حرفه‌ای‌ها (14)

ـ “يادم هست يک بار در تئاتر شهر بود كه يک خانم ويولونيست اجراي برنامه داشت. همان موقع خودم را به جاي او روي سن تصور مي‌كردم و فكر مي‌كردم من روي سن دارم برنامه اجرا مي‌كنم. آن زمان اين بزرگ‌ترين آرزوي من بود كه به مرور سعي كردم به آن برسم و موفق هم شدم. اين تنها آرزو و تنها هدف من بود. مي‌خواستم با نوازنده‌هاي حرفه‌اي دنيا در اين زمينه رقابت مثبت داشته باشم. تحصيلاتم را در اين زمينه كامل كردم. تصميم داشتم در اين مقوله به جايگاه خوب و مناسبي برسم، “

ـ “تمام هدفم نيز اين بود كه در حد و ‌اندازه بين‌المللي ساز بزنم، ضمن اينكه دوست نداشتم از اين شاخه به آن شاخه بپرم و از هر چيز در حد كم بدانم. مي‌خواستم اگر قرار است در نوازندگي گيتار كلاسيك فعاليت مي‌كنم، همين شاخه را ادامه بدهم و به هدفم كه جهاني شدن است برسم. دوست داشتم همه انرژي و تمركزم را روي نوازندگي گيتار كلاسيك بگذارم.”

(از گفتگوی خانم لیلی افشار ـ گیتاریست برجسته‌ی ایرانی ـ با روزنامه‌ی دنیای اقتصاد؛ این‌جا)

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل