گزاره‌ها (۱۴5)

اگر نمي‌دانيد دكمه‌ي خاموش‌ كردن كجاست، هيچ وقت دكمه‌ي روشن كردن را نزنيد!

سالومون شورت

نویسنده: علی نعمتی شهاب

ـ این‌جا دفترچه‌ی یادداشت‌ آن‌لاین یک جوان (!؟) سابقِ حالا ۴۰ و اندی ساله است که بعد از خواندن یک رشته‌ی مهندسی، پاسخ سؤال‌های بی پایان‌ش در زمینه‌ی بنیادهای زندگی را در علمی به‌نام «مدیریت» کشف کرد! جوان‌دلی که مدیریت را علم می‌داند و می‌خواهد علاقه‌ی شدیدش به این علم را با دیگران هم تقسیم کند!

7 دیدگاه برای “گزاره‌ها (۱۴5)”

  1. وقتی که کمی بزرگ‌تر شدی و مخصوصا مشغول به کار در سازمان‌ها و البته با‌تجربه‌تر، می‌بینی که رعایت همین یک اصل ساده، معجزه می‌کند. این، اساسا ربطی به ریسک‌پذیری نداره پسر خوب. 🙂

  2. یادم رفت اینم بگم که با این ذهنیت دیگه ریسک کردن معنا نداره!! خیلی وقتا آدما باید ریسک کنن!! با تشکر! توفیق از خداوند باشد ان شاالله! 😉

  3. اصلا باهاش موافق نیستم! شاید وقتی روشنش کردیم بعدش متوجه شیم دکمه خاموش کدومه! 🙂

  4. من که از استراتژي مستراتژي و این چیزا سر در نمیارم. من اگر هم ندونم دکمه خاموش کجاست، دکمه روشن را می زنم.. آخرش اینه که مجبوریم از برق بکشیمش دیگه!!

    روشن کردن، با دیدگاه کارآفرين ایرانی!

  5. سلام. این استراتژی خروج نیست؛ استراتژی عدم ورود است. 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

خروج از نسخه موبایل