سادگی، اولین گام آفرینش و آخرین گام هنر است.
فیلیپ جیمز بیلی
سادگی، اولین گام آفرینش و آخرین گام هنر است.
فیلیپ جیمز بیلی

“- یک تیم چطور میتواند سبکی نو در فوتبال ارائه کند؟
مسئلهی مهم خواست و اشتیاق تیمها است و همچنین داشتن تفکری برای ایجاد یک انقلاب. نقش مربی هم مهم است. او باید بتواند بهخوبی ایدههای خود را به تیم منتقل کند و از همه مهمتر، انگیزه را در وجود بازیکنانش پرورش دهد. خریدهای بازیکنان کاملا باید با دقت و مفید باشد. بازیکنانی باید جذب شوند که بتوانند تغییرات را انجام دهند و بهسرعت با محیط جدید وفق پیدا کنند.” (آریگو ساکی در مصاحبهی با هفتهنامهی فیفا؛ اینجا)
آریگو ساکی را همهی ما با میلان درخشان اواخر دههی هشتاد و نود و تیم ملی دوستداشتنی و ناکام ایتالیا در جام جهانی 1994 بهیاد میآوریم. مربی خندان، کاریزماتیک و دوستداشتنی که هر چقدر بازیکن بزرگی نبود؛ همانقدر مربی بزرگی بود. 🙂
دکتر حمیدرضا صدر در فصل جذاب آریگو ساکی در کتاب “نیمکت داغ” نکتههای جالبی را در مورد آریگو ساکی نقل میکند. مهمترین نکته اعتقاد عمیق آریگو ساکی به این اصل حیاتی بود که: “فوتبال در ذهنها شکل میگیرد.” تمرینهای بدون توپ تیمهای ساکی برای مربیان و تماشاگران عجیب و جذاب بودند (مثلا در یک مورد در بازی درون تیمی همهی بازیکنها شرکت داشتند، هافبکها پاس میدادند و سانتر میکردند، مهاجمها حمله میکردند و گل میزدند و مدافعان و دروازهبان هم دفاع؛ ولی هیچ توپی وجود نداشت!) بسیاری از تحلیلگران دنیای فوتبال معتقدند که میلان آریگو ساکی یکی از تیمهای افسانهای است که با نوآوری خلاقانه چیز جدیدی را به فوتبال دنیا اضافه کردند.
پیرمرد دوستداشتنی فوتبال ایتالیا در مصاحبه با سایت فیفا دربارهی نوآوری حرفهای جالبی زده و چند اصل ساده را برای خلق یک نوآوری ماندگار و تحولساز بیان کرده است:
1-خواستن و اشتیاق داشتن؛
2- پرورش فکر شدهی یک ایدهی بکر؛
3- آموزش و الهامبخشی اعضای تیم؛
4- تأمین شایستگیها و منابع مورد نیاز؛
5- اجرا و رهبری اجرا!
موفقیتهای بهیادماندنی آریگو ساکی در جهان فوتبال، بهترین برای اثبات این است که اصلهای ساده پیرمرد پرلبخند ایتالیایی چقدر در دنیای واقعی تأثیرگذارند.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
13 ترفند افراد موفق برای 10 دقیقه پایانی روز کاری ـ دیجیاتو
قبل از فشردن دکمه ارسال ایمیل این 5 سوال را از خود بپرسید ـ دیجیاتو
۱۰ نکته برای مدیریت بهتر زمان و بالا بردن بهرهوری هنگام کار (زومیت)
4 نکتهای که برای موفقیت باید رعایت کنید
مدیریت کسبوکار:
چگونه ظرف چند دقیقه بیانیه جایگاه خود را بنویسیم؟ (استاد پرویز درگی)
اثر طلایی لمس کردن (Midas Touch Effect) (منصور شیرزاد؛ گزیدهی سازمانی)
کارآفرینی، تجاریسازی و استارتآپ:
سادگی یا پیچیدگی؟ (محمد حسین میرمجیدی؛ پلاس تو)
تجارت الکترونیکی هم به موبایل ختم میشود
تحقیق و توسعه شرکتها از مالیات معاف شد
سلطانی: حذف بودجه 94 صندوق شرکتهای دانشبنیان را به مضیقه میاندازد. صندوق برقرار میماند
ایران در شاخص حقوق مالکیت فکری رتبه 109 جهان است
اقتصاد:
500 غول اقتصاد ایران و پاورپوینتهای همایش معرفیشرکتهای برتر (سازمان مدیریت صنعتی)
بانکهای مجازی به زودی یکه تازی خواهند کرد
موانع بازگشت تحصیلکردهها بهایران؟
آمار و اطلاعات کسبوکار و اقتصاد:
رفاه خانوارهای ایرانی چقدر است؟
روند سپردهگذاری در بانکها کند شد
آخرین وضعیت سرمایهگذاری صنعتی
آمارهای مهم از زبان آخوندی: ۱۴۰ هزار میلیارد تومان حجم پروژههای متوقف شده وزارت راه
افزایش ۶۴۰ میلیاردی سرمایه بانک مرکزی
فاوا در جهان:
مایکروسافت، گوگل جدید است؛ گوگل، مایکروسافت قدیمی (دیجیاتو)
کارمندان مایکروسافت مدیرعامل جدید را دوست دارند
تمام اطلاعات جهان روی دیانای به اندازه یک قاشق چایخوری – یک پزشک
پس از شانزده سال نسخه جدید HTTP از راه میرسد (دیجیاتو)
فاوا در ایران:
تمایل رگولاتوری بر صدور پروانه MVNO نوع اول است
ایرانداک نسخه الکترونیکی کتابهای خود را منتشر کرد
پیشنویس سند ملی باند پهن ارایه شد
نظارت پس از نشر در نرمافزارهای کاربردی توسط ناشران دیجیتال
فناوری همراه:
ماریسا میر در اولین کنفرانس توسعهدهندگان یاهو، از علاقه شرکتش به اپلیکیشنها میگوید (دیجیاتو)
سونی حالا دیگر یک شرکت الکترونیکی نیست؛ بخش موبایل هم واگذار میشود! (فارنت)
نسخه بعدی اندروید مارس 2015 عرضه میشود
زوماَپ ـ تغییر نام IFTTT و انتشار 3 اپلیکیشن جدید از این کمپانی (زومیت)
رسانههای اجتماعی:
کاربران پیامرسانهای موبایلی در مسیر بلوغ (محمود حقوردی؛ حرفه روابط عمومی)
چگونه اپلیکیشنهای پیامرسان، دنیای دیجیتال را متحول کردهاند؟ (زومیت)
گوگل شبکهی اجتماعی غذا راهاندازی میکند (زومیت)
آمار و اطلاعات فاوا:
پست سال آینده به درآمد هزار میلیارد تومانی میرسد
کسبوکارهای کوچک یکی از زیربناهای اصلی رشد و توسعهی اقتصادی کشورها محسوب میشوند. بنابراین بررسی رویکردها و مفاهیم رشد کسبوکارهای کوچک و متوسط در جامعه یکی از مهمترین موضوعاتی است که باید مورد نظر سیاستگذاران از یک سو و صاحبان کسبوکارهای کوچک از سوی دیگر قرار بگیرد.
محققان، مبحث مربوط به رشد کسبوکارهاي کوچک و متوسط را از زاویههای دید گوناگونی مورد بحث و ارزيابي قرار دادهاند. در این مقاله به بررسی برخی از رویکردهای ارائه شده برای تحلیل موضوع رشد کسبوکارها خواهیم پرداخت.
1- رشد و توسعهی کسبوکار
مهمترین هدف يا انگيزه از ايجاد هر کسبوکاری سودآوري و رشد و توسعهی کسبوکار است. رشد کسبوکار يک فرايند تکاملي است که بر اساس انباشته شدن “دانش جمع آوري شده در زمينهي يک کسبوکار هدفمند” است. رشد ميتواند از دو زاويه مختلف تعريف شود:
اندازهي کسبوکار نتيجه رشد آن در طول زمان است. لازم است به این نکته توجه شود که رشد کسبوکار يک فرآيند در طول زمان است؛ در حالی که اندازهي آن يک “وضعیت” است که در هر نقطهی زمانی قابل اندازهگیری و مقایسه با دورهی زمانی قبلی است.
ریشهی نظریات مختلف موجود در مورد رشد کسبوکار به دههی 50 ميلادي باز میگردد. در حالی که نظريات اولیه بر ذاتی بودن رشد خطی کسبوکار تأکيد داشتند و معتقد بودند که رشد کسبوکارها مستقل از اندازهی آنها هستند؛ تئوري تکاملي غيرخطي بودن، رشد کسبوکار را با توجه به شباهت آن به ايدهی تکامل در زيستشناختي به تصوير کشيد. براساس این نگاه دوم، تئوريهاي چرخهي عمر، غيرخطي بودن را براي تعريف مسير توسعهي سازماني در نظر ميگيرند.
در بدنهي ادبيات علمی، فرآيندهاي رشد کسبوکارها اغلب در قالب بررسی چرخهي عمر يا مدلهاي مرحلهاي مطرح ميشوند که دربرگيرنده کل طول عمر يک سازمان است. در اين مدلها تلاش بر اين است که يک ديدگاه پوياتر نسبت به موضوع توسعهي کسبوکارها و رشدشان ايجاد شود. معمولا مدلهاي چرخهي عمر بهشکل مختصر يک چرخه را طي مراحل ظهور، رشد، بلوغ و انحطاط ارائه ميدهند؛ در حالي که مدلهاي مرحلهاي غالبا بر مشکلات عمومي که کسبوکارها در وضعیتهای مختلف در طی مسير رشدشان با آنها مواجه ميشوند، متمرکز هستند. فرض بر اين است که کسبوکارها در مراحل مجزايي رشد ميکنند و هر مرحله شامل مجموعهاي از مشکلات عمومي و عکسالعملهاي سازماني است.
2- مدلهاي مرحلهاي رشد کسبوکارهاي کوچک و متوسط
همانطور که اشاره شد بسياري از محققان، موضوع رشد کسبوکارهاي کوچک و متوسط را از ديدگاه مجموعهاي از فازها يا مراحل توسعه که سازمان در چرخه عمر خود طي ميکند، مورد بررسي قرار ميدهند. چنين ديدگاهي در ابتدا در علم اقتصاد مطرح و سپس از آن در پژوهشهاي مرتبط با کسبوکارهاي کوچک و متوسط استفاده شد. در کتابهاي مرتبط با چرخهي عمر سازمانها معمولا اشاره ميشود که سازمانها متولد ميشوند، رشد ميکنند و سپس رو به زوال ميروند تا اینکه سرانجام به نقطهای برسند که در آن برخي از کسبوکارها دوباره به پا ميخيزند و بسیاری دیگر هم نابود ميشوند. چنين تعبيري در واقع يک استعارهي زيستشناختي (مبتنی بر نظریهی تکامل) براي سازمانها و کسبوکارها است.
3- مدلهاي چرخه عمر
نظریهی چرخهي عمر در میان محققان حوزهی کسبوکارهای کوچک، طرفداران زيادي دارد. تمام اين محققان، به شکلهاي مختلف عنوان کردهاند که کسبوکارهاي کوچک و متوسط الگوهاي ساختار سازماني را در پاسخ به رشد طبيعي و چالشهاي بازار توسعه ميدهند. ناتواني در پذيرش مناسب سيستمها و فرآيندهاي سازماني منجر به بحرانهاي رشد ميشود که ميتواند فرآيند رشد را به تأخير بياندازد و يا متوقف سازد. متعاقبا هريک از اين محققان تأکيدهاي مشخصي بر روي اين موضوع دارند. تفاوت اصلي آنها عموماً در تعداد مراحلي است که کسبوکار در طول عمر خود طي ميکند؛ اما همگي دربارهي ساختار و محتواي سازماني بحث ميکنند.
اگرچه مدلهاي زيادي با مراحل چندگانه وجود دارد که از مشخصات متنوعي براي تشريح پديده رشد سازماني استفاده ميکنند، اجماع نظر اين است که تغييرات يک سازمان از يک الگوي قابل پيشبيني پيروي ميکنند که با مراحل مختلفي از پيشرفت مشخص مي شود. اين مراحل اينگونه تعريف شدهاند:
بنابراين ميتوان چنين جمعبندي کرد که مراحل چرخهي عمر، در هویت ذاتی خود شکلی پي در پي و متوالي دارند و در يک مسير پيشرفت سلسله مراتبي رخ ميدهند که بهآسانی بازگشتپذير نیست و شامل گسترهي وسيعي از فعاليتهاي دروني و ساختارهاي سازماني هستند.
پ.ن. مقالهی این هفته بخشی از مقالهای است که در شمارهی اسفند 1391 در ماهنامهی تدبیر به چاپ رسیده است.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
10 پرسش هاروارد بیزینس ریویو برای قضاوت بهتر درباره مردم
10 مهارتی كه کارفرمایان در سال 2015 از كارمندان خود انتظار دارند
۴ مرحله غیرمتعارف در زندگی افراد موفق (یک پزشک)
چهار روش نوآوری برای خلق موقعیتهای بیشتر (دیجیاتو)
شش نکته مهم که باید درباره نحوه یادگیری مغزتان بدانید (دیجیاتو)
مدیریت کسبوکار:
سؤالات هوشمندانه برای استخدام فوق ستارهها (استاد پرویز درگی)
5 درس مهم از زبان ماریسا میر، مدیر عامل میلیونر یاهو ـ دیجیاتو
روایت شکستی سخت و تجربیاتی گرانبها؛ چگونه گوگل با اشتباهاتش گلس را شکست؟ (دیجیاتو)
رویدادهای غیرقابل انکار در کسبوکار
کارآفرینی، تجاریسازی و استارتآپ:
«پل» بین کارآفرینان ایران و اروپا پل میزند
شما به کدام گروه از کارآفرینان تعلق دارید؟
بهرهمندی واحدهای صنعتی از وثیقههای صندوق ضمانت سرمایهگذاری صنایع کوچک
معافیتهای گمرکی دانشبنیانها اعلام شد
اعطای مجوز به 1200 شرکت دانشبنیان
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
عوامل پیشبینیناپذیری در اقتصاد ایران (دکتر مهدی عسلی)
سیاستهای تجاری چگونه میتوانند بهکمک صنایع داخلی بیایند؟
ساختار ترازنامه شبکه بانکی کشور
آمار و اطلاعات کسبوکار و اقتصاد:
رشد 1.7 درصدی مشارکت اقتصادی زنان ایران در طول 10 سال
ریسک بالای تجارت و سرمایهگذاری در ایران
فعالان اقتصادی از عملکرد اقتصادی دولت چقدر رضایت دارند؟
شبکه پرداخت الکترونیکی برای خریدهای شب عید آماده است کاهش درصد خطای سوئیچ های شتاب و شاپرک
فاوا در جهان:
۵ فناوری جذاب که هنور نمیتوان آنها را خرید (زومیت)
کار کردن در گوگل چه معایبی دارد؟ (دیجیاتو)
ویديو جای متن را در وب میگیرد؟
از گاو شیرده بالمر تا اسب بارکش نادلا؛ ساتیا سرنوشت مایکروسافت را به کدام سو خواهد کشاند؟ (دیجیاتو)
نسخه تحت وب اپلیکیشن Flipboard از راه رسید (فارنت)
فاوا در ایران:
12 هزار میلیارد تومان برای توسعهی آیسیتی سرمایهگذاری میشود
بیاطلاعی سازمان IT از طرح نظام مهندسی IT
راهاندازی اپراتور نسل 4 به مصلحت نیست
مصوبه تست استاندارد کالاهای وارداتی IT لغو شد
فناوری همراه:
از این پس میتوانید اپلیکیشنهای آیفون و آیپد را مستقیم از پینترسنت دانلود کنید (زومیت)
پروژه آرا به کنفرانس موبایل ۲۰۱۵ در بارسلونا میآید (دیجیاتو)
بی اعتمادی مردم دنیا به خدمات خرید همراه
رسانههای اجتماعی:
توییتر: قبول داریم کم کار هستیم
رشد ۴۵ درصدی درآمدهای لینکدین در سال ۲۰۱۴
آمار و اطلاعات فاوا:
ایران اول جهان شد: کمترین مالیات سهم کاربران ایرانی از مکالمات تلفن همراه!
رشد سالانه ۲۶ درصدی خدمات ابری تحلیلی تا سال ۲۰۲۰
۶۰ درصد سازمانها امیدوار به استفاده از اینترنت اشیا هستند
رشد ۵۰ میلیونی شبکههای عمومی وایفای در دنیا
اپل، اولین کمپانی ۷۰۰ میلیارد دلاری جهان
بعد از پذيرفتن مسئوليت گلم (كسبوكارم) سعي كردم كه حركتي آهسته و پيوسته را شروع كنيم. همزمان با بهراه افتادنم از قضا با دوستاني برخورد داشتم كه آنها هم قصد حركت كردن در اين مسير را داشتند. قرار شد كه با هم اين مسير را طي كنيم. من نميخواستم اين مسير را تنها طي كنم، چون هم تنهايي به آدم بد ميگذرد و هم اينكه مسير تاريك پيش رو ترسناكتر است! بنابراين وقتي چند نفر از دوستان نزديكم تصميم گرفتند كه با من همراه شوند، من هم با كمال ميل از اين همكاري استقبال كردم. كنار هم ميشد اين راه را با ترديد كمتري طي كرد.
اما جدا از تجربياتي كه در طول ماههاي طولاني همكاري با دوستانم بهدست آوردم و حالا ديد من را به انتخاب مؤسس همكار (CoFunder) بازتر كرده ـ و حتما در مطلب مستقلي در مورد نكات مهمي كه بايد در انتخاب مؤسس همكار به آن توجه كرد خواهم نوشت ـ بعد از گذشت ماهها زمان متوجه موضوع مهم ديگري شدم كه به داستان بخش قبل يعني مسئوليتپذيري ارتباط پيدا ميكند.
وقتي چند نفر براي راهاندازي يك كسبوكار دور هم جمع ميشوند، هر يك از آنها با نيازها و هدفهاي مشخصي وارد زمين بازي ميشوند و يك تيم را كنار هم تشكيل ميدهند. اگر اين نيازها و هدفها با يكديگر همخواني حداقلي نداشته باشند، جدا از اختلافات احتمالي كه ممكن است پيش بيايد، يك اتفاق مهمتر ميافتد: اينكه معلوم نميشود بالاخره اين كسبوكار قرار است چه كار كند و به كجا برسد، چه بفروشد و به كه بفروشد و مهمتر از همه قرار است چه كسي چه كار بكند و مسئوليت چه چيزي با چه كسي است؟
ميگويند پيروزي هزار صاحب دارد و شكست يتيم است. من ميخواهم اضافه كنم كه حتا در شروع و زمان طي كردن هر كار بزرگي هم اين اصل مهم برقرار است. زماني كه آينده معلوم نيست و البته تمامي آدمها هنوز درگير دغدغههاي گذشتهشان هستند. در زماني كه قرار است چند نفر با هم كسبوكاري را آغاز كنند، تكتك افراد بايد مسيري كه تا بهامروز در اين سلسله نوشتهها در مورد آن سخن گفتهايم را طي كنند. افراد بايد حاضر باشند كه ترسها و ترديدها و شكستهاي گذشته و امروزشان را رها كنند، چشم به آينده بدوزند، ريسك پاي گذاشتن به درون اقيانوسي كه ميتواند توفاني باشد را بپذيرند و مسئوليت خودشان و كارشان و البته “گل”شان را بپذيرند. اما مسئله اينجاست كه انتظارات و هدفها و تجربيات و ظرفيت و حتي دانش و اطلاعات افراد خيلي وقتها با هم برابر نيست و همين موضوع در طول مسير براي همهي افراد چالش ايجاد ميكند.
براي پيش نرفتن كارها هميشه ميتوان مقصري يافت. اما نكتهي مهمتر اينجاست كه چه كسي حاضر است سكان كشتي در حال حركت در درياي پرتلاطم كسبوكار را در اقتصاد توفانزده و در حال ركود ايران بپذيرد؟ ايده هميشه هست و همهي افراد هم با ايدههاي بزرگي وارد شراكت ميشوند؛ اما بالاخره اين ايدهها را هم كسي بايد باشد كه اجرا كند! اما اجرا كردن ايدهها سخت است! اصلا چه كسي ميتواند بگويد كدام ايده بهتر است؟ چرا بايد ايدهي فرد (الف) انتخاب شود و ايدهي فرد (ب) نه؟ بهفرض روشي براي اولويتبندي ايدهها هم پيدا شد، من وقتي آخر مسير اجراي ايدهي برتر را ندانم، اگر متوجه نشوم كه چه بايد روي ميز بگذارم و چه بردارم و آن هم چه زماني، آنوقت است كه اولويت كسبوكار مشتركمان برايم از آخرين اولويتهاي زندگيم هم پايينتر ميرود. همين ميشود كه دور باطلي آغاز ميشود كه در آن معلوم نيست چرا هيج اتفاقي نميافتد و چرا هيچ كاري انجام نميشود. عملا هيچ مسئوليتي توسط كسي پذيرفته نميشود و همه هم هميشه در حال غر زدن در اين زمينه هستند!
واقعيت اين است كه اين روزها در پي چندين و چند همكاري ناموفق و موفق، معتقدم كه يا بايد يك ايدهي مشخص و ملموس آدمها را دور هم جمع كند و يا اينكه بهتر است افرادي كه ايدهها و دنياهايشان همخواني خاصي با هم ندارد از ابتدا كنار هم قرار نگيرند. از آن مهمتر اين است كه اگر ايدهاي داريد كه به آن ايمان داريد و توانستهايد آن را به خودتان بفروشيد، هيچوقت منتظر ديگران نمانيد! اگر چه تنها شروع كردن كار بسيار سختي است؛ اما مزاياي خاص خودش را دارد. در قسمت بعدي در اينباره سخن خواهيم گفت.
پ.ن. برای مطالعهی تمامی قسمتهای این مجموعه یادداشتها به اینجا مراجعه کنید.
سرعت تغيير در دنياي امروز از آن چيزي كه تصور ميشود بسيار فراتر است. كسبوكارها تصور ميكنند كه اوضاع مساعدشان براي هميشه ادامه خواهد يافت، غافل از اينكه دنياي بيرحم كسبوكار مانند آنها فكر نميكند. اگر به فهرست شركتهاي برتر جهان مطابق رتبهبندي مجلهي فورچون 500 در دهههاي مختلف بنگريم، متوجه تغييرات شديد اين فهرست ميشويم (بهعنوان مثال در اين مقالهي هاروارد بيزينس ريويو ميخوانيم كه فقط 26% شركتهاي حاضر در فهرست صد شركت برتر دههي 1980 در سال 2001 هم هنوز در اين فهرست جاي داشتهاند! اين مقاله را هم براي ديدن جزئيات بيشتر در اين زمينه ببينيد.)
مقالهي اين هفته نوشتهي كريستوفر وارلي با مثالي از همين دست آغاز ميشود. شركت دك (DEC) بهعنوان مبدع ريزرايانه سالها قبل از اپل و مايكروسافت رهبر بازار بود. اما … مديرعامل اين شركت اعتقاد داشت كه: “هيچ دليلي وجود ندارد كه هر فردي در خانهاش یک رايانهی شخصی داشته باشد!” امروزه ديگر اثري از شركت دك نميبينيم. همين داستان براي بسياري از ديگر شركتهاي مغرور دنيا نيز رخ داده است. شركتهايي كه فراموش ميكنند موفقيت و سودآوري هيچوقت براي هيچ كسي تضمين شده نيست. هيچ قانون و فرمول موفقيتي جز “استمرار در نوآوري و ابداع” براي موفقيت در دنياي كسبوكار وجود ندارد.
بسياري از كارآفرينان كسبوكارشان را با تعهد به پاسخگويي “چابك” به نيازهاي مشتريان آغاز ميكنند؛ اما زماني نميگذرد كه كسبوكار در دام لايههاي سنگين مديريت و برنامهريزي گرفتار ميشود و نوبت به بازمهندسي و بازطراحي سازمان ميرسد. اما تحليل انجام شده روي هزاران سازمان در طول بيش از بيست سال نشان داده كه كسبوكارهاي موفق چهار كار را بهتر از ديگران انجام ميدهند كه نتيجهي آن بقا و رشد در بازار است. آنها اين چهار كار را در درون سازمان خود نهادينه و تبديل به “چابكي جاري” در سازمان ميسازند.
چهار كاري كه كسبوكارهاي موفق را از ديگران متمايز ميسازند عبارتند از:
1- استراتژيپردازي: بسياري از كسبوكارها با يك فلسفهي وجودي شوقانگيز و فراتر از اهداف مالي كار خود را آغاز ميكنند و روي طراحي استراتژيهاي اثربخش و تعهد به اجراي آنها متمركز ميشوند. اما در عمل، پس از مدتي كارآفرينان بهجاي اين فلسفهي وجودي تمام تمركز خود را روي اهداف ملموس مالي و رقابتي ميگذارند؛ چيزي شبيه (آ) ريال درآمد در يك ماه يا دستيابي به جايگاه اول فروش در بازار (ب.) اما يك كسبوكار موفق ياد ميگيرد كه با خلق يك استراتژي پويا و تغيير آن در طول مسير حيات كسبوكار و در مقابله با روندهاي تغييرات محيطي به چابكي استراتژيك دست يابد (اين مقالهي هفتهي قبلي را در گزارهها را ببينيد.)
2- ادراك و پذيرش تغييرات: كارآفرينان عادت دارند كه ايدهها و محصولات خودشان را بهترين و بيرقيبترين بدانند؛ اما تجربه نشان ميدهد كه هميشه حق با آنها نيست. يك كسبوكار موفق، بهصورت دائمي تغييرات محيطي را دنبال و تحليل ميكند و بهسرعت آنها را در اختيار تصميمگيران اصلي خود قرار ميدهد تا واكنش مناسب را به آنها در قالب چابكي استراتژيك خلق كنند. آنها اين كار را سريعتر و بهتر از رقبايشان انجام ميدهند.
3- آزمودن ايدهها: اگر بپذيريم دنيا در حال تغيير است، نظر مشتريان لزوما ممكن است با ما موفق نباشد و ما هم ممكن است حتي با وجود تجربهي بالا نياز و سليقهي مشتري را نشناسيم، آنوقت است كه اهميت مفهومسازي، تخصيص منابع، اجرا و آموختن از آزمودن ايدهها در دنياي واقعي را درك ميكنيم! اين كار باعث كاهش ريسك و هزينهي نوآوري هم ميشود.
4- چابكي در اجرا: ميدانيم كه ايده در دنياي امروز اهميت چنداني ندارد و “مزد آن گرفت جان برادر كه اجرا كرد!” چابكي در اجرا را اين صورت تعريف ميكنيم: “توانايي و ظرفيت ايجاد تغييرات مورد نياز ـ به هر دو شكل تدريجي و تحولآفرين ـ همراه با توانمندي تشخيص ميزان تأثير تغيير روي بهبود عملكردها.”
توانايي ديدن تغيير و پذيرش و تطبيق دادن خود با آن كليد بقا و موفقيت در بازارهاي امروز است. مفهوم چابكي در كسبوكار چيزي فراتر از همين جملهي ساده نيست؛ اما موفقيت در اجراي آن است كه تفاوت كسبوكارهاي موفق و ناموفق را مشخص ميسازد.
پیش از شروع:
زندگی، سلامت و کار حرفهای:
حماقت گروهی: آیا مغزهای ما واقعا برای اندیشه مستقل سیمکشی شدهاند؟ تکرار آزمایش معروف «سالومون اَش» با وسایل مدرن (دکتر علیرضا مجیدی؛ یک پزشک)
یک استراتژی حیرتآور برای رهایی از تعلل (بیزینسترندز)
چرا بهتر است تلاش برای یک آدم خوب به نظر رسیدن را متوقف کنیم و به جای آن صادق باشیم (یک پزشک)
10 توصیه برای بهبود روابط اجتماعی
ده نکته ضروری رهبری برای کارمندان و مدیران پاییندست (دیجیاتو)
مدیریت کسبوکار:
نفوذ در بازار از راه قلبها (وفا کمالیان؛ رفتار سازمانی) (عاااااااااااااالی!)
تحویل شدنیها و روزمرگی (نادر خرمی راد)
از قیمت برای خودتان غول نسازید
ارائه ارزش؛ فرق بازاریابی محتوا با تبلیغات؟
تبلیغات چگونه در فضای ذهن ما گام برمی دارد؟DoNext
کارآفرینی، تجاریسازی و استارتآپ:
با تجاریسازی ایده، بازارها را به هم بریزیم
دنیای چابک – نسخه جدید راهنمای اسکرام
کارآفرینان تکنولوژی، ایران را متحول میکنند و پدیده استارتآپها در ایران
استراتژی غولهای بزرگ برای خریدهای بزرگ در سیلیکون ولی؛ بخر و تنهایش بگذار! فارنت
اقتصاد، تأمین مالی و سرمایهگذاری:
وظیفه اقتصاددانان چیست (رابرت شیلر؛ برندهی نوبل اقتصاد)
نظام تامین مالی کارآفرینی در ایران (دکتر حامد قدوسی)
ترس از آینده (دکتر محمد طبیبیان)
پیشنهاد ایجاد 6 قطب توسعه منطقهای در کشور
آمار و اطلاعات کسبوکار و اقتصاد:
جايگاه ايران در نوآوري و رقابتپذیری جهاني
ایران؛ دومین اقتصاد بزرگ خاورمیانه و آسیای مرکزی
بررسی بازدهی بازارهای مالی/ سکه نخرید، زیان میکنید
درآمد 48 هزار میلیارد تومانی مالیاتی
پرداخت 238 هزار میلیارد تومان وام در بانکها
فاوا در جهان:
هوش مصنوعی تا ۱۰ سال آینده چه تاثیری بر زندگی ما خواهد گذاشت؟ – زومیت
ساتیا نادل نسل خودکار تا 10 سال آینده منقرض خواهد شد (زومیت)
موفقیت روباتهای خبرنگار در آسوشیتدپرس
اینترنت اشیا بلای جان سرویسهای کلود
Net Neutrality چیست و چرا اهمیت دارد؟ (دیجیاتو)
فاوا در ایران:
وزیر ارتباطات: بخش خصوصی باید در شبکه ملی اطلاعات سرمایهگذاری کند
وزیر ارتباطات محدودیتی در ارائه پهنای باند به استانها نداریم. موتورهای جستجوگر فارسی به کار افتاد
جزییات پروانه جدید خدمات اینترنت
صدور پروانه برای اپراتورهای شبکه توزیع محتوا کلید خورد
بندر بوشهر ترانزیت خارجی حوزه ارتباطات شد
فناوری همراه:
اپل اولین اپلیکیشن اندرویدی خود را توسعه میدهد (زومیت)
مرحلهی بعدی برای آیپد چیست، نگریستن به جادهی تکامل سرفس پرو؟ (دیجیاتو)
پیشی گرفتن پرداختهای موبایل از پرداختهای کارتی در آینده
رسانههای اجتماعی:
کاربران سایتهای بزرگ چقدر ارزش دارند؟ (زومیت)
تمرکز فیسبوک روی ساعات کاری کارمندان!
همکاری توییتر و گوگل برای نمایش توییتها در بین نتایج جستجو (دیجیاتو)
فیسبوک 45 میلیون شغل جدید ایجاد کرد
آمار و اطلاعات فاوا:
زیرساختهای IT در سال 2015 چگونه تکامل مییابد؟
حكايت ما همچنان حالا حالاها باقي است! به اينجا رسيديم كه كليد خوشبختي در دستان خود ماست تا با آن بتوانيم قفلهايي كه بر ذهن و فكر و شايستگيهايمان زدهايم باز كنيم. تنها كافي است ريسك ـ چه از نوع مثبت و چه از نوع منفي ـ را بپذيريم و حركت را بهسوي دستيابي به اهدافمان آغاز كنيم. اما حتا با پذيرش ريسك هم هنوز يك مشكل اساسي ديگر باقي مانده بود: من ميخواستم، ميدانستم كه ميتوانم و ريسكها را هم بهجان ميخرم؛ اما حركتم كند بود و آن كارهايي را كه بايد را انجام نميدادم. مشكل بيعملي من را آزار ميداد. بايد از جايي شروع ميكردم و كارهايي را انجام ميدادم تا در مرحلهي بعد بتوانم بخشي از ايدهها را خودم اجرا كنم و بخشي ديگر را هم به افراد متخصص (مثلا برنامهنويس) واگذار كنم. اما خودم را همچنان گرفتار پروژه و مشاوره نگه داشته بودم و حتا زماني كه كار خاصي نداشتم هم بيشتر وقتم را به بطالت ميگذارندم. چرا؟ اين سؤالي بود كه ذهن من را به خودش مشغول كرده بود.
بايد تعارف را كنار ميگذاشتم و با خودم روراست و بيرحم ميبودم. وقتي كه بالاخره بر تعارف با خودم غلبه كردم، متوجه شدم كه همزمان چند عامل مختلف روي كار من تأثيرگذار بودهاند:
من همچنان داشتم وانمود ميكردم كه كار بزرگي را آغاز كردهام و خودم را گول ميزدم. هنوز هيچ كار جدي كليد نخورده بود. خوب سؤالي برايم پيش آمده بود كه چرا؟ اما بعد از مدتي ديگر با كمي تأمل متوجه شدم در پس همهي اين عوامل، يك عامل ديگر قرار دارد كه سه عامل بالا تنها پوستهاي براي آن محسوب ميشدند. اصل داستان هماني است كه در عنوان اين پست خوانديد. كسبوكار همانند يك گل و گياه است كه بايد كاشته شود و از آن مراقبت شود تا به نتيجه برسد. شازده كوچولو كه يادتان هست؟ شازده كوچولويي كه تمام زندگيش را وقف مراقبت از گلش كرده بود و حتا زماني كه پاي به زمين گذاشت هم تمام فكر و ذكرش گلش بود. من هم بايد چنين باوري را در خودم بهوجود ميآوردم.
“مسئوليتپذيري” كليدواژهي گمشدهي زندگي جديد من بود. البته نه اينكه آدم مسئوليتپذيري نباشم؛ بلكه در مورد كسبوكارم چندان حس مسئوليتي احساس نميكردم. ميدانيد چرا؟ چون وقتي چيزي در حد يك ايده است و هنوز تبديل به تعهدي در دنياي بيرون از وجود انسان نشده، مجبور كردن خود به وقت گذاشتن روي آن، اصلا كار سادهاي نيست. مغز انسان در انتخاب ميان ملموس و ناملموس بهصورت پيشفرض و خودكار طرف چيزهاي ملموس را ميگيرد؛ چيزهايي شبيه: جلسات بيپاياني كه در آنها فقط خوش ميگذرد و نتيجهاي بهدست نميآيد، جلو رفتن بدون داشتن هيچ هدف و انگيزهاي تنها با اين پيشفرض كه “ما خيلي كارمان درست است و هنوز كشف نشديم” (در حالي كه خودمان هم هنوز نميدانيم كه هستيم و قرار است چه كار كنيم و چه بفروشيم و چرا مشتري بايد از ما بخرد)، انداختن كارها و تقصيرها به دوش ديگران، قرار دادن كسبوكار خودمان در اولويت آخر همهي كارهاي زندگي و بسياري اتفاقات ناخوشايند ديگري از اين دست.
نتيجه چه بود؟ اجازه بدهيد صادقانه بگويم: ماهها وقت تلف كردن و دست آخر رسيدن به هيچ. من حتا يك قدم هم بهسوي هدفم برنداشته بودم (حالا اگر نگوييم كه چند گام هم به عقب رفته بودم!) در عمل همه چيز هماني بود كه بود و من همچنان اولويتم كار ديگران بود و نه كار خودم. و خوب طبيعي است كه تا نخواهي مسئوليت كاري را بپذيري و خودت را بهشكل كامل وقف آن كني، تنها نتيجهاي كه عايدت ميشود هيچ است!
پ.ن. برای مطالعهی تمامی قسمتهای این مجموعه یادداشتها به اینجا مراجعه کنید.
سالها پیش از این نویسندگان فرهیختهی کتاب هنوز خواندنی “مهندسی مجدد فرآیندها: منشور انقلاب سازمانی” جملهای را در کتابشان نوشتند که امروز پس از گذشت دو دهه از زمان انتشار کتاب معنادار است: “در دنیای امروز تنها اصل ثابت، دائمی بودن تحول و تغییر است.” حالا در روزهایی که هر روز شاهد بروز نوآوری تحولسازی در گوشهای از دنیا در حوزههای مختلف فناوری و کسبوکار هستیم، دل بستن به آنچه در اختیار داریم و جایگاه رقابتی برتر چیزی جز رؤیا نیست (شاید بگوییم که ایران و رقابت؟ اما نباید فراموش نکنیم که در بسیاری از حوزهها رقابت بهصورت کامل و بدون دخالتهای فراحوزهای برقرار است و دیر یا زود کشور ما نیز به بازار جهانی خواهد پیوست و کسبوکارهای داخلی با رقابت شدید با کسبوکارهای جهانی روبرو خواهند بود.)
بنابراین کسبوکارها برای بقا و رشد نیازمند نوآوری هستند. اما بهعنوان یک کسبوکار کوچک که بودجهی چندانی هم برای تحقیق و توسعه و نوآوریهای ویرانگر (Disruptive Innovation) نداریم، چگونه میتوانیم نوآور باقی بمانیم؟ هایکه یانگ در مقالهی این هفته به این سؤال پاسخ میدهد.
خانم یانگ مقالهاش را با نقل قولی از ای.ای. میلنه نویسندهی معروف مجموعه داستان دوستداشتنی “وینی پو” آغاز میکند: “یکی از مزایای غیرعادی بودن این است که همیشه در حال کشفهای هیجانانگیز هستی!” اما نباید فراموش کنیم که این کشفهای هیجانانگیز و نوآوریهای ویرانگر اگر در مقیاس کوچکی باقی بمانند، نه تأثیرگذار خواهند بود و نه پایدار. بنابراین هر کسبوکار کوچکی برای بقا و رشد مبتنی بر نوآوری باید یاد بگیرد چطور نوآوریهای خود را به قابلیت مقیاسپذیری مجهز کند؟
او برای پاسخ به این سؤال، سه گام ساده را مطرح میکند:
1- روی امروز تمرکز کنید؛ اما با داشتن گوشهی چشمی به فردا: موفقیت و درآمدزایی فردا بههمان اندازهی امروز مهم است. هیچکدام بر دیگری برتری ندارند. بنابراین زمانی را برای کشف روندهای تحول صنعت خود و پیشبینی رفتار مشتریان صرف کنید. اگر شما پیشگام حوزهی کاری خودتان نباشید، مطمئن باشید رقبای شما خواهند بود! امروزه فاصله تا باختن تنها چند گام کوتاه است. بهقول دانشمند معروف علوم رایانه آلن کی: “بهترین راه برای ساختن آینده، اختراع کردن آن است!”
2- زمان مشخصی را برای شکستن قواعد اختصاص بدهید: نوآور بودن خوب است؛ اما فراموش نکنید که کسبوکار شما باید همواره در حال خدمترسانی به مشتریان باشد! بنابراین شما به مجموعهای باثبات از فرایندها و عملیات اجرایی ثابت نیاز دارید که بتوانند نیازهای مشتریان را بهخوبی پاسخگو باشند. اما در بازههای زمانی مشخص لازم است به چگونگی اختراع مجدد کسبوکار و محصول / خدمت و فرایندهایتان فکر کنید. هر نوآوری کوچکی را تشویق کنید و پاداش دهید تا فرهنگ نوآوری را در سازمانتان نهادینه کنید.
3- به دادهها بیشتر اعتماد کنید تا حس و شور و شوقتان: البته این بهمعنای این نیست که حس شهود و شور و اشتیاقتان را فراموش کنید! بلکه منظور این است که شهود و اشتیاق باید با شواهدی از دنیای واقعی تکمیل و تأیید شود. آیا چیزی که شما نوآوری میدانید واقعا نوآوری است؟ آیا شما واقعا اولین نفر هستید که این کار را انجام دادهاید؟ آیا یک نوآوری تئوریک در عمل هم قابل پیادهسازی است و اجرای آن دارای صرفهی اقتصادی است؟ از همه مهمتر: مشتری این نوآوری را میفهمد و حاضر است برای آن پول پرداخت کند؟ بهتر است پاسخ این سؤالها را دادههای دنیای واقعی و تحقیقات بازار بدهند نه حس درونی شما!
فراموش نکنید که اگر چه نوآوری همواره کلید موفقیت و بزرگ شدن کسبوکارهای کوچک است؛ اما نوآوری باید قابلیت مقیاسپذیری و تکرارپذیری را داشته باشد. اگر نوآوریتان باعث فروش به مشتریان جدید و بازگشت مشتریان قدیمیتان شده، یعنی مسیر را دارید درست طی میکنید!