درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (2): کارآفرین کیست؟

هفته‌ی پیش با هم با تعریف یک بنگاه کوچک آشنا شدیم. + آن‌جا گفتیم که بنگاه کوچک یا استارت‌آپ توسط فردی به‌نام “کارآفرین” راه‌اندازی می‌شود. اما کارآفرین کیست؟ چه ویژگی‌هایی دارد؟ آیا همه می‌توانند کارآفرین باشند؟ این‌ها سؤال‌هایی است که این هفته می‌خواهیم به آن‌ها پاسخ بدهیم.

کارآفرین کیست؟

کارآفرین کسی است که فرصتی را می‌بیند یا ایده‌ای دارد و حاضر است ریسک‌های راه‌اندازی یک کسب و کار را برای کسب منفعت از آن فرصت یا ایده بپذیرد. ریسک‌هایی که در این‌جا وجود دارند لزوما ریسک‌های مالی نیستند؛ بلکه می‌توانند شامل ریسک‌های دسترسی به مواد و تجهیزات لازم و ریسک‌های روان‌شناختی هم باشند. بنابراین کارآفرین فردی “ریسک‌پذیر” است که قصد دارد از این ریسک‌پذیری پول دربیاورد.

اما ریسک‌پذیری تنها ویژگی این جناب کارآفرین نیست. در واقع یک فرد کارآفرین عموما دارای خصوصیات زیر است:

  • علاقه‌مند به ایجاد تغییر: کارآفرین با هدف ایجاد یک تغییر بزرگ (به قول استیو جابز زدن تلنگری بر کهکشان‌ها) تصمیم به راه‌اندازی کسب و کار جدیدش می‌گیرد.
  • خلاقیت: یک کسب و کار جدید را شروع می‌کند.
  • نوآوری: این کسب و کار جدید شامل یک محصول، فرایند، بازار، ماده یا شیوه‌ی سازمان‌دهی جدید است.
  • ریسک‌پذیری: مالک این کسب و کار جدید ریسک ضرر احتمالی و شکست را می‌پذیرد.
  • توان مدیریت: مالک کسب و کار اداره‌ی فعالیت‌ها و تخصیص منابع را برعهده دارد.
  • جاه‌طلبی: سطح بالایی از رشد یا سودآوری مورد انتظار مالک است.

این‌ها در عین ویژگی کارآفرینی بودن، مهارت هم هستند. یعنی شما می‌توانید آن‌ها را یاد بگیرید. هر چند در عمل ثابت شده اگر سطح اولیه‌ای از آن‌ها را نداشته باشید، موفقیت بسیار مشکل می‌شود.

به‌همین دلیل است که صراحتا باید گفت متأسفانه “کارآفرینی” به‌درد همه نمی‌خورد. دنیای کسب و کار دنیای بی‌رحمی است و هیچ چک سفید و تضمینی برای موفقیت به کسی نمی‌دهد. “ریسک” یکی از عناصر ثابت این دنیا است. برای همین “ریسک‌پذیری” و “مقاومت در برابر مشکلات” برای موفقیت در کارآفرینی ضروری‌اند.

جذابیت‌‌های کارآفرینی:

البته اصولا “کارآفرین بودن” شغل جذاب و باکلاسی است و البته با دیدن موفقیت امثال زوکربرگ و گوگلی‌ها و جابز و جف بزوس و بقیه، از نظر کسب شهرت و ثروت هم بسیار جذاب‌تر. با این حال می‌توان جذابیت‌ها و البته مزایای کارآفریتی را در 5 مورد زیر خلاصه کرد:

  • کسب منافع مالی
  • استقلال و رئیس خود بودن (داشتن قدرت تصمیم‌گیری برای کسب و کار بدون داشتن فردی بالادست)
  • آزادی (فرصتی برای خروج از موقعیت‌های نامطلوب شغل‌های حقوق‌بگیری)
  • کسب رضایت شخصی از زندگی
  • مشارکت در رشد و توسعه‌ی جامعه و پاسخ به تعهدات اجتماعی

کارآفرین در برابر مدیر:

اما جالب است بدانیم که دو نقش “کارآفرین” و “مدیر” با هم متفاوت‌اند. هر دو این نقش‌ها در یک کسب و کار کوچک می‌توانند وجود داشته باشند؛ اما لزوما بر هم منطبق نیستند. کارآفرینی و مدیریت هر دو قالبی “فرایندی” دارند؛ از جایی شروع می‌شوند و با طی تعدادی گام به یک یا چند نتیجه می‌رسند:

  • کارآفرینی: کشف نیازها و فرصت‌های قابل تجاری‌سازی موجود در بازار و پذیرش ریسک راه‌اندازی یک کسب و کار برای بهره‌گیری از این فرصت‌هاست.
  • مدیریت: فرایند دائمی حفظ مالکیت و اداره‌ی یک کسب و کار از پیش راه‌اندازی شده است.

بنابراین کارآفرین بیش‌تر با مسائل مربوط به تجاری‌سازی و ویژگی‌های فنی محصول / خدمت جدید درگیر است؛ اما مدیر علاوه بر این‌ها لازم است به جنبه‌های دیگری از جمله استخدام، مالیات، حفظ رضایت مشتریان، توجه به تغییرات نیازهای بازار و مشتریان، فروش و نگه‌داشت جریان نقدینگی در یک سطح مشخص ـ فکر کند.

بنابراین یک کارآفرین می‌تواند مدیر کسب و کار خودش هم بعد از راه‌اندازی باشد (مثل جف بزوس بنیا‌ن‌گذار و مدیرعامل آمازون) اما لزوما این‌گونه نیست (مثلا گوگل که در آن اریک اشمیت تا همین یک سال پیش مدیرعامل‌ش بود.)

آیا من “کارآفرین” هستم؟

گفتیم که لزوما همه از نظر ویژگی‌های شخصیتی نمی‌توانند کارآفرین موفقی باشند (البته نمی‌شود هم گفت اگر کسی ویژگی‌های بیان شده را نداشته باشد حتمن موفق نخواهد شد.) اما از کجا بفهمیم که “کارآفرین‌” هستیم؟ برای این منظور می‌توانید درباره‌ی ویژگی‌های کارآفرینان که در اول این پست به آن‌ها اشاره کردم فکر کنید. آیا این ویژگی‌ها ـ به‌ویژه ریسک‌پذیری ـ در شما وجود دارند؟ این ارزیابی را باید در چهار موضوع اصلی آمادگی ذهنی و تجربی، ویژگی‌های شخصیتی، شرایط زندگی شخصی و مهارت‌ها انجام دهید.

در عین حال از “نشانه‌ها” غافل نشوید. نشانه‌ها خلاصه‌ای از تجربیات کارآفرینان موفق‌اند. نشانه‌ها به ما نشان می‌دهند که آیا وقت‌ش رسیده سراغ راه‌اندازی کسب و کار شخصی‌مان برویم یا نه؟ در این‌جا برای کمک به شما به‌نقل از این‌جا 13 نشانه‌ي اين‌كه بايد براي خودتان كار كنيد را مرور می‌کنیم:

1- دوست داريد زمان كارتان انعطاف‌پذير باشد.

2- دوست داريد كنترل ايده‌ها، پروژه‌ها و كارتان دست خودتان باشد.

3- با ديگران در سازمان سر سازگاري نداريد.

4- به كاري كه انجام مي‌دهيد مشتاقيد.

5- خوب گوش مي‌كنيد.

6- با “تصميم‌گير” بودن راحتيد.

7- شبكه‌ي پشتيباني داريد كه چه در روزهاي خوب و چه در روزهاي سخت شما را ياري مي‌دهند و به شما دل‌گرمي مي‌بخشند (مثل خانواده.)

8- خودانگيز و منظم هستيد.

9- دوست داريد در جلسات به‌تنهايي شركت كنيد و توان‌ش را هم داريد.

10- توان جداسازي ذهني كار و زندگي شخصي را داريد.

11- جايي كه كاري از دست شما برنمي‌آيد، توان رها كردن ذهني و عملي را داريد.

12- توان همراه شدن و سازگار شدن با جريان كاري (در روزهاي خوب و سخت) را داريد.

13- منابع كافي (مالی / غیرمالی) در دسترس‌تان وجود دارد.

پایان درس دوم. در درس سوم هفته‌ی آینده به مراحل رشد یک کسب و کار کوچک و ویژگی‌های هر مرحله می‌پردازیم.

مقاله‌ی هفته (۱5): به‌ترین مدل فروش روی اینترنت چیست؟

ماجرای تعقیب قضایی توافق اپل با 5 ناشر بزرگ آمریکایی برای افزایش قیمت کتاب‌های الکترونیک را حتمن شنیده‌اید. جان ژانگ استاد مدرسه‌ی مدیریت وارتون دانشگاه کلمبیا در این مقاله‌ی جذاب به بررسی این ماجرا پرداخته است. نکات اصلی این مقاله را با هم مرور می‌کنیم:

ـ تا پیش از ظهور پلت‌فرم آی‌تونز اپل، مدل فروش در تجارت الکترونیک مدل “عمد‌ه‌فروشی” بود. در این مدل بین تولیدکننده و خریدار، زنجیره‌ای از بنگاه‌های واسطه قرار می‌گیرد. آمازون دقیقن این نقش را بازی می‌کند: از ناشران به‌صورت عمده‌ می‌خرد و خرده‌فروشی می‌کند. نکته‌ی کلیدی ماجرا که باعث شد تا ناشران بزرگ علیه آمازون متحد شوند این بود که در این مدل هر دو طرف ناشر و واسطه می‌خواهند منافع خود را بیشینه کنند و این دو با هم در تناقض‌اند. استراتژی آمازون این است که با فروش همه‌ی کتاب‌های الکترونیک با قیمت 9.99 دلار، مردم را به خرید کیندل و در نتیجه فروش بیش‌تر کتاب الکترونیک و افزایش سود در بلندمدت ترغیب کند؛ اما این مدل دست ناشران را می‌بندد و منافع آن‌ها را کاهش می‌دهد.

ـ در مقابل مدل عمده‌فروشی، مدل دیگری با نام “مدل حق امتياز” (Agency Model) در دنیای امروز بر بستر اینترنت ایجاد شده است. در این مدل که نماد آن آی‌تونز است، تولیدکننده یا ناشر، محصول خود را مستقیمن به خریدار می‌فروشد: در این‌جا با پلت‌فرمی مواجهیم که به هر کس اجازه می‌دهد در برابر تنها 30 درصد از هر فروش، فروش‌گاه شخصی خودش را راه بیاندازد. بنابراین هر کس حق دارد هر چقدر که دوست دارد روی محصول‌ش قیمت بگذارد. به‌همین علت این ناشران بعد از توافق پنهانی با اپل، آمازون را به در پیش گرفتن این مدل فروش ترغیب کردند و در نتیجه آمازون تحت فشار ناشران بزرگ مجبور شد قیمت خرده‌فروشی‌ش را افزایش دهد.

ـ حالا سؤال این‌جاست که کدام مدل برای مصرف‌کنندگان مناسب‌تر است؟ آیا وزارت دادگستری در تعقیب قضایی اپل و شرکای ناشرش حق داشته است؟ ژانگ می‌گوید که براساس تحلیل‌های اقتصادی که انجام داده این مشخص شده که مدل عمده‌فروشی از نظر اقتصادی مدل بهینه‌ای نیست. مشکل همان ویژگی اصلی این مدل است: هر یک از حلقه‌های زنجیره قصد دارد حاشیه‌ی سودش را بیشینه کند و این باعث می‌شود که قیمت نهایی افزایش یابد. ژانگ این مشکل را “حاشیه‌‌ی سود مضاعف” می‌نامد.

ـ اما راه‌حل مشكل “حاشيه‌ي سود مضاعف” چیست؟ مشخص‌ترین راه‌حل استراتژی یکپارچه‌سازی افقی رو به جلو است: تأسیس فروش‌گاه‌هایی برای فروش محصولات به‌صورت مستقیم به مصرف‌کننده‌ی نهایی. همان کاری که اپل با فروشگاه‌های‌ش انجام داد. اما این کار برای همه مقدور نیست: هم منابع زیادی می‌طلبد و هم تنوع محصول فراوانی. این‌جاست که “مدل حق امتياز” وارد می‌شود و براساس آن پلت‌فرمی مانند آی‌تونز، این امکان را به همه می‌دهد تا فروش‌گاه خود را تأسیس کنند و با قیمت مورد نظر خودش محصول را بفروشند. نکته‌ی مهم ماجرا این‌جاست که در این‌جا هدف هر دو طرف ناشر و صاحب پلت‌فرم بزرگ‌تر کردن کیک است و نه افزایش سهم خودشان از کیک. بنابراین آن‌ها نمی‌توانند از یک قیمت بهينه‌ي مشخص بالاتر بفروشند؛ چون مشتری نمی‌خرد و در نتیجه همه ضرر می‌کنند.

ـ در دنیای اینترنت به‌دلیل ماهیت ذاتی این محیط، هر تولیدکننده‌ای که یک سطح حداقلی از تنوع در محصولات را داشته باشد می‌تواند فروشگاه خود را تأسیس کند و محصولات‌ش را با قیمت رقابتی به‌صورت مستقیم به مصرف‌کننده‌ی نهایی بفروشد. در این‌جا مشکلات دنیای واقعی وجود ندارد: نه به منابع بسیار زیادی نیاز است و نه به تنوع محصول بسیار زیاد. ژانگ می‌گوید در بلندمدت این مدل در برابر مدل عمده‌فروشی برنده خواهد بود و برای مصرف‌کننده هم بهینه این است که این اتفاق بیافتد.

ـ در مورد خاص ماجرای اپل و ناشران و آمازون باید به چند نکته توجه کرد:

1- در بلندمدت با گسترش كاربرد مدل حق امتياز و افزایش قیمت کتاب‌ها، تولیدکنندگان کتاب‌خوان‌ها مثل آمازون، مجبورند قیمت کتاب‌خوان‌ خود را کاهش دهند تا از صرفه به‌مقیاس مشتریان بیش‌تر برای خرید کتاب‌های الکترونیک استفاده کنند.

2- برعکس اتهام تلاش برای ایجاد انحصار به اپل و ناشران اگر مدل عمده‌فروشی آمازون برنده شود، آمازون در تحمیل قیمت خود به ناشران انحصار ایجاد می‌کند. در این حالت جدا از کاهش انگیزه‌ی ناشران، سرمایه‌‌ی در دسترس آن‌ها برای سرمایه‌گذاری روی فناوری‌های پیش‌رفته و ایجاد کتاب‌های الکترونیکی که با عکس، ویدئو و محتوای تعاملی روی شبکه‌ی اینترنت هم‌راه باشند، کاهش می‌یابد. ضمنا وزارت دادگستری توجه نکرده که آمازون هم دقیقن برای افزایش حداکثری سهم بازار خود و ایجاد انحصار در بلندمدت، قیمت کتاب‌ها را در یک رابطه‌ی باخت ـ باخت با ناشرین پایین نگه داشته است.

3- مدل حق امتياز باعث می‌شود تا ناشرین مجبور باشند کتاب‌ها را روی تمام پلت‌فرم‌های موجود عرضه کنند و در نتیجه انحصار روی عرضه‌ی کتاب‌خوان‌ها هم شکسته می‌شود.

4- جالب‌تر از همه: در مدل حق امتياز ناشرین مجبور به رقابت با هم در عناوین مشابه هستند! دیگر قیمت ثابت نیست و در نتیجه هر کس تمایل دارد کتاب خودش را با کم‌ترین قیمت به مصرف‌کننده بفروشد.

ـ چه عاملی باعث می‌شود که یک واسطه مدل نمایندگی را در برابر مدل عمده‌فروشی انتخاب کند؟ در تحقیق آقای ژانگ و همکاران‌شان این نتیجه به‌دست آمده: “اگر فروش الکترونیکی باعث کاهش فروش در حالت سنتی شود، واسطه‌ها مدل حق امتياز و ایجاد پلت‌فرم را انتخاب می‌کنند؛ اما اگر فروش الکترونیکی به افزایش فروش به‌شکل سنتی منجر شود، مدل عمده‌فروشی و قرارداد مستقیم با تولیدکننده را بر می‌گزینند. ضمنا افزایش رقابت بین واسطه‌ها باعث افزایش تمایل به ایجاد پلت‌فرم می‌شود.”

تحلیل بسیار جالبی بود!

پ.ن. براي Agency Model معادل به‌تري داريد؟

لینک‌های هفته (۸5)

باز هم كمي تأخير … 🙂

یش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

مدیریت آشفتگی فکری (امير مهراني؛ The Coach) (عاااالي! يكي از به‌ترين مطالب هفته)

چگونه عادت های خوب را در خودمان نهادینه کنیم؟ (نارنجي) (عاااااالي!)

۱۰ راه برای افزایش تمرکز و کارایی محیط کار (نارنجي)

پنج نکتۀ زیرکانه برای ابراز مخالفت با رئیس (محمد سالاري)

شوخی با مدل‌های یکپارچه! (افشين دبيري؛ وبلاگ مديريت منابع انساني) 😀

 مديريت و كارآفريني:

بومی سازی: درست یا غلط؟ (بهاره حسيني) (سؤال خوبي است!)

تکنیک MECE (ابراهيم حيدري)

مدیریت پروژه چابک (علي واحد؛ وبلاگ رادمان)

چگونه یک مربی و مرشد خوب برای خودمان پیدا کنیم؟! (مصطفي مهدي‌زاده؛ نويسنده‌ي مهمان وبلاگ يك پزشك)

گرومینگ بک لاگ محصول (اسد صفري؛ دنياي چابك)

کارآفرینی نیازی به تجربه ندارد

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

راه‌های «عملی» برای تقویت وبلاگستان (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك) (خيلي حرف حساب!)

گوگل برای مالکیت فایل‌های کاربران تا کجا به پیش می‌رود؟! (آزادراه)

مایکروسافت، نام نسخه‌های مختلف ویندوز ۸ را اعلام کرد (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

چه بر سر اندروید می‌‌آید؟ (تحريريه‌ي آن‌لاين عصر ارتباط)

آزادراه تقدیم می‌کند: اوبونتو برای تازه‌واردها (آزادراه) (كتاب آموزشي اوبونتو)

چهار مطلب در راستاي معرفي گوگل‌درايو توسط گوگل در اين هفته: رونمایی رسمی گوگل از سرویس گوگل‌درایو (فارنت) و فضای جیمیل به ۱۰ گیگابایت افزایش یافت  و سرویس SkyDrive مایکروسافت با ۷ گیگابایت فضای رایگان (دو خبر دوم از وبلاگينا) و اینفوگرافی: مقایسه سه سرویس دراپ‌باکس، گوگل‌درایو و اسکای درایو (فارنت)

۱۰ امکان جالبی که جستجوگر گوگل دارد و کمتر از آن‌ها استفاده می‌شود

پیش‌بینی سهم ۶ میلیارد مشترکی بازار تلفن همراه دنیا تا پایان ۲۰۱۲

شبكه‌هاي اجتماعي:

فیس‌بوک بیش از ۹۰۰ میلیون کاربر فعال ماهانه دارد 

صنعت فاوا در ایران:

اساسنامه شرکت زیرساخت تأیید شد 

گواهی مدیریت امنیت اطلاعات خارجی منتفی شد (ISMS ايراني! چه شود …)

اختصاص بودجه 40 میلیارد تومانی به پژوهش‌های فناوری اطلاعات

الزامی شدن تأیید هویت در پرداخت‌های الکترونیکی

آغاز رده‌بندی ملی آثار نرم‌افزاری

اقتصاد:

اقتصاد آنلاین آمد (سايت خبري تحليلي اقتصاد ايران و جهان كه با همت گروهي از دوستان روزنامه‌نگار حرفه‌اي ما كه با جريان اصلي اقتصاد جهان همراه‌اند راه افتاده است. معرفي اين سايت توسط صادق الحسيني در كاتالاكسي)

سايت شخصي دكتر محمد طبيبيان عزيز هم اين هفته شروع به كار كرد!

اقتصاد ایران در گزارش صندوق بین المللی پول (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL) (بسیار خواندنی!)

گیک‌ها و اقتصاد تجربه‌محور (نارنجي)

بدهی خارجی ایران 6.3 میلیارد دلار کاهش یافت/ امارات بدهکارترین در خاورمیانه

نرخ بهره ی بانکی در آمریکا تا پایان سال 2014 ثابت ماند

درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک (1)

از امشب رسما وارد متن درس‌های توسعه‌ی یک کسب و کار کوچک مي‌شويم و هر هفته به يكي از موضوعات مطرح در توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك مي‌پردازيم.  لازم است همين ابتدا به يك نكته‌ي مهم اشاره كنم: هدف اصلي از طرح اين سلسله مطالب در اين‌جا اين است كه علاقه‌مندان راه‌ا‌ندازي كسب و كارهاي كوچك بدانند بايد به چه موضوعاتي فكر كنند و چه كارهايي انجام دهند. در واقع هدف، طرح چارچوبي براي راه‌اندازي يك كسب و كار كوچك است. بنابراين لطفن فراموش نكنيد كه هر كدام از درس‌هاي ارائه شده داراي جزئيات بسياري است كه آشنايي با آن‌ها نيازمند مطالعه و مطالعه و مطالعه است. من سعي مي‌كنم بسته به موضوع برخي منابع خوب براي مطالعه را هم خدمت دوستان عزيز معرفي كنم.

اما اولين درس. همه‌ي ما هدف‌مان راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك است؛ اما آيا مي‌دانيم كه اصلن به چه كسب و كارهايي كوچك مي‌گويند؟ اين هفته مي‌خواهيم به اين سؤال جواب بدهيم.

شايد در نگاه اول كسب و كار كوچك، بنگاهي به‌نظر برسد كه داراي درآمد به‌نسبت محدود و اندازه‌ي كوچكي است. اين ديدگاه تقريبا درست است؛ اما دقيق نيست. مثلا از اين ديدگاه احتمالن شركتي مثل اينستاگرام يك ميليارد دلاري كسب و كار كوچك به‌نظر نمي‌آيد! بنابراين اين سؤال پيش مي‌آيد كه يك كسب و كار كوچك واقعن چه نوع كسب و كاري است؟

با بررسي تعاريف رسمي كسب و كار كوچك در كشورهاي مختلف مي‌بينيم كه تعريف بنگاه‌هاي کوچک و متوسط در کشورهاي مختلف جهان بيش‌تر بر تعداد کارکنان مبتني است؛ هر چند ميزان دارايي (ژاپن)، ميزان سرمايه‌ (كره‌ي جنوبي) و ميزان فروش (مالزي) نيز جزو معيارهاي اصلي تعريف يک بنگاه به‌عنوان بنگاه کوچک و متوسط محسوب مي‌شوند.

در ايران تعاريف مختلفي براي كسب و كارهاي كوچك ارائه شده؛ اما نكته‌ي مهم اين‌جاست كه وجه مشترك تمامي اين تعاريف تكيه بر “تعداد كاركنان” به‌عنوان معيار اصلي تعريف كسب و كارهاي كوچك است. مهم‌ترين تعريف قابل استناد در اين زمينه ـ كه مخصوصا براي استفاده از تسهيلات و حمايت‌هاي دولتي لازم است به آن توجه شود ـ تعريف سازمان صنايع كوچك و شهرك‌هاي صنعتي ايران است كه متولي اصلي حمايت از SMEها در ايران محسوب مي‌شود. اين سازمان كسب و كارهاي كوچك را “كسب و كارهاي داراي 1 تا 9 نفر پرسنل” مي‌داند. اما اين تعريف رسمي را مي‌توان كامل‌تر هم كرد تا به‌تر درك كنيم كه يك بنگاه كوچك يعني چه. گفته شده بنگاه کوچک، بنگاهي است که سه ويژگي زير را داشته باشد:

  • مديريت بنگاه مورد نظر مستقل و و غالبا به‌صورت مدير ـ مالک باشد.
  • سرمايه و مالکيت در اختيار يک فرد يا يک گروه کوچک (معمولا خانواده) است.
  • از ساير بنگاه‌ها مستقل باشد.

بنابراين از همين‌جا با هم اين قرار را با هم بگذاريم كه  كسب و كار كوچك تعريف‌ش چيست.

بعد از تعريف بنگاه‌هاي كوچك در ايران، لازم است كمي به‌ هم به نقش اين بنگاه‌ها در اقتصاد بپردازيم. در نقاط مختلف جهان،بنگاه‌هاي کوچک و متوسط (SME) از نظر تعداد بنگاه‌ها، بخش اعظمي از بنگاه‌هاي اقتصادي کشورها را تشکيل مي‌دهند. در واقع اين روزها SMEها موتور محرك رشد و توسعه‌ي اقتصادي محسوب مي‌شوند. SMEها باعث تقويت روحيه‌ي رقابت و کارآفريني در اقتصاد، افزايش بهره‌وري و ايجاد اشتغال مي‌شوند و از اين جهت هر روز بر اهميت آن‌ها افزوده مي‌شود.

از نظر نقش بنگاه‌هاي كوچك در اقتصاد كشورها نيز برخي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي مهم SMEها عبارتند از:

ـ  فراهم‌آوردن بستر راه‌اندازي کسب و کار شخصي خود براي افراد بامهارت و کارآفرين به‌دليل نياز به سرمايه‌هاي کوچک؛

ـ  منبع اصلي شناسايي و ظهور و آموزش و تجربه‌اندوزي استعدادهاي کارآفرينان و افراد خلاق جامعه؛

ـ  منبع مهم نوآوري در محصولات، خدمات، فرايندها و تجربيات کاري جديد؛

ـ  فعاليت در نقاط جغرافيايي مشخص و بازارهايي که بنگاه‌هاي بزرگ امکان يا تمايل ورود به آن‌ها را ندارند؛

ـ  تکميل‌کننده‌ي زنجيره‌ي تأمين آن‌ها و زنجيره‌ي ارزش صنعت محل فعاليت خود؛

ـ  انعطاف‌پذير در مقابل تغييرات بازار و محيط کسب و کار؛

ـ  مزيت رقابتي در صرفه‌جويي در مقياس توليد در برخي حوزه‌ها نسبت به صنايع بزرگ؛

ـ  تعداد مشاغل ايجاد شده‌ي بيش‌تر در مقايسه با بنگاه‌هاي بزرگ؛

ـ شکستن انحصار بنگاه‌هاي بزرگ.

مي‌بينيد؟ اين‌ها همه دارند به ما نشان مي‌دهند كه:

1- يك كسب و كار كوچك چقدر نقش بزرگي در رشد و توسعه‌ي جامعه دارد. جدا از اين‌كه اين بيزينس كوچولو براي ما چه اثراتي خواهد داشت؛ انگيزه‌ي تأثيرات اقتصادي و اجتماعي‌ آن در جاي خودش بسيار جذابيت كار را بالا مي‌برد.

2- يك كسب و كار كوچك عموما نقش مكمل صنايع بزرگ يا پيش‌گامي شدن در عرضه‌ي فناوري‌هاي جديد را ايفا مي‌كنند. بنابراين براي پيدا كردن ايده‌هاي كسب و كاري‌مان به‌تر است اين دو فضا را بگرديم.

پايان درس اول. در اين درس ياد گرفتيم كه يك بنگاه كوچك چيست. اين بنگاه بايد توسط يك نفر ـ يعني شما به‌عنوان كارآفرين ـ راه‌اندازي شود. هفته‌ي آينده به اين مي‌پردازيم كه كارآفرين چه كسي است و چه ويژگي‌هايي دارد.

لینک‌های هفته (۸4)

خوب اين آخر هفته سر من وحشت‌ناك شلوغ شد. موعد تحويل چند تا پروژه كه قرار بود با هم نباشد، روي هم افتاد و نتيجه‌ش هم اين‌كه پست “لينك‌هاي هفته” افتاد به‌امروز. بعد از پست جمعه شب، قصد داشتم هر وقت شد مطالب نخوانده را بخوانم و پست لينك‌هاي هفته را بنويسم كه واقعن فرصت نشد. از لطف دوستاني كه نگران غيبت من شده بودند، متشكرم. 😀 اين هم از مزاياي زيادي فعال بودن است ديگر …

از اين هفته لينك‌هاي مربوط به صنعت فاوا در ايران را جدا مي‌كنم و تعداد لينك‌هاي كلي بخش فاوا را هم به ده لينك كاهش مي‌دهم. البته طبيعتا اگر لينك‌هاي صنعت فاوا در ايران زياد نباشد، آن‌وقت فضا براي ساير لينك‌هاي فاوا باز مي‌شود.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

برداشت از خود (بايد يك مطلب به‌زودي در باب “توهم در مورد خود” بنويسم! علي‌الحساب اين نوشته‌ي كوتاه شهرام خان كريمي را در يادداشت‌هاي صنايعي ببينيد.)

استراتژی لبخند (علي م.) (بسيار دوست‌ش داشتم.)

Live at Your Own Speed (بهاره حسيني؛ The Notes) (عاااالي! روش‌هايي براي يافتن آرامش در زندگي. البته عنوان‌ش را نگاه نكنيد؛ مطلب فارسي است. يكي از به‌ترين نوشته‌هاي اين هفته براي من.)

چالش‌های فراروی تغییر موفق (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي)

تغيير و مشكلات آن (وفا كماليان؛ رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت)

تغيير و مقاومت (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد)

آرتیست فراموش شده (امير مهراني؛ The Coach)

آنچه برای برقراری ارتباط مؤثر نیاز داریم (نیاز مبرم مدیران) (محمد سالاري)

۴ روش برای بهبود کارایی مغز (نارنجي)

بهترین شغل جهان در سال ۲۰۱۲: مهندس نرم‌‌افزار (نارنجي) (بقيه را هم بد نيست ببينيد.)

مدیریت و کارآفرینی:

مدیر پروژه خوب (خلاصه‌ي يك كتاب عالي مديريت پروژه به‌روايت علي واحد در وبلاگ رادمان؛بسيار مهم و خواندني!)

گفت‌و‌گوبا مدیرعامل شرکت پوینده دهکده جهانی : منابع انسانی؛ اصلی‌ترین منبع تحقق برنامه‌های راهبردی (اين هم يك گفتگوي جالب با وفا كماليان عزيز كه مال قديم‌ترهاست اما من اين هفته‌ تازه ديدم‌ش!)

زندگی مشترک مسالمت‌آمیز با یک کارآفرین (امير مهراني؛ The Coach)

براي پول درآوردن وبلاگ نزنيد! (وبلاگ خواندني آقاي سيد رضا علوي با عنوان “كارآفريني اينترنتي و كسب و كار اينترنتي به زبان فارسي” كه كشف اين هفته بود!)

تخفیف یا تخریب؟! (پريا فرهادي؛ وبلاگ همينا)

سادگی، نهایت پیچیدگی است (اين هم معرفي طراح اصلي اپل توسط جواد افتاده در “رسانه‌هاي اجتماعي”)

 پرداخت های متغیر (شهرام كريمي؛ يادداشت‌هاي صنايعي) (نوشته‌ي شهرام در مورد سبك‌هاي پرداخت ثابت و متغير در طول چرخه‌ي عمر سازمان)

همکاری و نه دلالی (شايان شليله)

چگونه با تازه‌واردها رفتار کنیم؟ (مهدي عرب عامري؛ PMPlus)

فناوري اطلاعات و ارتباطات:

آموزش وب‌مسترها ; راه‌هایی ساده برای ایجاد محتوایی قوی (دنياي فناوري اطلاعات) (بسيار خواندني!)

ارتباط کامپیوترهای آلوده با اينترنت قطع می‌شود (حتمن اين مطلب را در مورد يك ويروس بسيار خطرناك بخونيد و رايانه‌تان را هم چك كنيد.)

دانلود همه‌ی اطلاعات ویکیپدیا و استفاده از دانشنامه‌ی ویکیپدیا به صورت آفلاین (شاهوار) (به‌به!)

راه‌حل کاربردی ادوبی برای جایگزینی امضای دستی با امضای الکترونیکی اسناد (زوميت)

گوگل می‌گوید در ساخت اندروید از حمایت کامل Sun برخوردار بوده است (اين هم بخشي از ماجراي شكايت اوراكل از گوگل) (زوميت)

Gmail خود را آنالیز کنید (عصر ارتباط)

نگرانی مخترع اینترنت از خطرات گوگل و فیسبوک

آیا شرکت‌های Apple و Valve در تلاش برای ساخت کنسول بازی جدیدی هستند؟ 

شبكه‌هاي اجتماعي:

عصر محتوای کوانتم (رسانه‌هاي امروز؛ مهران نصر) (عااالي!)

چرا فیس‌بوک برای گوگل خطرناک است؟ (زوميت)

صنعت فاوا در ايران:

گفت وگو با حمید شهریاری عضو شورای عالی مجازی (يك گفتگوي بسيار مهم در مورد مشكلات سياست‌گذاري فاوا در كشور كه منجر به تأسيس شوراي عالي مجازي شد. آقاي شهرياري را اول بار در هم‌انديشي راهبردهاي جامعه‌ي اطلاعاتي ايران از نزديك ديدم. بسيار انسان روشن‌ و در حوزه‌ي فاوا بادانشي است و به‌دليل جامعه‌ي روحانيت‌ش احتمالن يكي از تأثيرگذارترين آدم‌ها صنعت فاوا در سطح نظام حاكميتي كشور.)

اساسنامه شركت IT تصويب شد 

شبکه ملی اطلاعات هزار میلیارد تومان خرج برمی‌دارد (بررسي بودجه‌ي فاوا در سال 1390)

سایت‌های وزارت نفت همچنان قطع است

حجم تجارت الكترونیكی كشور به 67 میلیارد تومان رسید 

اقتصاد:

10 چیز که در مورد افشای اطلاعات کارت‌های بانکی مردم نمی‌دانید (دوستان ما در راه‌پرداخت نكات بسيار مهمي را در فضاي غبارآلود و غيركارشناسي كه پس از اين اتفاق به‌وجود آمد، نوشته‌اند.)

فقرا در جست‌و‌جوی گذشته، ثروتمندان به دنبال آینده (در جستجو در گوگل!)

مذاکره بهمنی با رئیس صندوق بین‌المللی پول برسر تحریم 

در جلسه‌ی سه روزه‌ی صندوق بین‌المللی پول چه گذشت؟

درس‌هاي توسعه‌ي يك كسب و كار كوچك ـ مقدمه

همين چند روز پيش بود كه فيس‌بوك، اينستاگرام را با رقم نجومي يك ميليارد دلار خريد. اينستاگرام فقط در 17 ماه از صفر به يك ميليارد دلار رسيد. اما اين فقط يك نمونه‌ از ماجراهاي شگفت‌انگيز اين سال‌ها است. گوگل و فيس‌بوك و آمازون و قبل‌تر از آن‌ها اپل و مايكروسافت همه و همه از يك “گاراژ” شروع شدند: چند نفر جوان و يك ايده‌ي فوق‌العاده‌ كه در زمان مناسب به بازار عرضه شد، دنيايي را زير و رو كردند و به‌قول استيو جابز “ضربتي بر كهكشان زدند.” اين اينفوگرافيك جالب را ببينيد تا نمونه‌هاي ديگري از اين جوانان موفق را ببينيد.

آيا دست‌يابي به موفقيت مثل استيو جابز و بيل گيتس و گوگلي‌ها و فيس‌بوكي‌ها ممكن است؟ يا نه؛ خود آن‌ها و از آن مهم‌تر، جامعه‌ي محل زندگي‌شان داراي ويژگي‌ خاصي بودند كه آن‌ها را به اين نقطه‌ي درخشان رساند؟ شايد؛ اما همه‌ي ماجرا اين نيست. اين‌جا اين سؤال مطرح مي‌شود كه پس چرا اين همه افراد موفق در كسب و كار را در ايران هم داريم كه آن‌ها هم از جايي شبيه “گاراژ” شروع كرده‌اند؟ ماجراي زندگي آقاي بهروز فروتن بنيان‌گذار صنايع غذايي بهروز شايد تنها يك نمونه‌‌ي معروف‌‌ش باشد.

بنابراين بايد بگوييم كه راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك هم قواعد و اصولي دارد كه با كمي اغماض در تمام دنيا مشابه‌اند. ماجرا از اين قرار است كه يك آدم خلاق يك ايده‌ي فوق‌العاده را در زمان مناسب تبديل به يك محصول يا خدمت مي‌كند و به بازار عرضه مي‌كند. اما در پسِ همين يك جمله دنيايي نهفته است!

در دو سه سال اخير با داغ شدن موضوع استارت‌آپ‌هاي اينترنتي در جهان و البته بنابر تأثيراتي كه از گذراندن دوره‌ي MBA گرفتم، به‌ موضوع توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك علاقه‌مند شدم. سال گذشته هم درگير پروژه‌اي شدم كه به‌ موضوع حمايت دولت از توسعه‌ي كسب و كارهاي كوچك حوزه‌ي آي‌تي مي‌پرداخت. با بررسي‌هايي كه انجام دادم متوجه شدم كه چند نكته در اين مورد قابل توجه است:

1- وجود تعداد زيادي از افراد خلاق و صاحب‌ ايده كه به‌دنبال راه‌اندازي كسب و كار خود هستند (به‌ويژه در حوزه‌ي آي‌تي.)

2- عدم آگاهي بسياري از اين افراد از اصول و قواعد علمي و عملي راه‌اندازي و توسعه‌ي كسب و كار.

3- تعداد زياد افرادي كه بدون داشتن صلاحيت‌هاي علمي و فني خود را به‌عنوان مشاور اين حوزه معرفي مي‌كنند و با نوشتن و برگزاري كلاس و سمينار، به افراد خلاق و مشتاق آدرس اشتباهي مي‌دهند.

4- و از همه جالب‌تر: تقريبا تمام تمركز دروس كارآفريني در ايران روي موضوع بسيار مهم “طرح كسب و كار” و “مدل كسب و كار” است؛ اما تمام ماجرا اين نيست. براي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار، لازم است يك فرد كارآفرين اطلاعات گسترده‌‌تري نسبت به اصول نوشتن “طرح كسب و كار” داشته باشد.

بنابراين با توجه به درخواستي كه برخي از دوستان از من كرده بودند، تصميم گرفتم تا در اين مورد دست به تحقيق بزنم و مجموعه مطالبي را براي افراد علاقه‌مند تهيه كنم. از اين هفته اين دوره‌ي آموزشي با طرح اين مقدمه آغاز شد. طرح اين دوره‌ي آموزشي شامل بيست درس به‌شرح زير خواهد بود:

  1. تعريف و ويژگي‌هاي كسب و كارهاي كوچك
  2. كارآفرين كيست؟
  3. مراحل توسعه‌ي كسب و كار كوچك
  4. نوآوري
  5. توسعه‌ي كسب و كار كوچك: چه اطلاعاتي بايد داشته باشيم؟
  6. ايده‌پردازي
  7. مدل كسب و كار چيست؟
  8. تدوين مدل كسب و كار
  9. انتخاب شيوه‌ي مالكيت كسب و كار
  10. تدوين استراتژي براي كسب و كارهاي كوچك
  11. سازماندهي
  12. منبع‌يابي
  13. تدوين فرايندها و سيستم‌ها
  14. انتخاب و توسعه‌ي فناوري
  15. بازاريابي و فروش
  16. اشتباهات معمول
  17. بهترين تجارب براي موفقيت
  18. چرخه‌ي عمر و بلوغ
  19. مديريت عمليات
  20. شاخص‌هاي كليدي موفقيت

هر يك از اين درس‌ها در يك هفته در قالب يك پست مطرح خواهد شد. تلاش من بر اين است كه طي اين بيست درس در كنار هم با كليدهاي اصلي راه‌اندازي و توسعه‌ي يك كسب و كار آشنا شويم. قطعا جزئيات بسياري در اين مجموعه پست‌ها امكان مطرح شدن نخواهند داشت؛ اما با در دست داشتن اين كليدها مي‌توان به دنبال اين جزئيات هم رفت. البته در آينده تلاش خواهم كرد تا برخي مباحث مهم‌تر را به‌صورت دقيق‌تر بررسي كنم. اميدوارم بعد از به‌پايان رسيدن اين مجموعه‌ي بيست درسي، بتوانم با جمع‌بندي و توسعه‌ي مطالب مطرح شده و پرداختن به جزئيات ضروري دوره‌‌هايي آموزشي آن‌لاين و آف‌لايني را هم در اين زمينه طراحي و برگزار كنم.

سفر ما براي توسعه‌ي كسب و كار كوچك‌مان از همين امشب آغاز شد: در 5 ماه آينده هر هفته دوشنبه‌ها در كنار هم خواهيم بود.

لینک‌های هفته (۸3)

چند هفته‌اي است كه به‌ياري توئيتر دوست‌داشتني، مطالعه‌ي سايت‌هاي معتبر دنيا را در حوزه‌هاي مورد علاقه‌ام ـ يعني همين زيرمجموعه‌هاي لينك‌هاي هفته ـ جدي گرفته‌ام و متأسفانه در اين ميان متوجه شده‌ام كه چقدر مطالب خواندني دارد از دست‌مان در مي‌رود! فقط به‌عنوان نمونه دقت كنيد به لينك‌هاي انگليسي معرفي شده در دو بخش “فناوري اطلاعات و ارتباطات”  و “شبكه‌هاي اجتماعي” كه در رسانه‌هاي داخلي بازتاب نداشتند. از جمله براي من عجيب است كه دو خبر مهم بازسازمان‌دهي ياهو و اتهام ايجاد انحصار در بازار كتاب‌هاي الكترونيك وزارت دادگستري آمريكا به اپل را در هيچ سايت داخلي نديدم! براي همين از اين به‌بعد انتشار لينك‌هاي زبان اصلي را هم جدي خواهم گرفت.

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

جامعه‌شناسی، سلامت و روان‌شناسی و کار حرفه‌ای:

زندگی ما مبارزه برای آزادی است! (عنوان فرعی: زیستن سیاست مدارانه) (علي سرزعيم؛ دوستدار سقراط) (عاااالي! به‌ترين مطلب هفته براي من!)

ذهن صفر و یکی (محمد؛ يك دايناسور)

تجربه – يك سال زندگي عالي يا … (وبلاگ تجربه؛ محسن صحراگرد) (كشف جديد اين هفته!)

کلاس‌های درس خندیدن در مهم‌ترین دانشگاه‌های دنیا (بريم؟)

محققان: خساست و بخشندگی ذاتی است

آیا ذهن ما از تکرار زیاد یک کلمه خسته می‌شود؟ | نسیمانه

How To Brand Yourself Like A Celebrity (Even If You Think You’re Not That Special)

مدیریت و کارآفرینی:

خرید و فروش در کسب و کارهای کوچک و بزرگ (محمد رضا محمدعلي؛ جعبه ابزار) (اين هفته بعد از اعلام خريد اينستاگرام توسط فيس‌بوك بازار اظهارنظرهاي كيلويي در وب فارسي در اين زمينه بسيار داغ بود. در مقابل، محمد رضا يك تحليل واقعن علمي و عالي ارائه كرده كه بايد حتمن بخونيد!)

دفتر مدیریت پروژه آری یا نه؟ (مهدي عرب عامري؛ PMPlus)

گفت وگو با مدیرعامل گوگل : صحبت با استیو افتخار بزرگی بود

گفت‌و‌گو با جهان جابری، مدير ارشد سابق شركت سيسكو (مجله‌ي شبكه)

Pulse of the Profession (PMI Annual Report- Important!)

IS A SYSTEMS ANALYST A BUSINESS ANALYST? 

What is Content Marketing?

How GM Is Saving Cash Using Legos As A Data Viz Tool

How to Handle Your Project Management Mistakes

Five Easy Steps to Apply for the PMP

3 Strategies to Adopt From Apple

How to Stop Your Business From Sinking Like the Titanic

The Optimistic Team for Project Management Success

فناوری اطلاعات و ارتباطات:

چگونه فناوری راه خود را به خانه‌های ما باز می‌کند (دكتر علي رضا مجيدي؛ يك پزشك)

آموزش الکترونیکی در ایران (اسما كروبي كه اميدوارم بيش‌تر بنويسه!)

درآمد اپل از فروش آیفون بیشتر از کل درآمد کمپانی مایکروسافت! (آي‌ميلاد)

۲۱ درصد مردم پیامک‌زدن را به تمامی روش‌های ارتباطی ترجیح می‌دهند! (فارنت)

احتمال خرید سهام RIM از طرف مایکروسافت (وبلاگينا)

پیش‌بینی گارتنر از رشد کند سرمایه‌گذاری جهانی در صنعت IT 

توافق مایکروسافت برای خرید اسکایپ: ٨.٥ میلیارد دلار

نقشه جامع دولت الکترونیکي رونمایی می‌شود

Anatomy of a Link- Infographic

Google Drive to Launch in April

Justice Dept. Sues Apple and Publishers Over E-Book Pricing; 3 Publishers Settle

Yahoo’s New Catch-All Units For Consumer, Regions And Technology Highlight Challenges In All Three

شبكه‌هاي اجتماعي:

Wikipedia Goes To College 

Social Discovery: The Next “Thing”?

Facebook Allows File Sharing With Rollout Of .Edu-Exclusive “Groups For Schools”

 Care: A Button For When Facebook’s Like Doesn’t Cut It

اقتصاد:

روزنامه‌نگاری بدون دانش اقتصادی (گفتگوي خواندني با دوست عزيزم محمد صادق الحسيني درباره‌ي روزنامه‌نگاري اقتصادي در ايران)

برداشتی سریع از یک نمودار: سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی ایران (كافه‌ي اقتصاد)

بهمنی استعفا کرد؛ دولت نپذیرفت

ارزش 850 میلیون دلاری ذخایر طلای تازه کشف شده در ایران

No longer the dismal science? (درباره‌ي اقتصاد شادي!)

مقاله‌ي هفته (13): آيا فناوري يك صنعت بازي با جمع صفر است؟

خوب قرار است از اين پس پست ثابت مقاله‌ي هفته به‌صورت هفتگي مجددا منتشر شود. اميدوارم اين‌بار ثبات قدم داشته باشم. 😉

در مقاله‌ي اين هفته‌ اشكان كرباس‌فروشان اين‌جا روي تك‌كرانچ مدعي شده كه دنياي فناوري يك دنياي بازي با جمع صفر است. مروري داشته باشيم بر مهم‌ترين اجزاي ايده‌ي جالب آقاي كرباس‌فروشان:

ـ بازي با جمع صفر يعني موقعيتي كه در آن هر ميزان تغيير در سود / ضرر يكي از بازي‌گران، به معني تغيير در ضرر / سود ديگر بازي‌گران است. مجموع سود يا ضرر يك صنعت، مجموع سود يا ضرر تك‌تك بازي‌گران آن است. در واقع در اين‌جا با يك وضعيت باينري يا صفر و يك مواجهيم.

ـ تاريخ نشان داده كه فلسفه‌ي جك ولش كه معتقد بود “يا در يك صنعت نفر اول يا دوم باش يا كلا آن را ترك كن” در صنعت فناوري معنادار است. بازي‌گر اصلي مي‌تواند يك كسب و كار باثبات و حتا در حال رشد براي خودش بسازد. بقيه هم به‌تر است رقابت را فراموش كنند. به اين اسامي توجه كنيد: گوگل در بازار جستجو، فيس‌بوك در شبكه‌هاي اجتماعي، گروپان در خريدهاي روزانه و آمازون در تجارت الكترونيك. البته احتمال اشتباه نفر اول يا رشد قابل توجه رقبا هم هست؛ اما نه‌چندان زياد (مثلا نگاه كنيد به جنگ بينگ مايكروسافت با گوگل و از آن سو جنگ گوگل پلاس با فيس‌بوك و ميزان موفقيت آن‌ها.)

ـ در عمل هم در صنعت فناوري مي‌بينيم كه اين وضعيت بازي با جمع صفر برقرار است: شما يا مك‌ مي‌خريد يا پي‌سي و يا آي‌فون مي‌خريد يا گوشي‌هاي اندرويدي!

ـ اما مثال صنعت ويدئو به ما نكته‌ي مهمي را ياد مي‌دهد. در اين صنعت با چهار نوع بازي‌گر طرفيم: توليدكنندگان محتوا، توزيع‌كنندگان، بستر فناوري (مثلا سيستم‌هاي مديريت محتوا) و تبليغات‌چي‌ها. در عمل مي‌بينيم كه براي توليدكنندگان محتوا بازي جمع صفر وجود ندارد: شما فيلمي را مي‌بينيد و خوش‌تان مي‌آيد و مي‌رويد سراغ فيلم‌هاي ديگر آن كارگردان يا بازي‌گران. اما براي خريدن يا اجاره‌ي فيلم بايد تشريف ببريد كلوپ سر كوچه‌تان.

ـ همين مثال را مي‌شود به ديگر بخش‌هاي صنعت فناوري هم تعميم داد: درباره‌ي موضوعي جستجو مي‌‌كنيد و هزاران مقاله و مطلب را مي‌خوانيد و بيش‌تر ترغيب مي‌شويد به خواندن در مورد آن موضوع، وقتي مي‌خواهيد به مسافرت برويد به يك شهر يا منطقه و در نتيجه صدها مطلب در مورد جاهاي ديدني و محل‌هاي اقامت و و رستوران‌ها و … آن‌جا مي‌خوانيد و خيلي مثال‌هاي ديگر. ولي وقتي خواستيد بليط سفر را بخريد، مجبوريد به‌سراغ يكي از چندين آژانس مسافرتي موجود برويد. بنابراين اگر دقت كنيد در اين‌جا يك الگوي جالب را داريم مي‌بينيم. محتوا به‌صورت يك عامل “كِشَنده” عمل مي‌كند: مصرف محتوا باعث افزايش مصرف محتوا مي‌شود!

ـ اما همان‌طور كه در مثال سه جزو ديگر صنعت ويدئو اين‌طوري نيست. همان‌طور كه در مورد اجاره‌ي فيلم يا خريد بليط سفر ديديد، ما در نهايت مجبوريم از ميان توزيع‌كنندگان محدود محتواي مورد نظرمان، يكي را انتخاب كنيم. اين در مورد سازندگان بستر فناوري و كسب و كارهاي مبتني بر تبليغات هم معنادار است: هدف مصرف محتوا است؛سخت‌افزار و نرم‌افزار، توزيع‌كننده و تبليغات‌چي همه وسيله‌اند! 🙂 براي همين است كه دعواي گوگل و فيس‌بوك سر شبكه‌هاي اجتماعي اين‌قدر بالا گرفته، براي همين است كه مايكروسافت از افزايش يك درصد سهم‌ش در بازار جستجو خوش‌حال مي‌شود و براي همين است كه گوگل و اپل دارند هم‌ديگر را در صنعت موبايل مي‌كُشند.

ـ بنابراين مثل اين‌كه بايد بگوييم: محتوا را به‌‌خاطر بسپار؛ بقيه رفتني‌اند. 🙂

لینک‌های هفته (۸2)

به اولين پست لينك‌هاي هفته در سال جديد خوش آمديد! پوزش بابت تأخير. 🙂

پیش از شروع:

  1. برای دیدن مطالبی که این پست برگزیده‌ی آن‌هاست، می‌توانید فید لینک‌دونی گزاره‌ها  را در فیدخوان یا گودرتان دنبال کنید.
  2. لینک‌های توصیه شده توسط من با رنگ قرمز نمایش داده می‌شوند.
  3. برای مرور سریع‌تر مطالب، لینک‌هایی را که از نظر من تنها خواندن عنوان‌شان کفایت می‌کند، با پس‌زمینه‌ی زرد رنگ نمایش می‌دهم.

مديريت و كارآفريني:

التزام، یک اصل اساسی برای موفقیت (يك علي)

انتشار کتاب راهنمای تدوین گزارش‌های پیش‌رفت (كتاب جديد نادر خرمي‌راد عزيز) 🙂

درسی از مدیرعامل Pinterest: برای شروع کسب و کار اینترنتی، راه خودتان را بروید (نارنجي) (خواندني؛ اما ترجمه‌ش از افتضاح هم بدتره!)

درباره تحلیل کسب و کار  

نتیکت‌: آداب معاشرت فضای مجازی (به‌ترين لينك تعطيلات! بخونيد حتمن.)

چرا library.nu تمام شد؟ (رضا قرباني؛ مدير رسانه)

سه مشکل بزرگ اینترنت از نگاه اریک اشمیت (مهران نصر؛ رسانه‌هاي امروز)

اينفوگرافيك: در هر دقيقه در اينترنت چه مي‌گذرد!؟ 

درصد کاربران هر روز اینترنت در ایران به تفیک رده‌های سنی (جادي؛ كي‌بورد آزاد)

تلاش استیو جابز به استخدام لینوس تروالدز و نابود کردن لینوکس (آزادراه) (چه جسارتا!)

یوتیوب برای آموزش (iClub؛ مصطفي لامعي)

دریافت یک میلیون نسخه اندروید برنامه ایسنتاگرام در ۲۴ ساعت! (فارنت)

بررسی Google Play سرویس جدید گوگل (تورتك)

طرفداران کتاب الکترونیک بیشتر مطالعه می‌کنند (نارنجي)

دکمه Start در ویندوز برای همیشه حذف شد (دنياي فناوري اطلاعات)

اينفوگرافيك: هر آن‌چه لازم است در مورد ويكي‌پديا بدانيد

سال 2012 به نام “زنان و دختران در ICT” نام‌گذاری شد

پيش‌ینی‌های بيزنس مانيتور از بازار تلفن همراه ایران: تعداد مشترکان ۸درصد افزايش مي‌يابد/عبور ضريب نفوذ تلفن همراه ایران از ۱۰۰ درصد

رسانه‌هاي اجتماعي:

تفاوت بین رسانه‌های اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی (جواد افتاده؛ رسانه‌هاي اجتماعي)

Facebook May Challenge Google+ with Enhancements to Search – SocialTimes

62% Of Adults Worldwide Now Use Social Media (But Email Is Still More Popular)

How Social Sites Make Money – Infographic

اقتصاد:

آیا نرخ بی‌کاری معیار خروج از بحران است؟ (حامد قدوسي؛ يك ليوان چاي داغ) (اين مطلب عالي حامد را بخونيد. جالبه كه اقتصاددان‌ها اين روزها دنبال شاخص‌هاي جاي‌گزين براي GDP مي‌گردند؛ از جمله‌ي شاخص‌هاي پيشنهادي: شاخص درآمد سالانه و شاخص شادي ناخالص داخلي!!!)

چشم‌انداز اقتصاد جهان و جایگاه ایران (تحليل عالي دكتر مصطفي بشكار)

افزایش قیمت ها در سال 1391 شامل چه چیزهایی خواهد بود؟ (تحليل خواندني دكتر علي دادپي)

اقتصاد ایران در سال 1390  (مجلۀ اقتصادی IRPD ONLINE JOURNAL) (بسيار خواندني!)

انگلیس بزرگترین اقتصاد اینترنتی را دارد

Freakonomics » Who Owns Culture?

Does Empowering Women Improve the Economy? – Forbes

By 2050, 70% Of The World’s Population Will Be Urban. Is That A Good Thing

خلاقيت زورکي!

صفحه‌ي مديران روزنامه‌ي دنياي اقتصاد در اين وانفساي نبود يک رسانه‌ي تأثيرگذار و همه‌گير در زمينه‌ي علم مديريت واقعا جالب است و من همين‌جا به دست‌اندرکاران اين صفحه خسته نباشيد مي‌گويم. از جمله مطالب جذاب اين صفحه زندگي‌نامه‌ي ميلياردهاي امروزي دنيا است که براي من بسيار جذاب است و از زندگي اين آدم‌هاي بزرگ چيزهاي زيادي ياد گرفته‌ام.

هفته‌ي پيش داشتم اين مطلب را از همين سري زندگي‌نامه‌ها مي‌خواندم که زندگي‌‌نامه‌ي يک ميليارد ژاپني به نام ماسايوشي سان است. اين مطلب ايده‌ي بسيار جالب و عجيبي را در دل خود داشت: سان در حين تحصيل در دانشگاه کاليفرنيا تصمیم گرفت هر روز حداقل یک ایده کارآفرینانه خلق کند!!! ادامه‌ي مطلب را که بخوانيد متوجه مي‌شويد که آقاي سان با مجبور کردن خودش به اين کار بسيار سخت، به کجا رسيد.

بعد از خواندن اين مطلب به ياد يک نکته در مورد خودم افتادم. راست‌اش به نظرم مي‌آيد که اغلب عقب‌ماندگي‌هاي ما بدون تعارف به دليل تنبلي است و درمان تنبلي هم چيزي نيست جز اجبار. مثلا من مدتي در مورد وبلاگ نوشتن تنبل شده بودم و براي حل اين مشکل، تصميم گرفتم هر روز حتما يک پست بنويسم؛ گيرم که آن پست از نظر کيفي خيلي هم مطلب سطح بالايي نباشد. اين مهم بود که خودم را به نوشتن مجبور کنم؛ چون مي‌دانستم اين طوري به صورت غيرمستقيم يک چيز ديگر هم براي‌ام اجباري مي‌شود. هر پست وبلاگ من (حتي مثلا گزاره‌ها که نقل قول هستند) از يک ايده‌ي مرکزي شروع مي‌شود و گسترش مي‌يابد.اين همان چيزي است که مهم‌تر از نوشتن مستقيم در وبلاگ است: فکر کردن و ايده‌سازي.

فکر کنم نزديک 7 سالي باشد که هميشه يک دفترچه‌ي کوچک يادداشت همراه‌ام هست و ايده‌هايي که به ذهنم مي‌رسد را در آن يادداشت مي‌کنم تا يادم نرود و بعدا سر فرصت به آن‌ها بپردازم. اين دفتر واقعا همه جا همراه من است: خانه، محل کار، دانشگاه، مسافرت، مهماني و خلاصه همه‌جا و داشتن آن هم دل‌گرمي است و هم سرگرمي!

شايد جالب باشد که بگويم ايده‌ي داشتن چنين دفتري را از از کتاب جزيره‌ي سرگرداني خانم سيمين دانشور گرفتم؛ جايي که سليم نامزد رسمي هستي (و نه عشق واقعي‌اش مراد) چنين دفتري دارد و به صورت کاملا اتفاقي (!) دفترش را پيش هستي جا مي‌گذارد و ادامه‌ي ماجرا که به بحث ما مربوط نيست.

من هم مثل سليم خودم را در نوشتن ايده‌هاي خودم و حتي ديگران (!) محدود نمي‌کنم؛ در دفتر من مي‌توانيد انواع و اقسام مطالب را از مديريت و آي‌تي گرفته تا شعر و داستانک و نقل قول و … پيدا کنيد! نکته‌ي مهم‌تر اين‌که هيچ وقت به خودم نمي‌گويم اين ايده بد است و به درد نمي‌خورد؛ هر چيزي را که به ذهنم مي‌رسد ثبت مي‌کنم (اگر چه ممکن است خيلي از ايده‌ها از دفترچه بيرون نيايند؛ اما بالاخره براساس قانون پارتو 20 درصدشان ايده‌هاي درست و حسابي خواهند بود و همين براي من کافي است.)

اين دفترها (که به تازگي جلد پنجم‌شان را شروع کرده‌ام) اصلي‌ترين منبع نوشته‌هاي من در اين وبلاگ هستند. اين دفترها کاربرد ديگري هم دارند: هر از چند گاهي ورق‌شان مي‌زنم و سير انديشه و دغدغه‌هاي خودم را مرور مي‌کنم. خيلي وقت‌ها اشتباهات‌ زندگي‌ يا شيوه‌ي تفکرم را در اين دفترها پيدا مي‌کنم و تغييراتي که در اين سال‌ها در منِ وجودي‌ام ايجاد شده براي‌ام آشکار مي‌شود. خلاصه داشتن‌ اين دفترها و خواندن‌شان براي من لذتي بي‌پايان دارد! (اسمايلي نارسيسيسم!)

وقتي زندگي‌نامه‌ي آقاي سان را خواندم به اين فکر افتادم که يک قدم جلو بگذارم: از امروز خودم را مجبور مي‌کنم که هر روز حتما يک ايده‌ي جديد توليد کنم و در دفترم بنويسم؛ خدا را چه ديدي شايد يکي‌اش گرفت و من هم ميلياردر شدم!

پ.ن. مدت‌ها است که دارم دنبال يک رسانه‌ مي‌گردم که بشود در آن ايده‌هايي در مورد مديريت و آي‌تي را نوشت و در مورد آن‌ها بحث کرد. فرندفيد و توئيتر را امتحان کردم؛ ولي خيلي آن شکلي که من مي‌خواستم نبودند. هدف اصلي اين پست فقط اشاره به کار جالب آقاي سان نبود؛ مي‌خواستم بگويم که از اين پس هر از چند گاهي پست‌هايي در اين‌جا خواهيم داشت که فقط شامل يک ايده است و همين‌جا از همه‌ي خوانندگان اين وبلاگ دعوت مي‌کنم که در مورد اين ايده‌ها اظهارنظر کنند.

خروج از نسخه موبایل