Winning Competencies! / Professional Expert
  4. وبلاگ‌ها و سایت‌های‌ خودتان یا مورد علاقه‌تان را به من معرفی کنید تا فهرست خواندنی‌های من (و البته خود شما!) کامل‌تر شود. 
  5. من مسئولیتی در مورد دزدی محتوا در سایت‌های مورد مطالعه‌ام ندارم. اگر چنین اشتباهی صورت بپذیرد، مسئولیت با نویسنده‌ی سایت مورد نظر است. اما لطفا اعتراض‌تان را برای‌م بنویسید تا مطلب مورد نظر را از این فهرست منتخب حذف‌ش کنم.

زندگی، سلامت و کار حرفه‌ای:

چرا باید به مشاغل دیگر هم گوش چشمی داشته باشید (حتی اگر عاشق شغل کنونی خود هستید) – بیزینس ترند (عاااااااااااالی!)

اقتصاد آنلاین – 30 ویژگی یک شهروند متمدن؟ (به‌روایت دکتر سریع‌القلم!)

احساسات و تجربه‌های متناقض توسعه‌دهنده‌های موفق گیم‌ها: گناه، سرخوشی، سردرگمی برای خرج کردن عایدی، افسردگی و آشفتگی! (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

سه سئوالی که هنگام کار با رئیس جدید باید بپرسیم (محمد سالاری)

7 کلید طلایی پولدار شدن | سایت طلا

مدیریت کسب و کار:

مدل مدیریت یک پروژه‌ی چند ده بیلیون دلاری (لذت آموزش اقتصاد) (عاااالی!)

یک مشاور ـ چگونه کنترل پروژه‌ها را از دست ندهید (حسن احمدی؛ یک مشاور)

خلبان یا پیاده‌نظام (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

20 روش کاربردی برای تامین سرمایه لازم جهت آغاز و گسترش کسب و کار شخصی

چرا تماشاگران دیگر به استادیوم نمی‌روند؟ (تحلیل خواندنی امیر علی‌زاده عزیز)

اقتصاد:

هشدارهای فیس‌بوکی محسن رنانی به دولت در مورد یارانه‌ها: اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها خطربزرگ دولت است

تلخي تسليم هواپيمايي و شيريني توسعه ايرانگردي (علی دادپی؛ سر خیابان فرصت)

اقتصاد آنلاین – اولویت‌بندی 10گانه کالاها برداشته شد (خبر مهم!)

آمار و اطلاعات مدیریت کسب و کار و اقتصاد:

اقتصاد آنلاین – جایگاه ایران در شاخص‌های کسب‌وکار

کارگران امریکایی چند برابر کاربران ایرانی حقوق می‌گیرند؟

اقتصاد آنلاین – تصویر آماری از روند رشد اقتصادی

اقتصاد آنلاین – اقتصاد ایران زیر ذره‌بین صندوق‌ بین‌المللی‌ پول

اقتصاد آنلاین – گردش مالی نوروز 93 ؛ 100 میلیارد تومان

علم و فناوری:

ایسنا – «بوی موفقیت» زنان و مردان شناسایی شد

پاکسازي مغز با خواب!

هورمون عشق، آدم را دروغگو می‌کند؟

صنعت فاوا در ایران و جهان:

کودک 5 ساله‌ای که یک مشکل امنیتی اساسی را در ایکس‌باکس وان پیدا کرده، پاداش بزرگی دریافت می‌کند! – زومیت

بالاخره تعرفه کيلويي تجهيزات شبکه حذف شد

روند نزولی فروش رایانه‌های شخصی با انقضای ویندوز XP

گزارش مرکز پژوهش‌ها از گرانفروشی اینترنت و  ایران کندترین سرعت اینترنت را دارد

مدیریت و کسب و کار فاوا:

چرا توسعه‌دهنده‌ها، بیشتر روی اپلیکیشن‌های iOS کار می‌کنند تا اپلیکیشن‌های اندروید؟ (دکتر علی‌رضا مجیدی؛ یک پزشک)

نحوه‎ی حمایت مالی از پروژه‌های اشتغال‌آفرین در بخش ICT تعیین شد (خبر مهم!)

اپل دهمین برند بر‌تر جهان شد، مایکروسافت یازدهم، گوگل بیست و ششم – ایستنا

اسناد فاش شده در دادگاه اخیر نشان می‌دهد که چرا اپل می‌خواهد تلفن‌هایی با ابعاد بزرگ‌تر تولید کند – زومیت

رسانه‌های اجتماعی:

چرا هیچکس به قدرت فیس‌بوک در آینده اعتمادی ندارد؟ | رسانه‌های اجتماعی

فیس‌بوک کاربرانی که التماس لایک و به‌اشتراک‌گذاری مطالب را دارند تنبیه می‌کند!

فناوری همراه:

گوگل نتوانست کلمه “Glass” را به نام خود ثبت کند!

نسخه مخصوص آی‌پد آفیس مایکروسافت 12 میلیون بار دانلود شد!

آمار و اطلاعات فاوا در ایران و جهان:

ايتنا – یک‌پنجم صنعت نرم‌افزار جهان در دست زنان

تاکید ۷۱ درصد سازمان‌ها بر افزایش استفاده از ابزارهای موبایلی – ایستنا

ايتنا – ارزش ۳.۸ تریلیون دلاری بازار جهانی IT در سال ۲۰۱۴

بازار محصولات نرم‏‌افزاری از ۴۰۷ میلیارد دلار گذشت – ایستنا 

۵۰۰ میلیارد دلار پرداخت موبایلی در سال 2014 – ایستنا

خروج از نسخه موبایل