گزاره‌ها (۲۰3)

تعریفی که بسیاری از ما از مدیریت در سر داریم این است که چگونه کاری که افراد انجام می‌دهند را برای آن‌ها سخت‌تر کنیم!

پیتر دراکر

مقاله‌ی هفته (11): مديريت بر خود به‌روايت پيتر دراکر

هفته‌ي پيش اين شانس را داشتم که مقاله‌ي “مديريت بر خود (Managing Oneself)” نوشته‌ي پيتر دراکر بزرگ را بخوانم و واقعا هم از آن لذت بردم. اين از آن نوشته‌هايي است که بايد حتما بخوانيدش تا از نزديک تک‌تک واژه‌هاي آن را لمس کنيد و لذت ببريد. مي‌خواهم اين‌جا فقط چند نکته‌ي کوتاه اما شگفت‌انگيز را از اين مقاله بنويسم و بقيه‌اش را بگذارم تا خودتان بخوانيد. اين نکات ساده، اوج نکته‌سنجي و ذهن بي‌نظير اين پير درگذشته‌ي مديريت را نشان مي‌دهند.

مديريت بر خود به‌روايت پيتر دراکر پنج گام دارد: 1. توانايي‌هاي من کدام‌اند؟‍  2- من چگونه کار مي‌کنم؟ (عادت‌ها و سبک کاري و علايق من مثل: دوست داشتن کار کردن با ديگران يا ترجيح دادن تنها کار کردن.) 3. ارزش‌هاي زندگي من کدام‌اند؟ 4. من متعلق به کجا هستم؟ (يعني با اين توانايي‌ها، نظام ارزشي و آن علايق کجا بايد کار بکنم؟) 5. حالا براساس پاسخ‌هاي سؤالات قبل چه کار مي‌توانم بکنم؟ اين پنج گام با مکانيزم ساده‌ي بازخورد (feedback) روي هم تأثيرگذارند.

اما چند جمله‌ي ساده اما بي‌نظير در اين مقاله بود که مرا به‌شدت هيجان‌زده کرد:

ـ مردم بيش‌تر مي‌‌دانند چه کاري را بلد نيستند؛ نه اين‌که چه کاري را بلدند!

ـ تبديل ضعيف به متوسط از تبديل خوب به عالي سخت‌تر است!

ـ هيچ وقت نخواهيد که خودتان را عوض کنيد. تنها بايد روش کارتان را عوض کنيد!

ـ وقتي خودتان را در آينه مي‌بينيد دوست داريد چه آدمي را ببينيد؟ اين همان آدمي است که بايد در دنياي واقعي بسازيدش.

ـ انتخاب گزينه‌ها در تصميم‌گيري وابستگي تام دارد به نظام ارزشي افراد (براي همين ارزش‌هاي فردي‌تان را تعيين کرديد. در واقع منظور اين است که در تصميم‌گيري در يک موقعيت يکسان، آن چيزي که باعث تصميمات متفاوت مي‌شود نظام ارزشي متفاوت افراد است.)

ـ اعتماد يعني آشنايي با روش کار يکديگر.

اين مقاله عالي بود!!! واقعا عالي! متن انگليسي‌اش را مي‌توانيد از اين‌جا دانلودش کنيد. ضمنا ترجمه‌‌ي فارسي اين مقاله (که من هم آن را خوانده‌ام) در کتاب جستارهايي در رهبري با ترجمه‌ي آقاي دکتر محمد ابراهيم محجوب و چاپ نشر ني منتشر شده است. اين مقاله اولين مقاله‌ي کتاب است و تحت عنوان “راه‌بري خويش” ترجمه شده است.

مطالعه‌ي اين کتاب و جدا از آن، مقاله‌ي بسيار خواندني “مديريت بر خود” را به همه توصيه مي‌کنم. اين مقاله يکي از 10 مقاله‌‌ي پرخواننده‌ي مجله‌ي هاروارد بيزينس ريويو نيز بوده است.

کتاب‌خانه (1)

دوستان همينا از من خواسته‌اند تا در اين روزها که در ايام برگزاري نمايشگاه بين‌المللي کتاب به سر مي‌بريم، کتاب‌هاي خوبي را که در حوزه‌ي مديريت مي‌شناسم معرفي کنم. به نظر بد نيامد که هر از چند گاهي اين کار را انجام بدهم. ضمن عذرخواهي از اين دوستان بابت تأخير يک هفته‌اي در انتشار اين پست، در اين‌جا مي‌خواهم دو کتاب بسيار خوبي را که در سال‌هاي اخير خوانده‌ام، معرفي کنم:

1. ماجراهاي يک مشاهده‌گر؛ پيتر دراکر؛ ترجمه‌ي غلامحسين خانقائي؛ سازمان مديريت فرا: اين کتاب، زندگي‌نامه‌ي خودنوشت پيتر اف. دراکر بزرگ پدر علم مديريت نوين در طول مسير زندگي نود و چند ساله‌ي اوست. شايد بيش از هر چيز ديگر، نگريستن به جهان از زاويه‌ي ديد يک متخصص برجسته قطعا جذابيت‌هاي خاص خود را دارد؛ هر چند که از آن مهم‌تر ياد گرفتن چطور نگاه کردن به دنيا است. دراکر در صفحات آغازين کتاب مي‌گويد: “مشاهده‌گرها از خود تاريخچه و سرگذشت ندارند. آن‌ها در عين حضور در صحنه جزو نمايش نيستند؛ آن‌ها حتي تماشاچي هم نيستند. موفقيت نمايش و بازي‌گران آن در گروي توجه جاضران به آن‌هاست؛ در حالي که عکس‌العمل مشاهده‌گر نسبت به نمايش فقط بر خود او تأثير مي‌گذارد. ولي مشاهده‌‌گر در پشت صحنه ـ همانند يک آتش‌نشان حاضر در يک تماشاخانه ـ در کنج مخفي خود، چيزهايي را مي‌بيند که از ديد بازي‌گران و حاضران در مجلس ناديده مي‌ماند و از همه مهم‌تر اين‌که او از منظر متفاوتي جداي از بازي‌گران و تماشاچيان به نمايش مي‌نگرد. در واقع، مشاهده‌گران به جاي اين‌که هم‌چون آينه نور را بازتاب نمايند، به صورت منشور عمل کرده و آن را به رنگ‌هاي اصلي‌اش تجزيه مي‌کنند.

و با اين تعريف از مشاهده‌گر است که وارد خواندن داستان زندگي طولاني، پرفراز و نشيب و جذاب دراکر مي‌شويم. با مادربزرگ بي‌نظير و بانمک او همراه مي‌شويم (اين مادربزرگه واقعا استثناييه؛ بايد فصل مربوط به او را بخوانيد و کلي با خواندن کارهاي بانمک‌اش بخنديد تا بفهميد چه مي‌گويم)، از روش تدريس سه خواهر معلم دراکر در کودکي نکات جالبي را مي‌آموزيم، در مسير زندگي او با آدم‌هايي گم‌نام اما بسيار مؤثر در تاريخ جهان روبرو مي‌شويم، رشد حرفه‌اي دراکر را در اروپا و آمريکا دنبال مي‌کنيم، با ديدگاه‌هاي دراکر نسبت به نظريات بزرگاني چون فرويد و مارشال مک لوهان آشنا مي‌شويم،‌ ماجراهاي زندگي چند تن از ثروت‌مندان معروف اروپايي و آمريکايي و درس‌هاي زندگي آن‌ها را مرور مي‌کنيم و با ايده‌ها و روش‌هاي مديريتي افسانه‌هايي مانند آلفرد اسلوان آشنا مي‌شويم. شايد مهم‌ترين نکته‌ي کتاب همان ياد گرفتن “چگونه مشاهده‌ کردن” باشد. دراکر به ما مي‌آموزد که چطور به دنيا و زندگي ديگران، از زاويه‌ي ديد يک آدم حرفه‌اي بنگريم.

2. بازآفريني سازمان؛ راسل ايکاف؛ ترجمه‌ي تقي ناصر شريعتي و همکاران؛ انتشارات سازمان مديريت صنعتي: ايکاف را همه‌ي علاقه‌مندان به تحليل سيستم‌ها حتما مي‌شناسند. ايکاف هم به‌نوعي در کنار بزرگاني چون چرچ‌من پدر علم تحليل سيستم‌ها محسوب مي‌شود. روايت روش ساده اما بسيار جذاب و کاربردي تحليل سيستم‌ها به روايت ايکاف را هم دانش‌آموختگان دانشکده‌ي صنايع پلي‌تکنيک حتما از زبان استاد ارج‌مندمان دکتر رمضاني به ياد مي‌آورند. ايکاف هم که متأسفانه مانند دراکر بايد از او با پيش‌وند مرحوم ياد کنيم، در اين کتاب به دنبال پيشنهاد طرحي جديد براي طراحي سازمان‌ها است: سازمان شبکه‌اي. اما اهميت اين کتاب به اين موضوع برنمي‌گردد؛ بلکه اين کتاب به دليل توصيف ديدگاه‌هاي ايکاف در مورد سيستم‌ها و تحليل‌شان است که اهميتي بسيار پيدا کرده است. ايکاف در اين کتاب از تعريف و انواع سيستم‌ها شروع مي‌کند و جلوتر، به توصيف ماهيت و ابعاد سازمان و مديريت از ديدگاه خودش مي‌رسد. در ادامه به تشريح فرايند طراحي آرماني سازمان از ديد خودش مي‌رسد و در اين فرايند مباحثي بسيار جذاب را مطرح مي‌کند. از جمله فصلي با عنوان “فرايند / برنامه‌ريزي ابزار” که شايد براي من به‌عنوان يک تحليل‌گر و مشاور، يکي از جذاب‌ترين و مفيدترين متوني باشد که درباره‌ي ابزارهاي مديريت خوانده‌ام. البته اين کتاب در بخش‌هايي هم نگاه ايکاف را به موضوعاتي مانند دموکراسي در سازمان‌هاي نوين مطرح مي‌کند که در جاي خودش براي من به‌عنوان يک علاقه‌مند علوم اجتماعي بسيار جذاب بود. پايان کتاب هم خلاصه‌اي است از کتاب بي‌نظير ديگر ايکاف: برنامه‌ريزي تعاملي.

من قبل‌تر در گزاره‌ها دو کتاب ديگر را هم معرفي کرده‌ام که باز هم پيشنهاد مي‌کنم اگر آن‌ها را نخوانده‌ايد، نگاهي بهشان بياندازيد:

رقص فیل‌ها ـ یک نگاه کلی (به‌ترين کتاب مديريتي که در چند سال اخير خوانده‌ام!)

معرفی کتاب: شرکت سهامی حیوانات

پروژه‌ي “کشف کردن”!

کارن ديلون سردبير هاورارد بيزينس ريويو در اين‌جا ماجراي مديرعامل سابق پروکتر اند گمبل، آقاي اي. جي. لافلي را شرح مي‌دهد. زماني که آقاي لافلي مديرعامل P&G شد تصميم گرفت تا به سراغ پيتر دراکر بزرگ برود تا ببيند دقيقا بايد در پست جديدش چه کار کند. آن‌ها با هم چند جلسه در مورد اين‌که وظايف يک مدير ارشد اجرايي (CEO) چيست بحث و تبادل نظر مي‌کنند تا اين‌که اين جلسات به دليل مرگ پيتر دراکر ناتمام مي‌ماند …

خانم ديلون يک درس اخلاقي بزرگ از اين ماجرا مي‌گيرد: از همين ام‌روز تصميم بگيريد که هر چه را مي‌توانيد بيش‌تر ياد بگيريد بدون اين‌که کسي از شما بخواهد. هشيار باشيد و از هر فرصتي و هر آدمي براي ياد گرفتن بهره‌ بگيريد. با آدم‌هاي بزرگ ارتباط برقرار کنيد و حواس‌تان باشد که روابطي که منجر به کسب بينش‌هاي تغييردهنده‌ي قواعد بازي مي‌گردند، تصادفي ايجاد نمي‌شوند؛ پس همين الان آن تلفني که بايد را بزنيد؛ اي‌ميلي که بايد را بفرستيد و يا با آن آدم رو در رو سخن بگوييد. حواس‌تان باشد که اگر اين کارها را نکنيد؛ روزي به سرنوشت آقاي لافلي مبتلا مي‌شويد که بزرگ‌ترين حسرت زندگي‌اش اين است که چرا چندسال زودتر آن تلفن ساده را به پيتر دراکر نزده بود …

بنابراين: وظايف مربوط به پروژه‌ي “کشف کردن” را در صدر فهرست کارهاي روزانه‌تان (To-Do List) قرار دهيد.

خروج از نسخه موبایل