درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (50)

“برای موفقیت‌های ناپولی حد و مرزی وجود ندارد. ما تمام تلاش‌مان را در سری آ، لیگ قهرمانان اروپا و کوپا ایتالیا انجام خواهیم داد.” (ادينسون کاواني؛ اين‌جا)

وقتي راهِ رفتن مشخص است؛ موفقيت يعني هر چقدر بيش‌تر جلو رفتن در مسيرِ پيش رو!

درس‌هايي از فوتبال براي کسب و کار (49)

“از کاری که در حال حاضر انجام می‌دهم لذت می‌برم و به کسی که قرار است پس از کاپلو هدایت تیم ملی انگستان را بر عهده بگیرد، کمک خواهم کرد. می‌توانم به وی کمک کنم تا بهترین توان خود را برای موفقیت به کار گیرد. من احساسات بعضی‌ها را درک می‌کنم که بر این باورند باید جایگزین کاپلو شوم؛ اما فکر می‌کنم الان زمان مناسبی برای انجام این کار نیست. اغلب خیلی از مردم را می‌بینم که یک دفعه بالا می‌روند و یک دفعه هم به‌زیر کشیده می‌شوند. من قصد کسب تجربه دارم و برای سال‌های آینده نامزد بهتری خواهم بود.” (استوآرت پيرس؛ کمک‌مربي تيم ملي انگليس در مورد آينده‌ي خودش؛ اين‌جا)

خيلي وقت‌ها به ما پيشنهادهاي شغلي مي‌شود که خودمان مي‌دانيم هنوز براي پذيرش آن‌ها آمادگي نداريم؛ اما جاه‌طلبي، ريسک‌ کردن، نياز به درآمد بيش‌تر، پرستيژ و کلاس بالاي شغلي (!) و بهانه‌ها و تفسيرهايي مثل اين‌ها باعث مي‌شوند تا اين پيشنهادها را بپذيريم. زماني با مديري کار مي‌کردم که بدون داشتن تجربه‌ي کارشناسي، از روز اول کاري‌اش مدير شده بود! اين آقاي مدير به‌همين دليل از ماهيت و الزامات کار کارشناسي سر در نمي‌آورد. نمي‌دانست که فلان کار خاص چقدر طول مي‌کشد. درک نمي‌کرد که کارشناس علامه‌ي دهر نيست و بايد يک جاهايي راه‌نمايي شود. متوجه اين نکته نبود که بايد خودش اول انتظارات‌اش را از کارشناس‌اش بداند و بعد اين را به کارشناس منتقل کند؛ نه اين‌که بعد از دو ماه همکاري به کارشناس بگويد که تو انتظارات من را برآورده نکردي!

در مورد ايشان و خيلي ديگر از مديران، مشکل اين‌جاست که زودتر از آن زماني که بايد به سطح بالاتر مي‌رسند. در واقع بدون دست‌يافتن به بلوغ کاري در سطح پايين‌تر، به ناگاه خود را در سطح بالاتري مي‌يابند که مستلزم نظارت بر افراد سطح پايين‌تر است. اما چون از ماهيت کار آن‌ها سررشته‌اي ندارند؛ عملا در مديريت آن‌ها به‌مشکل برمي‌خورند.

چند سال پيش که خيلي هم سابقه‌ي کار زيادي نداشتم، مدتي به‌صورت هم‌زمان در دو جاي مختلف کار مي‌کردم. سرانجام به‌ نقطه‌اي رسيدم که بايد يکي از آن‌ها را انتخاب مي‌کردم: يکي کار کارشناسي سخت و پرحجم و تمام‌نشدني در يک شرکت مشاوره و ديگري کار به‌عنوان کارشناس استراتژي در يک مؤسسه‌ي حقوقي تازه تأسيس که شايد نهايت کارم ماهي يک بار تهيه‌ي يک گزارش بود. ضمن اين‌که اين دومي حقوق‌اش تقريبا دو برابر حقوق من در کار شرکت مشاوره بود. من آن زمان کار در شرکت مشاوره را به‌رقم سختي بيش‌تر و درآمد کم‌تر انتخاب کردم. و خوب نتيجه‌‌اش هم تجربيات بسيار خوب و مفيدي بود که در آن شرکت داشتم.  در اين چند سال درآمدم متناسب با افزايش تجربه و دانش و بلوغ کاري‌ام افزايش پيدا کرد (و به‌صورت ناگهاني بالا نرفت.) بعد از چند سال کار در سطح کارشناسي در اين شرکت مشاوره به سطح مديريت هم رسيدم؛ چيزي که در آن مؤسسه‌ي حقوقي ممکن نبود. در اين چند سال حتا در بدترين شرايط کاري هم از انتخاب‌ام پشيمان نشدم. چون مطمئن بودم که انتخاب‌ام براساس سطح تجربه و بلوغ‌ام و هم‌چنين نوع تجربياتي که بايد براي بالا رفتن از نردبان شغلي‌ام به آن‌ها نياز داشتم، درست‌ترين انتخاب ممکن بوده است. ضمن اين‌که بعدا متوجه شدم که اگر آن پيشنهاد را مي‌پذيرفتم، خودم را با يک درآمد غيرواقعي مي‌سنجيدم و در نتيجه هميشه انتظار حقوق و دستمزدي بيش‌‌تر از سطح رشد علمي و کاري‌ام را داشتم. چيزي که يکي از بزرگ‌ترين موانع رشد حرفه‌اي آدم است.

بنابراين هميشه بدانيد سطح بلوغ‌ خودتان و توانايي‌هاي‌تان دقيقا کجاست. پيشنهاداتي را که مي‌دانيد از مرز خودِ امروزتان بالاترند، نپذيريد. مطمئن باشيد در آينده زماني که به‌ بلوغ لازم برسيد، فرصت‌هاي بسيار به‌تري را به‌دست خواهيد آورد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴8)

“فکر می‌کنم که راز موفقیت ما در سادگی‌ای است که بازیکنان در درک شیوه‌ي بازی دارند. هر چقدر کارها آسان‌تر باشد، اوضاع به‌تر است. این همان چیزی است که گواردیولا به ما آموخته و در نهایت همه‌ي دنیا سبک کاری بارسلونا را تحسین می‌کنند.” (دني آلوز؛ اين‌جا)

دني آلوز مي‌گويد: راز موفقيت = ساده انجام دادن کارها! و بارسا همين‌طوري رئال را شنبه در ال‌کلاسيکو شکست داد … اما همه‌ش هم اين نيست! پيروزي بارسا از زاويه‌ي ديد ره‌بري سازماني، دليل مهم‌تري هم داشت. دليلي که باعث شد متوجه شوم ايده‌هاي ره‌بري پپ عزيز را با استيو جابز بزرگ چقدر نزديک‌اند. شنبه براي‌تان مي‌نويسم‌ش.

پ.ن. اين هفته از نظر کاري به‌شکل غيرقابل باوري شلوغ بودم. اين شد که گزاره‌ها چند روزي به‌روزرساني نشد. اميدوارم ديگر از اين مشکلات پيش نيايد.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴7)

“آیا من در فکر تغییرات تاکتیکی در تیم هستم؟ بله. ولی در مورد مدل بازی بارسلونا و مقایسه بین تیم ما و بارسلونا اغراق شده است و من هیچ وقت چنین مقایسه‌ای نکرده‌ام. بعضی بازی‌ها به تو کمک می‌کند تا حد و مرزها را بشناسی و در نهایت این شما خبرنگاران هستید که درک می‌کنید که ما مثل بارسلونا نیستیم.” (چزاره پراندلي سرمربي تيم ملي ايتاليا؛ اين‌جا)

خودتان را گول نزنيد و گول حرف ديگران را هم نخوريد. حتا اگر بقيه هم نمي‌دانند، خودتان مي‌دانيد در چه سطحي از پيش‌رفت حرفه‌اي و علمي قرار داريد. بعضي وقت‌ها شکست‌ها براي اين در زندگي ما رخ مي‌دهند که بفهميم حد و مرز واقعي‌مان کجاست؛ مخصوصا زماني که خودمان اين را فراموش کرده‌ايم … شايد از اين نگاه، شکست هم موهبتي باشد!

وقتي اين‌طوري به ماجراي پيش‌رفت در کارراهه (و حتا زندگي) نگاه کنيم، هميشه انگيزه براي جلو رفتن و دليلي براي ياد گرفتن داريم.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴6)

“در مورد هر چیزی محدودیت‌هایی وجود دارد. هر بازیکن تنها دنیای محدود خود را می‌بیند و احساس می‌کند همه چیز باید همان‌طور که خودش می‌خواهد پیش برود.” (يورگن کلينزمن در جواب اتهام فيليپ لام به او در زمينه‌ي ضعف تاکتيکي؛ اين‌جا)

خطاب‌ام به مديران است: اين طبيعت کارشناسان زير دست شماست که دنيا را محدود ببينند. دو سؤال:

1- آيا خود شما به‌عنوان مدير همين اشکال را نداريد؟‍ آيا آن ديد جامع‌نگر سيستماتيکي را که لازمه‌ي کار يک مدير است، داريد؟

2- براي مديريت اين نوع نگاه کارشناسان‌تان چه برنامه‌اي داريد؟ حواس‌تان هست که بي‌توجهي به اين موضوع باعث مي‌شود تا در بلندمدت چه نارضايتي در ميان کارکنان‌تان ايجاد شود؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴5)

“مذاکرات نقل و انتقال مانند قمار است. در حالت ایده‌آل، هیچ چیز نباید به رسانه‌ها درز پیدا کند؛ اما به‌نظر می‌رسد این مسئله غیرممکن است زیرا چند طرف در این مسئله دخیل‌اند. این حقیقت که ما در ابتدای تابستان اعلام کردیم تنها 45 میلیون یورو هزینه خواهیم کرد، به نفع ما تمام شد. باشگاه‌ها می‌دانستند که ما چه مبلغی برای هزینه کردن داریم.” (نايب رئيس بارسلونا در مورد نقل و انتقالات تابستان 2011؛ اين‌جا)

پيش از آغاز مذاکره، محدوديت‌ها و خط‌قرمزهاي‌تان را خيلي شفاف اعلام کنيد!

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴4)

“من در مورد پایان دوران بازی‌ام زیاد فکر نکرده‌ام. هنوز به این فکر نکرده‌ام که این آخرین سال بازی من در یوونتوس است یا نه. این فکر که این فصل آخرین فصل بازی ام باعث می‌شود که انگیزه‌ي زیادی پیدا کنم و دو برابر تلاش کنم. می‌خواهم در اوج خداحافظی کنم. وقتي من به دوران حرفه‌ای 20 ساله‌ام نگاه می‌کنم، احساس رضایت می‌کنم.” (الکس دل‌پيرو؛ اين‌جا)

آيا در جايي کار مي‌کنيد يا کاري را انجام مي‌دهيد که از آن راضي باشيد و براي آن انگيزه داشته باشيد؟ آيا کارراهه‌ي شغلي‌تان را طوري مديريت مي‌کنيد که اگر روزي به مسير طي شده‌تان تا آن روز نگاه کرديد، مثل الکس دل‌پيرو احساس رضايت کنيد!؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (43)

“غیرممکن است که با بازی در فلامنگو احساس نارضایتی کنی. چون همه چیز در این باشگاه فوق العاده است. من اولین جام قهرمانی‌ام را در این‌جا کسب کرده‌ام و به دنبال موفقیت‌های بیشتری هستیم.” (رونالدينيو؛ اين‌جا در مورد انتقال‌اش از ميلان به فلامنگو)

اين، يک کليشه‌ي هميشه فراموش شده در ميان مديران سازمان‌ها و ره‌بران و سرپرستان گروه‌ها است: آيا آدم‌ها از بودن در سازمان / گروه شما احساس رضايت مي‌کنند!؟

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (42)

“گواردیولا مربی‌ نیست که لب خط بایستد و بگوید: شوت کن،شوت کن،شوت کن. شاگردان گواردیولا کارهای سخت‌تری را انجام می‌دهند. بازی بارسا نتیجه‌ي تمرین و ایده‌های روشن مربی‌اش است. گواردیولا از شاگردان‌اش می‌خواهد تا این ایده‌ها را درک کرده و این‌ها را پیدا کنند. مشخص شده که گواردیولا خیلی مهم تر از شاگردان‌اش است. البته خود او برعکس این را می‌گوید، مشخص است، چه بگوید! بگوید که من بهترین هستم؟؟ من هم چنین باوری ندارم. باید بررسی کنیم که پیکه قبل از روی کار آمدن گواردیولا چه بود؟ پدرو قبل از کارکردن با گواردیولا کجا بود و یا بوسکتس! حتی اینیستا هم بازیکن ثابت تیم نبود.” (اين‌جا)

“يک چیزی بود که او (پپ گوارديولا) را متفاوت می‌کرد: او با ایده‌ای کاملا شفاف روی کار آمد و مثل بقیه نبود که تازه شروع به جستجو کند. به گواردیولا گفتم که اگر می‌خواهد مثل مسیح باشد، باید در چه مسیری قراربگیرد: او با ایده‌ي شفافی آمد و با ایده‌ي شفافی هم رفت … ” (اين‌جا)

دو پاراگراف بالا توصيف سزار لوئيس منوتي مربي تيم قهرمان جهان سال 1978 آرژانتين و مربي سابق بارسلونا از پپ گوارديولاي عزيز ما است! جملاتي شورانگيز و بسيار جالب. منوتي مي‌گويد که يک ره‌بر پيش از هر چيز بايد براي ره‌بري‌اش يک ايده‌ي مشخص داشته باشد و سعي کند تا اين ايده را افرادش هم دقيقا بفهمند. چيزي که قبل‌تر خودم هم کشف‌اش کرده بودم: تعريف دقيق نقش ره‌بري در سازمان به‌روايت پپ گوارديولا.

درس‌هایی از فوتبال برای کسب و کار (۴1)

“من تازه در دوران فوتبال‌ام 10 ساله شده‌ام و مي‌دانم فوتبال چطور است. نااميد نمي‌شوم. يك روز از من تعريف مي‌كردند و حالا بد مي‌گويند. در فوتبال نظرات متفاوتي وجود دارد؛ اما من ياد گرفته‌ام كه متعادل باشم و ارزش‌هاي خود را مي‌دانم. براي من، مهم‌ترين چالش بازگشت به سطح‌ام در ميلان است. مي‌خواهم به همه نشان دهم كه چه توانايي‌هايي دارم.” (کاکا در مورد خودش؛ اين‌جا)

هيچ وقت از خودتان نااميد نشويد. ارزش‌ خودتان را براي دنياي اطراف‌تان (خانواده، دوستان، محيط کار و …) کشف کنيد. در روزهاي سخت، با تکيه بر همين ارزش‌مندي‌ها است که مي‌توانيد خودتان را به تلاش براي رسيدن روزهاي به‌تر قانع کنيد …

خروج از نسخه موبایل