

روايتتان را براي من بنويسيد.
پ.ن. براساس ايدهي مشاهدهگر، از شمارهي بهمن ماه ماهنامهي تدبير (نشريهي سازمان مديريت صنعتي) بهصورت يك صفحهي مستقل در اين نشريه بهچاپ خواهد رسيد. 🙂 منتظر باشيد.
نویسنده: علی نعمتی شهاب
ـ اینجا دفترچهی یادداشت آنلاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشتهی مهندسی، پاسخ سؤالهای بی پایانش در زمینهی بنیادهای زندگی را در علمی بهنام «مدیریت» کشف کرد! جواندلی که مدیریت را علم میداند و میخواهد علاقهی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!
دیدن همهی نوشتههای علی نعمتی شهاب
…
تفسيرهاي عرفاني داريا؟ 🙂
بله: رفتن، رسيدن است!
🙂
تفسير جالبيه
سلام
خیلی وقت بود که به دلیل امتحانات و دلایل دیگه به سایتتون سر نزده بودم و تازه متوجه شدم که مطالب زیادی رو از دست دادم:((((
اولین چیزی که با دیدن عکس به ذهنم رسید حس رهایی، آزادی یا شایدم استقلال بود. و اینکه با وجود کم بودن آب تنگ دوم بازهم انگیزه برای پریدن ماهی وجود داره برام جالب و سوال برانگیزه. شاید برای اینکه دوستش تنها نمونه داره میپره! و خیلی شایدهای دیگه!…
به نظر میاد ماههیها دارن میپرن تو یک تنگ دیگه شاید دارن یک حرکتی میکنند اما مقصدشون درست نیست یعنی فقط مسیر مهم نیست مقصد هم مهمه
مــستــــــــــم از جام تــــــــهی حیرانی!!! آب تنگ سمت راست برای چی بیرون پاشیده. ماهی دوم که هنوز بهش نرسیده! شاید ماهی دوم دنبال ماهی اول داره اونم بلا فاصله می ره که یا سرسپردگیه یا شایدم یه حرکت برنامه ریزی شده. ماهی سوم و چهارم هم اگه دنبالشون برن میشه جوگیری میشه یه جنبش کور که مقصدش با مبداش فرقی نداره.. اگه سومی و چهارمی تو تنگ خودشون بمونن، میشه هجرت و برابری فرصت. یا شایدم فرصت طلبی و استقلال. راستی گفتم استقلال یاده بازی جمعه افتادم. علی جان شما که در باره فوتبال هم قلم میزنی یه تحلیل هم از این بازی می نویسی؟ به خدا امیرخان (!) بیشتر شبیه مدیریتمونه تا خوزه مورینیو!
ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید…